بسم الله الرحمن الرحيم
دومين دوره رياست جمهوري بوش كوچك با تكرار اشتباهات جديد
همراه شده است . وي در سخنراني سالانه گزارش اوضاع بهم ريخته آمريكا
در پرتو تكرويهاي سياسي در صحنه داخلي و بين المللي , سخناني را مطرح
كرد كه حتي هنگام ايراد آن نيز با اعتراض و مخالفت مواجه شد. پيش از اين
در سخنراني گزارش سالانه , اظهارات بوش مورد حمايت هر دو جناح قدرت
در آمريكا قرار مي گرفت ولي بوش اين بار با اعتراضات و مخالفتهائي مواجه
شد كه نشان مي داد , تكرويهايش باعث خشم منتقديني قرار گرفته كه ديگر
همراهي و حتي سكوت را جايز نمي دانند.
بوش كوچك بيشترين و شديدترين انتقادات خود را عليه جمهوري
اسلامي ايران متمركز كرد و دولت جمهوري اسلامي ايران را به حمايت از
تروريسم و گسترش سلاحهاي هسته اي متهم ساخت و گفت « ايران همچنان
بزرگترين حامي تروريسم در جهان باقي مانده و درصدد دستيابي به
تسليحات هسته اي است و درحاليكه مردم خود را از آزادي كه خواستار آن
بوده و استحقاق آنرا دارند , محروم مي كند. »
وي از كارشكني هاي واشنگتن در مذاكرات اروپا با جمهوري اسلامي
ايران بعنوان « همكاري با اروپا » سخن بميان آورد و افزود : ما با متحدين
اروپائي خود درحال همكاري هستيم تا براي حكومت ايران تصريح كنيم كه
بايد برنامه غني سازي اورانيوم و هر نوع فعاليت بازپردازش پلوتونيوم را كنار
بگذارد و به حمايت خود از تروريسم خاتمه دهد. »
بوش كوچك سپس با وقاحت خاصي كه فقط از يك عنصر شرور انتظار
مي رود , آمريكا را حامي آزادي مردم ايران خواند و در اين زمينه ادعا كرد :
« من امشب به مردم ايران مي گويم همانگونه كه شما براي كسب آزادي خود
ايستادگي مي كنيد , آمريكا نيز در كنار شما ايستاده است » .
بنظر مي رسد اظهارات بوش كوچك در واقع نسخه تازه و تجديدنظر
شده اظهارات وي در مراسم تحليف رياست جمهوري و مواضع گذشته
واشنگتن در قبال مسائل خاورميانه و جهان باشد كه مورد حمله و اعتراض
ساير كشورها و مشخصا اروپا قرار گرفته و آمريكا را به تكروي , ندانم كاري ,
اقدامات خودسرانه , كينه توزانه و مغاير موازين بين المللي متهم كرده اند كه
دقيقا درصدد كارشكني در هر اقدامي است كه مطابق خواسته هاي واشنگتن
به پيش نمي رود.
بوش همه مخالفين سياستهاي نژادپرستانه رژيم صهيونيستي را
تروريست ناميد و خاطرنشان كرد كه آمريكا با دوستان خود در خاورميانه
همكاري مي كند و درعين حال مشوق پيشرفت آزادي در منطقه خواهد بود.
پيشبرد صلح در خاورميانه مستلزم مقابله با رژيم هائي است كه همچنان به
تروريست ها پناه مي دهند و درصدد توليد جنگ افزارهاي كشتار جمعي
هستند.
اين سخنان بوش دقيقا در شرايطي اظهار شده كه رژيم اشغالگر
صهيونيستي , « تروريسم دولتي » را سرلوحه سياستهاي تجاوزكارانه خود
قرار داده و با در اختيار داشتن يك زرادخانه سلاحهاي اتمي , شيميائي و
ميكربي , امنيت منطقه را به خطر انداخته است .
بوش از جنايات وحشيانه ارتش آمريكا در عراق به عنوان « تعهد به
پيشبرد دمكراسي » ياد كرد و مدعي شد كه گويا اين سياست وحشيانه در
عراق , احترام و اعتبار كسب كرده است و افزود : پيروزي آزادي در عراق
باعث قدرت گرفتن متحد جديدي در نبرد با تروريسم مي شود و به
اصلاح طلبان در تمامي نقاط از دمشق تا تهران , الهام
مي بخشد. »
بدشانسي بزرگ بوش كوچك و دستيارانش اينست كه مخاطبان اين پيام
با مشاهده كارنامه سياه وي در عراق و افغانستان و حمايت هاي
كوركورانه اش از اسرائيل و حتي تاييد جنايات وحشيانه صهيونيست ها عليه
كودكان و زنان بي دفاع فلسطيني , به هيچ يك از ادعاهاي وي اهميتي
نمي دهند و دقيقا مي دانند كه او براي فريب دادن بقيه كسانيكه تاكنون موفق
به فريب آنها نشده , اهميت فراواني قائل است ولي دقيقا مي داند كه زمان در
منطقه خاورميانه و بلكه در كل جهان به زيان آمريكا به پيش
مي رود.
نكته هاي فراواني در اين ميان وجود دارد كه بايستي مورد توجه خاص
قرار گيرند. از جمله مي توان در يك نظر اجمالي , برخي موارد را اينگونه
فهرست كرد :
1 ـ ادعاي بوش كوچك در مورد اينكه گويا براي آزادي مردم ايران ارزشي
قائل است و در كنار مردم ايران براي كسب آزادي آنها ايستاده است ; بسيار
وقيحانه به نظر مي رسد. مردم ايران فراموش نكرده اند كه آمريكا تا آخرين
لحظه براي حفظ ديكتاتوري شاه , از هيچ كوششي فروگذار نكرد و هر جنايت
شاه را اقدامي در جهت حفظ نظم و امنيت مورد حمايت قرار داد. واشنگتن
بارها حتي پس از پيروزي انقلاب اسلامي براي كودتا و حمله نظامي به ايران
تلاش كرد تا بلكه انقلاب مردم ايران را ناكام سازد و شاه را دوباره به قدرت
بازگرداند. ساواك را دوباره مسلط كند و همان شكنجه ها و كشتارها را اين بار
در مقياسي وسيع تر و موثرتر , ادامه دهد. تلاش مردم ايران براي كسب
آزادي , پديده نوظهوري نيست كه بوش كوچك رياكارانه سعي كند خود را با
آن همراه نشان دهد. اين براي آمريكا و انگليس و غرب بايستي بسيار شرم آور
باشد كه با دخالت سياسي و مداخله نظامي و توسل به كودتاهاي ننگين ,
پرونده حدود يك قرن مداخله در ايران را در كارنامه سياه خود ثبت كرده اند
و باز هم خود را همراه ملت ايران معرفي مي كنند . كودتاي سوم اسفند 1299
توسط انگليسي هاي شرور و كودتاي 28 مرداد 1332 توسط آمريكا و
مزدورانش و طيف وسيعي از اقدامات جنايت آميزي كه آمريكا پس از
پيروزي انقلاب اسلامي , دقيقا در جهت ناكام ساختن ملت ايران و انتقام
گرفتن از ملت ايران انجام داد , هرگز فراموش نخواهد شد و ديگر فرصتي
براي اعتنا كردن به ادعاي بوش كوچك در زمينه خشنودي از آزادي خواهي
ملت ايران باقي نمي گذارد.
خوشبختانه ملت ايران به بركت استقامت مثال زدني خود توانست همه
آن توطئه هاي استكبار را درهم بشكند و اين روزها در آستانه بيست و
هفتمين سال پيروزي انقلاب اسلامي قرار گرفته است . طرح اين مسائل آنهم
دقيقا در سالگرد سقوط رژيم آمريكائي شاه معدوم از جانب رئيس جمهور
آمريكا نشان مي دهد كه وي اراده و حافظه تاريخي ملت ايران را دستكم
گرفته و تصور كرده است مي تواند با يك جمله پردازي فريبكارانه , چيزي را
به سود آمريكاي جنايتكار تغيير دهد.
بايد از آقاي بوش پرسيد كه آمريكا در مقطع 26 ساله اخير كه ملت
ايران توانسته است مركز ثقل تصميم گيري سياسي كشور را به ايران باز
گرداند و استقلال و آزادي خود را خودش رقم بزند , آمريكا چرا هرگز اراده
ملت براي انتخاب راه مورد نظرش را به رسميت نشناخته و مرتبا براي تغيير
حكومتي كه ملت ايران درباره آن تصميم گرفته , عربده
مي كشد
خوشبختانه پرونده آمريكا و حتي شخص بوش كوچك درباره ايران
معاصر به قدري سياه و پرننگ و نكبت است كه ديگر جائي براي فريبكاري
وي باقي نمي ماند و اگر او باز هم شرارت مي كند , نبايد انتظار داشته باشد كه
مخاطبينش نتوانند چهره سياه او را در پشت نقابهاي جديد هم بشناسند و
فريب بخورند.
2 ـ تا آنجا كه به آمريكاي جنايتكار مربوط مي شود , حتي در طول دوران
حاكميت رژيم دست نشانده ستم شاهي نيز آمريكا هرگز جانب ملت ايران را
نگرفته بلكه با تقويت رژيم خودكامه و جنايتكار شاه , درصدد غارت هرچه
بيشتر ايران و تبديل ايران به يك پايگاه آمريكائي ـ اسرائيلي در منطقه بوده
است . اين بدان معني است كه ابعاد دشمني آمريكا با ملت ايران و مشخصا
دشمن آمريكا با اعتقادات و فرهنگ مذهبي ملت ايران , ريشه در تاريخ دارد و
نكته اي نيست كه با يك سخنراني فريبكارانه , بتوان برآن سرپوش گذاشت .
طرح اين مسائل در مقطع كنوني , صرفا باعث استحكام صفوف ملت و
پيوستگي روزافزون آنها در جهت تقويت بنيه انقلاب اسلامي و تحكيم
پشتوانه مردمي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران مي شود. اين مواضع
بوش و دستيارانش , اگرچه با انگيزه ايجاد تفرقه در صفوف ملت و نظام
جمهوري اسلامي مطرح شده ولي افتخار بزرگ ملت در اينست كه با درك
ابعاد خصومت آمريكا , با انگيزه هاي نيرومندتري براي دفاع و حمايت از
انقلابي كه خودشان آنرا بوجود آورده اند و خودشان آنرا حفظ و تقويت
كرده اند , به راه خود ادامه خواهند داد و دلگيريهاي احتمالي را هم فعلا كنار
خواهند گذاشت .
3 ـ ماجراي عراق و رسوائي هاي مستمر آمريكا در عراق هم از آن
مسائلي است كه موضوع ناگفته اي در آن وجود ندارد. آمريكا در طول يك
دوره دو ساله , به اعتراف منابع رسمي آمريكائي , دستكم 200 هزار نفر
عراقي را به قتل رسانيد , هزاران خانه را ويران ساخت و تقريبا تمامي
زيرساخت هاي عراق را نابود كرد. بنابر گزارش رسمي حسابرس هاي
آمريكائي در دو نوبت به ترتيب 4 ميليارد دلار و 9 ميليارد دلار يعني جمعا
13 ميليارد دلار از سرمايه هاي ملت مظلوم عراق مورد اختلاس قرار گرفته و
غارت شده است .
حتي انتخابات اخير عراق هم با توجه به كودتائي كه بوش عليه آن
خواهد كرد نه تنها افتخاري براي آمريكا محسوب نمي شود , بلكه آمريكا
بايستي به بمبارانها , حملات موشكي , حملات توپخانه اي , قتل عام 200
هزار عراقي و غارت ثروتهاي عراق به عنوان كارنامه اش در اين كشور استناد
كند و به اين نكته اعتراف كند كه حتي مراسم عروسي عراقي ها هم از حملات
هوائي اشغالگران در امان نماند و در حمله به خانه و كاشانه مردم بيدفاع
عراق حتي زنان بارداري كه در آستانه وضع حمل بوده اند , تكه تكه شده اند.
4 ـ پيام دادن به مدعيان اصلاح طلبي هم از آن حرفهائي است كه حتي
بدون ارسال اين پيام نيز ماهيت مدعيان اصلاح طلبي محرز بود و نيازي به
اين پيام نبود. يكي از مدعيان اصلاح طلبي كه اكنون فراري است و در اروپا به
اصلاح امور پرداخته , در نامه وقيحانه اي به رئيس جمهور خاتمي كه در
سايت ها هم منتشر شد , آرزو مي كرد كه روزي آمريكا همان رفتاري را كه با
مردم عراق كرد , در ايران هم عملي سازد تا بلكه اين اراذل و اوباش يكبار
ديگر بتوانند فرصتي براي لفت و ليس پيدا كنند و دلي از عزا درآورند.
او در همان نامه سرگشاده اعتراف كرده از اينكه مي شنيده مردم عراق در
معرض بمب هاي ده تني و موشكهاي ليزري و بمب هاي خوشه اي قرار
گرفته اند , خيلي كيف و شادي مي كرده و شايد هنوز هم كيفور باشد. البته اين
پيام بوش كوچك ممكن است اين جماعت را شادمان كند ولي آقاي بوش
بداند كه اگر قرار بود دخالت خارجي در ايران به معجزه اي ختم شود , بيانيه
و قطعنامه اجلاس سران كشورهاي اروپائي در حمايت وقيحانه از مدعيان
اصلاح طلبي كه دقيقا به سفارش و درخواست خود آنها از طريق شيرين
عبادي از رئيس جمهور فرانسه تنظيم شده بود , كاري از پيش مي برد. ولي در
ميدان عمل همه ديدند كه همان بيانيه شرم آور , تير خلاص را مدعيان
اصلاح طلبي زد و به معدود كسانيكه تا آن زمان به ماهيت مدعيان
اصلاح طلبي پي نبرده بودند , نشان داد كه اين عده تا كجا با بيگانگان ارتباط
ارگانيك دارند و حتي سران اتحاديه اروپا هم براي ابقاي آنها , بطرز
شرم آوري دخالت مي كنند كه البته همه آنها و اينها , تودهني محكمي از ملت
ايران خوردند.
5 ـ تاريخ معاصر ايران , به اين پديده ها براي تكميل شدن پرونده انقلاب
اسلامي , دقيقا نياز دارد. لازم بود مردم ايران بدانند كه مدعيان اصلاح طلبي
و دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامي , با چه نوع پيوندها و ارتباطاتي با
يكديگر همكاري و همفكري و همراهي مي كنند لازم بود مشخص شود كه آن
عناصر دشمن پسندي كه با مواضع حيرت انگيز خود , آب را به آسياب دشمن
مي ريزند , تا چه اندازه مورد حمايت بيگانگان هستند. لازم بود مدعيان
اصلاح طلبي , عليرغم آنكه آنهمه ارتباطات ارگانيك و رسانه هاي پرجاذبه در
اختيار دارند , با سكوت و اقدامات توجيه كننده خود , ماهيت واقعي مدعيان
اصلاح طلبي و وابستگي هاي آشكار و نهان آنها را علني سازند كه در اين كار
اگر چه سعي در پرده پوشي داشتند , ولي همه چيز از آنسوي آبها علني شد.
البته اين پديده تازه اي نيست و حتي اظهارات بوش كوچك هم چيز
تازه اي به اطلاعات قبلي ملت ايران اضافه نكرد. مردم ايران به ياد دارند كه
در بحبوحه روزهاي پرحادثه خرداد و تيرماه 1382 , كاخ سفيد آمريكا با
صدور بيانيه حاميانه اش از اراذل و اوباشي كه نظم و امنيت عمومي جامعه
را برهم زده بودند , چگونه دفاع كرد. البته بعدا انگليسي هاي شرور هم براي
آنكه خودنمائي كنند , در اقدام مشابهي سعي كردند « ژست ابرقدرتي »
بگيرند ولي خيلي زود , لگد محكمي بر پوزه آمريكا و انگليس وارد شد و هر
دو از اقدام خود پشيمان شدند و ژنرال كالين پاول وزير خارجه وقت آمريكا
آن بيانيه را « اقدامي نادرست و شتابزده » ناميد كه البته همين طور هم بود و
آمريكا در آن ماجرا حتي عرف ديپلماتيك را هم زير پا گذاشته
بود.
اينها برگهاي مهمي از تاريخ معاصر ايران و جهانند. بدون در اختيار
داشتن اين اطلاعات , شايد شناخت بسياري از علل و عوامل موثر يا ناموثر
در پديده نهضت جهاني اسلام , غيرممكن شود. ملتها بايد بدانند كه آمريكا
دشمن واقعي , قطعي و حتمي استقلال و آزادي آنهاست و اگر شعار ديگري
مي دهد , فقط براي فريب آنهاست . دنيا بايد آمريكاي جنايتكار و ماهيت
واقعي نظام جهنمي سلطه آمريكا را بشناسد. با درك اين ماهيت ضدانساني
آمريكا , پيام هاي بوش كوچك , در پيشگاه ملتها حتي پشيزي هم ارزش
ندارد.

|