روزنامه جمهوري اسلامي 17/11/1383 صفحه سياسي
قاره آفريقا; هنوز فرصت باقي است


م ـ طلوع گر
متاسفم كه دير به آفريقا رفتم .
قرن جديد بايد قرن حضور فعال افريقا در عرصه بين الملل باشد.
استعمارگران تصور مي كردند تا ابد در افريقا خواهند ماند اما مبارزه جانانه ملت افريقا , آنان را از اين قاره بيرون راند.
افريقا در حال خيزش است و قدرت آن را دارد كه از فقر نجات پيدا كند.
افريقا مي تواند يك مكمل ارزنده براي توسعه صنعتي , اقتصادي و اجتماعي ايران باشد.
اگر شكوفايي علمي و توسعه ما به خارج متصل نباشد دچار مشكل مي شويم .
اين جملات كوتاه همانطور كه از مفهومشان پيداست حاصل يك بررسي جامع تحليلي و ارزيابي كارشناسي شده از موقعيت كنوني افريقاست و بيانگر جايگاه آتي اين قاره در نظم نوين جهاني و عرصه هاي مختلف بين المللي مي باشد كه در سفر اخير رئيس جمهوري اسلامي ايران به قاره افريقا , مطرح و با واكنش هاي مختلفي در دنياي سياست مواجه شده است .
آقاي سيد محمد خاتمي اوايل ماه جاري در سفر دوره اي به هفت كشور افريقايي نيجريه , سنگال , مالي , سيرالئون , بنين , زيمبابوه و اوگاندا با همتايان خود و ساير مقامات اين كشورها در خصوص روابط دو جانبه , منطقه اي و بين المللي مذاكره كرد. به اعتراف آقاي خاتمي , اگر چه اين سفر ديرهنگام صورت گرفت و ضعف دستگاه ديپلماسي كشور سبب شد بجاي حضور فعال و پويا در اين قاره پهناور , غارت شده و مظلوم , سالها از عرصه هاي گوناگون آن كه هر يك مي توانست در تواناسازي وجه بين المللي نظام اسلامي ما تاثيرگذار باشد , دور بمانيم اما در عين حال بسياري از تحليلگران اميدوارند با سفر اخير آقاي خاتمي تا حدودي از اين فاصله كاسته شود و روابط ايران و افريقا , دوران جديدي را تجربه نمايد.
علاوه بر آن آگاهان مسايل اقتصادي و سياسي افريقا معتقدند قاره افريقا در آينده نه چندان دور بدليل برخورداري از منابع عظيم تحت الارضي و سطح الارضي و ويژگيهاي چون جمعيت انبوه , بازار بزرگ در حال توسعه و .... اهميت خاصي در اقتصاد جهاني خواهد داشت و به تنهايي اين توان را دارد كه به عنوان وزنه تعادل در نظم نوين جهاني نقش مثبت و سازنده ايفا نمايد. بدينترتيب بهره گرفتن از پتانسيل هايي كه تاكنون در روابط ما با افريقا كمتر بدان ها توجه شده , يقينا مي تواند تحول قابل اعتنايي در تجربه جديد باشد.
بايد فرصت سازي كرد
وجود مولفه هاي با اهميتي چون امور صنعتي , كشاورزي , فرهنگي , اقتصادي , سياسي و ديني زمينه مناسبي را براي گسترش روابط با قاره افريقا بويژه شمال آن فراهم نموده است كه اگر به موقع و با برنامه ريزي از اين ظرفيت ها بهره گيري شود , ضمن آنكه مبناي يك تعامل عادلانه متكي بر منافع ملي و ارزشهاي انساني ملت ها و دولت ها را پايه ريزي و تقويت مي كند , خواهد توانست منافع اقتصادي و سياسي دو طرف را در فضاي نامطمئن و نامتعادل جهان كنوني تامين نمايد و اردوگاه قدرتمندي را در برابر مطامع و زياده خواهي سلطه گران و استعمار نو بوجود آورد. نياز كشور ما به داشتن چنين پشتوانه قدرتمندي در شرايط كنوني و آينده بر هيچكس پوشيده نيست .
بر همين اساس اظهارات آقاي خاتمي پس از سفر به 7 كشور افريقايي كه گفته است « متاسفم كه دير به افريقا رفتم » بايد با دقت خاص و وسواس مورد توجه قرار گيرد و با عبرت گيري از اين اعتراف به بازسازي روابط خود با ملت هاي افريقا بپردازيم . بايداستراتژي جديدي را براي روابط خود با افريقا تدوين و با تقويت و توسعه ارتباطات دو طرف , توان كشورمان را در عرصه هاي مختلف سياسي و اقتصادي نظام بين المللي بعد از جنگ سرد و فروپاشي بلوك شرق , افزون سازيم . اگر چه دير شده است اما هنوز براي جبران غفلت ها , فرصت باقي است و قطعا ملت ها و دولت هاي افريقايي از روابط عادلانه و انساني با ايران استقبال خواهند كرد چرا كه روابط استعمارگرانه و استثماري اروپا و آمريكا با افريقا طي دو قرن گذشته هيچگاه مورد پسند و پذيرش آنان نبوده و خاطره تلخ و ناخوشايند ايام برده داري در اذهان نسل جديد آفريقا نقش بسته و خودنمايي مي كند.
بدون ترديد دولت ها و ملت هاي افريقا نيز خود براين مسئله معترفند كه علل رويكرد كنوني بعضي دولتها در قاره افريقا به غرب عليرغم آن همه سوابق وحشتناك و خيانت بار , نياز به تكنولوژي و خدمات تخصصي شركت هاي چند مليتي است و الا آنان يقينا ترجيح مي دهند اين نيازها از طريقي تامين شود كه شان انساني آنها و مقررات بين المللي حاكم بر روابط ميان كشورها نيز رعايت گردد و اين دقيقا همان نكته اي است كه مي تواند اساس و مبناي روابط جديد ميان ايران و افريقا قرار گيرد. اين شرايط , مناسبترين موقعيت براي ماست تا از اين رهگذر علاوه بر تامين اين نيازها , نقش خود را در افريقا و در حمايت از مظلومين ايفا نموده و پيشرفت تكنولوژيكي كشور را كه حاصل سالهاي پس از انقلاب و عدم وابستگي به غرب است در سطوح قاره اي و جهاني به معرض قضاوت بگذاريم . مي توانستيم طي 26 سال گذشته با حضور فعال در افريقا , معادلات غرب در اين قاره را بهم بريزيم و مانع توفيق برنامه هاي استعمارگران شويم ولي به هر دليل از اين فرصتها غفلت كرديم .
آشنايي با جغرافياي افريقا
افريقا از نظر وسعت , دومين قاره زمين پس از قاره آسيا است , تا پيش از حفر كانال سوئز و ايجاد ارتباط آبي ميان درياي مديترانه و درياي سرخ , اين قاره بصورت شبه جزيره بود اما پس از آن , چون از هر چهار طرف توسط اقيانوس ها و درياها محصور شده , افريقا بصورت يك جزيره بزرگ درآمد. مساحت افريقا بيش از 30 ميليون كيلومتر مربع است كه كمي كمتر از يك پنجم مساحت خشكي هاي زمين است .
بيش از يك سوم قاره افريقا را بيابان هاي خشك و صحراهاي سوزان دربرمي گيرد. صحراهاي عمده اين قاره عبارتند از : صحراي بزرگ افريقا واقع در شمال كه قسمت بزرگي از كشورهاي مصر , ليبي , الجزاير , سودان , چاد , نيجر , مالي , موريتاني و جمهوري عربي صحرا را دربرمي گيرد. صحراهاي ديگر اين قاره , صحراهاي كالاهاري و ناميبيا است كه در جنوب غربي قرار دارند.
كناره هاي قاره افريقا , صاف و فاقد بريدگيهاي زياد است . اين كناره به جز در چند لنگرگاه همواره كمتر قابل استفاده است . بدليل برخورد امواج سنگين با سواحل مرتفع , جز در قسمت هاي محدودي از كناره ها , پهلو گرفتن كشتي بسيار مشكل و شايد غير ممكن باشد همين ويژگي تا قرن ها قبل , ارتباط و دسترسي به افريقا را ناممكن ساخته بود.
جمعيت افريقا حدود 500 ميليون نفر است . ولي در مقايسه با وسعت قاره , جمعيت آن زياد نيست . از جمله علل اين مسئله علاوه بر وجود عوامل طبيعي , انتقال اجباري نسل جوان اين قاره به اروپا و ايالات متحده آمريكا طي قرن هاي شانزدهم تا هيجده ميلادي مي توان به عدم تغذيه و بهداشت مناسب اشاره كرد . 90 درصد جمعيت افريقا در روستاها زندگي مي كنند كه از تنوع زيادي در رنگ پوست , جثه و چهره برخوردارند.
بدليل شرايط طبيعي و اقليمي فوق الذكر يعني وجود صحراهاي وسيع و سوزان ـ پوشش هاي گياهي انبوه , نامناسب بودن آبراه هاي داخلي ـ غير قابل استفاده بودن كناره هاي آن , قرن ها اين قاره بزرگ جز در نواحي شمالي آن ناشناخته بود. بسياري از ماجراجوياني كه خطر و زحمت عبور از صحراهاي سوزان و جنگل هاي انبوه را براي يافتن سرچشمه رودها و نفوذ به داخل قاره را خريدند به سختي موفق شدند اطلاعات اندكي را بدست آورند و چه بسا كه جان خود را بر سر اين ماجراجويي گذاشتند. اما به هر حال اين رفت و آمدهاي پرخطر , بتدريج سبب آشنايي سياحان اروپايي ها و آمريكائيها با اين قاره زرخيز شد. از آن پس , تاريخ غمبار افريقا در ارتباط با غرب آغاز شد. تاريخي كه سراسر با بهره كشي , استعمار , استثمار , برده داري , فقر و گرسنگي همراه است .
دو قرن استثمار زدگي
تاريخ قرون جديد در افريقا با برده داري آغاز مي شود. در فاصله ميان قرن شانزدهم تا هيجدهم ميلادي بيش از 60 ميليون افريقايي بصورت برده به قاره اروپا و بخصوص آمريكا برده شدند. خارج ساختن اين افراد كه همگي از ميان جوانان سالم و نيرومند انتخاب مي شدند , ضربه سنگيني بر اين قاره محسوب مي شد. اغلب اين بردگان در كشتزارها و كارخانه هاي آمريكا بكار گرفته مي شدند . حدود 20 ميليون انسان به عنوان برده فقط به آمريكا برده شدند. اين رقم مربوط به افرادي است كه زنده به آمريكا وارد مي شدند اما بايد اذعان نمود كه ميليون ها نفر ديگر از اين افراد در ميانه راه به علت هاي مختلف از جمله بيماري و شكنجه هاي وحشتناك به هلاكت مي رسيدند.
بعدها بدنبال آشنايي اروپائيان با ذخاير سرشار مواد خام اين قاره , هجوم تازه اي آغاز شد و كشورهاي انگلستان , فرانسه , بلژيك , آلمان , ايتاليا , پرتغال و اسپانيا كه قدرت هاي برتر دوران خود بودند , افريقا را ميان خود تقسيم كردند. اگر چه در بسياري از سرزمين ها , نيروهاي استعمارگر با مقاومت هاي خونين مردمي روبرو شدند اما به دليل برتري اروپايي ها از نظر سلاح و تجهيزات نظامي , آنان توانستند با ريختن خون هزاران افريقايي , تمامي اين قاره وسيع را زير نفوذ استعماري خويش قرار دهند و اين سيطره تا پايان جنگ جهاني دوم تداوم داشت .
شكل گيري افريقاي جديد
همزمان با آغاز جنگ جهاني دوم , نهضت هاي مقاومت و آزاديبخش در مناطق مختلف افريقا جان گرفت . بدنبال پايان جنگ جهاني دوم كه معادله قدرت ها در نظام جهاني را به هم ريخت , كشورهاي استعمارگر اروپايي نيز توان مقاومت و سركوب نظامي مردم افريقا را از دست دادند. علاوه بر آن دو ابرقدرت جديد يعني امريكا و شوروي نيز خواهان خروج رقيبان اروپايي خويش از آفريقا در ظاهر بودند . بدين ترتيب دهه هاي 1950 و 1960 دو دهه اي است كه طي آن سرزمين هاي بسياري در افريقا در ظاهر از يوغ استعمار رها شدند. دولت هاي استعمارگر كه شيوه جديدي را براي استثمار در ذهن داشتند , بسرعت دهها كشور جديد در افريقا ساختند و مرزهاي اين كشورهاي جديد را بدون توجه به مسايل مذهبي , فرهنگي , قومي , نژادي و جغرافيايي , تعيين و سرزمين هايي را كه به مدت طولاني در اشغال داشتند با شتاب برنامه ريزي شده رها كردند و زمينه پيدايش 52 كشور جديد را براساس منافع دراز مدت خود فراهم ساختند. بدلايل بسيار از جمله اختلافات قومي , نژادي , فرهنگي وديني همچنين مسايلي چون وابسته بودن حكومت هاي جديد به استعمارگران سابق , عدم برخورداري حكومت ها از پشتوانه مردمي و... معمولا جنگ و خونريزي هر از چند گاهي در گوشه اي از اين قاره پهناور رخ مي دهد اين در حالي است كه بي ثباتي برخي ديگر از حكومت هاي اين قاره را تهديد مي كند. وقوع كودتاهاي متناوب در كشورهاي تازه تاسيس از ديگر ويژگيهاي قاره افريقا محسوب مي شود. استعمارگران اروپايي اگر چه به سرعت كشورهاي كوچكي در قاره افريقا بوجود آوردند ولي توانستند با همين شيوه ها , روابط قديمي و استعماري خود را در شكل جديد ادامه دهند.
بدليل همين روابط استعماري , هنوز اكثريت افريقائيان عليرغم داشتن منابع فراواني چون نفت , طلا , الماس , بوكسيت , فسفات , آهن و ذغال سنگ و... شديدا در فقر بسر مي برند. بگونه اي كه درآمد يك افريقايي در اين قاره كمتر از يك دهم فردي است كه در آمريكا يا اروپا زندگي مي كند. متاسفانه بدليل نياز مفرط افريقايي ها , منابع اين قاره توسط كمپاني هاي چند مليتي كه تخصص و سرمايه فراوان دارند , استخراج مي شود. اين منابع به اروپا و امريكا برده مي شود و تنها سهم ناچيزي از آن به افريقائيان داده مي شود. علاوه بر آن استعمارگران اجازه پيشرفت صنعتي و تكنولوژيكي و نيز ايجاد « كارخانه هاي مادر » را در قاره افريقا نمي دهند زيرا در سايه نبود تخصص و كارخانه هاي مادر , صدها ميليون انسان در اين قاره پهناور همواره بازار مناسبي براي كالاها و محصولات اروپائيان خواهند بود و هر روز بر شدت اين وابستگي افزوده مي شود. اين وضعيتي نيست كه آفريقائيها انتخاب كرده اند. بلكه غفلت ما آسيائيها , آن را توسط غربيها بر آفريقا تحميل كرده است . آيا نمي توان با سرمايه گذاري در اين قاره زرخيز , هم با آن تمرين مبارزه كرد و هم منافع سياسي و اقتصادي خود را تامين نمود
تاريخ غمبار قاره آفريقا كه سراسر استثمار و بردگي است از زماني آغاز شد كه پاي سياحان آمريكائي و اروپائي به اين قاره زرخيز باز شد
سفر اخير رئيس جمهور كشورمان به 7 كشور آفريقائي و اعتراف وي به دير هنگام بودن اين سفر , نشان از فراموش شدن قاره افريقا در سياست خارجي كشورمان طي 26 سال اخير بوده است