روزنامه جمهوري اسلامي 18/11/1383 صفحه مقالات

نخستين سايت جهاني و تخصصي نهج البلاغه درقم آغاز به كار كرد
قوام غدير
« غدير » و وحدت اسلامي
نخستين سايت جهاني و تخصصي نهج البلاغه درقم آغاز به كار كرد



مسئول مركزاطلاع رساني آل البيت وابسته به دفتر آيت الله سيستاني در قم گفت : براي نخستين بار در كشور سايت جهاني و تخصصي نهج البلاغه فعاليت خود را آغاز كرد.
حجت الاسلام ابراهيم لاجوردي افزود : سايت نهج البلاغه به دليل علاقه مندي مسلمانان از نقاط مختلف كشور و ترويج و نشر فرهنگ و تفكراهل بيت عصمت و طهارت (ع ) توسط اين مركز راه اندازي شد.
وي ادامه داد : اين سايت به 18 زبـان زنده دنيا از جمله انگليسي , اردو , تاجيك , روسي , هندي , چيني , تركي , عربي , فرانسه و ديگر زبانها براي استفاده كليه مسلمانان جهان تعبيه شده است .
وي متن كامل نهج البلاغه , شرح 241 خطبه از اين كتاب , شرح نامه ها , حكمتها و كلمات قصار و بيان شگفتيهاي نهج البلاغه را از جمله مطالب اين سايت ذكر كرد.
وي گفت : همچنين معرفي حافظان نهج البلاغه , كتاب هايي درخصوص نهج البلاغه و مقالات مختلف درخصوص حضرت علي (ع ) و شرح زندگاني و خصوصيات مولف كتاب نيز از ديگر قسمتهاي اين سايت مي باشد.
وي افزود : پيش از اين نيز مركز اطلاع رساني آل البيت , سايت جهاني شيعه به 27 زبان و سايت جهاني قرآني به 24 زبان زنده براي استفاده علاقه مندان ايجاد كرده است .
وي يادآور شد : مراجعين در خصوص مسايل اعتقادي سياسي و فقهي سئوالاتي را مطرح ساخته كه پايگاه آل البيت در طول 72 ساعت به آنان پاسخ هاي لازم راارائه مي كند.

قوام غدير


بنوش همره من جرعه اي زجام غدير
بخوان به نام ولايت بخوان به نام غدير
رسيده موسم اكمال دين و حج وداع
زحق نموده به ما نعمتش تمام غدير
غروب شمس نبوت اگرچه شد نزديك
طلوع ماه امامت نگر زبام غدير
بچشم خويش عيان گوئيا كه مي بينم
كنار بركه خم باز ازدحام غدير
چو ميرغافله حجاج را توقف داد
هزار توسن سركش شدند رام غدير
به منبري كه مهيا شد از جهاز شتر
فراز رفت پيمبر كند قيام غدير
رسول نور به كف امرو آيه « بلغ »
به گوش خلق سرود اينچنين پيام غدير
هر آنكسي كه منم سرپرست و مولايش
زبعد من بود او را ولي امام غدير
علي وصي بلافصل من به امر خداست
قوام دين خدا باشد از قوام غدير
هر آنكه دشمن او شد مرا بود دشمن
به دوستان علي تا ابد سلام غدير
ولايت علي از آدم است آغازش
به صبح روز قيامت بود دوام غدير
زروزگار كهن بي بهانه داشته اند
پيمبران اولوالعزم احترام غدير
نشد زسعي خسان نور رهبري خاموش
سقيفه گرچه بسي تلخ كرد كام غدير
سعادت دو جهان شد نصيب آنكس را
شناخت كوز سر معرفت مقام غدير
به آستان علي سربنه فقط « آيت »
به نام نامي او ختم كن كلام غدير
آيت باقري

« غدير » و وحدت اسلامي


قسمت دوم
علي اصغر رضواني كاشاني
بحث علمي زمينه ساز وحدت
بزرگترين اختلاف بين امت اسلامي , مسئله امامت و رهبري است , « شهرستاني » مي گويد : « بزرگترين خلاف بين امت , اختلاف در مسئله امامت است . زيرا در هيچ مسئله اي در اسلام مانند امامت اين قدر شمشير كشيده نشده است . (1 ) لذا هر مسلماني وظيفه دارد كه در راه وحدت مسلمانان بكوشد ولي اين بدان معنا نيست كه دست از بحث علمي خالي از هرگونه تعصب و عناد بردارد زيرا اين بحث ها به طور قطع در وحدت صفوف مسلمانان اثر دارد. هنگامي كه هر كدام از فرقه هاي مسلمانان , پي به عقايد واقعي فرقه ديگر برده و بداند كه او نيز عقايدش مستند به عقل و قرآن و سنت است . كينه و دشمني نسبت به يكديگر كمتر مي شود. بخش مهم كينه ها و دشمني ها به اين خاطر است كه مسلمانان از عقايد يكديگر بي خبرند و يا بدون دليل مي دانند. اگر شيعه را به جهت اعتقاد به بدا متهم به كفر مي كنند تقيه را به نفاق نسبت مي دهند. به خاطر آن است كه از حقيقت اين اعتقاد و عمل ناآگاه اند. كه بخشي از آن به كوتاهي ما در عرضه نمودن عقايد خودمان باز مي گردد. مسئله امامت نيز از اين موضوع مستند نيست اگر اهل سنت اعتقاد شيعه اماميه را در مسئله امامت و شرايط آن , « غلو » مي دانند , به جهت آن است كه ما به طور علمي و صحيح آن را معرفي نكرده ايم و هر جا كه خوب عمل كرديم تا حدود زيادي موفق نبوده ايم و زمينه ساز وحدت مسلمانان شده ايم اينك به نمونه هايي از اين قبيل اشاره مي كنيم .
الف ـ تمايل به حق
1 ـ شيخ محمود شلتوت , رئيس دانشگاه الازهر مصر در عصر خود , بعد از مطالعه فراوان در فقه شيعه و مرجعيت اهل بيت (ع ) پي به اعتبار شيعه جعفري برده و فتواي معروف خود را در جواز تعبد به مذهب جعفري صادر مي كند و مي فرمايد : « مذهب جعفري , معروف به مذهب شيعه اثناعشري , مذهبي است كه تعبد به آن شرعا جايز است . همانند ساير مذاهب اهل سنت , لذا سزاوار است بر مسلمانان كه آن را شناخته واز تعصب به ناحق نسبت به مذاهبي معين خلاصي يابند » . (2 )
2 ـ شيخ ازهر , دكتر محمد محمد فخام نيز در تفريظي كه بر فتواي شلتوت نوشت نظر او را تائيد كرده , فرمود : « من از شيخ محمود شلتوت و اخلاق , علم , گستردگي اطلاع , بهره مندي از لغت عرب , تفسير قرآن و اصول فقه او در عجبم . او فتوا به جواز تعبد به مذهب شيعه اماميه را صادر كرده است . شك ندارم كه فتواي او اساس محكمي دارد كه اعتقاد من نيز همان است » (3 )
و نيز مي فرمايد « خدا رحمت كند شيخ شلتوت را كه به اين معناي كريم التفات نمود و با آن فتواي صريح و شجاعانه اي كه صادر كرد خودش را جاودانه ساخت , او فتوا به جواز عمل به مذهب شيعه اماميه داد , از آن جهت كه مذهبي است فقهي و اسلامي , و اعتماد آن بر كتاب و سنت و دليل محكم است ... » (4 )
3 ـ « شيخ محمد غزالي » نيز مي گويد : « من معتقدم كه فتواي استاد اكبر شيخ محمود شلتوت , راه طولاني را در تقريب بين مسلمانان پيموده است . عمل او در حقيقت تكذيب خيالاتي است كه مستشرقين در سر مي پروراندند. آنان در اين خيال بودند كه كينه ها و اختلافاتي كه بين مسلمانان است بالاخره روزي امت اسلامي را از هم پاشيده قبل از آن كه به وحدت برسند و تحت لواي واحد درآيند , آنان را نابود خواهد كرد ولي اين فتوا در نظر من شروع راه و اولين كار است . (5 )
4 ـ « عبدالرحمن نجار » , مدير مساجد قاهره مي گويد : « ما نيز فتواي شيخ شلتوت را محترم شمرده و به آن فتوا مي دهيم و مردم را از انحصار در مذاهب چهارگانه برحذر مي داريم . شيخ شلتوت , امامي است مجتهد , راي او صحيح و عين حق است . چرا بايد در انديشه و فتاوايمان اكتفا بر مذاهب معيني نمائيم , در حالي كه همه آنان مجتهد بودند (6 )
5 ـ استاد « احمد بك » , استاد شيخ شلتوت و ابوزهره مي گويد : « شيعه اماميه همگي مسلمان اند و به خدا و رسول و قرآن و هرچه پيامبر(ص ) آورده , ايمان دارند. در ميان آنان از قديم و جديد فقيهاني بزرگ و علمايي در هر علم و فن ديده مي شود , آنان تفكري عميق داشته و اطلاعاتي وسيع دارند. تاليفات آنان به صدها هزار مي رسد و من بر مقدار زيادي از آنها اطلاع پيدا نمودم » (7 )
6 ـ شيخ « محمد ابوزهره » نيز مي نويسد : « شكي نيست كه شيعه , فرقه اي است اسلامي , ... هرچه مي گويند به خصوص قرآن يا احاديث منسوب به پيامبر(ص ) تمسك مي كنند آنان با همسايگان خود از سني ها دوست بوده و از يكديگر نفرت ندارند , (8 )
7 ـ استاد « محمود سرطاوي » , يكي از مفتيان اردن مي گويد : « من همان مطلبي را كه سلف صالحمان گفته اند مي گويم و آن اين كه شيعه اماميه برادران ديني ما هستند بر ما حق اخوت و برادري دارند و ما نيز بر آنان حق برادري داريم » (9 )
8 ـ استاد « عبدالفتاح عبدالمقصود » نيز مي گويد : « به عقيده من شيعه تنها مذهبي است كه آينه تمام نما و روشن اسلام است و هر كسي كه بخواهد بر اسلام نظر كند بايد از خلال عقايد و اعمال شيعه نظر نمايد. تاريخ بهترين شاهد است . بر خدمات فراواني كه شيعه در ميدان هاي دفاع از عقيده اسلامي داشته باشد . (10 )
9 ـ دكتر « حامد حنفي داود » , استاد ادبيات عرب در دانشكده زبان قاهره مي گويد : « از اين جا مي توانم براي خواننده متدبر آشكار سازم كه تشيع آن گونه كه منحرفان و سفياني ها گمان مي كنند كه مذهبي است نقلي محض , يا قائم بر آثاري مملو از خرافات واوهام و اسرائيليات , يا منسوب به عبدالله بن سبا و ديگر شخصيت هاي خيالي در تاريخ نيست . بلكه تشيع در روش علمي جديد ما به عكس آن چيزي است كه آنان گمان مي كنند. تشيع اولين مذهب اسلامي است كه عنايت خاصي به منقول و معقول داشته است و در ميان مذاهب اسلامي توانسته است راهي را انتخاب كند كه داراي افق گسترده اي است و اگرنبود امتيازي كه شيعه در جمع بين معقول و منقول پيدا كرده هرگز نمي توانست به روح تجدد در اجتهاد رسيده و خود را با شرايط زمان و مكان وفق دهد به حدي كه با روح شريعت اسلامي منافات نداشته باشد , (11 )
او همچنين در تقريظي كه بر كتاب « عبدالله بن سبا » زده مي گويد : « سيزده قرن است كه بر تاريخ اسلامي مي گذرد و ما شاهد صدور فتواهايي از جانب علما بر ضد شيعه هستيم , فتاوايي ممزوج با عواطف و هواهاي نفساني . اين روش بد سبب شكاف عظيم بين فرقه هاي اسلامي شده است و از اين رهگذر نيز علم و علماي اسلامي از معارف بزرگان اين فرقه محروم گشته اند. همانگونه كه از آراي نمونه و ثمرات ذوق هاي آنان محروم بوده اند در حقيقت خساراتي كه از اين رهگذر بر عالم علم و دانش رسيده , بيشتر است از خساراتي كه توسط اين خرافات به شيعه و تشيع وارد شده است . خرافاتي كه در حقيقت , ساحت شيعه از آن مبرا است و تو را بس , اين كه امام جعفر صادق (ع ) (ت 148 هـ) پرچم دار فقه شيعي ـ استاد دو امام سني است : ابوحنيفه نعمان بن ثابت (ت 150 هـ) و ابي عبدالله مالك بن انس (ت 179 هـ) و در همين جهت است كه ابوحنيفه مي گويد اگر آن دو سال نبود نعمان هلاك مي شد. مقصود او همان دو سالي است كه از علم فراوان جعفر بن محمد بهره ها برده بود و مالك بن انس مي گويد : « من كسي را فقيه تر از جعفر بن محمد نديدم » . (12 )
10 ـ دكتر « عبدالرحمن كيالي ) يكي از شخصيت هاي حلب در نامه خود به علاقه اميني (ره ) مي نويسد : « عالم اسلامي هميشه نياز شديد به مثل اين تحقيقات دارد... چرا بعد از وفات رسول اعظم , بين مسلمين اختلاف شد و در نتيجه بني هاشم از حق خود محروم شدند و نيز سزاوار است كه از عوامل انحطاط و انحلال مسلمانان سخن به ميان آيد , چه شد كه مسلمانان , به اين وضع امروز مبتلا شده اند آيا ممكن است آن چه از دست مسلمانان رفته با رجوع به تاريخ اصيل واعتماد بر آن , باز گرداند » (13 )
11 ـ استاد « ابوالوفا غنيمي تفتازاني » , مدرس فلسفه اسلامي در دانشگاه الازهر مي گويد : « بسياري از بحث كنندگان در شرق و غرب عالم , از قديم و جديد , دچار احكام نادرست زيادي بر ضد شيعه شده اند كه با هيچ دليل يا شواهد نقلي سازگار نيست مردم نيز اين احكام را دست به دست كرده و بدون آن كه از صحت و فساد آن سئوال كنند. شيعه را به آنها متهم مي نمايند. از جمله عواملي كه منجر به بي انصافي آنان نسبت به شيعه شد , جهلي است كه ناشي از بي اطلاعي آنان نسبت به مصادر شيعه است و در آن اتهامات تنها به كتاب هاي دشمنان شيعه مراجعه نموده اند » . (14 )
ب ـ اعتراف به حق
طرح مباحث علمي محض و عاري از تعصب و جدال غير احسن و تاليف در آنها , نه تنها منجر به تمايل برخي از شخصيت هاي طراز اول اهل سنت در اعتراف به جواز تعبد به مذهب جعفري و قبول شيعه اماميه به عنوان مذهبي كه داراي اصول و فروع مستند به عقل و قرآن و حديث است , شد , بلكه باعث شد كه عده اي ديگر از بزرگان اهل سنت مذهب خود را رها كرده , مذهب تشيع را در آغوش بگيرند و اعتراف كنند كه حق يكي است و آن در هيچ مذهبي جز تشيع كه همان مذهب اهل بيت (ع ) است , نيست . اينك تعدادي از اين اشخاص را معرفي مي كنيم .
1 ـ علامه شيخ محمد مرعي , امين انطاكي
او در قريه « عنصو » از توابع انطاكيه در سال 1314 هـ متولد شد . مذهب شافعي داشت . به همراه برادرش احمد براي فراگيري علوم به مصر عزيمت نمود و بعد از طي مراحل مقدماتي از شخصيت هاي طراز اول الازهر از قبيل : شيخ مصطفي عراقي , محمود ابوطه مهني , شيخ رحيم و ديگران استفاده و به درجات عالي از علم رسيد. هنگام بازگشت به وطن , بزرگان ازهر از آن دو دعوت كردند كه در مصر باقي مانده و هر كدام تدريس در الازهر را به عهده گرفته و شاگردان را از علوم خود سيراب كنند ولي نپذيرفته و به شهر خود بازگشتند. با گذشت زماني نه چندان دور با مطالعه كتابها به حقانيت شيعه پي برده و هر دو برادر داخل در مذهب تشيع مي شوند.
شيخ محمد در كتاب خود « لماذا اخترت مذهب الشيعه » مي گويد : به طور قطع خداوند مرا هدايت كرد و براي تمسك به مذهب حق مقدر فرمود يعني مذهب اهل بيت (ع ) مذهب نوه رسول خدا(ص ) امام جعفر بن محمد صادق ...
او در عوامل و اسبابي كه منجر به تمسك به مذهب اهل بيت (ع ) شد مي گويد : اولا : مشاهده كردم كه عمل به مذهب شيعه مجزي است و ذمه مكلف را به طور قطع بري مي كند. بسياري از علماي اهل سنت ـ از گذشته و حال ـ نيز به صحت آن فتوا داده اند.
ثانيا : با دلايل قوي , برهان هاي قطع آور و حجت هاي واضح , كه مثل خورشيد درخشان در وسط روز است , ثابت شد حقانيت مذهب اهل بيت (ع ) و اين كه آن مذهب همان مذهبي است كه شيعه آن را از اهل بيت (ع ) اخذ كرده و اهل بيت نيز از رسول خدا و او از جبرئيل و او از خداوند جليل اخذ كرده است .
ثالثا : وحي در خانه آنان نازل شد و اهل خانه از ديگران بهتر مي دانند كه در خانه چيست لذا بر عاقل مدبر است كه دليل هايي كه از اهل بيت (ع ) رسيده رها نكرده و نظر بيگانگان را دنبال نكنند.
رابعا : آيات فراواني در قرآن كريم وارد شده كه دعوت به ولايت و مرجعيت ديني آنان نموده است .
خامسا : روايات فراواني از پيامبراكرم (ص ) نقل شده كه ما را به تعبد به مذهب اهل بيت (ع ) دعوت مي كند كه بسياري از آنها را در كتاب الشيعه و حججهم في التشيع آورده ام .
2 ـ علامه شيخ احمد امين انطاكي
او برادر شيخ محمد امين است كه بعد از مطالعه كتاب « المراجعات » سيد شرف الدين عاملي و تدبر و تفكر در مطالب آن , از مذهب خود عدول كرده , مذهب تشيع را انتخاب نموده است . او نيز در مقدمه كتابش « في طريقي الي التشيع » مي گويد : « سبب تشيع من گفتاري است از پيامبر اكرم كه تمام مذاهب اسلامي بر آن اتفاق نظر دارند. پيامبر(ص ) فرمود : « مثل اهل بيت من همانند كشتي نوح است , هر كس بر آن سوار شد نجات يافت و هر كسي از آن سرپيچي كرد غرق شد » . ملاحظه كردم كه اگر از اهل بيت (ع ) پيروي كرده و احكام دينم را از آنان اخذ كنم بدون شك نجات يافته ام اگر آنان را رها كرده و احكام دين خود را از غير آنان اخذ نمايم , از گمراهان خواهم بود... » .
و نيز مي فرمايد : « با تمسك به مذهب جعفري , ضمير و درونم آرامش يافت , مذهبي كه در حقيقت مذهب آل بيت نبوت (ع ) است كه درود و سلام خدا تا روز قيامت بر آنان باد. به عقيده ام از عذاب خداوند متعال با پذيرفتن ولايت آل رسول (ع ) نجات يافته ام . زيرا نجات جز با ولايت آنان نيست ... » .
3 ـ دكتر محمد تيجاني سماوي
او در تونس متولد شد و بعد از گذر از ايام طفوليت , به كشورهاي عربي مسافرت نمود تا بتواند از شخصيت هاي مختلف علمي بهره مند شود. در مصر , علماي الازهر از او درخواست كردند كه در آنجا بماند و طلاب الازهر را از علم فراوان خود بهره مند سازد , ولي قبول نكرد و در عوض سفري كه به عراق داشت , با مباحثات فراوان با علماي شيعه اماميه , مذهب تشيع را انتخاب نمود و اكنون در دنيا از مروجين تشيع شناخته مي شود و كتابهايي را نيز در دفاع از اين مذهب تاليف نموده است .
او در بخشي از كتابش مي گويد : « شيعه ثابت قدم بوده و صبر كرده و به حق تمسك كرده است ... و من از هر عالمي تقاضا دارم كه با علماي شيعه مجالست كرده و با آنان بحث نمايد كه به طور قطع از نزد آنان بيرون نمي آيد جز آن كه به مذهب آنان كه همان تشيع است , بصيرت خواهد يافت ... آري من جايگزيني براي مذهب سابق خود يافتم و سپاس خداوندي را كه مرا بر اين امر هدايت نمود و اگر هدايت و عنايت او نبود هرگز بر اين امر هدايت نمي يافتم .
ستايش و سپاس خدايي را سزاست كه مرا بر فرقه ناجيه راهنمايي كرد : فرقه اي كه مدتها با زحمت فراوان در پي آن بودم . هيچ شك ندارم هر كس به ولاي علي و اهل بيتش تمسك كند به ريسمان محكمي چنگ زده كه گسستني نيست روايات پيامبر(ص ) در اين مورد بيسار است . رواياتي كه مورد اجماع مسلمين است عقل نيز به تنهايي بهترين راهنما براي طالب حق است . آري , به حمد خدا , جايگزين را يافتم , و در اعتقاد به اميرالمومنين و سيد الوصيين امام علي بن ابي طالب (ع ) به رسول خدا(ص ) اقتدا كردم , ونيز در اعتقاد به دو سيد جوانان اهل بهشت و دو دسته گل از اين امت , امام ابومحمد حسن زكي و امام ابوعبدالله حسين , و پاره تن مصطفي خلاصه نبوت , مادر امامان و معدن رسالت و كسي كه خداوند عزيز به غضب او غضبناك مي شود , بهترين زنان , فاطمه زهرا.
به جاي امام مالك , با استاد تمام امامان , امام جعفرصادق (ع ) و نه نفر از امامان معصوم از ذريه حسين و امامان معصوم را برگزيدم ... »
او بعد از ذكر حديث « باب مدينه العلم » مي گويد : « چرا در امور دين و دنياي خود از علي (ع ) تقليد نمي كنيد , اگر معتقديد كه او باب مدينه علم پيامبر(ص ) است , چرا « باب علم پيامبر را عمدا ترك كرده و به تقليد از ابوحنيفه و مالك و شافعي و احمد بن حنبل و اين تيميه پرداخته ايد , كساني كه هرگز در علم , عمل , فضل و شرف به او نمي رسند »
آنگاه خطاب به اهل سنت نموده مي گويد : « اي اهل و عشيره من ! شما را به بحث و كوشش از حق و رها كردن تعصب دعوت مي كنم . ما قربانيان بني اميه و بني عباسيم , ما قربانيان تاريخ سياهيم , قرباني هاي جمود و تحجر فكري هستيم كه گذشتگان براي ما به ارث گذاشته اند.
او كتاب هايي در دفاع از تشيع نوشته كه برخي از آنها عبارتند از « ثم اهتديت » , « لاكون مع الصادقين » , « فاسالوااهل الذكر » , « الشيعه هم اهل السنه » , « اتقوالله » .
پاورقي :
1 ـ الملل والنحل , ج 1 , ص 24
2 ـ اسلامنا , رافعي , ص 59 , مجله رساله الاسلام , تاريخ 13 ربيع الاول 1378 هجري قمري
3 ـ في سبيل الوحده الاسلاميه , ص 64
4 ـ
5 ـ دفاع عن العقيده والشريعه , ص 257
6 ـ في سبيل الوحده الاسلاميه , ص 66
7 ـ تاريخ التشريع الاسلامي
8 ـ تاريخ المذاهب الاسلاميه , ص 39
9 ـ مجله رساله الثقلين , شماره 2 , سال اول 1413 هجري , ص 252
10 ـ في سبيل الوحده الاسلاميه
11 ـ نظرات في الكتب الخالده ص 33
12 ـ عبدالله بن سباح ج 1 , ص
13 ـ الغدير , ج 4 , ص 4 و 5
14 ـ مع رجال الفكر في القاهره , ص .40