
در ميان هياهوي تحولات سياسي منطقه خاورميانه كه پيچيدگي هاي
خاص خود را دارد گرفتن ماهي از آب گل آلود بدون هيچ سر و صدايي مشكل
نيست . در حاليكه در كشور عراق هر روز مردم اين كشور بر اثر عمليات
نظامي اشغالگران جان خود را از دست مي دهند و در فلسطين پس از عرفات ,
آمريكائيها به دنبال رهبري مطيع مي گردند و سوريه و لبنان از هر سو تحت
فشارهاي آمريكا قرار دارند و ايران هنوز با زورگوئيهاي جهان غرب در زمينه
مسائل هسته اي دست به گريبان است , دولت مصر با چراغ خاموش به دنبال
تحكيم روابط اقتصادي خود با رژيم صهيونيستي اسرائيل است .
در هفته هاي گذشته دولت حسني مبارك قراردادي را با رژيم
صهيونيستي منعقد كرد كه اين قرارداد اقتصادي باعث تقويت پايه هاي
متزلزل شده اقتصاد اسرائيل بر اثر انتفاضه ملت فلسطين , خواهد شد . (1 )
براساس اين توافق , سه منطقه آزاد در مصر براي توليد كالاهاي مشترك
دو طرف ايجاد مي شود و كالاهاي توليد شده بدون عوارض گمركي به آمريكا
صادر خواهد شد. روشن است كه هدف از اين كار , وارد كردن رژيم
صهيونيستي به ساختار اقتصادي خاورميانه است و دخالت آمريكا در اين
توافق نيز شركت دادن اين رژيم در طرحهايي است كه واشنگتن براي اين
منطقه تدارك ديده است . اجراي طرحهايي از اين دست بيشتر با هدف عادي
سازي كشورهاي منطقه بكار گيرد. در چارچوب اين هدف , آمريكا با طراحي
پروژه اي تحت عنوان « كوييز » به دنبال آن است تا اين كشورها را وارد
همكاري اقتصادي مستقيم با اسرائيل نمايد.
تعريف كوييز(2 )
(مناطق qualifying industrial zones , علامت اختصاصي Qiz كوييز
صنعتي كيفي ) مي باشد . در سال 1375 كنگره آمريكا قانون تاسيس كوييز را
به عنوان ابزاري جهت حمايت از روند صلح خاورميانه , تصويب كرد. به
موجب اين قانون , آمريكا توافقنامه هايي را تحت عنوان كوييز با كشورهاي
منطقه خاورميانه , به ويژه اردن , مصر و حكومت خودگردان فلسطيني كه
تمايل به همكاري اقتصادي با اسرائيل دارند , امضا مي رساند. هدف از اين
توافقنامه ها , ايجاد مناطق صنعتي كيفي مشترك , ميان اسرائيل با هر يك از
كشورهاي ديگر در منطقه مي باشد. كشوري كه توافقنامه مذكور را با اسرائيل
امضا مي كند , ملزم به قبول همكاري با اسرائيل در امر توليد كالاهاي صنعتي
مشترك و همچنين پذيرش سهمي از عوامل توليد اسرائيل اعم از نيروي
انساني يا تجهيزات و يا مواد اوليه و استفاده از آنها در توليد كالا در منطقه
كوييز , مي باشد. بنابراين پايه اصلي توافق كوييز آن است كه درصدي از
عوامل توليد بكار گرفته شده در ساخت يك كالا به اسرائيل اختصاص يابد.
تعيين اين درصد نيز به توافق طرفين بستگي دارد. با پذيرش چنين شرطي
است كه كشورهاي عربي قادر خواهند بود كالاهاي توليد شده براساس
توافقنامه كوييز را بدون پرداخت عوارض گمركي و ماليات , به طور آزاد وارد
بازار آمريكا كنند. براي اجرايي كردن طرح ابتدا يك يا چند منطقه محوري
در قلمرو كشوري كه طرف اين توافقنامه با اسرائيل مي باشد , در نظر گرفته
مي شود و تصويب اين منطقه نيز بايد از سوي آمريكا مورد تاييد قرار گيرد.
در پيش نويس توافقنامه كوييز , هدف اصلي اين طرح , توسعه صلح ميان
اسرائيل با كشورهاي منطقه خاورميانه و تحرك بخشيدن به اقتصاد
كشورهاي عربي , تعريف شده است .
كالاهايي كه براساس توافقنامه كوييز توليد مي شود يا بايد به طور كامل
محصول توليد شده در منطقه كوييز باشد و يا 35 درصد از اجزاي آن , در
داخل همين منطقه ساخته شده باشد. در چنين شرايطي , كالاي ساخته شده
بايد با نام جديد و علامت بازرگاني جديد به بازار عرضه شود. به علاوه
حداقل 8 درصد از اجزاي كالاي ساخته شده مورد نظر نيز بايد سهم عوامل
توليد اسرائيل باشد. كالاي توليد شده براساس شروط مذكور , حق ورود به
بازار آمريكا بدون پرداخت عوارض گمركي را خواهد داشت . البته كالاهايي
مي توانند از حق معافيت گمركي به آمريكا استفاده كنند كه داراي معيارها و
توصيفات مندرج در قانون دهم مهر ماه 1375 كنگره آمريكا
باشند.
اولين توافقنامه كوييز
اولين توافقنامه كوييز ميان اردن و اسرائيل امضا شد. اين توافقنامه در
سال 1376 به اجرا درآمد و اولين منطقه صنعتي كيفي (كوييز) در اردن شكل
گرفت . براساس اين توافقنامه , اردن و اسرائيل تصميم گرفتند تا در
چهارچوب منافع اقتصادي مشترك روابط خود را توسعه دهند. كوييز اردن
و اسرائيل در شهر صنعتي الحسن در اردن در منطقه اربد واقع شده است . در
درون اين شهر صنعتي كارخانه هاي مدرني ساخته شده كه در مالكيت يك
گروه سرمايه گذار اردني تحت عنوان « گروه سرمايه گذاري قرن » قرار دارند.
تعداد مناطق كوييز موجود در اردن 5 منطقه مي باشد كه دو كوييز دولتي
و 3 كوييز ديگر نيز متعلق به بخش خصوصي است . اردن به تازگي با طرف
آمريكايي ـ اسرائيلي خود در خصوص ايجاد 4 كوييز جديد ديگر به توافق
رسيده است .
بيشتر محصولات توليدي در منطقه كوييز اردن , منسوجات و پوشاك
مي باشد. از زمان عادي سازي روابط اسرائيل و اردن , تعداد زيادي از
شركتهاي پوشاك اسرائيلي عمليات دوخت و دوز را به اردن منتقل كرده اند
تا از اين طريق بتوانند از مزيت كاهش قيمت توليد (به دليل نيروي كار
ارزان ) برخوردار شوند . ميانگين نرخ دستمزد در اسرائيل 8 دلار در ساعت
مي باشد . اين در حالي است كه اين رقم در اردن يك دلار در ساعت است . (3 )
كشورهاي اروپايي به منظور مشاركت و ايفاي نقش در روند صلح
خاورميانه , تمايل خود را به امضاي توافقنامه كوييز با اردن و اسرائيل ,
مشابه آنچه كه اين دو طرف با آمريكا امضا نموده اند , ابراز
كرده اند.
توافقنامه كوييز ميان مصر و اسرائيل
تجربه كوييز اردن موجب شده تا واشنگتن روياي ايجاد چنين طرحي را
در سطحي وسيع تر در منطقه خاورميانه دنبال كرده و از اين طريق منطقه آزاد
تجاري خاورميانه را پايه گذاري نمايد. وجود معاهده صلح خفت بار كمپ
ديويد ميان اسرائيل و مصر و ديگر زمينه هاي سياسي در روابط اين دو رژيم
كه اخيرا همزمان با تحولات سياسي ميان دولت خودگردان فلسطين و رژيم
صهيونيستي به عنوان ميانجيگر بيشتر نيز شده , موجب گرديده تا آمريكا
طرح ايجاد منطقه صنعتي كيفي را ميان مصر با اسرائيل به طور جدي مورد
پيگيري قرار دهد. وضعيت اقتصادي مصر و فشارهايي كه از سوي آمريكا بر
اين كشور مبني بر عادي سازي كامل روابط با اسرائيل وارد مي شود , در
مجموع موجب شده تا مقامات مصري ضرورت امضاي چنين توافقنامه اي
را احساس كنند. گرچه مصري ها در روابط اقتصادي خود با آمريكا همواره
را با اين كشور به امضا " FTA " كوشيده اند تا موافقتنامه منطقه تجارت آزاد
برسانند اما واشنگتن در پاسخ به اين درخواست ها , امضاي توافقنامه با
اسرائيل براي ايجاد منطقه صنعتي كيفي موسوم به كوييز را اساس هر نوع
مذاكره براي امضاي موافقتنامه تجارت آزاد با مصر اعلام نموده است . در
همين رابطه « عادل العزبي » معاون بخش سرمايه گذاري در اتحاديه اتاق
بازرگاني مصر , توافقنامه كوييز را به عنوان گام اوليه براي امضاي توافقنامه
تجارت آزاد با آمريكا مي داند و فشارهاي واشنگتن بر مصر براي عملي
ساختن و اجراي اين توافقنامه با طرف اسرائيلي را مورد اشاره قرار مي دهد.
(4 )
ايهود اولمرت وزير صنايع و بازرگاني اسرائيل در زمينه سهم توافق
شده اسرائيل در توافقنامه اين كشور با مصر گفت كه ما بر سهم 11,7
درصدي براي اسرائيل در اين پروژه به توافق رسيديم . (5 ) هر چند منابع
مصري مي گويند در مورد سهم اسرائيل در اين پروژه هنوز به توافق قطعي
نرسيده ايم .
انتشار چنين اخباري از سوي منابع اسرائيلي و آمريكايي در حالي
صورت گرفته است كه روزنامه هاي دولتي مصر هيچ گونه اخباري را در اين
ارتباط منتشر نكرده اند. تنها برخي روزنامه هاي مصري ارگان احزاب
معارض مانند « وفد » , « احرار » و « نهضت » با انتشار وسيع اخبار مربوط به
مذاكرات كوييز ميان مصر و اسرائيل , حكومت را متهم به پنهان كاري در اين
زمينه نمودند . (6 )
دكتر ايمن نور نماينده مجلس الشعب مصر در اين مورد تاكيد مي كند كه
آمريكا با وادار كردن مصر به امضاي توافقنامه با اسرائيل قصد دارد اين رژيم
را به تدريج در مناسبات تجاري و همكاريهاي اقتصادي خاورميانه وارد
كند . (7 )
به گفته اين نماينده مجلس الشعب , مردم مصر و ديگر كشورهاي عربي و
اسلامي مخالف امضاي اين توافقنامه هستند.
توافقنامه اخيرا در مجلس مصر به محور اصلي مذاكرات نمايندگان اين
كشور تبديل شد , بدون اينكه در جدول كاري مجلس از قبل گنجانده شده
باشد. برخي نمايندگان به اينكه از قبل به آنان در خصوص امضاي اين
توافقنامه اطلاع داده نشده بود , به شدت اعتراض كردند و آن را مغاير با بند
151 قانون اساسي مصر دانستند . (8 )
« كميته عالي دفاع از وطن » اردن نيز با صدور بيانيه اي تلاش تعدادي از
كشورهاي عربي از جمله مصر را براي گسترش روابط خود با رژيم
صهيونيستي بشدت محكوم كرد و اعلام نمود : هدف از اين تلاشها تنها
خشنود كردن آمريكا در جهت جلب حمايت از اين نوع رژيمها در برابر
ملتهاي خود مي باشد . (9 )
اهداف كوييز
توافق نامه كوييز در ظاهر جنبه اقتصادي دارد اما ماهيت سياسي آن را
نمي توان ناديده گرفت . هدف از امضاي توافقنامه ميان اسرائيل و كشورهاي
عربي منطقه وارد كردن رژيم صهيونيستي به ساختار اقتصادي خاورميانه
است و دخالت آمريكا در اين توافق ها نيز شركت دادن اين رژيم در
طرحهايي است كه واشنگتن براي اين منطقه تدارك ديده است . طراحان اين
توافقها و طرحها مي خواهند با تكميل پيمان كمپ ديويد , تحريم اقتصادي
كشورهاي عرب عليه رژيم صهيونيستي را متزلزل و اين رژيم را به عنوان
يك نيروي منطقه اي داراي قدرت اقتصادي وارد تار و پود خاورميانه كنند.
هدف ظاهري از اجراي اين طرحها حمايت از اقتصاد كشورهاي منطقه و
همچنين ايجاد فرصتهاي شغلي در اين كشورها عنوان مي شود اما بايد
دانست از اين راه اسراييل از انزواي اقتصادي در خاورميانه بيرون آمده و
مناسبات اين رژيم با همسايگانش بهبود مي يابد و نوعي مشروعيت به رژيم
صهيونيستي داده مي شود.
آمريكا با تهاجم سياسي گسترده به خاورميانه و با ارائه طرحي تحت
عنوان « خاورميانه بزرگ » مي كوشد طرحهاي اقتصادي خود را در راستاي
منافع صهيونيستها به اجرا گذارد. اين خود مقدمه اي براي آماده سازي
جهان عرب است تا حضور رژيم صهيونيستي را در اين منطقه پذيرا شوند.
واشنگتن با تهديد رژيم هاي عرب به براندازي به بهانه برقراري دمكراسي در
صدد تحقق اهداف سياسي و اقتصادي خود و رژيم صهيونيستي است .
1 ـ واحد مركزي خبر ـ 1383,10,1
2 ـ ديدگاهها و تحليلها ـ ماهنامه دفتر مطالعات سياسي و بين المللي ـ
شماره 185 ـ آبانماه 1383
3 ـ همان منبع به نقل از گزارش مركز تجارت بين المللي آمريكا
4 ـ روزنامه الشرق الاوسط ـ شماره 9360 ـ تير ماه 1383
ـ 4 ,10 ,1383 Globes 5 ـ پايگاه اينترنتي
6 ـ روزنامه « نهضت » مصر ـ شماره 142 ـ1383,7,2
7 ـ واحد مركزي خبر ـ 83,10,1
8 ـ واحد مركزي خبر به نقل از روزنامه الشرق الاوسط ـ 1383,10,1
9 ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي ـ 83,9,27
هدف از ايجاد شهركهاي صنعتي اسرائيلي در خاك اردن يا
مصر و توليد محصولات آن كه قرار است بدون عوارض گمركي
به بازارهاي آمريكا راه يابد , وارد كردن مرحله به مرحله رژيم
صهيونيستي در مناسبات تجاري و همكاريهاي اقتصادي
خاورميانه است
انعقاد پيمان همكاريهاي اقتصادي با رژيم صهيونيستي , به
نمايندگان مجلس مصر اطلاع داده نشده و اين امر خشم آنان
را برانگيخته است
دولت آمريكا امضاي توافقنامه با اسرائيل براي ايجاد شهرك
صنعتي مشترك موسوم به « كوييز » را اساس هر نوع مذاكره
براي امضاي موافقتنامه تجارت آزاد با مصر اعلام نموده است

|
چرا آمريكا البرادعي را نمي پسندد
|
وين ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي : تلاش هاي پشت پرده براي
بركناري يا ابقاي « محمد البرادعي » مديركل آژانس بين المللي انرژي اتمي در
وين پايتخت اتريش و برخي پايتخت هاي ديگر غربي ابعاد گسترده اي به خود
گرفته است .
ديپلمات ها در مقر اروپايي سازمان ملل در وين مي گويند , هواداران
البرادعي از يك سوي و آمريكا از سوي ديگر براي انتخاب يا جلوگيري از
انتخاب دوباره البرادعي به سمت مدير كلي آژانس تلاش وسيعي را آغاز
كرده و به گفت وگو و رايزني با اعضاي شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي
اتمي براي جلب آراي دلخواه خود پرداخته اند.
يك ديپلمات غربي فعال در آژانس بين المللي انرژي اتمي در اين باره
گفت : البرادعي به رغم آنكه تنها نامزد دور بعدي رياست بر آژانس است , اما
با چالش و فشارهاي روز افزون آمريكا براي صرف نظر از اين پست مواجه
است .
نقش تاثيرگذار آمريكا بر اين موسسه بين المللي به ويژه آنكه واشنگتن
بخش اعظم بودجه آن را تامين مي كند , از مهم ترين حربه هاي آمريكا براي
جلوگيري از ادامه كار البرادعي در اين سمت است .
اختلاف بين آمريكا و البرادعي ديپلمات كهنه كار مصري و استاد سابق
رشته حقوق سياسي از حدود سه سال پيش يعني زماني كه واشنگتن از وي
خواست وجود سلاح كشتار جمعي را در عراق تاييد كند و وي از اين
خواسته سر باز زد , آغاز و با اختلاف نظر بر سر ارجاع پرونده فعاليت هاي
هسته اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل تشديد شد.
« جان بولتون » معاون وزير امور خارجه آمريكا چندي قبل اعلام كرد :
« محمد البرادعي در برابر كشورهايي چون جمهوري اسلامي ايران , كره
شمالي و برخي ديگر كه در صدد توليد سلاح اتمي هستند , واكنش قاطع و
تاثيرگذاري نداشته است » .
روزنامه « واشنگتن تايمز » نيز چندي قبل با اشاره به مخالفت آمريكا با
انتخاب مجدد البرادعي نوشت : آمريكا هم با اين استدلال كـه پست هاي
بين المللي نبايد بيش از دو دوره در اختيار يك شخص باشد و هم به اين دليل
كه البرادعي در برابر عراق دوره « صدام حسين » و ايران با نرمي و مماشات
برخورد كرده و بر عكس در برابر اسرائيل بسيار خشن عمل كرده , با انتخاب
مجدد وي مخالف است .
آگاهان سياسي معتقدند , دلخوري و كينه آمريكا از مديركل ريشه دار
است و به همين دليل كاخ سفيد دنبال جايگزيني است كه بتواند در برابر
آنچه كه « بلندپروازي هاي ايران » ارزيابي شده است , شدت عمل نشان داده و
با لحني تند نه تنها پرونده ايران را عادي نسازد , بلكه آن را در مسير ارجاع به
شوراي امنيت به حركت در آورد.
مديركل آژانس بين المللي انرژي اتمي بارها اعلام كرده است كه « علايم
مشخصي دال بر غير صلح آميز بودن فعاليت هاي هسته اي ايران پيدا نشده
است , هر چند كه امكانات بالقوه و نه بالفعل در اين زمينه وجود دارد » .
اظهارنظر جديد البرادعي نيزكه ابراز اميدواري كرده است , پرونده
هسته اي ايران تا پايان سال جاري ميلادي به طور كامل از دستور كار آژانس
خارج شده و شكلي عادي به خود بگيرد , از ديگر موارد خشم آمريكا از اين
ديپلمات مصري است .
زيرا آمريكا به رغم پيشرفت در مذاكرات ايران و اتحاديه اروپا بر سر اين
موضوع , همچنان ايده ارجاع اين پرونده به شوراي امنيت و پيچيده ترسازي
آن را دنبال مي كند.
بر خلاف باورها و استراتژي آمريكا , بسياري از كشورهاي عضو شوراي
حكام , عملكرد البرادعي را در هشت سال رياست بر آژانس بين المللي انرژي
اتمي منصفانه و در جهت تقويت صلح و امنيت جهاني و نه هيزم ريختن بر
آتش جنگ دانسته و از آن دفاع مي كنند.
به اعتقاد صاحبنظران همين باور عمومي موجب شده است تاآمريكا به
فشارهاي پشت پرده و تهديد و تطميع كشورها براي صرف نظر كردن آنان از
حمايت از مرد مصري بپردازد.
موضوع مديركلي مجدد البرادعي در اجلاس اسفند ماه آتي شوراي
حكام در وين رسما مطرح و تصميم گيري نهايي در مورد آن نيز در اجلاس
شهريور ماه آتي انجام خواهد گرفت و چنانچه وي بتواند آراي 24 كشور از
35 كشور عضو شوراي حكام را كسب كند , بر كرسي رياست آژانس همچنان
جلوس خواهد كرد و در غير اين صورت بايد با آژانس وداع و وين را ترك
كند.
آمريكا قبل از اين تلاش كرد : « الكساندر داونر » وزير امورخارجه
استراليا را تشويق به نامزدي مديركلي آژانس بين المللي انرژي اتمي و
جايگزين البرادعي كند , اما وي از پذيرش اين پيشنهاد خودداري كرد و غير
از وي شخصيت مطرح بين المللي ديگري نيز حاضر به پذيرش اين سمت
نشده و عملا بحران جانشيني را رودرروي آمريكا قرار داده است .
بـه رغم اين وضعيت , محافل سياسي و مطبوعاتي با مشاهده مجموعه
شواهد بر اين عقيده متفق القولند كه آمريكا به دليل خشم از البرادعي به
تلاش ها براي بركناري وي ادامه خواهد داد. اما شنود مكالمات تلفني اين
ديپلمات مصري با مقام هاي ايراني كه اولين بار توسط روزنامه « واشنگتن
پست » افشا شـد و پيدا نشدن اسناد مهمي براي بركناري البرادعي , موجب
تقويت موضع مديركل آژانس شده است .
خبرگزاري رويترز چندي قبل نوشت : « زماني كه موضوع جاسوسي
آمريكا از دفتر البرادعي فاش شد , تلاش هاي اين كشور براي بركناري مديركل
آژانس , جاذبه و طرفداران خود را از دست داد » .
از اين روي ديپلمات ها معتقدند اين شيوه نامتعارف آمريكا باعث
مي شود كه آمريكا براي به دست آوردن راي مثبت 12 عضو شوراي حكام
جهت بركناري البرادعي با مشكل جدي روبه رو و مجبور به استفاده افزون تر
از ديپماسي تهديد و تطميع و پرداخت هزينه افزون تر در اين زمينه خواهد
بود. شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي بايد در اجلاس شهريور ماه
سال آتي خود يا به طور اجماع و در غير اين صورت با آراي دو سوم اعضا
مدير كلي البرادعي را تصويب و در صورت رد آن , فرد ديگري را جايگزين
وي كند. تا آن زمان تلاش موافقان و مخالفان البرادعي ادامه خواهد يافت و
ابعـاد گسترده تري نيز خواهد يافت .

|
|