
جلد دوم از مجموعه « سيره تربيتي پيامبر صلي الله عليه
وآله و اهل بيت عليهم السلام » كه مبحث آن پيرامون تربيت
ديني است , توسط محمد داوودي تاليف شده است . كتاب
مذكور كه 285 صفحه دارد , از سوي پژوهشكده حوزه دانشگاه
انتشار يافته است . در فهرست كتاب مذكور عناوين زير ديده
مي شود : تربيت اعتقادي , كيفيت آموزش خداشناسي , كيفيت
معرفي پيامبر , كيفيت آموزش امامت , كيفيت آموزش معاد ,
تربيت عبادي , آموزش قرآن در سيره معصومان , آموزش نماز
در سيره معصومان , آموزش ذكرودعا , آموزش روزه و
روزه داري , روش هاي تربيتي , ترغيب و ترهيب , كار آمدي
موعظه به عنوان يك روش تربيتي , كاركرد تربيتي ارشاد و
راهنمايي , رفق و مدارا در تربيت ديني , آداب و رسوم جامعه و
تربيت ديني و عناوين متعدد ديگر. در بخشي از مقدمه كتاب
مذكور چنين مي خوانيم :
كمتر جامعه اي را مي توان يافت كه با دين و تربيت ديني
سرو كاري نداشته باشد. نگاهي گذرا به تاريخ بشر نشان ميدهد
كه همه جوامع , به نوعي دين دار بوده اند , خواه جوامع ابتدايي
و ساده , يا جوامع نسبتا پيشرفته و پيچيده , خواه جوامع
كوچك و محدود , يا جوامع بزرگ و وسيع . به عنوان مثال , هم
امپراتوريهاي بزرگي مانند ايران , روم و مصر پايبند به دين
خاص خود بوده اند , و هم كساني كه در دوره افتاده ترين نقاط
زمين زندگي مي كردند , مانند اعراب ساكن در بيابانهاي خشك
شبه جزيره عربستان . البته در جوامع مختلف , اين اديان
يكسان نبوده و با يكديگر تفاوتهايي داشته اند , برخي جوامع ,
خداپرست و موحد , برخي ديگر بت پرست و مشرك بوده اند.
جوامع بشري نه تنها دين دار بودند , بلكه دين را امري
ضروري نيز مي دانستند. مراجعه به متون ديني مختلف نشان
مي دهد كه انسان , بدون پايبندي به دين نمي تواند به هدف
نهايي حيات خود دست يابد.
ما مسلمانان با استناد به آيات قرآن معتقديم تنها راه
رستگاري , ايمان به خدا و عمل به دستورهاي او است . در قرآن
پس از توصيف ويژگيهاي متقين ـ كه عبارتند از ايمان به غيب ,
اقامه نماز , انفاق , ايمان به قرآن , كتابهاي آسماني پيشين و
جهان آخرت ـ مي فرمايد :
اينان بر هدايت الهي هستند و اينان همان
رستگارانند.
سپس در ادامه مي فرمايد :
و آنان كه كافر شدند , خواه آنان را انذار كني يا نكني , ايمان
نمي آورند. خدا بر قلبها و گوشهايشان مهر زده , و بر
چشمهايشان پرده افكنده شده و عذاب بزرگي در انتظار آنان
است .
مسيحيان نيز با استناد به انجيل , همين عقيده را دارند. در
انجيل آمده است :
اگر مي خواهيم زندگي ابدي را دريافت كنيم , به معرفت
دقيق درباره خدا و... و ملكوت او نياز داريم .
بسياري از فلاسفه نيز معتقدند , انسان بدون كمك گرفتن از
وحي الهي نمي تواند به سعادت برسد. ابوعلي سينا مي گويد :
نياز به پيامبر براي بقاي نوع انسان و تحصيل كمالات
وجودي , بسيار بيش از نياز به روياندن مو بر ابروان و مقعر
كردن كف پا و منافع ديگري است كه براي بقاي انسان ضروري
نيستند.
البته كساني هم هستند كه معتقدند انسان نيازي به دين
ندارد و مي تواند با اتكا به عقل و دانش خود , راه سعادت را
بيابد. اين عقيده , به ويژه در دوره رنسانس , بسيار رونق گرفت .
« اوگوست كنت » بنيان گذار جامعه شناسي اعلام كرد :
انسان در طول زندگي خود سه دوره را طي مي كند , دو
دوره را پشت سر گذاشته و اكنون در حال ورود به دوره سوم
است كه عالي ترين دوره تكاملي او است .
دوره اول دوره رباني است , در اين دوره , بشر جريان امور
طبيعي را ناشي از اراده فوق طبيعت مي داند كه همان خدا
است .
دوره دوم دوره فلسفي است , در اين مرحله بشر , امور
طبيعت را به قواي نهاني اشيا نسبت مي دهد و نه به اراده فوق
طبيعت . در اين دوره استدلال و تعقل , جايگزين تخيل و توهم
(دوره اول ) شده است .
دوره سوم دوره علمي است . در اين دوره تخيل و تعقل , هر
دو تابع مشاهده و تجربه مي شوند و آنچه معتبر است , امر
محسوس و مشهود است .
تاريخ تمدن به ما مي گويد : دوره رباني و فلسفي طي شده و
انسان در حال ورود به دوره سوم است .
برخي از اين هم فراتر رفته , گفته اند : نه تنها انسان به دين
نيازي ندارد و بدون آن مي تواند به سعادت برسد , بلكه دين و
اعتقاد به دين مانع رشد و تكامل انسان است .
« ماركس » به عنوان يك جامعه شناس , بر اين باور بود كه
در همه جوامع , اديان به منزله ابزاري هستند كه گروه حاكم از
آن استفاده مي كند تا طبقه محكوم را قانع كند كه وضعيت
موجود , وضعيتي مطلوب و عادلانه است . آنان از اين طريق
مانع آگاهي طبقه محكوم از بي عدالتيها و ظلمهاي طبقه حاكم
مي شوند و در نتيجه , مانع شورش و طغيان گروه محكوم
مي گردند. از اين رو وي دين را افيون توده ها مي دانست .
در اين دوره (رنسانس ) , موج عظيمي از مذهب ستيزي و
مذهب زدايي در جهان به وجود آمد. شديدترين و بارزترين
نمونه دين ستيزي , در كشورهاي بلوك شرق ظاهر شد. در
نتيجه , يا دين به طور كلي از جوامع حذف گرديد , يا گستره
عمل آن بسيار محدود شد , دين از صحنه هاي سياسي ,
اقتصادي , اجتماعي , تربيتي و...كنار گذاشته شد و حيطه عمل
آن تنها به عبادتگاه ها و رابطه فردي انسان با خدا محدود
گرديد.
اما امروزه ـ اواخر قرن بيستم و اوايل قرن بيست و يكم ـ
اين روند تغيير كرده است . دلايل متعددي در اين تغيير موثر
بوده اند :
نخست , وقوع انقلاب اسلامي در ايران كه نشان داد دين
حتي در دوره مدرن نيز مي تواند منشا حركتهاي عظيم
اجتماعي شود.
دوم , فروپاشي كشورهاي كمونيستي كه مدعي بودند دين
افيون توده ها است , و سربرآوردن اعتقادات مذهبي مردمي كه
نزديك به يك قرن تحت سلطه كمونيستها بودند و به شدت با
اعتقادات و اعمال مذهبي آنها مبارزه شده بود.
سوم ـ و از همه مهم تر ـ اينكه براي بشر ثابت شد عقل و
دانش انسان بسيار ضعيف تر از آن است كه بتواند با اتكا به آن ,
همه مجهولات و مشكلات خود را حل كند. به همين سبب نيز
« پيش بيني سكولاريسم مبني بر اينكه عقلانيت علمي بالاخره
ارزشهاي ديني را نابود مي كند » محقق نشد.
بدين سبب , امروزه شاهد اقبال به دين و مباحث ديني در
حوزه ها و كشورهاي مختلف هستيم و نظريه هاي منفي افراطي
نسبت به دين , طرفداران خود را از دست داده اند.
به عنوان مثال , در جامعه شناسي , رويكرد « كونت » جاي
خود را به « رويكرد ديگري داده كه قاطعيتي كمتر دارد و در برابر
حقيقت گفته ها و داعيه هاي مذهبي , انكار كمتري از خود نشان
مي دهد و غالبا « نمي دانم گويانه » است . امروزه لزومي ندارد كه
جامعه شناسان ديني , بي اعتقاد باشند و ممكن است خودشان
به يك صورت اعتقادي پايبند باشند. »
در روان شناسي نيز چنين وضعيتي به وجود آمده است .
« امروزه نه تنها برخي از روان شناسان اين امكان را دارند كه در
گرايشهاي تخصصي , به مذهب و اثرات آن بپردازند , بلكه كليه
روان شناسان در رشته هاي تخصصي ديگر نيز رويكردي
سالم تر و بي غرضانه تر نسبت به مذهب اتخاذ كرده اند. كثرت
مقالات و گزارش هاي تجربي و تحليلي درباره مذهب و
مخصوصا توجه به يافته هاي آنها , در حال حاضر , شرايطي
فراهم آورده است كه مي توان با سربلندي تمام , در هر كلاس و
كنفرانسي , از ايمان ديني و نتايج آن بر روان و حتي جسم انسان
سخن گفت و هراسي از اتهاماتي چون « واپس روي يا تكيه بر
تئوري آزمون نشده » نداشت . به نظر مي رسد اينك برخلاف
گذشته , انكار اثر ايمان يا بي توجهي به مذهب , ثابت و واپس
روي تلقي ميشود » .
در امور سياسي و اجتماعي نيز , هم در جهان غرب و
مسيحيت و يهوديت , و هم در جهان اسلام , شاهد احياي
مجدد نقش دين هستيم .اين مسئله , به ويژه بعد از پيروزي
انقلاب اسلامي در ايران , به وجود آمد و تقويت شد. از اين رو
در يك دهه اخير , شاهد پيروزي احزاب اسلامي در انتخابات
كشورهاي مختلف بوده ايم , پيروزي اسلام گرايان در انتخابات
الجزاير , پيروزي احزاب اسلامي در تركيه , اردن و اخيرا در
كويت , نمونه هايي از اين موضوع هستند.
در كشورهاي غربي نيز نقش آفريني دين و سياست
برجسته تر شده است , تا جايي كه برخي از سياستمداران , به
عنوان يك امتياز , به صراحت پايبندي جدي خود به اعتقادات
ديني را ابراز مي كنند و در تحقق برخي اهداف خود , از عناوين
ديني استفاده مي كنند , چنان كه بوش , جنگ بر ضد آنچه را كه
وي آن را تروريسم اسلامي مي خواند جنگ صليبي خواند.
پديده اسرائيل و صهيونيزم نيز به بهترين وجه گوياي نقش
صريح و قاطع دين در امور سياسي و اجتماعي در يهوديت
است , زيرا دولت اسرائيل براي تحقق وعده ها و آرمانهاي
يهوديان افراطي تاسيس شده است .
نقش دين در امور سياسي و اجتماعي چنان پررنگ شده
كه نماينده دبير كل سازمان ملل در اجلاس رهبران ديني جهان
در بانكوك گفت :
از نظر سازمان ملل , رهبران ديني در هدايت و راهنمايي
مستقيم توده هاي مردم نقش بسزايي دارند و ميتوانند با
تعليمات و آموزشهاي خود , تاثيرات زيادي در رفع تنشها
داشته باشند.
حوزه تعليم و تربيت نيز در سالهاي اخير به شدت از دين
متاثر شده است . به همين جهت در تعليم و تربيت , به دو مقوله
اقبال فراواني شده است : تربيت ديني , نقش دين در تعليم و
تربيت : آثار زيادي نيز در اين دو موضوع منتشر شده است . اين
امر هم در مورد كشورهاي مسلمان , و هم در مورد كشورهاي
غربي صادق است . دليل آن هم اين است كه « در سالهاي اخير ,
غرب شاهد رشد قابل ملاحظه علاقه به دين بوده
است . »
بنابراين براي ما از دو جهت پرداختن به تربيت ديني
ضرورت دارد :
نخست آنكه كشور ما كشوري است كه شاهد انقلابي
براساس دين بوده است , بقا و رشد اين انقلاب نيز تا حد
زيادي به تربيت ديني وابسته است .
دوم اينكه روند تحقيقات تربيتي در جهان به سوي توجه
بيشتر به تربيت ديني است , از اين رو ما نيز بايد به اين موضوع
اهميت بيشتري بدهيم .
از سوي ديگر , بررسي تاريخ زندگي پيامبر(ص ) نشان
مي دهد كه ايشان در كار تربيت ديني بسيار موفق بوده اند. در
عصر او بسياري از ابزارهاي تربيتي امروزي , مانند كتاب هاي
درسي , كامپيوتر , اپك و غيره وجود نداشت , حتي ابزارهاي
آموزشي سنتي مانند تخته سياه , كلاس درس و مدرسه نيز در
اختيار نبود , روشهاي آموزشي , شيوه هاي تدريس , برنامه
درسي و علوم مرتبط با آموزش و پرورش , معلمان ورزيده و
تربيت معلم هم در كار نبود , با وجود اين , ايشان توانستند
آموزه هاي اسلام را به مردم بياموزند و از آنان افرادي مومن و
ملتزم به عقايد , اخلاق و احكام ديني بسازند.
وقوع انقلاب اسلامي در ايران , نشان داد دين
حتي در عصر حاضر نيز مي تواند منشا حركت هاي
عظيم اجتماعي شود.
براي بشر ثابت شده است كه عقل و دانش انسان ,
بسيار ضعيف تر از آن است كه با اتكا به آن بتوان همه
مجهولات و مشكلات را حل كرد. به همين دليل ,
اكنون شاهد اقبال به دين و مباحث ديني در همه
كشورها و حوزه هاي علمي و اجتماعي و سياسي
هستيم .

|
دين و علوم اجتماعي
|

كتاب « دين و علوم اجتماعي » به كوشش مجيد كافي
گردآوري شده و پژوهشكده حوزه و دانشگاه آن را در 216
صفحه به چاپ رسانده است . در فهرست كتاب مذكور عناوين
زير به چشم مي خورد : مفهوم جامعه شناسي اسلامي , باورهاي
جامعه شناسي اسلامي , معنا و مفهوم جامعه شناسي اسلامي ,
انواع جامعه شناسي اسلامي , مقدمه اي بر معنا و مفهوم جامعه
شناسي اسلامي , جامعه شناسي و جامعه شناسي ديني ,
ديداري مجدد با جامعه شناسي , نقدي بر جامعه شناسي ديني
اميل دوركيم , اسلام و علوم اجتماعي , دين و دگرگوني
اجتماعي در جوامع عربي و اسلامي

|
توسعه در آينده تحولات
|

كتاب « توسعه در آينده تحولات » را سيد هادي عربي و
عليرضا لشكري تاليف كرده اند و پژوهشكده حوزه و دانشگاه
آن را در 372 صفحه منتشر كرده است . در فهرست كتاب
مذكور عناوين زير ديده ميشود : چيستي توسعه , ظهور اقتصاد
توسعه , عوامل ظهور اقتصاد توسعه , تحول در مباني فكري ,
فلسفه قرون وسطا و جايگاه عقل و معرفت , سرآغاز تحولات ,
پيامدهاي تحولات , عقلانيت ابزاري , سكولاريزه شدن جوامع
غربي , علل و عوامل جداسازي دين و دنيا , فردگرايي , فردگرايي
ليبرالي در جريان تحولات , پريشاني هاي مولود فردگرايي ,
تحولات اجتماعي , پيشينه تاريخي انقلاب صنعتي , تحولات
سياسي , تحولات فني و پيدايش نظام اقتصاد جهاني و عناوين
فراوان ديگر. در مقدمه كتاب مذكور چنين مي خوانيم :
ويژگي نوشته حاضر , نگاه تاريخي به توسعه غرب است .
سعي شده كه آنچه در مغرب زمين رخ داده است , به صورت
تاريخي مورد بررسي قرار گيرد. البته تجربه مغرب زمين , به
عنوان يكي از راه هاي رسيدن به توسعه , به صورت كلي مرور
شده است . مهمترين تحولات فكري , فرهنگي , اجتماعي ,
سياسي , فني و بين المللي , در فصل هاي دوم تا پنجم مرور شده
است . در فصل اول نيز مباحث مربوط به توسعه و تحولاتي كه
در اين مفهوم رخ داده , به اختصار ارائه شده است .
گستره مطالب و چند بعدي بودن بررسي , اين امكان را
براي خواننده فراهم مي كند كه دركي كلي و نسبتا جامع در
مورد پديده توسعه يافتگي بيابد. هم چنين , ارائه تاريخي
مباحث در كنار چند بعدي بودن آن , هم خواننده را در فضاي
واقعي و عيني اين پديده قرار مي دهد و هم ملالت و خستگي
ناشي از مباحث خشك و انتزاعي نظري را ندارد. در تمامي
موارد , رويكردي نسبتا انتقادي چاشني ارائه مباحث است .
سعي شده است تا خواننده به اين استنباط برسد كه اولا
توسعه , پديده اي صرفا اقتصادي نيست , بلكه بسياري عوامل
غير اقتصادي در اين پديده دخالت دارد و ثانيا دست يابي به
توسعه , با تقليد و حركت كوركورانه از اين و آن حاصل
نمي شود , بلكه نيل به توسعه , در گرو حركت آگاهانه مبتني بر
عناصر هويت بخش و هويت آفرين است ...

|
عصر ظلمت
|

« عصر ظلمت » خاطرات حاج مراد كريمي از زندگي و شهادت
نواب صفوي است كه در 78 صفحه منتشر شده است .

|
راز رستگاري
|

كتاب « راز رستگاري » را مجتبي كميلي خراساني نوشته و
انتشارات نصر آن را در 155 صفحه منتشر كرده است . در
فهرست كتاب راز رستگاري عناوين زير ديده مي شود : كليات و
تعاريف , واژه اخلاق و تعريف علم اخلاق , هدف علم اخلاق ,
فايده دانش اخلاق , اخلاق فردي , ايمان از ديدگاه قرآن ,
اخلاص , توكل برخدا , توكل سرمايه زندگي , پرستش و
عبادت , حسد عامل خودكشي , اخلاق اجتماعي , احترام به
پدر و مادر , صله رحم , اداي حقوق مومنان , اخلاق گفتاري ,
آداب سخن گفتن , صداقت و راستگويي , اخلاق اقتصادي ,
اهميت كار و تلاش و عناوين متعدد ديگر.

|
|
|
|
|