روزنامه جمهوري اسلامي 19/10/1383 صفحه امام
امام خميني و نگارش تاريخ انقلاب اسلامي




علي معصومي (وزوايي )
دي ماه 1367 هـ . ش , امام خميني (ره ) طي نامه اي به حجت الاسلام والمسلمين سيد حميد روحاني , بر ضرورت تدوين تاريخ انقلاب اسلامي تاكيد فرمودند و در اين زمينه دستوراتي دادند. به همين مناسبت , ابتدا درباره « تاريخ و تاريخ نگاري از ديدگاه امام خميني » مطالب مختصري مي آوريم و آن گاه به وضعيت تاريخ نگاري در دوره انقلاب اسلامي نگاهي گذرا مي افكنيم .
در نگاه امام خميني , « تاريخ » به حدي اهميت دارد كه معظم له آن را معلم انسان مي داند و مي فرمايد : تاريخ معلم انسان است . (1 )
مي دانيم كه معلم از طريق انتقال آگاهي و آموزش و... , متعلمين را به سوي كمال سوق مي دهد و معرفت و شناخت آن ها را افزايش مي دهد. بنابراين , « تاريخ » نيز همين نقش را دارد. تاريخ مثل زنجير محكمي است كه ما را با بنيان ها و هويت گذشته مرتبط مي نمايد و اگر ملتي اين زنجير را با بي اعتنايي به آن , قطع كند , يقينا در فضاي بي هويتي , به فرهنگ ها و جوامع ديگر متصل مي شود و ديگر نامي از آن باقي نمي ماند.
نكته ديگري كه امام خميني (ره ) پيوسته درباره « تاريخ » تكرار فرموده اند , عبرت گرفتن و درس گرفتن از تاريخ است . امام خميني مي فرمايد : تاريخ بايد سرمشق ما باشد(2 ) .... ما بايد از تاريخ عبرت بگيريم (3 ) ... عبرت بگيريد! عبرت بگيريد از اين حوادث تاريخ (4 ) .... تعليم بگيريد از اين حوادثي كه در دنيا واقع مي شود (5 ) .... تاريخ يك درس عبرت است (6 ) و ما بايد از تاريخ عبرت ببريم . (7 )
كسي كه بخواهد در ميان منظومه فكري و تعليماتي امام خميني , جايگاه تاريخ را مشخص نمايد , همين جملات كوتاه , كاملا گويا است . همچنين , آن هايي كه بخواهند تعاليم امام خميني را الگوي رفتار سياسي , فرهنگي , اجتماعي و.... قرار دهند نيز با توجه به همين جملات , تكليف خود را درباره تاريخ و تاريخ نگاري به خوبي درك خواهند كرد و ديگر نيازي نخواهد بود كه امام خميني صريح تر از اين , مسلمانان انقلابي را به مطالعه تاريخ , پژوهش در تاريخ , نگارش تاريخ و... دعوت نمايد. با اين حال , به سبب اهميت مطالعه , پژوهش و نگارش تاريخ از ديدگاه امام خميني , معظم له در مواردي , گام از دايره نصيحت و پند و توصيه فراتر نهادند و از نويسندگان متعهد و دلسوزان انقلاب اكيدا خواستند دست به كار شوند و تاريخ انقلاب اسلامي را با دقت و با شرح و تفصيل براي نسل هاي آينده بنويسند.
از همان ابتدا كه مبارزات انقلاب اسلامي آغاز شد , امام خميني به نگارش تاريخ انقلاب , توجه ويژه داشتند; زيرا مي دانستند كه تاريخ نگاران مزدور و منحرف و دست ها و قلم هاي ناپاك به كار افتاده اند تا سيماي درخشان انقلاب و مبارزات ملت مسلمان ايران را غير از آنچه هست , معرفي كنند. مرداد سال 1357 كه دور جديد مبارزات ملت مسلمان ايران به تازگي آغاز شده بود , امام خميني در همان حال كه به پيروزي انقلاب و چگونگي استمرار مبارزات مردم مي انديشيد , به نگارش تاريخ انقلاب اسلامي نيز توجه جدي داشت . به همين دليل , در بخشي از پيامي كه در 5 مرداد 1357 هـ . ش به ملت ايران فرستاد , چنين فرمود :
لازم است براي بيداري نسلهاي آينده و جلوگيري از غلط نويسي مغرضان , نويسندگان متعهد با دقت تمام به بررسي دقيق تاريخ اين نهضت اسلامي بپردازند , و قيامها و تظاهرات مسلمين ايران را در شهرستانهاي مختلف با تاريخ و انگيزه آن ثبت نمايند تا مطالب اسلامي و نهضت روحانيت سرمشق جوامع و نسلهاي آينده شود , ما كه هنوز در قيد حيات هستيم و مسائل جاري ايران را كه در پيش چشم همه ما به روشني اتفاق افتاده است دنبال مي كنيم , فرصت طلبان و منفعت پيشگاني را مي بينيم كه با قلم و بيان بدون هراس از هرگونه رسوايي , مسائل ديني و نهضت اسلامي را برخلاف واقع جلوه مي دهند و به حكم مخالفت با اساس نمي خواهند واقعيت را تصديق كنند و قدرت اسلام را نمي توانند ببينند , و شكي نيست كه اين نوشتجات بي اساس به اسم تاريخ در نسلهاي آينده آثار بسيار ناگواري دارد. از اين جهت , روشن شدن مبارزات اصيل اسلامي در ايران از ابتداي انعقاد نطفه اش تاكنون و رويدادهايي كه در آينده اتفاق مي افتد از مسائل مهمي است كه بايد نويسندگان و علماي متفكر و متعهد بدان بپردازند. درست آنچه را امروز براي ما روشن و واضح است براي نسلهاي آينده مبهم مي باشد; و تاريخ , روشنگر نسلهاي آينده است , و امروز قلمهاي مسموم در صدد تحريف واقعيات هستند , بايد نويسندگان امين اين قلمها را بكشنند. (8 )
همان طور كه مشاهده مي شود , امام خميني در اين بخش از پيام خود به ملت مسلمان ايران , بر روي چند محور تاكيد مي نمايند. اول آن كه هدف از نگارش صحيح تاريخ انقلاب اسلامي را اين مي دانند كه نسل هاي آينده , بيدار و آگاه شوند و بتوانند بدون هيچ ابهامي به واقعيت هاي نهضت اسلامي پي ببرند; و از اين رهگذر , سرمشقي براي خود بيابند. مسلما , آگاهي و بيداري و سرمشق يابي درست , زماني پيش مي آيد كه به تعبير امام خميني , غلط نويسي در تاريخ نباشد و همه چيز و همه حوادث , بدون ابهام بيان شود.
محور ديگري كه امام خميني بر آن تاكيد دارند اين است كه امر تاريخ نويسي را نويسندگان , دانشمندان و علماي متفكر و متعهد برعهده بگيرند. تاكيد امام خميني بر اين موضوع نيز حكايت از اهميت تاريخ و اهميت نگارش تاريخ در منظومه فكري معظم له است . يقينا آنچه به عنوان تاريخ و كتاب تاريخي , توليد و به بازار فكري و فرهنگي جامعه عرضه مي شود , زماني نزد اهل فكر و فرهنگ , مقبول مي افتد و به عنوان يك اثر تاريخي , ماندگار مي شود كه توسط افراد خبير و دانشمند و عالمي نگاشته شود كه ضمن داشتن دانش , از درجه مطلوب تعهد نيز برخوردار باشد. اگر تاريخ توسط چنين افرادي نوشته نشود , آنچه به بازار خواهد آمد , چيزي غير از توليدات و كتب سطحي , مبتذل , شعاري و تبليغاتي , كم عمر و در حد مصرف روز , غيرعميق و غيرمتقن , نارسا و كم مايه , پر از ضعف و سستي در تحليل و دسته بندي و رتبه بندي مطالب و موضوعات و.... نخواهد بود. بنابراين , چنين توليداتي شايد از نگاه كمي و آماري فريب دهنده باشد و ما با يك فهرست بلندي از كتاب هاي به اصطلاح تاريخي روبه رو شويم و از اين كه به چنين فهرستي دست يافته ايم , شادماني كنيم , ولي بايد گفت كه چنين توليداتي نه تنها كم اثر و يا بي اثر , و كم عمر هستند , بلكه چه بسا تاثير معكوس نيز داشته باشند و فقط عاملي براي مشغوليت عده اي و راهي براي هدر دادن سرمايه ها و.... محسوب شوند. نتيجه اين كه از نظر امام خميني , جريان تاريخ نگاري مطلوب و موثر , زماني پديد مي آيد كه اولا نويسندگان دانشمند در اين عرصه مشغول شوند; ثانيا اين نويسندگان دانشمند , به سلاح تقوا و تعهد مجهز باشند تا بتوانند آثاري مطلوب و موثر و ماندگار و متقن پديد آورند.
سومين محوري كه امام خميني به آن تاكيد مي فرمايند اين است كه تاريخ انقلاب اسلامي , واقعا ملي و مردمي و عمومي باشد; درست مثل خود انقلاب كه بار اساسي آن بر دوش ملت مسلمان ايران و عموم مردم بود. توضيح اين كه چون بسياري از كتب تاريخي دوره معاصر و قرون گذشته را ورق مي زنيم , مشاهده مي كنيم كه محور آن كتاب ها , يا اعمال امرا و شاهان و فرمانروايان است ; و يا بر محور تشريح فعاليت احزاب و گروه ها و قشرها و جريان هاي خاص بنا گرديده است . امام خميني , نويسندگان متعهد تاريخ انقلاب اسلامي را از اين نوع تاريخ نگاري برحذر مي دارند و سفارش مي فرمايند كه نويسندگان تاريخ انقلاب اسلامي به مبارزات و رفتار عموم مردم مسلمان ايران توجه كنند و قيام و تظاهرات و رفتار عموم مسلمين ايران در شهرهاي مختلف و انگيزه ها و اهداف آن ها را كاملا در نگارش تاريخ مدنظر قرار دهند.
سرانجام آخرين محور مهم در سخنان امام خميني اين است كه بر عموم كساني كه به انقلاب اسلامي دل بسته اند , به ويژه نويسندگان امين و متعهد واجب است هوشيارانه مراقب باشند تا نويسندگان غيرمتعهد , منفعت طلبان و فرصت طلبان , تحريف گران و آن هايي كه با اساس دين مخالفند و نمي خواهند واقعيت قدرت اسلام را تصديق كنند , زمام تاريخ نگاري دوره انقلاب اسلامي را به دست نگيرند; و نويسندگان متعهد و دانشمند با كار بسيار گسترده و متقن خود , چنان كنند كه قلم منحرفان بشكند و آثار آن ها جايگاه و رونقي در جامعه نداشته باشد.
امام خميني در نامه اي هم كه در دي ماه 1367 به آقاي سيد حميد روحاني درباره ضرورت تدوين دقيق تاريخ انقلاب اسلامي نوشتند , بار ديگر بر ويژگي هايي كه تاريخ انقلاب اسلامي بايد داشته باشد , تاكيد فرمودند. دقت در ثبت حماسه هاي مردم در طول انقلاب اسلامي , هدف قيام و انقلاب مردم , پرهيز از غرب گرايي و شرق گرايي در تدوين تاريخ انقلاب , نگارش تاريخ انقلاب از زبان توده هاي مردم و تكيه بر تاريخ مردمي و ملي و اسلامي , نهادن پايه هاي تاريخ انقلاب اسلامي بر دوش پابرهنگان مغضوب قدرت ها و ابرقدرت ها و... برخي از ويژگي هايي است كه امام خميني در اين نامه ذكر كرده اند. امام خميني در بخشي از نامه مذكور نوشته اند :
اميدوارم بتوانيد با دقت , تاريخ حماسه آفرين و پرحادثه انقلاب اسلامي بي نظير مردم قهرمان ايران را بدان گونه كه هست ثبت نماييد.
شما به عنوان يك مورخ بايد توجه داشته باشيد كه عهده دار چه كار عظيمي شده ايد. اكثر مورخين , تاريخ را آنگونه كه مايلند و يا بدان گونه كه دستور گرفته اند مي نويسند , نه آنگونه كه اتفاق افتاده است . از اول مي دانند كه كتابشان بنا است به چه نتيجه اي برسد و در آخر به همان نتيجه هم مي رسند.
از شما مي خواهم هر چه مي توانيد سعي و تلاش نماييد تا هدف قيام مردم را مشخص نماييد , چرا كه هميشه مورخين اهداف انقلابها را در مسلخ اغراض خود و يا اربابانشان ذبح مي كنند. امروز همچون هميشه تاريخ انقلابها , عده اي به نوشتن تاريخ پرافتخار انقلاب اسلامي ايران مشغولند كه سر در آخور غرب و شرق دارند. تاريخ جهان پر است از تحسين و دشنام عده اي خاص , له و يا عليه عده اي ديگر و يا واقعه اي در خور بحث , اگر شما مي توانستيد تاريخ را مستند به صدا و فيلم حاوي مطالب گوناگون انقلاب از زبان توده هاي مردم رنجديده كنيد , كاري خوب و شايسته در تاريخ ايران نموده ايد , بايد پايه هاي تاريخ انقلاب اسلامي ما چون خود انقلاب بر دوش پابرهنگان مغضوب قدرتها و ابرقدرتها باشد.
شما بايد نشان دهيد كه چگونه مردم , عليه ظلم و بيداد , تحجر و واپسگرايي قيام كردند و فكر اسلام ناب محمدي را جايگزين تفكر اسلام سلطنتي , اسلام سرمايه داري , اسلام التقاط و در يك كلمه اسلام آمريكايي كردند.
شما بايد نشان دهيد كه در جمود حوزه هاي علميه آن زمان كه هر حركتي را متهم به حركت ماركسيستي و با حركت انگليسي مي كردند , تني چند از عالمان دين باور دست در دست مردم كوچه و بازار , مردم فقير و زجركشيده گذاشتند و خود را به آتش و خون زدند و از آن پيروز بيرون آمدند.
شما بايد به روشني ترسيم كنيد كه در سال 41 , سال شروع انقلاب اسلامي و مبارزه روحانيت اصيل در مرگ آباد تحجر و تقدس مآبي چه ظلمها بر عده اي روحاني پاكباخته رفت , چه ناله هاي دردمندانه كردند , چه خون دلها خوردند , متهم به جاسوسي و بي ديني شدند ولي با توكل بر خداي بزرگ كمر همت را بستند و از تهمت و ناسزا نهراسيدند و خود را به توفان بلا زدند و در جنگ نابرابر ايمان و كفر , علم و خرافه , روشنفكري و تحجرگرايي , سرافراز ولي غرقه به خون ياران و رفيقان خويش ـ پيروز شدند . (9 )
اكنون كه با ديدگاه امام خميني درباره تاريخ و تاريخ نگاري (به ويژه نگارش تاريخ انقلاب اسلامي ) تا حدودي آشنا شديم , سخن كوتاهي نيز درباره بخش دوم مقاله حاضر (وضعيت تاريخ نگاري در دوره انقلاب اسلامي ) مي آوريم .
واقعيت اين است كه وضعيت تاريخ نگاري در دوره انقلاب اسلامي , چه از لحاظ كمي و چه از لحاظ كيفي , به هيچ وجه قابل مقايسه با دوره هاي قبل نيست , زيرا در دوره انقلاب اسلامي , تاريخ نگاري در ابعاد مختلف و همچنين از لحاظ اسلوب و شيوه هاي نگارش تاريخ , رشد بسيار پرشتابي داشته است . اين رشد نيز قطعا متاثر از كل انقلاب و دگرگوني هاي حاصل از آن , و همچنين متاثر از رهنمودهاي امام خميني و بزرگان انقلاب بوده است .
در دوره انقلاب اسلامي , دريچه حوزه هايي از تاريخ (به ويژه دريچه هايي در حوزه تاريخ معاصر) كه در دوره هاي قبل (به ويژه در دوره پهلوي ) به روي پژوهشگران تاريخ و تاريخ نگاران , كاملا بسته , و يا نيمه باز بود و ورود به اين حوزه ها با موانع و شروط و يا با مصايب فراوان همراه بود , كاملا باز گرديد و مورخان و پژوهشگران توانستند در هر حوزه اي كه تمايل دارند به پژوهش بپردازند و بسياري از زواياي پنهان تاريخ معاصر را اولين بار براي مردم روشن كنند و شناخت واقعي را درباره تاريخ معاصر به وجود آورند.
در دوره قبل از انقلاب اسلامي , علاوه براين كه دريچه برخي حوزه ها و وقايع مهم تاريخ معاصر (و همچنين برخي مقاطع ديگر تاريخ ) به روي پژوهشگران و تاريخ نگاران بسته بود , در برخي حوزه ها نيز واقعيت هاي تاريخ , كاملا وارونه بيان مي شد و تاريخ نگاران درباري و استعماري سعي مي كردند در بسياري از حوزه ها , تحريف و قلب واقعيت نمايند. مثلا چهره ها و جريان ها و وقايع اصيل و هدف دار و ديني و ميهني را منفي و مذموم نشان مي دادند و برعكس , چهره ها و جريان ها و وقايع استعماري و ضد ديني و ضد ميهني و ضد مردمي را اصيل و مثبت ترسيم مي نمودند تاريخ نگاري دوره انقلاب اسلامي , اين وضعيت را بر هم زد و در بسياري عرصه ها به روشنگري پرداخت و نمايي واقعي از جريان ها و چهره ها و وقايع اصيل و غير اصيل ارائه داد.
در دوره انقلاب اسلامي , گذشته از آن كه افراد زيادي مستقلا در حوزه تاريخ نگاري مشغول شدند و كتاب هاي بسياري به بازار عرضه كردند , موسسات متعددي نيز به منظور فعاليت در حوزه تاريخ و توليد كتاب هاي تاريخي به وجود آمدند. اين موسسات نيز تاكنون كارهاي قابل توجهي انجام داده اند. علاوه بر اين , در دوره انقلاب اسلامي مجلات و نشريات تخصصي نيز در حوزه تاريخ نگاري به وجود آمد كه تعداد اين نشريات چشمگير است و هر يك از آن ها با شيوه هاي خاص خود در عرصه تاريخ نگاري به فعاليت مشغول مي باشند.
در دوره انقلاب اسلامي , انبوهي از اسناد تاريخي در حوزه هاي مختلف و به شيوه هاي گوناگون انتشار يافته و در اختيار مردم و محققان قرار گرفته است كه رشد تاريخ نگاري دوره انقلاب اسلامي در اين زمينه نيز چشمگير ميباشد.
در دوره انقلاب اسلامي خاطره نويسي , مصاحبه هايي كه جنبه هاي تاريخي دارند , نگارش رمان (داستان بلند) تاريخي , سرگذشت نويسي , زندگينامه نويسي , تاريخ نگاري محلي و قومي , تك نگاري ها و... نيز رشد فراوان داشته است .
گر چه تاريخ نگاري در دوره انقلاب اسلامي به طور اعم رشد بسيار چشمگيري داشته است , ولي در باره نگارش تاريخ انقلاب اسلامي , واقعيت اين است كه هنوز به وضعيت مطلوب دست نيافته ايم . البته سخن مذكور به اين معنا نيست كه در اين حوزه , كارهاي كم و كوچكي انجام شده است , بلكه نويسندگان متعهد و تاريخ نگاران معتقد به انقلاب اسلامي و موسساتي كه براي مطالعه و تدوين تاريخ انقلاب اسلامي به وجود آمده اند , در اين حوزه كارهاي گسترده , مفيد و قابل تقدير انجام داده اند , ولي همه اين كارها , متناسب با عظمت دوره انقلاب اسلامي و همچنين متناسب با تاكيد مكرر امام خميني درباره نگارش شكوهمندانه تاريخ انقلاب اسلامي نمي باشد و اگر بخواهيم نگارش تاريخ دوره انقلاب اسلامي , در شان و متناسب با عظمت انقلاب اسلامي و متناسب با ديدگاه و تاكيدات امام خميني باشد , هنوز كارهاي كمي و كيفي بسياري در پيش داريم كه انجام نشده است .
بزرگان انقلاب نيز بر همين باورند. به عنوان مثال , آيت الله هاشمي رفسنجاني در مقدمه آخرين كتابش كه حاوي خاطراتش در سال 1357 و 1358 است , چنين مي نويسد :
اگر از اين فرصت محدود , براي بيرون كشيدن حقايق تاريخي از سينه مبارزان نسل اول انقلاب و افراد موثر آن استفاده نشود و اقدامي شايسته براي ثبت و ضبط حقايق انقلاب صورت نگيرد , بيم آن مي رود كه بخشي از حقايق مهم تاريخ انقلاب مدفون شوند و به جاي آن بافته هاي بي پروا در قلب حقايق و يا خيال بافي هاي افراد بي اطلاع بنشيند.
هر چند كه در اين راه گامهائي ارزشمند از طرف تاريخ سازان نسل اول انقلاب و جمع زيادي از محققين و انديشمندان متعهد كشور برداشته شده است , وليكن در مقابل رويداد عظيم و ماندگار انقلاب اسلامي و قطعا كارهاي برجاي مانده , بسيار بيش از اينست كه به انجام رسيده است . (10 )
گرچه تدوين تاريخ انقلاب اسلامي به خودي خود از اهميت بسيار بالايي برخوردار است , ولي اين نكته كه اكنون تاريخ واقعي انقلاب از سوي تحريف گران و نويسندگان ضد انقلاب و... در خطر قرار دارد , تدوين تاريخ انقلاب اسلامي را در ابعاد مختلف , ضروري تر مي نمايد. به تعبير آيت الله هاشمي رفسنجاني , اگر تاريخ نگاران متعهد و موسساتي كه براي تدوين تاريخ انقلاب تشكيل يافته اند , براي ثبت و ضبط و نشر حقايق انقلاب كوشش بيشتري ننمايند , چه بسا بخشي از حقايق انقلاب مدفون شود و خيال بافي هاي افراد بي اطلاع و تحريف گري هاي دشمنان , جاي آن را بگيرد.
اكنون نه تنها در داخل كشور دست هاي فراواني به كار افتاده اند تا حقايق تاريخ انقلاب اسلامي را وارونه جلوه دهند , بلكه دشمنان خارجي و جهان استكبار نيز به طور مستقيم و غير مستقيم , افراد و سازمان هايي را مامور كرده اند تا واقعيت هاي تاريخ انقلاب اسلامي را كاملا دگرگون و تحريف شده به نسلهاي بعد منتقل نمايند.
بنابراين , تاريخ واقعي انقلاب اسلامي اكنون از جهات مختلف مظلوم است . اول اين كه در درون انقلاب هنوز به وضعيت مطلوبي در اين زمينه دست نيافته ايم و نيروهاي فرهنگي انقلاب و موسساتي كه عهده دار تدوين تاريخ انقلاب اسلامي هستند , نتوانسته اند كارهايي در حد شان و عظمت انقلاب اسلامي و متناسب با ديدگاه و تاكيدات امام خميني , به انجام برسانند. وجه ديگر مظلوميت تاريخ انقلاب اسلامي اين است كه اكنون جمع كثيري از مزدوران استعمار و استكبار و ضد انقلابيون و دشمنان قسم خورده دين و ميهن و انقلاب , در داخل و خارج از كشور سخت مشغول تحريف تاريخ انقلاب اسلامي هستند. تحريف تاريخ انقلاب اسلامي ابعاد گسترده اي دارد كه در اين جا مجالي براي فهرست كردن و توضيح دادن آن ابعاد نيست . فقط به يك نمونه اشاره مي كنيم و آن اين است كه بعضي افراد و برخي جريان ها در صدد هستند , نقش افراد و جريان هايي را بسيار بزرگ تر از آن چه بوده است , نشان دهند. امام خميني در همان اوايل انقلاب اسلامي نسبت به اين خطر و نسبت به اين تحريف هشدار دادند و فرمودند : در پيروزي , طمع ها زياد است . در پيروزي , آمال و آرزوها زياد است , براي بهره برداري و براي ثبت پيروزي در تاريخ به اسم خودشان ... آن جبهه ها و آن گروه هايي كه در آن وقت (دوره مبارزه با رژيم پهلوي ) مخالفتي نمي كردند , بعد از پيروزي در صدد برآمدند هر كدام پيروزي را به خودشان نسبت بدهند ... (11 )
از وجوه ديگر مظلوميت تاريخ انقلاب اسلامي اين است كه حتي آن هايي كه در دوره اي , از تاريخ سازان بوده اند و زماني در درون انقلاب جاي داشته اند , بعد از جدا شدن از انقلاب , به تحريف تاريخ انقلاب اسلامي پرداخته اند. آيت الله هاشمي رفسنجاني در اين باره مي نويسد :
نكته ديگر آنكه بسياري از تاريخ سازان آن دوره , به رحمت خدا پيوسته اند , يا شهيد شده اند و يا به مرگ طبيعي دار دنيا را وداع گفته اند. برخي نيز گوشه نشيني اختيار كرده و منزوي و بي تفاوت شده اند و بعضي ها هم به صفوف ضد انقلاب پيوسته اند.
اين دسته آخر كه حقايق تاريخ را به گونه اي نادرست مي بينند و يا عمدا رويدادهاي تاريخي را تحريف مي كنند , به خاطر فراغت و فرصتي كه دارند , بيشتر وقتشان صرف تاريخ نگاري از نوع ضد انقلابي مي شود و چون بخشي از آثار آنها به خاطر غير واقعي بودن , اجازه انتشار نمي يابد , با تبليغ و تحريك رسانه هاي بيگانه , نسل جوان را به مطالعه آثارشان برمي انگيزند و طبيعي است كه حرص و عطش اين نسل كم نيست زيرا كه الانسان حريص علي مامنع (12 )
اميد است نويسندگان و تاريخ نگاران متعهد نسل انقلاب و همچنين موسساتي كه عهده دار تدوين تاريخ انقلاب اسلامي هستند , با تلاش و تكاپوي بيشتر , تاريخ نگاري دوره انقلاب اسلامي را به مرتبه اي برسانند كه در شان عظمت انقلاب اسلامي و متناسب با افكار و ديدگاه هاي بلند امام خميني باشد. ان شاالله
مآخذ :
1 ـ صحيفه امام , جلد 14 , ص .491
2 ـ همان , جلد 7 , ص .67
3 ـ همان .
4 ـ صحيفه امام , جلد 14 , ص 491
5 ـ همان .
6 ـ صحيفه امام , جلد 18 , ص .170
7 ـ همان , ص .411
8 ـ صحيفه امام , جلد 3 , ص 434
9 ـ همان , جلد 21 , ص 239 و 240
10 ـ انقلاب و پيروزي (كارنامه و خاطرات آيت الله هاشمي رفسنجاني ) , ص .20
11 ـ صحيفه امام , جلد 14 , ص 89 و 90
12 ـ انقلاب و پيروزي , ص .20
امام خميني : لازم است براي بيداري نسلهاي آينده و جلوگيري از غلط نويسي مغرضان , نويسندگان متعهد با دقت تمام به بررسي دقيق تاريخ اين نهضت اسلامي بپردازند , و قيامها و تظاهرات مسلمين ايران را در شهرستانهاي مختلف با تاريخ و انگيزه آن ثبت نمايند تا مطالب اسلامي و نهضت روحانيت سرمشق جوامع و نسلهاي آينده شود
امام خميني : از شما مي خواهم هرچه مي توانيد سعي و تلاش نماييد تا هدف قيام مردم را مشخص نماييد , چرا كه هميشه مورخين اهداف انقلابها را در مسلخ اغراض خود و يا اربابانشان ذبح مي كنند. امروز همچون هميشه تاريخ انقلابها , عده اي به نوشتن تاريخ پرافتخار انقلاب اسلامي ايران مشغولند كه سر در آخور غرب و شرق دارند
آيت الله هاشمي رفسنجاني : اگر از اين فرصت محدود , براي بيرون كشيدن حقايق تاريخي از سينه مبارزان نسل اول انقلاب و افراد موثر آن استفاده نشود و اقدامي شايسته براي ثبت و ضبط حقايق انقلاب صورت نگيرد , بيم آن مي رود كه بخشي از حقايق مهم تاريخ انقلاب مدفون شوند و به جاي آن بافته هاي دشمن بي پروا در قلب حقايق و يا خيال بافي هاي افراد بي اطلاع بنشيند