
شماره اول از دور جديد نشريه « يادماندگار » ويژه نامه فرهنگ سراي
پايداري سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران با شمايل و قطع جديد در
پيش خوان روزنامه فروشي ها قرار گرفت .
اين نشريه كه مدتي از زمان چاپ آن گذشته بود با مطالب متنوع و
طراحي جديد و چشم نواز ويژه پاييز 83 منتشر شد .

به ياد بچه هايي كه بازنگشتند ـ با تو مي گويم بسيجي ـ درختكاري
بسيجيان از نگاهي ديگر ـ جنگ دوست داشتني ـ فرجام يلان ـ عصاي
دستم بودـ مصاحبه با مادر سردار شهيد حسن باقري ـ ما آماده ايم امام
خامنه اي ـ مثل مادرشان زهراـ براي شهداي گمنام ـ در انتظار هديه اي بهتر
انگار داشتم خواب مي ديدم ـ انتم مجنون ـ تا مي توانستند از پشت خنجر
زدند ـ مصاحبه با مهندس قاسمي ـ زيارت آفتاب ـ به ياد هنرمند شهيد
جانبزرگي ـ نه فقط حديث عشق ـ تحقق پيش بيني يك شهيد ـ من از تو
شاكي ام ـ امضا ـ شهيد جنگ روزگار ـ شلمچه منطقه عملياتي كربلاي پنج
تولد جذاب ترين ژانر سينمايي در ميان شعله ها ـ نقد فيلم مزرعه پدري ـ
اما شمشير مان كند بود ـ مصاحبه با سردار فتح الله جعفري و آخرين خاكريز
عناوين مهم مطالبي بود كه در اين ويژه نامه به چشم مي خورد.
ستارگان درخشان
چهارمين شماره از نشريه « ستارگان درخشان » ماهنامه كنگره ستاد
بزرگداشت سرداران و هشت هزار شهيد استان گيلان منتشر شد.
در اين شماره از ستارگان درخشان كه ويژه دي ماه مي باشد مطالب زير
به چشم مي خورد : سهم مان را بپردازيم ـ يك جرعه آفتاب ـ پاسدار ارزشها
(گفت و گو با مسوول حوزه نمايندگي ولي فقيه در لشكر 16 قدس ) ـ يك
كلمه ; عزت (پرس و گو با سردار ميرصالحي ) ـ سرخ تر از شقايق (گفت و گو
با مادر شهيدان نعمتي ) ـ پا به پاي رزمندگان (پرس و گو با برادران حق
پرست و عليدوست مسوولين بهداري لشكر 16 قدس ) ـ ستارگان آسمان ,
رجعت سرخ و همسفر نسيم ـ اسامه بن زيد لشكر قدس (نگاهي به زندگي
سردار شهيد سيد مهدي نقيبي راد ـ موزه جنگ (موزه يادمان جنگ آكلند)
نامه اي به پدر شهيدم ـ ما و شما ـ قدسيان 3 ـ رتيل (چراشرقي ) ـ هوا
هنوز سرد است ـ خرمشهر آزاد شد ـ صحراي عشق ـ نفس هاي سرخ , فصل
سفر , بسيج , قناري (شعر دفاع مقدس ) آينده شعر و ادبيات انقلاب اسلامي .

|
شلمچه ; جهنمي از آتش
|

گزارشي كوتاه از عمليات پيروزمند كربلاي پنج
بخش پاياني
اشاره : بخش اول گزارش عمليات كربلاي پنج را روز
پنج شنبه مورخه 83,10,24 در همين صفحه خوانديد .
آنچه در پي مي آيد بخش دوم اين گزارش است كه از نظر شما
مي گذرانيم .
مرحله سوم
در مرحله سوم عمليات در تاريخ 28 ديماه 65 , رزمندگان
اسلام با شكستن مقاومت دشمن از نهر جاسم گذشته و به عمق
يك كيلومتري غرب نهر جاسم نفوذ كردند . در تاريخ 30 ديماه
با يورش رزمندگان سپاه اسلام شهرك الدوعيجي در غرب
شلمچه آزاد شد و در تاريخ 11 بهمن 65 با هجوم برق آساي
رزمندگان اسلام , دشمن مستاصل بار ديگر از سلاحهاي
شيميايي استفاده كرد و با ورود يگانهاي بسيار زيادي از دشمن
مقاومت قواي آنان نيز افزايش يافته و از سرعت عمليات
رزمندگان اسلام كاسته شد . در دوم بهمن ماه 65 رزمندگان
اسلام به غرب نهر جاسم يورش بردند ولي با مقاومت عراقي ها
راه پيشروي آنان مسدود گرديد و دستور توقف حمله و تحكيم
مواضع براي جلوگيري از تلفات بيشتر و دستور اجراي آتش بر
روي مواضع دشمن صادر گرديد و نيروي هوايي ارتش در
ارتفاع بسيار كم به ياري رزمندگان اسلام آمده و به بمباران
مواضع دشمن مي پرداخت . توپخانه ها و خمپاره اندازهاي
ايران نيز در اين عمليات با ريختن آتش پرحجم خود بر سر
دشمن , جهنمي مجسم را براي آنها فراهم آوردند . در تاريخ 13
بهمن 65 با يورش رزمندگان اسلام قرارگاه لشكر 11 كه با 20
دستگاه تانك محافظت مي شد , سقوط كرد و در تاريخ پنجم
بهمن ماه 65 , رزمندگان در يك حمله غافلگيرانه به مواضع
دشمن در غرب نهر جاسم و كانال زوجي يورش بردند كه
دشمن با آتش باري سنگين و توسل به سلاحهاي شيميايي
عمليات را متوقف و از حركت رزمندگان به طرف بصره
جلوگيري نمود.
در تاريخ 11 بهمن ماه , رزمندگان اسلام با سه عمليات
محدود از سه جناح , فشار جديدي بر يگانهاي دشمن وارد
آوردند. رزمندگان از جناح مياني (شلمچه ـ بصره ) جناح
شمالي در غرب آب گرفتگي كنار درياچه ماهي و جناح جنوبي
در شمال جزيره صالحيه و غرب رودخانه جاسم يورش برده و
ضمن وارد آوردن خسارات قابل توجه به دشمن به تثبيت
مواضع پرداخته و تلاش نمودند با اجراي آتش بر روي
يگانهاي تازه وارد عراق كه هر لحظه بر جديت و مقاومت آنها
افزوده مي شد , اختلال ايجاد نمايند . در روز 12 بهمن ماه
رزمندگان اسلام در غرب نهر جاسم دو تيپ دشمن را مورد
حمله تلافي جويانه (بمباران مدرسه دخترانه ميانه ) قرار داده
و تلفات زيادي به آنها وارد كردند كه دشمن بلافاصله تيپهاي
جديدي را جايگزين كرده و با بهره گيري از آتش سنگين
توپخانه و حملات شيميايي به مقابله پرداخت .
در تاريخ سوم اسفند سال 65 تيزپروازان هوانيروز مواضع
دشمن را در غرب نهر جاسم به آتش كشيدند و دو روز بعد در
تاريخ 65,12,5 با يورش رزمندگان در غرب درياچه ماهي و
دو روز نبرد , 6 خط دفاعي هلالي دشمن سقوط كرد كه در همان
شب دشمن مناطقي از جزيره را آب اندازي نمود. با اين اقدام
دشمن عده اي از رزمندگان به محاصره درآمدند كه با تلاش
رزمندگان يگان دريايي لشگر 43 امام علي (ع ) و اطلاع
رزمندگان از اهميت موضوع , به كمك محاصره شدگان شتافته و
با شناسايي بهترين نقطه در موقعيتي بنام « اصغر » وارد درياچه
ماهي شدند كه با آتش سنگين رزمندگان اسلام و عراقي ها ,
درياچه ماهي به جهنمي از آتش تبديل شد. رزمندگان ما در
عرض دو شب , در مقابل چشمان حيرت زده دشمن , با شهامت
تعدادي پل شناور را نصب و با رزمندگان محاصره شده ارتباط
برقرار كردند . در تاريخ 65,12,6 رزمندگان اسلام شمال جاده
بصره ـ شلمچه را مورد حمله قرار داده و با انهدام كامل يك
تيپ و رسانيدن آسيب به چند تيپ ديگر , مواضعي را به
تصرف درآوردند. دشمن با روشن شدن هوا با تكيه بر
سلاحهاي شيميايي اقدام به دو پاتك نمود كه در جريان دفع
پاتكها , تلفات زيادي به دشمن وارد شد و با برجاي گذاشتن
تعداد زيادي كشته و زخمي عقب نشيني كرد.
نتايج عمليات
در اين عمليات رزمندگان اسلام 150 كيلومتر از خاك
ميهن اسلامي و عراق از جمله جزاير مهم و استراتژيك
بوارين , فياض , ام الطويل , منطقه حساس شلمچه , شهرك مهم
الدوعيجي , نهر جاسم و قسمتي از جاده بين المللي شلمچه
بصره را به تصرف درآوردند.
سپاهيان اسلام در اين عمليات كه با درهم شكستن
قوي ترين خطوط دشمن صورت گرفت , تا عمق 9 كيلومتري
خاك عراق به پيش رفتند و دشمن براي مقابله , 140 تيپ از
لشگرهاي مختلف را به ميدان نبرد كشانيد كه براساس اطلاعيه
مورخه 8 اسفند ماه 65 قرارگاه خاتم الانبيا(ص ) , طي بيش از
يكماه نبرد و يورش پي درپي رزمندگان اسلام , 81 تيپ و گردان
مستقل دشمن بطور كامل و 34 تيپ و گردان مستقل نيز به
ميزان 50 درصد منهدم گرديدند . در اين عمليات 700 دستگاه
تانك و نفربر , 1500 دستگاه از انواع خودرو , 250 دستگاه
انواع توپ صحرايي و ضدهوايي و 400 دستگاه ساير ادوات
جنگي , مهندسي و رزمي دشمن منهدم و به آتش كشيده شد.
رزمندگان اسلام همچنين در اين عمليات 220 دستگاه تانك و
نفربر , 500 دستگاه انواع خودرو , 85 دستگاه توپ صحرايي و
ضدهوايي را به همراه هزاران قبضه سلاح سبك و مهمات به
غنيمت گرفتند.
در اين عمليات 40 هزار نفر از نظاميان بعثي كشته و
مجروح شدند و 300 فرمانده تيپ به هلاكت رسيدند . همچنين
26 فرمانده تيپ دشمن پس از مجروح شدن از يگان خارج
شدند . به اسارت درآمدن 2700 نظامي عراق كه در ميان آنها
دو سرتيپ و فرمانده عالي رتبه ارتش بعث , 5 فرمانده تيپ , دو
معاون فرمانده تيپ , 40 افسر ارشد , 140 افسر جز و 600
درجه دار از 81 يگان رزمي مختلف عراق ديده مي شدند از
ديگر نتايج عمليات غرورآفرين كربلاي 5 بوده است .
عمليات كربلاي 5 كه بزرگترين عمليات در دوران دفاع
مقدس بود , مستحكم ترين و قوي ترين خطوط دفاعي دشمن
وجود داشت . اگرچه دشمن با تمام قوا به ميدان آمد و از
سقوط شهر استراتژيك بصره جلوگيري كرد , اما هرگز نتوانست
مناطق از كف داده را بازپس گيرد و مناطق آزاد شده كاملا حفظ
گرديد و بار ديگر طعم تلخ شكست كام صدام و حاميان
منطقه اي و غربي اش را زهرآگين كرد. آري دژ فولادين شرق
بصره كه دژي تسخيرناپذير و حتي نفوذناپذير مي نمود , در
مقابل چشمان حيرت زده صدام و حاميانش سقوط كرد و
موضع برتر جمهوري اسلامي كه از عمليات والفجر 8 , نظر دنيا
را به خود جلب كرده بود بار ديگر چشم جهانيان را خيره كرد و
به شرق و غرب ثابت كرد كه در صورت عدم وجود حمايت هاي
شيطاني آنان , رزمندگان اسلام ظرف مدت كوتاهي رژيم عراق
را به سقوط خواهند كشيد و جمهوري اسلامي بعنوان يك
نيروي برتر در منطقه شناخته شد و اميد دشمنان از شكست
نظام اسلامي تبديل به ياس شد و جامعه جهاني به اين نتيجه
رسيد كه جنگ با ايران از طريق نظامي كاملا بي فايده است و از
اسفند 65 تلاش جهاني براي تصويب قطعنامه 598 آغاز و
سازمان ملل نيز از موضع ناعادلانه خود كاست و در پايان تير
ماه 1366 قطعنامه 598 به تصويب رسيد .
نقش رزمندگان سمنان در عمليات كربلاي پنج
رزمندگان سپاهي و بسيجي استان سمنان كه از اوايل
دوران دفاع مقدس به استعداد دو گردان رزمي در قالب تيپ ها
و لشگرهاي مختلف به مصاف با متجاوزان مي پرداختند در
اواسط سال 1365 تيپ مستقل 12 قائم آل محمد(عج ) ويژه
استان سمنان را تاسيس و با همت مردم شهيدپرور و مسئولين
و مديران و مسئولين سپاه استان و مديريت و برنامه ريزي
فرماندهان تيپ در مدت كوتاهي تيپ را در حد يك لشگر
تقويت و تجهيز نمودند (11 گردان رزمي و 9 گردان پشتيباني
و قسمتهاي ستادي ديگر شامل 5200 نيروي انساني ) , كه اين
سازماندهي و تجهيز در مدت كوتاه براي يك تيپ تازه تاسيس
بي نظير بود. اين تيپ بلافاصله پس از تاسيس با قبول يك خط
پدافندي مهم و حساس در منطقه جزيره مجنون و با شركت در
عمليات كربلاي 4 (گردانهاي سيدالشهدا و قمر بني هاشم ) با
آمادگي كامل جهت شركت در عمليات سرنوشت ساز ديگر ,
بلافاصله گردان سيدالشهدا(ع ) را نيز بازسازي و سازماندهي
مجدد نموده و در رديف گردانهاي آماده رزم ديگر قرار دادند.
از شبانگاه (1,30 بامداد) تاريخ 65,10,20 , تيپ قائم استان
سمنان به استعداد بيش از 7 گردان رزمي و گردانهاي پشتيباني ,
عمليات خود را در مصاف با دشمن بعثي با هدف آزادسازي
قسمتهايي از جزيره بوارين در كنار يگانهايي از لشگر 17
علي ابن ابيطالب (ع ) و لشگر 5 نصر آغاز نمود . ابتدا گردانهاي
كربلا از شهرستان شاهرود و امام رضا(ع ) از شهرستان سمنان
در نخستين دژ مرزي به نبرد تن به تن با دشمن پرداخته و با
انهدام مواضع دشمن به تمام اهداف از پيش تعيين شده كه
آزادسازي بخشي از منطقه بود , تا ساعت 5,30 بامداد نايل
آمدند.
سپس گردان امام موسي ابن جعفر(ع ) از شهرستان سمنان
براي ادامه نبرد در منطقه 5 ضلعي در نبردي شجاعانه با دشمن
در طول روز 21 ديماه و مقاومت دليرانه در مقابل پاتك دشمن
به مصاف با دشمن پرداخته و ماموريت محوله را به انجام
رسانيد. سپس گردان روح الله از شهرستان دامغان در شب
مورخه 21 ديماه براي ادامه ماموريت به طرف جزيره بوارين
ماموريت يافت كه در بين راه و قبل از رسيدن به محل
ماموريت به درگيري بسيار شديد با دشمن مواجه گرديد و پس
از 2,5 ساعت نبرد تن به تن ماموريت گردان به اتمام رسيد .
گردان امام سجاد(ع ) از شهرستان گرمسار در تاريخ 22
ديماه در پي درخواست كمك لشگر 5 نصر جهت ياري
يگانهايي از آن لشگر , در منطقه اي نرسيده به جزيره بوارين و
امتداد كانال پرورش ماهي پس از 14 كيلومتر دوندگي و
رسيدن به اين منطقه , با دشمن به نبردي جانانه پرداخت و سه
روز ديگر نيز در كنار نهر خين پدافند نمود و از مناطق تصرف
شده پدافند و دفاع كرد. گردان ذوالفقار از شهرستان شاهرود
نيز در منطقه 5 ضلعي به مصاف با دشمن پرداخت كه در اين
مرحله دشمن زبون اقدام به حمله شيميايي نمود و دو گروهان
از عزيزان اين گردان قهرمان مصدوم گرديدند. مع الوصف يك
گروهان باقيمانده از گردان ذوالفقار , از نهر خين كه پل ارتباطي
آن , شب قبل توسط گردان امام سجاد(ع ) آزاد شده بود گذشته
و ماموريت خود را از آخر جزيره بوارين به طرف نوك جزيره
آغاز و با دشمن به نبرد پرداخت . آنان با روشن شدن هوا پدافند
نموده و در عصر روز اول و روز بعد در مقابل سه پاتك بسيار
قوي دشمن صف آرايي نموده و به مقابله پرداختند كه حدود
35 درصد از نيروهاي اين گروهان نيز مجروح شدند يا به
شهادت رسيدند. گردان حضرت رسول كه متشكل از رزمندگان
شهرستانهاي سمنان , شاهرود و دامغان بود در شب مورخه 25
ديماه براساس ضرورت ادامه نبرد پي در پي و مداوم و سلب
هرگونه فرصت از دشمن و جهت آرايش و استحكام خط
خودي در حوالي سر پل كانال ماهي ساعتها با دشمن به نبرد
پرداخته و پدافند نمود.
استان سمنان در اين عمليات بزرگ و سرنوشت ساز 220
شهيد سرافراز و گلگون كفن را فداي اسلام و ميهن اسلامي
نموده است كه در بين آنان چهار شهيد بزرگوار (شهيد احمد
صادقي شهميرزادي فرمانده محور عمليات , شهيد محمدعلي
مشهد فرمانده گردان روح الله , شهيد عبداله شهروي فرمانده
گردان امام سجاد(ع ) و شهيد حسين غنيمت پور جانشين گردان
كربلا) از جمله سرداران شهيد در اين عمليات مي باشند.
آيا كسي جز رزمندگان عمليات كربلاي 5 معنا و مفهوم
واقعي دژ مرزي عراق , كانال بتني , سنگر تيربار و دوشكا و
چهار لول و دو لول ضد هوايي كه دشمن براي مقابله با
رزمندگان اسلام در زمين بكار مي برد , ايستادگي در مقابل پاتك
دشمن تا دندان مسلح و مجهز به انواع سلاحهاي پيشرفته , 14
كيلومتر دوندگي و بلافاصله شروع نبردي تن به تن و آتش
خمپاره و توپ و كاتيوشا كه جهنمي از آتش در منطقه ايجاد
نموده بود را مي داند آري نبرد در شرق بصره و عمليات
كربلاي 5 به دليل حساسيت و اهميت استراتژيك آن , چنان با
مقابله بسيار شديد دشمن مواجه شد كه دشمن علاوه بر بكار
بردن سلاحهاي غيرمتعارف , منطقه شلمچه را به جهنمي از
آتش تبديل كرده بود. برخي از كارشناسان نظامي به جد
معتقدند , رزمندگاني كه در عمليات كربلاي 5 سالم مانده اند را
بايد در موزه نگهداري كرد. اين كارشناسان با اين نظريه
خواسته اند حجم سنگين آتش دشمن و پيچيدگي استحكامات
و تجهيزات دشمن را به مخاطبان خود تفهيم نمايند.
بسيجيان و سپاهيان غيور اين مرز و بوم در آن شرايط
وصف ناشدني بار ديگر برتري ايمان را بر كفر و حق را بر باطل
به نمايش گذاشته و با نثار جانهاي عزيز خود با عزت و
سربلندي و تنبيه متجاوزان به سركردگي شيطان بزرگ ,
سرنوشت اين جنگ نابرابر را با موضع برتر سياسي و نظامي
كشور عزيزمان رقم زدند.
ستاد كنگره سرداران و سه هزار شهيد استان سمنان و
نمايندگي بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس سمنان ,
ضمن گراميداشت هيجدهمين سالگرد اين عمليات عزت آفرين
و سرنوشت ساز و تقدير از رزمندگان سرافراز اين عمليات , ياد
و نام شهداي گرانقدر اين عمليات را گرامي مي دارد. ضمنا از
فرماندهي تيپ 2 قائم (عج ) و معاونت عمليات آن تيپ كه
اسناد مربوط به يگان را در اختيار گذاشته اند تشكر و قدرداني
مي نمايد.
نمايندگي بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس و
ستاد كنگره سرداران و سه هزار شهيد استان سمنان
با هجوم برق آساي رزمندگان اسلام , دشمن مستاصل بار
ديگر از سلاح هاي شيميايي استفاده كرد و با ورود يگانهاي
بسيار زيادي از دشمن مقاومت قواي آنان نيز افزايش يافته و از
سرعت عمليات رزمندگان اسلام كاسته شد.
در اين عمليات رزمندگان اسلام 150 كيلومتر از خاك ميهن
اسلامي و عراق از جمله جزاير مهم و استراتژيك بوارين ,
فياض , ام الطويل , منطقه حساس شلمچه , شهرك مهم
الدوعيجي , نهر جاسم و قسمتي از جاده بين المللي شلمچه
بصره را به تصرف درآوردند.

خاطره
نشناختمش
|

تقديم به او كه يك بسيجي مخلص بود
در اوايل تيرماه سال 1361 مصادف با ماه مبارك رمضان , به لطف
خداوند . بخت يارمان شده بود تا با افتخارآفرينان لشكر 17 علي بن
ابيطالب (ع ) از جمله همرزمان و همسنگران خود بنامهاي : شهيد بهمن
عزيزخاني , زنده ياد پاسدار ذوقعلي كرمي , جانباز حميد محبي و... در خط
مقدم جبهه (پاسگاه زيد عراق ) به عنوان نيروي پدافندي حضور داشته
باشيم . روزي از همان روزها چند تن از فرماندهان لشكر 17 علي
بن ابيطالب (ع ) بمنظور بازديد از خط پدافندي نيروها و ارزيابي و شناسايي
منطقه جهت اجراي عمليات رمضان در چند روز آينده (البته ما بعد از آغاز
عمليات به علت حضور و بازديد فرماندهان پي برديم ) به موقعيت ما آمده و
هر كدام از آنها مشغول كاري بودند; يكي مشغول تهيه ي كالك و نقشه بود ,
يكي با دوربين به سمت مواضع دشمن نگاه مي كرد و ديگري در خصوص
برخي مسائل با نيروها صحبت مي كرد.
در كنار اين افراد , فرد خوش سيما و جواني كه ملبس به لباس خاكي
بسيجي بود ناگهان سنگر ما را مورد بررسي و بازديد قرار داده و اظهار
داشت : « اين سنگر خيلي طول دارد , در مواقع اضطراري نمي توانيد از آن
بخوبي استفاده كنيد و... »
من با تصور اينكه ايشان از فرماندهان نبوده و شايد از رزمندگان نزديك
و اطراف خودمان باشد در پاسخ او به شوختي گفتم : شما با اين كارها كاري
نداشته باشيد , اين به خودمان مربوط است ...
در اين لحظه مسئول محور وقت (سردار سرتيپ پاسدار حاج قاسم
رضايي كه در حال حاضر فرماندهي آموزش نيروي مقاومت بسيج سپاه را
بعهده دارد) تلويحا مرا متوجه اشتباهم كرد ولي باز هم بطور دقيق
منظورشان را نفهميده و آن فرد بسيجي را نشناختم تا اينكه آنها از سنگر ما
دور شدند...
يكي از همسنگران با ناراحتي به من گفت : « بنده ي خدا مگر او را
نشناختي ! »
گفتم : نه , نشناختم !
گفت : « او همان آقامهدي زين الدين فرمانده ي لشكر 17 علي بن ابيطالب (ع )
است كه به او توجه نكردي و... »
من از اخلاص آقامهدي خيلي چيزها شنيده بودم ولي اولين باربود كه او را
از نزديك ملاقات مي كردم , لذا از اين بي توجهي و بي احترامي كه نسبت به
شخص فرمانده لشكر مرتكب شده بودم با ناراحتي و اضطراب بسيار براي
عذرخواهي به انتظار بازگشت مجدد فرمانده به سمت سنگرهاي خودمان
نشستم .
پس از رسيدن « آقامهدي » , سريعا جلو رفته و عرض كردم : حاج آقا مرا
ببخشيد , خيلي عذر مي خواهم , قصد اسائه ي ادب نداشتم ... من شما را
نشناختم و...
ليكن او با تبسم و مهرباني خاصي , دستي بر سرم كشيد و گفت : « خواهش
مي كنم , خدا ببخشد , مساله مهمي نبود و... »
من با رفتار و برخورد محبت آميز اين فرمانده ي عزيز دريافتم كه ايشان از
مراتب بالاي اخلاقي و اسلامي برخوردار هستند.
اين سردار عزيز ضمن همرنگ نمودن لباس خود با لباس بسيجيان
طوري رفتار مي كرد كه گويي فقط يك بسيجي است , حقا كه همينطور نيز بود
چرا كه او همانند امامش خميني كبير(قدس سره ) قبل از هر مسئوليتي , خود
را بسيجي مي دانست و همواره بر اين مقام افتخار مي كرد. براستي پاداش
چنين سرداراني همان شهادت است كه از خداوند بزرگ هديه گرفته اند.
آقامهدي زين الدين و زين الدين ها با اخلاص و شيوه ي رفتاري خود
روح معنوي بلندي به هشت سال دفاع مقدس بخشيدند كه در اين ميان نام
خود را نيز در صفحه ي روزگار جاودانه ساختند.
ياد و خاطره ي آنها را گرامي داشته و روح پاكشان را با صلواتي شاد
مي كنيم .
رواي : محرم محمدي ـ ابهر
بازآفريني وتنظيم : پرويز بهرامي

|
|
|