بسم الله الرحمن الرحيم
فقر , يكي از مهمترين دغدغه هاي دلسوزان ملت و نظام جمهوري
اسلامي است . بيشترين سفارش را در مورد محرومان از حضرت امام خميني
داريم كه همواره با مردم بود و تلاش براي حل مشكلات مردم و خدمت به
پابرهنه ها را به مسئولان نظام توصيه ميفرمود. راهي كه رهبري انقلاب بعد از
امام خميني پيمودند نيز همين راه بوده و هست و البته در طول 25 سال
گذشته تلاش زيادي نيز در اين زمينه صورت گرفته است . با اينحال آنچه
اكنون در جامعه ايراني مشاهده مي شود , بهيچوجه منطبق با آرمانهاي اعلام
شده انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي نيست . در جامعه ما هنوز
ميليونها نفر زير خط فقر وجود دارند , فاصله طبقاتي ميان فقير و غني زياد
است و بسياري از كارمندان , كارگران و كشاورزان براي تامين حداقل هاي
زندگي خود دچار مشكلات جدي هستند.
آنچه اخيرا در سخنان حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني در ديدار
رئيس كميسيون برنامه و بودجه مجلس شوراي اسلامي با ايشان در زمينه
رسيدگي به فقرا آمد , نشان از نگراني شديد مراجع عظام تقليد نسبت به
زندگي نامناسب كارمندان و ساير اقشار ضعيف جامعه دارد. ايشان در اين
ديدار با اظهار تاسف از وجود فقر در جامعه از جمله محروميتي كه دامنگير
كارمندان است تاكيد كردند مجلس شوراي اسلامي بايد براي مبارزه با فقر
تلاش كند.
قطعا توجه به جايگاه نظام حكومتي اسلامي , عامل مهمي در روي
آوردن مسئولان كشور به تلاش براي رفع محروميت از جامعه خواهد بود.
نظام حكومتي اسلامي كه مصداق آنرا اكنون در ايران با عنوان « جمهوري
اسلامي » ميشناسيم , اگر منهاي عدالت اجتماعي باشد , فلسفه وجودي خود
را از دست خواهد داد. عدالت اجتماعي , ستون فقرات اين نظام حكومتي
است و اگر مسئولان نظام جمهوري اسلامي براي تحقق عدالت اجتماعي
تلاش نكنند و يا به هر دليل موفق به تحقق آن نشوند , تضميني براي حفظ
هويت اسلامي و ديني اين نظام باقي نخواهد ماند.
ترديدي نيست كه نظام جمهوري اسلامي در مسير عدالت اجتماعي گام
برميدارد اما اين حركت بقدري كند است كه نميتواند همراهي عامه مردم با
خود را تضمين نمايد. كسي نميتواند اين واقعيت را انكار كند كه دسترسي
طبقات مرفه به امكانات عالي و محروميت طبقات ضعيف از امكانات
معمولي زندگي , فاصله اي ميان آنها پديد آورده است كه نه تنها با معيارهاي
عدالت اجتماعي سازگاري ندارد بلكه تحقق عدالت اجتماعي را بسيار دور
از دسترس مينماياند. كاخهاي سر به فلك كشيده شمال شهر تهران ,
ويلاهاي گران قيمت مناطق خوش آب و هواي كشور و امكانات سطح بالا و
تجملي ثروتمندان در يكطرف و خانه هاي خشت و گلي جنوب شهر تهران ,
حلبي آبادهاي كنار شهرهاي بزرگ و كوچك و حضور كارتن خواب ها حتي در
تهران كه مركز جمهوري اسلامي ايران است در طرف ديگر , نه تنها نشانه اي
از رفتن به سوي عدالت اجتماعي در خود ندارد بلكه زهرخند سرزنش باري
است كه براي همه مسئولان نظام جمهوري اسلامي قابل تامل و مايه
شرمندگي است .
ايران , امكانات بالقوه زيادي دارد كه اگر درست بكار گرفته شود و براي
توزيع عادلانه آنها برنامه ريزي شود و از اسراف ها , ولخرجي ها و
هرزه خرجي ها جلوگيري گردد , قطعا جامعه به سرعت به طرف استقرار
عدالت اجتماعي به پيش خواهد رفت . در جامعه اي كه ميليونها نفر زير خط
فقر قرار دارند و بسياري از خانواده ها قدرت ثبت نام فرزندان قبول شده در
كنكورشان را در دانشگاه ها ندارند و بيكاري و اعتياد ناشي از آن بيداد
مي كند , چگونه ميتوان پذيرفت بودجه بيت المال صرف سفرهاي
بي خاصيت , سمينارهاي تكراري , احزاب سياسي كار , باشگاه هاي ولخرج و
مهماني ها و سفره هاي رنگين شود
اخيرا به همه آنچه اشاره شد , مسابقه ديوانه وار باشگاه هاي ورزشي
براي استخدام مربي خارجي با حقوق هاي كلان و قراردادهائي كه خودشان
از گفتن ارقام نجومي آنها شرم دارند آغاز شده است . در كشوري كه نخبگان
المپيادي و نفرات اول و تك رقمي كنكورهاي آن به دليل عدم توجه كافي ,
جذب بيگانگان مي شوند , ريخت و پاش هاي شاهانه توسط باشگاه هاي
ورزشي آنهم گرايش دادن همه بودجه ها و امكانات به سوي يك ورزش
خاص و تخصيص بودجه ها و پاداش هاي بي حساب و كتاب به معدودي
ورزشكار چه توجيهي ميتواند داشته باشد عوارض گريز روزافزون
نوجوانان و جوانان از درس و روي آوردن به همين جاذبه هاي كاذب را در
آينده چگونه ميتوان تحمل و جبران كرد اين ولخرجي ها حتي در كشوري
كه هيچيك از افراد آن زير خط فقر قرار ندارند اقدام معقولي نيست چه رسد
به جامعه اي كه ميليونها نفر فقير و كپرنشين و كارتن خواب و معتاد و بيكار
دارد. صرف بودجه براي ورزش اگر با هدف عمومي كردن آن و ورزشكار
نمودن آحاد مردم باشد اقدامي معقول است و البته يكي از عوامل مقابله با
اعتياد و هرزگي و ولگردي خواهد بود ولي اگر اين بودجه هنگفت صرف
قهرمان پروري هاي كاذب شود و فقط عده اي تماشاچي حرفه اي كه خود از
ورزش بهره اي ندارند به بار بياورد , حاصلي جز سكته و زدو خورد و شيشه
شكستن و صندلي اتوبوسها را پاره كردن به هنگام شكست و بدمستي و
لااباليگري و سر از بي عاري و اعتياد در آوردن در موارد ديگر نخواهد داشت .
با چنين وضعيتي چگونه ميخواهيم به عدالت اجتماعي برسيم چگونه
ميخواهيم دانشمند و مخترع و مكتشف تربيت كنيم و توليد علم نمائيم
چگونه ميتوانيم در اداراتي كه زندگي كارمندانش را تامين نمي كنيم انتظار
داشته باشيم از رشوه و پارتي بازي خبري نباشد و چگونه ميتوان تعادل
روحي را در چنين جامعه اي حفظ كرد جامعه ما تشنه عدالت اجتماعي
است و عدالت اجتماعي تنها راه درمان اين بيماريهاست .
در ايران امروز كه از نعمت استقلال برخوردار است و به بركت انقلاب
اسلامي از زير يوغ استعمار و استبداد رسته است و مردم بر سرنوشت خود
حاكم هستند و قدرت انتخاب و تصميم گيري درباره همه چيز كشور خود را
دارند , اين دولتمردان هستند كه بايد با برنامه ريزي صحيح جهت توزيع
عادلانه ثروت و امكانات و مبارزه با تبعيض و فساد , گام هاي موثري براي
برقراري عدالت اجتماعي بردارند و از اين طريق , كارائي نظام حكومتي ديني
را به اثبات برسانند. اين , واقعيتي است كه پيروزي انقلاب اسلامي , معجزه
دفاع مقدس , مقابله موفق با توطئه هاي آمريكا و توفيقات چشمگير در
زمينه هاي مختلف , همگي نشانه هاي روشن تحقق آن هستند.

|