روزنامه جمهوري اسلامي 08/11/1383 صفحه مقالات

حكومت حضرت مهدي (عج ) , آرمان شهر صالحان
* « غدير » , روزي به بلنداي تاريخ
بر كرانه غدير
حكومت حضرت مهدي (عج ) , آرمان شهر صالحان


خدا مراد سليميان
انسان ها , مسافراني هستند كه دير يا زود به « شهر آرماني » (اتوپياي ) خود خواهند رسيد و اما اين كه چقدر شرايط شهروندي را در خود ايجاد كرده اند , پرسشي است كه هركس خود مي داند. با نگاهي كوتاه و گذرا به برخي مولفه هاي آن « مدينه فاضله اميدها » در مي يابيم نسبت ما با آن چگونه است . باشد كه بتوانيم با دست تدبير خود , زمينه ي هرچه بهتر حضور در عصر روشنايي را فراهم سازيم .
شهر ظهور , مدينه قسط و عدل
كم تر بشري بر روي كره خاكي پاي گذاشته كه فطرت الهي او , همواره او را به عدل و قسط فرا نخوانده باشد , به گونه اي كه ظالم ترين انسان ها نيز وقتي به وجدان خويش نظر كنند , « عدالت » را امري نيك و ظلم و بي عدالتي را بد و ناشايست مي يابند.از اين روي , بشر از ابتداي آفرينش , همواره به اميد برپايي جامعه اي پر از قسط و عدل روزگار سپرده كرده است , اگر چه روز به روز بر ابعاد ظلم در زندگي او افزوده شده است . چه جنگ هاي خونيني كه در طول تاريخ رخ ننموده و چه خون هاي پاكي كه بر خاك ريخته , چه انسان هاي مظلومي كه تنها بهره ي آنان از زندگي ظلم و تعدي ديگران بوده است و چه صفات روشن و سفيد تاريخ كه به ظلم ظالمان تاريك و سياه شده است و اما خداوند متعال اراده فرموده است . كه در پايان اين كتاب , برگه هاي سفيد و نوراني رقم خورده و نه تنها كشورمان به حكومتي عادلانه اداره مي شود , كه تمامي زمين را عدل و قسط فراگيرد و زمام امور جامعه و فرد به دست صالحان و مستضعفان قرار گيرد.
خداوند در اين باره فرمود : « در حقيقت در زيور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان صالح و شايسته ي ما به ارث خواهند برد . » (1 )
و همچنين فرمود : « خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده و عمل صالح انجام داده اند وعده فرمود كه (در ظهور قائم ) در زمين خلافت دهد , چنان كه امت هاي صالح پيامبران گذشته را جانشينان خود ساخت و دين پسنديده ي آنان را بر همه جا مسلط و نافذ گرداند و بر همه ي مومنان پس از ترس و هراس از دشمنان , ايمني كامل عطا فرمايد كه مرا عبادت كرده , هيچ به من شرك نورزند و هر كه بعد از آن (وعده ) كافر شود پس آن گروه همه فاسقان تبه كارند » (2 )
و انساني كه وارد اين شهر شود , آكنده از عدل خواهد شد. رفتارش عدل , گفتارش عدل , راهش عدل و تمام وجودش سرشار از عدالت . وگرنه او در آن اجتماع جايگاهي نخواهد داشت .
چرا كه عدل و قسط وارد خانه هاي مردم و تمامي زواياي زندگي آن ها مي شود , همان گونه كه سرما و گرما وارد مي شود . (3 )
در آن زمان است كه هيچ گردني در قيد بندگي و بردگي باقي نخواهد ماند. حقوق هيچ انساني توسط ديگري پايمال نخواهد شد و بندهاي پيدا و پنهان بندگي غير خداوند , از دست و پاي انسانيت پاره خواهد شد. تمامي ستمكاران در صورت پافشاري بر رفتار خود , هلاك خواهند شد. مستضعفان پس از سپري كردن يك تاريخ مظلوميت , بر سرير پيشوايي زمين تكيه خواهند زد و اين وعده ي الهي است كه فرمود : « وخواستيم بر كساني كه در زمين فرودست شده بودند , منت نهيم و آنان را پيشوايان (مردم ) گردانيم و ايشان را وارث زمين كنيم . » (4 )
شهر ظهور , مدينه رفاه
در آن تنها شهر پاياني تاريخ , همه چيز در تسخير انسانيت است , تا در راه رسيدن به كمال از آن بهره جويد. بر خلاف امروزه كه رفاه , مايه طغيان و سركشي برخي مي شود , در آن روز , تمامي مواجب الهي در راه نزديك شدن به ذات خداوندي استفاده خواهد شد.
پيامبر گرامي اسلامي (ص ) فرمود : « در امت من مهدي قيام كند و در زمان او مردم به چنان نعمت و برخورداري رفاه دست يابند كه در هيچ زماني نيافته باشند... آسمان مكرر برآن ها ببارد و زمين چيزي از روييدني هاي خود را پنهان نسازد ... » (5 )
در آن دوران , بي نيازي به حدي خواهد رسيد كه مردمان جهت بهره مندي از ثواب , پرداخت صدقه و انفاق , شهرهاي بسياري را پشت سر مي گذارند , ولي هرگز كسي را نخواهند يافت تا به او انفاق نمايند . (6 )
شهر ظهور , مدينه امنيت و سلامتي
وقتي خورشيد عدالت طلوع كرد , تمام و زمين را عدل و قسط و رفاه سرسبز خواهد شد و امنيت به كامل ترين صورت ممكن خود را نشان خواهد داد , چرا كه در آن زمان تمامي عوامل ناامني از بين خواهد رفت . امنيت اخلاقي , اقتصادي , حقوقي , اجتماعي و خانوادگي در آن روز به اوج خود خواهد رسيد , به گونه اي كه اگر يك زن مسافت بين عراق تا شام را به تنهايي سفر نمايد هيچگونه خطري او را تهديد نخواهد كرد . (7 )
و اين امنيت نه تنها تمامي اهل زمين را تحت حمايت خود خواهد گرفت , كه اهل آسمان ها نيز از پرتو آن بي بهره نخواهد ماند و همگي در رضايت كامل خواهند بود . (8 )
شهر ظهور , مدينه تربيت
در آن روزگار و آن شهر , همه سه اصل نخست , زمينه را فراهم مي كند تا انسان تحت تربيت انسان كامل , تا خدا پرواز كند. عدل به عنوان اساس حكومت و والاترين هدف قيام , زمينه رفاه همراه با امنيت را فراهم نموده , تا انسان بدون هيچ دغدغه اي تحت تربيت انسان واصل به قرب الهي بار يابد. روشن است كه هر آن چه در هنگام ظهور دولت حق آشكار مي شود , همه در راستاي تربيت انسان ها براي رسيدن به كمال است . در آن شهر , تربيت بر اساس آموزه هاي تنها دين پذيرفته شده خداوند , اسلام عزيز خواهد بود. و تمامي اديان ديگر به حقانيت دين خاتم شهادت خواهند داد و سر تعظيم و تسليم فرود خواهند آورد(9 ) و همگان بر توحيد و يكتاپرستي اجتماع خواهند كرد(10 ) و تربيت قرآني تمامي انسان ها را تحت نفوذ دستورات خود قرار خواهد داد. به گونه اي كه حتي زنان در خانه هايشان بر اساس تعاليم كتاب الهي و سنت پيامبر(ص ) قضاوت و عمل خواهند كرد(11 ) و چون چنين شد و هدف بزرگ تربيت انسان براي حركت به سوي خداوند به اجرا در آمد , چراغ دانش و نور معرفت نقش بسيار مهم و اساسي ايفا خواهد كرد. امام باقر عليه السلام در اين باره فرمود : « و آن گاه كه قائم ما قيام فرمايد , خداوند دست عنايتش را بر سر بندگان كشيده , عقل هايشان جمع و اخلاقشان كامل گردد . » (12 ) در شهر ظهور همه چيز عرفان است , آگاهي است , نور است و حكمت . ديگر جايي براي جهل و تاريكي باقي نخواهد ماند و در آن روزگار است كه خداوند به نور خود زمين را نوراني خواهد كرد.
« و اشرقت الارض ينور ريها » (13 )


پاورقي :
1 ـ سوره انبيا , آيه .105
2 ـ سوره نور , آيه .55
3 ـ ر . ك . نعماني , كتاب الغيبه , ص 296 , ج .1
4 ـ سوره قصص , آيه .2
5 ـ علي بن عيسي اربلي , كشف الغمه , ج 2 , ص 488 , علامه مجلسي , بحارالانوار , ج 51 , ص .78
6 ـ نعماني , كتاب الغيبه , ص 150 , ج .8
7 ـ شيخ صدوق , خصال , ج 2 , ص 625
8 ـ ر . ك , شيخ طوسي , كتاب الغيبه , ص 178 , ج .136
9 ـر . ك ـ كليني , كافي , ج 1 , ص 432 , ج .91
10 ـ شيخ صدوق , علل الشرايع , ج 1 , ص 5 .
11 ـ نعماني , كتاب الغيبه , ص 238 , ج .3
12 ـ كليني , كافي , ج 1 , ص 25 , ج .21
13 ـ سوره زمر , آيه .69
نشريه ديدار آشنا , شماره 40

« غدير » , روزي به بلنداي تاريخ




وحي الهي در آسمان نبوت محمدي (ص ) طنين انداخت و نداي جبرييل امين بر عرش و فرش پيچيد كه « اي رسول ! آن چه را كه بر تو نازل كرديم , بر امت ابلاغ كن » .
پيامبر به رسالتي ديگر مامور شده بود و مي بايست كه آخرين و مهم ترين وظيفه خود را نيز به انجام رساند.
دهمين حج نبي اكرم (ص ) به پايان رسيده بود و پيامبر در بازگذشت از حج به محلي به نام « غديرخم » رسيد كه سروش آسماني اين پيام را بر او خواند.
شايد اين همان امري بود كه پيامبرمامور شده بود تا براي ابلاغ آن استقامت كند و شايد اگر او اين آخرين ماموريت را انجام نمي داد , تاريخ اسلام به گونه اي ديگر رقم مي خورد.
واقعه غدير كه در سال دهم هجري صورت گرفت , مسير اسلام رامشخص كرد و تداوم نبوت را نويد داد و در نهايت سلامت مسلمين را نيز تضمين مي كرد.
« غدير » يك روز نيست كه يك تاريخ است , تاريخي كه سرنوشت اسلام در آن رقم خورد , دين خدا در آن روز كامل و رضايت معبود حاصل شد.
علي (ع ) يك شخص نيست كه يك امت است و پيامبر(ص ) رسالتش كامل نمي شد , اگر اين آخرين وظيفه را براي انتخاب جانشين اش انجام نمي داد.
آخرين وظيفه آخرين پيامبر خدا ابلاغ حكم خدا به علي (ع ) بود و سپردن امامت امت به او.
فرمان داد تا آن هايي كه پيش بودند بازگردند و منتظر ماند تا آن هايي كه عقب ماندند نيز برسند , سپس بر جهاز شتر رفت و در حالي كه چهره اش روشن و صدايش نيز رساتر شده بود , آيات خدا را بر مسلمين خواند.
و آنگاه ادامه داد : « آيا من بنده خدا و رسول او بسوي شما نيستم و آيا من سيد و مولاي شما نيستم »
صداي پيامبر(ص ) را چندين نفر به ديگران با تكرار آن مي رساندند.
جماعت نيز با شنيدن اين سخنان با شور و هيجاني خاص سخنان پيامبر را تصديق مي كردند و فرياد مي زدند , يا رسول الله , به درستي كه تو سيد و سرور و مولاي ما هستي .
و آنگاه علي (ع ) را بر خود خواند و در كنار خود و بالاي جهاز شتر او را ايستاند.
دستش را گرفت و بالاي سرش برد و خطاب امت فرمود , « من كنت مولاه فهذا علي مولاه ... » , هر كس من مولاي او هستم پس علي مولاي اوست ...
و اينچنين آخرين فرمان خدا بر امت رسول ابلاغ شد و بار سنگيني از دوش پيامبر برداشته شد.
مردم , ياران و اصحاب نزديك پيامبر(ص ) , گروه گروه براي تبريك گفتن و بيعت با علي (ع ) بسوي او آمدند و هلهله كنان اين انتخاب را به او تبريك گفتند.
« اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا » .
امروز روزي است كه دين خود را بر شما كامل و نعمت خود را بر شما تمام كردم و راضي شدم كه « اسلام » دين شما شود.
انتخاب آن روز براي « ابلاغ امامت » نكته اي قابل تامل است كه مطالعه پيرامون آن مي تواند به بسياري از ابهامات پاسخ دهد.
اول اينكه در آن سال عده زيادي از مسلمانان توانسته بودند از اقصي نقاط قلمرو اسلامي به همراه پيامبر(ص ) به حج بيايند.
اين موضوع فرصت بسيارمغتنمي براي رسول خدا فراهم مي ساخت تا ايشان موضوع امامت علي (ع ) را در حضور عده بيشماري از آنان مطرح كند.
ترديدي باقي نمي ماند كه تكليف بسياري از مسلمانان كه احتمال داده مي شد در آينده منكر تعيين مستقيم جانشين توسط پيامبر شوند , روشن و مشخص مي شد.
نكته دوم اينكه پيامبر(ص ) با بينه اي روشن كه آيات قرآن بود , و رفتاري كه انجام دادند (سيرت نبوي ) به تمام مسلمانان در انتخاب علي (ع ) اتمام حجت كردند.
سومين نكته اين است كه براي پيامبر مطابق آيات قرآن , چهار منصب تعيين شده است كه عبارت است از , نبوت يا رسالت , قضاوت , امامت و ولايت .
با توجه به اينكه نبي اكرم (ص ) آخرين رسول خداست و مقام نبوت بعد از او به هيچ عنوان تجديد نخواهد شد بنابراين سه وظيفه ديگر پيامبر يعني امامت , ولايت و قضاوت به جانشين وي اميرالمومنين منتقل شد.
اقدام پيامبر در روز غدير تنها به جانشيني علي (ع ) براي امر خلافت و رهبري جامعه اسلامي (كه تا آن روز در اختيار پيامبر(ص ) بود) تاكيد نداشت , بلكه در واقع تاكيد بر « ولايت مسلمين » به علي ابن ابيطالب است .
اگر غير از اين بود هرگز پيامبر(ص ) راضي نمي شد كه در حضور وي , مردم ضمن تبريك به علي (ع ) , با او در مورد امور مسلمين بيعت كنند.
اصل بيعت در اسلام به حدي واضح است كه هيچ جاي انكار براي كسي باقي نمي گذارد و بيعت مردم با علي (ع ) در روز غدير و در حضور شخص پيامبر (ص ) كه با توصيه ايشان صورت گرفت , گواهي محكم براثبات تفويض امرولايت بر اميرالمومنين در روز عيد غدير است .
نكته چهارم , رحلت پيامبر اكرم (ص ) است كه ايشان با توجه به وقوفي كه بر رحلتشان در آن سال داشتند , دور از انتظار بود كه نسبت به جانشين بعداز خود , سخني به ميان نياورند.
گرچه رسول الله پيش از اين به صراحت , علي (ع ) را به جانشيني خود برگزيده بود , اماصراحت اين موضوع در غديرخم , حكايت از جدايي (ظاهري ) پيامبر(ص ) با امت داشت .
براي كسي كه رهبري امت و جامعه بزرگ مسلمانان را در اختيار داشت , دور از انتظار بود كه نسبت به جانشين خود حرفي نزند.
معرفي علي (ع ) به عنوان جانشين پيامبر (ص ) در پي نزول وحي الهي نيز دليل محكمي است براي اين كه جانشيني او خواسته خداوند است و ريشه اين امر نيز در قرآن كريم است .
نكته ديگري كه باقي مي ماند اين است كه تمام اين مراحل به امر خداوند مي بايست در آن روز و در آن ساعت صورت گيرد و اگر از اختـياراتي كه پيامبر در اين موضوع داشتند نيز چشم پوشي كنيم , بايد تصريح كنيم كه انتخاب علي (ع ) در روز غدير همانطور كه ذكر شد به امر مستقيم خداوند صورت گرفت .
اين روز را نيز از آن جهت « عيد » ناميدند كه يادآور بيعت انسان باخداوند است . « عيد » يعني بازگشت و هر روزي كه در آن بيعتي مبارك صورت گيرد , يادآور بيعت بزرگي است كه روزي انسان با خداي خود منعقد كرد.
غدير را نياز به اثبات نيست زيرا خدا و رسول او , آن را اثبات كردند و همچنين نياز به تبليغ نيست چرا كه غدير خود تبليغ است و سيره اميرالمومنين خود اثبات غدير است .
« غدير » را بايد شناخت و آن را به كار گرفت , نه به عنوان يك واقعه ي تاريخي , بلكه به عنوان خود تاريخ , به بلندا و پهناي آن .

بر كرانه غدير


« غدير » نامي آشنا در فرهنگ ديني ماست ; نامي كه به مكاني در وادي خم تعلق دارد كه در آن حادثه اي مهم به وقوع پيوسته و به اعتبار آن حادثه , بار ارزشي خاصي بخود گرفته است بگونه اي كه امروزه « غدير » نه فقط يك ظرف مكاني براي آن حادثه مهم كه خودعين آن حادثه بشمار مي رود و تداعي كننده فرماني است كه از ناحيه خداوند متعال صادر شد و توسط پيامبر اكرم (ص ) و با حضور هزاران نفر از مردم مسلمان به اجرا درآمده و طي آن رسول گرامي (ص ) حضرت علي (ع ) را به جانشيني خود و پيشوائي مردم برگزيد و فرمود : « من كنت مولاه فعلي مولاه »
شرائطي كه براي اجراي اين فرمان فراهم شد و خطبه رساي پيامبر و توصيه هائي كه در باره علي (ع ) فرمود و مژده اكمال دين و اتمام نعمت از ناحيه خداوند متعال پس از اجراي اين فرمان (1 ) , همه و همه بگونه اي است كه هيچ تفسيري را از كلمه « ولي » و « مولا » و « امير » كه در بيان رسول الله (ص ) راجع به علي (ع ) آمده به جز ولايت و رهبري بر نمي تابد. به اين اعتبار , « غدير » نه يك بركه كوچك آب مانده در وادي خم كه چشمه اي جوشان از زلال ولايت است كه همواره تشنگان حقيقت و عدالت را سيراب مي كند.
و اينك در سالگشت اين واقعه مهم تاريخي , يادآوري نكاتي چند ضروري است :
1 ـ « غدير » معرف مدل خاصي از رهبري و مديريت جامعه است كه با مولفه هاي خاصي در ساختار نظام اسلامي منظور گرديده است . اين مدل از رهبري كه از آن به « امامت » تعبير مي شود در صورت فراهم شدن ساز و كار لازم و تحقق شرائط مقتضي مي تواند كارآمدي خود را در عرصه تامين عدالت اجتماعي به معناي واقعي كلمه نشان دهد. چنين زعامتي بعد از واقعه غدير تاكنون جز در يك دوره كوتاه پنج ساله در زمان حضرت علي (ع ) امكان بروز و ظهور نيافته و در آن زمان كوتاه نيز موانع فراواني بر سر راه حكومت بروز كرد كه از شعاع تاثيرگذاري آن بر روند زندگي مردم در جامعه اسلامي كاست و به همين دليل مي توان گفت اين مدل از حكومت و مديريت جامعه براي دنيا ناشناخته است .
2 ـ رهبر در نظام امامت ويژگيهاي خاص خود را دارد كه اهم آنها عبارتست از :
الف : قدرت و توانمندي (2 )
ب : درستي و امانتداري (3 )
ج : علم و آگاهي (4 )
د : مصونيت از خطا و لغزش (5 )
ويژگيهاي فوق بايد به صورت اشباع شده و كامل در وجود رهبر تبلور داشته باشد. به تعبير ديگر امام بايد قدرتمندترين , امانت دارترين و عالم ترين مردم زمان خود بوده و از عصمت نيز كه امربسيطي است و از شدت و ضعف برخوردار نيست بهره مند باشد.
3 ـ منظور شدن چنين ويژگيهائي در رهبري جامعه و بويژه تاكيد بر مصونيت و به تعبير ديگر عصمت امام , نشان از اهميت جايگاه رهبري در سيستم حكومت اسلامي دارد. در اين سيستم , رهبري جايگاه آزمون و خطا نيست و رهبر نيز فرصتي براي جبران , در صورت بروز خطا و لغزش نخواهد داشت و بنا بر اين بايد كسي در اين جايگاه قرار گيرد كه با اطمينان , به تامين حقوق حقه مردم در چارچوب نظام تكوين و تشريع الهي بپردازد و عدالت اجتماعي را تحقق بخشد.
4 ـ چنين رويكردي به رهبري ملزوماتي دارد كه اهم آنها عبارتست از :
الف : تشخيص وجود شرائط رهبر در فرد يا افراد مورد نظر , براي مردم مقدور نيست زيرا مثلا « عصمت » كه يكي از آن شرائط است امري كاملا دروني است و با هيچ يك از معيارهاي ظاهري قابل سنجش و اندازه گيري نيست . به همين دليل گفته مي شود رهبري در نظام اسلامي نوعي قرارداد الهي است (6 ) كه طي آن افراد واجد شرائط رهبري از ناحيه خداوند تعيين و به عنوان امام معرفي مي گردند.
ب : تعيين امام از ناحيه خداوند الزاما به اين معنا نيست كه امامت در جامعه نيز تحقق عيني خواهد يافت . تحقق عيني و عملي امامت در جامعه به نظر و راي مردم و اكثريت افراد جامعه ارتباط مي يابد. اگر مردم با امام بيعت كرده و او را پذيرفتند , اين افتخار و سعادت را مي يابند كه امام معصوم زمام هدايت آنان را برعهده بگيرند , والا...
بديهي است در صورت نپذيرفتن مردم , آنچه اتفاق مي افتد , سلب مسئوليت رهبري از امام در مقام اثبات است و نه سلب شانيت امامت در مقام ثبوت .
ج : در نگاه اسلام تنها در سايه اين نوع از رهبري است كه منزلت و كرامت واقعي انسان محفوظ و حقوق و آزاديهاي مشروع انسانها تامين مي گردد. البته حقوق و آزاديهاي انسان در نگاه ديني با حقوق و آزادي به معناي و انگاري كه سيستم هاي حكومتي امروز دنيا شعار آن را مي دهند متفاوت است و اين تفاوت ريشه در نوع نگرش به انسان از ناحيه اسلام از يك طرف و مكاتبي هم چون « اومانيسم » كه مبناي آزاديهاي مورد ادعا در نظام هاي دموكراسي غربي است از سوي ديگر دارد كه بايد در جاي خود مورد بررسي قرار گيرد.
5 ـ همانطور كه اشاره شد امامت جز در يك دوره كوتاه در زمان امام علي (ع ) تحقق عيني و عملي نيافت . افراد دنيا مدار و فرصت طلب با استفاده از ناآگاهي هاي مردم , عرصه را بر امامان (ع ) بعد از اميرالمومنين علي (ع ) تنگ كردند و امكان اعمال مديريت را در جايگاه رهبري امت اسلامي از آنها سلب نمودند ولي بر اساس وعده مسلم الهي و بر پايه باورهاي قطعي پيروان اسلام ناب محمدي (ص ) , در آخرالزمان يكي از اين سلسله امامان كه آخرين آنها و خاتم اوصيا رسول الله (ص ) خواهد بود , پس از قرنها از پس پرده غيبت ظاهر و در جايگاه رهبري امت اسلامي قرار خواهد گرفت . قلمرو حكومت او فراگير و بارزترين ويژگي حكومت او , حاكميت قسط و عدل روي زمين است پس از آن از ظلم و ستم لبريز شده باشد.
6 ـ در زمان غيبت كه جامعه از رهبري امامان معصوم (ع ) محروم است , مدل نازل تري از ولايت و رهبري در جامعه منظور گرديده كه از آن به نظام « ولايت فقيه » تعبير مي شود. ولي فقيه , نائب عام امام معصوم است كه با معيارهاي تعيين شده از ناحيه امام (ع ) و با راي اكثريت مردم , انتخاب و جامعه اسلامي را مديريت مي نمايد. اين نظام وظيفه دارد جامعه را بسوي عدالت اجتماعي سوق دهد و راه جديدي در دنياي ظلم و جور و خدعه و نيرنگ به روي انسانها بگشايد و الگوئي كوچك از حاكميت بر معيار ارزشهاي ديني ارائه نمايد تا شرايط ظهور آن موعود انبيا و اوليا فراهم گردد و حاكميت فراگير عدل و داد , كه گمشده همه انسانها در طول تاريخ بوده , تحقق يابد انشاالله . باميد آن روز.
محمد حسين عبدالحميدي
پاورقي :
1 ـ اليوم اكملت لكم دينكم و اتمت عليكم نعمتي , س مائده , آيه 5
2 و 3 ـ ان خير من استاجرت القوي الامين , س قصص , آيه 27
4 ـ ان الله اصطفاه عليكم وزاده بسطه في العلم و الجسم , س بقره , آيه 247
5 ـ لاينال عهدي الظالمين , س بقره , آيه .119
6 ـ اني جاعلك للناس اماما , س بقره , آيه .119 تفصيل اين ادله در كتب كلامي آمده است
« غدير » , نه يك بركه كوچك از آب مانده در وادي خم , كه چشمه اي جوشان از زلال ولايت است كه همواره تشنگان حقيقت و عدالت را سيراب مي كند