روزنامه جمهوري اسلامي 19/10/1383 صفحه هنر و ادبيات

* كلاژ; هنري جهاني
رويدادهاي فرهنگي هنري
رويدادهاي تئاتر
كلاژ; هنري جهاني




نرگس حسين زاده
فرانسوي به معناي چسباندن گرفته شده است . " Coller " كلاژ از واژه ي اين واژه به شاخه اي از نقاشي نوين , مبتني بر چسباندن يا نصب مصنوعات و اشيايي دم دستي و ناچيز و نامتجانس بر متن پرده درآميخته با خود نقاشي , چون بريده ي روزنامه يا قطعه اي حصير و.... به منظور ايجاد تضاد و يا تركيبي نامعمول و تداعي انگيز و نيز براي تاكيد گذاردن بر اهميت ماده يا شي كه عاري از بار و روابط مانوس است اطلاق مي شود1. كلاژ در زمان هاي بسيار دور حضور خود را اعلام مي دارد ولي نه به مفهوم كاغذ چسباني بلكه به صورت چسباندن اشيا و قطعات روي ابزار و وسايل شخصي .
انسان هاي نخستين از چسباندن اشيا در كنار هم و يا بر روي يكديگر به نوعي فرهنگ باستاني و اسطوره اي خود را بيان مي كردند و از كنار هم قرار دادن قطعات متضاد براي تشديد در بياني گويا بهره مي جستند. در ميان قبايل آفريقا و مردم بومي سرخ پوست نيز قطعه چسباني براي تزيين و نشان گذاري ابزار جنگي و وسايل شخصي با استفاده از سنگ هاي رنگي كوچك , چوب , استخوان و ديگر امكانات موجود در طبيعت متداول بوده است . در اين ميان نحوه ي نگرش و برداشت انسان از اشيا در قالب فرم و شي با تلفيق و تاكيد به عنوان زباني گويا مطرح بوده است . در هنرهاي سنتي مشرق زمين نيز نوعي خاص از كلاژ در پارچه آرايي و تزيين ظروف و اشيا و معابد به كار رفته است .
در هنر آغاز مسيحي , آن زمان كه كارهاي كليساسازي براي برآوردن نيازهاي فوري برگزاري مراسم ديني آغاز شد , كلاژ جنبه اي رسمي و همگاني نيز پيدا كرد. برنامه هاي گسترده ي تزيين كليساها نيز استفاده از آن را به عنوان جنبه اي رسمي و همگاني ضروري گردانيد در موزاييك هاي رنگين روميان نيز نمونه اي از اين روي كرد ديده مي شود.
« پابلو روييزي پيكاسو » نقاش و هنرمند اسپانيايي الاصل به عنوان يكي از پيش گامان مكتب « كوبيسم » از نخستين افراد در به كارگيري كلاژ براي نقاشي شناخته مي شود. كوبيسم در سه مرحله ي هنري , پايه اي براي كلاژ (1907 ـ1909 ) شامل محدوديت رنگ ها و Cezanne گرديد . دوره ي سزان ايجاد تركيبي هماهنگ و متعادل در نقاشي ها بود. پيكاسو و « براك » در دوره ي تحليلي كوبيسم (1910 ـ1912 ) به ديد هم زمان شي از زواياي مختلف رسيدند. در اين دوره بود كه پرده ي طبيعت بي جان با حصير صندلي پيكاسو به عنوان نخستين كلاژ يك پارچه شده شكل گرفت . مهم ترين مساله ي دوره ي كوبيسم تركيبي , بهره گيري از مواد و مصالحي همچون شن , بريده هاي كاغذ , چوب , اشيا و وسايل معمولي ديگر بر روي بوم نقاشي بود. واژه ي كلاژ نيز از آن زمان به عنوان ارتباطي متناقض در قالب يك تكنيك معنا گرفت . وي با پيام « نقاشي محدود به رنگ و قلم نيست , بلكه طالب آن چيزي است كه در اطراف ماست » با هم كاري براك در سال هاي 1914 ـ1919 دست به تجربيات و خلاقيت هاي پيوسته اي زد . اين تكنيك به دو دليل از نظر پيكاسو و براك , اهميت بسيار داشت ;
1 ـ به دليل اين كه به ايشان امكان مي داد نوع تازه اي از واقع گرايي را به هنر تزريق كنند.
2 ـ به اين جهت كه وسيله ي دفاع ديگري بود در برابر آيين « نقاشي زيبا » و اين اعتقاد كه هنرهاي زيبا با استفاده از مواد زيبا , غيرقابل تفكيك است . 2
در دوره ي رنسانس هنرمندان بر اين باور بودند كه عنصر را طوري نقاشي كنند تا بهترين ديد طبيعي (ناتوراليستي ) را داشته باشد و كوبيسم به وسيله ي دستاورد جديد خود (كلاژ) به فضايي متفاوت دست يافت .
ديدن پوسترهاي پاره شده بر ديوارهاي پاريس نيز موجب پديد آمدن شيوه ي هنري « كلاژ » 3 به عنوان نقطه ي مقابل كلاژ توسط پيروان « رئاليسم نو » در اروپا شد و اين شكل جديد در استفاده از تصويرهاي ظريف آگهي هاي كنوني و عكس هاي تبليغاتي (با وجود استفاده از هنر پاپ آغازين ) به تصويرهاي پاره پاره و روي هم افتاده متكي است .
بررسي اين نكته كه كلاژ به عنوان تقلا و كاوش در مسير هنوز نوين از كجا و چگونه مطرح شد و از چه نقطه اي به كشور ما راه يافت , بسياري را به سال هاي 1912 ـ1914 م . و پس از پيدايش مكتب كوبيسم مي كشاند . محمودخان ملك الشعرا , نخستين عالم و هنرمند ايراني است كه از كاغذ و رنگ و چوب , ماكت ساختمان ها را در كمال دقت و ظرافت مي ساخت . نمونه هايي از اين هنر به همراه قطعات بريده ي تمبرهاي ايراني و خارجي در قابي دو رو در موزه ي كاخ گلستان موجود است . تابلوي رنگ روغن وي (استنساخ ) در نمايشگاهي كه از آثار هنري ايراني در سال 1913 برپا شد , موجب حيرت نقاشان مدرن و هنرشناسان شد. از اين رو كه وي آنچه را كه نقاشان مدرن پس از سال ها مكاشفه و ممارست يافته بودند , پيش تر روي بوم آورده بود . محمودخان ملك الشعرا در سال 1275 هـ . ق تابلوي كلاژ خود را با استفاده از تكه هاي رنگي تمبر نقش زد4. گرچه شكل ظاهري كلاژ محمودخان با فضاي دگرگون شده و تحول يافته كلاژ امروزي , بسيار تفاوت دارد اما داراي همان ماهيت است و مي توان آن را در نقطه اي ديگر از جهان شعله ور ساخت . 5


سوزن دوزي , 6 مليله دوزي , 7 پولك دوزي , منجوق دوزي , 8 سكه دوزي , علم در سنت فلزكاري ايران , 9 چهل تكه , قطاعي , سوخت و معرق 10 در دوره ي صفوي , منبت كاري و خاتم كاري نيز نمونه هايي از كاربرد كلاژ در رسوم , سنت و هنرهاي دستي و كاربردي ايران است . شيوه هاي گوناگون آرايش معماري ايران با بهره گيري از مصالح و مواد گوناگون در برجسته كاري و كلاژ با چوب , كاشي هاي چند رنگ و يك پارچه و تكه هاي موزاييك مشاهده مي شود. كاشي و سراميك در دوره ي تيموري متحول شد و در دوره ي صفوي , 11 به اوج خود رسيد . هم زمان با پيش رفت فلزكاري در آينه سازي نيز از كنار هم قرار دادن آينه ها با شيوه هاي گوناگون , طرح ها و نقش هايي در قالب كلاژ پديد آمده است . در آينه كاري ايران نيز پس از تبادل فرهنگي با اروپا در پي وارد كردن جام هاي شيشه اي در سده ي دهم هـ . ق (16 م ) از قطعات آينه بهره گيري شد. آينه كاري به دليل ايجاد تصاوير انتزاعي كه شباهت خاصي به نقاشي انتزاعي و تجريدي دارد , مي تواند از جمله هنرهاي نويني به شمار رود كه با استفاده از هنر انتزاعي غرب توسط آينه كاران ايراني اجرا شده است .
در كلاژ هنرمند منعكس كننده ي آيينه وار طبيعت نيست بلكه از عينيت راهي به سوي ذهنيت مي گشايد. « هربرت ريد » معتقد است كه « هر دوره اي يا هر تمدني صورت هنر را معين مي كند و حتا حكم مي كند كه محتواي اثر هنري چه بايد باشد. اما آن نيرويي كه صورت و محتوا را به هم مي آميزد و آنها را تا حد بلوغ بالا مي برد , آن نيرو را فقط روح شخص هنرمند در اثر خود به كار مي برد . » 13
بهره گيري عناصر مثبت نظام هاي سنتي در قالبي نوين از وظايف كلاژ است . پيكاسو به عنوان هنرمندي نوآور از تمام اين هنرها و ذهنيات در راهي جديد بهره گرفت و پس از او نيز بسياري به ارزش و معاني زبان نوين هنر پي مي بردند و در اين راه به خلق آثاري پرداخته اند. به گونه اي كه مي توان گفت سهم پيكاسو در ايجاد و گسترش زبان هنر نوين بسيار بوده است . از اين رو هربرت ريد اين آثار وارداتي را با تزريق دارويي مقايسه كرده است كه همانند محركي موقت عمل مي كند و تن درستي را بازمي گرداند. با اين حال شايد اهميت واقعي پيكاسو در اين باشد كه او به هنرمندان آفريقايي , آسيايي , و آمريكاي لاتين آموخته است كه پيوستگي ميان هنرهاي سنتي خود و يافته هاي سده ي بيستم را دريابند.
مي بايست در جايي اين نكته را كه « هنرمند اروپايي از هنر اين سرزمين بهره برده و در جايي ديگر به همين سرزمين برمي گرداند » 14 را اصلاح نمود و اذعان داشت كه هنرمند ايراني موفق به شناخت و استفاده از تجربه هاي هنرمندان هر دوره ي سرزمين خود نگشته است . آناني كه به جستجو و كاوش در تمام زمينه هاي هنري شرق و غرب پرداختند از آنها بهره جسته و به تحولاتي رسيدند. و اكنون جايز نيست كه به دامنه ي فعاليت ها و نوآوري هاي غرب اعتراض داشته باشيم بلكه اين اعتراض به خود ما برمي گردد كه در شناخت و بهره گيري از هنرهاي گذشته ي خود كوتاهي كرده ايم و اكنون مي بايست پذيراي سيماي نو و امروزه ي آن از جوانبي ديگر باشيم 15.
در جستجوي علل اين ادعا به مواردي چند مي رسيم كه از آن جمله شرايط اجتماعي كشورمان در دهه ي اخير است . بدين طريق كه هنر نوين به عنوان فرآورده هاي غربي به كلي مطرود شمرده شد و پيش از آن نيز مردم با اين تصور كه هنر مي بايست به عنوان تصويري قابل درك براي عموم و زيبايي منطبق بر ديده ها باشد از رويارويي با ناشناخته ها دوري كردند. اين مطلب به دليل عدم آموزش و آشنايي با زبان تجسمي نوين كماكان نقطه اي كور باقي مانده است .
از جانبي ديگر آشنايي و الفت با هنرهاي دستي نيز رفته رفته رو به افول نهاد و اكنون كمتر كسي را مي شناسيم كه براي نمونه با هنر سوخت به عنوان يكي از هنرهاي سنتي كشورمان آشنايي داشته باشد. پديده ي نوظهور آن چيزي بود كه نه خاصيت سنتي خود را به همراه داشت و نه از پويايي هنر مدرن برخوردار بود. به عبارتي انطباق گذشته ي سنتي با جريانات امروزي ميسر نبود و با گذشت زماني اندك , پاسخ گويي نياز جامعه نبود كلاژ در ايران به دليل استفاده از مواد گوناگون , انعطاف پذيري و بازدهي وسيع خود در دستان هر فرد , بازگوكننده ي تفكرات و احساسات آن فرد خواهد بود و اين مطلب را مي توان بهترين دليل براي معرفي و شناسايي كلاژ در هر فرهنگ و جامعه اي دانست . در واقع ناآشنايي و دوري از كلاژ در ايران نه به دليل بي علاقگي به تكنيك بلكه به دليل واهمه اي بود كه از انتزاع ريشه گرفت . بايد پذيرفت كه هنر اساسا انتزاعي است . چهارچوب ارتباطي و دامنه ي نوآوري هاي ذهني و تلاش هاي آدمي گسترش يافته است و اين گسترش و پويش همراه با نشانه ها و عناصر هنر نوين مكاني خاص طلب مي كند. يكي از نوآوري هايي كه پيكاسو در هنر وارد كرد , بهره گيري از فرهنگ هاي متنوع در كلاژ بود. وي با وارد كردن هنر آفريقايي و هنر فرهنگ هاي ديگر به نقاشي و پيكره سازي اروپايي , ثابت كرد پايه و اساس كلاژ بر مبناي گفتگوي هنرهاي گوناگون و فرهنگ هاي متنوع است . از اين رو شايد بتوان چنين نتيجه گرفت كه كلاژ اساسا از گفتگوي فرهنگ هاي گوناگون پديد آمده است و شايد به همين دليل است كه توانايي برقراري ارتباط با فرهنگ هاي گوناگون كشورهاي مختلف جهان را دارد.
پي نوشت :
منابع پانويس هاي 1 تا 15 شامل فرهنگ اصطلاحات هنرهاي تجسمي , گفتگو , آثار هنري ايران , سيري در صنايع دستي ايران , بروشور موزه هنرهاي معاصر , مجله ميراث فرهنگي , گره چيني در معماري اسلامي و در جستجوي زبان نو مي باشد.
نقل از : شماره نخست نشريه دانشجويي همايش هنر و جهاني شدن , آذر ماه 1383
در كلاژ هنرمند منعكس كننده آيينه وار طبيعت نيست , بلكه از عينيت راهي به سوي ذهنيت مي گشايد.
كلاژ اساسا از گفتگوي فرهنگ هاي گوناگون پديد آمده است و شايد به همين دليل است كه توانايي برقراري ارتباط با فرهنگ هاي گوناگون كشورهاي مختلف جهان را دارد.

رويدادهاي فرهنگي هنري


نمايشگاه « بام شكسته بم » در استكهلم
نمايشگاه « بام شكسته بم » 7 تا 12 ديماه همزمان با سالگرد فاجعه زلزله بم در استكهلم پايتخت سوئد برگزار شد.
به گزارش ستاد خبري در اين نمايشگاه 80 عكس از عكاسان ايراني كه دربرگيرنده بم قبل از زلزله , وقوع زلزله و برپا) Kista Gallery (پس از زلزله بود در محل شيستا گالري شد.
شيستا گالري از جمله مراكزي است كه تجمع ايرانيان مقيم سوئد در اين منطقه بيشتر است .
اين نمايشگاه كه از سوي انجمن عكاسان بحران ايران و انجمن دولتي ايران و سوئد برگزار شده بود با استقبال گرم ايرانيان مقيم و شهروندان سوئدي روبرو شد.
از سوي برگزاركنندگان نمايشگاه 2 تن از عكاسان مجموعه حضور داشته و به پرسشهاي بازديدكنندگان پاسخ مي گفتند.
جشنواره فجر الگوي توليد سينماي ايران است
« حبيب الله كاسه ساز » , تهيه كننده سينما , بر لزوم الگوسازي مناسب جشنواره فيلم فجر در عرصه توليد فيلم تاكيد كرد و گفت : اين رويداد هنري الگوي سينماي ايران است .
وي گفت : جشنواره بايد هويتي مستقل از افراد داشته و در جهت تعالي سينماي آموزشي گام بردارد.
اين تهيه كننده سينماي ايران را سرآمد صنعت فيلم آسيا خواند و افزود : سينماي ما مي تواند بازارهاي فيلم منطقه را در اختيار گيرد.
كاسه ساز افزود : سينماي ايران بايد كاملا ديني و معناگرا باشد , چرا كه در كشوري مذهبي , سينماي غيرديني جايگاهي ندارد.
اين تهيه كننده , سينماي معناگرا را به عنوان شكل ديگري از جريان قوي و تاثيرگذار و نيازمند شناخت امكانات , اهداف و برنامه ريزي مناسب بيان كرد.
وي يادآور شد : همه گونه هاي (ژانر) سينماي ايران از جمله كمدي , پليسي و خانوادگي مي تواند در زير مجموعه سينماي معناگرا قرار گيرد.
به گفته كاسه ساز , توجه به معنا و باطن موضوع باعث مي شود تا مخاطب سينما دست خالي از سالن نمايش بيرون نرود.
دو هزار و 910 اثر نقاشي براي دو سالانه بين المللي نقاشي جهان اسلام
دو هزار و 910 اثر نقاشي براي دبيرخانه سومين دوسالانه نقاشي معاصر جهان اسلام رسيده است .
روابط عمومي فرهنگستان هنر با اعلام اين خبر عنوان كرد : اين تعداد آثار از 564 هنرمند از ايران و كشورهاي اسلامي براي دبيرخانه دو سالانه سوم رسيده است .
برپايه اين خبر , دو هزار و 248 اثر متعلق به 468 هنرمند نقاش ايراني و 662 اثر متعلق به 96 هنرمند از 25 كشور جهان اسلام مي باشد.
هيات انتخاب سومين دو سالانه نقاشي جهان اسلام به زودي كار ارزيابي و انتخاب آثار را براي حضور در رقابت دو سالانه سوم نقاشي جهان اسلام به پايان مي رساند.
دو سالانه هاي نقاشي جهان اسلام با هدف معرفي چشم انداز نقاشي كشورهاي جهان اسلام , ارائه آخرين دستاوردها و تجربيات هنري كشورهاي اسلامي , ايجاد فضاي گفتگو , شناسايي تشكل هاي هنرهاي تجسمي در جهان اسلام و بررسي و تاكيد بر زمينه هاي هويت معنوي هنر اسلام به همت فرهنگستان جمهوري اسلامي طراحي شده است .
در دوره گذشته دو سالانه نقاشي جهان اسلام مجموعا هزار و 681 اثر از 36 كشور جهان و بيش از 600 اثر از هنرمندان ايراني شركت كرده بودند.
سومين دو سالانه نقاشي جهان اسلام از پنجم بهمن ماه سالجاري تا ششم اسفند در محل مركز فرهنگي هنري صبا (تهران ) برگزار مي شود.

رويدادهاي تئاتر


مرد اتفاقي در انتظار خانه نمايش
« مرد اتفاقي » عنوان نمايشنامه اي از » ياسمين رضا » است كه وحيد رهباني آن را كارگرداني كرده و قرار است از همين هفته درتالار خانه نمايش اداره تئاتر به صحنه رود.
اين نمايشنامه را « سحر داوري » ترجمه كرده است و در آن مهدي بستاني , شيوا حميدخاني و اليكا عبدالرزاقي ايفاي نقش مي كنند.
اين نمايش كه كاري از گروه تئاتر نقشينه است درباره نويسنده اي است كه در قطاري با يكي از خوانندگان كتابش مواجه مي شود و مدتي طول مي كشد تا آنان با هم صحبت كنند.
لازم به ذكر است كه سالن نمايش دهنده اين نمايش در همان اداره تئاتري واقع است كه قرار بود تخليه شود. اما ظاهرا معاون هنري وزير ارشاد جلوي حكم تخليه را گرفته وقرار است اين ساختمان خريداري شود.
دكتر ابراهيميان در فرهنگسراي دانشجو
اصول و پايه هاي اساسي نقد تئاتر با حضور دكتر فرشيد ابراهيميان يكشنبه 13 دي ماه از ساعت 16 تا 18 در فرهنگسراي دانشجو با حضور علاقمندان به تئاتر برگزار گرديد.
به گزارش روابط عمومي فرهنگسراي دانشجو , هدف از برگزاري جلسات نقدتئاتر آشنايي اعضاي كانون نمايش فرهنگسرا با واژه هاي مرتبط با پروسه نقد در تئاتر و تاريخ كل نقد تابه امروز بوده است .
نمايشهاي تئاتر شهر!
و در نهايت اينكه شش نمايش در حال اجرا در مجموعه بزرگ تئاتر شهر تهران هستند.
در تالار اصلي نمايش « هي مرد گنده , گريه نكن » به كارگرداني جلال تهراني در ساعت 18 اجرا مي شود . در تالار قشقايي نمايش تئاتر « اجباري » نوشته و كار حسين كياني در ساعت 17,30 و نمايش حرفه اي در همين سالن به كارگرداني بابك محمدي در ساعت 20 اجرا مي شود . در تالار سايه نمايش « آواز قو » به كارگرداني محمد رحمانيان از ساعت 18 و نمايش « باغ وحش شيشه اي » به كارگرداني « منوچهر هرسيني » از ساعت 20 اجرا مي شود.
در سالن كوچك اين مجموعه , نمايش « خانه من اينجاست » به كارگرداني « مينا حبيلي » از ساعت 18 و نمايش « مادر بزرگ , يك مقدمه » به كارگرداني « حميد پورآذري » از ساعت 19,30 اجرا مي شود .
در تالار نو نمايش « غول زنگي قلعه سنگ باران » به كارگرداني شكر خدا گودرزي از ساعت 19 اجرا مي شود و نمايش « خواب گردها » به كارگرداني محمد حاتمي از ساعت 18 در كارگاه نمايش اجرا مي شود .