آمريكا در حال حاضر درگير مسايل در منطقه اي است كه
از خاورميانه تا آسياي مركزي امتداد دارد. شدت اين مسايل
نيز در تاريخ آمريكا بي سابقه بوده است . اين منطقه , پيچيده ,
بي ثبات و براي منافع راهبردي گوناگون آمريكا بسيار حياتي
است . ايران در اين ميان موقعيتي مركزي دارد , چه از لحاظ
نمادين و چه به مفهوم واقعي , و بدين لحاظ عملكرد آن در
عرصه داخلي و بين المللي عواقبي گسترده براي منطقه و منافع
آمريكا در آن , دارد.
كشورهاي اطراف ايران را در نظر بگيريد. در شرق , كشور
بي ثبات افغانستان قرار دارد كه سرچشمه هرج و مرج است و
عوامل تشديد كننده آن نيز مواد مخدر است . در جنوب شرقي
آن پاكستان قرار دارد , كشوري با تسليحات اتمي كه مي تواند
هر لحظه در آستانه انفجاري ناشي از مناقشات قومي ـ مذهبي
باشد. در شمال شرق تركمنستان است كه حاكم كمونيست و
نامتعادل آن , اين كشور را در جهان منزوي كرده است . در
مناطق مرزي شمال غربي ايران جمهوري آذربايجان قرار
دارد ,
با دولتي كه همچنان دستخوش چالش هاي ناشي از فروپاشي
شوروي است . در شمال غربي آن همچنين تركيه قرار دارد كه
اگر به اتحاديه اروپا بپيوندد , مرزي بالقوه با غرب (براي ايران )
خواهد بود. عراق نيز به عنوان دشمن ديرينه ايران در غرب آن
واقع شده , كشوري كه به دست 140 هزار نظامي آمريكايي
اشغال شده و در حال حاضر دستخوش آشفتگي است . و
سرانجام در مناطق جنوبي و جنوب شرقي ايران نيز
شيخ نشين هاي آسيب پذير خليج (فارس ) و رقيب منطقه اي
ايران يعني عربستان سعودي و گذرگاههايي قرار دارند كه 40
در صد جريان نفت جهان از آن عبور مي كند.
لذا ايران در قلب قوس بحران در خاورميانه واقع شده
است . روابط پيچيده سياسي , فرهنگي و اقتصادي آن با
افغانستان و عراق , از جمله تعامل دراز مدت آن با جنبش هاي
مخالف كه در استقرار دولت در اين كشورها با واشنگتن
همكاري كرده اند ايران را در دوران پس از جنگ در هر دو كشور
به عاملي بسيار حياتي و مهم تبديل كرده است . مواهب عظيم
طبيعي ايران , كه تقريبا 11 درصد ذخاير نفتي جهان را در خود
جاي داده و دومين منبع بزرگ گاز جهان است , ايران را به
بازيگري با نقش غيرقابل انكار در عرصه اقتصاد جهان تبديل
كرده است . موقعيت آن به عنوان بزرگ ترين كشور شيعه و
وارث نخستين انقلاب مذهبي در دنياي جديد به اين معنا است
كه ايران در مباحث عقيدتي و نظري حول قوانين و حكومت
اسلامي , تاثيري شگرف دارد. سرانجام تاريخ طولاني ايران به
عنوان كشوري منسجم با سنتي از حكومت قانون و برخورداري
از تجربه « دولت نماينده » به آن معنا است كه تجارب سياسي آن
احتمالا نمونه اي با ارزش براي كشورهاي منطقه به منظور گذار
به نظمي دمكراتيك است .
دو تحول اخير , ضروري ترين اولويت هاي سياست آمريكا
را در قبال ايران برجسته مي كند. نخستين مورد , تصميم
) در IAEA شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي (
نشست 16 ـ14 ژوئن آن بود كه ايران را به دليل كوتاهي در
همكاري كافي در زمينه تحقيق درباره برنامه هاي هسته اي آن ,
, كه بر اساس تحقيقات IAEA توبيخ كرد . تازه ترين گزارش
آغاز شده در بيش از دو سال پيش , تهيه شده و با آشكار شدن
ابعاد بيشتري از برنامه هاي هسته اي مخفيانه ايران روند
تحقيقات شدت گرفت , پيچيدگي هاي فراروي جامعه جهاني را
براي چاره جويي در خصوص فعاليت هاي گسترده هسته اي
ايران و استفاده از ابزار ديپلماتيك در اين زمينه , آشكار مي كند.
اين مساله همچنين بر ضرورت اتخاذ تدبير راهبردي موثر از
جانب غرب , به منظور مقابله با تلاش هاي ايران در توسعه
تسليحات هسته اي تاكيد مي كند.
فراتر از آشفتگي هسته اي , اوضاع حادث شده در عراق نيز
بر لزوم اتخاذ سياست مرتبط آمريكا در قبال ايران , تاكيد
مي كند. هم زمان كه عراق از اشغال بين المللي به سوي حاكميت
محدود پيش رود , دورنماي ثبات كوتاه و دراز مدت آن به
ميزاني قابل ملاحظه , به نقش همسايگانش وابسته مي شود.
ايران از نظر تاريخي و جغرافيايي همچنين روابط پيچيده خود
با عراق , بر دوران گذار در عراق به سوي نظم سياسي پس از
صدام , تاثيري منحصر به فرد دارد و همچنان خواهد داشت . با
توجه به اطمينان از موفقيت آمريكا در عراق كه در قالب اهداف
وسيع تر و بين المللي واشنگتن قابل بررسي است , دولت آمريكا
وظيفه اي خطير پيش رو دارد تا تضمين كند نقش ايران در
تحولات آينده عراق , مثبت است .
نهايتا تعيين هرگونه سياست آمريكا در قبال تهران بايد
مشروط به ارزيابي قابل قبولي از دوام رژيم كنوني ايران باشد.
مهم ترين نكته آن است كه جمهوري اسلامي كاملا تثبيت
شده است و در آستانه شورش انقلابي قرار ندارد. ايران داراي
حكومتي است كه در آن همه جناح هاي سياسي در داخل
سيستمي متشكل با هم رقابت مي كنند ,
موضع ايران در جهان
در تمام طول تاريخ جمهوري اسلامي , جنبش هاي داخلي
بر برنامه سياست خارجي و موضوع گيري در خصوص آن تاثير
مستقيم بر جا نهاده است . در گذشته رقابت هاي تنگاتنگ
جناحي , برخي از تندروترين عناصر را سياست خارجي رقم
زده است . مانند اشغال سفارت آمريكا در سال 1979 و يا
اعلام فتواي آيت الله خميني براي كشتن سلمان رشدي در سال
1989 و ابتكار اخيرگفت و گوي تمدن ها . در حال حاضر
رقابت هاي داخلي همچون بر فعاليت هاي خارجي ايران
تاثيرگذار است و در نتيجه بسياري از نهادهاي رسمي غالبا
خط مشي هايي را در پيش مي گيرند كه بانهادهاي ديگر تقابل
آشكار دارد.
در خلال 25 سال گذشته سياست خارجي ايران به نحو
آشكاري تعديل شده است , در حالي كه جمهوري اسلامي در
بدو امر تمام هنجارهاي موجود در عرف بين المللي را نفي
مي كرد , امروز حكومت عمدتا به روابط بين دولت ها آن هم بر
اساس منافع ملي روي كرده است تا در نظر گرفتن صرف اصول
ايدئولوژيك , جمهوري اسلامي ايران در پي نشان دادن نفوذ و
حفظ منافع خود به طرز فزاينده اي به اصول واقع بينانه تري
گردن نهاده است . امروزه سياست خارجي ايران نشان دهنده
دو قطب بارز و آشكار آشتي و دشمني است .
حكومت ايران در طبقه بندي سياست خارجي خود
ملاحظات تجاري را در اولويت قرار مي دهد. منافع ايران در
گسترش و حفظ تجارت بين المللي و جذب سرمايه گذاري
مستقيم خارجي و هماهنگ كردن سياست نفتي خود با ساير
توليد كنندگان عمده براي جلوگيري از سقوط قيمت ها در
آينده , موضع اين كشور را در جهان مشخص كرده است و
كمابيش سبب دست كشيدن ايران از اتخاذ سياست هاي
خصمانه به نفع موضع گيري هاي سازش كارانه تر شده است .
خطوط گسترده سياست خارجي ايران در تحقق سياست
تنش زدايي خويش با همسايگانش در جنوب خليج فارس , و در
موضع گيري عمل گرايانه ايران با همسايگانش در قفقاز و
آسياي مركزي و گسترش پيوندهاي نزديك با طيف گسترده اي
از قدرتمندان منطقه اي مثل هندوستان . روسيه , چين و ژاپن و
نيز اتحاديه اروپا كاملا مشهود است , و كوشش اخير ايران در
نزديكي با اتحاديه اروپا در جهت تعديل شدن خصومت رسمي
و مداوم ميان ايران و آمريكاست .
رويكرد تهران در برابر واشنگتن با توجه به روند
سازش كاري و واقع نگري در سياست خارجي ايران , يكي از
چند استثنا , بسيار مهم به شمار مي رود. در فرموله كردن
سياست ايران نسبت به ايالات متحده آمريكا همچنان الزامات
ايدئولوژيك بر محاسبات سياسي و نيز توجه به منافع ملي
اولويت دارند.
با اين همه در آينده نزديك نيز سياست خارجي گرفتار
حمايت رسمي و دولتي در مخالفت با آمريكا و اسرائيل است .
چارچوب عمومي سياست خارجي ايران در خلال
سال هاي گذشته نسبتا يك دست باقي مانده است و احتمال
دارد كه در آينده نزديك نيز بر همين منوال باشد. علاوه بر اين
در اركان اصلي منافع استراتژيك ايران و در بين نخبگان
سياست خارجي وفاق روزافزوني مشاهده مي شود. اقداماتي
كه تاكنون از نظر ايدئولوژيكي جز محرمات به حساب
مي آمدند مثل عادي سازي روابط با مصر كه دولتش به شاه
مخلوع پناه داد و با اسراييل معاهده صلح امضا نمود. امروز در
بين بعضي جناح هاي سياسي ايران از حمايت بسيار برخوردار
است . تغييرات اخير با در نظر گرفتن پيروزي هاي سياسي
داخلي مي تواند انعطاف پذيري و انسجام هر چه بيشتر سياست
خارجي را تسهيل نمايد. شكست هاي اخير اصلاح طلبان
ايران , ارگان هاي رسمي را در دستان يك جناح ايدئولوژيكي
خاص تثبيت نموده است .
با آنكه محافظه كاران سالهاست كه در آتش احساسات
آمريكايي مي دمند اما در عين حال به پيروزي هايي نيز در
مواضع سازش كارانه خويش دست يافته اند و تا به ثمر رساندن
آنها كار را دنبال مي كنند. عمل گرايان كه ظاهرا در تهران قدرت
را بدست گرفته اند گفتگو با آمريكا را جرياني مي دانند كه نه
ممنوع است و نه الزامي .
به هرحال چشم انداز نرمش بيشتر در مواضع بين المللي
ايران همچنان نامعلوم و نامشخص است . موقعيت مستحكم
محافظه كاران در داخل ممكن است در خارج كساني را تحريك
كند كه به مخاصمات ايدئولوژيكي دامن زده و بدين وسيله هم
در داخل كشور خود راي دهندگان بيشتري را گرد آورند و هم
سياستهاي افراطي خويش را توجيه كنند. محافظه كاران چه
بسا به دليل احساسات تند و متظاهرانه شان در روابط دو طرفه
بتوانند تمايل خود را به اتخاذ رفتار ملايم تري در صحنه
بين المللي نشان دهند و به اين ترتيب ممكن است از هر نوع
همكاري در انتظار پاداش و بازدهي نادرستي باشند.
برنامه هاي هسته اي ايران
در دو سال اخير مساله توليد وسيع وسايل غني سازي
اورانيوم از سوي گروه هاي مخالف رژيم ايران بر ملا شد و با
تحقيقات آژانس بين المللي انرژي اتمي اين امر مورد پيگيري
قرار گرفت . آشكار شدن توليد وسايل تحقيقاتي در نطنز و
تهران كه تا آن زمان پنهان بود , همراه با توليد آب سنگين در
اراك و تائيد واردات قابل ملاحظه اورانيوم از چين , سبب شد
كه فوريت ارزيابي هاي تحقيقاتي مربوط به توانايي هاي
هسته اي ايران مورد تجديد نظر قرار گيرد و زمان كوتاه تري
براي دستيابي ايران به سلاح اتمي در نظر گرفته شود. اين
كشفيات به همراه يكسري افشاگري هاي هشدار دهنده كه از
بازرسي هاي آژانس بين المللي انرژي اتمي بدست آمده , شك و
ترديدهاي تازه اي را در مورد پذيرش تعهد و وفادار ماندن
ايران به مواد معاهده منع گسترش سلاح هاي اتمي را پديد
آورد. مشخص شدن دامنه و ميزان برنامه هسته اي ايران هم
سو ظن هاي آمريكا را تائيد نمود و هم ارزيابي هاي ديگران را
دچار دگرگوني كرد.
برطبق گزارش آژانس بين المللي هسته اي , ايران عملا به
سيكل كامل سوخت هسته اي دست يافته است و شواهد بسيار
گوياي آن است كه اين بخشي از تلاش چند جانبه ايران جهت
دستيابي و يا توليد ماده شكاف پذير است . نگراني هاي شديد
از فعاليت هاي هسته اي ايران حاصل برنامه هاي طولاني مدت و
پيچيده توليد موشك در ايران است كه با اين برنامه ها موفق به
توليد موشك هاي ميان برد شده كه قادرند كشورهاي منطقه
مانند اسرائيل را هدف قرار دهند. تهران هم چنين داراي
برنامه هايي براي توليد موشك هاي بالستيك بين قاره اي است .
پاسخ دولت بوش به اين برنامه ها تركيبي بود از تبليغات
گسترده و شديد و فشار متمركز بين المللي . ماهيت هشدار
دهنده اين افشاگري ها باعث ايجاد توافق همه جانبه و بي
سابقه اي در انتقاد از ايران شده مانند مشكل ناگهاني تنش در
روابط سابقا دوستانه با كانادا و آرژانتين ـ كه دولت هايشان در
حال حاضر عضو شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي
هستند. نتيجه آن , تلاش بي سابقه جامعه بين الملل براي وارد
آوردن فشار روز افزون به ايران در مورد فعاليتهاي هسته اي آن
بود , اين تلاش ها با تهديد ضمني شوراي امنيت سازمان ملل
مبني بر تحريم اقتصادي بين المللي همراه بوده
است .
فشارهاي چند جانبه درك كوتاه مدت موجب
پيشرفت هاي قابل توجهي شد كه به توافق ايران در اكتبر 2003
براي امضا پروتكل الحاقي انجاميد. ايران هم چنين توافق كرد
فعاليت هاي مرتبط با غني سازي و بازيافت هسته اي را به حال
تعليق درآورد. مذاكرات براي رسيدن به اين موافقت نامه بر
عهده انگلستان , فرانسه و آلمان بود. كشورهايي كه وزيران
امور خارجه آنها را از جانب دولت هاي متبوع خود متعهد به
كمك به ايران در جهت دستيابي اين كشور به تكنولوژي
هسته اي صلح آميز شدند اين موافقت نامه به معناي امتيازدهي
محدود اما با معنا از جانب ايران بود و ظاهرا در ميان سطوح
عالي رهبري در ايران سبب مشاجرات و جنجال هاي پيوسته و
زيادي شد. در عين حال اين موافقت نامه مصالحه اي بود كه
منافع بلافصل ايالات متحده آمريكا و متحدانش را تامين
مي كرد. آن هم در زماني كه هيچ يك از آنها مايل به بيان
اختلافات سال پيش خود به سر مسئله عراق نبودند. به هر حال
اظهار نظرها و اقدامات بعدي ايرانيان به حد فزاينده اي اعتماد
از اين مساله را كه ايران در نظر دارد پايبند شرايط اين توافق
نامه باشد , كاهش داد. توافق نامه اكتبر و همكاري بعدي ايران با
آژانس بين المللي انرژي اتمي به جاي آنكه رابطه اي باز بين
دولت ايران و جامعه بين المللي بر سر مسائل هسته اي باشد ,
اساسا پيروزي ناپايداري است . از آن زمان تاكنون تعامل ايران
با آژانس بين المللي انرژي اتمي همواره با اختلاف و پيچيدگي
پيوسته در مورد افشاگري ماهيت واقعي فعاليت هاي هسته اي
ايران همراه بوده است . با سرازير شدن مواد هسته اي به ايران
انتظار ميرود كه اين برخوردها و تقابلات در آينده افزايش يابد.
آژانس بين المللي انرژي اتمي نيز خط مشي ملايمي در
پيش گرفته و در حالي كه به تهران فشار وارد كرده است تا مانع
تحرك آن شود , تلاش مي كند اتفاق نظر بين اعضا را كه به
سختي حاصل شده است نيز حفظ كند. محمد البرادعي مدير
كل آژانس بين المللي انرژي اتمي در ديدارش از واشنگتن در
مارس 2004 آشكارا اعلام كرد كه هيات داوران شوراي حكام
آژانس هنوز در مورد وضعيت برنامه هسته اي ايران و نيز ميزان
آمادگي رژيم ايران براي گردن نهادن كامل به توافق ها در جهت
افشاي تمامي برنامه هاي مربوط به فعاليت هسته اي به نتيجه
نرسيده است . در ژوئن 2004 شوراي حكام آژانس بين المللي
انرژي اتمي شديداللحن ترين قطعنامه خود تا آن زمان را صادر
نمود و توجه جهانيان را به كوتاهي ايران در همكاري به موقع و
نيز آشكار كردن برنامه هايش براي جامعه بين المللي و نيز
ضرورت پرداختن به پيچيده ترين عناصر برنامه هسته اي ايران
معطوف داشت . ظاهرا سازمان بين المللي انرژي اتمي و جامعه
بين الملل حول نتيجه اي كه دولت بوش بيش از يك سال پيش
آشكارا بدان رسيدن بود مبني بر اين كه ايران به تعهدات
گردن ننهاده نظري مشترك دارند . ) NPT ( خويش براساس
تهران نيز در پاسخ اعلام كرد كه در مخالفت با تعهدات پيشين
در پيمان اكتبر , ساخت قطعات سانتريفيوژ را از سر خواهد
گرفت .
ضروريات راهبردي برنامه هسته اي ايران
جاه طلبي هاي هسته اي ايران با توجه به پيشينه تاريخي
اين كشور و نيز منطقه بحران زده ايي كه ايران در آن واقع شده
است , بيانگر محاسبات راهبردي غير واقع بينانه اي از سوي
ايران نيست .
بحث بر سر ارتقاي تواناييهاي هسته اي ايران غالبا در خفا
دنبال مي شود تا در محافل عمومي اگر چه فعاليت هاي
ديپلماتيك اخير در ارتباط با آژانس بين المللي انرژي اتمي تا
حدودي سبب بحث هاي آزاد و گسترده تر شده است . دليل
منطقي نهفته در پس فعاليتهاي هسته اي ايران را مي توان به
روشني از ميان نوشته هاي مربوط به مسائل امنيتي درك كرد كه
اين مطالب در مجلات آكادميك و نيز مطبوعات ايران منعكس
مي شود. به رغم خطابه هاي پرسر و صداي مكرر در مورد
توانايي هسته اي اسرائيل , اين نكته تنها محرك ايران براي
برنامه هاي هسته اي اش نيست . هجوم عراق و تجربه جنگ با
آن كشور با وجود آن به احساس ناامني شديد ايران صحه
گذارد , به نظر مي رسد جهت دستيابي به سلاح هاي كشتار
جمعي دو اصل بسيار مهم ديگر نيز وجود دارد كه درباره آن دو
توافق بسيار است و آنها عبارتند از حيثيت و قدرت . گزينه
نخست بازتاب غرور عميقا ملي است كه از ويژگي هاي ايرانيان
است , اين نكته براي بسياري از ايرانيان كه در طيف هاي
گسترده سياسي فعاليت مي كنند قابل قبول نيست كه پاكستان ـ
همسايه ماـ كشوري كه به لحاظ اقتصادي , اجتماعي و پختگي
سياسي از ما بسيار بسيار عقب مانده تر است به تكنولوژي
بسيار پيشرفته دسترسي داشته باشد.
عامل دوم حيثيت كه فكر و ذكر ايرانيان را در مورد
دستيابي به سلاح هاي هسته اي به خود مشغول كرده است
نشانگر نارسايي هاي كاملا استراتژيك ايران است كه از فاصله
گرفتن هر چه بيشتر ايران از آمريكا ناشي شده است . براي
بسياري در تهران , دستيابي به نوعي برنامه هسته اي كارآمد
ارزشمندترين راه , در بالا بردن موقعيت ايران در چانه زني با
واشنگتن است .
حذف رژيم صدام حسين يكي از جدي ترين نگراني هاي
امنيتي ايران را كاهش داد , ولي تغيير نظام در عراق , رژيم
تهران را با آشوب هاي بالقوه در سراسر مرزهاي آسيب پذير
غربي اش مواجه ساخته است , و هم چنين ايران را هر چه
بيشتر با توانايي هاي آمريكا جهت اعمال قدرت در منطقه رويا
رو كرده است . به واسطه تنش شديد موجود ميان دولت بوش و
ايران , حتي با حذف حكومت صدام هنوز منافع استراتژيك
قابل ملاحظه اي نصيب ايران نشده است . در حقيقت با مواضع
اعلام شده آمريكا در خصوص تغيير رژيم ايران , كشورهاي
ياغي و اقدام پيش گيرانه , تغييرات اخير در زمينه توازن قوا در
منطقه تنها ارزش بالقوه بازدارندگي سلاح هاي استراتژيك را
افزايش داده است .
برخلاف ساير سياست هاي جنجالي ايران كه باعث
مشاجرات درون جناحي شده و در مبارزه قدرت در داخل
كشور نقش داشته است , گروه هاي موجود در طيف سياسي
ايران به يك اندازه وسوسه دسترسي به سلاح هسته اي را در
سر مي پرورانند.اين مساله به پيش از انقلاب اسلامي مربوط
ميشود كه رژيم شاهنشاهي توسعه برنامه هسته اي را با هدف
ظاهري توليد برق آغاز كرده , اما مشخص شد كه هدف از اين
برنامه , زمينه سازي تحقيقات جاري براي توليد سلاح اتمي
بوده است . مخالفان عبور از آستانه هسته اي (دسترسي به
سلاح اتمي ) صريح اند و هم پرنفوذ.اما روشن است كه توانايي
بالقوه هسته اي حاوي مجموعه اي از منافع است كه دقيقا با
منافع جناح هاي سياسي در ايران سازگار ندارد. عامل حيثيتي
و نقش بازدارندگي ظاهري كه از كنار برخورداري از توانايي
هسته اي حاصل مي شود , براي رژيم ايران با هر نوع ويژگي
سياسي , محركهايي بسيار موثر است .
همانگونه كه در بحث ها و گفت وگوهاي عمومي ماه هاي
گذشته آشكارا به چشم مي خورد , نخبگان سياسي ايران بر سر
مسئله اي فرعي (ولي همچنان مهم ) اشتراك موضع ندارند و
آن چشم انداز تقابل با جامعه بين الملل در مورد دست يابي به
سلاح هاي هسته اي است . اگر چه اصلاح طلبان بر منافع ناشي
از سياست تنش زدايي ايران در منطقه و داشتن روابط تجاري
با اروپا و آسيا تاكيد دارند , تندروها از تحريم بين المللي و
انزواي سياسي هيچ هراسي به خود راه نمي دهند.
ايران كشوري است كه در آن همه جناح هاي
سياسي در داخل سيستمي متشكل با يكديگر رقابت
مي كنند. جمهوري اسلامي كاملا تثبيت شده و در
آستانه شورش يا انقلاب قرار ندارد
موافقتنامه هسته اي ايران به سه كشور اروپايي ,
مصالحه اي بود كه منافع بلافصل ايالات متحده
آمريكا را تامين كرد
توانائي هسته اي اسرائيل , تجربه حمله عراق به
ايران , مسلح بودن پاكستان به سلاح هسته اي و
بالاخره نگراني امنيتي از مرزهاي عراق بخاطر
اعمال قدرت آمريكا در آن كشور , ايران را به سوي
ارتقا توانائي هاي هسته اي سوق داده است

|
عراق ;
مقاومتي كه اشغالگران را زمين گير كرد
|
بوش : فكر نمي كردم در عراق با اينهمه مقاومت روبرو شويم (1 )
پاول : اوضاع در عراق بسيار سخت و زيانبار شده است (2 )
رامسفلد : فكر نمي كردم پس از تهاجم به عراق با چنين مقاومتي روبرو
شويم (3 )
ارتش اشغالگر آمريكا در آخرين روز سال 1381 با عنوان ادعائي « ناجي
مردم عراق » به اين كشور حمله اي گسترده و بزرگ را آغاز كرد. حمله اي كه
طي 20 روز تمامي تاسيسات زيربنايي اين كشور نابود و ميليونها بمب و
موشك بر شهرها و روستاها فروريخته شد. با اين حال اشغالگران فكر
مي كردند حال كه به ديكتاتوري 35 ساله حزب بعث در اين كشور پايان داده
و صدام را از حكومت بركنار كرده اند با استقبال مردم عراق روبرو خواهند
شد و ملت اين كشور در مقابل نظاميان اشغالگر گوسفند قرباني و شيريني
پخش خواهند كرد. آمريكا اساسا هيچ گونه مقاومتي را در عراق پيش بيني
نمي كرد و خود را ناجي مردم عراق مي دانست اشغالگران اصولا هيچ
برنامه اي براي دوران پس از صدام نداشتند و تنها برنامه ريزي آنها ساقط
كردن رژيم بعث و بركناري صدام بود. آنان پيش بيني بسياري از رويدادها از
جمله مقاومت مردم عراق كه امروز برايشان بسيار سنگين و گران تمام شده
است را نداشتند. رامسفلد وزير دفاع آمريكا در همين رابطه اخيرا اعلام كرد
كه ما براي راههاي روياروئي با مقاومت عراقيها برنامه ريزي نكرده بوديم (4 )
پس از اشغال 20 روزه عراق توسط اشغالگران , مقاومتها عليه
اشغالگري آغاز شد. در ابتدا گروههاي ضداشغالگري تشكل خاصي نداشتند
و مجبور به تحمل ضرباتي از سوي اشغالگران شدند اما رفته رفته اين
گروهها دست به ايجاد تشكيلات منسجم زده و به حركتهاي خود شدت
بخشيدند. اصولا هيچ يك از گروههاي مقاومت در عراق تا پيش از اشغال
اين كشور تشكل خاصي نداشتند. عمده گروههاي عراقي اعم از شيعه , سني
و كرد كه سوابق زيادي در مبارزه با رژيم صدام داشتند , پس از اشغال عراق
به نوعي همكاري با آمريكائيها براي بدست گرفتن قدرت , مبادرت كردند و
امروز نيز همين گروهها به شدت به دنبال راه يافتن به مجلس ملي عراق كه
انتخابات آن يازدهم بهمن ماه آينده برگزار مي شود , هستند.
گروههاي مقاومت گرچه تشكيلاتي جوان دارند اما تا به امروز نشان
داده اند كه مي توانند ضرباتي سنگين را به اشغالگران وارد آورند به طوري كه
وزارت دفاع آمريكا (پنتاگون ) اخيرا اعلام كرد كه حملات بر ضد نيروهاي
اشغالگر در عراق به شدت در حال گسترش است و شبه نظاميان به نيروهاي
رزمي بزرگي تبديل شده اند(5 ) نيروهاي مقاومت اعضا و رهبراني جوان
دارند و همين جوان بودن باعث شده كه بدون هيچ ترسي از حجم عظيم
نيرو , امكانات و تجهيزات نظامي اشغالگران با انجام عمليات شهادت طلبانه
ضربات سنگيني را به آمريكائيها وارد آورند , بطوريكه آنان در عراق تاكنون
بيش از يكهزار و سيصد كشته برجاي گذارده اند.
ارتش آمريكا در چند ماه گذشته تلاش وسيعي را براي سروسامان دادن
به ارتش و پليس جديد عراق به عمل آورده است . اشغالگران سعي دارند
هرچه سريعتر اين دو نيروي امنيتي و نظامي را آموزش داده و خود را از
صحنه هاي درگيريها كنار بكشند تا اگر قرار است كسي هم در اين ميان كشته
يا زخمي شود , از خود عراقيها باشد از اين رو مي بينيم كه در ماههاي اخير
بيشترين تلفات در عمليات مختلف را ارتش و پليس عراق متحمل شده
است .
آمريكائيها با اين كار به دنبال تحقق دو هدف هستند ابتدا تعداد تلفات
خود را در درگيريها پائين آورند و بعد خود را از منظر مردم عراق دور نگه
دارند تا چهره كشور عراق از حالت اشغالگري تا حدودي خارج
شود.
اشغالگران تا پيش از سپردن صوري قدرت به عراقيها در هشتم تيرماه
سال جاري ادعا داشتند كه پس از انجام اين امر مقاومت ها در عراق شكسته
خواهد شد و با واگذاري قدرت از پل برمر حاكم آمريكايي عراق به رئيس
جمهور و نخست وزير عراقي نيروهاي مقاومت مجبور مي شوند به عمليات
خود عليه اشغالگران خاتمه دهند زيرا آنها اينبار بايد با يك دولت به ظاهر
عراقي درگير شوند و اين توجيهي در ميان مردم عراق نخواهد داشت اما
كيست كه ندارند دولتي كه در سايه اشغالگران پا بگيرد , از ديد مردم مسلمان
عراق فرقي با يك دولت آمريكايي نخواهد داشت . به همين دليل بود كه
حركتهاي ضداشغالگري پس ازتعيين دولت عراقي نيز ادامه يافت و به
ادعاي خود اشغالگران اين حركتها افزايش نيز يافت و گروههاي مبارز عراقي
نشان دادند كه فريب اين نيرنگ آمريكائيها را نخواهند خورد.
امروز نيروهاي مقاومت در عراق هيچ فرقي ميان پل برمر آمريكايي و
غازي الياور عراقي قائل نيستند و هر دو آنها را در جهت تثبيت و حفظ
منافع آمريكا در عراق و منطقه مي دانند. اكنون نيز اشغالگران اميد دارند كه با
برگزاري يك انتخابات فرمايشي در بهمن ماه آينده و تشكيل يك مجلس ملي
از حجم مقاومت ها كاسته شود اما آنها بايد بدانند كه تا زمانيكه عراق زير
چكمه هاي اشغالگران قرار دارد هيچ مقاومتي فروكش نخواهد كرد و مردم به
مبارزه خود همچنان تا خروج كامل اشغالگران ادامه خواهند داد. روزنامه
آمريكائي نيويورك تايمز در همين رابطه نوشت كه آمريكا بزرگترين قدرت
نظامي تاريخ را در اختيار دارد با اين حال اين كشور در باتلاق تحقيرآميز
جنگ عراق گرفتار شده است و ما نمي توانيم در اين جنگ پيروز شويم و
حتي نمي دانيم چگونه به آن پايان دهيم (6 )
عمده حركتهاي ضداشغالگري در مناطق شيعه نشين عراق , شامل
نجف , كربلا , بصره و شهرك صدر بغداد صورت گرفته است . در شهرهاي
مقدس نجف و كربلا طي دو مرحله ضربات سنگيني به نظاميان اشغالگر وارد
شده و آنها را واقعا مستاصل كرده است . آمريكائيها در شهرهاي مقدس
براي نابود كردن گروه جيش المهدي وابسته به مقتدا صدر دست به هر
جنايتي زدند و در آخرين مرحله از اقدام نظامي خود عليه اين گروه در شهر
نجف بخش قديمي اين شهر را كه حرم مطهر حضرت علي (ع ) نيز در اين
بخش واقع شده را زير و رو كردند. حتي در حمله اشغالگران به نيروهاي
مقاومت شيعي , حرم مطهر حضرت امير(ع ) نيز از گلوله هاي نظاميان
آمريكايي در امان نماند و آسيب زيادي به آن وارد شد.
آمريكائيها در عراق براي شكستن مقاومت مردمي دست به هر جنايتي
مي زنند آنها براي كشتن نيروهاي مقاومت از حملات هوايي و توپخانه اي
استفاده مي كنند نيروهايي كه فقط به سلاحهاي سبك مجهز هستند و تعداد
محدودي سلاح نيمه سنگين شامل آرپي جي و خمپاره انداز در اختيار دارند.
استفاده اشغالگران براي سركوب شبه نظاميان از هواپيما , هلي كوپتر , تانك و
توپخانه باعث كشته و مجروح شدن غيرنظاميان بي دفاعي كه اكثر آنها زن و
كودك هستند , مي شود. تلفات انساني از جمله كشته ها و زخمي هاي عراقي از
مهمترين هزينه هاي تجاور نظامي آمريكا به عراق محسوب مي شود از 27
خردادماه تا اوايل ماه گذشته يعني طي يك دوره 6 ماهه حدود يازده هزار
غيرنظامي در نتيجه تعرض آمريكا و اشغال اين كشور كشته و حدود 40 هزار
نفر نيز زخمي شده اند . (7 )
مرگ هاي خشونت آميز از متوسط ماهانه 14 مورد در سال 1381 به
357 مورد در سال 1382 افزايش يافته است . تجاوز نظاميان آمريكايي به
عراق تاثيرات رواني نيز براي مردم اين كشور داشته است . مردم عراق با
زندگي تحت اشغال و بدون برخورداري از حداقل امنيت تباه شده اند. در
گزارش كارشناسان بهداشت عمومي آمريكا كه در مجله پزشكي « لانست » به
جاپ رسيد , آمده است كه يكصد هزار غيرنظامي عراقي كه بيشتر آنها زن و
كودك بوده اند از زمان تهاجم آمريكا به عراق تاكنون جان خود را از دست
داده اند كه بيشتر آنها به خاطر حملات هوايي آمريكا و متحدانش ازبين
رفته اند(8 ) اين گزارش مي افزايد كه خطر مرگ و مير در عراق 2,5 برابر
دوران پيش از اشغال اين كشور شده است . اگر آمار يكصدهزار كشته
غيرنظامي عراقي طي فقط 20 ماه را كه از سوي يك منبع كاملا موثق
آمريكايي اعلام شده است در كنار سخنان پل برمر حاكم آمريكايي عراق قرار
دهيم كه گفته بود صدام طي 35 سال 300 هزار تن را در عراق به قتل رسانده
است (9 ) پي به جنايات وحشيانه آمريكائيها در عراق مي بريم كه روي صدام
را نيز سفيد كرده اند. صندوق بين المللي حمايت از كودكان وابسته به سازمان
ملل متحد (يونيسف ) نيز درباره مرگ و مير كودكان در عراق هشدار داد و
ادامه جنگ در عراق را عامل اصلي افزايش مرگ و مير در بين كودكان عراقي
دانست و گفت كه كودكان نخستين قربانيان درگيريهاي نظامي در عراق
هستند(10 )
در اين ميان گروههائي در عراق وجود دارند كه مبارزه مقدس مردم
عراق عليه اشغالگران را آلوده ساخته اند. آنها در جهت خواست نظاميان
آمريكايي دست به تحركاتي مي زنند كه هيچ نفعي براي مردم عراق ندارد.
گروههائي همچون الزرقاوي وابسته به سازمان القاعده و اعضاي وابسته به
حزب بعث عراق با انجام عمليات ضدانساني در عراق , مقاومت مردم
مسلمان و مبارز اين كشور عليه اشغالگران را به انحراف مي كشانند.
اين دو گروه عمده به اسم مبارزه با اشغالگران دست به هر جنايتي
مي زنند. آنها با بمب گذاري در معابر عمومي و مسيرهايي كه مردم عادي و
غيرنظاميان نيز تردد دارند , تاكنون باعث كشته و زخمي شدن صدها انسان
بي گناه شده اند. انفجار خودروهاي بمب گذاري شده در خيابانها ,
گروگانگيري و قتل ازنوع بريدن سر اتباع كشورهايي كه مي توان گفت نقشي
در اشغال عراق نداشته اند.
تحركات القاعده و طرفداران رژيم صدام امروز باعث تحكيم موقعيت
اشغالگران در عراق مي شود. هرچه عمليات از نوع بمب گذاريهاي كور و
بي هدف در عراق افزايش يابد حضور نامشروع اشغالگران را توجيه كرده و به
اين حضور مشروعيت مي بخشد و اين خواست قلبي آمريكائيها است . در
عمليات اين دو گروه كمتر اتفاق مي افتد كه نظاميان آمريكايي كشته و يا
مجروح شوند و حتي در دهها گروگانگيري كه تاكنون در عراق انجام داده اند ,
اكثر گروگانها غيرآمريكايي بوده اند و اين كاملا نشان مي دهد كه هرچند در
ظاهر آنها با اشغالگران مي جنگند اما در اين ميان بيشترين منافع نصيب
آمريكائيها مي شود و اين غيرنظاميان عراقي هستند كه تلفات
مي دهند.
گروه القاعده در عراق كه تحت رهبري ابومصعب الزرقاوي عمل مي كند ,
علاوه بر اينكه مبارزه مقدس مردم عراق را به انحراف مي كشاند , چهره اي
زشت از اسلام انقلابي در جهان برجاي مي گذارد. اين گروه كه در طول
چندماه گذشته دهها گروگان غالبا غيرآمريكايي را با شعار مقدس « لااله
الاالله » سر بريده است و فيلمهاي ويدئويي آن را از طريق شبكه هاي اينترنتي
در سراسر جهان پخش نموده , تاثير بس نامطلوبي در ميان مردم دنيا برجاي
گذاشته است . آمريكائيها امروز براي مبارزه با نيروهاي مقاومت و مسلمان
عراقي نياز دارند كه گروههايي اينچنيني دست به عمليات ضدانساني بزنند تا
توجيهي خوب براي جنايات خود در عراق داشته باشند.
خروج اشغالگران از عراق , تنها راه باقي مانده
بنابر تمامي شواهد موجود در صحنه سياسي عراق , اين كشور پس از
اشغال توسط نظاميان آمريكايي با بحرانهاي زيادي روبرو شده است بحراني
كه به قول اكثر كارشناسان مسائل بين المللي اكنون به باتلاقي براي آمريكا
تبديل شده كه هرچه بيشتر دست و پا بزند , بيشتر در آن فرو خواهد رفت .
امروز شايد خروج از عراق براي آمريكائيها ديگر به سادگي روزهاي اول
اشغال نباشد اما تنها راه باقي مانده براي آنان است . ژاك شيراك رئيس
جمهور فرانسه در اين مورد گفته است كه جنگ در عراق درهاي جهنم را در
اين كشور گشود و اكنون نيز ناتوان از بستن اين درها هستيم (11 ) چيزي كه
بوش پس از ماهها مجبور به اعتراف آن شده است . او در يك مصاحبه با
روزنامه آمريكايي نيويورك تايمز گفته است كه فكر نمي كردم در عراق با
اينهمه مقاومت روبرو شويم . آمريكا به نام مبارزه با تروريسم و براي كاهش
ناامني ها عليه خود , به عراق حمله كرد و اين كشور را به اشغال خود درآورد
ولي نه تنها اين امر كاهش نيافته , بلكه ناامني و تروريسم در منطقه و جهان
افزايش نيز داشته است .
اخضر ابراهيمي نماينده كوفي عنان دبيركل سازمان ملل متحد در عراق
در گفتگويي با روزنامه اماراتي البيان گفته است كه جنگ آمريكا در عراق
بيشتر از آنكه به حل و فصل بحرانها منجر شود به ايجاد بحران و مشكلات
در صحنه بين المللي منجر شد و اين كشور روند بسيار خطرناكي را طي
مي كند . (12 )
با اين همه بايد گفت مقاومت مردمي در عراق تا خروج كامل تمامي
اشغالگران از اين كشور ادامه خواهد داشت و اين مقاومت بنابراعتراف
تمامي كارشناسان و حتي خود آمريكائيها هر روز بيشتر خواهد شد حتي
برگزاري انتخابات هم در اين كشور كه زير چكمه اشغالگران قرار دارد ,
نخواهد توانست برخواسته اصلي مردم عراق تاثيري بگذارد و اين قيام هر
روز شعله ورتر خواهد شد. روزنامه فرانسوي فيگارو مقاومت مردم مسلمان
عراق عليه اشغالگران را انتفاضه اي ديگر ناميده كه خونين تر و شديدتر از
انتفاضه فلسطين است . اين روزنامه در مقاله اي تحليلي نسبت به جنگ عراق
نوشت : هنگاميكه نومحافظه كاران آمريكا براي جنگ در عراق لحظه شماري
مي كردند , همواره اين استدلال را مطرح مي نمودند كه صدام به انتفاضه ملت
فلسطين كمك مي كند و به خشونتها در آنجا دامن مي زند غافل از اينكه پس
از جنگ عراق امروز با انتفاضه ديگري روبرو شده و هرگز نيز در مخيله
حاكمان كاخ سفيد خطور نمي كرد كه راهبرد آنها تا اين اندازه غيرسازنده و
در نهايت عليه خود آنها به كار گرفته شود(13 )
منابع :
1 ـ مصاحبه با روزنامه نيويورك تايمز ـ 83,6,7
2 ـ مقاله درج شده پاول در روزنامه الحيات 83,8,5
3 ـ گفتگو با شبكه فاكس نيوز ـ 83,9,14
4 ـ خبرگزاري فرانسه ـ 83,8,7
5 ـ شبكه خبري سي . ان . ان ـ 83,8,4
6 ـ روزنامه جمهوري اسلامي : 83,8,10
7 ـ واحد مركزي خبر به نقل از موسسه مطالعات سياسي و سياست خارجي
واشگتن ـ 83,9,5
8 ـ خبرگزاري فرانسه 83,8,9
9 ـ شبكه خبري سي . ان . ان 83,7,15
10 ـ تلويزيون عراق ـ 83,7,19
11 ـ روزنامه الوطن ـ 83,6,25
12 ـ روزنامه خراسان ـ 83,5,7
13 ـ روزنامه سياست روز ـ 83,5,18
نيويورك تايمز : آمريكا با داشتن بزرگترين قدرت نظامي
جهان , در باتلاق تحقيرآميز جنگ عراق گرفتار شده است
اخضر ابراهيمي : جنگ آمريكا در عراق بيشتر از آنكه به حل
وفصل بحران منجر شود , به ايجادبحران هاي جديد و مشكلات
تازه در صحنه بين المللي منجر گرديده است
فيگارو : مقاومت مردم عراق عليه اشغالگران , انتفاضه
جديدي است كه به مراتب شديدتر و خونين تر از انتفاضه ملت
فلسطين است
همان گونه كه واگذاري صوري قدرت از سوي نظاميان
اشغالگر به دولت عراقي نتوانست بحران اين كشور را
فروبنشاند برگزاري انتخابات صوري دهم بهمن نيز تاثير
چنداني در روند مبارزات مردمي عليه اشغالگران نخواهد
داشت
زيرنويس عكس ها :
بوش : فكر نمي كردم در عراق با اين همه مقاومت روبرو شويم
پاول : اوضاع در عراق براي ما بسيار سخت و زيانبار شده است
رامسفلد : براي روياروئي با مقاومت عراقيها برنامه ريزي نكرده بوديم

| |