روزنامه جمهوري اسلامي 24/10/1383 صفحه عقيدتي

* مشخصات عالم آخرت
پرتوي از كلام معصومين (ع )
مشخصات عالم آخرت




مقدمه :
انسان نسبت به اموري كه تجربه اي درباره آنها ندارد و نه آنها را با شهود باطني و علم حضوري آگاهانه درك كرده و نه با حس دريافته است نمي تواند شناخت كاملي داشته باشد. با توجه به اين نكته نبايد انتظار داشته باشيم كه حقيقت عالم آخرت و جريانات آن را دقيقا بشناسيم و به كنه آنها پي ببريم , بلكه بايد تنها به اوصافي كه از راه عقل يا از راه وحي بدست مي آيد بسنده كنيم و خود را از بلند پروازيهاي گستاخانه بازداريم .
متاسفانه از يك سو , كساني كوشيده اند كه عالم آخرت را مثل عالم دنيا , معرفي كنند و تا آنجا پيش رفته اند كه پنداشته اند بهشت آخرت در يك يا چند كره آسماني و در همين دنياست و روزي , انسان در اثر پيشرفت علم و با استفاده از اختراعاتي كه مي كند به آنجا منتقل خواهد شد و در آنجا زندگي راحت و آسوده اي خواهد داشت !
و از سوي ديگر , كساني منكر وجود عيني آخرت شده و بهشت برين را همان ارزشهاي اخلاقي قلمداد كرده اند كه افراد وارسته و خدمتگزار جامعه , به آنها دل مي بندند و تفاوت دنيا و آخرت را همان فرق بين سود و ارزش انگاشته اند!
جا دارد كه از دسته اول بپرسيم : اگر بهشت اخروي دركره ديگري است و نسلهاي آينده به آنجا خواهند رفت پس زنده شدن انسانها در روز قيامت و روز جمع كه مورد تائيد قرآن مي باشد چه معني دارد ! و چگونه پاداش و كيفر همه رفتارهاي گذشتگان در آنجا داده خواهد شد!
و نيز جا دارد كه از دسته دوم بپرسيم : اگر بهشت , چيزي جز ارزشهاي اخلاقي نيست ـ و طبعا دوزخ هم چيزي جز ضد ارزشها نخواهد بود ـ پس اين همه اصرار قرآن بر اثبات و زنده شدن انسانها بعد از مرگ , براي چيست و آيا بهتر نبود كه انبياي الهي , همين معني را به صراحت بيان مي كردند تا آن همه مورد اعتراض و اتهام به جنون و افسانه گويي و مانند آنها واقع نشوند !
از اين ياوه سراييها كه بگذريم به اختلافات و مشاجرات متكلمان و فيلسوفان درباره معاد جسماني و روحاني و بحثهايي درباره اين كه آيا جهان مادي به كل نابود مي شود يا نه , و آيا بدن اخروي عين بدن دنيوي است يا مثل آن , و مانند آنها مي رسيم .
اين گونه تلاشهاي عقلي و فلسفي در راه كشف حقايق و نزديكترشدن به واقعيات , هر چند شايان تقدير و تحسين است و در سايه آنها نقاط ضعف و قوت انديشه ها آشكار مي گردد ولي نبايد توقع داشته باشيم كه با اين بحثها به كنه حيات اخروي برسيم و آن را چنان بشناسيم كه گويا يافته ايم .
راستي , مگر تاكنون حقايق همين عالم دنيا بطور كامل , شناخته شده است و آيا دانشمندان علوم تجربي مانند فيزيك دانان و شيمي دانان و زيست شناسان و... توانسته اند حقيقت ماده و انرژي و انواع نيروهاي مختلف را بشناسند و آيا مي توانند درباره آينده اين جهان , پيش بيني قطعي كنند و آيا مي دانند كه اگر مثلا نيروي جاذبه از جهان , گرفته شود يا حركت الكترونها متوقف شود چه خواهد شد و آيا چنين چيزهايي روي خواهد داد يا نه
و آيا فيلسوفان توانسته اند همه مسائل عقلي مربوط به همين جهان را به صورت يقيني , حل كنند و آيا مسائلي از قبيل حقايق اجسام و صور نوعيه و رابطه روح و بدن و... جاي تحقيق بيشتري ندارد
پس چگونه مي خواهيم به كمك اين دانشها و انديشه هاي محدود و ناقص خودمان پي به حقايق عالمي ببريم كه هيچ تجربه اي درباره آن نداريم ! البته نقص دانش بشر به اين معنا نيست كه هيچ چيزي را به هيچ وجهي نمي تواند بشناسد يا در راه بهتر شناختن هستي نبايد تلاش كند. بدون شك ما مي توانيم با نيروي عقل خداداد , بسياري از حقايق را بشناسيم و نيز مي توانيم به كمك حس و تجربه , بسياري از اسرار را كشف كنيم و البته بايد در راه افزودن دانش و بينش خودمان به تلاشهاي علمي و فلسفي بپردازيم ولي همچنين بايد مرز توانايي عقل و برد علوم تجربي را بشناسيم و از بلند پروازيهاي بي جا خودداري كنيم و بپذيريم كه : « و ما اوتيتم من العلم الا قليلا » . (1 )
باري , هم واقع بيني عالمانه , و هم فروتني حكيمانه , و هم احتياط ديني مسئولانه , اقتضا دارد كه از اظهارنظرهاي جزمي پيرامون حقايق قيامت و عالم غيب و دست زدن به تاويلات بي دليل , خودداري كنيم , مگر در حدي كه برهان عقلي و نص قرآني به ما اجازه بدهد. و به هر حال , براي هر شخص مومني كافي است كه به صحت آنچه از طرف خداي متعال نازل شده ايمان داشته باشد , هر چند نتواند مشخصات دقيق آنها را تعيين , و تفضيلات آنها را تبيين كند , مخصوصا اموري كه دست عقل و تجربه , از دامن حقيقت آنها كوتاه , و دانش ما نسبت به آنها نارساست .
اكنون ببينيم تا چه اندازه مي توانيم از راه عقل , به اوصاف و ويژگيهاي عالم آخرت و تفاوت آن با عالم دنيا پي ببريم .
ويژگيهاي عالم آخرت از ديدگاه عقل
از تامل در براهيني كه براي ضرورت معاد ذكر شد مي توان ويژگيهايي را براي جهان آخرت به دست آورد كه مهمترين آنها از اين قرار است :
1 ـ نخستين ويژگي عالم آخرت كه بخصوص از برهان اول به دست مي آيد اين است كه بايد ابدي و جاوداني باشد زيرا در آن برهان , بر امكان حيات ابدي و ميل فطري انسان به چنين حياتي تاكيد گرديد و تحقق آن , مقتضاي حكمت الهي دانسته شد.
2 ـ ويژگي ديگري كه از هر دو برهان به دست مي آيد و در ذيل برهان اول , اشاره شده اين است كه بايد نظام عالم آخرت به گونه اي باشد كه نعمت و رحمت خالص و بدون شائبه رنج و زحمت در آن تحقق يابد تا كساني كه به اوج كمال انساني رسيده اند و هيچ گونه آلودگي به گناه و انحرافي پيدا نكرده اند از چنين سعادتي برخوردار شوند , بر خلاف دنيا كه چنين سعادت مطلقي را ممكن نمي سازد بلكه سعادتهاي دنيا , نسبي و منسوب به سختيها و رنجهاست .
3 ـ ويژگي سوم اين است كه بايد جهان آخرت , دست كم داراي دو بخش مجزا براي رحمت و عذاب باشد تا نيكوكاران و تبهكاران از يكديگر تفكيك شوند و هر كدام به نتيجه اعمال خودشان برسند و اين دو بخش , همان است كه در لسان شرع به نام بهشت و دوزخ ناميده مي شود.
4 ـ ويژگي چهارم كه بخصوص از برهان عدالت به دست مي آيد اين است كه جهان آخرت بايد از چنان وسعتي برخوردار باشد كه گنجايش پاداش و كيفر همه انسانها را با هر گونه عمل نيك و بدي داشته باشد و مثلا اگر كسي ميليونها انسان را بناحق به قتل رسانيده است امكان كيفر او در آن جهان باشد و متقابلا اگر كسي وسيله حيات ميليونها نفر را فراهم كرده است پاداش در خوري براي وي ممكن باشد.
5 ـ ويژگي بسيار مهم ديگري كه از همين برهان عدالت به دست مي آيد و در ذيل تقرير آن , اشاره شد اين است كه بايد جهان آخرت « دار جزا » باشد نه « دار تكليف » .
توضيح آن كه : زندگي دنيا به گونه اي است كه انسان , ميلها و رغبتهاي متضاد و متزاحم , پيدا مي كند و همواره بر سر دو راهيهايي واقع مي شود كه ناچار است يكي از آنها را انتخاب كند. و همين امر , زمينه تكليف را فراهم مي سازد , تكليفي كه تا آخرين لحظات عمرش ادامه مي يابد و حكمت و عدالت الهي اقتضا دارد كه عمل كنندگان به تكاليف , به پاداش شايسته , و سرپيچي كنندگان به كيفر درخوري برسند. اكنون اگر فرض كنيم كه همين زمينه هاي تكليف مجال گزينش راه , در عالم آخرت هم فراهم باشد مقتضاي رحمت وجود و فياضيت الهي آن است كه مانع انجام تكليف و انتخاب راه نشود. و بدين ترتيب , عالم ديگري براي پاداش و كيفر لازم مي شود و در حقيقت عالمي كه آن را « آخرت » فرض كرده بوديم « دنياي » ديگري به حساب مي آيد و عالم آخرت حقيقي , همان عالم آخرين و نهائي خواهد بود كه ديگر جاي تكليف و آزمايش و زمينه آن ـ يعني تضاد و تزاحم خواسته ها ـ نباشد .
و از همين جا يكي از مهمترين فرقها بين عالم دنيا و عالم آخرت , روشن مي شود. يعني عالم دنيا عالمي است كه زمينه انتخاب و گزينش و آزمايش دارد , و عالم آخرت عالمي است كه تنها سراي تحقق پاداشها و كيفرها و نتايج ابدي اعمال نيك و بدي است كه در دنيا انجام گرفته است , « و ان اليوم عمل و لا حساب و غدا حساب و لا عمل » . (2 )
پرسش
1 ـ چرا ما نمي توانيم شناخت دقيق و كاملي از عالم آخرت داشته باشيم
2 ـ دو نمونه از كژانديشي درباره آخرت را بيان و نقادي كنيد.
3 ـ از چه راهي مي توانيم به ويژگيهاي عالم آخرت , پي ببريم
4 ـ ويژگيهاي عالم آخرت را از ديدگاه عقل , شرح دهيد . (منبع : آموزش عقايد , اثر آيت الله مصباح يزدي )

پاورقي :
1 ـ اسرا , 85
2 ـ ر . ك : نهج البلاغه , خطبه 42
بايد نظام عالم آخرت به گونه اي باشد كه نعمت و رحمت خالص و بدون شائبه رنج و زحمت در آن تحقق يابد تا كساني كه به اوج كمال انساني رسيده اند و هيچ گونه آلودگي به گناه و انحرافي پيدا نكرده اند از چنين سعادتي برخوردار شوند , برخلاف دنيا كه چنين سعادت مطلقي را ممكن نمي سازد
زندگي دنيا به گونه اي است كه انسان , ميلها و رغبتهاي متضاد و متزاحم پيدا مي كند و همواره بر سر دو راهي هايي واقع مي شود كه ناچار است يكي از آنها را انتخاب كند و همين امر زمينه « تكليف » را فراهم مي سازد , تكليفي كه تا آخرين لحظات عمرش ادامه مي يابد و حكمت و عدالت الهي اقتضا دارد كه عمل كنندگان به تكاليف , به پاداش شايسته , و سرپيچي كنندگان به كيفر برسند
عالم دنيا عالمي است كه زمينه انتخاب و گزينش و آزمايش دارد , و عالم آخرت عالمي است كه تنها سراي تحقق پاداشها و كيفرها و نتايج ابدي اعمال نيك و بدي است كه در دنيا انجام گرفته است

پرتوي از كلام معصومين (ع )


خيانت
يطبع المومن علي كل خصله , ولايطبع علي الكذب , ولا علي الخيانه .
مومن بهر خصلتي خو كند و بر دروغ و خيانت خو نكند.
پيامبراكرم (ص )
من انتمن خائنا علي امانه لم يكن له علي الله ضمان .
هركه به خائن چيزي سپارد بر خدا ضمانتي ندارد.
امام جعفرصادق (ع )
المومن لايخلق علي الكذب ولاعلي الخيانه . و خصلتان لايجتمعان في المنافق :
سمت حسن , وفقه في سنه .
مومن به دروغ گوئي و خيانت آفريده نشده , .و دو خصلت است كه در منافق جمع نشوند :
1 ـ سيماي خوب
2 ـ فهم سنت اسلام .
امام جعفرصادق (ع )
خير
الخير الذي لاشرفيه , الشكر مع النعمه , و الصبر علي النازله .
خيري كه شر ندارد , شكر با نعمت است و صبر بر ناگوار.
الخير كله صيانه الانسان نفسه .
همه خير اينست كه انسان خود نگهدار باشد.
امام زين العابدين (ع )
افعل الخير الي كل من طلبه منك , فان كان اهله فقد اصبت موضعه و ان لم يكن باهل كنت انت اهله . و ان شتمك رجل عن يمينك ثم تحول الي يسارك و اعتذر اليك فاقبل غذره .
هر كه از تو خير خواست براي او عمل كن , اگر اهل آنست بجا عمل كردي و اگر هم كه او اهل آن نيست تو خود اهل آني . و اگر مردي از طرف راستت بتو دشنام داد و سپس بسوي چپت گرديد و عذر از تو خواست عذرش را بپذير.
امام زين العابدين (ع )
دشنام گوئي
ان الله يبغض الفاحش المتفحش .
خداوند , دشنام گوي بي آبرو را دشمن دارد.
امام محمدباقر(ع )
ذكرالله
سيدالاعمال ثلاث خصال :
انصافك الناس من نفسك . و مساواه الاخ في الله . و ذكرالله علي كل حال .
بهترين كردار سه اند :
1 ـ از طرف خود بمردم حق بدهي .
2 ـ براي خدا با برادرت برابر شوي .
3 ـ و خدا را در هرحال بياد داري .
پيامبراكرم (ص )
ذكرالله افضل من الصدقه .
ذكر خداوند از صدقه بهتر است .
پيامبراكرم (ص )
و من اكثر ذكرالله آجره الله .
و هر كه بسيار ياد خدا كند خدايش جزا دهد.
پيامبراكرم (ص )