حضرت علي (ع ) مي فرمايد :
« ما اكثر العبر واقل الاعتبار »
( چقدر عبرت زياد است و عبرت گيرنده كم )
آيا مي دانيد در جريان زلزله مهيب در شرق آسيا (موسوم
به سونامي ) منطقه اي وسيع از كره زمين و ساكنان آن گرفتار
طوفاني مهيب و ويرانگر شدند و در يك چشم بهم زدن شهر و
روستا و ديار و آبادي و حرث و نسل به نابودي گرائيد و علم و
تكنيك و صنعت و ابنيه و ابزار را ياراي مقابله با خشم طبيعت
نبود ولي در اين ميان 2 خبر مهم جهانيان را در بهت و حيرت
فرو برد :
اول اينكه خبرگزاريها گزارش دادند در ميان اجساد كشته
شدگان كمتر اثري از جسد حيوانات ديده مي شود چون
حيوانات با استفاده حس ششم خود تحرك امواج دروني زمين
را پيش بيني نموده و بسرعت و دستجمعي تا مي توانستند از
منطقه خطر دور شده بودند. و خبر مهم ديگر سالم ماندن
ساختمان مساجد در مقابل امواج زلزله بود , بدين ترتيب كه
امواج كوه پيكر كه تمامي ابنيه و ساختمانها و هر آنچه كه بر
روي زمين بود را همچون پر كاه از سر راه بر مي داشت ولي
همگان ديدند اين امواج در فاصله اي كوتاه به مساجد به دو
شاخه تقسيم شده و بدين ترتيب خداوند متعال معجزه روشن
خويش را در عصر بي خبري و بي ديني به رخ جهانيان كشيد.
پيامهايي را مي توان از اين دو واقعه دريافت كرد :
1 ـ انسان مغرور كه با تكيه بر علم و تكنيك همه چيز را از
ديدگاه مادي تفسير مي كند بايد بداند در بعضي از زمينه ها حتي
از حيوانات هم عقب تر است .
2 ـ خداوند متعال در هر عصر و زماني گوشه هايي از اصالت و
حقانيت اسلام عزيز را به منصه ظهور مي رساند , چرا كه
« الاسلام يعلوا و لا يعلي عليه »
حال تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل
حميد نيك نژاد

|
از مرگ تا قيامت
|

مقدمه
ما با دانش محدودي كه داريم نمي توانيم به كنه آخرت و مطلق عالم
غيب , پي ببريم وبايد تنها به يك سلسله شناختهاي كلي كه از براهين عقلي
به دست مي آيد و اوصافي كه به وسيله وحي , معرفي شده است , بسنده كنيم .
در مباحث گذشته , به پاره اي از ويژگيهاي كلي آخرت كه نتيجه براهين عقلي
بوده اشاره كرديم , و اينك به ذكر اوصافي كه از قرآن كريم به دست مي آيد
مي پردازيم .
البته ممكن است بعضي از الفاضي كه در وصف عالم آخرت به كار
مي رود الفاظ متشابهي باشد و تصوري كه از شنيدن آنها به ذهن ما مي آيد ,
دقيقا مطابق با مصداق واقعي نباشد , واين , نه به خاطر قصور بيان است ,
بلكه به خاطر قصور فهم ماست و گرنه , ترديدي نيست كه با توجه به
ساختار ذهني ما بهترين الفاظي كه مي تواند نمايشگر آن حقايق باشد همان
است كه قرآن كريم , انتخاب كرده است .
وچون بيانات قرآن , شامل مقدمات آخرت نيز مي شود از اين رو , سخن
را از مرگ انسان , آغاز مي كنيم .
همه انسانها خواهند مرد
قرآن مجيد , تاكيد مي فرمايد كه همه انسانها (بلكه همه جانداران )
خواهند مرد ودر اين عالم , هيچ كس جاودانه نخواهد زيست :
كل من عليها فان . (1 )
هر كس روي زمين هست فاني مي شود.
كل نفس ذائقه الموت . (2 )
هر كسي مرگ را خواهد چشيد.
و خطاب به پيامبر اكرم (ص ) مي فرمايد :
انك ميت و انهم ميتون . (3 )
تحقيقا تو خواهي مرد و ايشان (هم ) خواهند مرد.
و ما جعلنا لبشر من قبلك الخلد افان مت فهم الخالدون . (4 )
پيش از تو براي هيچ انساني , جاودانگي قرار نداديم , پس آيا در صورتي كه
تو بميري ايشان جاودان خواهند بود !
بنابر اين مي توان مردن را يك قانون كلي واستثناناپذير براي همه جانداران
جهان دانست .
گيرنده جانها
قرآن كريم از يك سو , گرفتن جان را به خداي متعال , نسبت مي دهد , در آنجا
كه مي فرمايد :
الله يتوفي الانفس حين موتها . (5 )
خدا جانها را هنگام مرگشان مي گيرد.
واز سوي ديگر , ملك الموت را مامور قبض روح , معرفي مي كند :
قل يتوفاكم ملك الموت الذي و كل بكم . (6 )
بگو شما را فرشته مرگ كه بر شما گمارده شده است مي گيرد.
و در جاي ديگر , گرفتن جان را به فرشتگان و فرستادگان خدا اسناد
مي دهد.
حتي اذا جا احدكم الموت توفته رسلنا . (7 )
تا هنگامي كه مرگ يكي از شما فرا رسد فرستادگان ما (جان ) او
مي گيرند.
بديهي است هنگامي كه فاعلي كار خود را به وسيله فاعل ديگري انجام
دهد نسبت كار به هر دو , صحيح است و اگر فاعل دوم هم واسطه اي در انجام
كار داشته باشد مي توان كار را به فاعل سوم هم نسبت داد. و چون خداي
متعال , گرفتن جانها را به وسيله ملك الموت انجام مي دهد واو نيز به وسيله
فرشتگاني كه تحت فرمانش هستند هر سه نسبت , صحيح است .
آسان يا سخت گرفتن جان
از قرآن مجيد , استفاده مي شود كه گماشتگان الهي , جان همه مردم را
يكسان نمي گيرند بلكه بعضي را با راحتي و احترام , وبعضي ديگر را با
خشونت واهانت , قبض مي كنند. از جمله در مورد مومنان مي فرمايد :
الذين تتوفا هم الملائكه طيبين يقولون سلام عليكم . (8 )
كساني كه فرشتگان جانشان را با خوشي مي گيرند وبه ايشان سلام (و
احترام ) مي كنند.
و در باره كافران مي فرمايد :
ولوتري اذ يتوفي الذين كفروا الملائكه يضربون وجوههم و
ادبارهم .... (9 )
هنگامي كه فرشتگان , روح كافران را مي گيرند به روي و پشت آنها
مي زنند...
و شايد بتوان گفت كه ميان افراد مومن و افراد كافر هم به حسب درجات
ايمان وكفرشان تفاوتهايي در آسان يا سخت جان كندن , وجود دارد.
عدم قبول ايمان و توبه در حال مرگ
هنگامي كه مرگ كافران و گنهكاران فرا مي رسد و ديگر از زندگي در دنيا
نوميد مي شوند از گذشته خودشان پشيمان مي گردند و اظهار ايمان و توبه از
گناهانشان مي كنند ولي هرگز چنين ايمان وتوبه اي پذيرفته نخواهد شد.
قرآن كريم در اين باره مي فرمايد :
يوم ياتي بعض آيات ربك لا ينفع نفسا ايمانها لم تكن آمنت من قبل او
كسبت في ايمانها خيرا . (10 )
روزي كه بعضي از آيات پروردگارت ظاهر شود ايمان كسي كه قبلا ايمان
نياورده يا در حال ايمانش كار خيري انجام نداده است سودي براي او
نخواهد بخشيد.
و ليست التوبه للذين يعملون السيئات حتي اذا حضر احدهم الموت قال اني
تبت الان ... (11 )
وتوبه براي كساني نيست كه كارهاي بد را انجام مي دهند تا هنگامي كه
مرگ يكي از ايشان فرا رسد گويد : اكنون توبه كردم ! واز قول فرعون , نقل
مي كند كه هنگامي كه مشرف به غرق شد گفت :
آمنت انه لا اله الا الذي آمنت به بنو اسرائيل و انا من
المسلمين . (12 )
ايمان آوردم به اينكه خدايي نيست به جز همان خدايي كه بني اسرائيل
به او ايمان آورده اند ومن از اهل اسلامم . و در پاسخ مي فرمايد :
الان و قد عصيت قبل و كنت من المفسدين . (13 )
آيا اكنون در حالي كه قبلا عصيان كرده و از مفسدان بوده اي !
آرزوي بازگشت به دنيا
هم چنين قرآن كريم از كافران و تبهكاران نقل مي كند كه هنگامي كه
مرگشان فرا مي رسد يا عذاب هلاك كننده اي برايشان نازل مي شود , آرزو
مي كنند كه اي كاش به دنيا بر مي گشتيم واز اهل ايمان و كارهاي شايسته
مي شديم , يا از خداي متعال درخواست مي كنند كه ما را به دنيا برگردان تا
گذشته هايمان را جبران كنيم . ولي چنين آرزوها و درخواستهايي عملي
نمي شود . (14 )
و در بعضي از آيات , اضافه مي كند كه اگر برگردانده مي شدند به همان
شيوه گذشته , ادامه مي دادند . (15 ) و نيز در روز قيامت هم چنين آرزوها و در
خواستهايي خواهند داشت كه به طريق اولي , جواب منفي خواهند
شنيد :
حتي اذا جا آحدهم الموت قال رب ارجعون لعلي اعمل صالحا في ما تركت
كلا آنهاكلمه هو قائلهالله(16 )
تا آنگاه كه مرگ يكي از ايشان فرا رسد گويد : پروردگارا , مرا برگردان شايد
كار شايسته اي در موردي كه ترك كرده ام انجام دهم . هرگز! اين سخني است
كه او مي گويد (و آرزويي است كه هرگز عملي نمي شود).
اوتقول حين تري العذب لو ان لي كره فاكون من المحسنين . (17 )
يا هنگامي كه عذاب را مي بيند گويد : اي كاش بازگشتي مي داشتيم تا از
نيكوكاران شوم .
... اذ وقفوا علي النار فقالو يا ليتنا نرد ولا نكذب بايات ربنا و نكون من
المومنين (18 )
هنگامي كه بر آتش دوزخ , عرضه مي شوند گويند : اي كاش بازگردانده
مي شديم و (ديگر) آيات پروردگارمان را تكذيب نمي كرديم واز مومنان
مي بوديم .
... اذ المجرمون ناكسوا رووسهم عند ربهم ربنا ابصرنا و سمعنا فارجعنا نعمل
صالحا انا موقنون . (19 )
هنگامي كه بزهكاران سرهاي خويش را نزد پروردگارشان فرو افكنده اند
(و مي گويند : ) پروردگارا (اكنون ) ديديم و شنيديم , پس ما را برگردان تا كار
شايسته اي انجام دهيم , اينك ما اهل يقين هستيم .
از اين آيات , به خوبي استفاده مي شود كه عالم آخرت , جاي انتخاب راه
و عمل به تكاليف نيست وحتي يقيني كه هنگام مرگ يا در عالم آخرت ,
حاصل مي شود تذثيري در تكامل انسان ندارد و استحقاق پاداشي نمي آورد ,
از اين رو , كافران و گنهكاران , آرزو مي كنند كه به دنيا برگردند تا اختيارا
ايمان بياورند و كارهاي شايسته انجام دهند.
عالم برزخ
از آيات قرآن , استفاده مي شود كه انسان , بعد از مرگ و پيش از برپايي
قيامت , دوراني را در عالم قبر و برزخ مي گذراند و كمابيش شادي و لذت , يا
اندوه و رنجي خواهد داشت . و در بسياري از روايات آمده است كه مومنان
گنهكار , در اين دوران , در اثر پاره اي رنجها و عذابها كه متناسب با گناهشان
مي كشند تطهير مي شوند تا در عالم قيامت , سبك بار باشند.
نظر به اينكه آيات مربوطه به عالم برزخ , نياز به بحثهاي تفسيري دارد از
اين رو , از بررسي آنها صرفنظر نموده تنها به ذكر يك آيه , بسنده مي كنيم كه
مي فرمايد :
و من ورائهم برزخ الي يوم يبعثون . (20 )
واز پس آنان (بعد از مرگشان ) برزخي است تا روزي كه برانگيخته
شوند.
پرسش
1 ـ بيان قرآن در باره عدم جاودانگي انسان در دنيا را با اشاره به آيات
مربوطه , شرح دهيد.
2 ـ چه كسي جان انسان را مي گيرد و اختلافي كه بين آيات مربوطه به نظر
مي رسد چگونه است
3 ـ چه تفاوتي در گرفتن جانها وجود دارد
4 ـ بيان قرآن در باره ايمان و توبه در حال مرگ را با اشاره به آيات مربوطه ,
توضيح دهيد.
5 ـ قرآن كريم كدام بازگشت به دنيا را نفي مي كند و آيا نفي اين بازگشت ,
منافاتي با اعتقاد به رجعت دارد چرا
6 ـ عالم برزخ را شرح دهيد . (منبع : كتاب آموزش عقايد , از آيت الله مصباح
يزدي )
پاورقي :
1 ـ الرحمن , .26
2 ـ آل عمران , 185 , انبيا , .35
3 ـ زمر , .30
4 ـ انبيا , .34
5 ـ زمر , .42
6 ـ سجده , .11
7 ـ انعام , .61
8 ـ نحل , 32 , و نيز رجوع كنيد به : انعام , .93
9 ـ انفال , 50 , و نيز رجوع كنيد به محمد(ص ) , .27
10 ـ انعام , 50 , و نيز رجوع كنيد به : سبا , 51 ـ 53 , غافر , 85 , سجده ,
.29
11 ـ نسا , .18
12 ـ 12 و .13 يونس , 90 ـ .91
13 ـ 3 و 4 , يونس , 90 ـ 91
14 ـ بايد دانست كه قرآن كريم , بازگشت كساني را نفي مي كند كه عمري را با
كفر و عصيان گذرانده و در حال مرگ , آرزوي بازگشت به دنيا و جبران
گناهشان را دارند و نيز بازگشت از عالم قيامت به دنيا را مطلقا نفي مي كنند و
اين , به معناي نفي هرگونه بازگشت به دنيا نيست زيرا چنان كه قبلا گفته شد
كساني بوده اند كه بعد از مرگ , دوباره در همين دنيا زنده شده اند و طبق
عقيده شيعيان , بعداز ظهور حضرت ولي عصر(عج ) نيز كساني به دنيا رجعت
خواهند كرد.
15 ـ انعام , 27 ـ .28
16 ـ مومون , .99
17 ـ زمر , 58 , و نيز رجوع كنيد به : شعرا .102
18 ـ انعام , 27 ـ 28 , ونيز رجوع كنيد به : اعراف , .53
19 ـ سجده , ونيز رجوع كنيد به : فاطر , .37
20 ـ مومنون , .100
عالم آخرت جاي انتخاب راه و عمل به تكاليف نيست و حتي
يقيني كه هنگام مرگ يا در عالم آخرت حاصل مي شود تاثيري
در تكامل انسان ندارد و استحقاق پاداشي نمي آورد , از اين رو
كافران و گنهكاران آرزو مي كنند كه به دنيا برگردند تا به اختيار
ايمان بياورند و كارهاي شايسته انجام دهند
هنگامي كه مرگ كافران و گنهكاران فرا مي رسد و ديگر از
زندگي در دنيا نوميد مي شوند از گذشته خودشان پشيمان
مي گردند و اظهار ايمان و توبه از گناهانشان مي كنند , ولي
هرگز چنين ايمان و توبه اي پذيرفته نخواهد شد
گماشتگان الهي , جان همه مردم را يكسان نمي گيرند , بلكه
بعضي را با راحتي و احترام , و بعضي ديگر را با خشونت و
اهانت قبض مي كنند. قرآن كريم در مورد قبض روح مومنان
مي فرمايد : كساني كه فرشتگان جانشان را با خوشي مي گيرند و
به ايشان مي گويند سلام و درود بر شما باد

استفتائات
خمس (3 )
رفت و آمد با كسي كه خمس نمي دهد
|
سوال ـ كسي كه اهل پرداخت خمس نيست , يا زكات واجب مالش را
نمي پردازد , رفت و آمد و استفاده از اموالش چه صورت دارد
حضرت امام خميني (ره ) : اگر وجود خمس در غذا و
چيزهاي ديگري كه مورد استفاده است معلوم نباشد جايز
است .
حضرت آيت الله خامنه اي : اگر يقين نداريد مالي كه مورد
استفاده شما قرار مي گيرد متعلق خمس است , چيزي بر شما
نيست .
حضرت آيت الله صافي گلپايگاني : درصورتي كه علم به
تعلق خمس و يا زكات به عين چيزيكه مورد ابتلاست نداشته
باشيد , اشكال ندارد.
حضرت آيت الله سيستاني : اشكال ندارد.
حضرت آيت الله مكارم شيرازي : اگر يقين نداريد خانه يا
غذاي او از پول غيرمخمس تهيه شده تصرف در آن مانعي
ندارد و اگر يقين داريد ما به شما اجازه مي دهيم تصرف كنيد و
معادل خمس آن را كه تصرف كرده ايد به سادات نيازمند
بپردازيد و اگر تمكن نداريد , بر ذمه بگيريد و هر موقع كه
توانستيد , بپردازيد.
حضرت آيت الله فاضل لنكراني : اگر يقين به تعلق خمس
يا زكات به اموال مورد استفاده نداريد , مانعي ندارد.
حضرت آيت الله بهجت : در معاشرت و استفاده از اموال
كساني كه انسان مي داند خمس مال خود را نمي دهد , تا علم به
بودن خمس در مال مورد ابتلا ندارد , تصرف در آنها مانعي
ندارد . (مسئله 1408 )
حضرت آيت الله ميرزا جواد تبريزي : مانعي ندارد , مگر
بداند آن مالي كه نزد او گذاشته از عين مال زكويست .

|
| |