روزنامه جمهوري اسلامي 23/10/1383 صفحه كتاب و كتابخواني

* سيره تربيتي پيامبر(ص ) و اهل بيت (ع )
* دين و علوم اجتماعي
* توسعه در آينده تحولات
* عصر ظلمت
* راز رستگاري
سيره تربيتي پيامبر(ص ) و اهل بيت (ع )




جلد دوم از مجموعه « سيره تربيتي پيامبر صلي الله عليه وآله و اهل بيت عليهم السلام » كه مبحث آن پيرامون تربيت ديني است , توسط محمد داوودي تاليف شده است . كتاب مذكور كه 285 صفحه دارد , از سوي پژوهشكده حوزه دانشگاه انتشار يافته است . در فهرست كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : تربيت اعتقادي , كيفيت آموزش خداشناسي , كيفيت معرفي پيامبر , كيفيت آموزش امامت , كيفيت آموزش معاد , تربيت عبادي , آموزش قرآن در سيره معصومان , آموزش نماز در سيره معصومان , آموزش ذكرودعا , آموزش روزه و روزه داري , روش هاي تربيتي , ترغيب و ترهيب , كار آمدي موعظه به عنوان يك روش تربيتي , كاركرد تربيتي ارشاد و راهنمايي , رفق و مدارا در تربيت ديني , آداب و رسوم جامعه و تربيت ديني و عناوين متعدد ديگر. در بخشي از مقدمه كتاب مذكور چنين مي خوانيم :
كمتر جامعه اي را مي توان يافت كه با دين و تربيت ديني سرو كاري نداشته باشد. نگاهي گذرا به تاريخ بشر نشان ميدهد كه همه جوامع , به نوعي دين دار بوده اند , خواه جوامع ابتدايي و ساده , يا جوامع نسبتا پيشرفته و پيچيده , خواه جوامع كوچك و محدود , يا جوامع بزرگ و وسيع . به عنوان مثال , هم امپراتوريهاي بزرگي مانند ايران , روم و مصر پايبند به دين خاص خود بوده اند , و هم كساني كه در دوره افتاده ترين نقاط زمين زندگي مي كردند , مانند اعراب ساكن در بيابانهاي خشك شبه جزيره عربستان . البته در جوامع مختلف , اين اديان يكسان نبوده و با يكديگر تفاوتهايي داشته اند , برخي جوامع , خداپرست و موحد , برخي ديگر بت پرست و مشرك بوده اند.
جوامع بشري نه تنها دين دار بودند , بلكه دين را امري ضروري نيز مي دانستند. مراجعه به متون ديني مختلف نشان مي دهد كه انسان , بدون پايبندي به دين نمي تواند به هدف نهايي حيات خود دست يابد.
ما مسلمانان با استناد به آيات قرآن معتقديم تنها راه رستگاري , ايمان به خدا و عمل به دستورهاي او است . در قرآن پس از توصيف ويژگيهاي متقين ـ كه عبارتند از ايمان به غيب , اقامه نماز , انفاق , ايمان به قرآن , كتابهاي آسماني پيشين و جهان آخرت ـ مي فرمايد :
اينان بر هدايت الهي هستند و اينان همان رستگارانند.
سپس در ادامه مي فرمايد :
و آنان كه كافر شدند , خواه آنان را انذار كني يا نكني , ايمان نمي آورند. خدا بر قلبها و گوشهايشان مهر زده , و بر چشمهايشان پرده افكنده شده و عذاب بزرگي در انتظار آنان است .
مسيحيان نيز با استناد به انجيل , همين عقيده را دارند. در انجيل آمده است :
اگر مي خواهيم زندگي ابدي را دريافت كنيم , به معرفت دقيق درباره خدا و... و ملكوت او نياز داريم .
بسياري از فلاسفه نيز معتقدند , انسان بدون كمك گرفتن از وحي الهي نمي تواند به سعادت برسد. ابوعلي سينا مي گويد :
نياز به پيامبر براي بقاي نوع انسان و تحصيل كمالات وجودي , بسيار بيش از نياز به روياندن مو بر ابروان و مقعر كردن كف پا و منافع ديگري است كه براي بقاي انسان ضروري نيستند.
البته كساني هم هستند كه معتقدند انسان نيازي به دين ندارد و مي تواند با اتكا به عقل و دانش خود , راه سعادت را بيابد. اين عقيده , به ويژه در دوره رنسانس , بسيار رونق گرفت . « اوگوست كنت » بنيان گذار جامعه شناسي اعلام كرد :
انسان در طول زندگي خود سه دوره را طي مي كند , دو دوره را پشت سر گذاشته و اكنون در حال ورود به دوره سوم است كه عالي ترين دوره تكاملي او است .
دوره اول دوره رباني است , در اين دوره , بشر جريان امور طبيعي را ناشي از اراده فوق طبيعت مي داند كه همان خدا است .
دوره دوم دوره فلسفي است , در اين مرحله بشر , امور طبيعت را به قواي نهاني اشيا نسبت مي دهد و نه به اراده فوق طبيعت . در اين دوره استدلال و تعقل , جايگزين تخيل و توهم (دوره اول ) شده است .
دوره سوم دوره علمي است . در اين دوره تخيل و تعقل , هر دو تابع مشاهده و تجربه مي شوند و آنچه معتبر است , امر محسوس و مشهود است .
تاريخ تمدن به ما مي گويد : دوره رباني و فلسفي طي شده و انسان در حال ورود به دوره سوم است .
برخي از اين هم فراتر رفته , گفته اند : نه تنها انسان به دين نيازي ندارد و بدون آن مي تواند به سعادت برسد , بلكه دين و اعتقاد به دين مانع رشد و تكامل انسان است .
« ماركس » به عنوان يك جامعه شناس , بر اين باور بود كه در همه جوامع , اديان به منزله ابزاري هستند كه گروه حاكم از آن استفاده مي كند تا طبقه محكوم را قانع كند كه وضعيت موجود , وضعيتي مطلوب و عادلانه است . آنان از اين طريق مانع آگاهي طبقه محكوم از بي عدالتيها و ظلمهاي طبقه حاكم مي شوند و در نتيجه , مانع شورش و طغيان گروه محكوم مي گردند. از اين رو وي دين را افيون توده ها مي دانست .
در اين دوره (رنسانس ) , موج عظيمي از مذهب ستيزي و مذهب زدايي در جهان به وجود آمد. شديدترين و بارزترين نمونه دين ستيزي , در كشورهاي بلوك شرق ظاهر شد. در نتيجه , يا دين به طور كلي از جوامع حذف گرديد , يا گستره عمل آن بسيار محدود شد , دين از صحنه هاي سياسي , اقتصادي , اجتماعي , تربيتي و...كنار گذاشته شد و حيطه عمل آن تنها به عبادتگاه ها و رابطه فردي انسان با خدا محدود گرديد.
اما امروزه ـ اواخر قرن بيستم و اوايل قرن بيست و يكم ـ اين روند تغيير كرده است . دلايل متعددي در اين تغيير موثر بوده اند :
نخست , وقوع انقلاب اسلامي در ايران كه نشان داد دين حتي در دوره مدرن نيز مي تواند منشا حركتهاي عظيم اجتماعي شود.
دوم , فروپاشي كشورهاي كمونيستي كه مدعي بودند دين افيون توده ها است , و سربرآوردن اعتقادات مذهبي مردمي كه نزديك به يك قرن تحت سلطه كمونيستها بودند و به شدت با اعتقادات و اعمال مذهبي آنها مبارزه شده بود.
سوم ـ و از همه مهم تر ـ اينكه براي بشر ثابت شد عقل و دانش انسان بسيار ضعيف تر از آن است كه بتواند با اتكا به آن , همه مجهولات و مشكلات خود را حل كند. به همين سبب نيز « پيش بيني سكولاريسم مبني بر اينكه عقلانيت علمي بالاخره ارزشهاي ديني را نابود مي كند » محقق نشد.
بدين سبب , امروزه شاهد اقبال به دين و مباحث ديني در حوزه ها و كشورهاي مختلف هستيم و نظريه هاي منفي افراطي نسبت به دين , طرفداران خود را از دست داده اند.
به عنوان مثال , در جامعه شناسي , رويكرد « كونت » جاي خود را به « رويكرد ديگري داده كه قاطعيتي كمتر دارد و در برابر حقيقت گفته ها و داعيه هاي مذهبي , انكار كمتري از خود نشان مي دهد و غالبا « نمي دانم گويانه » است . امروزه لزومي ندارد كه جامعه شناسان ديني , بي اعتقاد باشند و ممكن است خودشان به يك صورت اعتقادي پايبند باشند. »
در روان شناسي نيز چنين وضعيتي به وجود آمده است . « امروزه نه تنها برخي از روان شناسان اين امكان را دارند كه در گرايشهاي تخصصي , به مذهب و اثرات آن بپردازند , بلكه كليه روان شناسان در رشته هاي تخصصي ديگر نيز رويكردي سالم تر و بي غرضانه تر نسبت به مذهب اتخاذ كرده اند. كثرت مقالات و گزارش هاي تجربي و تحليلي درباره مذهب و مخصوصا توجه به يافته هاي آنها , در حال حاضر , شرايطي فراهم آورده است كه مي توان با سربلندي تمام , در هر كلاس و كنفرانسي , از ايمان ديني و نتايج آن بر روان و حتي جسم انسان سخن گفت و هراسي از اتهاماتي چون « واپس روي يا تكيه بر تئوري آزمون نشده » نداشت . به نظر مي رسد اينك برخلاف گذشته , انكار اثر ايمان يا بي توجهي به مذهب , ثابت و واپس روي تلقي ميشود » .
در امور سياسي و اجتماعي نيز , هم در جهان غرب و مسيحيت و يهوديت , و هم در جهان اسلام , شاهد احياي مجدد نقش دين هستيم .اين مسئله , به ويژه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران , به وجود آمد و تقويت شد. از اين رو در يك دهه اخير , شاهد پيروزي احزاب اسلامي در انتخابات كشورهاي مختلف بوده ايم , پيروزي اسلام گرايان در انتخابات الجزاير , پيروزي احزاب اسلامي در تركيه , اردن و اخيرا در كويت , نمونه هايي از اين موضوع هستند.
در كشورهاي غربي نيز نقش آفريني دين و سياست برجسته تر شده است , تا جايي كه برخي از سياستمداران , به عنوان يك امتياز , به صراحت پايبندي جدي خود به اعتقادات ديني را ابراز مي كنند و در تحقق برخي اهداف خود , از عناوين ديني استفاده مي كنند , چنان كه بوش , جنگ بر ضد آنچه را كه وي آن را تروريسم اسلامي مي خواند جنگ صليبي خواند. پديده اسرائيل و صهيونيزم نيز به بهترين وجه گوياي نقش صريح و قاطع دين در امور سياسي و اجتماعي در يهوديت است , زيرا دولت اسرائيل براي تحقق وعده ها و آرمانهاي يهوديان افراطي تاسيس شده است .
نقش دين در امور سياسي و اجتماعي چنان پررنگ شده كه نماينده دبير كل سازمان ملل در اجلاس رهبران ديني جهان در بانكوك گفت :
از نظر سازمان ملل , رهبران ديني در هدايت و راهنمايي مستقيم توده هاي مردم نقش بسزايي دارند و ميتوانند با تعليمات و آموزشهاي خود , تاثيرات زيادي در رفع تنشها داشته باشند.
حوزه تعليم و تربيت نيز در سالهاي اخير به شدت از دين متاثر شده است . به همين جهت در تعليم و تربيت , به دو مقوله اقبال فراواني شده است : تربيت ديني , نقش دين در تعليم و تربيت : آثار زيادي نيز در اين دو موضوع منتشر شده است . اين امر هم در مورد كشورهاي مسلمان , و هم در مورد كشورهاي غربي صادق است . دليل آن هم اين است كه « در سالهاي اخير , غرب شاهد رشد قابل ملاحظه علاقه به دين بوده است . »
بنابراين براي ما از دو جهت پرداختن به تربيت ديني ضرورت دارد :
نخست آنكه كشور ما كشوري است كه شاهد انقلابي براساس دين بوده است , بقا و رشد اين انقلاب نيز تا حد زيادي به تربيت ديني وابسته است .
دوم اينكه روند تحقيقات تربيتي در جهان به سوي توجه بيشتر به تربيت ديني است , از اين رو ما نيز بايد به اين موضوع اهميت بيشتري بدهيم .
از سوي ديگر , بررسي تاريخ زندگي پيامبر(ص ) نشان مي دهد كه ايشان در كار تربيت ديني بسيار موفق بوده اند. در عصر او بسياري از ابزارهاي تربيتي امروزي , مانند كتاب هاي درسي , كامپيوتر , اپك و غيره وجود نداشت , حتي ابزارهاي آموزشي سنتي مانند تخته سياه , كلاس درس و مدرسه نيز در اختيار نبود , روشهاي آموزشي , شيوه هاي تدريس , برنامه درسي و علوم مرتبط با آموزش و پرورش , معلمان ورزيده و تربيت معلم هم در كار نبود , با وجود اين , ايشان توانستند آموزه هاي اسلام را به مردم بياموزند و از آنان افرادي مومن و ملتزم به عقايد , اخلاق و احكام ديني بسازند.
وقوع انقلاب اسلامي در ايران , نشان داد دين حتي در عصر حاضر نيز مي تواند منشا حركت هاي عظيم اجتماعي شود.
براي بشر ثابت شده است كه عقل و دانش انسان , بسيار ضعيف تر از آن است كه با اتكا به آن بتوان همه مجهولات و مشكلات را حل كرد. به همين دليل , اكنون شاهد اقبال به دين و مباحث ديني در همه كشورها و حوزه هاي علمي و اجتماعي و سياسي هستيم .

دين و علوم اجتماعي






كتاب « دين و علوم اجتماعي » به كوشش مجيد كافي گردآوري شده و پژوهشكده حوزه و دانشگاه آن را در 216 صفحه به چاپ رسانده است . در فهرست كتاب مذكور عناوين زير به چشم مي خورد : مفهوم جامعه شناسي اسلامي , باورهاي جامعه شناسي اسلامي , معنا و مفهوم جامعه شناسي اسلامي , انواع جامعه شناسي اسلامي , مقدمه اي بر معنا و مفهوم جامعه شناسي اسلامي , جامعه شناسي و جامعه شناسي ديني , ديداري مجدد با جامعه شناسي , نقدي بر جامعه شناسي ديني اميل دوركيم , اسلام و علوم اجتماعي , دين و دگرگوني اجتماعي در جوامع عربي و اسلامي

توسعه در آينده تحولات




كتاب « توسعه در آينده تحولات » را سيد هادي عربي و عليرضا لشكري تاليف كرده اند و پژوهشكده حوزه و دانشگاه آن را در 372 صفحه منتشر كرده است . در فهرست كتاب مذكور عناوين زير ديده ميشود : چيستي توسعه , ظهور اقتصاد توسعه , عوامل ظهور اقتصاد توسعه , تحول در مباني فكري , فلسفه قرون وسطا و جايگاه عقل و معرفت , سرآغاز تحولات , پيامدهاي تحولات , عقلانيت ابزاري , سكولاريزه شدن جوامع غربي , علل و عوامل جداسازي دين و دنيا , فردگرايي , فردگرايي ليبرالي در جريان تحولات , پريشاني هاي مولود فردگرايي , تحولات اجتماعي , پيشينه تاريخي انقلاب صنعتي , تحولات سياسي , تحولات فني و پيدايش نظام اقتصاد جهاني و عناوين فراوان ديگر. در مقدمه كتاب مذكور چنين مي خوانيم :
ويژگي نوشته حاضر , نگاه تاريخي به توسعه غرب است . سعي شده كه آنچه در مغرب زمين رخ داده است , به صورت تاريخي مورد بررسي قرار گيرد. البته تجربه مغرب زمين , به عنوان يكي از راه هاي رسيدن به توسعه , به صورت كلي مرور شده است . مهمترين تحولات فكري , فرهنگي , اجتماعي , سياسي , فني و بين المللي , در فصل هاي دوم تا پنجم مرور شده است . در فصل اول نيز مباحث مربوط به توسعه و تحولاتي كه در اين مفهوم رخ داده , به اختصار ارائه شده است .
گستره مطالب و چند بعدي بودن بررسي , اين امكان را براي خواننده فراهم مي كند كه دركي كلي و نسبتا جامع در مورد پديده توسعه يافتگي بيابد. هم چنين , ارائه تاريخي مباحث در كنار چند بعدي بودن آن , هم خواننده را در فضاي واقعي و عيني اين پديده قرار مي دهد و هم ملالت و خستگي ناشي از مباحث خشك و انتزاعي نظري را ندارد. در تمامي موارد , رويكردي نسبتا انتقادي چاشني ارائه مباحث است . سعي شده است تا خواننده به اين استنباط برسد كه اولا توسعه , پديده اي صرفا اقتصادي نيست , بلكه بسياري عوامل غير اقتصادي در اين پديده دخالت دارد و ثانيا دست يابي به توسعه , با تقليد و حركت كوركورانه از اين و آن حاصل نمي شود , بلكه نيل به توسعه , در گرو حركت آگاهانه مبتني بر عناصر هويت بخش و هويت آفرين است ...

عصر ظلمت










« عصر ظلمت » خاطرات حاج مراد كريمي از زندگي و شهادت نواب صفوي است كه در 78 صفحه منتشر شده است .

راز رستگاري





كتاب « راز رستگاري » را مجتبي كميلي خراساني نوشته و انتشارات نصر آن را در 155 صفحه منتشر كرده است . در فهرست كتاب راز رستگاري عناوين زير ديده مي شود : كليات و تعاريف , واژه اخلاق و تعريف علم اخلاق , هدف علم اخلاق , فايده دانش اخلاق , اخلاق فردي , ايمان از ديدگاه قرآن , اخلاص , توكل برخدا , توكل سرمايه زندگي , پرستش و عبادت , حسد عامل خودكشي , اخلاق اجتماعي , احترام به پدر و مادر , صله رحم , اداي حقوق مومنان , اخلاق گفتاري , آداب سخن گفتن , صداقت و راستگويي , اخلاق اقتصادي , اهميت كار و تلاش و عناوين متعدد ديگر.