روزنامه جمهوري اسلامي 20/10/1383 صفحه سياسي

* با ايران چه بايد كرد
* نگاهي به بازداشتگاههاي رژيم صهيونيستي
با ايران چه بايد كرد




گزارش شوراي روابط خارجي آمريكا در مورد جمهوري اسلامي ايران
ث اشاره
شوراي روابط خارجي آمريكا از نهادهاي تحقيقاتي بسيار تاثيرگذار در سياست خارجي آمريكا به شمار مي رود. گزارش حاضر نتيجه تحقيقات گروه ويژه ضربت شوراي روابط خارجي است كه در تاريخ 83,4,29 در موضوع اشتباهات سياست هاي آمريكا در قبال ايران منتشر شده است در اين گزارش آمده است كه آمريكا به جاي سياست برخورد با ايران بايد به سياست تعامل روآورد و از راهبرد براندازي حكومت ايران دست بردارد. فقدان تعامل مستمر با ايران به منافع آمريكا در خاورميانه ضربه مي زند , در مقابل , آمريكا بايد مذاكرات مستقيم با تهران را در زمينه هاي مشترك دنبال كند و تا زماني كه اختلافات دوجانبه در باره فعاليت هاي هسته اي ايران و نقش آن در مناقشات منطقه اي حل نشده , از فرصت گفتگو استفاده كند.
قابل ذكر است كه رياست مشترك گروه ويژه بر عهده « زبيگنپيو برژينسكي » مشاور امنيت ملي آمريكا در دوران رياست جمهوري كارتر و « رابرت گيتس » رئيس سازمان جاسوسي آمريكا(سيا) در زمان بوش پدر بوده است .
نظر به اهميت اين گزارش , معاونت آموزش و پژوهش خبرگزاري فارس با همكاري گروه بين الملل براي استفاده كارشناسان و صاحبنظران , متن كامل آن را ترجمه كرده است . هر چند مدت زماني از تاريخ انتشار گزارش مي گذرد كه بخشي از اين تاخير از تخصصي بودن متن ناشي شده است اما گذر زمان از اهميت راهبردي مطالب نمي كاهد.
شرح اوضاع ايران در داخل و خارج
25 سال پس از پيروزي انقلاب اسلامي , ايران براي آمريكا يك چالش و در عين حال يك فرصت است . مسايل مورد بحث , منعكس كننده چند گانگي و ضرورت تنگناهاي امنيتي آمريكا در دوران پس از حوادث 11 سپتامبر است : گسترش تسليحات كشتارجمعي , حمايت دولتي از تروريسم , ارتباط بين دين و سياست و ضرورت اصلاحات سياسي و اقتصادي در خاورميانه . در اين زمان در حالي كه عراق , كشور همسايه ايران ودشمن ديرينه آن , در حال گذري دشوار به حاكميت پس از جنگ است , و در شرايطي كه آژانس بين المللي انرژي اتمي فعاليت هاي ايران را بيش از پيش تحت نظر مي گيرد , ايران در سياست خارجه آمريكا جايگاهي بسيار گسترده دارد. « گروه ويژه ضربت » با درك وجود چنين ارتباطي با منافع حياتي آمريكا , خواستار برخورد گزينشي با ايران به منظور رفع نگراني هاي اساسي آمريكا است .
اين گروه ضربت , مذاكرات خود را بر اوضاع داخلي و سياست خارجي كلي ايران متمركز كرد تا شرايط را براي سياست آمريكا تبيين كند. زيرا به اين نتيجه رسيده است كه قطع دراز مدت روابط بين آمريكا و ايران همچنين تماس هاي محدود جاري واشنگتن با تهران , به معناي آن است كه هرگونه ارزيابي پويايي داخلي جمهوري اسلامي به ناچار ناقص خواهد بود. با اين حال اين گروه معتقد است ايران در آستانه انقلابي ديگر قرار ندارد. نيروهايي كه متعهدند نظام كنوني ايران را حفظ كنند , شديدا كنترل اين كشور را در اختيار دارند و در حال حاضر , آنها تنها طرف هاي مختار در مذاكرات هستند. بنابر اين تلاش هاي مستقيم آمريكا براي براندازي رژيم ايران ناكام خواهد ماند واز طرفي تغيير رژيم از طريق دخالت خارجي , ضرورتا نگراني نسبت به سياست هاي ايران را رفع نمي كند.
در همين حال , دوام جمهوري اسلامي و ضرورت نگراني ها در باره سياست هاي آن , ايجاب مي كند ايالات متحده به جاي آن كه منتظر سقوط جمهوري اسلامي ايران باشد , بايد با رژيم كنوني كنار بيايد.
نگراني هاي آمريكا از مدت ها پيش بر فعاليت ها و مقاصد ايران در قبال همسايگانش متمركز بوده است . در دهه گذشته سياست خارجي ايران به تدريج در برگيرنده مقتضيات منافع ملي نيز شده است . به جز در زمينه هاي حياتي كه در آن مكتب فكري (ايدئولوژي ) در درجه اول اهميت قرار داشته است . در نتيجه , تهران با همسايگانش روابطي سازنده ايجاد كرده و در عرصه بين الملل نيز مناسبات تجاري خود را گسترش داده است . شرايط متغير منطقه اي , براي ايران فشارها و بي ثباتي هايي را به همراه آورده است . اين گروه ويژه ضربت به اين نتيجه رسيده است كه گرچه مديريت سياسي ايران به دنبال اعمال نفوذ چند جانبه و بهره برداري از بي ثباتي در عراق به نفع مقاصد سياسي خود است , ايران مي توان در ايجاد دولتي با ثبات و تكثرگرا در بغداد نقش بالقوه بسيار مهمي ايفاد كند. ايران مي تواند در عراق و افغانستان نقشي سازنده داشته باشد اما در صورتي كه از دولت هاي جديد پس از جنگ در اين دو كشور , بيگانه نگاه داشته شود , قادر است مشكلات اساسي براي اين رژيم ها ايجاد كند.
گروه ضربت همچنين بر اين مساله تاكيد مي كند كه يكي از مهم ترين مسايلي كه در مقابل آمريكا قرار دارد , جاه طلبي هاي هسته اي ايران است . اعضاي اين گروه در اين باره كه آيا شواهد كافي از عزم ايران براي توليد سلاح هاي هسته اي وجود دارد يا خير , نظري متفاوت داشتند اما گروه ضربت معتقد است ايران احتمالا همكاري هاي تاكتيكي خود را با آژانس بين المللي انرژي اتمي ادامه مي دهد در حالي كه تلاش مي كند گسترده برنامه هاي هسته اي خود را مخفي كند تا در مدت زمان ممكن , گزينه هاي مختلف آن را علني نگه دارد.
نكته مهمي كه اين گروه به آن رسيده اين است كه به نفع آمريكا است تا با ايران به صورت گزينشي تعامل كند تا ثبات منطقه اي افزايش يابد , ايران متقاعد شود برنامه توليد سلاح هاي هسته اي را متوقف كند , ذخاير قابل اعتمادي از انرژي را حفظ كند , تهديد تروريسم را كاهش دهد وبه « كاستي هاي دمكراسي » كه خاورميانه را در خود فرو برده است , رسيدگي كند. به همين دلايل اعضاي اين گروه خواستار بازبيني در رويكرد آمريكا در قبال ايران هستند.
رويكردي جديد در قبال ايران (توصيه به همكاري و گفتگو)
گروه ويژه ضربت معتقد است نداشتن همكاري مستمر با ايران , در وضعيت كنوني , به منافع آمريكا در منطقه اي حساس از جهان آسيب مي رساند و اين كه بايد سياست گفتگوي مستقيم با تهران در زمينه هاي خاص كه مايه نگراني دوجانبه است , دنبال شود.
مذاكرات سياسي با ايران نبايد آنقدر به تعويق افتد كه اختلافات شديد در خصوص جاه طلبي هاي هسته اي ايران ودخالت هاي غرض آلود آن در مناقشات منطقه اي حل شده باشد. بلكه برعكس , روند مشاركت گزينشي سياسي با ايران , زمينه بالقوه موثر براي رسيدگي به اين اختلافات است . دقيقا همان طور كه ايالات متحده با چين روابطي سازنده دارد (و پيش از آن با اتحاد جماهير شوروي داشت ) در حالي كه در برخي زمينه هاي خاص در سياست هاي داخلي و بين المللي با آن شديدا مخالف است , واشنگتن بايد در قبال ايران هم سياستي اتخاذ كند كه آماده باشد زمينه هاي منافع مشترك را بيابد و در همان حال با سياست هاي ناخوشايند ايران مخالفت كند. نهايتا هرگونه آشتي با تهران تنها در قالب پيشرفتي معنادار براساس مهم ترين نگراني هاي آمريكا در زمينه هاي تسليحات هسته اي , تروريسم و ثبات منطقه اي صورت خواهد گرفت .
توافق بزرگي كه بتواند اختلافات اساسي بين ايران و آمريكا را حل و فصل كند , هدفي واقع گرايانه نخواهد بود و به دنبال چنين نتيجه اي بودن , احتمالا در كوتاه مدت پيشرفتي در منافع حياتي واشنگتن به بار نخواهد آورد. اين گروه ويژه در عوض پيشنهاد مي كند با ايران به صورت گزينشي در مسايلي كه منافع ايران و آمريكا تلاقي مي كند , تعامل صورت گيرد و همچنين براي رسيدگي به نگراني هايي كه زمينه اختلافات دو كشور است , اساس كار بر پيشرفتي سودآور بنا شود.
سياست آمريكا در قبال ايران بايد از معيارهاي تنبيهي و تشويقي بهره بگيرد. اتكاي آمريكا بر تحريم هاي يك جانبه جمعي در رسيدن به اهداف اعلام شده خود مبني بر تغيير عملكرد ايران ناموفق بوده است و واشنگتن را در برخورد با دولت ايران همچنين مقابله با تهديد زور , از برخورداري از اهرم قدرت محروم كرده است . باتوجه به نقش مهم و رو به فزون منافع اقتصادي در شكل دادن به گزينه هاي سياسي ايران در داخل و خارج , دور نماي روابط تجاري با آمريكا بايد ابزاري قدرتمند براي زرادخانه واشنگتن باشد.
اعمال نفوذ عاقلانه
آمريكا بايد بدون اتكا بر لفاظي تغيير رژيم , از دمكراسي در ايران حمايت كند. زيرا اين مساله احتمالا احساسات ملي گرايانه را در دفاع از رژيم كنوني ايران حتي بين كساني كه اكنون مخالف آن هستند , برمي انگيزد. دولت آمريكا بايد لفاظي ها و سياست هاي خود را بر ارتقاي سياسي متمركز كند زيرا اين امر ايران را به گسترش نهادهاي دمكراتيك قوي تر در داخل و افزايش روابط سياسي و ديپلماتيك در خارج تشويق مي كند. همكاري با دولت كنوني ايران براي رسيدگي به مسايل منطقه اي و مهم بين المللي نبايد با حمايت آمريكا از اين اهداف مغايرت داشته باشد , در حقيقت اعمال نفوذ عاقلانه , فرصت هاي اعمال تغييرات داخلي در ايران را افزايش مي دهد.
گروه ضربت با يادآوري تلاش هاي مكرر دولت آمريكا براي اعمال نفوذ در رژيم تهران در 25 سال گذشته خاطر نشان مي كند اين تلاش ها به دلايل متعدد , بي نتيجه بوده است . اين گروه معتقد است دخالت نظامي آمريكا در امور همسايگان ايران در عراق و افغانستان , دورنماي ژئوپوليتيك منطقه را تغيير داده است . اين تغييرات احتمالا ايران و آمريكا را تشويق مي كند گفت و گوهاي دوجانبه سودمند را آغاز كنند. اين گفت و گوها ابتدا بايد درباره مسايل مربوط به منافع مشترك نظير ثبات منطقه اي و در نهايت بر مسايل بسيار جدي مانند تروريسم و منع تكثير تسليحات كشتار جمعي , متمركز باشد. ما اقرار مي كنيم كه حتي هوشمندانه ترين سياست هاي اتخاذ شده در قبال ايران , ممكن است به دليل مقاومت ايراني ها موثر نباشد.
در ادامه رويكرد تعيين شده در بخش هاي قبلي , اين گروه به منظور رسيدگي به مهم ترين مسايل مورد نگراني اين پيشنهادات را ارائه مي كند :
مذاكره براي ثبات منطقه
آمريكا براي رسيدگي به برخي مسايل خاص مرتبط با ثبات منطقه اي بايد به ايران پيشنهاد مذاكرات مستقيم بدهد. اين مذاكرات بايد ادامه و گفت و گوهاي ژنو باشد كه 18 ماه پس از حوادث 11 سپتامبر با تهران صورت گرفت و از اين سطح نيز فراتر رود. ساختار اين مذاكرات بايد به گونه اي باشد كه در روند تقويت حاكميت دولت هاي مركزي در عراق و افغانستان و همچنين بازسازي اقتصاد آنها , مشاركت سازنده ايران را تشويق كند. تماس هاي مكرر با ايران همچنين بايد مجرايي فراهم كند تا به وسيله آن نگراني هاي ناشي از فعاليت ها و روابط ايران با مراكز رقيب قدرت در اين دو كشور , برطرف شود. دولت آمريكا به جاي سوداي راهكاري مفصل به منظور از سرگيري روابط با ايران , همانطور كه دولت هاي پيشين پيشنهاد كرده اند , بايد به فكر تدوين مكانيزمي ساده تر براي مذاكرات رسمي با تهران باشد. آمريكا و ايران نيز مي توانند مانند بيانيه شانگهاي 1972 كه بين آمريكا و چين امضا شد , براي تبيين شاخصه هاي تعامل به منظور رسيدن به اهداف بسيار مهم و تاكيد بر حوزه هاي نفوذ داخلي دو طرف , بيانيه اصول همكاري هاي خود را تبيين كنند. تلاش براي تدوين چنين بيانيه اي , دو طرف را متقاعد مي كند بر مذاكرات دوجانبه و واقعي , تمركز سازنده داشته باشند و براي آن هزينه كنند. در صورتي كه اين تلاش به بن بست برسد , اين امر نبايد مانع از ادامه مذاكرات دو جانبه در برخي زمينه هاي خاص شود.
ايالات متحده بايد بر ايران فشار وارد آورد تا وضعيت عوامل القاعده را كه تهران بازداشت كرده است , مشخص كند. آمريكا همچنين بايد خاطر نشان كند كه گفت و گوهاي امنيتي با ايران مشروط بر آن است كه دولت تهران تضمين دهد براي اعمال خشونت عليه دولت جديد عراق و افغانستان همچنين نيروهاي ائتلافي كه به آنها كمك مي كند , تسهيلاتي فراهم نخواهد كرد. در عين حال واشنگتن بايد با دولت موقت عراق همكاري كند تا سازمان مجاهدين خلق مستقر در عراق را منحل كند و ضمانت دهد كه رهبران آن به دست عدالت سپرده خواهند شد.
برنامه هسته اي ايران
ايالات متحده با هماهنگي نزديك با متحدان خود در اروپا و همچنين هماهنگي با روسيه , بايد براي رسيدگي به برنامه هاي هسته اي ايران , راهبردي متمركزتر اجرا كند. ايران در آينده اي نزديك بايد تحت فشار قرار گيرد تا به تعهدات خود (به سه كشور اروپايي ) براساس تفاهم اكتبر 2003 عمل كند يعني تمام فعاليت هاي مرتبط با غني سازي و فرآوري اورانيوم را به حال تعليق درآورد. در حالي كه اين وضعيت تعليق پابرجا است , ايالات متحده و ساير اعضاي جامعه جهاني بايد به دنبال چارچوب توافق نامه اي با ايران باشند كه براساس آن براي مساله هسته اي , راه حلي دراز مدت حاصل شود. اين توافق بايد شامل تعهد دولت ايران براي كناره گيري كامل از روند غني سازي و ساير قابليت هاي چرخه سوخت و همچنين تصويب پروتكل الحاقي آژانس بين المللي انرژي اتمي ) باشد . ايران همچنين بايد مجموعه گسترش يافته IAEA ( پادمان هاي (سيستم كنترل و نظارت ) آژانس را تصويب كند تا از صلح آميز بودن برنامه هاي هسته اي آن اطمينان حاصل شود. در عوض ايالات متحده نيز بايد مخالفت خود را با برنامه هاي هسته اي غيرنظامي ايران كنار بگذارد و به ضمانت هاي چند جانبه تن دهد تا براساس آن ايران , تا زماني كه به تعهدات منع گسترش تسليحات هسته اي پايبند است , بتواند سوخت هسته اي را با نرخ منطقي بازار براي استفاده در نيروگاههاي خود , خريداري كند. اين توافق همچنين بايد دو طرف را , براساس مذاكراتي كه به موازات گفت و گوهاي ايران با اتحاديه اروپا صورت مي گيرد , به ارتقا روابط سياسي و اقتصادي ملزم كند.
در كوتاه مدت نيز ايالات متحده براي جلوگيري و همچنين كشف هرگونه فعاليت مخفيانه هسته اي , آژانس بين المللي انرژي اتمي را تحت فشار قرار دهد تا پروتكل الحاقي آژانس را اعمال كند. اين پرونده بايد آزمايشي جدي براي تعيين ميزان پايبندي ايران به تعهداتش براساس بند دوم پيمان منع توليد و تكثير تسليحاتي اتمي و همچنين اعتبار و كارآمدي رژيم منع تكثير تسليحات اتمي در جهان باشد. تهران بايد صراحتا درك كند اگر با آژانس بين المللي انرژي اتمي به صورت ممتد و واقعي همكاري نكند , با تحريم هاي چند جانبه شوراي امنيت سازمان ملل متحد روبرو خواهد شد. آمريكا در درازمدت تر همچنين بايد درباره همكاري هاي امنيتي با حضور ايران وهمسايگانش كه به سلاح هاي هسته اي مجهزند , مذاكره كند.
صلح خاورميانه
ايالات متحده بايد حضور فعال خود را در روند صلح خاورميانه از سرگيرد و دولت هاي مهم عربي را تحت فشار قرار دهد تا براي حمايت واقعي و جدي خود از اين روند و همچنين هرگونه توافق نامه نهايي , متعهد باشند. زماني كه هيچ گونه پيشرفتي به سوي صلح صورت نگيرد , احساسات و فعاليت هاي ضد اسراييلي خطرناك ايراني ها تشديد مي شود. تلاش براي محدود كردن جريان كمك به گروه هاي تروريستي بايد با گام هاي مرتبط با ارائه جايگزين معنادار چرخه ممتد خشونت , همراه باشد. براي رسيدن به صلح بين اعراب واسراييل به منظور توقف جريان خشونت طلبي در منطقه , تلاش جدي واشنگتن ضروري است .
گزارش گروه ضربت
منطقه خاورميانه كه از مدت ها قبل با واژه خطرناك توصيف شده , در دو سال گذشته شاهد يك رشته تحولات فوق العاده بوده است . از زمان حوادث 11 سپتامبر دو دولتي كه هم براي شهروندان خود و هم همسايگانشان تهديدي جدي و ثابت شده بودند يعني عراق و افغانستان , نابود شده اند. به جاي آنها نيز مجموعه اي از واقعيات و فرصت ها ظهور كرده است .
اما تا به امروز يك مشكل در سياست آمريكا وجود داشته و آن ايران بوده است , و عجيب آن كه ايران نسبت به تحولاتي كه همسايگان آن را در هم كوبيده , غير قابل نفوذ بوده است . با گذشت تقريبا ربع قرن از انقلابي كه يك دولت مذهبي را جايگزين حكومت شاهنشاهي كرد , روابط ايران ـ آمريكا در شرايط ناشي از حال و احوال گذشته و اختلافات كاملا واقعي امروز درگير شده است . اين اختلافات عمدتا از تلاش آشكار ايران براي به دست آوردن توان تسليحات اتمي و همچنين حمايت ممتد آن از گروه هاي مبارز ناشي شده است , گروه هايي كه در مناقشات زياد منطقه اي از جمله بحران اسراييل ـ فلسطين دخالت دارند. اما باوجود اهميت اين اختلافات , منافع آمريكا , شامل تضمين جريان ثابت نفت از خليج فارس , فراتر از اين مشكلات است .
استمرار خصومت واشنگتن و تهران
اما در منطقه اي كه مناقشات و بي ثباتي آن را فراگرفته , خصومت بين واشنگتن و تهران از دوامي تعجب برانگيز برخوردار بوده است . با وجود تغييرات قابل ملاحظه در جمهوري اسلامي از زمان شروع آشفته انقلاب و همچنين به رغم تاثير اختلافات مذكور در منافع ايران و آمريكا , اين خصومت ها همچنان ادامه دارد. با اين وجود اين بي تفاوتي در خاورميانه ادامه دارد و ايران تنها كشور منطقه است كه با داشتن روابط رسمي ديپلماتيك با واشنگتن قويا مخالف است . چنين خصومت دراز مدتي ممكن است در ساير مناطق دنيا و يا در روابط با كشوري ديگر قابل تحمل باشد اما زماني كه پاي ايران در ميان است , اين مساله عميقا مشكل آفرين خواهد بود. ابتدا , وجود اين اختلاف به معناي ناديده گرفتن واقعيت اين عصر جهان شمول است . ايران به عنوان پرجمعيت ترين كشور خاورميانه و يكي از بزرگترين توليد كنندگان انرژي در جهان , نمي تواند از مزاياي انزوا و نافرماني گسترده مانند آنچه كشورهائي نظير كره شمالي به دنبال آن هستند , لذت ببرد.
با اين وجود دشمني رسمي بين واشنگتن و تهران منافع مشترك آنها را در برخي زمينه ها تحت الشعاع قرار مي دهد. ضروريات راهبردي ايران و آمريكا به هيچ وجه يكسان و هم شكل نيست اما در شيوه هاي خاص به ويژه در زمينه برقراري ثبات در عراق و افغانستان , با يكديگر تلاقي مي كند. نيازهاي كوتاه مدت و ديدگاه هاي دراز مدت تهران و واشنگتن در هر دو كشور عراق و افغانستان بسيار مشابه است . گر چه ممكن است اين ضروريات در زمينه هاي خاص عميقا متفاوت باشد. هم آمريكا و هم ايران خواستار آن هستند كه دولت هاي پس از جنگ در عراق و افغانستان به حقوق تمام شهروندان خود احترام گذاشته و با همسايگانشان در صلح و آرامش به سربرند. دشمني كه از خصوصيات برجسته در روابط ايران و آمريكا است , اين منافع مشترك را به تدريج نابود كرده و منافع بالقوه ناشي از همكاري هاي مشترك را به هدر مي دهد. هم زمان كه دولت هاي جديد و ضعيف در بغداد و كابل , فعاليت هاي خود را براي رسيدگي به امور خطرناك پس از جنگ آغاز مي كنند , ايالات متحده و كشورهاي منطقه نمي توانند براي ايجاد ثبات در منطقه از نقش بالقوه خود چشم پوشي كنند.
سرانجام اين بيگانگي باعث شده است برخي سياست هايي كه منشا مناقشه بين آمريكا و ايران است , ريشه بدواند. كنش متقابل بين ايران و آمريكا كه مايوس كننده و در عين حال آشنا است . چرخه اي , « خود ماندگار » را سبب شده است كه در آن بي اعتمادي دو جانبه , جسارتي انعطاف ناپذير و موضعي سرسخت را در مذاكرات دو جانبه ايجاد كرده است . برنامه هاي هسته اي تهران , بخشي از بلند پروازي برخورداري از قدرت بازدارندگي عليه هرگونه تهديد امنيت ملي آن ناشي شده است , اين تلاش ها در عوض , عزم آمريكا را براي بسيج كشورهاي جهان در اتخاذ موضعي هماهنگ عليه سياست هاي ايران , مستحكم تر مي كند. غلبه بر مساله فقدان تماس بين ايران و آمريكا , شايد تنها جايگزين براي استفاده از زور در كاهش نگراني هاي عمده واشنگتن از رفتار ايران باشد.
گروه ضربت براي بررسي اين مسايل در خصوص ايران , به چالش طلبيده شد تا به منظور رسيدگي بهينه به نگراني هاي آمريكا و گسترش منافع آن , مسيري براي آينده پيشنهاد كند. در كانون اين تلاش , عقيده اي بسيار مهم نهفته و حاكي است در بسياري از زمينه هاي منافع آمريكا به ويژه در مهار تروريسم و نظارت بر گسترش تسليحات كشتار جمعي , ايران مجموعه اي پيچيده و قابل توجه از نگراني ها است . اين گزارش با ارائه تصوير كلي اين منافع آغاز شده و با ارزيابي از زمينه هاي كلي شكل دهنده سياست ايران درداخل و در عرصه روابط بين الملل , ادامه مي يابد و از زمينه هاي بسيار حساس منع گسترش تسليحات كشتار جمعي و مناقشات منطقه اي نيز تحليلي ارائه مي دهد. در پايان اين گزارش ارزيابي ها و پيشنهادات گروه ضربت براي مواجهه با اين چالش ها نيز ارائه شده است .
آمريكا بايد مخالفت خود را با برنامه هاي هسته اي غير نظامي ايران كنار بگذارد و به ضمانتهاي چند جانبه تن دهد تا بر اساس آن , ايران بتواند سوخت هسته اي را براي استفاده در نيروگاههاي خود خريداري كند
تحريم هاي يك جانبه عليه ايران بي تاثير است . در ايران نمي توان مردم را از حكومت جدا كرد و دوام جمهوري اسلامي ايجاب مي كند كه ايالات متحده با رژيم كنوني كنار بيايد
تجربه تلاش آمريكا براي اعمال نفوذ در حكومت تهران طي 25 سال اخير نشان داده كه اين گونه تلاشها بي نتيجه است
واشنگتن بايد با دولت موقت عراق همكاري كند تا سازمان مجاهدين خلق (منافقين ) مستقر در عراق را منحل كند و ضمانت دهد كه رهبران آن به دست عدالت سپرده خواهند شد

نگاهي به بازداشتگاههاي رژيم صهيونيستي




رژيم صهيونيستي اخيرا اعلام كرد 159 اسير فلسطيني را آزاد خواهد كرد.
بدين ترتيب اين دومين اقدام نمايشي رژيم صهيونيستي در آزادسازي اسيران فلسطيني است .
سي ام آذر ماه گذشته نيز 170 فلسطيني از بازداشتگاه رژيم صهيونيستي آزاد شده بودند , درحالي كه مقامات فلسطيني و ناظران سياسي اين اقدام را مربوط به افرادي مي دانند كه مدت محكوميتشان تمام شده يا اينكه به دليل نداشتن مجوز كار بازداشت شده بودند وضع اسيران فلسطيني همچنان در هاله اي از ابهام باقي مانده است . كودكان فلسطيني بسياري در بازداشتگاههاي رژيم صهيونيستي وجود دارند و از آن گذشته , سربازان اين رژيم در روزهاي اخير به ربودن و بازجويي از كودكان فلسطيني اقدام مي كنند.
در اين ميان شماري از زنان فلسطيني نيز در طول انتفاضه بازداشت شده اند كه هنوز تكليف آنان مشخص نيست .
وضع حقوقي زندانيان فلسطيني با بازداشتهاي اداري در خلا قانوني قرار گرفته است و نيروهاي امنيتي رژيم صهيونيستي به دلخواه و بدون هيچ گونه حكم قضايي مدت بازداشت اين گونه زندانيان را تمديد مي كنند. همچنين وضع بهداشتي زندانهاي رژيم صهيونيستي بسيار تهديدآميز گزارش مي شود.
كودكان زنداني
درحال حاضر 312 كودك و نوجوان در زندانهاي رژيم صهيونيستي وجود دارند كه 74 نفر از انها محكوم شده اند و 220 نفر ديگر به انتظار محاكمه هستند و 18 كودك نيز در بازداشت اداري به سر مي برند از ميان كودكان اسير فلسطيني 45 كودك بيمار و محروم از نظارت هاي بهداشتي و درماني هستند , نظارتهايي كه از ساده ترين حقوق زندانيان است و همه قوانين بين المللي به ويژه توافقنامه حقوق كودك بر آن تاكيد مي كند . (1 ) از جمله اقدامات وحشيانه زندانبانان رژيم صهيونيستي عليه كودكان اسير مي توان به ارائه نكردن وعده هاي غذايي , نبود وسايل بهداشتي , انتشار حشرات موذي در زندان و نبود تهويه مناسب در سلولها اشاره كرد.
نيروهاي نظامي رژيم صهيونيستي كودكان فلسطيني را مي ربايند و با آزار و اذيت , از آنان بازجويي مي كنند.
نظاميان صهيونيست تعدادي از كودكان را 27 آذر ماه گذشته در منطقه الكركفه در شهر بيت لحم ربودند و به نقطه نامعلومي انتقال دادند.
ورد جمال زواهره كودك 9 ساله اي كه در ميان كودكان ربوده شده به چشم مي خورد , پس از خروج از منزل براي بازي با ديگر كودكان فلسطيني ناپديد شد و نيمه شب ترسان و مضطرب به خانه بازگشت . (2 ) خانواده اين كودك فلسطيني گفتند : فرزندشان پس از ربوده شدن به پست بازرسي نظامي جيلو در منطقه شمالي شهر بيت لحم انتقال داده شد و تحت بازجويي شديد نظاميان رژيم صهيونيستي قرار گرفت .
بازجويان نظامي رژيم صهيونيستي با به كارگيري روشهاي غيراخلاقي و ايجاد رعب و ترس دراين كودك فلسطيني او را مجبور به ارائه شماره تلفن منزل و اطلاعات ديگري كردند.
گفتني است برادر 17 ساله اين كودك فلسطيني به اتهام عمليات ضداسرائيلي به چهار سال و هفت ماه زندان به همراه پرداخت غرامت مالي محكوم شده است و هم اكنون در بازداشت نيروهاي رژيم صهيونيستي به سرمي برد.
حدود 100 تا 200 كودك فلسطيني در بازداشتگاههاي رژيم صهيونيستي به سرمي برند كه اتهام همه آنان پرتاب سنگ به طرف نظاميان اشغالگر ذكر شده است . (3 )
زنان زنداني
300 زن فلسطيني به ويژه از زمان آغاز انتفاضه در زندانهاي رژيم صهيونيستي به سر مي برند . (4 )
اسيران زن فلسطيني در زندانهاي رژيم صهيونيستي با رفتارهاي غيراخلاقي ماموران امنيتي صهيونيستي مواجهند اسيران زن فلسطيني در زندان اشغالگران رژيم صهيونيستي روزانه با رفتار بسيار وقيحانه بازجويان صهيونيستي روبرو هستند و آنان با توسل به اين شيوه ها از زنان فلسطيني اعتراف مي گيرند . (5 )
دستگاه مخابرات رژيم صهيونيستي (شاباك ) با حمايت از رژيم صهيونيستي اجازه دارد كه از ابزارها و روشهايي در برخورد با زندانيان فلسطيني استفاه كند كه براساس قوانين بين المللي به كارگيري آنها در جلسات بازجويي ممنوع است .
اسيراني كه شهيد شدند
درحال حاضر بيش از صد اسير زن فلسطيني در زندانهاي رژيم صهيونيستي در شرايط بسيار سختي به سر مي برند و به طور بي سابقه اي مورد برخي تعرضات قرار مي گيرند . (6 )
درحال حاضر بيش از 7500 اسير فلسطيني از جمله 404 اسيري كه قبل از تاسيس تشكيلات خودگردان در بازداشت بوده اند , در زندانهاي رژيم صهيونيستي به سر مي برند.
دراين بين 671 اسير قبل از انتفاضه الاقصي زنداني شده اند .
از مجموع كل اسيران و بازداشت شدگان فلسطيني 187 اسير از غزه 356 نفر از كرانه باختري , 88 نفر از قدس و 40 نفر ديگر از سرزمينهاي اشغالي سال 1327 مي باشد .
در بين اسيران يادشده 1727 نفر متاهل و سرپرست خانواده هستند , 1279 اسير مدت محكوميتي بين يك ماه تا 10 سال دارند و 264 اسير نيز مدت محكوميتشان از 10 سال تا 15 سال است و دراين بين 477 نفر نيز محكوميتي 15 ساله دارند تعداد اسيراني كه به 50 سال زندان محكوم شده اند بيش از 444 اسير است .
444 اسير تاكنون 10 سال محكوميت و 140 نفر نيز 15 سال و 16 نفر هم 20 سال و 5 اسير نيز 25 سال محكوميت خود را گذرانده اند .
سعيد العتبه با گذراندن 28 سال محكوميت در زندان با سابقه ترين زنداني فلسطيني در بند زندانهاي رژيم صهيونيستي است .
تاكنون 175 اسير بر اثر استفاده غيرمجاز از روشهاي مختلف شكنجه در زندانهاي رژيم صهيونيستي شهيد شده اند كه 70 نفر از اين شهيدان به طور عمدي پس از بازداشت به قتل رسيده اند.
وضع بهداشتي زندانهاي رژيم صهيونيستي
950 اسير فلسطيني در نتيجه اهمال كاريهاي پزشكي و درمان نشدن به موقع در زندانهاي رژيم صهيونيستي در آستانه مرگ قرار دارند . (7 )
ارائه نشدن خدمات پزشكي به اسيران برخلاف همه قوانين بين المللي به ويژه كنوانسيون چهارم ژنو است كه برحق استفاده از خدمات پزشكي در زمان اسارت تاكيد مي كند.
وضع بهداشتي اسيران فلسطيني آشكارا در چهار سال گذشته روبه وخامت گذاشته است كه دخالت جدي جامعه بين الملل را به مراقبت بهداشتي از اسيران مي طلبد.
حدود 250 اسير به ضرب گلوله نظاميان رژيم صهيونيستي پيش از بازداشت مجروح شده اند و 25 اسير ديگر نيز برخي از اعضاي بدنشان فلج شده است 15 اسير زن و مرد فلسطيني در زندانهاي رژيم صهيونيستي به بيماري سرطان مبتلا شده اند.
از مجموع زندانيان فلسطيني , 900 اسير به بيماريهاي مزمن و مختلف از جمله بيماريهاي قلبي و مفاصل چشمي در حد نابينايي مبتلا شده اند . (8 )
بازداشتگاههاي سري
مقامات صهيونيستي اخيرا از وجود بازداشتگاههاي مخفي كه به بازجويي فلسطيني ها اختصاص دارد , پرده برداشتند. طبيعتا دسترسي به اين بازداشتگاهها ناممكن است و نمي توان آماري دراين خصوص ارائه كرد.


« رهافا گلئون » عضو كنست مجلس رژيم صهيونيستي اطلاعاتي را درباره بازداشتگاههاي سري در اين رژيم ارائه كرد , اما قضات دادگاه عالي از انتشار مكان دقيق اين بازداشتگاه خودداري كردند.
زندان يادشده با نام 1391 در داخل پادگاني قرار دارد كه مجهز به تجهيزات پيشرفته بازجويي است .
« آهارون براك » رئيس دادگاه عالي رژيم صهيونيستي گفت : ساختمان اين بازداشتگاه در داخل رژيم صهيونيستي است و هيچ كس نبايد از محل دقيق آن اطلاع داشته باشد , اما قاضي « بركل » نماينده قضات رژيم صهيونيستي گفت : محل اين بازداشتگاه بين شهر الخضير و زندان كيشوف است و اعلام مكان دقيق آن امنيت رژيم صهيونيستي را تهديد مي كند.
افشاي وجود بازداشتگاههاي سري رژيم صهيونيستي درحالي است كه مقامات اين رژيم همواره از وجود چنين مكانهايي ابراز بي اطلاعي و اعلام كرده اند كه در دولت دموكراتيكي چون رژيم صهيونيستي وجود چنين زندانهايي معنا ندارد.
اعتصاب عمومي در اعتراض به بازداشت اداري
بازداشت شدگان اداري فلسطين اخيرا در اقدامي اعتراض اميز به احكام دادگاههاي اداري رژيم صهيونيستي , اين دادگاهها را تحريم و از حاضر شدن در جلسه محاكمه خودداري كردند.
اين اقدام بازداشت شدگان فلسطيني به منظور نشان دادن مشروعيت نداشتن اين دادگاهها و اعتراض به تمديد مستمر احكام بازداشتشان صورت گرفت .
هشام عبدالرزاق وزير امور اسيران و آزادگان فلسطين درباره اعتصاب بازداشت شدگان اداري فلسطين در زندانهاي رژيم صهيونيستي گفت : اين اقدام , اقدامي اعتراض آميز و افشاگرانه درخصوص سياست نژادپرستانه مقامات قضايي رژيم صهيونيستي است .
اسيران اداري از زمان دستگيري شان فقط در بازداشت بوده اند , بدون آنكه موارد اتهامي آنها ثابت شود.
از آنجا كه صهيونيستها موارد اتهامي مشخصي براي اين اسيران ندارند هر بار كه زمان بازداشتشان به پايان مي رسد , احكام جديدي صادر مي كنند كه بازداشت آنها را تمديد مي كند.
چنانچه موارد اتهامي مشخصي در دست نباشد , براساس قانون , بازداشت شده بايد به دادگاهي بالاتر ارجاع و دستور بازداشت اداري وي لغو شود.
وزير امور اسيران و آزادگان فلسطين فشارهاي بين المللي را بر رژيم صهيونيستي با هدف توقف سياست بازداشت اداري فلسطيني خواستار شد و آن را مغاير با معيارها و قوانين حقوق بشر و كنوانسيون ژنو دانست .
رژيم صهيونيستي چه كساني را آزاد كرد
رژيم صهيونيستي اخيرا با آزادي 170 اسير فلسطيني موافقت كرد كه اكثر آنها را كارگران و يا زندانياني تشكيل مي دادند كه مدت محكوميت خود را سپري كرده بودند يا فقط چند روز به پايان مدت محكوميتشان باقي بود.
سخنگوي ارتش رژيم صهيونيستي اعلام كرد : 120 نفر از اين اسيران عضو جنبش فتح و 50 نفر از آنها نيز جزو كساني بودند كه بدون مجوز قانوني وارد سرزمينهاي اشغالي فلسطين سال 1327 شده بودند .
تل آويو همچنين مدعي شد كه اين اقدام را در پاسخ به حسن نيت حسني مبارك , رئيس جمهور مصر در آزادي « عزام عزام » جاسوس اين رژيم در مصر انجام داده است .
اين اقدام تبليغاتي رژيم صهيونيستي با واكنش نهادهاي فلسطيني در داخل تشكيلات خودگردان مواجه شد و آنها اعلام كردند : اسيراني كه رژيم صهيونيستي قصد آزادي آنها را دارد فقط چند روز به پايان مدت محكوميتشان باقي مانده است و اين حركتي نمايشي براي اقناع افكار عمومي جهان است .
روزنامه القدس العربي چاپ لندن , در شماره 29 آذر با اشاره به تصميم دولت آريل شارون در آزادي 170 اسير فلسطيني نوشت : شارون با اين اقدام قصد دارد نگاه افكار عمومي جهان را از حملات نظامي گسترده ارتش به شهرهاي رفح و خان يونس با اقدامي به ظاهر انسان دوستانه منحرف كند.
رژيم صهيونيستي هفتم دي ماه بار ديگر اعلام كرد كه قصد دارد 159 اسير فلسطيني را آزاد كند.
عيسي قراقع رئيس انجمن فلسطيني حمايت از اسيران , اقدام رژيم صهيونيستي را در آزاد كردن اين اسيران , تلاش براي گمراه كردن افكار عمومي جهان از رنج و مشقت 8 هزار اسير فلسطيني دربند زندانهاي رژيم صهيونيستي توصيف كرد و گفت : رژيم صهيونيستي تقريبا همين تعداد فلسطيني را هفته گذشته بازداشت كرده است . كساني كه آزاد شده اند يا مدت محكوميتشان به پايان رسيده است يا كارگراني هستند كه به دليل همراه نداشتن مجوز كار در داخل خط سبز سرزمينهاي اشغالي بازداشت شده بودند.
استمداد از جامعه بين الملل و دادگاه لاهه
در پي افزايش اقدامات غيرانساني بازجويان زندانهاي رژيم صهيونيستي عليه اسيران زن و مرد فلسطيني كه اين روزها همزمان با دعوت جامعه جهاني به برقراري آرامش در فلسطين به اوج خود رسيده است , رئيس انجمن فلسطيني حمايت از اسيران در 24 آذر ماه گذشته از ارجاع پرونده نقض حقوق بشر درخصوص زندانيان فلسطيني به ديوان عدالت بين المللي لاهه خبر داد.
عيسي قراقع گفت : ما قصد داريم موارد نقض قانون از جانب مسئولان زندانهاي رژيم صهيونيستي عليه اسيران فلسطيني را به دادگاه لاهه ارجاع دهيم و دراين راه , از برخي وكلاي خارجي براي جمع آوري اسناد و شواهد از بازداشت شدگاني كه شكنجه شده اند كمك مي گيريم همچنين مدارك اسيران فلسطيني را كه با وجود آگاهي مسئولان زندان رژيم صهيونيستي از نامساعد بودن وضع جسمي آنان , همچنان شكنجه مي شوند , جمع آوري خواهيم كرد.
وي همچنين تاكيد كرد كه بحران در زندانهاي رژيم صهيونيستي به حدي است كه ضرورت طرح آن در قالب مشكلي بين المللي در سازمان ملل متحد ضروري است , زيرا وضع اسيران فلسطيني در زندانهاي اين رژيم آن چنان فاجعه بار است كه ديگر نمي توان آن را درحد مسئله اي دوجانبه ميان رژيم صهيونيستي و فلسطين دانست .
خبرگزاري قدس
1 ـ گزارش اداره برنامه ريزي و سرشماري اسيران و آزادگان فلسطيني ـ 83,9,30
2 ـ پايگاه اينترنتي « عرب 48 » ـ 83,9,29
3 ـ آمار موسسه يهودي ـ فلسطيني « بت سليم »
4 ـ گزارش اداره برنامه ريزي و سرشماري اسيران و آزادگان فلسطيني ـ 83,9,30
5 ـ بيانيه انجمن فلسطيني حمايت از اسيران ـ 83,9,16
6 ـ همان منبع
7 ـ گزارش انجمن فلسطيني حمايت از اسيران ـ 83,10,2
8 ـ اداره سرشماري اسيران و آزادگان فلسطيني ـ 83,9,30
در حال حاضر 312 كودك ونوجوان كم سن وسال در زندانهاي رژيم صهيونيستي وجود دارند كه 74 نفر از آنها محكوم شده و 220 نفر ديگر در انتظار محاكمه هستند و بقيه در بازداشت اداري به سر مي برند
300 زن فلسطيني در زندانهاي رژيم صهيونيستي با رفتار بسيار وقيحانه بازجويان صهيونيست روبرو هستند و به بدترين شيوه ها از آنان اعتراف گرفته مي شود
تاكنون 250 اسير به ضرب گلوله نظاميان رژيم صهيونيستي پيش از بازداشت مجروح شده اند و 25 اسير ديگر نيز برخي از اعضاي بدنشان فلج شده است