قسمت سوم و پاياني
ي ) عدالت در استفاده از بيت المال
اگر گفته شود : « نهج البلاغه , كتاب عدالت و علي عليه
السلام مجري و شهيد راه عدالت است » , كلامي دور از حقيقت
نيست .
بي گمان , اگر نهج البلاغه , عدالت را تفسير و معنا نمي كرد ,
آيات قسط و عدل قرآني , بدون تفسير مي ماند و علي
عليه السلام در مدت كوتاه حكومتش , عدالت را اجرا نمي كرد ,
عدالت پس از پيامبر(ص ) , اجراكننده اي را به خود نمي ديد.
اجراي عدالت , كار بسيار دشواري است و جز از افرادي
همانند علي عليه السلام امكان پذير نيست ; زيرا , اجراي
عدالت و عدالت خواهي , همراه با مشكلات طاقت فرسايي
است كه براي هر كسي , قابل تحمل نيست .
بي گمان , قسط و عدالت , از مهمترين اهداف بعثت انبياي
الهي بوده و جامعه اسلامي , بدون عدالت , معنا ندارد. از اين
رو , امام علي عليه السلام نهايت تلاش را در اجراي عدالت
اسلامي , در تمامي ابعادش , بويژه در استفاده از بيت المال كرده
است تا آنجا كه در باره اش گفته شده : قتل علي لشده عدالته .
آنچه ملاحظه مي شود , برخي از فرمايشهاي آن حضرت ,
در باره رعايت عدالت در هزينه كردن بيت المال است .
1 ـ رعايت عدالت با خويشان
در خطبه دويست و بيست و چهارم , در مقام تبيين قبح
ظلم و دوري از آن و اهتمام به رعايت حقوق مردم در
بيت المال , مي گويد :
و الله ! لان ابيت علي حسك السعدان مسهدا او اجر في
الاغلال مصفدا , احب الي من ان القي الله و رسوله يوم القيامه
ظالما لبعض العباد و غاصبا لشيي في الحطام ...
و الله ! لقد رايت عقيلا و قد املق حتي استماحني من بركم
صاعا , و رايت صبيانه شعث الشعور , غبر الالوان من فقرهم
كانما سودت وجوههم بالعظلم و عاودني موكدا و كرر علي
القول مرددا فاصغيت اليه سمعي , فظن اني ابيعه ديني و اتبع
قياده مفارقا طريقتي , فاحميت له حديده , ثم ادنيت ها من
جسمه ليعتبر بها , فضج ضجيج ذي دنف من المها , و كاد ان
يحترق من ميسمها. فقلت له : « ثكلتك الثواكل ! يا عقيل ! اتين من
حديده احماها انسانها للعبه و تجرني الي نار سجرها جبارها
لغضبه اتين من الاذي و لا اين من لظي . » (59 )
سوگند به خدا! اگر بر روي خارهاي سعدان , به سر ببرم و
يا با غل و زنجير , به اين سو و آن سو كشيده شوم , خوشتر دارم
تا خدا و پيامبرش را , در روز قيامت , در حالي ملاقات كنم كه
به بعضي از بندگان , ستم , و چيزي از اموال را غصب كرده
باشم !
به خدا سوگند! برادرم , عقيل , را ديدم كه به شدت ,
تهيدست شده و از من , درخواست داشت تا يك من از
گندمهاي بيت المال را به او ببخشم . كودكانش را ديدم كه از
گرسنگي , داراي موهاي ژوليده و رنگشان تيره شده بود , گويا با
نيل , رنگ شده بودند. پي درپي , مرا ديدار و درخواست خود را
تكرار مي كرد. چون گفته هاي او را گوش فرا دادم , پنداشت كه
دين خود را به او واگذار مي كنم و به دلخواه او , رفتار , و از راه
و رسم عادلانه خود , دست برمي دارم . روزي , آهني را در آتش
گداخته به جسمش نزديك كردم تا او را بيازمايم . پس چونان
بيمار , از درد فرياد زد و نزديك بود از حرارت آن بسوزد. به او
گفتم : « اي عقيل ! گريه كنندگان بر تو بگريند! از حرارت آهني ,
مي نالي كه انساني , به بازيچه , آن را گرم ساخته , اما مرا , به
آتش دوزخي مي خواني كه خداي جبارش , با خشم خود , آن را
گداخته است تو از حرارت ناچيز , مي نالي و من از حرارت
آتش الهي ننالم »
2 ـ تقسيم عادلانه بيت المال
ابن ابي الحديد , در شرح خطبه نود كه معروف به اشباح
شده و پس از مرگ عثمان , ايراد شده است مي نويسد :
علي عليه السلام پس از تعريف و تمجيد برخي از ياران , بر
منبر رفت . ضمن بيان مطالبي از گذشته , گفت :
« مبادا , گروهي از شما كه دنيا , آنان را در بر گرفته و براي
خود , زمين و املاك فراواني فراهم ساخته , و بر اسبهاي
راهوار , سوار , و كنيزكان زيبا و خوشرو را , به خدمت گرفته اند ,
اگر آنان را , به حقوق خودشان , بازگردانم (كنايه از گرفتن
بيت المال ) ناراحت و ناخشنود گردند. » !
سپس حضرت خطاب به مردم مي گويد :
چون فردا , فرا رسد , صبح زود , پيش من آييد كه نزد من ,
اموالي است , بايد ميان شما تقسيم كنم و بايد همه مسلمانان ,
چه عرب و چه عجم و چه كساني كه مقرري مي گيرند و چه
كساني كه مقرري نمي گيرند , پيش من بيايند. براي شما و
خودم , از خدا , آمرزش مي خواهم .
ابن ابي الحديد , به نقل از استادش , ابوجعفر اسكافي ,
مي نويسد :
اين گفتار , نخستين سخناني بود كه عده اي را خوش نيامد
و موجب كينه توزي شد. چون فردا رسيد , علي به كاتب خود ,
عبيدالله بن ابي رافع , فرمان داد , نخست , از مهاجران شروع
كند و به هر يك از آنان , سه دينار , و سپس به هر يك از انصار
نيز , سه دينار و سپس به ديگران , چه سفيد و چه سياه , هر يك ,
سه دينار بدهد. در اين هنگام , سهل بن حنيف , مي گويد : « اي
امير مومنان ! اين مرد , ديروز , غلام من بود و امروز , او را آزاد
كرده ام , آيا به او , سه درهم و به من نيز سه درهم دهي . » علي
گفت : « به او , همان مقدار كه به تو مي دهم , بايد داده شود; زيرا ,
هيچ كس را بر ديگري , جز به تقوا , برتري نيست » .
ابن ابي الحديد , سپس مي گويد :
طلحه و زبير , به هنگام بيعت با علي گفتند : « ما , به شرطي با
تو بيعت مي كنيم كه ما را در حكومت , شريك گرداني » . علي به
آن دو گفت : « شما , در بيت المال , همانند خود من هستيد و من ,
براي خودم , از يك برده حبشي بيني بريده , حتي يك درهم
بيشتر از بيت المال , بر نمي دارم و اين دو پسر من نيز , همين
گونه اند » .
3 ـ ناديده گرفتن خويشان , در مجازات
« والله ! لو ان الحسن و الحسين فعلا مثل الذي فعلت , ما
كانت لهما عندي هواده , و لا ظفرا مني باراده , حتي آخذ الحق
منهما و ازيح الباطل عن مظلمتهما . » (60 )
سوگند به خدا! اگر حسن و حسين , چنان مي كردند كه تو
انجام دادي , از من , روي خوش نمي ديدند و به آرزو
نمي رسيدند , تا آنكه حق را , از آنان بازپس ستانم و باطلي را كه
به ستم پديد آمده , نابود سازم .
آيت الله حسن زاده , در شرح اين نامه مي نويسد :
آنچه مايه تاسف شديد است , اينكه نامه , خطاب به يكي
از خويشاوندان امام علي است . بيشتر , بر اين باورند كه او ,
عبدالله بن عباس است كه پس از كشته شدن محمد بن ابي بكر ,
نوشته شده ; زيرا , او فكر كرد كه حكومت , از دست آنان خارج
مي شود و آنان , از حقوق شرعي , محروم مي شوند. از اين رو ,
از بيت المال بصره , براي آينده اش ذخيره كرده . (61 )
ابن ابي الحديد , مي نويسد : « پس از رسيدن نامه به دست
عبدالله بن عباس , نامه اي را در جواب , خطاب به امام علي
عليه السلام به اين مضمون مي نويسد :
پس از عرض سلام ; نامه شما , به دستم رسيد... به جان
خودم قسم ! همانا , حق و سهم من از بيت المال , بيشتر از
چيزي است كه برداشته ام . !(62 )
پس از آن , حضرت , نامه ديگري خطاب به او مي نويسد.
در هر صورت , امام علي عليه السلام , در اين نامه , خطاب
به ابن عباس , سوگند ياد مي كند كه اگر امام حسن و امام حسين
عليهماالسلام اين كار را مي كردند , حضرت , با آنان , نيز چنين
برخوردي كرد و نزديكي آن دو به حضرت , سبب نمي شود كه از
مجازات آن دو , چشم پوشي كند.
4 ـ اجراي عدالت هرچند بر ضرر خود باشد
علي عليه السلام در پاسخ اعتراض طلحه و زبير , مبني بر
اينكه « چرا در تقسيم بيت المال , به گونه يكسان عمل كرده و
سهم آنان را , بيشتر نكرده است » مي گويد :
« و اما ما ذكرتما من امر الاسوه , فان ذالك امر لم احكم انا
فيه برايي و لا وليته هوي مني , بل وجدت انا و انتما ما جا به
رسول الله , صلي الله عليه و آله و سلم , قد فرغ منه , فلم احتج
اليكما فيما قد فرغ الله من قسمه و امضي فيه حكمه »
و اما اعتراض شما كه « چرا با همه , به تساوي رفتار
كردم » , اين , روشي نبود كه به راي خود و يا با خواسته دل
خود , انجام داده باشم , بلكه من و شما , اين گونه رفتار را , از
دستورالعمل هاي پيامبر , صلي الله عليه و آله و سلم , آموختيم
كه چه حكمي آورد و چگونه آن را اجرا كرده است . پي در
تقسيمي كه خدا به آن فرمان داد , به شما نيازي نداشتم .
امام علي عليه السلام مي داند كه اگر طلحه و زبير را راضي
نگه ندارد و با آنان , همان گونه رفتار كند كه با ديگران رفتار
مي كند , آنان , تحمل نمي كنند و از در خانه علي رفته و بيعت ,
شكسته و در پي آن , توطيه خواهند كرد و در نتيجه , حكومت را
در معرض نابودي قرار مي دهند , با اين وصف , امام علي
عليه السلام نسبت به بيت المال و حق مردم , مصلحت سنجي
نمي كند و حاضر نمي شود كه بيت المال , عادلانه تقسيم
نشود.
5 ـ رعايت عدالت , حتي با حدخوردگان
آن حضرت , در خطبه صد و بيست و هفت , خطاب به
خوارج , پاره اي از آنچه را كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و
سلم بدان عمل كرده , بر مي شمارد , از جمله :
« و قد علمتم ان رسول الله صلي الله عليه و آله ... قطع
السارق و جلد الزاني غير المحصن ثم قسم عليهما من
الفي . » (63 )
شما مي دانيد همانا , رسول خدا صلي الله عليه و آله دست
دزد را بريد و زناكاري را كه همسر نداشت , تازيانه زد و سپس
آنان را از غنايم (بيت المال ) , بهره داده است .
علي عليه السلام بر اين باور است كه بايد حقيقت و مر
اسلام , عملي شود. اگر كسي گناه كرده , بايد به همان مقدار ,
مجازات شود , ولي اين گناه و مجازات , سبب محروم شدن از
حقوق شهروندي و سهميه اش از بيت المال نمي شود ,
همان گونه كه خويشاوندي و يا موقعيت اجتماعي , سبب
افزايش سهميه از بيت المال نمي شود.
6 ـ برابري حق تمام مسلمانان در بيت المال
آن حضرت , در نامه چهل و سوم , به مصقله پسر هبيره
شيباني , پس از بازخواست و توبيخ وي به جهت رعايت نكردن
اصل عدل و انصاف در بيت المال , نويسد :
« الاو ان حق من قبلك و قبلنا , من المسلمين , في قسمه هذا
الفي , سوا يردون عندي عليه و يصدرون عنه . »
آگاه باش ! حق مسلماناني كه نزد من يا پيش تو هستند , در
تقسيم بيت المال , مساوي است ! همه بايد به نزد من آيند و
سهم خود را از من بگيرند . (64 )
7 ـ اجراي عدالت , از وظايف حاكم است
از جمله مطالبي كه در فرمايشهاي علي عليه السلام در باره
بيت المال به چشم مي خورد و بر آن تاكيد شده , عبارت است از
اينكه اجراي عدالت , از وظايف اصلي و اساسي حاكم اسلامي
است و در هيچ شرايطي , نبايد از آن چشم پوشي كند.
« ايها الناس ! « ان لي عليكم حقا و لكم علي حق فاما حقكم
علي فالنصيحه لكم و توفير فييكم عليكم . » (65 )
اي مردم ! مرا بر شما و شما را بر من , حقي واجب شده
است : حق شما بر من , آن است كه از خيرخواهي شما , دريغ
نورزم , و بيت المال را ميان شما عادلانه تقسيم كنم .
ك ) استرداد بيت المال
از جمله روشهاي امام علي عليه السلام نسبت به
بيت المال , برگرداندن چيزهايي است كه از بيت المال , به غارت
رفته است . در خطبه پانزدهم , در باره بيت المال تاراج شده
مي گويد :
« و الله ! لو وجدته قد تزوج به النسا و ملك به الاما ,
لرددته ; فان في العدل سعه و من ضاق عليه العدل , فالجور عليه
اضيق . »
به خدا سوگند! بيت المال تاراج شده را هر كجا كه بيابم , به
صاحبان اصلي آن بازگردانم , گرچه با آن , ازدواج كرده و يا
كنيزاني خريده باشند; زيرا , در عدالت , براي عموم گشايش
است و آن كسي كه عدالت , بر او گران آيد , تحمل ستم براي او
سخت تر است .
ابن ابي الحديد , در شرح اين خطبه مي نويسد :
عمر و عثمان , خليفه دوم و سوم , قطايع (66 ) فراواني را از
زمينهاي بيت المال , به اقوام و خويشان بخشيده بودند. علي ,
اين خطبه را بر اساس گزارش كلبي , از ابي صالح , از ابن عباس ,
در روز دوم خلافتش , ايراد كرد و در آغاز خطبه گفت : « الا! ان
كل قطيعه اقطعها عثمان و كل مال اعطاه من مال الله , فهو
مردود في بيت المال , فان الحق القديم لا يبطله شي . »
ابن ابي الحديد , سپس در مقام تفسير فرمايش علي عليه
السلام مي نويسد :
هرگاه اداره حكومت بر اساس عدل و انصاف , براي حاكم ,
موجب تنگي و سختي باشد , اداره آن بر اساس ظلم , تنگنايي
بيشتر را ايجاد مي كند; زيرا در صورت دوم , افرادي براي
جلوگيري از ظلم در برابر حاكم قد علم مي كنند. ابن ابي
الحديد , سپس مي نويسد :
بر اساس گزارش كلبي , علي , فرمان داد تا ابزار جنگي و
شتراني كه به عنوان زكات , در خانه عثمان بود , به بيت المال
برگردانند و اما ابزار جنگي كه عليه مسلمانان به كار نرفته بود و
اموال شخصي عثمان را مورد تعرض قرار نداند.
وقتي اين خبر به گوش عمروعاص , در شهر ايله , در منطقه
فلسطين رسيد , نامه اي براي معاويه فرستاد و در آن نوشت :
« هر كاري كه ممكن است انجام بده كه پسر ابي طالب , همه
اموالي را كه تو جمع آوري كرده اي خواهد گرفت » . (67 )
ل ) آثار خيانت در بيت المال
روشن است كه هر گناه , يك اثر وضعي و يك اثر تكليفي
دارد. خيانت و غارت بيت المال نيز , افزون بر حرمت تكليفي و
عذاب قيامت , آثار وضعي ويژه اي در همين دنيا دارد.
آنچه در اين بخش , ملاحظه مي شود , برخي از آثار وضعي
خيانت به بيت المال از نگاه امام علي عليه السلام است .
1 ـ رسوايي در دنيا
امام علي عليه السلام در نامه بيست و ششم , ضمن بيان
برخي از توصيه ها و سفارشها براي ماموران مالياتي , در باره
خيانت به بيت المال , مطالبي را گوشزد كرده است . آن حضرت ,
خيانت به بيت المال را , مساوي با خيانت به امت اسلامي
دانسته و گفته است :
« ان اعظم الخيانه خيانه الامه و افظع الغش غش
الائمه . » (68 )
همانا , بزرگترين خيانت , خيانت به ملت , و رسواترين
دغلكاري , دغلبازي با امامان است .
سپس در ارتباط با آثار و پيامدهاي خيانت به بيت المال
گفته است :
« من استهان بالامانه و رتع في الخيانه و لم ينزه نفسه و
دينه عنها , فقد احل بنفسه الذل و الخزي في الدنيا و هو
في الاخره اذل و اخزي . » (69 )
كسي كه امانت (بيت المال ) الهي را خوار شمارد و دست به
خيانت آلوده كند و خود و دين خويش را پاك نسازد , درهاي
خواري را در دنيا به روي خود گشوده و در قيامت خوارتر و
رسواتر خواهد بود.
2 ـ ذلت در پيشگاه الهي و پستي در آخرت
علي عليه السلام در خطبه صد و بيست و ششم كه در باره
عدالت و دادگري صادر شده مي گويد :
« لو كان المال لي , لسويت بينهم , فكيف و انما المال
مال الله ! الا و ان اعطا المال في غير حقه تبذير و اسراف و هو
يرفع صاحبه في الدنيا و يضعه في الاخره و يكرمه في الناس و
يهينه عند الله . »
اگر اموال (بيت المال ) از خودم بود , به گونه اي مساوي , در
ميان مردم تقسيم مي كردم , تا چه رسد كه جز اموال خداست !
آگاه باشيد! بخشيدن مال به آنان كه استحقاق ندارند , زياده
روي و اسراف است , (هرچند) ممكن است در دنيا , ارزش
دهنده آن را بالا برد , اما در آخرت , پست خواهد كرد!
و(هرچند) ممكن است كه در ميان مردم , گراميش دارند , اما در
پيشگاه خدا , خوار و ذليل است .
همان گونه كه ملاحظه مي شود , امام علي عليه السلام از
جمله آثار و پيامدهاي خيانت در بيت المال را خواري در
محضر مقام ربوبي و پستي در عالم آخرت , دانسته است .
3 ـ بي اعتمادي
امام علي عليه السلام منذر , پسر جارود عبدي , را كه از
قبيله عبدالقيس بود , به بخشداري منطقه اي از كشور اسلامي ,
منصوب كرد و لكن او , به بيت المال خيانت كرد و با بذل و
بخششهاي بي حساب و كتاب به دوستان و خويشان , بيت المال
را غارت كرد. اين خبر به امام علي عليه السلام مي رسد. آن
حضرت در نامه اي تند , ضمن توبيخ و عزل , او را احضار
مي كند.
و لين كان ما بلغني عنك حقا , لجمل اهلك و شسع نعلك ,
خير منك و من كان بصفتك فليس باهل ان يسد به ثغر اوين فذ
به امر , او يعلي له قدر , او يشرك في امانه , او يومن علي جبايه !
فاقبل الي حين يصل اليك كتابي هذا. ان شاالله ;
اگر آنچه به من گزارش رسيده , درست باشد , شتر خانه ات
و بند كفش تو , از تو , باارزش تر است . و كسي كه همانند تو
باشد , نه لياقت پاسداري از مرزهاي كشور را دارد و نه
مي تواند كاري را به انجام رساند , يا ارزش او , بالا رود , يا
شريك در امانت باشد و يا از خيانتي دور ماند. پس چون اين
نامه به دست تو رسد , نزد من بيا . ان شاالله . (70 )
4 ـ بي بهره شدن در دنيا
در نامه بيستم كه خطاب به زياد بن ابيه , جانشين عبدالله
بن عباس , والي بصره , نوشته شده او را از خيانت بر بيت المال
برحذر مي دارد و مي نويسد :
« و اني اقسم بالله قسما صادقا , لين بلغني انك خنت من
في المسلمين شييا صغيرا او كبيرا , لاشدن عليك شده تدعك
قليل الوفر , ثقيل الظهر ضييل الامه . »
همانا من , براستي به خدا سوگند مي خورم كه اگر به من
گزارش كنند كه در بيت المال , خيانت كردي , كم و يا زياد ,
چنان بر تو سخت گيرم كه كم بهره شده و در هزينه عيال , در
ماني و خوار و سرگردان شوي .
5 ـ كشته شدن با شمشير
علي عليه السلام در نامه چهل و يكم كه در مقام توبيخ و
نكوهش شديد از خيانتكاران به بيت المال , صادر شده پس از
بيزاري و نفرين بر خيانتكاران بيت المال , ضمن دعوت آنان به
خداترسي و برگرداندن اموال به غارت رفته , فرد خيانتكار را
تهديد به كشتن با شمشير مي كند :
« فاتق الله ! و اردد الي هولا القوم اموالهم . » (71 )
از خدا بترس و اموال بيت المال را كه از اين مردم بوده به
آنان بازگردان .
سپس آن حضرت در مقام تهديد و مجازات خيانتكار
مي فرمايد :
« فانك ان لم تفعل , ثم امكنني الله منك , لاعذرن الي الله
فيك و لاضربنك بسيفي الذي ما ضربت به احدا , الا دخل
النار . » (72 )
اگر اموال به غارت رفته بيت المال را برنگرداني و خدا مرا
فرصت دهد تا بر تو دست يابم , تو را كيفري خواهم كرد كه نزد
خدا , عذرخواه من باشد و با شمشيري تو را مي زنم كه به هر
كس زدم , وارد دوزخ گشت .
پاورقي :
59 ـ نهج البلاغه , خطبه .224
60 ـ نهج البلاغه , نامه .41
61 ـ منهاج البراعه , ج 20 , ص .75
62 ـ همان .
63 ـ نهج البلاغه , خطبه .127
64 ـ نهج البلاغه , نامه .43
65 ـ نهج البلاغه , خطبه .34
66 ـ قطيعه , عبارت است از زمينهايي كه حاكم , از بيت المال
به برخي از افراد مي بخشد و او را , از خراج دادن , معاف
مي دارد و در برابر , مقداري كمي ماليات , تحت عنوان ضريب ,
مي پردازد . شرح نهج البلاغه , ج 1 , ص .269
67 ـ شرح ابن ابي الحديد , ج 1 , ص .270
68 ـ نهج البلاغه , نامه .26
69 ـ همان .
70 ـ نهج البلاغه , نامه .171
71 ـ نهج البلاغه , نامه .41
72 ـ همان .

|
برگزاري همايش هاي دانش آموزي غدير در 25 استان برگزار
مي شود
|
همايش هاي دانش آموزي غدير در بيست و پنج استان كشور برگزار
مي شود.
به گزارش روابط عمومي بنياد بين المللي غدير , در اين همايش ها كه
باهمكاري اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانش آموزان سراسر كشور و در آستانه
فرا رسيدن خجسته سالروز عيد سعيد ولايت و امامت غدير خم برپا خواهد
شد. دانش آموزان بامباحث گوناگون چون ولايت , حق جويي , عدالت طلبي ,
ظلم ستيزي , مهرباني و دستگيري محرومان , وحدت , عترت و قرآن آشنا
خواهند شد.

|
كنگره بين المللي « غدير » در قم برگزار مي شود
|
كنگره بين المللي « غدير » هشتم بهمن ماه سال جاري درمدرسه عالي
دارالشفاي قم برگزار مي شود.
مديرحوزه علميه قم هدف از برپايي گنگره را فرهنگ سازي و فراگير
ساختن « غدير » عنوان كرد.
حجت الاسلام والمسلمين سيد هاشم حسيني بوشهري افزود :
آسيب شناسي و شناسايي راههاي فراگير ساختن فرهنگ غدير و تحليل
جديدترين شبهات مربوط به واقعه غدير و ترميم اين حلقه مفقود شده را از
اهداف ديگر اين كنگره مي باشد.
وي ادامه داد : فعاليت ستاد غدير از سال 80 توسط جمعي از عاشقان
ولايت با برگزاري بيش از 81 جلسه در جهت معرفي بيشتر فرهنگ غدير در
جامعه بوده است .
وي با اشاره به اقدامات انجام شده در ستاد غدير اظهار داشت : اين
ستاد اقدام به ترجمه و معرفي خطبه غدير به 13 زبان زنده دنيا و همچنين
تاليف كتاب با عنوان « حقيقتي برگونه تاريخ » با 10 هزار جلد تهيه كرده
است .
وي بيان داشت : ستاد « غدير » براي برگزاري بهتراين كنگره اقدام به
تشكيل سه كميسيون مخاطب شناسي آسيا و اقيانوسيه , اروپا و آمريكا ,
آفريقا و كشورهاي عربي اقدام كرده است .
مدير حوزه علميه قم در ادامه گفت : درحاشيه اين كنگره پنج كتاب در
موضوعات مختلف شبهه شناسي غدير , حديث غدير , گفتمان هاي امام
علي (ع ) با دگر انديشان منتشر و عرضه مي گردد.
وي افزود : در اين كنگره 20 مقاله در چهار زبان و در موضوعاتي از
جمله حديث شناسي غدير , شبهه شناسي غدير , علامه اميني و غدير ارائه
مي شود.

| | |