پيروزي انقلاب اسلامي و تاسيس نظام جمهوري اسلامي از بزرگترين
نعمتهاي الهي در عصر حاضر است , نعمتي كه گذشتگان ما از آن محروم
بودند و شايد در حد يك آرزو براي عده اي مطرح بود. جهان اسلام قرن ها
گرفتار حكومتهاي ستم پيشه بوده كه هيچگاه دغدغه دين و حاكميت
ارزشهاي اسلامي را نداشتند , جز در مواردي نادر حاكمان اعتنايي به دين و
دينداران نداشتند. سلطنت پهلوي در ايران نمونه بارز حكومتهاي استبدادي
و ستمگري بود كه بسياري از مردم به خاطر دارند. ظهور انقلاب اسلامي با
همت و مجاهدت رهبر فقيد انقلاب حضرت امام خميني و همكاري علما و
روحانيت متعهد و حمايت و فداكاري مردم , نعمت استقرار نظام جمهوري
اسلامي را در پي داشت , بقاي اين نعمت به شكرگذاري در پيشگاه با
عظمت الهي بستگي دارد. مقايسه اي گذرا ميان آنچه در پرتو « جمهوري
اسلامي » به دست آمده , با آنچه در دوران حاكميت خاندان منحوس پهلوي
جريان داشت , ما را بيش از پيش با قدر و منزلت نعمتي كه در آن غوطه وريم ,
آشنا خواهد كرد. حوزه هاي علميه به لحاظ محروميت مضاعفي كه در گذشته
داشتند و ظلم و ستم فراواني كه برآنان وارد مي شد , و متقابلا مجد و عظمتي
كه امروزه پيدا كرده اند , بيش از ديگران موظف به انجام اين مقايسه اند تا هم
خود به يادآورند كه « از كجا به كجا رسيده اند » و هم اقشار ديگر جامعه را
متوجه سازند كه در چه وضعيتي بسر ميبرند و در چه موقعيتي قرار دارند ,
دهه فجر فرصتي مناسب براي تامل در اين زمينه است . بديهي است در يك
مقاله كوتاه نمي توان مقايسه اي جامع و كامل در اين باره ارائه كرد , از اين
رو , به بيان چند محور اكتفا مي كنيم .
1 ـ حاكميت ارزشها و احكام اسلامي
در گذشته حكومتهاي استبدادي نه تنها به فكر حاكميت ارزشهاي
اسلامي و اجراي قوانين و مقررات ديني نبودند , بلكه چون آنها را در تضاد
با منافع خود مي دانستند , براي جلوگيري از حاكميت آنها ـ حتي در
محدوده اي كوچك ـ از هيچ تلاشي فروگذار نمي كردند. حاكمان و دولتمردان
نه تنها دغدغه دين نداشتند , بلكه با مظاهر ديني مبارزه مي كردند. اين مساله
در دوران حكومت ديكتاتوري پهلوي , كه ماموريت داشتند جامعه شيعي
ايران را به سمت بي ديني سوق دهند , نمود بيشتري داشت . شعائر اسلامي
يكي پس از ديگري با بهانه هاي واهي مورد هجوم قرار مي گرفت تا هيچ مانعي
در راه سلطه كامل بر اين كشور پهناور و چپاول ثروتهاي آن باقي نماند.
حجاب و عفت زنان , غيرت و مردانگي مردان , عزت و شرافت انساني و
اسلامي , پاكدامني , حريم خانواده , ايمان و اعتقاد مذهبي , تقيد به
دستورات ديني , استقلال , آزادي و آزادگي , و... يكي پس از ديگري آماج
تيرهاي زهرآگين سياستگزاران و دولتمردان وابسته و فاسد قرار مي گرفت و
اصولا قيام روحانيت متعهد در دهه چهل و ايثار و مجاهدت اقشار مختلف
مردم به همين دليل آغاز شد.
مروري بر تاريخ مبارزات روحانيت در اين مقطع تاريخي گواه روشني بر
اين واقعيت است . انگيزه اصلي اين قيام « نجات دين » از مهلكه اي بود كه
رژيم فاسد گذشته ايجاد كرده بود و بس . امور ديگري چون نقض آزادي ,
وضع بد معيشتي , تبعيض و بي عدالتي و فساد و فحشا در مراتب بعدي قرار
داشتند. به عنوان نمونه , محور مخالفت علماي اعلام با تصويب نامه
انجمنهاي ايالتي و ولايتي , كه نخستين رويارويي حوزه قم با رژيم
ستمشاهي بشمار مي رود , مخالفت اين لايحه با « قواعد مقدسه اسلام » ,
« مصالح عاليه اسلام و كشور » , « قانون اساسي و احساسات قريب به اتفاق
ملت مسلمان ايران » بود (دو تلگرام حضرت آيات حاج سيد احمد زنجاني ,
سيد محمد داماد , حاج شيخ هاشم آملي و شيخ مرتضي حائري به آيه الله
بهبهاني و شاه ) در تلگرام آيه الله بهبهاني به شاه در سال 1341 آمده است :
« جرياناتي عملا و عنوانا در اين مملكت مي گذرد كه به طور كلي با شئون
قانون اساسي و شرع مبين اسلام , منافي و غير قابل انطباق است »
وي پيشتر در سال 1328 ش نيز كه مجلس موسسان قصد تغيير اصولي
از قانون اساسي و پيش بيني تغيير قانون اساسي را داشت , با صدور
اعلاميه اي هر راي كه در اين باب داده شود را خيانت به مملكت و مخالف
مصالح دين و استقلال دانسته بود.
مضامين تلگرافها , اعلاميه ها , پيامها و نامه هاي بقيه علما و مراجع نيز
در موضوعات متنوع اصلاحات ارضي , انجمنهاي ايالتي و ولايتي , رفراندم
شاهانه , انتخابات , كاپيتولاسيون , فعاليت بهايي ها , به رسميت شناختن
اسرائيل همگي حكايت از حساسيت علما در دفاع از دين و احكام نوراني
آن دارد. مروري بر اسناد انقلاب اسلامي اين واقعيت را نشان مي دهد كه
مهمترين عامل مخالفت و درگيري علما با رژيم پهلوي « سياستگزاري و
عملكرد ضد ديني » آن بود.
با تاسيس نظام جمهوري اسلامي دين حاكميت پيدا كرد. حاكميت
ارزشهاي ديني و قوانين و مقررات اسلامي از مهمترين اهداف حكومت شد ,
قانون اساسي با همت شخصيتهاي متعهد و انقلابي مبتني بر مباني و احكام
ديني تدوين گرديد , رهبري نظام برعهده فقيه جامع الشرايط واگذار شد و
قواي سه گانه كشور تحت ولايت او انجام وظيفه مي كنند. با پيش بيني نهاد
شوراي نگهبان و باحضور فقها اسلاميت قوانين تضمين گرديد , قضاوت به
مجتهدان عادل سپرده شد , رئيس قوه مجريه نيز كه با آرا مردم انتخاب
مي شود , با تنفيذ رهبري شروع به كار مي كند و در يك جمله ساختار نظام به
گونه اي طراحي شد كه نظام حكومتي از مشروعيت ديني برخوردار شود و در
عين حال متكي به آرا ملت باشد.
براي نخستين بار شيعه به حكومت آرماني خود در عصر غيبت نائل شد.
اگر در طول تاريخ , حاكميت حاكمان جائر , غاصب و ستمگر را تحمل كرده ,
و گاه از روي ناچاري به سلاطين اذن مملكت داري داده , اينك حكومت
مشروع فقيه عادل كه آرزوي ديرينه فقيهان شيعه بوده , تاسيس شده است و
در پرتو آن بسياري از ارزشهاي اسلامي و احكام شرعي جامه عمل پوشيده ,
هر چند تا رسيدن به نقطه مطلوب راه زيادي در پيش است .
امروزه حكومت بر پايه مبارزه با دين يا ناديده گرفتن احكام ديني بنا
نشده , و مسئولان كشور دغدغه دين , ايمان , عقيده و اخلاق مردم را دارند و
اين امر دستاورد كوچكي نيست و ارزشي هر نوع فداكاري و مجاهدت را
دارد. تاسيس اين نظام نقطه عطفي در تاريخ تشيع و روحانيت شيعه بشمار
مي رود.
در گذشته فقها به منظور دفاع از سرزمينهاي اسلامي در مصاف با
بيگانگان , از دولتهاي غاصب حمايت مي كردند , مردم را به حضور در
ميادين جنگي براي دفاع از بلاد اسلامي بسيج مي نمودند , تضعيف سلطان را
به خاطر آنكه در راس تنها حكومت شيعي در جهان قرار دارد , مجاز
نمي دانستند. نقل شده كه ميرزاي شيرازي , قهرمان نهضت تنباكو از ورود به
عرصه مقابله با ناصرالدين شاه تنها به اين خاطر ابا داشت , هر چند براي
نجات كشور از استعمار پير انگليس قدم به ميدان نهادو با تحريم تنباكو
دست تطاول بيگانه را از كشور قطع كرد. اگر چه اين ماجرا شكستي براي
سلطنت ناصري محسوب مي شد , اما ميرزا , علي رغم اصرار شخصيتهايي
چون سيدجمال الدين اسدي آبادي مبني بر ادامه مبارزه تا سقوط
ناصرالدين شاه , بنا بر تشخيص خود تضعيف بيشتر او را به مصلحت
ندانسته و به پيروزي در برابر اجانب اكتفا كرد. توجيه بسياري از علما اين
بود كه تضعيف تنها سلطان شيعي , در دنياي آن روز كه بسياري چشم طمع به
سرزمين ايران دوخته بودند , به مصلحت نيست . وجود چنين سيره هاي در
بين فقها ايجاب مي كند امروزه حساسيتي مضاعف در دفاع از كيان جمهوري
اسلامي وجود داشته باشد و قدر اين نعمت بزرگ دانسته شود كه در
غيراينصورت مجازات ناسپاسي نعمتهاي خداوند , كمترين مجازات آن
خواهد بود.
2 ـ عزت و اقتدار روحانيت
حكومتهاي پيشين به تبع سياستهاي ضدديني خود , دل خوشي از
حوزه وروحانيت كه رهبران ديني جامعه بودند , نداشتند. چشم ديدن قدرت
و محبوبيت اجتماعي اين قشر را نداشتند. اگر مي توانستند ريشه نهاد
روحانيت را در اين كشور مي سوزاندند. چنانكه رضاخان ميرپنج , مهره
سرسپرده اجانب هر چه در توان داشت , در اين راه صرف كرد , ولي به
فضل الهي و با تدبير مراجع وقت در اين هدف ناكام ماند.
در عين حال هيچگونه فرصتي در اختيار روحانيت قرار نمي گرفت . بلكه
هر گونه فرصت حضور در ميان مردم از آنان سلب مي شد. روحانيت در عصر
پهلوي هيچ نقشي در حكومت و اداره جامعه نداشتند. با آنكه طبق قانون
اساسي مي بايست پنج تن از مجتهدان طراز اول بر مصوبات مجلس نظارت
مي نمودند تا اجازه ندهند قانون خلاف شرعي به تصويب برسد , ولي
هيچگاه اين فرصت به آنان داده نشد. عالماني كه درامور سياسي دخالت
مي كردند , به شدت مورد آزار و اذيت قرار گرفته و گرفتار تبعيد , زندان و
انواع شكنجه ها مي شدند. اين قشر همواره مزاحم سياستها و برنامه هاي
حكومت تلقي مي شد , از اين رو , دولت از هيچ ابزاري براي تحقير و به انزوا
كشيدن آنان دريغ نمي كرد. سياست حكومت تبليغ بر عليه حوزه و روحانيت
بود , اجازه حضور در نهادهاي دولتي و رسمي را نداشت , مجاز به حضور در
محافل فرهنگي و آموزشي نبود , متقابلا جوانان در مدارس , دانشگاه ها ,
پادگان ها , و دهها مركز ديگر اجازه ارتباط با عالمان ديني را نداشتند. تنها
سنگر باقيمانده براي روحانيت مسجد و منبر بود كه آن هم با هزاران مضيقه
و دشواري همراه بود , با اندك سخن و رفتاري بر خلاف ميل دولتمردان فاسد
روانه حبس و تبعيد شده يا آماج تهمت و هتك حيثيت قرار مي گرفتند.
دولتها دخالت در شئون روحانيت را حق خود دانسته و به منظور جايگزين
كردن افرادي روحاني نما كه به دلخواه آنان سخن بگويند و حركت كنند , به
تاسيس نهادهاي به اصطلاح ديني مثل سپاه دين , مبادرت مي كردند تا به
تعبير حضرت امام براي شاه « جل جلاله » گو تربيت كنند. روحانيت نه در
عرصه داخلي امكان فعاليت داشت و نه در عرصه هاي بين المللي . بگذريم از
دوران سياه رضاخاني كه روحانيت جرم بود و لباس روحاني داشتن گناه
نابخشودني , مزدوران رژيم آنقدر عليه اين قشر تبليغ كرده بودند كه وجود
آنان را مايه بدبختي و نكبت مي دانستند.
نقل يك خاطره در همين زمينه خالي از لطف نيست . روزي در ميدان
ورودي شهر قم (ميدان 72 تن ) ايستاده بودم و منتظر وسيله اي بودم تا به
تهران بروم . چند نفر روحاني و غيرروحاني هم مثل من منتظر بودند. يك
اتومبيل سواري مدل بالا ايستاد و چند نفر روحاني را سوار كرد. يك جوان
غيرروحاني هم با اصرار سوار شد و پس از سوار شدن به راننده اعتراض كرد
چرا فقط روحانيان را سوار مي كني جرا نمي خواستي مرا سوار كني مگر
چه فرقي دارد من هم مثل آنها مسافرم . رانده كه مرد سالخورده اي بود , پس
از قدري سكوت گفت : علت اينكه من مقيدم كه روحانيان را سوار كنم ,
جرياني است كه در زندگي من اتفاق افتاده است . وي پس از كشيدن آهي
افزود : من فرزند يك روحاني هستم كه اينك پدرم از دنيا رفته است در زمان
رضاخان در سن كودكي يك روز به همراه پدرم از قم عازم تهران بودم . وسط
جاده قديم قم ـ تهران اتوبوس پنچر شد , راننده و شاگردش بعد از اينكه
لاستيك ماشين را عوض كردند , به پدرم گفتند : تو بايد از ماشين پياده شوي
والا دوباره ماشين پنچر مي شود! هرچه پدرم اصرار كرد كه مرا با اين كودك
خردسال در اين بيابان رها نكنيد , شب نزديك است , ماشين ديگري پيدا
نمي شود , قبول نكردند , حتي پدرم به آنها التماس كرد , ولي نپذيرفتند و ما
را وسط بيابان پياده كردند و رفتند. هيچيك از مسافران اتوبوس هم اعتراض
نكردند , احدي از ما دفاع نكرد , گويا همه اين را باور داشتند كه آخوند نحس
است و باعث پنچري لاستيك اتوبوس مي شود! من به قدري از مظلوميت
پدرم تنها به جرم روحاني بودن ناراحت شدم كه تصميم گرفتم تا آخر عمر
به اين قشر خدمت كنم . هم اكنون هم با اينكه خودم روحاني نيستم ومدير
يك كارخانه اي هستم , اما هر جا به يك روحاني بر مي خورم , تا آنجا كه
مي توانم به او احترام مي كنم .
اين ماجرا را به اين منظور نقل كردم تا روحاني بداند كه از كجا به كجا
رسيده است . خداوند چگونه به او عزت و عظمت بخشيده است . اخلاص
روحانيت در راه خدمت به دين و مردم در دوران سخت و طاقت فرساي
گذشته چنين ثمره اي را در پي داشته كه امروز به حرمت و اقتدار دست يافته
است و اين همه در پرتو حاكميت نظام جمهوري اسلامي است . انقلاب
اسلامي به حوزه و روحانيت عزت و عظمت بخشيد , هر چند مجاهدات
خالصانه آنان در رسيدن به اين نقطه موثر بوده , اما به هر حال امروز در كنار
خوان نعمت الهي نشسته ايم و بايد قدر اين نعمت را پاس بداريم . وجود
پاره اي مشكلات و بدبيني اقليتي درجامعه نسبت به حوزه و روحانيت , كه
علل و عوامل مختلفي دارد , هرگز قابل مقايسه با وضعيت گذشته نيست .
ممكن است كساني كه دوره هاي سخت گذشته را نديده اند يا اطلاع كافي از
گذشته ندارند , تصور كنند كه روحانيت امروز از جايگاه مطلوبي در جامعه
برخوردار نيست . اما اهل اطلاع خوب مي دانند كه روحانيت هيچگاه مانند
دوران حاكميت جمهوري اسلامي در جامعه عزيز نبوده , پاره اي از بدبيني ها
نيز به اين قشر , علي رغم وجود دشمني ها و تبليغات سو از سوي دشمنان
اسلام و روحانيت , با تصحيح عملكردها از بين رفتني است .
3 ـ پيوند با جوانان تحصيل كرده
يكي از حساسيت هاي حكومتهاي پيشين ارتباط جوانان با روحانيت
بود. سياستها و برنامه ها بر جدايي جوانان تحصيل كرده دانشگاهي از عالمان
ديني بود , چرا كه پيوند اين دوقشر مي توانست خطري جدي براي آنان
باشد. جوان درس خوانده و مطلع ازدانش روز , چنانچه با عالم ديني ارتباط
برقرار مي كرد و در پرتو اين ارتباط ايمان و عقيده اش مستحكم مي شد , ديگر
حاضر نبود تحت سلطه بيگانگان باشد و نوكري كند , حكومت استبدادي را
تحمل نمايد , به يغما رفتن ذخائر سرشار كشورش را مشاهده كند و دم فرو
بندد , تبعيض و بي عدالتي و حيف و ميل اموال عمومي توسط دولتمردان
فاسد و هوسران را تحمل نمايد , عزت و استقلال خود را ناديده بگيرد و
براي رسيدن به مال و مقام دنيوي شرافت خود را لگدكوب كند و خلاصه اگر
چشم و گوشش باز شود , زيربار سلطه نخواهد رفت . از اين رو از ارتباط بين
روحاني و دانشجو به شدت جلوگيري مي شد , نه دانشجو به حوزه رفت و
آمد داشت و نه حوزويان زمينه حضور در دانشگاه را داشتند. سياست كلي
حكومت چنين بود , هر چند افراد انگشت شمار داراي چنين ارتباطي بودند.
مهمتر از آن به تعبير رهبر فقيد انقلاب به دانشجو تلقين مي شد كه روحاني
مرتجع و عقب مانده است و چيزي از دنياي روز نمي داند و با علم و تمدن
مخالف است و به روحاني نيز تلقي مي شد كه دانشجو بي دين است . ايجاد
بدبيني ميان اين دو قشر از سياستهاي رژيم فاسد پهلوي بود. روحانيان
روشن بين و بيدار نيز علي رغم آنكه تلاش مي كردند تا با اين قشر ارتباط
برقرار كنند , اما به دليل تبليغات مسموم كمتر توفيق پيدا مي كردند و جوانان
براي ايجاد ارتباط با روحاني علاقه اي از خود نشان نمي دادند , به تعبير رهبر
معظم انقلاب در دوران گذشته آرزو مي كرديم كه به جلسه اي برويم كه پنجاه
نفر جوان در آن حضور داشته باشند تا بتوانيم با آنان ارتباط برقرار كنيم
(نقل به مضمون ). اما اكنون به بركت انقلاب , روحانيان در همه نهادهاي
فرهنگي , آموزشي و نظامي حضور دارند. هيچگاه مانند امروز زمينه تبليغ
دين در ميان جوانان فراهم نبوده , بايد از اين فرصت طلايي استفاده كرد و به
رسالت ديني خود عمل نمود. حضور متقابل روحاني ودانشجو در دانشگاه و
حوزه از ارزشمندترين دستاوردهاي انقلاب اسلامي است . هر چند عده اي
كج انديش در هر دو نهاد وجود دارند كه از اين پيوند ناخشنود و براي تيره
كردن اين رابطه تلاش مي كنند , اما اهل درك و انديشه و دلسوزان اين دو نهاد
بايد براي تعميق اين رابطه تلاش بيشتري نمايند كه سعادت و بدبختي اين
كشور به پيوند يا جدايي اين دو قشر بستگي دارد. بيش از همه حوزه و
روحانيت بايد اين فرصت را قدر بداند و در جهت پيشبرد اهداف متعالي
دين از آن بهره ببرد. مسئولان عالي رتبه نظام نيز به اين ارتباط و پيوند معتقد
بوده و از آن استقبال مي كنند. استقبالي كه پس از پيروزي انقلاب از حوزه به
عمل آمد و سيل مشتاقان فراگيري علوم اسلامي به حوزه سرازير شد , در
تاريخ كم نظير و شايد بي نظير است . هجرت جوانان و نوجوانان مستعد و با
هوش و گاه تحصيل كرده به حوزه علميه قم و شهرستانها آينده اي درخشان
را براي حوزه هاي علوم ديني نويد مي داد , آينده اي كه هزاران روحاني
فاضل , متقي و آشنا به مسائل روز تربيت شده و پاسخگوي نيازهاي عصر
خود خواهند بود. هر چند در طي بيست و پنج سال گذشته اين استقبال در
نوسان بوده , اما تحصيل در حوزه همچنان يكي از گزينه هاي اصلي جوانان
بشمار مي رود , در حالي كه در گذشته چنين نبود. چنين فرصتي را بايد
غنيمت شمرد و بايد به استقبال جوانان پاسخي در خور داد. اگر نقايصي در
اين زمينه وجود دارد , بخش مهم آن متوجه مسئولان ودست اندركاران
حوزه هاي علميه است .
4 ـ حوزه در عرصه هاي بين المللي
در رژيم گذشته حوزه هاي علميه نه تنها در داخل كشور , بلكه در
عرصه هاي بين المللي نيز كوچكترين نقشي نداشتند سياستگزاران و
برنامه ريزان تمايلي به حضور عالمان ديني در مناسبات بين المللي نداشتند
و البته انحراف حكومتها نيز زمينه اي براي عالمان دين باقي نگذاشته بود كه
تمايلي به حضور در محافل علمي و فرهنگي خارج از كشور داشته باشند. اگر
هم حضور كمرنگ در بعضي از كنگره ها و سمينارهاي بين المللي داشتند ,
ربطي به حكومت نداشت . تا پيش از پيروزي انقلاب اصلا تشيع به عنوان
يك مكتب پويا و بالنده و مذهب شيعه به عنوان يكي از مذاهب مهم اسلامي
در محافل علمي دنيا مطرح نبود , اگر اسلام و عالمان مسلمان در چنين
محافلي حضور داشتند , غالبا علماي اهل سنت بودند , به بركت انقلاب
اسلامي به رهبري مرجعيت شيعه , اين مكتب در دنيا هويت واقعي خود را
يافت و در مراكز علمي و فرهنگي و سياسي دنيا مطرح شد , صدها مركز علمي
و سياسي براي شناخت اين مكتب به تكاپو افتادند , گر چه بسياري از آنها
هم به منظور مقابله با آن به اين فكر افتادند , اما همين امر هم نشانه حيات
اين مكتب و تاثيرگذاري آن در دنياي پرهياهوي امروز خبر مي دهد. اينكه
امروز استكبار جهاني به سركردگي آمريكا از به قدرت رسيدن شيعيان در
كشور عراق وحشت دارند , نشانه پيروزي ملت ايران و مكتب حياتبخش اهل
بيت (ع ) در مصاف با دشمنان خدا و انسانيت است , علامت تاثيرگذاري نظام
سياسي مبتني بر تعاليم اهل بيت در جهان معاصر است .
به بركت تاسيس نظام جمهوري اسلامي و انگيزه قوي رهبران و
دست اندركاران نظام مبني بر حضور عالمان ديني در محافل فكري و فرهنگي
دنيا , اين فرصت استثنايي فراهم شده است . امروز حوزه علميه قم به عنوان
بزرگترين مركز علمي جهان اسلام با دهها هزار طلبه وروحاني و عالم ديني
كانون توجهات جهاني را به خود جلب كرده , از يك رو , شيفتگان تشيع را به
خود جذب نموده و هزاران نفر از كشورهاي مختلف جهان را براي تحصيل
و آشنايي با مكتب اهل بيت در خود جاي داده و از سوي ديگر , دشمنان
اسلام و تشيع را به وحشت انداخته است . امروز كوچكترين حركت سياسي
و اعتراضي در حوزه علميه قم بر عليه نظام سلطه جهاني , در اقصي نقاط
جهان منعكس مي شود و مستضعفان عالم را خوشحال و اميدوار مي سازد ,
امروز دهها سايت اينترنتي , همچنين شبكه هاي صوتي و تصويري معارف
اصيل اسلامي را در سطح بين المللي منتشر نموده و كام تشنگان را سيراب
مي كنند. امروز دشمنان اسلام ميلياردها دلار براي مقابله با انتشار امواج
نوراني اين مكتب در جهان هزينه مي كنند , ولي از اين همه تلاش طرفي
نمي بندند. اين همه از بركات و دستاوردهاي انقلاب اسلامي و نظام
جمهوري اسلامي است . اين همه دشمني و عداوت با اين نظام و تلاش براي
تغيير آن نشان از تاثيرگذاري جهاني آن است , چرا كه اگر نظامي منزوي
بشمار مي رفت كه كسي اعتنايي به آن نداشت و توجهات جهاني را به خود
جلب نمي كرد , مزاحمتي براي سردمداران كفر جهاني نداشت , شايستگي
الگو شدن براي ملتهاي تحت ستم را نداشت , دليلي بر اين همه دشمني
نبود.
موارد ياد شده تنها چند نمونه بود كه از مقايسه عملكرد حكومتهاي
پيشين و حكومت جمهوري اسلامي به طور گذرا مطرح شد , اگر بنا بر
استقصاي همه موارد باشد , اين مقاله به يك كتاب تبديل مي شود. امروز
مسئولان ودولتمردان به محضر علما رفته و از آنان رهنمود مي گيرند تا در
عرصه خدمت از راهنمايي هاي آنان استفاده كنند , امروز اعتراض و حتي
گلايه علماي دين از يك مسئول يا عملكرد او منشا اثر است , امروز شعائر
مذهبي در جامعه ما احيا شده است , امروز حكومت حمايت از حوزه هاي
علمي را به منظور تربيت نيروهاي انساني مورد نياز جامعه برخود فرض
مي داند ـ گر چه در اين باره سخن بسيار است و بايد در فرصتي مناسب بدان
پرداخت ـ , امروز... , امروز...
آيا مي توان اين همه نعمت و عزت و عظمت را كه انقلاب اسلامي به
مكتب تشيع بخشيد , ناديده گرفت و سرتعظيم در برابرلطف و عظمت الهي
فرود نياورد آيا اين منتهاي آرزوي علماي ما نبود كه تشيع بتواند سخن
خود را در ميان ملتها مطرح كند و چون بر حق است حتما در قلبها موثر
خواهد شد آيا علماي سلف هميشه از حكومتها گله و شكايت نداشتند كه
نسبت به دين بي اعتنايند و فرصت تبليغ دين خدا را در اختيار آنان
نمي گذارند امروز اين فرصت فراهم گشته و حجت بر همگان تمام شده
است . علت اينكه حضرت امام خميني بنيانگذار جمهوري اسلامي و مراجع
بزرگوار ديگر همچون آيه الله العظمي گلپايگاني و آيه الله العظمي اراكي ,
همچنين مراجع عظام كنوني حفظ نظام را از اهم واجبات دانسته و تضعيف
آن را حرام مي شمارند , همين است كه در پرتو اين نظام ارزشهاي اسلامي و
احكام دين اجرا مي شود , زمينه تبليغ دين خدا فراهم شده است , حكومت به
دنبال تحقق عدالت است و...
با تاسيس نظام جمهوري اسلامي دين حاكميت پيدا كرد.
حاكميت ارزشهاي ديني و قوانين و مقررات اسلامي از
مهمترين اهداف حكومت شد , قانون اساسي با همت
شخصيتهاي متعهد و انقلابي مبتني بر مباني و احكام ديني
تدوين گرديد , رهبري نظام برعهده فقيه جامع الشرايط
واگذار شد و قواي سه گانه كشور تحت ولايت او انجام وظيفه
مي كنند
انقلاب اسلامي به حوزه و روحانيت عزت و عظمت بخشيد ,
هرچند مجاهدات خالصانه آنان در رسيدن به اين نقطه موثر
بوده , اما به هر حال امروز در كنار خوان نعمت الهي نشسته ايم
و بايد اين نعمت را پاس بداريم
امروز حوزه علميه قم به عنوان بزرگترين مركز علمي جهان
اسلام با دهها هزار طلبه و روحاني و عالم ديني كانون توجهات
جهاني را به خود جلب كرده , از يك رو , شيفتگان تشيع را به
خود جذب نموده و هزاران نفر از كشورهاي مختلف جهان را
براي تحصيل و آشنايي با مكتب اهل بيت در خود جاي داده و از
سوي ديگر , دشمنان اسلام و تشيع را به وحشت انداخته است
امروز دشمنان اسلام ميلياردها دلار براي مقابله با انتشار
امواج نوراني اين مكتب در جهان هزينه مي كنند , ولي از اين
همه تلاش طرفي نمي بندند. اين همه از بركات و دستاوردهاي
انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي است

|