روزنامه جمهوري اسلامي 24/10/1383 صفحه مقالات

* نامه خوانندگان
* چرا امام زمان (ع ) را اباصالح مي خوانيم
موعود عشق
نقد خبر
نامه خوانندگان




سالهاست كه در خيمه تنهايي ام نشسته ام و در آرزوي ديدارت مي سوزم . در دلم , چيزي جز اندوه , ناله و فرياد نيست . غم هاي عالم همه در دلم سنگيني مي كند.
مولاي من ! از پس پرده غيبت برون آي و با شمشير عدالت , ظلم ها و نابرابريها را محو ساز. آنگاه كه بيايي پيشاني ام را با خاك پيوند مي زنم و در دشت روياهاي سبز به پرواز در مي آيم . آمدنت آنقدر برايم مقدس است كه جز با لحظه شكفتن اولين گل سرخ بهاري نمي توانم تصورش رابكنم .
اي همه خوبي ها! اي كه يادت دلم را بهاري مي كند , ديدار با تو چه دلنواز خواهد بود , در شبي رويايي يا در روزي آفتابي . صداي قدمهايت مي آيد اما از كدامين كوي شايد از كوچه دل ها و شايد هم از جاده گل هاي نرگس .
موعود جان ها! ظهور كن تا فرشته ها زير قدمهاي مهربانت بال بگستراند.
مهدي جان ! كاش مي آمدي تا بفهمم عشق , درد است يا گناه سحر در حسرت چشمانت بر مي خيزم و محنت ناگزيرم را در پيمانه هستي ام سرازير مي كنم . مي دانم كه صفاي عشق و هستي را در چشمان تو خواهم ديد. اگر روزي از اين ويرانه بگذري .
بيژن غفاري ساروي

چرا امام زمان (ع ) را اباصالح مي خوانيم




يكي از مطالبي كه كم و بيش مورد سوال واقع مي شود اين است كه چرا ما حضرت بقيه الله , امام زمان (ع ) را در مقام دعا و ندبه با كنيه « اباصالح » مي خوانيم . آيا ايشان فرزندي به نام صالح دارند كه او را اباصالح مي خوانيم و يا علت و سبب ديگري دارد
كلمه « اب » در لغت عرب به معناي پدر آمده است . بدين جهت برخي از مردم تصور مي كنند كه عبارت « اباصالح » در حالت تركيبي بايد به معناي پدر صالح باشد تا معني و مفهوم جمله , صحيح گردد.
براي رفع اين شبهه برخي از مومنين هم در مقام جواب برآمده و چنين اظهار داشته اند كه : چون امام زمان (ع ) با تشكيل زندگي خانوادگي , فرزندي به نام « صالح » دارند , بدين جهت او را با كنيه (1 ) اباصالح مي خوانيم . لكن به نظر مي رسد كه اينگونه جوابها از حقيقت حال و واقعيت آنچه هست پرده برنمي دارد , چون راهي براي درك چگونگي زندگاني امام زمان (ع ) و پي بردن به اين موضوع كه آيا آن حضرت به طور يقين فرزندي به نام صالح و غيره دارند يا نه , وجود ندارد; زيرا آنچه كه از منابع معتبر به دست آمده اين است كه كيفيت زندگاني و همچنين مسكن و ماواي آن حضرت , همانند خودشان , براي ما مستور و پنهان است و بر همين اساس مي گوييم كه جواب ياد شده توجيه مطلوب و دلپسندي به نظر نمي آيد.
بايد گفت القاب , صفات و كنيه هايي كه براي پيامبر اسلام و اهل بيت آن حضرت در روايات و دعاها به كار رفته است هر كدام معني و مورد خاصي دارند , مثلا كلمه « امين » كه يكي از القاب معروف پيامبر اسلام (ص ) است به طور يقين به خاطر كمال امانتداري و امين اسرار و اموال مردم بودن به آن حضرت گفته شده است . هدف از به كار بردن كنيه « اب » و « ام » براي افراد , اثبات پدر يا مادر بودن آن اشخاص است نسبت به مضاف اليه شان , مانند ابوالحسن (پدر حسن ) , ابو جعفر (پدر جعفر) , ام داوود (مادر داوود) , لكن از نظر لغت عرب اين طور نيست كه كلمات ياد شده (اب و ام ) هميشه به معناي پدر و مادر باشد , بلكه گاهي به معناي صاحب و مالك و كنه و اساس شي مي باشد مانند : ابوالفضل , ابوتراب , ام القري , ام الفساد و امثال آن كه به طور يقين هيچ كدام آنها در معناي پدر و مادر به كار نرفته است . چون حضرت ابوالفضل (ع ) پسري به نام « فضل » نداشته است كه ابوالفضل ـ در اين مورد ـ به معناي پدر فضل باشد. علي (ع ) نيز فرزندي به نام « تراب » نداشته است كه آن حضرت پدر تراب باشد و همچنين است كلمه ام القري كه كنيه معروف شهر مكه است , چرا كه شهر مكه فرزندي نداشته است كه مادر آن باشد.
پس با توجه به مطالب گذشته معلوم مي گردد كه در برخي از موارد كلمات ياد شده (اب و ام ) معناي ديگري دارند كه غفلت بعضي از مردم از آنها سبب شده كه سوال و جوابهاي بي شماري را به دنبال داشته باشد. مثلا كلمه « ام » , علاوه بر معناي ظاهري مادر , در معناي كةنه و اساس شي هم استعمال شده است مانند : ام القري و ام الفساد كه به طور يقين جمله نخست (ام القري ) به معناي اساس و مركز شهرها و سرزمين ها و جمله دوم (ام الفساد) هم به معناي ريشه و اساس فساد و تباهي مي باشد. همچنين كلمه « اب » هم اينطور نيست كه همه جا به معناي پدر بوده و در آن معني به كار رفته باشد بلكه در برخي از موارد معناي ديگري هم دارد كه در پاره اي از آيات و روايات و دعاها در آن معاني به كار رفته است .
امام زمان (ع ) را چه وقت « اباصالح » بخوانيم
شكي نيست كه وقتي با خداوند متعال مناجات مي كنيم و نيازها و احتياجات خود را به محضر مقدسش عرضه مي داريم همسو و متناسب با نيازمان نامها و صفات مقدس او را بر زبان مي آوريم . مثلا در مقام طلب مغفرت از ساحت مقدس خداوند متعال او را « يا غفار » و در مقام طلب نمودن روزي حلال و فراوان با كلمه يا رزاق و در مقام درخواست ثبات قدم و استوار و پايدار ماندن در راه حق او را با جمله يا « مقلب القلوب و الابصار » و امثال آن مي خوانيم . بنابراين براي اجابت دعا و قبولي مناجات با خداوند متعال , راه و رمز و اوقات و ساعات خاصي وجود دارد كه پيامبر اكرم (ص ) و اهل بيت آن حضرت آنها را در ميان احاديث و روايات معتبر به ما تعليم فرموده اند به گونه اي كه حتي دعاي صبح و شام و دعاي اول و آخر هفته و ماه و سال و چند و چون آن را هم ياد داده اند. حال بايد ديد كه دعاي معروف گم شدگان در صحرا و بيابان را كه در روايات آمده است و همچنين كنيه معروف اباصالح (ع ) را در كجا و چه وقت بايد خواند
از امام باقر(ع ) و همچنين از امام صادق (ع ) روايت كرده اند كه فرموده اند :
« اذا ضللت في الطريق فناد « يا صالح » او « يا ابا صالح » ارشدنا الي الطريق رحمكم الله »
اگر در دشت و صحرا از جاده منحرف شده و راه گم كرديد پس « صالح » و يا « اباصالح » را صدا كن و بگو : « اي صالح » و يا بگو « اي اباصالح » ما را دريابيد و راه را بر ما نشان دهيد , خداوند شما را رحمت فرمايد.
و روي همين اساس است كه علماي رباني و مومنين پيرو اهل بيت (ع ) در جلسات و اجتماعات معنوي و پر شورشان , آن هم نه فقط در حال گم شدن در دشت و صحرا , بلكه در همه گمراهيهاي فكري و عملي و علمي و نابسامانيهاي مادي و معنوي در غيبت كبري , اباصالح (ع ) را به كمك و ياري مي طلبند.
ممكن است پرسيده شود : چرا در برخي از موارد مانند گم كردن راه و درمانده شدن در صحرا و بيابان امام معصوم (ع ) و يا علماي رباني , ما را به جاي گفتن « ياالله » و مانند آن , به گفتن « يا صاحب الزمان » و « يا اباصالح المهدي ادركني » و... سفارش كرده اند , حال آن كه خداوند متعال در فريادرسي مهربان تر و نيرومندتر از امام زمان (ع ) است
جواب اين پرسش را مي توان چنين بيان كرد كه چون امام زمان (ع ) خليفه الله و حجت خداوند متعال در ميان مردم و راهنماي ايشان است بدين جهت در مقام گم كردن راه و گم شدن در دشت و صحرا و يا متحير ماندن در امور ديگر به مدد خواستن از امام زمان (ع ) توصيه و سفارش كرده اند. چرا كه خداوند سبحان , ايشان را براي ارشاد و راهنمايي مردم برگزيده است و آن حضرت جهت ارشاد و راهنمايي و صعود به مدارج عالي ايمان و خوشبختي بهترين راه گشا و برترين هدايتگر است بنابراين كمك خواستن از امام زمان به منزله كمك گرفتن از خداوند متعال است .
بر اين اساس است كه در دوران غيبت كبري , علماي رباني , در موارد بي شماري براي عرض حاجت و رفع گرفتاري خويش به امام زمان (ع ) متوسل مي شوند , زيرا ايشان بر اين مطلب يقين دارند كه امام زمان (ع ) اگر چه بنا به علل و عوامل بيشماري از نظرها غايب است ولي حال و احوال مردم از نظر ايشان پنهان نيست , چنانكه در نامه معروف آن حضرت كه در سال 410 ق . به شيخ مفيد ارسال داشته اند آمده است :
« ما به همه اخبار شما آگاهيم و هرگز احوال و غم و شادي شما بر ما پوشيده و پنهان نيست . »
بنابراين چقدر زيباست كه انسان در مقام گرفتاري و گم كردن راه هدايت و يا مسير مادي و معنوي زندگي به ساحت مقدس حجت حق , امام زمان (ع ) متوسل شود و با گفتن جمله هاي دلنشين و آرام بخشي چون : « يا صاحب الزمان ادركني » , « يا فارس الحجاز و يا اباصالح المهدي اغثني » از آن حضرت كمك و ياري درخواست نمايد. چرا كه در حال حاضر امام زمان (ع ) , حبل الله و واسطه فيض ميان خدا و مردم است , پس متوسل شدن به پيامبر و ائمه اطهار و امام زمان (ع ) به معناي دق الباب كردن در رحمت و هدايتگر خداوند متعال است .
البته اين نكته را هم بايد دانست كه گم شدن و از خود بي خود شدن و يا به عبارت ديگر گم كردن راه لازم نيست كه فقط راه مادي و دشت و صحرا باشد بلكه اگر كسي از نظر فكر و عقيده و ايمان و اعتقاد هم , جاده و راه را گم كرده باشد , سزاوار است كه در اين گونه موارد هم به ساحت مقدس آن حضرت توسل جويد و آن حضرت را به كمك و ياري بخواند.
وقتي فرزندان و اهل خانه لياقت حضور آن پدر را بازيابند و پدر نيز قابليت حضورش را در آنان احساس كند به منزل خود باز مي گردد. بر همين اساس است كه گفته مي شود : « منتظران مصلح خود بايد صالح باشند. » يعني صلاحيت و قابليت حضور او را داشته باشند , چرا كه بي صلاحيت و بي آن كه قابليت حضور باشد , انتظار بازگشت و مراجعت كسي را داشتن معنا ندارد.
پاورقي :
1 ـ « كنيه » در لغت عرب به كلمه اي گفته مي شود كه با لفظ اب (پدر) و يا كلمه ام (مادر) شروع شود مانند ابوالحسن كه از كنيه هاي معروف علي (ع ) است و مانند ام الائمه كه از كنيه هاي معروف حضرت فاطمه (س ) است .
با استفاده از نشريه موعود جوان

موعود عشق



(1 )
اي زلال صبح روشنگر بيا
چلچراغ خاندان گل , بتاب
آتش عشق تو را دارم به دل
سمت چشمانت به پرواز آمدم
اي سبك سير حريم آسمان
مانده ام در موج و توفان منتظر


سبز خيز جاري كوثر بيا
آفتاب آل پيغمبر بيا
مانده ام در زير خاكستر بيا
اي نگاهم را تو بال و پر بيا
با توام , اي آسمان گستر بيا
زورق اين بحر پهناور بيا



منتظر ماندم نسيم رود را
تا ببينم لحظه ي موعود را

(2 )
اي فروغ جانفزاي من بتاب
كوچه هاي ذهن من در تيرگي ست
تا بگيرم بوي عطر آفتاب
شبنم گلبرگهاي من ببار
در شعاع چشم هايم جلوه كن
با طلوعت سمت اشراقم ببر




كهكشان چشم هاي من بتاب
جلوه گر شو , ماوراي من بتاب
اي نسيم دلرباي من بتاب
كو به كو اي آشناي من بتاب
در طنين هر صداي من بتاب
با ظهورت پا به پاي من بتاب



اي ز حسنت عشق تنها سهم من
قامت سبزت كجا و فهم من

(3 )
اي بهار شوق , اي مولود عشق
در خيالم با حضور سبز تو
عشق ناياب است در اين روزگار
در طريق انتظار اي آفتاب
لحظه اي در كلبه ي جانم بيا
در نماز وصل مي خوانم تو را


كي شكوفا مي شوي , موعود عشق
تار جان را مي نوازد پود عشق
با تو جبران مي شود كمبود عشق
سينه اي دارم غباراندود عشق
اي وجودت جلوه ي ذيجود عشق
عبد عشقم اي مرا معبود عشق



عشق مي بوسد ضريح چشم تو
آسمان گويد مديح چشم تو

(4 )
اي دلت چون چهره ي آيينه صاف
اين كه خورشيد از تو گيرد نور خويش
آفتاب احرام پوشيده ز شوق
كرد اين دل با هزاران اشتياق
مهر و مه گويند ما مثل توايم
پاي عقل و عشق آمد در ميان


اي تمام نور با شب در مصاف
آسمان عمري ست دارد اعتراف
مي كند بر گرد چشمانت طواف
زير تاق ابروانت اعتكاف
بين شان افتاد زين رو اختلاف
گفت بايد كرد اينجا اعتلاف



اعتلاف ماه و مهر آمد پديد
رخ برآورد از افق صبح سپيد

محمود تاري

نقد خبر


خبرگزاري فارس در خبري اعلام كرد معاون هنري سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران گفته است موزه امام عصر(عج ) به همت سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران راه اندازي مي شود.
اگرچه شهرداري تهران در سال هاي اخير با اقدام هاي جالب خود جلوه زيبايي به شهر داده و فعاليت هاي فرهنگي و هنري چشمگيري داشته است ليكن بايد توجه داشت كه معمولا « موزه » در اذهان مردم , يادآور مسائل تاريخي است . تاريخ گذشته هاي دور! مثلا موزه اي از آثار ساسانيان , موزه آثار عهد هخامنشي و... اما بهتر آن است كه آثار پيرامون امام زمان (ع ) را در نمايشگاهي دائمي تحت عنوان « نمايشگاه دائمي انتظار سبز » گردآوري كنيم .
نه فقط از آن باب كه آب اقيانوس را در كوزه نمي توان جا داد و خورشيد را نيز در موزه نمي توان گنجاند , بلكه از آن جهت كه با آب زندگي مي كنيم و با خورشيد زنده ايم و اگر اينها نباشند , خداوند حيات را هم مي گيرد. به همين صورت , اگر نفس گرم و نگاه نافذ امام عصر(عج ) نباشد , نه آسماني مي ماندو آسمانياني و نه زميني مي ماند و زمينياني ! زمين و زمان در هم مي ريزد و هيچ موجودي امكان ادامه حيات ندارد.
آيا حق چنين امامي اين است كه بگويم : موزه امام زمان (عج )
فراموش نمي كنيم چند سال پيش ورزشگاهي براي بانوان افتتاح شد با نام ورزشگاه شيخ صدوق ! چه نسبتي به اين عالم بزرگوار كه به دعاي پرخير و بركت امام زمان (ع ) به دنيا آمده و از آثار علمي وي علما ودانشمندان متنعمند , و بين ورزش بانوان بود , نمي دانم . اما به هرحال اينك آن ورزشگاه را به نام « حجاب » مي شناسند. اميد كه به تناسب موضوعات , نام گذاري مناسب صورت گيرد , نام هايي كه محتوا را زير سوال نبرد , و ما را به وظيفه خودمان متذكر سازد.