روزنامه جمهوري اسلامي 27/10/1383 صفحه سرمقاله
ديكتاتورهاي رنگين چهره


بسم الله الرحمن الرحيم
جهان از نظر اخلاق سياسي در وضعيت بسيار نامطلوبي قرار دارد. سران كشورهاي قدرتمند جهان , بشدت ديكتاتور , ضد حقوق بشر , ضد انسان و فريبكارند. سازمان ها و مجامع جهاني از جمله سازمان ملل , بشدت منزوي و آلت دست هستند. سران كشورهاي كوچك نيز يا به دليل فقدان جايگاه در ميان ملت هاي خود , يا به علت وابستگي به قدرتهاي استكباري و يا به دليل حقارت ذاتي و دلبستگي هاي دنيائي و تشنگي قدرت , شهامت برخورد با قدرتهاي سلطه طلب را ندارند. همين واقعيت ها , زمينه را براي يكه تازي و ديكتاتوري سران كشورهاي قدرتمند جهان و تجاوز به حقوق ملت ها فراهم ساخته است .
در چنين شرايطي , سئوال بسيار مهمي كه اكنون بايد پاسخ داده شود اينست كه جهان به كدام سو ميرود و آيا براي مقابله با اين بحران اخلاقي بي سابقه راهي وجود دارد
درباره معرفي دقيق چهره واقعي آمريكا , جمله اي از رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي در يكي از بيانات اخيرشان دردست مي باشد كه بسيار جالب است . ايشان در ديدار مردم قم به مناسبت سالروز 19 ديماه گفتند : « قدرت طلبان جهاني تلاش مي كنند با تبليغات و اغواگري چهره اي رنگين از مستكبران جهان را در افكار عمومي جهان ترسيم كنند و آنرا جذب خود سازند , اما ملت ها ميدانند كه چهره واقعي آمريكا و انگليس و ديگر قدرت طلبان جهاني , همان چهره كريه و نفرت آوري است كه در عراق و در زندان هاي ابوغريب و گوانتانامو آشكار شده است » .
اين , تفسير روشني است از عنوان مختصري كه از حضرت امام خميني درباره آمريكا در صفحات تاريخ ثبت و ماندگار شده است « شيطان بزرگ » . وقتي راس هرم استكبار « شيطان بزرگ » باشد , طبعا قسمت ها و اندام هاي ديگر استكبار را « شيطان هاي كوچك » تشكيل ميدهند , يعني انگليس و رژيم صهيونيستي و ساير قدرتهاي سلطه گر جهاني هم شيطان هستند البته در رده هاي بعد از شيطان بزرگ .
واقعيت اينست كه چهره واقعي آمريكا و انگليس و ديگر قدرت طلبان جهاني را بايد در عملكرد آنها در عراق و افغانستان و زندانهائي همچون ابوغريب , بگرام و گوانتانامو جستجو كرد. سران اين كشورها ديكتاتورهائي هستند كه به كمك لوازم آرايش تبليغاتي , چهره خود را دگرگون مي كنند و با ماسك هائي از قبيل دموكراسي و آزادي , كه فريبي بيش نيستند , تلاش مي كنند افكار عمومي را فريب دهند و از خود چهره هائي دوست داشتني بسازند. البته افراد بي اطلاع نيز فريب اين تبليغات را ميخورند زيرا قدرت درك آنچه در پشت اين ماسك هاي رنگين و بظاهر زيبا وجود دارد را ندارند.
درعين حال , افرادي نيز وجود دارند كه واقعيت ها را درك مي كنند و شهامت بيان آنها را نيز دارند. هفته گذشته و به فاصله سه روز بعد از بيانات رهبري انقلاب , اظهارات معاون دبيركل سابق سازمان ملل به روي تلكس هاي خبري ظاهر شد كه گفته است : « بوش , رئيس جمهوري آمريكا , به علت دست داشتن در جناياتي كه در عراق , فلسطين و افغانستان رخ ميدهد , بزرگترين ديكتاتور جهان است . » دنيس هاليدي , البته اين واقعيت بسيار تلخ را نيز به زبان آورد كه : « سازمان ملل متحد به وسيله اي جهت تحقق اهداف آمريكا تبديل شده است . بنابراين , جهان بايد صلاحيت اين سازمان را رد كند » . وي سلطه آمريكا بر عراق را « تسونامي آمريكا » ناميد و افزود : « مقاومت مردم عراق در برابر اشغالگري آمريكا , حق اين مردم است و منشور سازمان ملل متحد , دفاع از خود در برابر اشغالگري را حق همه افراد دانسته است »
شايد اشاره به چند نمونه از تازه ترين عملكرد آمريكا كه ميتواند چهره واقعي سران اين كشور را نشان دهد , مفيد باشد.
هفته گذشته روزنامه آمريكائي نيويورك تايمز با انتشار گزارش آنچه نظاميان آمريكائي بر سر يك شهروند آلماني آورده اند , گوشه اي از دموكراسي آمريكائي را به تصوير كشيد. اين روزنامه از قول خالد المصري كه متولد لبنان و مقيم آلمان است نوشت : « در زمستان سال گذشته هنگامي كه به عنوان يك توريست از صربستان عازم مقدونيه بودم , ماموران مرزي به من شك كردند و گذرنامه مرا گرفتند و مرا بازداشت كرده تحويل نظاميان آمريكائي دادند. آمريكائي ها نيز بدون دليل مرا به زندان بگرام افغانستان منتقل كردند و در مدت 5 ماه كه آنجا زنداني بودم , نظاميان آمريكائي به شديدترين شكل مرا تحت شكنجه هاي جسمي و روحي قرار دادند كه عريان ساختن و عكس گرفتن در همان حال و دست و پايم را به زنجير بستن و كتك زدن از جمله آنها بود. بعد از مدتها شكنجه و بازجوئي , سرانجام آنها به من گفتند تو بي گناه هستي و آزادم كردند » .
نمونه ديگر مربوط به اظهارات دو تن از زندانيان آزاد شده عراقي است كه در زندان ابوغريب توسط نظاميان آمريكائي شكنجه شده اند. « حسين مطر » و « امين سعيدالشيخ » در جلسه دادگاه محاكمه يك سرباز آمريكائي شكنجه گر در زندان ابوغريب به نام « چارلز. آ. گرينر » گفتند : « سربازان آمريكائي در زندان ابوغريب , ما و ساير زندانيان را لخت و روي هم انباشته مي كردند و آنگاه خود را با شدت روي ما پرتاب مي كردند بطوريكه دست و پاي تعدادي از ما شكست . سربازان آمريكائي به ما ادرار مي كردند , صورت هاي ما را در كيسه هاي بلند مي پوشاندند و دستهايمان را از پشت مي بستند و ما را مجبور مي كردند بصورت ستوني در محوطه زندان حركت كنيم . آنها ما را به اعمال منافي عفت وادار مي كردند و در همان حال از ما عكس ميگرفتند. ما را به خوردن گوشت خوك وادار مي كردند و به مقدسات اسلامي اهانت مي كردند و اگر از انجام دستوراتي كه ميدادند سرپيچي مي كرديم ما را به تجاوز به خودمان و همسرانمان تهديد مي كردند » .
اينها فقط نمونه هاي كوچكي از جناياتي هستند كه مدعيان حمايت از حقوق بشر , دموكراسي و آزادي , هر روز در افغانستان , عراق , گوانتانامو , فلسطين و در بسياري از نقاط جهان مرتكب مي شوند. برگزاري دادگاه محاكمه شكنجه گران زندان ابوغريب نيز مثل برگزاري انتخابات در عراق و افغانستان و فلسطين فقط يك نمايش است براي حفظ ظاهر و فريب دادن ساده لوحان و رنگ دموكراسي زدن به آنچه نام و عنواني جز وحشي گري نميتوان براي آن در نظر گرفت .
به راستي اين انحطاط اخلاقي كه سردمداران سياسي جهان دچار آن هستند تا چه وقت بايد ادامه يابد مجامع بين المللي كه آلت دست هستند. سازمان ملل را كه حتي مسئولان خود آن , فاقد صلاحيت اعلام مي كنند و حتي خود مسئولان اين سازمان , به خاطر كوتاهي هايشان در برابر ديكتاتورهائي همچون بوش كوچك و در بسياري موارد ابزاري عمل كردن براي پيشبرد مقاصد ضدانساني همين ديكتاتورها , بايد محاكمه شوند. سران كشورهاي كوچك هم كه يا وابسته هستند يا ضعيف و يا تشنه قدرت و فاقد شهامت . پس راه گريز از اين انحطاط جهاني و خطرناك چيست
خوشبختانه عليرغم انحطاط اخلاقي رو به افزايش سردمداران قدرتهاي جهاني , ملت ها درحال بيدار شدن هستند. رشد بيداري در ميان ملت ها بسيار بالاست و اكنون ميزان تنفر از سران قدرتهاي سلطه گر بويژه رئيس جمهور آمريكا بيش از هر زمان ديگر بالا و هر روز رو به افزايش است . اين , بزرگترين امكان براي مقابله با زورگويان و ديكتاتورهاي جهاني است . براي متراكم ساختن اين انرژي هاي پراكنده اما فراوان , رسالت بزرگي برعهده صاحبان قلم و سخن و فرهيختگان در سرتاسر جهان است . قطعا اگر دولتهاي آزاد و غيروابسته براي ايجاد انسجام ميان ملت ها پيشگام شوند , از اين بيداري و تنفر ميتوان سيلي توفنده به راه انداخت و به عمر ننگين ديكتاتورهاي رنگين چهره و قدرتهاي فاسد استكباري يكجا پايان داد.