اسفنديار بروجردي
نمايشهاي خياباني و اجراي عمومي !
امسال نيز يكي از جدول هاي جشنواره تئاتر فجر , جدول نمايشهاي
خياباني بود. طي سالهاي اخير , نمايش خياباني ويژگيهاي خاص خود را
پيدا كرده و تماشاگران حوالي تئاتر شهر و چند مركز عمومي ديگر تهران ,
عادت كرده اند كه براي ديدن نمايش خياباني نيز به انتظار و تماشا بايستند.
يكي از خبرهايي كه در ويژه نامه روزانه جشنواره تئاتر فجر درج شد ,
براي گروه هاي تئاتر خياباني بسيار خوشايند بود. از آنجا كه موضوع اجراي
عمومي از جمله دغدغه هاي هنرمندان تئاتر خياباني است اما امسال قرار
است اين هنرمندان از اين نظر نگراني كمتري داشته باشند. طبق
هماهنگي هايي كه انجام شده است , بيست نمايش خياباني از ميان آثار
تهراني و شهرستاني شركت كننده در جشنواره به معرض اجراي عمومي
گذاشته مي شوند و نكته مهمش اين است كه اين گروه ها بامركز هنرهاي
نمايشي قرارداد خواهند بست .
همچنين امسال براي اولين بار نمايش هاي خياباني ويژه مدارس نيز
اجرا شدند. يعني علاوه بر اجراي در فضاي باز تئاتر شهر , تالار سنگلج ,
تالار هنر و چندين پارك , در هنرستان هاي روز آزادي , خلاق و دبيرستان
ملك پور نيز نمايش خياباني اجرا شد.
كميسيون ويژه نظارت بر نمايشها
در بيست و سومين دوره جشنواره بين المللي تئاتر فجر , كميسيون
ويژه اي از كارشناسان و صاحب نظران تئاتر كشور بر اجراهاي نمايشي
نظارت كردند.
به نقل از ويژه نامه جشنواره يكي از اعضاي ستاد برگزاري جشنواره
تئاتر فجر , تشكيل اين كميسيون را در راستاي احترام گذاشتن به قوانين
اجتماعي و درعين حال صيانت از سير روبه تعالي تئاتر كشور دانست و
گفت : « متاسفانه در پاره اي موارد , فضاهاي سهوي يا ناخواسته , موجب سو
برداشتهاي متعدد شده و جريان تئاتر كشور و امنيت حرفه اي ساير هنرمندان
تئاتر را به مخاطره افكنده است »
وي هنرمندان و دست اندركاران هنر تئاتر را به عنوان شايسته ترين افراد
براي حفظ شوون اخلاقي اين هنر و نيز حفظ حريم اخلاقي جامعه دانست و
افزود : « نبايد تصور شود كه يك ارگان خاص مسول اخلاقيات تئاتر كشور
است , بلكه همه ما به عنوان اعضاي يك خانواده بزرگ تئاتر كشور در اين امر
سهيم هستيم .
كارگاه نمايش آتيلا پسياني !
يكي از بخش هاي جشنواره امسال , اجراي كارگاهي نمايشهايي بود كه
در محل سابق آرشيو لباس تئاتر شهر زيرنظر « آتيلا پسياني » اجرا مي شدند.
در ورودي اين كارگاه نيز محفظه اي به شكل آكواريوم ساخته شده بود.
هر چند به نظر مي رسد كه اين محفظه به خاطر برگزاري جشنواره ساخته
شده باشد اما احتمال دارد به صورت دائمي در اين مكان باقي بماند.
به هرحال آثار اجرا شده در اين كارگاه زيرنظر آتيلا پسياني بود.
نمايشهايي چون « من بايد بروم , خيلي دير شده » , « روياي بسته شده » ,
« اسبي كه از پا نمي افتد » , « الوتريا » , « شهرهاي نامريي » , « تلخ مثل عسل » و
« در ميان ابرها » .
نكته جالب اينجاست كه تعدادي از نمايشهايي كه در مراحل نخستين
بازبيني به بخش اصلي راه نيافته بودند , در اين كارگاه به صورت اجراي
كارگاهي به صحنه رفتند!
تابلوي اثرانگشت چخوف !
به مناسبت يادبود يكصدمين سال درگذشت آنتوان چخوف ,
نمايشنامه نويس مشهور روسي , از مدتي پيش يك تابلو در كتار در ورودي
تالار سايه نصب شده بود كه تماشاگران روي آن انگشت بزنند(البته با
استامپ ) اين تابلو كه به تابلوي اثرانگشت چخوف معروف شده بود , در
جشنواره تئاتر فجر نيز همچنان پذيراي انگشت تماشاگران بود. و تماشاگران
كه به ديدن نمايشهاي سالنهاي چارسو و سايه مي آمدند آثار انگشت خود را
روي آن به جا مي گذاشتند.
ماجراي جايزه شهرداري !
يكي از اخبار قابل توجه در روزهاي برگزاري جشنواره تئاتر فجر ,
تكذيبه اي بود كه شهرداري تهران , طي آن خبر اهداي جايزه به گروه ها را
واقعي ندانست ! و چنين جايزه اي را تكذيب بود.
متعاقب آن مطلبي در نشريه روزانه به چاپ رسيد : « در آستانه برگزاري
جشنواره تئاتر فجر بود كه شوراي سياستگذاري جشنواره از نهادهاي
گوناگون دعوت كرد تا در صوت تمايل , هيات داوران خود را به شورا معرفي
كنند , برهمين اساس , شورا روز 24 آذرماه در نامه اي خطاب به سازمان
فرهنگي هنري شهرداري تهران , خواستار مشاركت اين نهاد شده بود. اين
نهاد نيز طي نامه اي در چهاردهم دي ماه موافقت خود را براي شركت در
جشنواره اعلام كرد. در اين نامه آمده بود كه به يمن بيست و سومين سالگرد
پيروزي انقلاب اسلامي , شهرداري تهران , به گروه هاي نمايشي , 260 سكه
اهدا مي كند , ضمن اينكه سالن خاصي هم براي اجراي عمومي اين نمايشها
درنظر مي گيرد. در اين نامه آمده بود شهرداري به نمايشهايي كه با محوريت
ايجاد روحيه سلحشوري , مقاومت در برابر بيگانه , ايجاد روحيه اميد و
انتظار , ترويج اخلاق شهروندي , ايجاد روحيه عدالت خواهي و توجه به
آينده درخشان بشريت هستند , هداياي خود را اهدا مي كند.
همچنين در اين نامه كارشناسان سازمان فرهنگي و هنري شهرداري
تهران معرفي شده بودند از جمله , اعظم بروجردي , مجيد جعفري , احمد
مايل , علي رضا نجفي , محسن سراجي , حسن موذني و رضا كافي .
اما پس از آنكه خبر اهداي جايزه به گروه ها عنوان شد , شهرداري تهران با
ارسال تكذيبه اي موضوع را منتفي دانست . اين در حالي است كه رونوشت
نامه هاي مذكور بر روي سايتهاي اينترنتي قرار گرفته است و مركز هنرهاي
نمايشي , كماكان پي گير اين ماجراست »
البته نگارنده اين حاشيه نويسي ها اطلاع دقيقي از ماوقع ندارد , اما اگر
سازمان فرهنگي هنري شوراي تهران مي دانست كه اختتاميه با چه شكل و
شمايلي برگزار شده است , قطعا افسوس مي خورد كه چرا در آن شركت نكرده
و به برگزيده گانش جايزه نداده است !
بنده خداها , تصور مي كردند , اتفاقي شبيه جشنواره تئاتر ايران زمين رخ
مي دهد و كارشناسان سازمان به كسي جايزه عفاف مي دهند كه همان چند
لحظه حضورش در صحنه , مسئله ساز بوده !
شهرستاني ها خوب بودند!
هر چند طبق برنامه ريزي هاي مسئولان جشنواره تئاتر بيشتر گروه هاي
شهرستاني آثار خود را در تالار هنر و تالار سنگلج به صحنه بردند! اما
مديران اين تالارها از اجراي شهرستانهاني ها ابراز رضايت كرده اند.
مثلا خانم « پريسا مقتدي » مدير تالار هنر با اشاره به حضور گروه هاي
شهرستاني در جشنواره مي گويد : طبق روال گذشته , كارها هر روز اجرا
مي شد و برخي از آنها نيز نمايشهاي قابل تاملي بودند , هر چند كه از طرف
دوستان و علاقمندان تئاتري گاهي مورد بي مهري قرار مي گرفتند. »
وي اضافه مي كند : « وقتي تماشاگران تئاتري در ايام جشنواره دست به
برنامه ريزي مي زنند , قبل از هر اجرايي به نمايشهاي بخش بين المللي توجه
مي كنند و به دنبال آن هم كارهاي گروه هاي تهران را مي بينند. در اين ميان
كمتر مخاطبي توجه خاص به گروه هاي شهرستاني مي كند , در جايي كه به
اعتقاد من برخي از اين گروه ها واقعا موفق عمل كردند و سطح نمايشهايشان
خيلي بهتر از تهرانيها بود.
اين مدير تئاتر همچنين درباره استقبال كم از نمايشهاي اجرا شده در
اين سالن مي گويد : « فكر مي كنم به نسبت كل سالنهاي تئاتري شركت كننده
در جشنواره امسال , وضعيت بدي نداشته ايم , البته بعضي از اجراهايمان
شلوغ تر و برخي خلوت تر هستند »

|
يك جشن پاياني بي حاشيه !
|
گزارشي از مراسم پاياني جشنواره تئاتر فجر
رحيم عبدخدايي
آنها كه شاهد برگزاري جشن پاياني بيست وسومين جشنواره بين المللي
تئاتر فجر در تالار وحدت بودند , شايد ايجاد چنين حال و هوا و فضاي
خاصي كه بر اين تالار حاكم شده بود را غيرقابل دستيابي مي دانستند و به
ويژه اگر خاطرات تلخ جشنواره ايران زمين را همچنان به ياد داشتند , پايشان
به سوي تالار وحدت كششي نداشت ! به ويژه اگر مسئوليتي در امور دولتي
داشتند! اما خوشبختانه اختتاميه جشنواره تئاتر فجر با حضور هنرمندان
تئاتر برگزار شد و همه چيز به خير وخوشي , و به نفع تئاتر , گذشت .
در اين جشن پاياني البته همه چيز بود به جز اهداي جوايز به برگزيدگان
گروههاي نمايشي . چرا كه رقابت در اين دوره حذف شد و جشنواره تئاتر
فجر نيز چيزي شبيه جشنواره بين المللي نمايش عروسكي شد.
اما در مراسم پاياني از هفت نفر هم تجليل به عمل آمد كه يكي از
مهم ترين آنها دكتر علي منتظري مقدم رئيس جهاد دانشگاهي بود. هر چند
وي به تالار نيامده بود اما هنگامي كه مشخص شد وي يكي از كساني است
كه مورد تجليل واقع مي شوند , محمدعلي كشاورز , علي نصيريان و داود
رشيدي به تالار وحدت آمدند تا در اين مراسم قدردان تلاشهاي او براي
حفظ و گسترش تئاتر باشند. منتظري در حال حاضر رئيس جهاد دانشگاهي
است و در آن سمت نيز دست به فعاليتهاي مهمي زده است كه يكي از آنها
تاسيس خبرگزاري « ايسنا » (دانشجويان ) مي باشد.
منتظري خود يكي از مهم ترين افراد تاثيرگذار در شكل گيري
جشنواره هاي تئاتري كشور و به ويژه تئاتر استاني و منطقه اي بوده . وي
مدتي نيز رياست مركز هنرهاي نمايشي را به عهده داشته است .
به جز منتظري از سه هنرمند پيشكسوت و سه هنرمند جانباز نيز تجليل
به عمل آمد. رضا كرم رضايي , مهين اسكويي و ايرج راد از جمله هنرمندان
تئاتر بودند كه در اين مراسم حضور يافتند. البته « كرم رضايي » به علت
بيماري نتوانست بالاي سن برود به همين سبب هنرمندان و مسئولان حاضر
روي سن تالار وحدت , پايين رفته و او را در ميان تماشاگران مورد تجليل
قرار دادند.
« محمد جمال پور » , « حسين نوري » و « مهدي متوسلي » نيز سه تن از
جانبازان هنرمند بودند كه از ايشان نيز تجليل به عمل آمد. البته « حسين
نوري » نيز نتوانست روي سن برود.
« جمالپور » متولد 1337 نفت سفيد است كه فعاليت تئاتري خود را از
كلاسهاي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان آغاز كرده است و به جز
سابقه بازي و كارگرداني تئاتر طي سالهاي 1351 تا 1363 به داوري تئاتر
در جشنواره هاي تئاتر دفاع مقدس , سوره , بچه هاي مسجد و بسيج نيز
پرداخته است .
وي از جمله كساني بوده كه نمايشهايي را براي اجرا در جبهه هاي جنگ تهيه
و به صحنه نبرد برده است .
« غلامحسين نوري نكاح » معروف به حسين نوري نيز در سال 1333 در
مشهد به دنيا آمده است . بيشترين فعاليت نوري صرف نمايشنامه نويسي
شده است ; از جمله نوشتن سه مجموعه نمايشي با نامهاي « دل دار » ,
« فستيوال آخر » و « شيوه شيدايي » .
نوري نقاشي هم مي كشد و در اين زمينه نمايشگاههايي را در داخل
وخارج كشور به صورت انفرادي و گروهي برگزار كرده است .
« مهدي متوسلي » نيز آخرين نفر از مجموعه كساني بود كه تجليل شدند.
وي متولد 1346 است . نويسنده و تهيه كننده و موسس گروه « فدك » كه
مشهورترين اثرش « خورشيد كاروان » است . وي اين اثر را كه از همان سال
تاكنون همواره اجرا مي شود , در سال 1371 بازنويسي و تهيه كرده است . و
پس از آن نيز آثاري همچون « زخم مدينه » , « از خاك تا افلاك » و نيز نمايش
موسيقايي « سرداران » را به صحنه برده است .
در كتاب يادمان جشنواره وي خاطره اي راتعريف كرده است كه بد
نيست آن را براي شما نيز بنويسيم :
« چهارده سال است كه نمايش خورشيد كاروان همزمان با ايام محرم
اجرا مي شود و هر سال پس از هر اجرا , برگه هايي به دست تماشاگران سپرده
مي شود تا نظرات خود را مرقوم فرمايند.
گروهي با تشكر و تقدير و گروهي با تحليل و انتقاد , برگه ها را پر مي كنند.
چند سال پيش در ميان برگه ها , دست نوشته اي نظر همه را جلب كرده بود.
ناشناسي نوشته بود : براي سيدالشهدا دوازده سال منبر رفته ام حاضرم با
يك اجراي شما عوض كنم , والسلام .
مراسم بزرگداشت از اين هفت نفر هنرمندان دعوت شده به اختتاميه از
جمله نصيريان , كشاورز و رشيدي همراه با وزير ارشاد , معاون هنر و رئيس
مركز هنرهاي نمايشي به روي صحنه دعوت شدند.
بخش هاي ديگر مراسم شامل سخنوري , بخشي از مجلس شبيه خواني
غدير خم و اجراي موسيقي توسط گروه چهل دف بود. همچنين به گروه هاي
شركت كننده در مراسم نيز لوح و تنديس جشنواره اهدا شد.
در پايان نيز اجراي موفق گروه « لهستان » در فضاي باز پاركينگ تالار
وحدت , بار ديگر به اجرا در آمد.
در حاشيه :
شيوه برگزاري جشن اختتاميه تئاتر فجر هر چند به زعم برخي حاضران
از جنب و جوش و هياهوي دوره هاي قبلي خالي بود , اما مبين اين نكته بود
كه مي توان مراسم هنري را آنچنان برگزار كرد كه هيچ مومن مسلماني دلش
نلرزد كه قدم به چنين مراسم بگذارد.
در مراسم روز شنبه كه مصادف با عيد غدير خم بود هم بخش هايي از
نمايشهاي سنتي ايراني اجرا شد و هم يك گروه موسيقي شناخته شده
اجراي برنامه كردند و هم چهره هاي محبوب و مطرح سينما و تئاتر كشور
حاضر شدند و جمعيت تماشاگران نيز تمام سالن را پركرده بود. اما همه چيز
رنگ و بوي احترام به اخلاقيات و شرع و عرف را داشت و دختران و زنان
بدحجاب نيز در اقليت كامل بودند به گونه اي كه كمتر به چشم مي آمدند.
چنين شكل برگزاري و نيز مراقبت هايي كه در طول جشنواره از فضاي
جشنواره و اجراها شده بود , نشان داد كه مي توان آرام آرام صحنه هاي هنري
را از شائبه ها پاك كرد و براي تئاتر هنرمندان تئاتر ارزش و اقدامات واقعي
قائل شد. به شرط آنكه همه اين كارها صرفا مربوط به جشنواره نباشد و در
طول سال نيز تئاتر حمايت و هدايت شود.

|
آسيب شناسي تئاتر در بيانيه هاي منتقدان !
|
اشاره
حميد مهدوي فر
كانون ملي منتقدان تئاتر ايران طي روزهاي برگزاري
بيست و سومين
جشنواره بين المللي تئاتر فجر پنج شماره و نشريه ويژه
كانون را با عنوان نقد
تئاتر منتشر كرد. يكي از بخش هاي اين ويژه نامه انتشار
بيانيه هاي هيات
داوران كانون در دوره هاي مختلف جشنواره تئاتر فجر
بود.
اين بيانيه ها معمولا در دو بخش ارائه شده , در يك بخش
برخي نكات در
خصوص فضاي جشنواره و آثار ارائه شده و در بخش
ديگر برگزيدگان
داوران كانون معرفي مي شدند.
اما با دقت در بخش اول هر بيانيه كه ترسيم كننده
موقعيت و شرايط
تئاتر در جشنواره و به تبع آن در كليت تئاتر كشور است
مي توان به جمع
بندي هاي متفاوتي رسيد.
بررسي اين بيانيه ها از دوره شانزدهم تا بيست و يكم
نمايانگر تكرار يك
مفهوم و مضمون مشترك است كه كه متاسفانه عليرغم
تكرار مكرر , هيچگاه
به طور جدي از سوي متوليان تئاتر به آن توجهي نشد
بلكه با بي اعتنايي به
اين مفاهيم , رفته رفته تئاتر به سمت و سويي سوق پيدا
كرد كه حاصلش تهي
شدن از محتوايي عميق و انديشمندانه آن بود.
جالب اينجاست كه اين سير نزولي در انديشه و محتوا ابتدا با قوت در
اجرا توام بوده و پس از آن علاوه بر انديشه , شكل و قوت اجرا نيز رو به
در شانزدهمين « كاستي مي گذارد. مثلا در بيانيه دوره شانزدهم آمده است :
جشنواره تئاتر فجر و روند تئاتري اخير , متاسفانه برخي برداشت هاي
سطحي از تحولات اجتماعي و فرهنگي , باعث شده است كه منظر صحيحي
از اصالت فرهنگي موجود ارائه نشود وباورهاي ديني و ملي ما در برخي آثار
دچار تحريف شده و مورد سو استفاده قرار گيرد.
تئاتر ما از فرهنگ زيستي و زندگي جامعه امروز ما به شدت دور شده
است واين , يعني زنگ خطر براي هنرمندي كه بايد چشم آگاه و بيناي زمانه
» خود باشد.
در بيانيه جشنواره شانزدهم نخستين زنگ خطر به صدا درآمد و در
بيانيه هاي جشنواره هاي هفدهم و هيجدهم نيز به تلويح , نكاتي در خصوص
بهادادن « اين سير نزولي بازگو شد , از جمله در بيانيه جشنواره هفدهم كه :
فقط به فكر » صرف به گيشه و درآمد حاصل از آن , گروه ها را در دراز مدت
» جذب تماشاگر وامي دارد و...
اما در بيانيه كانون در جشنواره نوزدهم , نويسندگان بيانيه صريحا به
معضل اساسي آثار اجرا شده اشاره كردند و در نخستين جمله بيانيه با اشاره
به ابعاد فلسفي تئاتر كاستي اساسي آن را عيان كردند :
تئاتر , هنري است فلسفي و بيش از هر هنري با انسان و دل مشغولي ها و «
آمال و ارزوهاي او سر و كار دارد. در واقع هنرمند تئاتر , جهان درون و بيرون
را به چالش عميق مي كشد و در آن , انديشه در صدر مسائل قرار مي گيرد.
متاسفانه پاره اي از آثار به اجرا درآمده در جشنواره كه بعضا از قدرت
اجرايي چشمگيري هم برخوردار بودند , فاقد روح عميق فلسفي و شاعرانه
بوده , دچار سطحي نگري , شعار زدگي و گاهي بيان الفاظي ناخوشايند و
اعمال نامتعارف شده بودند و به گمان ما كمتر جايي در حوزه علمي و
» فرهنگي تئاتر دارند.
ظاهرا اين هشدار مستقيم نيز فايده اي نبخشيد و مسير تئاتر به سمت
درست آن هدايت نشد. اينگونه بود كه داوران كانون ملي منتقدان در دوره
بيستم باز هم مستقيم و بي پرده به كاربرد رو به فزوني الفاظ و واژه هاي
بااستفاده از واژه ها و اصطلاحات سخيف و « مبتذل و پوچ اشاره كردند :
لطيفه ها و كنايه هاي كم ارزش در اكثر نمايشها , شان هنر و هنرمند ناديده
» گرفته شد.
باز هم با كمال تاسف اين بيانيه تغييري در روش مركز هنرهاي نمايشي
براي هدايت صحيح روند تئاتر در كشور ايجاد نكرد. جالب اينجاست كه
داوران كانون در هر دوره تغيير مي كردند و نويسندگان بيانيه ها متفاوت
بودند , اما اين مفهوم مشترك مدام تكرار مي شد تا به دوره بيست و يكم
برخي از كارهاي « رسيديم و در اين دوره نيز نويسندگان بيانيه , نوشتند :
عرضه شده در بخش مسابقه در اندازه هاي جشنواره پرآوازه اين بر و بوم
نبود و چشمداشت هاي آشكار و پنها از تئاتر را برآورده نكرد. انبوهي از
گفتارهاي ناشايست در صحنه هاي برخي از آثار به بهانه واقع گرايي و
بسياري تن تكاني ها , بي هيچ خاصيت بخشي , هنر تعالي بخش و انسان ساز
» تئاتر را آلوده كرده است .
... و سرانجام كانون ملي منتقدان تئاتر در جشنواره بيست ودوم تئاتر
فجر موفق به داوري و صدور بيانيه نشد!! تا باز هم و مكررا انگشت بر اين
دمل چركين تئاتر بگذارد. زيرا اين بار اين دمل حتما مي تركيد و ديگر هيچ
كس نمي توانست ادعا كند تئاتر هدايت شده به سوي كژي تاب راست شدن
دارد.
پس از تغيير مديريت در مركز هنرهاي نمايشي متوليان هنر ظاهرا تصميم
به تغيير روش گرفته اند. هر چند اتفاق رخ داده در جشنواره ايران زمين
بزرگترين زنگ خطر به صدا درآمده و يا همان تركيدن دمل چركين بود. بي
جهت نيست كه مديران تئاتر و جشنواره , بيشترين تمهيدات و بهتر است
بگوئيم بي سابقه ترين مراقبت از تئاتر را به عنوان دستور العمل بهتر اجرا
كردن جشنواره بيست و سوم تئاتر فجر قرار دارند و البته تا حدود زيادي
توانستند , وضعيت را كنترل كنند , اما بر هيچ اهل فكري پوشيده نيست كه
تمهيدات موقت چاره درمان اين معضل نيست و نياز به برنامه ريزي هاي
دراز مدت فرهنگي است .

| | |