بيروت ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي : رهبران صهيونيست از زمان
ورود غيرقانوني به خاك فلسطين و تاسيس رژيم « اسراييل » درسال
1948 , جوانان بويژه نظاميان خود را با خصومت به اعراب , فلسطينيان و
مسلمانان و تشويق به « خشونت » پرورش مي دهند.
سياستمداران صهيونيست جنگ و خشونت را براي حفظ بقاي
« اسراييل » ضروري مي دانند و به همين سبب كودكان , نوجوانان و جوانان را
تا آخرين سال مدرسه آموزش نظامي و تروريستي داده و آنان را براي ورود
به ارتش آماده مي كنند.
در اسراييل افراد سكولار و تندرو مذهبي به غلط اتفاق نظر دارند كه
سرزمين فلسطين وطن يهود و خانه جنبش صهيونيسم است و براي دفاع
ازاين وطن و خانه بايد همه به ارتش و واحدهاي رزمي و نظامي بپيوندند.
دراين ارتباط « سمر العريفي » پژوهشگر عربستاني در مقاله اي با عنوان
« ارتباط تربيت نظامي با تروريسم اسراييلي » نوشته است : رهبران رژيم
صهيونيستي جوانان يهودي را در گرداب نظامي گري همراه با خشونت
گرفتار كرده اند و اين خشونت لازمه سياست ها و برنامه هاي توسعه طلبانه
آنها است .
وي دراين مقاله كه در تازه ترين شماره فصلنامه پژوهشي « شوون
الاوسط » در بيروت منتشر شد , افزود : صهيونيست ها با پوشش شجاعت و
فداكاري در راه وطن ! و براي تحقق شعارهاي بي اساس « يهود , و تقويت
مقاومت ضد اعراب » , جوانان اسراييلي را به خشونت ورزي تشويق
مي كنند.
العريفي اضافه كرد : رژيم اشغالگر قدس از سال 1948 ميلادي تاكنون به
جنگ و خشونت ادامه مي دهد به همين علت حتي يهودياني كه خدمت
نظامي اجباري را به پايان رسانده اند مجبورند به عنوان نظاميان دوره
احتياط با ارتش اسراييل همكاري كنند.
وي با تاكيد بر اين كه هر اندازه دامنه تجاوزها و خشونت رژيم
صهيونيستي گسترده تر مي شود اين رژيم به لحاظ امنيتي آسيب پذيرتر نشان
مي دهد , افزود : نظامي و امنيتي بودن مسايل اسراييل موجب شده تا ارتش
در سرزمين اشغالي 1948 ميلادي جايگاه مقدسي به خود بگيرد زيرا
اسراييلي ها اين سرزمين را « جزيره اي در ميان دريايي از تنفر نسبت به خود »
مي دانند.
اين پژوهشگر عرب خاطرنشان كرد : تدريس تعليمات دين تحريف شده
يهود در صدر برنامه هاي آموزشي اسراييل قرار دارد و اين تعليمات اذهان
كودكان و جوانان اسراييلي را فاسد و روحشان را خشن كرده است .
العريفي نوشت : در كنار تعليمات ديني , متخصصان تعليم و تربيت در
اسراييل از هر وسيله اي براي تبليغ و توسعه ايدئولوژي صهيونيستي و
خشونت استفاده مي كنند.
براي نمونه « ادير كوهن » رييس گروه علوم تربيتي دانشگاه حيفا 42
كتاب در عرصه ادبيات كودك نوشته و تلاش كرده تا ارزش هاي منفي و كينه
جويانه را وارد اذهان كودكان كند و محور همه اين ارزش هاي منفي نشان
دادن « برتري يهود و چهره مشكوك , زشت و شرور اعراب » است .
العريفي به نقل از ژنرال « يادين » از مقام هاي پيشين ستاد ارتش رژيم
اشغالگر نوشت , « وظيفه مدارس اسراييل تربيت دانشمندان آينده نيست بلكه
تربيت نظاميان است . »
در نتيجه اين تربيت نژادپرستانه و آموزش هاي خشن است كه نظاميان
اسراييلي از هيچ گونه رفتار توهين آميز در حق فلسطينيان كوتاهي نمي كنند.
براي نمونه چهار ماه پيش در يك رسوايي فراموش نشدني نظاميان
صهيونيستي شماري از كارگران فلسطيني را ناگزير به خوردن ادرار كردند كه
اين خبر بازتاب وسيعي در مناطق خودگردان داشت .
باتلاش برخي سازمان هاي حقوق بشر فلسطيني و بين المللي , « نير ليفي »
يكي از اين نظاميان در برابر دادگاه حاضر شد و اعتراف كرد كه « سميح
رحال » شهروند فلسطيني ساكن بيت لحم و « فراس بكري » از الخليل را
مجبور كرد در يك پست بازرسي نزديك بخش شرقي قدس ادرار بنوشند.
وي همچنين اعتراف كرد كه به همراه چهار نظامي ديگر با قرار دادن
لوله ي تفنگ در دهان كارگران فلسطيني آنها را با لگد مورد ضرب و جرح
قرار داده است .
پس از شكايت فلسطينيان و در اثر فشارهاي برخي سازمان هاي حقوق
بشر دادگاه اسراييل , « نير ليفي » را تنها به 14 ماه زندان محكوم و پيش از
پايان مدت محكوميت وي را آزاد كرد.
در چهار سال گذشته صدها شكايت ضد جنايت ها , آدم كشي ها و
خشونت ورزي نظاميان رژيم صهيونيستي در حق كارگران وشهروندان
فلسطيني ثبت شده اما مورد رسيدگي قرار نگرفته است .

|
پشت پرده هزينه هاي نجومي آمريكا براي اشغال
عراق
|

روزنامه « بوستون گلاب » در شماره اخير خود در مطلبي ضمن ارائه
برآوردهاي مختلف از مخارج سنگين يك جنگ نوشته است هزينه هاي
پنهان جنگ آمريكا در عراق كه در محاسبات معمول در نظر گرفته نمي شود
سر به دهها ميليارد دلار مي زند.
به گزارش خبرگزاري مهر , اين روزنامه در اين مطلب كه براي اولين بار
بصورت عميق به موضوع ميزان هزينه هاي احتمالي تهاجم به عراق
پرداخته , در توجيه مقدار بسيار بالاي امكانات مصروفه به نقل از مقامات
وزارت دفاع آمريكا و ساير مسئولان نوشته است در اينگونه محاسبات هزينه
تعمير يا جايگزيني تجهيزات جنگي يا خسارات دراز مدتي كه بر نيروي
انساني و پرسنل ارتش آمريكا وارد مي شود , از قلم مي افتند.
به نوشته بوستون گلاب مقامات وزارت دفاع آمريكا , پنتاگون , قصد
دارند در ماه بهمن از كنگره اين كشور بخواهند 100 ميليارد دلار براي تامين
نيازهاي تداركاتي جهت تداوم عمليات ارتش آمريكا در عراق و افغانستان
تخصيص دهد و اين درصورتي كه اگر چنين تقاضايي تصويب شود , كل
بودجه عمليات جنگي آمريكا كه تاكنون تصويب شده به 200 ميليارد دلار
خواهد رسيد.
با وجود اين ارقام نجومي كه چندي پيش نيز بوش براي آن از كنگره
تقاضاي افزايش بودجه داده , كارشناسان نظامي اين برآوردها بودجه لازم
براي سرمايه گذاري ضروري آنچه كه به اعتقاد آنها احتمال دارد به « نيروي
زميني مستهلك شده » تبديل شود را در برنمي گيرد تا بدينوسيله بتوانند
توجيهي براي اقدامات خود داشته باشند.
اين روزنامه در ادامه اين نوشتار تاكيد مي كند كه براساس يك محاسبه
مقدماتي كه به وسيله كميته بودجه كنگره آمريكا صورت گرفته , اگر قرار
باشد جنگ همين امروز متوقف شود , باز هم ارتش آمريكا صرفا براي آنكه به
آمادگي عملياتي پيش از شروع جنگ برسد , ظرف 3 سال به 20 ميليارد دلار
بيشتر از بودجه تصويب شده فعلي نياز خواهد داشت .
يك تحليل گر مسائل دفاعي نيز به بوستون گلاب گفته است چندي پيش
رامسفلد در دستوري به نيروهاي چهارگانه ارتش آمريكا از آنان خواست
تحقيقي را براي برآورد فشارهاي وارد شده بر تجهيزات و وسايل جنگي
خود انجام دهند كه پس از بررسيهاي فني و لجستيكي مشخص شد
« خسارت وارده بر همه لوازم و وسايل , از تانكها و نفربرها تا مولدهاي برق
در بعضي موارد به حدي رسيده است كه بهتر است بجاي تعمير تجهيزات و
وسايل آسيب ديده , آنها را تعويض كرد. »
اين روزنامه در بخش ديگري از گزارش خود ضمن اشاره به تحقيقات
بعمل آمده در بخشهاي مختلف نيروهاي نظامي براي برآورد هزينه هاي
گوناگون پشتيباني , خدماتي , تعميراتي و لجستيك تصريح دارد كه براساس
برخي برآوردها حدود 40 درصد بعضي از تجهيزات ارتش آمريكا در
وضعيتي قرار گرفته است كه بايد تعمير اساسي يا تعويض شوند. اين درحالي
است كه تقاضاي بودجه بيشتر از سوي دولت صرفا براي تامين مالي
عمليات نظامي در عراق و افغانستان است . اين روزنامه از ارسال نامه 21
سناتور دمكرات به جورج بوش خبر داده است كه در آن از وي « موكدا
خواسته شده در بودجه سال 1385 براي افزايش شمار نيروهاي ارتش
آمريكا و نيروهاي تفنگدار اين كشور منابع مالي ويژه در نظر گرفته شود. »
به نوشته بوستون گلاب در بخشي از اين نامه آمده است : « ارتش آمريكا
درحال حاضر حدود 150 هزار نيرو در عراق دارد , 20 هزار سرباز ما در
افغانستان و دهها هزار نيز در كره و ساير نقاط جهان مستقرند و بدين ترتيب
ما به اين نتيجه مي رسيم كه ارتش آمريكا نه تنها براي مقابله با چالش هاي
فعلي كه در مصاف با خطرات آينده بسيار كوچك شده است . »
با اين حال « استيو كوزياك » , تحليل گر بودجه دفاعي در مركز
ارزيابي هاي استراتژيك و بودجه اي واشنگتن , به اين روزنامه گفته است
مخارج تجهيزات و وسايل جنگي در عراق آن چنان هم كه پيش بيني شده
زياد نخواهد زيرا « بسياري از اين تجهيزات دهها سال است مورد استفاده
قرار گرفته و اصولا وقت تعويض آنها فرا رسيده است . »
وستون گلاب در پايان اين مطلب در راستاي تعيين دقيق شاخص هايي
براي درك بهتر هزينه هاي جنگ نوشته است اگر فشار ناشي از تامين حقوق
سربازان , جذب سربازان جديد , مخارج درمان مجروحان جنگ , پرداخت
پول به خانواده هاي قربانيان و ساير هزينه هاي بهداشت و درمان را در نظر
بگيريم , مخارج پنهان جنگ بسيار بيشتر خواهد شد.

|
پيش بيني « سيا » درباره آينده جمهوري هاي شوروي سابق
|

شوراي ملي اطلاعات آمريكا كه يكي از ادارات سازمان سيا براي
برنامه ريزي درازمدت استراتژيك است , گزارشي درباره آينده دنيا تا 15
سال آينده منتشر كرده كه بخش اعظم آن به كشورهاي شوروي سابق
اختصاص داد.
به گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي به نقل از راديو بي بي سي , اكنون
حدود دو دهه از زماني مي گذرد كه « ميخائيل گورباچف » آخرين رهبر
شوروي اعلام كرد كه اين كشور شديدا به اصلاحات نياز دارد.
او در رسيدن به اهداف خود شكست خورد , اتحاد جماهير شوروي فرو
پاشيد و حدود 300 ميليون نفر سرنوشتي نامعلوم پيدا كردند .
شوروي به 15 كشور مختلف تجزيه شد كه هر كدام چالش هاي خاص
خود را پيش رو دارند.
گزارش جديد شوراي ملي اطلاعات آمريكا حاكي است كه روسيه شايد
بتواند تا 15 سال آينده از لحاظ سرعت رشد اقتصادي به پاي كشورهايي
مانند برزيل آفريقاي جنوبي و اندونزي برسد , اما همچنان از چين و آمريكا
كه دو قدرت اقتصادي جهاني بشمار مي روند , بسيار عقب خواهد بود.
اين گزارش مي افزايد : روسيه به دليل فاصله گرفتن از اصلاحات
دمكراتيك و ناتواني در مقابله با مشكلات اجتماعي متعدد از جمله بحران
جمعيت و گسترش بيماري ايدز حتي در سطح منطقه نيز به يك نيروي
محرك اقتصادي تبديل نخواهد شد.
علاوه بر اين روسيه همچنان با تهديدات جدي و يكجانبه گروههاي
افراطي و تبهكاراني كه در جنايات سازمان يافته دست دارند , مواجه خواهد
بود.
اين گزارش مي افزايد : روسيه مي تواند با اتكا به منابع انرژي گسترده
خود اين وضعيت را بهبود بخشد و صادرات انرژي به بخش مهمي از
سياست هاي خارجي اين كشور تبديل خواهد شد.
بر اساس اين گزارش , روسيه مي تواند به طور بالقوه تا يك سوم انرژي
مورد نياز اروپا را تامين كند.
در اين گزارش همچنين آمده است كه روسيه به استراتژي فعلي خود
مبني بر تلاش براي ايجاد اتحاد بيشتر با اروپا و آمريكا ادامه خواهد داد.
با وجود آنكه گزارش شوراي ملي اطلاعات آمريكا اندكي نسبت به آينده
روسيه خوشبين است , اما در نگرش آن به وضعيت كشورهاي آسياي ميانه
چنين خوشبيني ديده نمي شود.
اين گزارش پيش بيني مي كند كه به دليل عقب گرد نسبي اين كشورها از
روند دمكراتيزه شدن مانند روسيه طبقه متوسط در آنها به معناي واقعي
توسعه نخواهد يافت .
با افزايش تعداد جوانان نااميدي كه هيچگونه امكان اقتصادي ندارند ,
ممكن است زمينه بروز ناآرامي هاي اجتماعي شديدي فراهم آيد.
اين گزارش ضمن اشاره به احياي ملي گرايي در روسيه و كشورهاي
آسياي ميانه مي افزايد : اين كشورها مي توانند با همكاري يكديگر از تبعات
اين مساله بكاهند. بي بي سي افزود : سازمان سيا درگزارش خود همچنين
مهاجرت گسترده ولي كنترل شده از آسياي ميانه به روسيه را پيشنهاد كرده
است .
حدود يك ميليون نفر در سال مي توانند به اين شكل مهاجرت كنند و
اين مهاجرت هم باعث كاهش تنش هاي اجتماعي در كشورهاي آسياي ميانه
خواهد شد و هم به جبران كمبود نيروي كار جوان در روسيه كمك خواهد
كرد.
گروه مطالعاتي آمريكايي , شوراي ملي اطلاعات در مورد اينكه
جنبشهاي تندرو در طي پانزده سال آينده چگونه متحول خواهند شد نيز
پيش بيني هايي كرده است .
اين پيش بيني ها كه « تبيين آينده جهان » نام دارد به مسايل و عواملي كه
جهان را در 15 سال آينده شكل خواهد داد , پرداخته است .
شوراي ملي اطلاعات در گزارش خود مي گويد : نشاني از اينكه عوامل
اصلي ايجاد تروريسم بين المللي در جهان در طي پانزده سال آينده فروكش
كند , ديده نمي شود.
به گفته اين شورا هسته اصلي « القاعده » همچنان تحليل خواهد رفت و
در عوض گروههايي كه القاعده الهام بخش آنها بوده , گروههاي محلي و
همچنين اشخاصي كه « جهادي » خوانده مي شوند , احتمالا حملات
تروريستي را انجام خواهند داد.
اين شورا انتظار دارد كه تا 15 سال آينده گروههاي تندرو كه منبع
الهامشان شبيه القاعده است , ولي پراكنده تر هستند , جانشين القاعده
خواهند شد.
اين گزارش اضافه مي كند كه اين خطر نيز وجود دارد كه جنبشهاي
اسلامي گسترده تر مانند القاعده با جنبشهاي جدايي طلبانه محلي ادغام
شوند.
در همين حال به گفته اين شورا اعضاي القاعده كه در افغانستان آموزش
ديده اند به تدريج از ميان رفته و بازماندگان با تجربه جنگ و درگيري در
عراق حداقل جانشين بخشي از آنها خواهند شد.
شوراي ملي اطلاعات در گزارش خود مي گويد , جنگ و درگيري در
عراق و درگيري هاي ديگر مي تواند امكان عضوگيري و آموزش مهارتهاي
فني و زباني براي قشر جديدي از تروريستهاي حرفه اي فراهم آورد كه
خشونت سياسي براي آنها هدف اصلي است .
در اين گزارش آمده است , احتمال دارد فشار در جهت خنثي كردن
فعاليتهاي تروريستي در سراسر جهان به همراه پيشرفت در فناوري
ارتباطات , خطر تروريسم را بيش از پيش از حالت متمركز خارج و آنرا
تبديل به مجموعه اي التقاطي از گروهها و هسته ها و اشخاص كند.
به گفته اين شورا نگران كننده ترين روند , شدت يافتن تلاش برخي
گروههاي تروريستي براي دست يافتن به سلاحهاي كشتار جمعي است .
اين شورا مي گويد كه بزرگترين نگراني آن است كه اين گروهها ممكن
است به عوامل بيولوژيكي و يا با احتمال كمتر به تجهيزات هسته اي دست
پيدا كنند كه در هر دو صورت تلفات جاني بسياري به دنبال خواهد داشت .
گزارش شوراي ملي اطلاعات آمريكا پيش بيني مي كند كه تروريستها با
استفاده از مكانهاي امن در سراسر جهان آموزش ببينند و نياز به مركز
فرماندهي ثابت براي برنامه ريزي و اجراي عمليات نخواهند
داشت .
همچنين به گفته اين شورا , ابزار آموزش , راهنماي حمله , فناوري
تسليحاتي و تامين بودجه عمليات هرچه بيشتر بصورت « مجازي » و يا به
عبارتي از طريق اينترنت انجام خواهد شد.

|
| |