روزنامه جمهوري اسلامي 18/11/1383 صفحه عقيدتي
چرايي و چگونگي پيدايش انقلاب اسلامي ايران




دكتر محمدرضا جواهري
عضو هيات علمي دانشگاه فردوسي مشهد
آخرين قسمت
دليل تعجب و حيرت و سردرگمي دانشمندان غربي در تحليل انقلاب ايران
ناديده گرفته شدن عنصر ايدئولوژي و نقش بنيادي دين و مذهب و تحولات سياسي اجتماعي , در متدلوژي رايج در غرب عامل اصلي بي اعتباري تئوري هاي انقلاب در پرتو انقلاب اسلامي ايران شده است . ماهيت مذهبي اين انقلاب , تئوري هاي گوناگون دانشمندان علوم اجتماعي و متخصصان علوم سياسي را پوچ و خنثي كرد. مورخ فرانسوي « كريستين دلانوا » در كتاب خود به نام ساواك به همين مطلب تصريح كرده و « مداخله عنصر ديني » را عامل پوچ و بي اثر شدن همه تحليل ها دانسته و مي نويسد : با وضعي كه با مداخله عنصر ديني در ايران پديد آمده بود همه تحليل ها و همه دستگاه هاي نيرومند جاسوسي پوچ و بي اثر مي شدند(18 ) .
او در زمينه نقش روحانيون در مبارزه با برنامه دين زدايي شاه چنين نوشته است : « از ابتداي دهه پنجاه ... روحانيون با عناصر پرتحركشان جنگ آشكاري را با برنامه هاي دين زدايي شاه ونيز با فساد مالي آشكار برخي از اطرافيان شاه در مقايسه با فقر مردم آغاز مي كنند. سركوبي موثر روحانيون , وقتي كه آنان صف يگانه اي را تشكيل مي دادند عملا غيرممكن بود » (19 ) او با اشاره به ناتواني ساواك در پيش بيني حوادثي كه از دي ماه 1356 به بعد روي داد مي نويسد : هيچ پليس امنيتي , هر اندازه توانمند , نمي توانست موج بنيان كن اسلام گرايان و اوج گيري برق آساي رهبر مذهبي تقريبا گمنامي چون (امام ) خميني را پيش بيني كند (20 ) در مورد نقش اسلام در انقلاب ايران نيز معتقد است : آن چه نقشه هاي شاه و ساواك را زير و رو كرد. فوران عنصري ملي بود كه از اعماق جامعه ريشه دوانيده از اسلام برمي خاست . حتي وقتي ساواك به تعبير خودش به « ارتجاع سياه » (21 ) حمله مي كرد شايد با حرارتي كمتر از آن « ارتجاع سرخ » , باز در اشتباه بود. سركوب چند رهبر ديني هيچ اثري نداشت . رضاي ملت تنهابر پيروي از چند رهبر ديني استوار نبود بلكه بر انس ديرينه اي كه ميان جامعه ايراني و اسلام وجود داشت قوام يافته بود. براي سرنگوني رژيم كافي بود كه اين حس اسلام خواهي تحريك شود(22 ) پروفسور « رابرت دي لي » استاد برجسته علوم سياسي در آمريكا در مقاله انقلاب اسلامي و اصالت در رابطه با راه درست تحليل انقلاب ايران نوشته برنارد لوئيس را مي آورد كه گفته است : با پيشينه انديشه ها و اقدامات انقلاب اسلامي از طريق يادها و نمادهاست كه انقلاب اسلامي بايد مورد مطالعه قرار گيرد و تنها در اين صورت است كه احتمال درك آن وجود دارد(23 ) .
عامل اصلي پيدايش انقلاب در نگاه امام خميني
همانطور كه در هر انقلاب , مراجعه به آثار رهبر يا رهبران انقلاب و استناد به گفتار و رفتار رهبر انقلاب , بهترين و مطمئن ترين منبع براي شناخت ماهيت انقلاب است و همه تحليل گران انقلاب حتي دشمنان آن در جستجوي شناخت انقلاب از راه توجه به شخصيت و ديدگاه هاي رهبرند , در انقلاب اسلامي ايران نيز با عنايت به نفوذ و قدرت معنوي بي نظير امام خميني در مردم ايران , مهمترين منبع شناخت ابعاد انقلاب , بهره گيري از « گفتار » و « رفتار » رهبر كبير اين انقلاب است . امام خميني از آغاز تا پيروزي و پس از آن , همواره اسلام را عامل اصلي پيدايش انقلاب دانسته اند و اسلام ستيزي رژيم و اسلام گرايي مردم را زير بناي انقلاب و موتور حركت آن معرفي نموده اند. نمونه هايي از سخنان امام خميني ذكر مي گردد.
امام خميني در آغاز انقلاب اسلامي و در راستاي مبارزه با رژيم سلطنتي ضد اسلامي پهلوي در اسفند 1341 در پيام به علماي اعلام و حجج اسلام , كوشش رژيم پهلوي براي نابودي احكام ضروريه اسلام و به خطر افتادن اسلام براثر اقدامات دستگاه حاكمه را ياداوري نموده و آنان را به مقابله با آن دعوت نموده و چنين نوشته اند : چنانكه اطلاع داريد دستگاه حاكمه مي خواهد با تمام كوشش به هدم احكام ضروريه اسلام قيام و به دنبال آن مطالبي است كه اسلام را به خطر مي افكند. لذا اينجانب عيد نوروز را به عنوان عزا و تسليت به امام عصر عجل الله تعالي فرجه , جلوس مي كنم و به مردم اعلام خطر مي نمايم مقتضي است حضرات آقايان نيز همين رويه را اتخاذ نمايند تا ملت مسلمان از مصيبت هاي وارده بر اسلام و مسلمين اطلاع حاصل نمايند (24 )
در فروردين 1342 در مورد وظايف عمومي مسلمين براي صيانت اسلام فرمودند : بزرگان ما در راه حفظ اسلام و احكام قرآن كريم كشته شدند , زندان رفتند , فداكاري ها كردند تا توانستند اسلام را تا به امروز حفظ كنند و به دست ما برسانند. امروز وظيفه ماست كه در برابر خطراتي كه متوجه اسلام و مسلمين مي باشد براي تحمل هرگونه ناملايمات آماده باشيم تا بتوانيم دست خائنين به اسلام را قطع نماييم و جلو اغراض و مطامع آنها را بگيريم (25 )
در ارديبهشت همان سال در پيامي براي وعاظ و گويندگان ديني و هيات مذهبي در مورد وظايف آنها در قبال تبليغات رژيم پهلوي چنين نوشته اند : آقايان بدانند كه خطر امروز بر اسلام , كمتر از خطر بني اميه نيست . دستگاه جبار با تمام قوا به اسرائيل و عمال آنها (فرقه ضاله و مضله ) همراهي مي كند , دستگاه تبليغات را به دست آنها سپرده و در دربار دست آنها باز است , در ارتش و فرهنگ و ساير وزارتخانه ها براي آنها جا باز نموده اند و شغل هاي حساس را به آنها داده اند. خطر اسرائيل و عمال آنها را به مردم تذكر بدهيد. در نوحه هاي سينه زني از مصيبت هاي وارده بر اسلام و مراكز فقه و ديانت و انصار شريعت يادآور شويد. از فرستادن و تجهيز دولت خائن , چند هزار نفر دشمن اسلام و ملت و وطن را به لندن براي شركت در محفل ضد اسلامي و ملي اظهار تنفر كنيد. سكوت در اين ايام تاييد دستگاه جبار و كمك به دشمنان اسلام است , از عواقب اين امر بترسيد. از سخط خداي تعالي بترسيد. اگر به واسطه سكوت شماها به اسلام لطمه اي وارد آيد نزد خداي متعال و ملت مسلمان مسئول هستيد... دين خدا را ياري كنيد و بدانيد « ان تنصر واالله ينصركم و يثبت اقدامكم » از اخافه وارعاب سازمان ها و دستگاه شهرباني هراسي به خود راه ندهيد(26 )
امام خميني در اسفند 1351 در پاسخ نامه دانشجويان مسلمان مقيم اروپا , آمريكا و كانادا , ضمن ارزيابي اوضاع جهان اسلام و ايران نوشتند : در اين ميان از همه اسفبارتر وضع ايران است كه رژيم آن ماموريت دارد... يكباره اسلام را ريشه كن كند و ملت اسلام را بيش از پيش به ذلت و اسارت بكشد(27 )
در نامه ديگري نيز نوشته اند : خيانتكاري كه عليه تمام شعائر مذهبي و اسلام مبارزه مي كند و با همه مظاهر اسلامي مخالف است نمي تواند در بين مسلمين موافق داشته باشد(28 )
در آذر 1357 در فرانسه خبرنگاري غربي از امام سئوال كرد : حضرت آيت الله شما بارها براي سرنگوني رژيم شاه مردم را دعوت كرده ايد , دلايل شما براي چنين دعوتي چيست آيا بيشتر سياسي است يا به خاطر از بين رفتن اسلام و ارزش هاي اسلام است مباني عقيدتي حركت اسلامي شما چيست رهبر كبير انقلاب در پاسخ وي فرمودند : اسلام ديني است كه هم سياست دارد و هم اموري را كه مربوط به غير سياست است و شاه كه با او مخالف هستيم , هم با سياست اسلامي مخالف است كه سياست مملكت هم همان است و هم با امور مذهبي , و ما به اين هر دو جهت با شاه مخالفيم , هم نسبت به مذهب تعديات و جسارتهايي كرده است و هم نسبت به مملكت خيانت هايي در طول زندگي اش كرده است و بدين جهت همه مردم ايران با او مخالفند(29 )
در پرسش اين خبرنگار غربي عقيده انحرافي سكولاريزم حاكم بوده كه براساس آن دين را از سياست جدا كرده و امام خميني در پاسخ او از پيوند و ارتباط دين و سياست در اسلام ياد نموده اند تا او را از گمراهي نجات دهند. روشن است كه همين اعتقاد غلط حاكم بر جهان غرب و خبرنگاران و دانشمندان غربي باعث شده است نتوانند انقلاب اسلامي را درك كنند و درست تفسير نمايند.
بعد از پيروزي انقلاب هم در يك سخنراني فرمودند : تكليف اين است كه از اسلام صيانت كنيم و حفظ كنيم اسلام را , كشته بشويم تكليف را عمل كرده ايم , بكشيم هم تكليف را عمل كرده ايم . اين همان منطقي است كه ما در اول هم كه با آن رژيم فاسد پهلوي مخالفت كرديم منطق ما همين بود. منطق اين نبود كه ما حتما بايد پيش برويم منطق اين بود كه براي اسلام مشكلات پيدا شده است , احكام اسلام دارد از بين مي رود و مظاهر اسلامي دارد از بين مي رود و ما مكلف هستيم با همه قدرت با آنها مقابله كنيم (30 )
در سخنراني ديگر فرمودند : اين يك نهضت الهي بود. نهضت مثل نهضت هاي آنهايي كه به خدا اعتقاد ندارند يا آنهايي كه نهضت هايشان نهضت هاي جهت مادي بوده است نبوده است . نهضت ايران نهضتي بود كه خداي تبارك و تعالي در آن نقش داشت و مردم به عنوان جمهوري اسلامي به عنوان اسلام به عنوان احكام اسلام در خيابان ها ريختند و همه گفتند : ما اين رژيم را نمي خواهيم و حكومت عدل اسلامي و جمهوري اسلامي را مي خواهيم ... رژيم پهلوي نباشد حكومت اسلامي باشد , اساس آن بود كه مي خواستند قرآن حكومت كند در اين كشور , موانع را برداشتند كه حكومت , حكومت اسلامي باشد(31 )
در جاي ديگر هم فرمودند : اگر اين نهضت ملي بود نه شما اينقدر فعاليت مي كرديد و نه ما و نه ساير ملت , ملت اسلام را مي خواهد , ملت كشور خودش را هم كه مي خواهد براي اسلام است . از بچه هاي كودك تا پير مردها همه فرياد اسلام مي زدند و اين نهضت براي همين صبغه اسلاميش و براي همين كه مقصد اسلام بود و قيام بر ضد طاغوت , قيام بر ضد كساني كه اسلام را مي خواستند بشكنند و كارهايي كردند كه اسلام را مي خواستند به فراموشي بسپارند , يك قيامي بود كه خداي تبارك و تعالي مدد فرمود(32 )
عامل اصلي پيدايش انقلاب ايران از منظر انديشمندان مسلمان
پژوهشگران و انديشمندان مسلمان و روشنفكران مذهبي در ايران و جهان در تجزيه و تحليل حوادث و رويدادهاي انقلاب ايران به صراحت نقش اصلي مذهب در انقلاب ايران را يادآوري نموده اند.
استاد شهيد مرتضي مطهري در شرايطي كه هنوز انقلاب به پيروزي نرسيده است در كتاب « نهضت هاي اسلامي در صد ساله اخير » در تحليل انقلاب چنين نوشت : ريشه اين نهضت را در جريان هاي نيم قرن اخير كشور از نظر تصادم آن جريان ها با روح اسلامي اين جامعه بايد جستجو كرد. در نيم قرن اخير جريان هايي رخ داده كه بر ضد اهداف عاليه اسلامي و در جهت مخالف آرمان هاي مصلحان صد ساله اخير بوده و هست و طبعا نمي توانست براي هميشه از طرف جامعه بدون عكس العمل بماند.
ايشان در ادامه اين تحليل دوازده عنوان از اقدامات ضد اسلامي رژيم پهلوي را بر شمرده و پس از آن مي گويد : اين امور و امثال آنها در طول نيم قرن وجدان مذهبي جامعه ما را جريحه دار ساخت و به صورت عقده هاي مستعد انفجار درآورد. از طرف ديگر جريان هايي در جهان رخ داد كه چهره دروغين تبليغات سياسي دنياي اليبرال غربي و دنياي سوسياليست شرقي را آشكار ساخت و اميدي را كه طبقات روشنفكر به اين دو قطب بسته بودند تبديل به ياس كرد و از جانب سوم در طول سي و اند سال گذشته يعني از شهريور 1320 تاكنون محققين و گويندگان و نويسندگان اسلامي توفيق يافتند كه تا حدودي چهره زيبا و جذاب اسلام واقعي را به نسل معاصر بنمايانند(33 )
ملاحظه مي شود كه شهيد مطهري در اين تلاش براي ريشه يابي انقلاب اسلامي به روشني نقش زيربنايي اسلام در پيدايش انقلاب را اثبات مي نمايد , هم اسلام ستيزي رژيم پهلوي را با شمارش برخي مصاديق كارهاي رژيم در ماموريت استعماري غربي انگليسي و سپس آمريكايي ضد اسلامي يادآوري مي نمايد وهم جلوه هاي اسلام گرايي جامعه را آشكار مي نمايد. ايشان در راستاي نشان دادن نقش اسلام ستيزي رژيم پهلوي در پيدايش انقلاب ايران , با آوردن تعبيرهاي مترادف و تكرار يك موضوع در عبارات متفاوت , تلاش علمي در خور ستايشي را انجام داده است . تعبيرهاي « تصادم با روح اسلامي » و « ضد اهداف عاليه اسلامي » و « مخالف آرمان مصلحان صد ساله اخير » و « جريحه دار ساختن وجدان مذهبي » چهار جمله با عبارات متفاوت است كه براي روشن نمودن سمت و سو و جهت جريان هاي نيم قرن اخير در رژيم پهلوي به كار رفته است و همه يك واقعيت را بيان مي كند و آن واقعيت , همان اسلام ستيزي رژيم پهلوي مي باشد. ايشان در بخش اسلام گرايي نيز اسلام گرايي روشنفكران و منشا آن و همچنين اسلام گرايي نسل معاصر و مبدا آن را به درستي تبيين نموده است و با اين تحليل علمي و منطقي نقش اسلام گرايي جامعه در پيدايش و شكل گيري انقلاب اسلامي ايران را ترسيم مي نمايد.
مرحوم دكتر علي شريعتي نيز در آذر 1351 بيش از شش سال پيش از پيروزي انقلاب اسلامي ايران در نامه اي به پدر خويش به درستي انقلاب را تحليل نموده و چنين نوشته است : بي شك نهضت اجتماعي فرداي ما , نهضتي نه ماترياليستي خواهد بود و نه ناسيوناليستي , نهضتي خواهد بود بر پايه اسلام بيدار مترقي و حزبي با ايدئولوژي تشيع علوي (34 ) . آنچه در اين تحليل به زيبايي بيان شده است نقش اصلي مكتب اسلام و مذهب شيعه در انقلاب ايران ميباشد. شريعتي در جايگاه يك جامعه شناس بزرگ به درستي نقش ماترياليسم و ماركسيسم و ناسيوناليسم را نفي كرده و برآيند تحولات روزگار خويش را مي فهمد و مكتب و مذهب را پايه نهضت اجتماعي مي داند. در شرايطي كه برخي از به اصطلاح جامعه شناسان با مشاهده پيروزي انقلاب مذهبي ايران باز هم نتوانسته اند نقش برجسته مذهب را در انقلاب ايران درك و بيان كنند , اين تحليل صريح و شفاف از آينده كه گذشت زمان آن را تاييد كرد , گواه روشن بيني و آينده نگري و عظمت دكتر علي شريعتي است .
دانشمند شرق شناس مصري و استاد دانشگاه , دكتر ابراهيم الدسوغي در بررسي انقلاب ايران مي نويسد : به هيچ وجه نمي توان تاثير عظيم اين انقلاب را بر ملل شرق به طور اعم و بر ملل اسلامي به طور اخص ناديده گرفت . اين انقلاب تنها انقلاب در جهان معاصر است كه براساس يك ايدئولوژي اسلامي پايه گذاري شده است و در راس آن رهبري امام خميني قرار داشت , مردي مذهبي در تبعيد وجداي از پيروان و مقلدانش , اين مردم زجر كشيده موفق به رهبري يكي از مشهورترين انقلاب هاي عصر جديد گرديد با مطالعه شخصيت امام خميني مي توان روح اسلام واقعي را در شكل بكر و بديع آن شناخت . بعد از سپري شدن چهارده قرن از هجرت رسول اكرم (ص ) كشوري از نو براساس مباني اسلام تاسيس كرد كه تمام نهادهاي سياسي و اجتماعي آن با اصول اسلام تعويض و از نو پايه گذاري شده است ... لازمه انقلاب اسلحه نيست بلكه نيروي ايمان و اتحاد مردم است . انقلاب ايران با گروه كوچكي از روحانيون و تعدادي از دانشجويان علوم مذهبي آغاز گرديد و سپس توده مردم به آن پيوستند سرانجام انقلاب ايران به مردم جهان ثابت كرد كه به غير از ماركسيسم , مكتبي و نيروي انقلابي ديگري در جهان وجود دارد(35 ) .
آقاي عباسعلي عميدي زنجاني در پيرامون عامل اصلي پيدايش انقلاب مي نويسد : تنها عاملي كه به عنوان علت اصلي و عامل اول مي توان از جريان انقلاب از تولد تا پيروزي آن استنباط نمود اعمال سياست اسلام زدايي توسط شاه بود كه ادامه رژيم خود را به منظور هرچه بيشتر جلب نمودن حمايت خارجي و تحكيم هر چه عميق تر سلطنت و ديكتاتوري در داخل كشور را در گرو آن مي ديد(36 ) .
پرفسور « روژه گارودي » انديشمند مسلمان فرانسوي انقلاب اسلامي ايران را مظهر رويارويي فرهنگ اسلامي با فرهنگ و تمدن غربي و آمريكايي ضد اسلامي ميداند و در تفسير انقلاب ايران مي گويد : من فكر مي كنم كه انقلاب ايران يكي از مهم ترين جهش هاي تاريخ بشريت است , چرا كه انقلابي صرفا اقتصادي نبوده و انگيزه هاي اقتصادي و مقابله و مخالفت با طبقه برجسته هدف نهايي اين انقلاب نبوده است . اين انقلاب حتي يك يك انقلاب صرفا سياسي نبوده است كه بر ضد يك قدرت استبدادي حركتي صورت گرفته باشد. اين انقلاب در حقيقت يك نوع مخالفت و رويارويي با يك تمدن , تمدني كه ما آن را غربي يا تمدن آمريكايي مي ناميم بوده است , تمدن و فرهنگي كه از سوي سردمداران رژيم حاكمي كه خود از اربابان آمريكايي دستور مي گرفتند و بازور و ارعاب به ملت ايران تحميل مي شد و نه تنها با فرهنگ ايراني كه از قديمي ترين و شفاف ترين و غني ترين فرهنگ هاست بلكه با فرهنگ و ايمان اسلامي و عصاره اساسي اسلام كه همانا شيوه صحيح زندگي و اصول اساسي حيات بود در تضاد قرار داشت . (37 )
والسلام علي من يخدم الحق لذات الحق

پانوشت ها :
, ساواك , Christian delannoy (18 ) كريستين دلانوا ترجمه عبدالحسين نيك گهر , انتشارات طرح نو , چاپ اول , تابستان 1371 , تهران ص .256
(19 ) ساواك , ص 246
(20 ) ساواك , ص 253
(21 ) ارتجاع سياه را رژيم پهلوي براي اسلام گرايان و ارتجاع سرخ را براي ماركسيستها به كار مي برد.
(22 ) ساواك , ص 254 و ص 255
(23 ) رهيافت هاي نظري بر انقلاب اسلامي , ص 218
(24 ) صحيفه نور , ج 1 ص 37
(25 ) صحيفه نور , ج 1 ص 38
(26 ) صحيفه نور , ج 1 ص 52 و ص 53
(27 ) صحيفه نور , مجموعه رهنمودهاي امام خميني , ج 1 , ص .196
(28 ) صحيفه نور , ج 2 ص 247
(29 ) صحيفه نور , ج 4 ص 21
(30 ) در جستجوي راه از كلام امام , انتشارات امير كبير , ج 10 , ص 81 و ص 82
(31 ) صحيفه نور , ج 7 ص 60
(32 ) صحيفه نور , ج 7 ص 66
(33 ) بررسي اجمالي نهضت هاي اسلامي در صد ساله اخير , استاد شهيد مرتضي مطهري , انتشارات صدرا , قم , چاپ نوزدهم , بهار 1374 , ص 65 تا ص .67
(34 ) مجموعه آثار ج 1 , با مخاطب هاي آشنا , دكتر علي شريعتي , حسينيه ارشاد , چاپ اول , آذر 1356 و ص 139
(35 ) مجموعه مقالات دومين كنگره بين المللي امام خميني و فرهنگ عاشورا , دفتر اول , موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ره , چاپ اول , بهار 1376 , ص 97 و ص 105
(36 ) انقلاب اسلامي و ريشه هاي آن , عباسعلي عميد زنجاني , نشر كتاب سياسي , تهران , چاپ پنجم , پاييز 1371 , ص 572
(37 ) روزنامه قدس , چهارشنبه 21 بهمن 1377 , 24 شوال 1419 , سال دوازدهم , شماره 3216 , ص .14
امام خميني از آغاز تا پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن , همواره « اسلام » را عامل اصلي پيدايش انقلاب دانسته اند و اسلام ستيزي رژيم و اسلام گرايي مردم را زيربناي انقلاب و موتور حركت آن معرفي نموده اند.
حضرت امام خميني :
بزرگان ما در راه حفظ اسلام و احكام قرآن كريم كشته شدند , زندان رفتند , فداكاري ها كردند تا توانستند اسلام را تا به امروز حفظ كنند و به دست ما برسانند. امروز وظيفه ماست كه در برابر خطراتي كه متوجه اسلام و مسلمين مي باشد براي تحمل هرگونه ناملايمات آماده باشيم تا بتوانيم دست خائنين به اسلام را قطع نمائيم و جلو اغراض و مطامع آنها را بگيريم .