
درگذشت ياسر عرفات بدون ترديد در تاريخ تحولات فلسطين حادثه
مهمي بود. در همين حال به روي كارآمدن محمود عباس نيز با توجه به
مواضع سياسي و ديدگاه هاي وي , اهميتش كمتر از مرگ عرفات نيست .
اكنون فلسطين در مسير تحولاتي قرارگرفته است كه نقش محمود عباس در
اين تحولات از ويژگي خاص برخوردار است .
محمود عباس ملقب به « ابومازن » در انتخابات 20 دي ماه به عنوان
جانشين عرفات زمام امور را به دست گرفت . وي با چالش هاي دشواري در
مسير حكومت خود روبروست . گرچه انتخاب وي به عنوان رئيس عاليترين
مسند سياسي فلسطين با استقبال گسترده اي از سوي صهيونيستها , آمريكا
اروپا و كشورهاي عرب ميانه رو مواجه شد با اينحال اين استقبال هرگز
متضمن توفيق عباس در مسير پرسنگلاخ زمامداري وي نيست .
محمود عباس از سوي دو قطب كاملا متضاد تحت فشار قرار دارد و به
سختي مي تواند راه خود را در اين تنگناي دشوار ادامه دهد. در يكسوي اين
قطب شارون , افراطي ترين چهره تاريخ معاصر رژيم صهيونيستي قراردارد
كه از ابومازن انتظار دارد اهداف افراطي وي و جناح او را تامين نمايد. در
سوي ديگر اين قطب گروههاي مبارز فلسطيني و مردم فلسطين با يك آرمان
ديرينه قرار دارند كه انتظار خاص خود را از ابومازن دارند و اين انتظار در
عين حال از پايگاه قدرتمند در داخل فلسطين برخوردار است . بدون ترديد
هرگونه حركت نسنجيده و بررسي نشده از سوي ابومازن , وي را در خطر
سقوط در پرتگاه هاي اين مسير قرار مي دهد.
پيشينه ابومازن
محمود عباس (ابومازن ) در سال 1324 شمسي يعني در دوره قيمومت
انگليس در يكي از روستاهاي منطقه « صفد » در شمال فلسطين اشغالي به دنيا
آمد و درسال 1327 همراه خانواده اش به سوريه گريخت . وي پس از
فارغ التحصيلي در رشته حقوق از دانشگاه قاهره پايتخت مصر براي ادامه
تحصيل به مسكو رفت و در آنجا با مدرك دكتراي حقوق فارغ التحصيل شد
و چندين كتاب در اين موضوع نوشته است .
در دهه 1350 به سازمان آزادي بخش فلسطين (ساف ) پيوست و در سال
1359 به عنوان رئيس بخش روابط بين الملل اين سازمان و در 1375 به
سمت دبير اين سازمان تعيين شد. محمود عباس مدت ها مرد شماره دو در
ساف بود. وي همچنين يكي از رهبران بلندپايه ساف و از بنيانگذاران جنبش
ملي آزاديبخش فلسطين « فتح » , از بزرگترين گروه هاي فلسطيني به شمار
مي رود.
ابومازن در دوره اي كه در خارج از فلسطين زندگي مي كرد توانست
شماري از فلسطيني ها را در دهه 1330 در اميرنشين قطر جذب فتح كند كه
اين افراد در سالهاي بعد مهره هاي مهم سازمان آزاديبخش فلسطين شدند.
ابومازن در كنار عرفات در سازماندهي جنبش فتح نقش داشت و در دوره
تبعيد عرفات در اردن , لبنان و تونس همراهش بود و پس از امضاي پيمان
اسلو در سال 1372 به همراه عرفات به فلسطين بازگشت .
در نخستين سال هاي تاسيس جنبش فتح , ابومازن در ميان رهبران
فلسطيني احترام خاصي داشت و پس از عهده دارشدن رياست كميته اجرايي
ساف به مرد شماره دو اين سازمان تبديل شد. با اين همه فعاليت هاي
ابومازن بيشتر در عرصه سياسي و در چارچوب ديپلماسي انجام مي گرفت
وي تماس هاي همه جانبه اي با رهبران كشورهاي عربي و روساي
سازمان هاي مختلف اين كشورها برقرار مي كرد.
در دهه هاي 1350 و 1360 ابومازن به عنوان نماينده رسمي سازمان
آزاديبخش فلسطين در مسكو فعاليت كرد و عضو هيات مذاكره كننده
فلسطيني با اسرائيل بود كه اين مذاكرات در سال 1372 به امضاي پيمان
اسلو منجر شد. ابومازن پس از ايجاد پست نخست وزيري در تشكيلات
خودگردان در فروردين 1382 به عنوان نخستين نخست وزير اين تشكيلات
تعيين شد اما دوره نخست وزيري وي چهارماه بيشتر نبود. وي در نتيجه
سياست توسعه طلبانه و كارشكني هاي رژيم اشغالگر قدس و بروز اختلاف با
عرفات ناگزير به استعفا شد.
او همچنين در ماههاي اخير هيات نمايندگي فتح را در گفت وگوهاي
گروههاي فلسطيني كه سازمان هاي امنيتي مصر آن را در قاهره برپا داشتند ,
سرپرستي كرد . ابومازن پس از درگذشت عرفات در 21 آبان با آراي اعضاي
بلندپايه ساف به رياست اين سازمان برگزيده شد و از همان زمان به عنوان
فرد شماره يك صحنه سياسي فلسطين در غياب عرفات محسوب شد.
مبتكر قراردادهاي سازش
ابومازن در بسياري از مذاكرات سازش فلسطيني ها با رژيم صهيونيستي
شركت كرد و يكي از چهره هاي ميانه روي فلسطيني است كه بارها با
صهيونيست ها مذاكره كرد. ابومازن در سالهاي پيش از امضاي اسلو فردي
ساده زيست و مبارز جلوه مي كرد اما در مرحله بعد از اين توافقها كه وي خود
نقش اساسي در شكل گيري آن داشت به عنوان شخصيت سياسي مخالف
مقاومت ضدصهيونيستي , به ويژه نوع مسلحانه , ايفاي نقش كرد كه همين
امر موجب شد بسياري از فلسطيني ها ازجمله مبارزان « گردانهاي اقصي » ,
شاخه نظامي جنبش فتح از وي به شدت انتقاد كنند.
پس از مرگ عرفات ابومازن نامزد جانشيني وي در پست رياست
تشكيلات خودگردان فلسطين , شد و در مدت تبليغات انتخاباتي بدون آنكه
اسرائيل مانند ساير نامزدها محدوديتي برايش ايجاد كند توانست به مناطق
مختلف سرزمين هاي اشغالي و چند كشور عربي سفر كند.
برخي از نامزدهاي انتخاباتي و گروه هاي فلسطيني اسرائيل و كشورهاي
عربي را به جانبداري از ابومازن و تلاش براي پيروزي وي در انتخابات متهم
و در اعتراض به آن استعفا كردند.
ابومازن در ابتداي نامزدي براي انتخابات با مشكل نامزدي « مروان
برغوثي » دبير بازداشتي فتح روبه رو شده بود كه پس از ميانجيگري فتح ,
برغوثي به نفع وي كنار رفت و حمايتش را از ابومازن اعلام كرد. در انتخابات
20 دي ابومازن 62 درصد آرا را به خود اختصاص داد و به عنوان رئيس
جديد اين تشكيلات انتخاب شد.
همانگونه كه گفته شد ابومازن از مبتكران و فعالان مذاكرات صلح با
اسرائيل بوده است و هم اكنون نيز از سرگيري اين مذاكرات از مهمترين
اهداف سياست وي محسوب مي شود.
نگاهي به تاريخچه مذاكرات خاورميانه
كنفرانس مادريد در آبان 1370 را بايد اولين گام عملي سازش در بحران
طولاني مدت خاورميانه دانست . در اين اجلاس , مقامات بلندپايه
كشورهاي سوريه , لبنان , مصر , اردن و همچنين سازمان آزاديبخش فلسطين
(ساف ) با هيات نمايندگي رژيم صهيونيستي به مذاكره نشستند. اين نشست
در واقع حاصل اوضاع سياسي جهان پس از جنگ خليج فارس و فروپاشي
شوروي بود. تداوم اين مذاكرات با كارشكني و باج خواهي هاي مدام رژيم
صهيونيستي مواجه شد . سرانجام در آخر مردادماه 1372 اولين پيمان صلح
ميان سازمان آزاديبخش فلسطين و رژيم صهيونيستي به امضا رسيد. گرچه
اين پيمان را « ابوالعلا » از سوي عرفات امضا كرد ولي در سير تكوين اين
پيمان , ابومازن از فعالان اصلي به شمار مي رفت .
20 روز پس از اين پيمان , عرفات و اسحاق رابين ضمن ملاقات در
واشنگتن و در حضور كلينتون رئيس جمهور وقت آمريكا با يكديگر دست
دادند و رسما دوطرف شناسايي يكديگر را پذيرفتند . در اوايل تيرماه 1374
ابتدا عرفات و سپس ساير مقامات حكومت خودگردان مقيم خارج وارد
فلسطين اشغالي شدند.
مراحل بعدي مذاكرات در آمريكا پيگيري شد. اين مذاكرات سرانجام در
مورد بندهاي نهايي يعني وضعيت بيت المقدس و همچنين سرنوشت آوارگان
فلسطيني به بن بست رسيد. با اينحال پس از روي كارآمدن آريل شارون نه تنها
اين مذاكرات كاملا متوقف گرديد بلكه شارون بخش هايي از كرانه باختري را
مجددا به اشغال درآورد. با درگذشت عرفات و روي كارآمدن ابومازن كه
موضع ميانه اي دارد , بار ديگر از سرگيري مذاكرات مطرح شده است .
مهمترين چالش ها
1 ـ گروههاي فلسطيني مخالف سازش ـ يكي از چالش هاي عمده اي كه
محمود عباس با آن روبرو است نحوه برخورد با گروههاي فلسطيني مخالف
سازش با اسرائيل است . احياي روند سازش به عنوان استراتژي اصلي از
سوي محمود عباس انتخاب شده است و از آنجائيكه اسرائيلي ها و شخص
شارون هرگونه گشايش در موضوع از سرگيري تماس با حكومت خودگردان
را به سركوب اعتراض و قيام ضدصهيونيستي فلسطيني ها منوط كرده اند
قطعا اين موضوع , مسئوليت ابومازن را دشوارتر مي سازد. اين درحالي است
كه گروههاي مبارز كمرهاي خود را براي ادامه مبارزه با هدف ريشه كني
اشغالگري محكم بسته اند و درخواستهاي گوناگون محمودعباس را براي
پايان دادن به مبارزه مسلحانه رد كرده اند.
در اين راستا گروه هاي حماس و جهاد اسلامي كه به عنوان اصلي ترين و
قدرتمندترين جناح هاي مخالف سازش با اسرائيل محسوب مي شوند با
اينكه اعلام كرده اند با رئيس جديد حكومت خودگردان تعامل خواهند داشت
ولي بر ادامه مبارزه تاكيد كرده و تصريح كرده اند هرگز سلاح هاي خود را
زمين نخواهند گذاشت .
بايد در نظر داشت كه هم اكنون اين گروهها تحت فشار شديدي قرار
دارند تا حملات مسلحانه را متوقف كنند. اكنون طرفداران ابومازن و
همچنين صهيونيستها و حاميان آنها تلاش مي كنند چنين القا كنند كه هرگونه
عدم تمكين گروههاي مبارز فلسطيني در برابر درخواست هاي ابومازن كه
حمايت اكثر فلسطيني ها را در انتخابات كسب كرد به منزله رودررويي با
حكومت منتخب مردم فلسطين تلقي مي شود. با اينحال ابومازن نمي تواند
اين واقعيت را ناديده بگيرد كه اين گروهها , اولا از حمايت وسيعي در ميان
فلسطيني ها برخوردارند و علاوه بر آن . عملكرد و مبارزه نفس گير اين گروهها
اثار انكارناپذيري در هزيمت و به انفعال انداختن صهيونيستها داشته است ,
واقعيتي كه خود صهيونيستها نيز به آن اذعان كرده اند. از اينرو ابومازن بايد
متوجه عواقب و تبعات هرگونه رودررويي با اين گروه ها را مدنظر داشته
باشد و شايد هم اين خطر را درك كرده است كه پس از ديدار اخير خود با
گروههاي فلسطيني در غزه تصريح كرد قصد درگيرشدن با گروههاي
فلسطيني را ندارد.
2 ـ مقابله با شارون ـ وجود شارون در راس حاكميت رژيم صهيونيتسي
مشكل ديگر ابومازن محسوب مي شود. شايد اگر هر كس ديگري به جاي
شارون قرار داشت كار تا به اين حد براي ابومازن دشوار نمي گرديد. شارون
همانگونه كه عملكرد چند سال اخير وي به اثبات رسانده است هرگز
نمي تواند يك طرف قابل اعتماد براي ابومازن محسوب شود. ابومازن اين
تجربه را از دوران نخست وزيري خود در سال 1382 و در زمان حيات
عرفات در ذهن دارد كه چگونه در حاليكه وي با مشقت گروههاي فلسطنيي
را به پذيرش آتش بس متقاعد كرد ولي اين شارون بود كه با زير پانهادن توافق
خود با ابومازن و از سرگيري يورش به مناطق فلسطيني نشين , هم اين
آتش بس را به شكست كشانيد و هم موجب سقوط كابينه ابومازن گرديد.
اين تجربه كافي است كه ابومازن را از هرگونه توافق پايدار با شارون
نااميد گرداند. اين روش برخورد شارون با ابومازن در نخستين روز تصدي
قدرت ابومازن نيز مشاهده گرديد.
شارون درحاليكه چندين بار در طي روزهاي گذشته از استقبال در مورد
گفتگو با ابومازن سخن گفته بود ولي در حاليكه هنوز لحظاتي از مراسم
سوگندخوردن ابومازن نگذشته بود در واكنش به قتل شش اسرائيلي در
حمله فلسطيني ها , تمامي تماس ها با محمود عباس را قطع كرد.
اين موضوع به روشني نشان مي دهد كه شارون به محمود عباس هرگز به
عنوان يك شريك مذاكره و يك هم سنگ نمي نگرد بلكه از ديد شارون ,
ابومازن به اين منظور به مسئوليت رسيده است كه فقط مجري خواسته هاي
شارون باشد و در اين راستا , اولين وظيفه ابومازن سركوب گروههاي
فلسطيني است كه بايد بدون درنگ آن را آغاز كند. ذهن مغرور و نژادپرستانه
شارون قطعا روزبروز كار را براي ابومازن دشوارتر خواهد ساخت .
3 ـ بحران اقتصادي ـ وخامت وضعيت اقتصادي و تنگناي روزافزون
معيشتي از ديگر چالش هاي مهم پيش روي محمود عباس است . از سال
1378 درآمد سالانه فلسطيني ها سي درصد كاهش داشته است . در همين
مدت ميزان بيكاري از دودرصد به 26 درصد افزايش يافته است .
اين درحالي است كه ادامه محاصره مناطق خودگردان توسط رژيم
صهيونيستي بر وخامت اوضاع افزوده است و در اين ميان هزاران كارگر
فلسطيني كه در مناطق اسرائيلي نشين به كار مشغول بودند ممر درآمد خود را
از دست داده اند. هم اكنون قشر كثيري از مردم فلسطين زير خط فقر زندگي
مي كنند و درآمدي كمتر از دو دلار در روز دارند.
از سوي ديگر گرچه كشورهاي كمك كننده وعده داده اند 500 ميليون
دلار به تشكيلات خودگردان اعطا كنند ولي واگذاري همين مقدار را هم به
پايان يافتن آنچه از آن به عنوان « خشونت » نام برده اند و همچنين اجراي
اصلاحات در تشكيلات خودگردان مشروط كرده اند.
4 ـ اصلاحات ـ يكي ديگر از چالشهاي محمود عباس , اجراي اصلاحات
مورد درخواست جامعه بين المللي و فلسطيني ها در تشكيلات خودگردان
است . درخواستهاي فزاينده اي هم از سوي اقشار مختلف فلسطيني و هم از
سوي گروههاي سياسي مطرح شده است كه ساختار تشكيلات خودگردان
بايد دگرگون شود . تشكيلات خودگردان در 4 سال گذشته به سو مديريت ,
فساد مالي و رابطه بازي به جاي شايسته سالاري متهم شده است . از سوي
ديگر مردم فلسطين كه هر روزه با جنايت صهيونيستها مواجه هستند و به
سختي زندگي مي گذارنند. براي آنان ديدن تبعيض , زندگي اشرافي و
كاخهاي مجلل مسئولان تشكيلات خودگردان قابل تحمل نيست . رواج فساد
و سومديريت در تشكيلات خودگردان تا بدان حد رسيد كه تابستان گذشته
گروهي افراد مسلح وابسته به فتح استانداري « جنين » را , در اعتراض به
وضعيت موجود , اشغال كرده و آنرا به آتش كشيدند. اين افراد معترض
خواستار تجديد نظر ريشه اي در مديريت تشكيلات خودگردان شدند.
5 ـ وجود رهبران قديمي ـ رئيس جديد تشكيلات خودگردان همچنين با
چالش ديگري كه مقامات كهنه كار امنيتي و رهبران قديمي ساف مي باشد ,
روبرو است . اين سياستمداران كه از نسل عرفات هستند معتقد به حفظ
ساختار سنتي ساف هستند و خود را در قدرت سهيم مي دانند. نسل جوان
فلسطيني نيز فشار مي آورد كه جاي رهبران قديمي فتح را بگيرد. ازجمله
چهره هاي شاخص اين نسل , « مروان برغوثي » دبيركل جنبش فتح است كه
هم اكنون درزندان رژيم صهيونيستي بسر مي برد و پايگاه قدرتمندي در ميان
جوانان فلسطيني دارد.
با استفاده از :
1 ـ تلكس خبرگزاري جمهوري اسلامي و واحد مركزي خبر
2 ـ نشريات « پيام فلسطين » و « نداي قدس »
استقبال گسترده صهيونيستها , آمريكائيها , اروپائيها و
كشورهاي عرب ميانه رو از انتخاب ابومازن به رياست حكومت
خودگردان , هرگز متضمن توفيق وي در مسير دشوار زمامداري
نيست
ابومازن از كنفرانس مادريد در سال 1370 همواره به عنوان
يكي از مبتكران و فعالان مذاكرات صلح با رژيم صهيونيستي
مطرح بوده است
مخالفت گروههاي فلسطيني با سازش در برابر صهيونيستها ,
اعمال فشار شارون براي سركوب انتفاضه , فساد و سومديريت
تشكيلات خودگردان , بحران اقتصادي و سهم خواهي رهبران
قديمي ساف از قدرت , ازجمله چالش هاي پيش روي ابومازن
هستند
بدون ترديد هرگونه حركت نسنجيده و بررسي نشده از سوي
ابومازن و رويارويي احتمالي با گروههاي فلسطيني , وي را به
سرعت با خطر سقوط در پرتگاه هاي مسير حكومت وي مواجه
خواهد ساخت

|