روزنامه جمهوري اسلامي 17/11/1383 صفحه امام
سرمايه سالاري , آفت نظام اسلامي




نگاهي بر يك سخنراني امام خميني درباره آسيب شناسي انقلاب و نظام اسلامي
ثامام خميني :
تا زماني كه نظام اسلامي متكي به مردم است , پيروز است و هيچ ابرقدرتي توان به هم زدن اوضاع را ندارد
علي معصومي (وزوايي )
دهه فجر سال 1360 هـ . ش كه انقلاب اسلامي سومين سال پيروزي اش را سپري و چهارمين سال حيات خود را آغاز مي كرد , امام خميني (ره ) در جمع مسئولان ارشد نظام اسلامي , نمايندگان مجلس , وزرا , نيروهاي نظامي و اقشار مختلف مردم , سخناني بيان فرمود كه نه تنها در آن زمان ره گشا بود , بلكه امروز نيز مي تواند براي بسياري از سئوال هاي اساسي پاسخي بسيار مناسب و موثر باشد , سئوال هايي مثل : چگونه بايد از انقلاب و نظام اسلامي حفاظت كرد انقلاب اسلامي را چه قشري به پيروزي رساند انقلاب اسلامي چگونه مي تواند با تهاجمات و زورگويي هاي ابرقدرت ها مقابله كند و در اين مقابله پيروز هم بشود مسئولان و كارگزاران و مديران سطوح مختلف نظام اسلامي چگونه واز چه قشري بايد انتخاب شوند تا انقلاب سالم بماند شرط استمرار صحيح انقلاب اسلامي چيست و...
پيش از هر چيز بايد به اين نكته اشاره شود كه فلاسفه و انديشمندان حوزه سياست و اجتماع , درباره اين موضوع كه « مناسب ترين اقشار براي دردست گرفتن امور جامعه چه اقشاري هستند » , ديدگاه هاي متفاوت و مختلفي ابراز كرده اند. برخي , حكومت اشراف (آريستوكراسي ) را , برخي حكومت اغنيا و ثروتمندان (پلوتركراسي ) را , بعضي حكومت اهل فن (تكنوكراسي ) را » گروهي حكومت فلاسفه را , تعدادي حكومت كارگران (پرولتاريا) را و... پيشنهاد كرده اند. بسياري از فلاسفه غرب نيز حكومت مردم (دموكراسي ) را بافرايند خاصي كه دارد پيشنهاد نموده اند و در عصر حاضر اين نوع حكومت , حداقل از نظر تبليغاتي مقبوليت پيدا كرده است . البته دموكراسي كه در عصر حاضر در جهان غرب از آن صحبت و تبليغ مي شود , به هيچ وجه با مفهوم لفظي آن سازگار نيست و حكومت هاي كنوني غرب , همان حكومت ثروتمندان و سرمايه سالاران و اشراف سرمايه دار است كه آن را دموكراسي نام نهاده و تبليغ مي كنند.
امام خميني در اين باره كه چه قشري از اقشار جامعه بايد حكومت را در دست بگيرد , نظر ويژه اي دارند. امام خميني معتقدند اداره حكومت بايد در دست عموم مردم به معني واقعي باشد و هرگز نبايد قشر خاصي با سو استفاده از نام مردم و با يدك كشيدن عناوين فريبنده اي مثل دموكراسي و... , حكومت و اداره جامعه را در انحصار خود قرار بدهد و با نام حكومت مردم و تحت عنوان دموكراسي , حق اداره حكومت را از مردم سلب و در اختيار گروه اندك سرمايه سالار و اشرافي قرار دهد كه مي خواهند نسل اندرنسل مردم را تحت سلطه فرهنگي , سياسي , اقتصادي و فكري خود قرار بدهند و در فضايي آكنده از تبليغات و ذهنيت سازي , چنين وانمود كنند كه حكومت مردم بر مردم و دموكراسي , يعني همين كه مثلا در يك دوره چند ساله , فلان حزب كه بازوي سياسي و اجرايي جمعي از سرمايه داران و اشراف است , حكومت و دولت را در دست بگيرد و در يك دوره ديگر , حزب ديگري كه آن نيز بازوي سياسي و اجرايي جمعي ديگر از اشراف و سرمايه داران مي باشد , اداره امور جامعه را به دست بگيرد و اين وضع به تفاوت تا سال ها و دهه ها و قرن ها ادامه يابد , يعني همين وضعي كه در كشورهاي غربي كه خود را مهد دموكراسي مي دانند , وجود دارد.
امام خميني براي روشن كردن تفاوت و تمايزي كه بين دموكراسي واقعي با آن چه در غرب به نام دموكراسي وجود دارد , همچنين براي برملا كردن فريب غرب در اين باره و تبيين ديدگاه خود نسبت به حكومت مردمي و واضح ساختن تلقي خود از حكومت واقعي مردم بر مردم , به شدت با قدرت گرفتن سرمايه داران , اشراف و سرمايه سالاران در عرصه سياسي مخالف هستند و معتقدند كه اشراف و سرمايه سالاران به هيچ وجه و در هيچ شرايطي و به هيچ بهانه اي نبايد زمام امور سياسي جامعه را در سطوح كلان و غير كلان به دست بگيرند و در سطوح مختلف تصميم سازي و تصميم گيري , نبايد سرمايه داران و آن هايي كه متكي و مغرور به قدرت مالي و اقتصادي خود هستند , حضور داشته باشند.
امام خميني معتقدند حكومت بايد در دست مردم باشد و اداره امور جامعه طبق ساز و كارها و فرايندهايي بايد به دست مردم بيفتد , ولي بايد تدبيري اتخاذ شود تا با دموكراسي غرب كه عملا حكومت اشراف و سرمايه داران است , تفاوت كلي و اساسي پيدا كند و ماهيتا با آنچه در غرب معمول است , تمايز داشته باشد. اين تمايز نيز زماني پديد مي آيد كه ره نامه فرايندي تدوين شود كه دست سرمايه داران و اشراف از حكومت و اداره امور جامعه قطع گردد تا حكومت واقعي مردم بر مردم و دموكراسي واقعي (كه غربي ها , زيركانه و فريبكارانه آن را دستاويز كرده اند و با اغواگري فراوان , نام و واژه مذكور را ربوده ولي ماهيت را چيز ديگري قرار داده اند) پديد آيد. به همين دليل است كه چون امام خميني از حكومت مردم سخن مي گويد , فولا قشر قليل سرمايه داران را كه منشا اكثر فسادهاي سياسي و اجتماعي و اقتصادي و... هستند , از عموم جدا مي نمايد و اين گونه اظهار نظر مي فرمايد كه حكومت بايد در دست قشر متوسط و مادون متوسط جامعه (يعني عموم مردم به استثناي سرمايه داران و اشراف ) باشد تا سلامت همه جانبه جامعه حفظ شود و حكومت مردمي به معناي واقعي تحقق يابد , زيرا با حضور اشراف و سرمايه داران در راس و يا در بدنه حكومت , هرگز حكومت سالم مردمي و دموكراسي واقعي تحقق نمي يابد. واقعيت اين است كه آنچه در اين عصر در جهان غرب به عنوان دموكراسي (حكومت مردم سالارانه ) تبليغ و درباره آن هياهو مي شود , لفظا دموكراسي است , ولي ماهيتا حكومت مستكبران است . امام خميني به دليل روش و منش راسخي كه در مبارزه با استكبار داشتند و هم چنين به اين دليل كه مردم سالاري مبتني بر معارف و حقايق ديني و الهي را بهترين نوع حكومت مي دانستند , نظريه اي و ديدگاهي را در اين زمينه ارائه دادند كه هم عنصر دين و مردم در آن حضور قوي و پر رنگ باشد و هم اين كه با دموكراسي استكباري عصر حاضر كه مشخصه عمده آن تسلط سرمايه سالاران است , مقابله اي صورت بگيرد و اذهان عمومي نسبت به مفاسد فراوان دموكراسي مستكبران , روشن شود.
علاوه بر آنچه گذشت , امام خميني هنگام بحث از آسيب شناسي انقلاب اسلامي , شرط استمرار پيروزمندانه و سالم انقلاب و نظام اسلامي را در اين مي داند كه در عرصه مديريت كلان و غير كلان نظام اسلامي , براي اشراف و سرمايه سالاران جايي نباشد و امور در دست اقشار متوسط و مادون متوسط جامعه (يعني عموم مردم به غير از اشراف و سرمايه داران ) قرار بگيرد. امام خميني در اين باره مي فرمايد :
اساس ادامه يك پيروزي و ادامه يك انقلاب در يك امري است كه به نظر مي آيد در راس امور واقع است و او اينكه دولت , مجلس و كساني كه در ارتش هستند و سپاه و همه اينها از طبقه متوسط و مادون متوسط باشند. اساس سلطه اي كه بر كشورها و بر كشور ما از طرف غير واقع شده است , افراد مرفه و كساني كه سرمايه هاي بزرگ داشته اند , يا قدرت براي حفظ خودشان و حيثيت خودشان در دست داشته اند , (مي باشند) مادامي كه مجلس وارگانهاي دولتي و همه اينها و مردم از اين طبقه متوسط و مادون متوسط تشكيل بشود , امكان ندارد كه يك دولت بزرگي , يك قدرت بزرگي به هم بزند اوضاع را. هميشه اين قدرتهاي بزرگ در هر كشوري يك نفر را با او تفاهم مي كردند كه اين يك نفر براي خودش و براي قدرتمندي خودش و براي سرمايه خودش فعاليت مي كرد. او را مي ديدند و ملت را مي چاپيدند و به اصطلاح كدخدا را مي ديدند و ده را مي چاپيدند. هيچ وقت قدرتهاي بزرگ مواجه با ملتها , اگر شدند نتوانستند كار خودشان را انجام بدهند و مواجه هم نشدند. هر وقت كه مي خواستند يك دولتي را يا يك سلطنتي را يا يك رياست جمهوري را كه بر وفق مرام آنها عمل نمي كرده از بين بردارند , در مقابل او يك قدرت ديگري مي تراشيدند و با آن قدرت اين قدرت را از بين مي بردند. كار به دست ملت نبوده است و كار به دست طبقه متوسط و مادون متوسط نبوده است ....
بايد ما متوجه باشيم , ملت ما متوجه باشند كه وقتي كه مجلسشان يك مجلسي است كه از طبقه متوسط است و توي اين مجلس آن « دوله » ها و « سلطنه » ها و « سلطنتي » ها را نداريم و در دولت هم آنطور دولتهايي كه افراد مرفه سرمايه دار كذا باشند نداريم , در ارتش هم آن افراد سپهبد و كذايي كه املاك بي اندازه داشتند و آپارتمانهاي چندين طبقه داشتند نداريم , اين مملكت محفوظ مي ماند. آن روزي كه هر يك از شماها را ملت ديد كه داريد از مرتبه متوسط مي غلتيد به طرف مرفه و دنبال اين هستند كه يا قدرت پيدا بكنيد يا تمكن پيدا كنيد , مردم بايد توجه داشته باشند و اينطور افرادي كه بتدريج ممكن است يك وقتي خداي نخواسته پيدا بشود , آنها را سر جاي خودشان بنشاند. اگر ملت مي خواهد كه اين پيروزي تا آخر برسد و به منتهاي پيروزي كه آمال همه است برسد , بايد مواظب آنهايي كه دولت را تشكيل مي دهند , آن كه رئيس جمهور است , آن كه مجلس هست , مجلسي هست , همه اينها را توجه بكنند كه مبادا يك وقتي از طبقه متوسط به طبقه بالا و به اصطلاح خودشان مرفه به آن طبقه برسد...
مادامي كه اين حد متوسط محفوظ است اين جمهوري محفوظ است و امكان مقابله نيست ما بين قدرتهاي بزرگ با همچو دولتي , بخواهند كودتا بكنند , باكي كودتا كنند بخواهند از خارج وارد كنند , مواجه با كي مي شوند مواجه با يك ملتي مي شوند كه همه شان از اين طبقه اي هستند كه اين نهضت را به پيش بردند و با آن قدرت و با آن عظمت به پيش بردند آنها مطالعه امور را مي كنند و اقدام مي كنند. آنها الان درصدد اينند كه در بين خود اين مردم يك بساطي درست كنند و اختلافاتي درست كنند و بعد تو اين اختلافات يك نفر پيدا بكنند كه آن , آن نفري كه پيداست , در يك طرف واقع بشود و آنها هم به او قدرت بدهند , تا آنكه كم كم با قدرت داخلي , اين كشور كم كم ضعيف بشود , و مردم روحيه شان ضعيف بشود و بعد تقديم كنند به آنها. تا كشور ما اين مقام را دارد كه بحمدالله از آن طبقه مرفه بالايي كه امور را در دست گرفته اند مبري هست .و امور كشور ما به دست امثال شماهاو امور كشور مابه دست امثال اين « رئيس جمهور » ها و « رئيس مجلس » هاست و « نخست وزير » ها و وزرا و وكلا هست , شما مطمئن باشيد كه نخواهد توانست يك قدرت خارجي اين پيروزي را از بين ببرد.
و آن روزي كه ديديد و ديدند كه انحراف در مجلس پيدا شد , انحراف از حيث قدرت طلبي و از حيث مال طلبي , در كشور در وزيرها پيدا شد , در رئيس جمهور پيدا شد , آن روز بدانند كه علامت اينكه شكست بخوريم , خود نمايي كرده , از آن وقت بايد جلويش را بگيرند . (1 )
اگر در اين سخنان امام خميني دقت كنيم , نه تنها آن چه را قبلا گفتيم در اين سخنان به وضوح درمي يابيم بلكه پاسخ پرسش اساسي را هم كه ابتداي مقاله طرح كرديم , دريافت مي نماييم .
از نظر امام خميني , انقلاب اسلامي را عموم مردم به پيش بردند و آن را به پيروزي رساندند و استمرار پيروزي و دوام آن نيز بستگي به اين دارد كه عموم مردم (اقشار متوسط و مادون متوسط ) همچنان بار انقلاب را در سطوح مختلف بر دوش داشته باشند و اجازه ندهند سرمايه داران و طبقه اشراف آن را مصادره نمايند.
از نظر امام خميني , مساله به قدرت رسيدن سرمايه داران و اشراف به حدي خطرناك است كه معظم له به مردم سفارش مي كنند كه اگر مشاهده كردند جريان سرمايه سالار و اشراف در حال قدرت گرفتن است , بايد به پاخيزند و در برابر اين جريان بايستند تا سلامت و اصالت انقلاب محفوظ بماند.
قدرت گرفتن اشراف نيز معمولا به دو شكل انجام مي گيرد. يا انقلاب به حدي از راه اصلي خودش دور مي شود كه اشراف و سرمايه داراني كه قبل از انقلاب حاكم بودند , نسبت به قدرت طعمه مي كنند , و يا اين كه از درون انقلاب , سرمايه داران و اشراف جديد متولد مي شوند و خوي و منش و روش همان سرمايه داران و اشراف سابق را در پيش مي گيرند و در نتيجه , انقلاب را نيز به انحراف مي كشانند.
امام خميني , هم از قدرت گرفتن تدريجي اشراف و سرمايه سالاران دسته اول وهم از ظهور طبقه جديد سرمايه دار در درون نظام اسلامي , نسبت به سرنوشت انقلاب اسلامي احساس خطر مي كنند. شايد خطر اشراف و سرمايه سالاران نوظهور بيشتر باشد , زيرا معمولا اين عده ضمن آن كه برخي سوابق گذشته خود را به رخ مي كشند و احساس طلب كاري و احساس مالكيت انقلاب را مي نمايند , پوشش ها و توجيهاتي نيز براي كار خود درست مي كنند. به همين دليل است كه امام خميني از مردم مي خواهد هرگاه احساس كردند در درون كارگزاران و مسئولان و مديران نظام , كسي از طبقه متوسط و مادون متوسط به سوي طبقه اشراف و سرمايه سالار غلتيد و از نظر قدرت مالي و... در صدد برآمد اداي اشراف و سرمايه سالاران را در آورد , بي تفاوت نباشند و اجازه ندهند چنين كساني در سطوح مختلف مديريتي وتصميم گيري نظام اسلامي باقي بمانند.
در سخنان امام خميني به اين سوال كه « چگونه مي توان در برابر زورگويي هاي ابرقدرت ها و دشمنان جهاني و منطقه اي و داخلي نظام اسلامي ايستاد » نيز به خوبي پاسخ داده شده است . از نظر امام خميني , تا زماني كه در نظام اسلامي كارها در دست عموم مردم (قشر متوسط و مادون متوسط ) است و اشراف و سرمايه داران قديم و يا نوظهور در مديريت ها و تصميم گيري ها نقش ندارند , هيچ قدرت و هيچ ابرقدرتي توان مقابله با انقلاب و نظام اسلامي را نخواهد داشت .
اين ديدگاه امام خميني در اين زمان كه ابرقدرت غرب به بيماري هاري و جنون نظامي گري گرفتار شده است و پيوسته به نظام جمهوري اسلامي چنگ و دندان نشان مي دهد , بسيار حائز اهميت است و بيش از هر زمان ديگر بايد مورد توجه قرار بگيرد , هر چند كه در تمام حيات 26 ساله انقلاب اسلامي , اين عامل , يعني مردمي ماندن انقلاب اسلامي يكي از مهم ترين موانع تهاجم ابرقدرت ها به جمهوري اسلامي بوده است .
اگر به محتوا و رهنمودها و دستورالعمل هاي همين سخنراني امام خميني كه 23 سال پيش در چنين روزهايي ايراد شد , توجه دقيق شود , انقلاب اسلامي و نظام اسلامي از موانع و بحران هايي كه قرار است ابرقدرت ها و قدرت ها , بعد از اين بر سر راهش قرار دهند , مثل گذشته به خوبي و با پيروزي كامل خواهد گذشت و دشمنان را بيش از گذشته , رسوا و نااميد خواهد كرد. ان شا الله
ماخذ
1 ـ صحيفه امام , جلد 16 , ص 19 تا 24
امام خميني : اساس ادامه يك پيروزي و ادامه يك انقلاب در اين است كه دولت , مجلس , كساني كه در ارتش و سپاه هستند و همه اين ها از طبقه متوسط و مادون متوسط باشند اساس سلطه اي كه بر كشورها و بر كشور ما از طرف غير واقع شده است , افراد مرفه و كساني بوده اند كه سرمايه هاي بزرگ داشته اند. مادامي كه مجلس و ارگان هاي دولتي و همه اين ها از ميان مردم و از ميان طبقه متوسط و مادون متوسط تشكيل بشود , امكان ندارد كه دولت بزرگي , يك قدرت بزرگي بتواند اوضاع را به هم بزند.
امام خميني : اگر ملت مي خواهد اين پيروزي تا آخر برسد و به منتهاي پيروزي كه آمال همه است , برسد , بايد مواظب آن هايي كه دولت را تشكيل مي دهند , باشد بايد مواظب آن كه رئيس جمهور است , آن كه رئيس مجلس است و آن كه مجلسي است , باشد. همه بايد توجه كنند كه دولت و مجلس از طبقه متوسط , به طبقه بالا و به اصطلاح به طبقه مرفه نرسد. مردم بايد توجه كنند كه اين ها از مرتبه متوسط به طرف مرفه نغلتند. اين طور افرادي كه ممكن است به تدريج به طرف طبقه مرفه بغلتند , بايد مردم آن ها را سر جاي خودشان بنشانند. مادامي كه حد متوسط محفوظ است , اين جمهوري محفوظ است و قدرت هاي بزرگ امكان مقابله ندارند.