روزنامه جمهوري اسلامي 14/11/1383 صفحه كتاب و كتابخواني

* آفت ها و آسيب هاي انقلاب اسلامي
* ويژگي هاي انقلاب اسلامي
* زيارت خورشيد
آفت ها و آسيب هاي انقلاب اسلامي




كتاب « آفت ها و آسيب هاي انقلاب اسلامي از ديدگاه امام خميني » را موسسه فرهنگي قدر ولايت در 264 صفحه منتشر كرده است . عناوين فصول يازده گانه اين كتاب , چنين مي باشد. دغدغه ها و نگراني ها از ناحيه تفرقه و اختلافات , دغدغه و نگراني ها از ناحيه روحانيت و حوزه هاي علميه , دغدغه و نگراني ها از عدم تحقق اسلام و بدنمايش دادن آن , دغدغه ها و نگراني ها در حوزه مسئولين و مديران نظام , دغدغه ها و نگراني ها از ناحيه مردم , دغدغه ها و نگراني ها در حوزه دانشگاه ها و آموزش كشور , دغدغه ها و نگراني ها در حوزه رسانه هاي عمومي به ويژه صداوسيما , دغدغه ها و نگراني ها در حوزه نيروهاي مسلح و رزمندگان , دغدغه ها و نگراني ها در حوزه روشنفكري و روشنفكران , دغدغه ها و نگراني در حوزه اطلاعات و قضاوت , دغدغه ها و نگراني بين المللي و حوزه خارج از كشور.
در قسمتي از پيشگفتار كتاب مذكور مي خوانيم :
انقلاب اسلامي ايران , همانطور كه « انفجار نور » بود در ظلمتهاي جهان مادي و كانون بيداري و اميد و انگيزش براي رستن از ظلمها و پيوستن به عدالت , مركز عداوتها و دشمنيها و بغض و كينه دشمنان بشريت ـ كه جهان را در ظلمت ماده مي خواستند ـ نيز واقع شد. دشمنان بشريت اگرچه در صفات استكبار و استعمار و استثمار مشتركند و خوي درندگي و دروغگويي و شرارت و در يك كلمه « شيطاني » در همه آنها وجود دارد , اما برخي در درون نظام جمهوري اسلامي به شيطنت مشغولند و بعضي در كسوت كشورهاي آزاده و دمكراتيك و طرفدار حقوق بشر در جهت استحاله و براندازي اين نظام ديني و مردمي , تلاش مي كنند.
بطور طبيعي همه اقشار ملت ايران بويژه مسئولان , بايستي شناخت درستي از دشمنان و راههاي مقابله و نقاط آسيب داشته باشند و همت خود را مصروف نمايند تا راههاي نفوذ بسته و انقلاب محفوظ بماند.
بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران , حضرت امام خميني (ره ) ـ كه همگان به ذكاوت , هوشياري , دقت , شناخت , شجاعت و اسلام شناسي و خصوصيات ممتاز ديگر و نيز تقوا و ايمان و خداترسي و توكل و تمسك به ولايت در كنار آن خصوصيات , در معظم له اذعان دارند ـ در بسياري از رهنمودهاي گرانسنگ خود , به معرفي و شناساندن دشمنان و شيوه هاي دشمني آنان پرداخته و راهكارهاي مقابله را نيز برشمرده اند. تعابيري چون خطر , آفت , نگراني , خوف , دغدغه و امثال آنها , در جهت نماياندن اهميت موضوع و حساس نمودن ملت , نسبت به اين دشمنيهاست . ملتي كه مي خواهد راه امام را پشت سر رهبر معظم انقلاب اسلامي , با قاطعيت بپيمايد و نام و ياد و راه آن قائد عظيم الشان را همواره پاس بدارد , نمي تواند نسبت به « دغدغه ها و نگرانيهاي » آن بزرگوار كم توجه و بي اعتنا باشد. ما در اين مجموعه تلاش كرده ايم در حد بضاعت خود , به اين نگرانيها اشاره داشته و با يك دسته بندي برگرفته از رهنمودها , اقشار مختلف را نسبت به خطراتي كه همان قشر را تهديد مي كند و راه حل آن , آگاه سازيم . لازم است توجه عزيزان را به نكات ذيل جلب نماييم :
1 ـ بايستي تاثير برهه ها و مقاطع مختلف زماني را در نگرانيها و دغدغه ها در نظر داشته باشيم . با اين توضيح كه ممكن است بخاطر شرايط خاص زمان و مكان , مواردي از نگرانيها , اهميت بيشتري پيدا كند و برخي از دغدغه ها , اولويت كمتري يابد. شرايط جنگ و حمله نظامي اقتضائاتي دارد و شرايط صلح و تهاجم فرهنگي اقتضا ديگري و در هر حال بايستي همچنان نسبت به خطرهاي در كمين , حساس بود و اولويت را به خطرهاي خاص آن مقطع داد.
2 ـ برخي نگرانيها و دغدغه ها , فراتر از زمان و مكان هستند . يعني در همه زمانها , امكان خطرسازبودن آنها وجود دارد. مانند گرايش به اشرافيت و سرمايه داري در ميان مسئولان و غلتيدن به تجمل گرايي و دنياطلبي در عموم مردم و روحانيت ; دغدغه هايي كه به درون نظام و استحاله اقشار مختلف مردم مربوط مي شود , غالبا ازجمله اين نگرانيها هستند.
3 ـ اولويت بندي خطرات بسيار ضروري است . گاه خطر براي اسلام و استقلال كشور است ـ كه تعابير به كار رفته غالبا آن را نشان مي دهد ـ طبعا اين خطر بايستي مورد توجه بيشتر قرار گيرد. حجم توصيه ها و تذكرات , نوع تعابير به كار رفته , شدت خطر در اين مواقع را مشخص مي كند. برخي تعابير همچون خطر براي امام زمان (عج ) سنگيني و شدت نگراني و دغدغه را مي رساند و تمام نظرها را به اين سو جلب مي كند. اين تعبير كه : « اگر امام زمان (عج ) هم بودند خود را فداي اسلام مي كردند همچنان كه سيدالشهدا كردند » بي گمان اهميت توجه به اسلام و دفع خطر از آن را كاملا ملموس و ترسيم مي نمايد.
4 ـ اگرچه در زمانهاي خطر و براي دفع تهاجم , وظايف اقشار مختلف است , ليكن راهكارهاي عمده و كلان و عمومي وجود دارند كه تمامي اقشار را با هر مسئوليتي در برمي گيرند. فداكاري براي اسلام , حضور در صحنه , وحدت كلمه , عمل به اسلام و احكام الهي آن , برخورد جدي با متخلفين , تعاون و كمك به يكديگر , انتظام و اطاعت از رهبري و قوانين , پاي فشردن بر اصول و ارزشهاي انقلاب , پرهيز از مجذوب گشتن به خوشامدها و ترس از بدآمدها و بدگوييهاي دشمنان و راهبردهايي از اين دست , ازجمله مواردي هستند كه بايستي اقشار مختلف بدان توجه نمايند.
5 ـ اگرچه هر قشري متناسب با نقش خود در نظام جمهوري اسلامي و وظيفه اي كه به عهده دارد , مورد طمع و نظر دشمنان قرار مي گيرد و خطراتي كم وبيش آنها را تهديد مي كند , وليكن برخي از اقشار در كانون توجهات معاندان و مخالفان داخلي و خارجي قرار دارند. مهمترين عامل در توجه بيشتر دشمنان و تعدد خطرات به اين قشرها. نقش تعيين كننده آنها در صحنه انقلاب اسلامي است . برهمين اساس بيشتر نگرانيها و دغدغه ها نسبت به روحانيت و حوزه هاي علميه و در مراتب بعدي مسئولان نظام , نهادهاي انقلابي , دانشگاهها و دانشجويان , اظهار شده اند. همينطور تحولات و موضوعها و اصول مختلف نيز به نسبت اهميتشان مورد هجوم قرار مي گيرند و نگرانيها در آن حوزه افزايش مي يابد. وحدت كلمه بين مردم و نيز مسئولان , ايمان و معنويت و تعهد مردم و جوانان , عمل به اسلام و احكام الهي , اميد و حضور مردم در صحنه هاي مختلف , انس و محبت و علاقه و ارتباط مردم با روحانيت , استقلال سياسي و اقتصادي و فرهنگي , ازجمله موضوعها و اصولي هستند كه بيش از ساير اصول مورد عناد قرار گرفته و حساسيت بيشتري پيدا مي كنند. دشمن از راه مخدوش كردن آنها , سريعتر به خواستهاي نامشروع خود دست مي يابد....
ذيل يكي از عناوين اين كتاب كه « گسترش فرهنگ غرب و غرب زدگي » است . چنين مي خوانيم :
روشنفكري وابسته با برداشت سطحي و شتابزده از تمدن غرب و پيشرفتهاي صنعتي و فني اين كشورها , در رفتار و اخلاق و آداب و رسوم خود و آنچه به آن فرهنگ در معناي خاص گفته مي شود , تجديدنظر كرده و با پذيرش فرهنگ غربي , از فرق سر تا نوك پا , غرب زده شد. تبليغ و ترويج اين مسخ فرهنگي به وسيله رفتار و رسانه ها , از سوي مسخ شدگان آغاز و ادامه يافت و با حمايتهاي كشورهاي استعماري غرب و حاكمان وابسته در داخل , به صورت سياستها و برنامه ها , تمامي باورها و ارزشها و نهادهاي جامعه و مردم را فراگرفت . غرب زدگي بلايي شد بر جان مردم و روشنفكران منادي آن شدند. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي , تا حدود زيادي اين فرهنگ تغيير يافت و بازگشت به خويشتن و خودباوري فرهنگي و روي آوري به ارزشهاي اسلامي , از دستاوردهاي مهم و تحولات اساسي انقلابي مردم شد. ليكن روشنفكران وابسته و غرب زده , همچنان در صددند تا همان روش و منش وابستگي فكري و روحي را دوباره گسترش دهند. اين خطري است براي نظام اسلامي و مردم , كه به عادات و آداب غربي و مغاير با فرهنگ غني خود بازگشت نمايند.
« كوشش كردند كه از همه جهات اين مملكت را به آسيب برسانند. در دانشگاهها يك جور , به يك وسيله . يك دانشگاه استعماري درست كرده بودند براي ما كه جوانهاي ما وقتي آنجا مي رفتند وقتي كه بيرون مي آمدند به نفع ديگران بيشتر صحبت مي كردند تا به نفع خودشان , تربيت اين طوري مي خواستند بكنند , و هر جا را دست مي گذاشتيد مي ديديد كه خرابي كردند. هرجا به يك قسمي . در اين توده هاي مردم ايجاد اختلافات , كم كاري , نگذارند مردم كار بكنند و مي خواهند وابسته به غير باشند. ما را وابسته كردند. از همه بالاتر اين است كه فرهنگ ما را وابسته به غير كردند. مغزهاي ما را وابسته كردند به غير. ما عقيده مان اين شده است كه غير از غرب ديگر كسي نيست . جايي ما بايد وابسته باشيم . يا به شرق , ويا به غرب ]به آن اعتماد كرد[نيست كه بشود آدم خوبهاي ما مي گفتند به غرب وابسته باشيم براي اينكه اين مقدار ادراكشان نبود كه نه , ما مي توانيم خودمان بايستيم كار بكنيم . خودمان مي توانيم سرپا بايستيم . ما ترجيح مي دهيم به اينكه از اين تمدني كه ما را فاسد دارد مي كند دست برداريم و برسيم به يك زندگي بسيط انساني .
پيدا بكنيم , و از اين تمدن مفسد و فاسد]استقلال فكري [اگر ما يك همچو پشت بكنيم به آن , خودمان كم كم خودكفا خواهيم شد. آنچه كه ما را نمي گذارد به اينكه در هر قشري كه داريم خودكفا باشيم , بستگي , وابستگي است كه ما به آنها داريم . وقتي بنا شد كه قبله يك ملتي غرب باشد , روبه آنجا مي ايستد و حرف مي زند. آتاتورك عكسش را من در آن وقت كه در تركيه بودم , من مجسمه اش را ديدم كه مجسمه اش اين بود , دستش را اين طور دراز كرده بود. گفتند آنهايي كه آنجا بودند , كه دستش را طرف غرب درازكرده است و مي گويد كه همه چيز از آنجا بايد باشد. و يكي از به اصطلاح دانشمندان ما كه درزمان سابق بود و بعد هم فوت شد , او در ايران گفته بود كه ما تا همه چيزمان انگليسي نشود نمي توانيم درست كنيم خودمان را. يك همچو مغزهايي كه همه چيز را از آنجا مي دانند. و مع الاسف دامن زدند... به اينكه به ما باور بدهند ـ به ما ـ و تحميل كنند به ما كه خودمان آدم نيستيم . »
« شرق بايد بيدار بشود از اين خوابي كه او را كردند. از اين غفلتي كه آنها ايجاد كردند در ما بايد بيدار بشويم . اگر بيدار نشويم , ثانيا هم ما طعمه آنها خواهيم بود. بايد دانشگاهها بيدار بشوند. بايد از همين دبستان تا آن آخر دانشگاه , از اين افكار غرب زده تهي بشوند. و شرق روي پاي خودش بايستد. اگر هيچ چيز اصلاح نمي شود و[شرق روي پاي خودش نايستد , باز وابسته باشد وابسته فكري عمده است كه خيال كند همه چيزش از اوست , تا يكي ]خطر مريض مي شود به اطبا اينجا رجوع نمي كند; فورا بايد برود آمريكا يا بايد برود انگلستان . نمي شود اينجا! با اينكه يك دسته از اطبا كه آمدند اينجا , من گفتم كه دانشگاههاي ما چه كردند تا حالا كه حالا وقتي كه يك كسي مريضي مي شود بايد بروند آنجا ! مي گفتند ما مي توانيم معالجه كنيم , لكن مردم اين جور شدند. اين افكار افكاري است كه مملكت ما را به تباهي دارد مي كشد كه همه چيز ما بايد از آنجا بيايد و همه چيز ما بايد وابسته به آنجا باشد. حالا چون اتومبيل ما از آنجاست و برق ما هم نمي دانم چه و زهر مار ما از آنجاست , پس بايد فرهنگ ما هم از آنجا باشد! پس بايد همه چيز ما از آنجا باشد , آقا , بدانيد كه اينها براي ما هيچ صلاحي نمي خواهند. اينها كوشش مي كنند كه ما از حيوانات پست تر باشيم ! اينها كوشش مي كنند كه ما يا اشخاصي بار بياييم غربزده و براي آنها كار بكنيم . »
« اي مسلمانان جهان كه به حقيقت اسلام ايمان داريد , بپاخيزيد و در زير پرچم توحيد و در سايه تعليمات اسلام , مجتمع شويد و دست خيانت ابرقدرتان را از ممالكت خود و خزاين سرشار آن كوتاه كنيد , و مجد اسلام را اعاده كنيد , و دست از اختلافات و هواهاي نفساني برداريد كه شما داراي همه چيز هستيد. بر فرهنگ اسلام تكيه زنيد و با غرب و غربزدگي مبارزه نماييد و روي پاي خودتان بايستيد و بر روشنفكران غربزده و شرقزده بتازيد و هويت خويش را دريابيد و بدانيد كه روشنفكران اجير شده بلايي بر سر ملت و مملكتشان آورده اند كه تا متحد نشويد و دقيقا به اسلام راستين تكيه ننماييد , بر شما آن خواهد گذشت كه تاكنون گذشته است . امروز زماني است كه ملتها چراغ راه روشنفكرانشان شوند و آن را از خودباختگي و زبوني در مقابل شرق و غرب نجات دهند كه امروز روز حركت ملتهاست و آنان هادي هدايت كنندگان تاكنوند. بدانيد كه قدرت معنوي شما بر همه قدرتها چيره خواهد شد و قريب يك ميليارد جمعيت شما با خزاين سرشار و ثروت بي پايان مي تواند تمام قدرتها را درهم شكند. نصرت كنيد خدا را تا نصرت دهد شما را. اي اقيانوس بزرگ مسلمانان , خروش برآوريد و دشمنان انسانيت را درهم شكنيد; كه اگر به خداي بزرگ رو آورديد و تعليمات آسماني را وجهه خود قرار دهيد , خداي تعالي و جنود عظيم او با شماست .
گرايش به اشرافيت و سرمايه داري و غلتيدن در دنياطلبي و تجمل گرايي از خطرها و آفت هايي مي باشند كه فراتر از زمان و مكان هستند و هميشه مي توانند خطرساز باشند
دشمن از راه مخدوش كردن ايمان و معنويت مردم و ايجاد تفرقه بين اقشار مختلف و گسستن پيوند مردم با روحانيت و... سريع تر مي تواند به اهداف نامشروع خود دست يابد.

ويژگي هاي انقلاب اسلامي




موسسه فرهنگي قدر ولايت كتاب « ويژگي هاي انقلاب اسلامي و راه هاي تداوم آن در آيينه نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامي , را در 212 صفحه به چاپ رسانده است . كتاب مذكور در چهار بخش تنظيم يافته است .
در بخش اول كتاب ويژگي هاي انقلاب اسلامي كه « اسلام ناب محمدي و خصوصيات آن » نام دارد , حضور در تمامي صحنه هاي جامعه , استكبار ستيزي , بسط عدالت اجتماعي , حمايت از طبقات محروم , استقلال و عدم وابستگي به شرق و غرب , جذب دل هاي پاك و ... از خصوصيات اسلام ناب محمدي شمرده شده است . در بخش دوم , احياي ارزش هاي ديني و اخلاقي و ايماني , آغاز دوران حاكميت ارزش هاي معنوي , مردمي بودن انقلاب اسلامي , بيداري ملل مسلمان , نداي آزادي از سلطه ابرقدرت ها , احياي كرامت زن , مقابله با مفاسد غرب , عدالت اجتماعي و... از ويژگي هاي انقلاب اسلامي ذكر گرديده است .
در بخش سوم كتاب ويژگي هاي انقلاب اسلامي , پيرامون نقش امام خميني در انقلاب اسلامي و ويژگي هاي راه آن بزرگوار , بحث شده است .
بالاخره در بخش چهارم با عنوان « براي حفظ انقلاب چه بايد كرد » در باره راه ها و روش هاي حفظ انقلاب اسلامي سخن گفته شده است در برخي از صفحات كتاب ويژگي هاي انقلاب اسلامي , پيرامون خصوصيات انقلاب اسلامي , نقش امام خميني در انقلاب اسلامي و چگونگي حفظ انقلاب اسلامي و ... از زبان رهبر معظم انقلاب چنين مي خوانيم .
دين , خصوصيت انقلاب بود و ماند اين طور نبود كه روزي دين خصوصيت انقلاب باشد و پس از چندي , اين خصوصيت از انقلاب گرفته بشود و به چيز ديگري تبديل بشود. اين يك خصوصيت در هيچ يك از انقلابها نبود و همين يكي از مهمترين عوامل بود تا هر جاي دنيا قلبي براي دين و اسلامي مي تپد به جمهوري اسلامي كه براي اسلام حركت مي كند و به اعلاي كلمه ي اسلام فكر بكند علاقه مند باشد.
اين انقلاب , اولين سخنش اين بود كه دوران حاكميت ارزشهاي معنوي آغاز شده است . كساني كه بتوانند اين حرف را بفهمند و باور كنند كم بودند , چون دنيا را امواج ماديگري و قدرتهاي مبتني بر ماديت , قبضه كرده بودند.
امروز , كساني كه اين حقيقت را لمس مي كنند و مي فهمند , بسيارند امروز در همه جاي عالم , ارزشهاي معنوي , رو به احيا شدن مجدد هستند و بسياري از آنها احيا شده اند و ماديگري در شكلهاي مختلفش چه به شكل تفكرات ماركسيستي و چه به شكل خطرناكتر آن , يعني حاكميت ماده , توام با پول و زور و تبليغات كه در استكبار جهاني و بيش از همه , در حكومت امريكا متجلي است ـ ناكامي و ناتواني خود را نشان داده است .
امام (ره ) ريشه ي انقلاب اسلامي است و طبيعي است كه براي حفظ انقلاب بايستي ارتباط آن را با ريشه اش حفظ نمود.
او ريشه ي اين درخت محسوب مي شد. اين ريشه بايد محفوظ بماند. اگر اين نظام از ريشه ي خود يعني از امام عزيز (ره ) جدا شود , مثل درختي است كه « اجتثت من فوق الارض » يعني از روي زمين آن را اره كرده باشند و بين تنه و ريشه ي آن فاصله انداخته باشند. ممكن است چهار روزي هم نمود و هيكلي داشته باشد , امام سرنوشتش معلوم است , ديگر رابطه ي حياتي و تغذيه يي بين اين دو نيست .
ما نبايد بگذاريم نظام اسلامي از ريشه خودش ـيعني امام (ره ) جدا شود. درست است كه امام (ره ) به جوار رحمت حق تعالي ماوي گزيد لكن مجموعه ي آنچه برجاي گذارد مشعل راهي است كه انقلاب در پيش رو دارد. آرمان ملت بايد همان آرمانهايي باشد كه امام (ره ) اين انقلاب را بر مبناي آنها پايه ريزي و به پيش برد.
اگر چه امام (ره ) عوامل و عناصر و مقوماتي كه وجود ظاهري او را به وجود مي آورد و تشكيل مي داد , با خود برد. اما افكار , آرمانها , جهان بيني , هدفها , توصيه ها , راهها وابزارها را در اختيار ما گذاشت هم اكنون بخش عظيمي از شخصيت امام در اختيار ماست . آرمانهاي اعلام شده به وسيله ي او , برترين و بالاترين آرمانهاست . ما بايد اينها را دنبال كنيم .
يكي از اهداف استكبار جهاني و در راس آن , آمريكا , اين است كه انقلاب اسلامي را خسته كند و او را به ترك صحنه وادارد. دور شدن نظام جمهوري اسلامي از ميدان مبارزه با صهيونيسم و استكبار به معناي برگشتن از انقلاب و اصول جدايي ناپذير آن است , و چنين روزي براي دشمنان انقلاب روز جشن پيروزي خواهد بود. راه حفظ دست آوردهاي انقلاب و آن ويژگيهاي بزرگ و عظيم , مقاومت و ايستادگي در مبارزه است و اين همان خط و منش و روشي است كه امام بزرگوار با حمايت جدي و حضور همه جانبه ي مردم طي كرد و از خود به يادگار گذاشت .مردمي بودن انقلاب اسلامي خصوصيت مهمي است كه در نام « جمهوري » نظام متجلي گرديد. مردمي بودن انقلاب اسلامي از دو جهت با مردمي بودن ساير انقلابها , تفاوت دارد. اول اين كه , مردمي بودن جز ذات اسلام است نه چيز خارج از آن , با اين توضيح كه اسلام براي مردم و هدايت آنان از سوي خداوندتبارك و تعالي نازل شده است و لذا همواره فلاح و رستگاري آنان را مدنظر دارد و چنين ديني , حضور مردم در اجراي مقررات و دفاع از حريم خود را اصل اوليه مي داند. البته اين توده هاي محروم و مستضعف هستند كه بيشترين حمايت و دفاع را از دين به عمل آورده و مي آورند , چه در صدر اسلام و چه در انقلاب اسلامي اين امر اثبات شده است و بالاترين دليل اين مساله همان عنايت و حمايت اسلام ناب با همه خصوصياتش از جمله « عدالت خواهي » از مردم است . دوم آن كه , اسلام بطور واقعي و حقيقي مردم را در صحنه حفظ مي كند كذب و دروغ و صورت سازي در حضور مردم در صحنه هاي انقلاب , راهي ندارد حضور حقيقي ساليان دراز مردم در انقلاب اسلامي و نقش آنان در انتخاب همه ي مسئولان و حفظ دست آوردهاي انقلاب اسلامي , مظهر صداقت نظام اسلامي در مردمي بودن خويش است .
رهبر معظم انقلاب : امام قدس سره ريشه انقلاب اسلامي است و طبيعي است كه براي حفظ انقلاب اسلامي بايستي ارتباط آن را با ريشه اش حفظ نمود. او ريشه اين درخت محسوب مي شد. اين ريشه بايد محفوظ بماند. اگر اين نظام از ريشه خود , يعني امام عزيز(ره ) جدا شود مثل درختي است كه « اجتثت من فوق الارض » يعني از روي زمين , آن را اره كرده باشند و بين تنه و ريشه آن فاصله انداخته باشند... ما نبايد بگذاريم نظام اسلامي از ريشه ي خودش , يعني امام (ره ) جدا شود.

زيارت خورشيد






« زيارت خورشيد » حاوي زندگينامه و مجموعه اشعاري از شاعران معاصر است كه درباره رهبر معظم انقلاب اسلامي سروده اند. در فهرست كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : سروش عشق , محرم راز , شوق ديدار , آيينه دار حق , حرمت عشق , اميد جان ها , باغ آسمان , چشمه هاي نور , فرشته خصال , گلشن عشق , بيستون دل , چشمه ي وصال , سوره ي سليمان , زيارت خورشيد , اختر ايوان كمال , آصف دين , بوي بهشت , يادگار غدير و...