روزنامه جمهوري اسلامي 27/10/1383 صفحه سياسي

گسترش فعاليت ميسيونرهاي مسيحي در تركيه
* دكتر محمود الزهار عضو كادر رهبري جنبش اسلامي حماس در مصاحبه با روزنامه « الاهرام » :
اسلحه را زمين نمي گذاريم
گسترش فعاليت ميسيونرهاي مسيحي در تركيه


آنكارا ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي : گسترش فعاليتهاي ميسيونرهاي مسيحي در تركيه و تاسيس صدها كليساي خانگي , دهها شركت انتشاراتي , پايگاههاي اينترنتي و توزيع صدها هزار نسخه انجيل و نوارهاي صوتي و تصويري تبليغ مسيحيت در شهرهاي بزرگ بويژه اسلامبول , زنگ خطر را در جامعه تركيه به صدا در آورده است .
دولت « رجب طيب اردوغان » كه در راستاي تلاش براي عضويت تركيه در اتحاديه اروپا شعار « آشتي بين اديان » و « كمك به جلوگيري از بروز جنگ تمدنها » را در دو سال گذشته در سرلوحه سياستهاي خود قرار داده و مدعي ايفاي نقش پلي بين جهان اسلام و دنياي مسيحيت است , يك باره با اعتراض گسترده محافل اسلامي و ملي گراي تركيه روبه رو شده است .
نگراني از نفوذ ميسيونرهاي مسيحي به جامعه تركيه به اندازه اي گسترش يافت كه هفته گذشته خانم « رخشان اجويت » همسر « بلند اجويت » نخست وزير اسبق تركيه نيز كه به طرفداري از رژيم لائيك اشتهار دارد , با عنوان اين كه « دين مردم تركيه از دست مي رود » , به وضعيت موجود اعتراض كرد و گفت : « من مي خواهم در كشور مسلمان و با عرف و عادات خود زندگي كنم » .
در پي اعتراضهاي محافل اسلامي و ملي گراي تركيه به نفوذ چشمگير مسيحيت در جامعه اين كشور و گرايش مردم مناطق محروم , اقشار بي بضاعت , علويها و كردها به كليساها , دولت اردوغان نيز در مقام پاسخگويي بر آمد.
« محمد آيدين » وزير مشاور در امور سازمان ديانت تركيه در ابتداي هفته جاري در گفتگويي با روزنامه اسلامگراي « يني شفق » از شگردهاي ميسيونرهاي مسيحي براي فريب مردم تركيه انتقاد كرد.
وي گفت : « دولت تركيه به هر كسي اجازه مي دهد كه دين خود را تبليغ كند. ولي ميسيونرهاي مسيحي با توسل به روشهاي غلط درصدد تبليغ مسيحيت بر آمده اند » .
آيدين گفت : « ميسيونرها با وعده پول و كمكهاي مالي و قول كمك به مهاجرت به كشورهاي ديگر , مردم را گرفتار مي كنند » .
« محمد نوري يلماز » رئيس سابق سازمان امور ديانت تركيه در اين مورد يادآوري مي كند , « ميسيونرهاي مسيحي فعاليتهاي خود را در تركيه در دهه 1950 ميلادي آغاز كردند و هم اكنون صدها كليسا و دهها مركز انتشاراتي , شبكه راديويي , پايگاه اينترنتي و بنياد و انجمن را در اختيار دارند » .
وي اضافه مي كند : « با گرايش تركيه به عضويت در اتحاديه اروپا اين فعاليتها در سالهاي اخير بويژه در بين اقليتهاي قومي و مذهبي و ناراضيها و جوانان و دانشجوياني كه از نظر عقيدتي ضعف دارند , گسترش يافته است » .
نوري يلماز معتقد است , « چاره مقابله با اين روند , فعاليت بيشتر سازمان امور ديانت در تبليغ اسلام و آموزش تعليمات ديني در مدارس ابتدايي است » .
« نوري يلماز » يادآور شد : « در سال 2000 ميلادي اتحاديه كليساهاي پروتستان تركيه با شعار به هر خانه يك انجيل و در هر استان يك كليسا , نشستي را برگزار كرد » .
وي گفت : « پاپ نيز در سفر به جمهوري آذربايجان گفته بود » در هزاره اول اروپا و در هزاره دوم آفريقا را به جمع خود افزوديم . اكنون در هزاره سوم آسيا را با مسيحيت آشنا خواهيم كرد » .
نوري يلماز افزود : « اين سخنان نشان دهنده وخامت اوضاع است و بايد آگاهانه عمل كرد » .
افزايش فعاليت ميسيونرهاي مسيحي در تركيه , به موازات همگرايي اين كشور با اتحاديه اروپا , از نظر كارشناسان به عنوان مهمترين مشكل فرهنگي و عامل تشديد تضاد هويتي در جامعه تركيه ارزيابي مي شود.
كارشناسان با اشاره به اين كه فعاليت هاي مربوط به جلوگيري از رشد هويت اسلامي در تركيه در نيم قرن گذشته با هدف حفظ رژيم لائيك صورت گرفته , از اين اقدام به عنوان عامل اصلي در هويت زدايي و زمينه سازي براي نفوذ فرهنگ غرب و مسيحيت به جامعه تركيه ياد مي كنند.
به عقيده آنان دوري جستن نظام تركيه از ترويج فرهنگ اسلامي زمينه گرايش مردم اين كشور را براي الحاق به ارزشهاي غرب هموار ساخته و تداوم اين وضع , موقعيتي همانند بخش ترك نشين قبرس را براي تركيه ايجاد خواهد كرد » .
از ديد اين كارشناسان همان گونه كه امروز اكثريت مسلمانان بخش ترك نشين قبرس به دليل پشت پا زدن به ارزشهاي ملي و هويت اسلامي خود خواهان الحاق به اتحاديه اروپا هستند , فردا نيز اكثريت مردم مسلمان تركيه به دليل از دست رفتن گرايشهاي اسلامي , خواهان الحاق به همان اتحاديه خواهند شد.
تحقيقات اتاق تجارت آنكارا در مورد فعاليتهاي ميسيونرهاي مسيحي در تركيه كه اخيرا منتشر شد , حاكي از وجود بيش از 300 كليساي فعال , دهها شركت انتشاراتي , شبكه هاي راديو تلويزيوني , هتل , بنياد , اردوگاه هاي جوانان و شركتهاي تجاري مرتبط به ميسيونرهاي مذهبي مسيحيان در تركيه است .
اين در حالي است كه بيش از 99,2 درصد از جمعيت 70 ميليون نفري تركيه را مسلمانان تشكيل مي دهند.
گزارش تحقيقي پروفسور « جمال الدين تاشكران » استاد روابط بين الملل دانشگاه « كرك قلعه » تركيه در مورد فعاليتهاي ميسيونرهاي مسيحي در اين كشور كه اخيرا منتشر شد , حاكي از گرايش هزاران تن از جوانان تركيه به مسيحيت در دوران كوتاهي از آغاز روند همگرايي تركيه با اتحاديه اروپا است .
وي مي گويد : « با تغيير برخي از قوانين تركيه در راستاي همگرايي با اتحاديه اروپا كه در آن اعطاي آزاديهاي بيشتر به اقليتهاي قومي و مذهبي پيش بيني شده است , زمينه هاي حقوقي و سياسي براي فعاليتهاي ميسيونرها فراهم شد و ميسيونرها در كنار فعاليتهاي فرهنگي و رسانه اي خود اقدام به تاسيس كليساهاي خانگي در اقصي نقاط تركيه كردند » .
« تاشكران » اضافه مي كند : « كمبودهاي مالي و ضعف اعتقادي اغلب جوانان كه ناشي از نبود آموزش ديني است , فرصت طلايي براي ميسيونرها بود تا فعاليت خود را افزايش دهند » .
وي اضافه مي كند : « دانشجويان بي بضاعت ترك در داخل و خارج از تركيه , مهمترين هدف ميسيونرها بوده و اخيرا اين گروه تلاش گسترده اي را براي نفوذ به ارتش و جذب پرسنل ارتش آغاز كرده اند » .
به ادعاي تاشكران , هم اكنون تعدادي از مسئولان و مديران دستگاه هاي تركيه با ميسيونرهاي مسيحي همكاري دارند. « آيتونج آلتين دال » محقق گروههاي مذهبي در تركيه بر اين باور است كه هدف نهايي رهبري جهان مسيحيت , انتقام گيري از پيروزي دولت عثماني و فتح مناطق تحت كنترل مسيحيان و تبديل شدن اين مناطق بويژه اسلامبول به سرزمين اسلامي است .
وي مي گويد : « عضويت تركيه در اتحاديه اروپا و مطرح شدن بحث مسامحه اديان دروغي بيش نيست , چرا كه جهان مسيحيت زماني با مسلمانان تركيه آشتي خواهد كرد كه جامعه تركيه تسليم خواسته هاي غرب شود » .
« سواد ايلحان » ژنرال بازنشسته ارتش تركيه در مقاله اي تحت عنوان چرا با اتحاديه اروپا مخالفم نوشت : « روند عضويت تركيه در اتحاديه اروپا , از انصراف تركيه از بخش مسلمان نشين قبرس و تسليم آن به بخش مسيحي نشين قبرس شروع شده و سپس تجزيه اسلامبول و سواحل درياي اژه و تاسيس دولت مسيحي « پونتوس » در اين مناطق را به دنبال خواهد داشت .
ارتدوكسها عقيده دارند كه بخشي از سواحل درياي سياه در منطقه ترابوزان در پيش از دوران عثماني در كنترل دولت مسيحي « پونتوس » بوده است . از سوي ديگر اعمال فشار اتحاديه اروپا براي بازگشايي مدرسه علوم ديني « هيبلي » وابسته به پاتريكخانه فنر در اسلامبول و آموزش پاتريكهاي ارتدوكس جهان در اين پاتريكخانه از جمله نگرانيهاي گروههاي ملي و مذهبي تركيه در مورد عواقب نامطلوب اين درخواست اتحاديه اروپا است .

دكتر محمود الزهار عضو كادر رهبري جنبش اسلامي حماس در مصاحبه با روزنامه « الاهرام » :
اسلحه را زمين نمي گذاريم




دكتر محمود الزهار عضو كادر رهبري سياسي جنبش حماس , و يكي از مهمترين نمادهاي آن در داخل در گفتگويي با الاهرام ضمن تاكيد بر مخالفت حماس با توقف پديده اي كه نظامي كردن انتفاضه ناميده مي شود , گفت : حماس دست از سلاح بر نخواهد داشت او اشاره كرد كه فلسطيني ها به سمت تسويه هايي مي روند كه حداقل حقوق آنان را تامين نخواهد كرد. متن مصاحبه جهت اطلاع خوانندگان منتشر مي شود.
حماس در قبال اعلام نظر محمود عباس رئيس كميته اجرايي سازمان آزادي بخش در خصوص ضرورت توقف نظامي كردن انتفاضه چه موضعي دارد
موضع حماس تغيير نكرده است و پاسخ او با اقداماتي كه صورت مي گيرد داده مي شود. آنچه امروزه از زبان رهبران تشكيلات خودگردان فلسطين مي شنويم گوياي تضادهاي عجيبي است . از يك سو تاكيد مي كنند كه مذاكرات در شرايط مختل شدن توازن قوا , و جانبداري آشكار امريكا انجام مي گيرد و از سوي ديگر برتهي سازي طرف فلسطيني از ابزارهاي دفاعي كه امتحان خود را به خوبي پس داده اند , پاي مي فشارند. آيا مذاكراتي كه اشغالگران را در سال 1996 بيرون راند توانست مانع از بازگشت مجدد آنها شود يا اين كه مقاومت , ليكود را به اعلام خروج از باريكه غزه و شمال كرانه باختري وادار ساخت .
ما همچنان به اين شيوه (مقاومت ) ادامه خواهيم داد و معتقديم از اين طريق چيزي را محقق مي سازيم كه از طريق سال ها مذاكره ميسر نشده است . اگر آنچه تشكيلات خودگردان در هتل هاي مذاكرات هزينه كرد صرف تسليحات مي كرد براي ملت فلسطين نتيجه بخش تر و سودمندتر مي بود.
آيا در صورت عقب نشيني اسرائيل از باريكه غزه مقاومت در برابر اشغال از درون باريكه متوقف خواهد شد.
قصد مقاومت فقط آزادسازي باريكه غزه نيست . عناوين اهداف ملت فلسطين عبارتند از : اشغال , تجاوزها , بازداشت شدگان . پديده هاي حاكميت , مرزها , ملت در تبعيد , آب هاي منطقه اي , بندر , و فرودگاه . چنانچه اسلو اين اهداف را محقق مي ساخت نيازي به مقاومت نبود.
آيا حماس براي يك انتفاضه مردمي بدون سلاح تا مدتي مشخص آمادگي دارد
ما اين نوع انتفاضه را در سال هاي انتفاضه اول از سال 1987 تا 1994 تجربه كرديم و كودكان ما به خاك و خون كشيده شدند تا مذاكره كنندگان از جنايتكاران گدايي صلح و تسويه بكنند , اما وجدان هاي جهانيان از اين جنايات متاثر نشد , و اشغالگران با كشتارهاي روزمره در اينجا و آنجا توانستند با اين جنايات همزيستي كنند. آنان در رفاه و آسايش غوطه ور شدند بي آن كه از يك وجب سرزمين اشغالي خارج شوند. اما زماني كه دستي كه سنگ پرتاب مي كرد سلاح در دست گرفت وضعيت تغيير يافت . اگر ما در وضع و حال امروز كرانه غربي كه از تاخير در دستيابي به شيوه هايي كه باريكه غزه بدان ها متوسل شد , رنج مي برد تامل كنيم به تفاوت شرايط به دليل تفاوت ابزارها پي خواهيم برد.
تصور حماس از مرحله كنوني درگيري چيست , آيا ما به سمت طرح هاي تسويه پيش مي رويم يا تنش زدايي هرچه بيشتر
تفاوت ميان تسويه و راه حل كاملا روشن است . تسويه محصول مختل شدن توازن قواست كه در آن قوي با دادن بخشي از حقوق ضعيف راه حل را بر او تحمل مي كند اما راه حل هايي دايمي بر فيصله دادن به درگيري با قدرت سركش يا با احقاق حق و عدالت استوار است .. ما متاسفانه به سمت تسويه هايي پيش مي رويم كه حداقل حقوق را تامين نخواهد كرد و بايد سخنراني شارون را در هرزليا راجع به تفاهم هايش با رئيس جمهور بوش به خوبي مورد مطالعه قرار دهيم ... در صورتي كه ملت فلسطين براي هزارمين بار متوجه شوند كه اين تسويه ها توهمات و سرابي بيش نيستند با انگيزه اي قوي تر به كاروان مقاومت خواهند پيوست .
آيا حماس براي پيوستن به سازمان آزادي بخش فلسطين شرايطي تعيين مي كند
نه فقط حماس براي پيوستن به سازمان آزاديبخش فلسطين شرايطي دارند , بلكه اعضاي سابق سازمان همانند جبهه مردمي و همين طور اعضاي فتح نيز شرايطي دارند.
سازمان سست و فربه شده و از آن فقط نامي باقي مانده است . منشور آن با ديدار رئيس جمهور كلينتون از شهر غزه و با توافقنامه هاي اسلو و برنامه هاي تشكيلات خودگردان كه با اصول سازمان ناسازگار است , ملغي شد. اين نهاد مهم به لحاظ توجه به مسايل فلسطين در خارج از فلسطين بايد تجديد ساختار شود و شكل يك طرح جنبشي سياسي به خود بگيرد و تمام نيروهاي فعال را دربر بگيرد. به اعتقاد من از جمله وظايف حماس همكاري با دست اندركاران براي تحقق اين طرح است .
گفتگوها و ملاقات هاي متعددي بين گروه ها و نيروهاي فلسطيني صورت گرفته اما به يك برنامه كار ملي , منتج نشد است . به نظر شما علت اين امر چيست
علل متعددي وجود دارد اما من تنها به نمونه اي از آنها اشاره مي كنم :
الف ـ موضوع گفتگو... تجربه واگذاري اختيار تام به تشكيلات خودگردان فلسطيني در تصميم گيري راجع به مسايل فلسطين تكرار شده است , چيزي كه حماس و شماري ديگر از گروه هاي فلسطيني آن را نمي پذيرند.
ب ـ محدود شدن گفتگو به خواسته هاي مقطعي و نه دراز مدت .
ج ـ وجود اختلاف نظرهاي سياسي . عده اي مي خواهند بدون بها سلاح را بر زمين بگذارند و فقط به حسن نيات تكيه مي كنند به آن كه از سالم بودن چتر فرود همانند ترك مخاصمه 8 تير 1382 اطمينان داشته باشند . آنان خواهان ترك مخاصمه شدند بي آن كه از طرف مقابل تعهدي بگيرند.
دـ پافشاري اين گروه ها بر كشاندن حماس و ديگران به يك وادي خطرناك يعني به رسيمت شناختن موجوديت دولت غاصب صهيونيستي , يا از طريق به رسميت شناختن مجاني قطعنامه تقسيم يا پذيرش مرزهاي 1967 به عنوان مرزهاي نهايي فلسطين .
هـ : به اعتقاد من مهمتر از اين عوامل , حسن نيت است كه موجود نيست . ما سه هفته قبل پيمان شرف را به فتح تقديم كرديم و ابومازن گفت كه هيات مذاكره كننده فتح را تعيين خواهد كرد و نشست ها ماراتوني خواهد بود اما چنين اتفاق هايي رخ نداده است . ما از طريق منابع خودمان مطلع شديم كه فتح به گفتگو اهميت نمي دهد و فريب همه پرسي هاي حساب شده را خورده است و گمان كرد كه با ديدار بلر يا رئيس بانك جهاني از رام الله ملت فلسطين تغيير جلد خواهد داد.
آيا تصور مي كنيد كه جورج بوش رئيس جمهور امريكا در وعده خود در مورد تاسيس كشور فلسطين قبل از پايان دومين دور رياست جمهوري اش صادق است
بوش به همه دنيا فهماند كه دروغگويي بيش نيست . او جنگي را عليه افغانستان به راه انداخت بي آن كه مطمئن شود آن كشور در عمليات 11 سپتامبر نقش دارد , و جنگي را نيز عليه عراق به بهانه وجود سلاح هاي كشتار جمعي در آن كشور كه البته به آنها دست نيافت به راه انداخت . و خواهان عراقي دموكراتيك و آزاد شد در حالي كه هنوز رسوايي هاي ابوغريب متوقف نشده است . و راجع به حقوق بشر سخن گفت , در حالي كه حتي يك انسان عرب تبار يا مسلمان در آمريكا امنيت جاني ندارد.
بوش گفت كه سال 2005 سال تاسيس كشور فلسطين خواهد بود اما پس از تجديد انتخابش مدت تمديد شد.
برخي ها مي گويند كه حماس اكنون بسيار انعطاف پذير است و تحولات بين المللي و منطقه اي را به خوبي مطالعه مي كند و ممكن است سياستش را در برخورد با كشمكش ها تغيير دهد. نظر شما چيست
جنبش حماس انعطاف پذير است اما ميان نرمش و امتيازدهي تفاوت اساسي وجود دارد. مطالعه شرايط و تعامل با آن , با تسليم شدن در برابر آن متفاوت است و هر كسي كه از اصول ثابت خود دست برمي دارد آن را مصلحت گرايي كه همانا تسليم شدن در برابر شرايط است توجيه مي كند... اين كه دامنه تجربه جنبش حماس امري طبيعي است . رهبران جنبش در سال نخست تاسيس اين سازمان نيستند. سياست مهم اين است كه قطب نما تعيين شد يا قدم در راه گذاشته شود.
نقشه راه بر تعهدات امنيتي تصريح كرده است اگر تشكيلات خودگردان به اين تعهدات عمل كند موضع حماس چگونه خواهد بود
موضع ما كاملا مشخص است , و آن را در كمال شفافيت با آقاي محمود عباس و ملتمان در ميان گذاشتيم . سلاح ما شرافتمندانه ترين سلاحي است كه فلسطين به خود ديده است زيرا عمدا بيگناهي را نكشته است , و به سركوب و سرقت و ترساندن مردم و اعمال قدرت متوسل نشده است ـ سلاح ما با دشمن مي جنگد و سربازان تا دندان مسلح را در رفح و زيتون و شجاعيه و نابلس و جباليا به ذلت مي كشاند. اين سلاح همچنان در دست ما خواهد بود , و چنانچه كسي به ما تجاوز كند به آن پاسخ خواهيم داد و تا زماني كه دشمن تجاوزاتش را متوقف نكند از خودمان و ملتمان دفاع خواهيم كرد , چنانچه اشغالگران خارج شوند و تجاوز متوقف شود ما مرزها و منافع و موسساتي خواهيم داشت كه به پشتيباني نياز دارد ما جزو كساني هستيم كه مي توانيم اين پشتيباني را فراهم سازيم و نه چون كساني كه سلاح هايي را براي سركوب ملتشان و عدم مقابله با دشمن شان فراهم ساخته اند.
جنبش حماس با مقاومت خود در برابر اسرائيلي ها , چيزهائي بدست مي آورد كه از طريق مذاكرات سياسي هرگز نمي توان به آنها دست يافت
اگر هزينه اي كه توسط تشكيلات خودگردان در هتل ها صرف مذاكره با اسرائيل شده , صرف خريد اسلحه مي شد , براي ملت فلسطين سودمندتر بود
بوش جنگ عليه افغانستان را براه انداخت ولي نتوانست آن كشور را متهم به دخالت در حادثه 20 شهريور آمريكا كند. جنگ عليه عراق را براه انداخت ولي نتوانست سلاح كشتار جمعي را در آن كشف كند از آزادي ملت عراق سخن مي گويد در حالي كه رسوائي ابوغريب متوقف نشده و از حقوق بشر حرف مي زند در حالي كه حتي يك مسلمان در آمريكا امنيت جاني ندارد