روزنامه جمهوري اسلامي 06/11/1383 صفحه سرمقاله
نگاه به آفريقا ـ 3


بسم الله الرحمن الرحيم
دو نكته ديگر از مقوله نگاه به شرق و آفريقا وجود دارد كه حيف است در اين سلسله مقالات به آنها اشاره نشود. يكي مربوط به شمال آفريقاست و ديگري آسياي ميانه . البته نكات باقيمانده , فقط اينها نيستند , اما چون فعلا مجالي براي بيش از اين پرداختن به اين مقوله وجود ندارد , از آنها درميگذريم و فقط به همين دو نكته نگاهي مياندازيم .
شمال آفريقا از اين نظر كه به دليل مجاورت با درياي مديترانه از غرب و برخورداري از آبراه سوئز در قسمت شرق , دو قاره اروپا و آسيا را به همديگر وصل مي كند , داراي موقعيت جغرافيائي بسيار مهمي است . علاوه بر اين , شمال آفريقا بخشي از خاورميانه است كه محل تلاقي سه قاره مهم اروپا , آفريقا و آسياست . اين منطقه , بطور كامل متعلق به اسلام است . ملت هاي مسلمان , فرهنگ هاي كاملا ضداستعماري , ثروت هاي خدادادي فراوان و موقعيت جغرافيائي و سياسي كم نظير اين منطقه دست به دست همديگر داده و آنرا در وضعيت بسيار حساس و ممتازي قرار داده اند. درست به همين دليل است كه آمريكا نسبت به رژيم هاي حكومتي اين منطقه بسيار حساس است . آمريكا از حدود 30 سال قبل رژيم مصر را كاملا در كنترل خود دارد , سالهاست كه موي دماغ حكومت سودان است , ليبي را با تحريم طولاني وادار به تسليم كامل كرده , حكومت يمن را به بهانه حضور مخالفان سنتي خود (كه آنها را تروريست مينامد) بشدت تحت كنترل خود درآورده , الجزاير را با ابطال انتخابات مجلس از چنگ انقلابيون مسلمان خارج و با صحنه سازي هاي خشونت بار چندين ساله سرانجام از حالت يك موجود انقلابي و سركش در برابر استعمار به بره اي رام و كاملا تسليم تبديل كرده , شاه حسن مراكشي را با مقداري بزك جديد همچنان تسليم و در نقش دلال صهيونيسم در مشت خود نگهداشته , با تونس هم رفتاري مشابه كرده و الباقي را نيز چنان گرفتار مصائب ساخته كه قدرت جمع و جور كردن خود را ندارند.
مشابه همين رفتار را آمريكا با رژيم هاي خاورميانه عربي داشته و دارد. براي جهان عرب فقط وجود غده سرطاني اسرائيل كه مورد حمايت همه جانبه آمريكاست كافي است كه آنها را مشغول نگهدارد و سران وابسته و بي كفايت اين كشورها از ترس تاج و تخت خودشان هم كه شده تسليم اراده دولتمردان كاخ سفيد باشند.
در اين ميان , جمهوري اسلامي ايران به عنوان پايگاه نهضت جهاني اسلام و يك حكومت انقلابي كه براي ملتهاي شمال آفريقا و كل منطقه خاورميانه جاذبه فراواني داشت ميتوانست طي 25 سال گذشته , بسياري از معادلات سياسي استكباري و استعماري را برهم بزند , همه چيز را به نفع اسلام و ملتها تغيير دهد و مانع اجراي بسياري از طرح هاي شوم آمريكا در منطقه شود. اين كار در يك مقطع با موفقيت انجام شد ولي از هنگامي كه آرمانهاي انقلابي جاي خود را به گفتمان مسالمت آميز با قدرتهاي استعماري و استكباري داد , جمهوري اسلامي نيز زير سئوال رفت و كار به جائي رسيد كه پديده هائي سطحي و متحجر همچون طالبان و القاعده توانستند در ميان مردم بويژه جوانان منطقه جاي پا باز كنند. اگر امروز آمريكا زمينه را براي اشغال افغانستان و عراق فراهم مي بيند و گستاخانه به ايران و سوريه چنگ و دندان نشان ميدهد , غفلت ها و بي عملي هاي ما قطعا يكي از مهمترين دلايل آنست , شمال آفريقا را به دليل اينكه قلبهاي مردم آن منطقه در تسخير امام خميني و انقلاب اسلامي است , ما ميتوانستيم و هنوز هم ميتوانيم در كنار خود داشته باشيم و از قدرت آن براي مقابله با استعمار آمريكا استفاده كنيم .
متاسفانه غفلت هاي ما فقط به آفريقا ختم نمي شود. به آسياي ميانه بنگريد. شوروي سابق به اراده خدا فروپاشيد و چندين كشور اسلامي كه داراي فرهنگ و تاريخ مشترك با ايران اسلامي بودند بارديگر متولد شدند. مقطع فروپاشي شوروي , مقطع قدرت , فراغت و جاذبه نظام جمهوري اسلامي در ميان ملت ها بود. ما ميتوانستيم از اين فرصت طلائي براي ضميمه ساختن ده ها ميليون مسلمان جمهوري هاي جوان آسياي ميانه به همراه موقعيت جغرافيائي و سياسي كشورهايشان و امكانات فراواني كه در اختيار داشتند , به جهان اسلام و تشكيل يك سد عظيم در برابر تهاجم همه جانبه غرب , كل منطقه را از خطر زياده خواهي هاي قدرتهاي طمعكار جهاني حفظ كنيم , اما چنين نكرديم .
آمريكا از ضعف شديد روسيه حداكثر بهره برداري را بعمل آورد و از طريق خرج كردن پول در جمهوريهاي جوان آسياي ميانه و انجام كارهاي اقتصادي , فرهنگي , نظامي و سياسي توانست جاي پاي محكمي در اين منطقه باز كند. حتي تركيه نيز عليرغم همه گرفتاريهاي داخلي خود از اين فرصت بهره برداري كرد و با اينكه حكومتش لائيك است با ساختن مسجد و اعزام مبلغ ديني به جمهوريهاي جوان مسلمان آسياي ميانه , زمينه را براي كارهاي اقتصادي فراهم كرد و با ساختن فرودگاه , هتل و ساير مراكز چندمنظوره , توانست به بازارهاي اين كشورها راه پيدا كند و عامل انتقال فرهنگ موردنظر خود و غرب به اين كشورها شود.
جمهوري اسلامي ايران , البته توجه قابل ملاحظه اي را در سطح بالاي حكومتي به جمهوريهاي جوان در آن مقطع نشان داد ولي متاسفانه اولا بدنه , به دليل تحت تاثير فرهنگ غرب بودن , چندان همراهي نكرد و ثانيا اقدامات صورت گرفته با جديت پيگيري نشد و دوام نيافت . علاوه براين , عدم مراقبت نسبت به رفتارهاي غيراخلاقي عناصر سودجوي مرتبط با جمهوريهاي جوان آسياي ميانه , ضربه خردكننده اي به حيثيت ايران كه در اذهان ملتهاي مسلمان منطقه قداستي داشت وارد ساخت و بسياري از دستاوردها را به باد داد. كم توجهي هاي سالهاي اخير به آسياي ميانه نيز عامل مهم ديگري بود كه راه را براي ميدان دار شدن بيگانگان در اين منطقه باز كرد بطوريكه اكنون رژيم صهيونيستي و آمريكا بيشترين حضور را در جمهوريهاي جوان دارند , حضوري كه علاوه بر زيانبار بودن براي منطقه , تهديدي نيز براي جمهوري اسلامي ايران محسوب ميشود و اين در حالي است كه وجود ميراث عظيم فرهنگي اسلامي و ايراني در اكثر شهرهاي جمهوريهاي جوان آسياي ميانه زمينه هاي پيوند مستحكم آنها با ايران را تشكيل ميدهند و جمهوري اسلامي ايران را قادر ميسازند با اين پشتوانه كهن , بسيار قوي تر از هر كشور ديگري در اين جمهوري ها حضور داشته باشد اما صد حيف كه چنين نشد.
آسياي ميانه , خاورميانه و شمال آفريقا , در واقع عقبه هاي استراتژيك جمهوري اسلامي ايران به عنوان پايگاه نهضت جهاني اسلام محسوب ميشوند. غفلت مسئولين جمهوري اسلامي ايران در مورد اين مناطق بسيار مهم , بهيچوجه قابل توجيه نيست . ايران , با قدرت و امكانات و اعتباري كه دارد , اكنون نيز زمينه خوبي براي جبران مافات دارد. نكته اي كه آقاي خاتمي رئيس جمهور به آن رسيده , اگر به عاملي تبديل شود براي عملي شدن سياست خارجي موردنظر بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه , يعني نگاه به شرق و آفريقا با گرايش به ملت ها , ميتوان به چشم انداز روشني در زمينه روابط ايران و آفريقا و همچنين آسيا , اميدوار بود , و چنين باد.