
آدم بسيار جدي و منظمي به نظر مي رسد. در كارها دقتي
وافر دارد و نگاهي نافذ. با حساسيت و وسواسي خاص اهداف
كوچك و بزرگ را دنبال مي كند.
با تمام اين اوصاف , عيب بزرگي هم دارد , و آن اينكه
« خشك » و « انعطاف ناپذير » است . در هيچ كدام از مراحل كار
تبسم و لبخندي نمي زند و خلق و خوي خوش و خرمي از
خودنشان نمي دهد.
اين حالت تعجب برانگيز است . مي پرسم :
چرا به خودت سخت مي گيري
كدام سختي
همين كه اينقدر جدي هستي و انعطاف ناپذير.
مگر جديت در كارها بداست
نه , ولي در خلال هر كار جدي و منظمي , نشاط و طراوت نه
تنها مانعي ايجاد نمي كند , كه راه گشا نيز هست و چه بسا باعث
پيشرفت امور گردد.
قبول ندارم . به نظر من كار و برنامه اي موفق است كه مثل يك
ماشين اتوماتيك پيش برود و وقفه اي در آن ايجاد نشود.
چه كسي گفته طراوت و خوشرويي با پيشرفت امور در تضاد
است و با هم قابل جمع نيستند و كدام عقل و خرد اين
واقعيت را نفي مي كند
برخي از ارزشها و هنجارهاي اجتماعي به فراموشي
گرائيده و با غباري از تسامح و غفلت پوشيده شده است . همين
مساله باعث شده تفكرات و سلايق نامنطبق بااصول و
معيارهاي صحيح رشد و نمو كنند و بسياري از افراد دانسته يا
نادانسته در دام رفتارهاي نامناسب با شئون اجتماعي گرفتار
آيند و براي همنوعان خود مشكل ايجاد نمايند.
بعضي از اين اشخاص هيچ منطقي را جز فكر و سليقه خود
پذيرا نمي شوند و با گرفتن قيافه اي حق به جانب , هر انديشه و
نظر صحيح و منطبق با واقعيات اجتماعي را طرد و نفي
مي نمايند.
« نرمخويي » و « خنده رويي » از جمله ارزشهاي مهم
اجتماعي است كه گرفتار اين غفلتها و بدفهمي ها شده است .
بسيارند كساني كه اين ارزش را به دست فراموشي
سپرده اند و در هيچ زاويه و روزنه زندگي اجتماعي خود
جايگاهي براي آن اختصاص نداده اند.
در ميان همين اشخاص , با شدت و ضعف , هستند كساني
كه با زمين و زمان اخم مي كنند. چهره عبوس , تنگ خلقي ,
تندخويي و بدزباني از مختصات و نشانه هاي بارز اين افراد
محسوب مي شود.
شگفت اينكه برخي از اين تندخويان , برخورد نامناسب
خويش را به تعاليم دين نسبت مي دهند و چنين مي انديشند كه
انسان هر چه در درون خويش فرو رود و خوشرو و خنده رو
نباشد بهتر است و از ثواب و بهره معنوي بيشتري برخوردار
مي گردد! حال آنكه چنين تفكر و پنداري با تعاليم اجتماعي
دين منافات دارد و هيچ رابطه و قرابتي بين اين ناهنجاري ها با
تفكر زلال ديني درباره مناسبات اجتماعي و دقتها و
مراقبتهايي كه از ضروريات گسترش روابط جمعي است وجود
ندارد.
تعاليم اجتماعي اسلام خوشرويي و خنده رويي را يك
« ارزش » والا مي داند و با دستورات و توصيه هاي مكرر افراد
جامعه را به توجه و تمايل به آن راغب و مشتاق مي سازد.
شدت اهميت و اوج نقش آفريني اين فضيلت بزرگ
اجتماعي را بايد در تعابير و توصيفاتي كه در متون ديني وجود
دارد جستجو نمود. در يكي از اين تعابير زيبا نيك خويي و
ملايمت از صفات خداوند متعال شمرده شده
است . (1 )
« صفت الهي » ناميدن نيك خويي و خوش خلقي به ارزش
و منزلت بزرگ اين خصيصه والا دلالت دارد و به اين حقيقت
توجه مي دهد كه همچنان كه خداوند متعال با بندگان و
آفريده هايش با خوي نيكو و ملايمت و مهرباني برخورد مي كند
و رحمت او بر غضبش غالب است , بندگان نيز بايد در
مواجهات و معاشرتهاي اجتماعي سلوكي ملايم و سرشار از
خوشرويي و عطوفت داشته باشند.
در تعبير زيباي ديگري اين روحيه و صفت نيك , « اخلاق
پيامبرانه » نام مي گيرد و هر كس به كسب اين فضيلت اجتماعي
توفيق حاصل كند , از همه كس به پيامبر خدا شبيه تر ميگردد.
چنان كه رسول گرامي اسلام حضرت محمد(ص ) روزي به
اصحاب و يارانش فرمود :
« آيا نمي خواهيد شبيه ترين شما به خودم را خبر دهم
عرض كردند : چرا اي رسول خدا.
فرمود : نيكخوتر و خوش اخلاق ترين شما . (2 )
در توصيف و تعبيري ديگر نيكخويي و گشاده رويي در
معاشرتهاي اجتماعي , « يك نيمه دين » ناميده ميشود . (3 ) گويي
دين هيچ كس كامل نمي شود و مورد قبول و خشنودي حضرت
حق قرار نمي گيرد مگر آنكه به كسب اين صفت اخلاقي و
رفتاري توفيق حاصل نمايد و در عرصه هاي فعاليت اجتماعي
با دوستان و همكاران خويش باروي خوش و زبان ملايم
مواجه گردد.
اين توصيفها و تعابير به وضوح اهميت و نقش موثر
نيكخويي و خنده رويي را در روابط و معاشرتهاي اجتماعي به
اثبات مي رسانند و هر باور نادرست و خرافي را طرد و نفي
مي نمايند.
در عبارت ديگري چنين آمده است : بعد از فرائض ديني ,
هيچ يك از اعمال شخص با ايمان در پيشگاه خدا محبوبتر از
آن نيست كه با مردم با گشاده رويي و حسن خلق روبرو شود . (4 )
همچنين « رشد » و « بركت » و « شرف » و « اساس عقل »
ناميدن گشاده رويي و نرمخويي برجايگاه و نقش خاص اين
فضيلت بزرگ اخلاقي در زندگي اجتماعي انسان تاكيد
مي نمايد . (5 )
اكنون يك سئوال باقي مي ماند :
آيا با اين همه تاكيد و تعابير و توصيفهاي زيبا كه هركدام به
ضرورت , اهميت , و نقش حياتي و سازنده نيكخويي و
خوشرويي توجه مي دهند , باز هم مي توانيم در خود فرو رويم
و با همه تنگ خلق باشيم و همواره چهره در هم كشيده و ترشرو
و تندخو باشيم آدمهاي « حقيقت گرا » و « واقع بين » مي گويند
پاسخ اين سئوال منفي است .
پي نوشت ها :
1 ـ اين روايت در نهج الفصاحه از قول رسول اكرم (ص ) نقل
شده است :
« حسن الخلق خلق الله الاعظم »
« نيكخويي و حسن خلق , خلق و خوي خداوند است . »
2 ـ كافي , ج 3
3 ـ اين روايت از رسول گرامي اسلام (ص ) نقل گرديده
است :
« حسن الخلق نصف الدين »
« خوش خلقي , يك نيمه دين است » (نهج الفصاحه )
4 ـ اصول كافي , ج 2
5 ـ اين روايات در نهج الفصاحه بدين گونه ضبط گرديده اند :
خوشخويي رشد است
خوشخويي بركت است
هيچ شرفي همچون نيكخويي نيست .
اساس عقل پس از ايمان به خداوند , حيا و خوشخويي
است .
برخي از ارزشها و هنجارهاي اجتماعي به
فراموشي گرائيده و با غباري از تسامح و غفلت
پوشيده شده اند و اين نقيصه باعث شده است كه
تفكرات و سلايق نامنطبق با اصول و معيارهاي
صحيح , رشد و نمو كنند و بسياري از افراد دانسته يا
نادانسته در دام رفتارهاي نامناسب با شئون
اجتماعي گرفتار آيند و با گرفتن قيافه اي حق به
جانب هيچ منطقي را جز فكر و سليقه خود پذيرا
نشوند
در فرهنگ و معارف اسلامي , « خوشرويي و
نشاط » , صفت الهي , اخلاق پيامبرانه و يك نيمه دين
نام مي گيرد. همچنين از اين فضيلت بزرگ اخلاقي
با عناويني همچون رشد , بركت , شرف و اساس عقل
و خرد ياد مي شود و به اين ترتيب بر جايگاه و نقش
حياتي و سازنده آن در مواجهات و معاشرتها و
اخلاق و رفتار اجتماعي تاكيد و توصيه فراوان
مي شود
هستند كساني كه ارزش اجتماعي گشاده روي در
پيوندها و معاشرت ها را به دست فراموشي
سپرده اند و در هيچ زاويه و روزنه زندگي اجتماعي
خود جايگاهي براي آن اختصاص نداده اند , در
حالي كه بين اين نحوه سلوك با تفكر زلال ديني
درباره مناسبات اجتماعي و دقتها و مراقبتهايي كه
از ضروريات گسترش روابط جمعي است , هيچ
رابطه و قرابتي وجود ندارد

استفتائات
حجاب (3 )
حجاب برتر
|
سئوال : امروز حركت خزنده اي عليه چادر كه يك حجاب ملي
و سنتي است آغاز گرديده است , خواهشمنديم نظر مبارك را
در اين مورد مرقوم فرمائيد.
حضرت آيت الله فاضل لنكراني : سزاوار است خانم ها از چادر
استفاده كنند چون چادر در كشور اسلامي ايران از مظاهر و
شعائر اسلامي مي باشد و با حفظ اين شعار سعي كنند بانوان
محترم حركت مورد سئوال را خنثي كنند.
حضرت آيت الله صافي گلپايگاني : چادر بهترين پوشش براي
خانم ها است , چون تمامي مفاتن بدن را مي پوشاند. خانم هاي
مسلمان بايد آداب و سنن اسلامي را در لباس پوشيدن مراعات
كنند و از تجددگرايي مضر پرهيز كنند.
حضرت آيت الله بهجت : چادر حجاب پسنديده
است .
حضرت آيت الله سيستاني : چادر حجاب بهتر است و سزاوار
نيست زن هاي مومن بدون چادر خارج شوند.
حضرت آيت الله مكارم شيرازي : حجاب يكي از قوانين مسلم
اسلام است و اساس آن پوشاندن بدن و موها غير از صورت و
دست ها تا مچ است ولي بي شك چادر حجاب برتر
است .
حضرت آيت الله ميرزا جواد تبريزي : پوشيدن بدن بر زن
واجب و بهترين نوع پوشش واجب , همان چادر مشكي است
كه زنهاي مومنه خود را با آن مي پوشانند.

|
يقين
|
شب , صبح شده بود اما هنوز هوا تاريك بود , پيامبراكرم (ص ) به ديدار
اصحاب صفه آمده بودند , حضرت نگاهي به اصحاب انداخت , در آن ميان
چشمشان به يك جواني افتاد , جوان يك حالت غيرعادي داشت , تلوتلو
مي خورد.
چشمهايش به كاسه سر فرو رفته بود , رنگش زرد و غيرعادي مي نمود.
پيامبر(ص ) فرمودند : كيف اصبحت چگونه صبح كردي تو
جوان جواب داد : اصبحت موقنا يا رسول الله , صبح كردم در حالتي كه اهل
يقين هستم . يعني آنچه را كه شما از راه گوش يا زبان به ما فرموده اي , من از
راه بصيرت مي بينم .
پيامبراكرم (ص ) خواستند يك مقداري حرف از او بكشند فرمودند : ما
علامه يقينك هر چيزي علامتي دارد و تو ادعا مي كني اهل يقين هستي ,
علامت يقين تو چيست
عرض كرد : علامتش اين است كه روزها من را تشنه نگه مي دارد و شبها
مرا بي خواب , يعني اين روزهاي روزه و اين شب زنده داريها و بيخوابيها ,
علامت يقين من است , حالت يقين در من نمي گذارد كه من شب را سر به
بستر بگذارم و همچنين حتي يك روز را افطار كنم و روزه نباشم .
حضرت فرمودند : اين كافي نيست بيشتر از اين بگو;
عرض كردم : يا رسول الله ! من الاذن در اين دنيا هستم , اما درست مثل
اينكه آن دنيا را مي بينم و صداهاي آن را مي شنوم , صداي اهل بهشت را در
بهشت , صداي اهل جهنم را در جهنم , يا رسول الله ! اگر به من اجازه بدهي ,
اصحاب شما را يك يك معرفي مي كنم كه كداميك از اصحاب شما بهشتي
هستند و كدام جهنمي .
حضرت فرمودند : نه ! سكوت ! پيامبر(ص ) فرمود : جوان آرزويت
چيست
عرض كرد يا رسول الله ! شهادت , شهادت در راه خدا!
واقعا دقت كنيد و ببينيد , آن عبادتش و آن شب و روزش و اين هم
آرزويش , اين مي شود مومن اسلام , اين مي شود انسان اسلام .
(به نقل ازحكايتها و هدايتها درآثار استادشهيد مرتضي مطهري )

| |
|