روزنامه جمهوري اسلامي 22/10/1383 صفحه جبهه و جنگ

معرفي نشريه
خون نامه افلاكيان

هر كس در درون خود مي سوخت
روي موج خبر
حمايت فرهنگسراي پايداري از پاپان نامه هاي مرتبط با دفاع مقدس

خاطره
آخرين نماز اردوگاه
معرفي نشريه
خون نامه افلاكيان


« خون نامه افلاكيان » ويژه نامه ششمين يادواره شهداي مسجدصاحب الزمان (عج ) اهواز منتشر شد.
ستاد يادواره شهداي مسجدصاحب الزمان (عج ) اهواز در راستاي برگزاري ششمين يادواره شهداي اين مسجد در آبان ماه اقدام به چاپ ويژه نامه اي نمود كه در آن به معرفي شهداي مسجد پرداخته شده است .
اين نشريه كه در 45 صفحه منتشر شده است در يادواره مذكور توزيع مي گردد.
در گوشه اي از مقدمه اين ويژه نامه آمده است : واحد شهدا مسجد صاحب الزمان (عج ) با هدف انجام بخشي از اين وظيفه الهي و معرفي هرچه بيشتر شهداي اين مسجد در طول پنج سال گذشته اقدام به برگزاري « يادواره شهداي مسجدصاحب الزمان (عج ) در جمعه اول ماه مبارك رمضان نمود كه با استقبال پرشور مشتاقان و شيفتگان , بويژه خانواده محترم شهدا كه در حقيقت ميزبان واقعي بودند مواجه گرديد كه باعث دلگرمي بيشتر برگزاركنندگان اين يادواره شد.

هر كس در درون خود مي سوخت


پاي صحبت و خاطرات سردار « عيسي دارائي » فرمانده انتظامي استان كرمان
اشاره :
انقلاب اسلامي و 8 سال دفاع مقدس صحنه ظهور سربازان دلاوري بود كه آن عزيز از دست رفته ; خميني كبير , وعده آنها را سالها قبل از پيروزي انقلاب داده بود و فرموده بود كه سربازان من امروز در گهواره اند.
با اوج گيري انقلاب اسلامي و پيروزي آن و آغاز دفاع مقدس اين سربازان به صحنه آمدند و در سنين نوجواني و جواني تصاوير بي نظيري از شجاعت , صلابت , ايمان و ولايتمداري را بر صفحات تاريخ نقش زدند. سردار صيد عيسي دارائي فرمانده انتظامي استان كرمان از جمله ياران با وفاي رهبر كبير انقلاب است كه در سن 17 سالگي با پيوستن به بسيج عشايري خوزستان در جبهه هاي غرب و جنوب در مقابله با ضد انقلاب داخلي و صداميان , با مسئوليتهاي مختلف آنچه در توان داشت در طبق اخلاص نهاد و نهايتا در تاريخ 66,11,11 مجروح و اسير شد . آنچه در پي مي آيد خاطراتي از اين سردار آزاده و سخت كوش مي باشد كه در هر مسئوليتي كارنامه درخشاني از خود بجا نهاده است .
لحظه اسارت
تازه بعنوان معاونت عملياتي قرارگاه ثارالله معرفي شده بودم و كلمه ماموريت و كارت شناسايي ام همراهم بود. عادت داشتم در هر مسئوليتي كه بودم در تمام صحنه ها حضور پيدا كنم و از پيشرفت و صحت و سلامت كارم آگاهي پيدا كنم . قرار بود عملياتي در حلبچه صورت گيرد و مقدمتا چند عمليات كوچك بايد طراحي مي شد. در يكي از اين طراحي ها به اتفاق همراهانم به كمين دشمن افتاديم . تاريخ 66,11,11 بود كه من زخمي و اسير شدم آن زمان 24 سال بيشتر نداشتم و اولين كاري كه كردم مدارك همراه خودم را در زير خاك پنهان كردم . وقتي پرسيدند چكاره هستيد گفتم : شكارچي .
البته عراقي ها تا حدودي باور كردند و از ديگر همراهانم كه بازجويي مي كردند آنها هم گفته بودند شكارچي هستيم و بخاطر جوان بودنم هيچگاه باور نمي كردند كه من معاون عملياتي قرارگاه باشم كه تا آخر اسارت هم بعنوان شكارچي اسير بودم .

رضايت خدا; رمز موفقيت
زمانيكه در كردستان خدمت مي كردم گروهكهاي ضد انقلاب از قبيل دمكرات , كومله , رستگاري و.... با حمايت دولت عراق ناامني و اغتشاشاتي را بوجود آورده بودند. اما نيروهاي ما با ايثار و فداكاري براي نجات مردم منطقه از شر گروهكهاي خائن از هيچ تلاشي فروگذار نمي كردند. بعنوان مثال اگر از داخل منزلي به سوي بچه ها شليك مي شد بچه ها خانه را ويران نمي كردند و مي گفتند شايد گروهكها بزور وارد خانه شده اند و صاحب خانه و اهل منزل بيگناه باشند. بچه ها تا اين حد رعايت حال مردم را مي كردند و همين دقت عمل و در نظر داشتن رضايت خداوند و نحوه عمل بچه ها آنها را در اهدافشان موفق كرد و مردم را در كنار آنها قرار داد.

ان الله مع صابرين
در زندان پادگان الرشيد عراق در انفرادي بودم . تنهايي خيلي به من سخت مي گذشت زندان 34 موزائيك داشت كه بارها با وجب , با پا و به طرق مختلف براي وقت گذراني آنها را اندازه مي گرفتم و اذكار مختلف را مي خواندم خلاصه خيلي حوصله ام سر رفته بود يكروز ديدم روي ديوار نوشته « ان الله مع صابرين » اين جمله مرا دگرگون كرد و در روحيه من بسيار تاثير گذاشت و از آن به بعد زندان خصوصا زندان انفرادي را بهتر تحمل مي كردم .

اسير بسيجي
در زندان كركوك بودم . مرا به انفرادي انداخته بودند تنهايي آزارم داد. يك روز از پنجره كوچك زندان , اتاق روبرو را ديدم كه جواني از من كم سن و سال تر در آنجا زنداني بود. با اشاره از من پرسيد : چند نفريد گفتم : يك نفر
من از او پرسيدم : شما چند نفريد گفت : دو نفر
گفتم : آن يكي كجاست
گفت : من و خدا.
با اين جمله رعد و برقي در وجودم انداخت . با خود گفتم : تو فرمانده بودي , عملياتهاي زيادي را طراحي مي كردي , مرتب شعار جنگ جنگ تا پيروزي مي دادي بايد مي دانستي كه جنگ اسير هم دارد , شكنجه دارد , اذيت دارد. خلاصه كلام حركت اين بسيجي جرقه اي در من ايجاد كرد و حقيقتا باعث صبر من شد.

خبر رحلت امام در اسارت
وقتي كه خبر رحلت امام را شنيديم غم عجيبي بر اردوگاه ما در تكريت چيره شد. هيچ كس حرف نمي زد هر كس با خودش خلوت كرده بود. سكوت عجيب بچه ها زندانبانان عراقي را به وحشت انداخته بود. مي پرسيدند : چرا ساكت هستيد چرا حرف نمي زنيد چهره ها غمبار و گريان بود. هر كس به نحوي در درون خود مي سوخت , بالاخره بر سر انتخاب جانشين امام سكوت شكسته شد. من به دلم مراجعه كردم و به بچه ها گفتم : قطعا حضرت آيه الله خامنه اي جاي امام و رهبري نظام را به عهده مي گيرد و سكان انقلاب را هدايت مي كند.
بچه ها گفتند : از كجا مي داني
گفتم : اين در دل من جا گرفته و مطمئنم ايشان جاي امام را خواهند گرفت . وقتي خبر انتخاب حضرت آيه الله خامنه اي را شنيديم بسيار بر سر شوق آمديم و در همانجا با ايشان بيعت كرديم و هنوز هم بر اين بيعت استوار و وفاداريم .

نگهبان دلسوز در اسارت
در زمان جنگ , عراق فيلمي تهيه كرده بود كه نشان مي داد اسراي عراقي را در ايران به دو ماشين مي بندند و ماشينها خلاف جهت حركت مي كنند و اسرا نصف مي شوند. آنها اين فيلم را در تلويزيون عراق نشان مي دادند تا احساسات خانوادهاي كشته شده ها و اسراي عراقي را جريحه دار نمايند و در زندان ها هم از اعضاي همين خانواده ها بعنوان مامور استفاده مي كردند كه حساس و انتقام گير باشند. با اين وجود استخبارات عراق روي نيروهايش خيلي كار مي كرد كه تحت تاثير رفتارهاي ايرانيها قرار نگيرند اما به هر حال بعضي از آنها تحت تاثير قرار مي گرفتند. يك نگهبان داشتيم كه شيعه و دلسوز بود. بچه ها به او مي گفتند تو هم ما را كتك بزن كه برايت مشكل درست نكنند.
تهيه و تنظيم ـ كرمان ـ روزنامه جمهوري اسلامي ـ همتي
يك نگهبان داشتيم كه شيعه و دلسوز بود. بچه ها به او مي گفتند تو هم ما را كتك بزن كه برايت مشكل درست نكنند
جواني از من كم سن و سال تر در آنجا بود. با اشاره از من پرسيد چند نفريد گفتم : يك نفر. من از او پرسيدم : شما چند نفريد گفت : دو نفر. گفتم : آن يكي كجاست گفت : من و خدا

روي موج خبر
حمايت فرهنگسراي پايداري از پاپان نامه هاي مرتبط با دفاع مقدس


فرهنگسراي پايداري سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران بنا به رسالتي كه بر دوش دارد تصميم گرفته است از پايان نامه هاي مرتبط با موضوعات دفاع مقدس در مقاطع تحصيلي كارشناسي ارشد و دكترا حمايت بعمل آورد.
در همين راستا احسان محمد حسني رئيس فرهنگ سراي پايداري در گفت و گوي كوتاهي پيرامون اين طرح گفت : امروز شايد ديگر نتوان به سادگي و آساني براي ذهن يك نوجوان و يا جوان پرسشگر , شرايط جنگ را آنگونه كه بوده است تفهيم نمود , كما اينكه نمونه هاي زيادي را از اين دست مي توان برشمرد كه بعنوان مثال فيلم , كتاب و... كه در عرصه دفاع مقدس مطرح است را مي توان نام برد. رئيس فرهنگسراي پايداري خاطر نشان ساخت : مي توان با اتكا به ديدگاههاي علمي و پژوهشي خيلي از مباحث مربوط به جنگ و دفاع مقدس را كه يك زمان بعنوان ارزش هاي انساني به شمار مي رفت و امروز ديگر از آن خبري نيست را مطرح كرده و مدعي آن شد و تا حدي نيز اميدوار بود كه پاسخگو باشد.
حسني گفت : امروز بايد در عرصه هاي تخصصي , علمي و فرهنگي به مجاهده و كوشش پرداخت و در مقابل تهاجم سنگين دشمن كه قصد دارد آن را بگونه اي كه مي خواهد تحريف كند ابزارهاي لازم را تدارك ديد.
رئيس فرهنگ سراي پايداري در مورد اهداف طرح حمايت از پايان نامه هاي مرتبط با دفاع مقدس گفت : ما در اين طرح اهداف مختلف را پي مي گيريم كه از جمله آنها مي توان به , بستر سازي مناسب به منظور جلب مشاركت دانشجويان , محققين و پژوهشگران در زمينه هاي دفاع مقدس , پرداختن به موضوعات گوناگون دفاع مقدس از حيث و جنبه هاي تئوري و نظري , خنثي سازي دسيسه ها و ترفندهاي كينه توزانه دشمن نسبت به فرهنگ ارزشمند و غني دفاع مقدس , تجهيز و تكميل منابع علمي در حيطه دفاع مقدس اشاره كرد.
حسني نوع حمايتها از پايان نامه ها را سخت افزاري و نرم افزاري ذكر كرد و افزود : حمايتهاي مختلفي از پايان نامه هاي مرتبط با دفاع مقدس صورت خواهد گرفت كه بخشي از آنها نيز مالي خواهد بود.
وي ارسال فراخوان به كليه دانشگاهها , مراكز علمي و پژوهشي و تحقيقاتي كشور , برگزاري دوره هاي انتخاب بهترين پژوهش در حيطه دفاع مقدس و تشكيل كميته هاي علمي و اجرايي جهت تعيين , تصويب و نظارت بر طرح و پروژه هاي پيشنهادي را از جمله فعاليتهاي پيش روي اين مركز فرهنگي دانست .

خاطره
آخرين نماز اردوگاه


سالها بود كه آرزوي اقامه نماز جماعت در محوطه اردوگاه را داشتيم . بالاخره خدا نصيبمان كرد. روزي كه صليب سرخ جهاني براي تبادل اسرا به اردوگاه ها آمدند و متوجه شديم امروز روز آخر اقامت ما در اردوگاه است . پتوها را از آسايشگاه بيرون آورديم و در وسط محوطه اردوگاه پهن كرديم , وضو گرفتيم و آخرين نماز را در حضور افسران و نيروهاي عراقي در وسط اردوگاه به جماعت اقامه كرديم . لحظه اقامه نماز از بهترين و شيرين ترين لحظات عمر ما بود.
آزاده محمد كوراوند