فضاي سياسي كشور اين روزها با شكل گيري آرايش سياسي جناحها و
مشخص شدن تقريبي چهره نامزدهاي نهمين دوره انتخابات رياست
جمهوري از التهاب خاصي برخوردار شده است . اين شور سياسي براي گرم
شدن تنور انتخابات و مشاركت حداكثري مردم , شايسته و ضروري به نظر
مي رسد اما آنچه كه در اين شرايط مهم و اساسي است , رعايت آداب
انتخاباتي در نظام اسلامي از سوي جريانهاي رقيب بويژه جناح اصولگرا
مي باشد.
نخست اينكه تجربه سالهاي اخير بوضوح نشان داده كه آحاد مردم از
بداخلاقي هاي سياسي و منازعات باندي و جناحي خسته و دلسرد شده و
بدنبال افرادي هستند كه بدور از اين بگومگوهاي بي حاصل , به عمل و
خدمت مخلصانه بينديشند و پرهيز از تنشهاي بيهوده را سرلوحه كار
خويش قرار دهند.تجربه انتخابات دوم شوراي شهر تهران و گزينش
چهره هاي خدوم و بي ادعا , سخن فوق را به روشني تاييد مي كند.
خوشبختانه آن اعتماد مردم تاكنون نتيجه خوشايندي در پي نداشته و اغلب
مردم به جهت خدمات مثبت و ارزنده شهرداري و شوراي شهر تهران , از
گزينش خويش راضي و خرسندند. بنابر اين جا دارد جريانهاي سياسي فعال
در كشور , اين پيام را به گونه اي ملموس تر در انتخابات مجلس هفتم تكرار
شد به خوبي درك كرده و هرگز بدنبال تيره و تار كردن فضاي سياسي كشور ,
آنهم در آستانه انتخابات تاثيرگذار و مهم رياست جمهوري نباشند.
گروههاي سياسي بايد بدانند كه مردم عقد اخوت با هيچ فرد و گروهي
نبسته اند و فقط در پي گزينش انسانهاي شايسته و خادم براي حل
مشكلاتشان هستند و بس .
دوم اينكه , ورود هر چهره اي كه خودي نظام محسوب شده و داراي
كارنامه اي مثبت و خادمانه است بايد با استقبال تمامي احزاب سياسي
مواجه شده و هيچ گروهي نبايد از طريق تخريب چهره هاي رقيب بدنبال
كسب راي و اعتماد عمومي باشد , زيرا هم تجربه انتخابات دوم خرداد 76 و
هم تجربه انتخابات دوم شوراي شهر اين پديده منفي را رد مي كند.انتخابات
76 ثابت كرد كه تخريب رقيب , نتيجه اي جز پيروزي او ندارد و انتخابات
دوم شوراي شهر تهران هم مهر تاييد بر تبليغ سالم فارغ از نگاه منفي به رقبا
بود. سياستمداران كهنه كار و با هوش جناحها به درستي مي دانند كه تمام
اظهارات و اعمالشان اين روزها زير ذره بين افكار عمومي است و هر حرف
نابجايي مي تواند كفه ترازوي آرا و اقبال مردمي را به نفع رقبا تغيير دهد. لذا
جناحهاي فعال سياسي كشور و بويژه جريان اصولگرا كه طي سالهاي اخير
با رويكرد خادمانه وارد عرصه شده بايد راه پيروزي را تنها از طريق توكل به
خدا و تبليغ برنامه و راهكارهاي عملي خويش جستجو كنند. هيچگاه در
جايگاه شوراي نگهبان به اعمال نظر در خصوص اين و آن نپردازند و شائبه
سياسي بودن اين شورا را از اذهان دور كنند.يقين بدانند تخريب
شخصيتهاي رقيب بويژه بزرگان هرگز با اهداف آرماني انقلاب و اصولگرايي
همخواني ندارد و نمي تواند گروهي را به سر منزل مقصود برساند. حتي اگر
اين موفقيت هم حاصل شود , زودگذر و مقطعي خواهد بود. سرنوشت
جريان فعلي حاكم بر كشور و رويگرداني مردم از آنها مايه عبرت همگان
است .نكته آخر اينكه , مهمترين عامل توفيق احزاب و گروههاي سياسي در
شرايط كنوني داشتن برنامه كارشناسي شده براي خدمت رساني صادقانه به
مردم , حل مشكلات معيشتي توده هاي محروم جامعه , جلوگيري از تورم و
گراني افسار گسيخته , مبارزه با فساد اقتصادي و فرهنگي , تحقق عدالت
اجتماعي , تلاش براي ارتقا كارآمدي دولت , تقويت بنيانهاي ديني و ارزشي
جامعه , حفظ عزت و استقلال و ايران و افزايش اقتدار كشور در تعامل با
جهان خارج است . لذا اگر هدف , شيفتگي براي خدمت باشد نه تشنگي
براي قدرت و مقامهاي دنيوي , شايسته است جناحهاي رقيب كه تقريبا در
هر دوي آنها افراد خدوم فراوان هستند , با ارائه برنامه هاي عملي خويش به
مردم آنان را در انتخابات خويش آزاد بگذارند تا افكار عمومي هر جريان
فكري و هر برنامه اي را كه نزديكتر به واقع و عمل ديدند برگزينند و اين
انتخابات نيز همانند انتخابات دوم شوراي شهر تهران جزو خاطرات شيرين
اين مرز و بوم ثبت و ضبط شود.
كمال احمدي

|