
پس از مرگ عرفات , تحركات وسيعي از سوي آمريكا و اسرائيل براي
ايجاد صلحي تحميلي ميان رژيم صهيونيستي و حكومت خودگردان
فلسطيني آغاز شد. آمريكائيها با حمايت از پيروزي « ابومازن » در انتخابات
بيستم دي ماه جاري , سعي دارند روند صلح موردنظر خود را تسهيل نمايند.
ابومازن كه از نظر آمريكائيها شخصيتي ميانه رو در ميان رهبران فلسطيني
محسوب مي شود , به تصور خود مي تواند با گرفتن امتيازهايي و دادن
امتيازهاي بيشتر به اسرائيل , مناقشه ميان فلسطيني ها و اسرائيل را به پايان
برساند. آمريكائيها به خيال خود در طرح صلحي كه برگرفته از « نقشه راه »
است , مصمم هستند با ايجاد كشوري مستقل در مناطق كرانه باختري رود
اردن و باريكه غزه به بيش از نيم قرن مبارزه مردم مسلمان فلسطين با
صهيونيستها و مهمتر از آن مناقشه جهان اسلام با اسرائيل خاتمه دهند. در
اين ميان آنچه كه در تمامي موضع گيريهاي اخير صهيونيستها به خوبي ديده
مي شود اجرا شدن ناقص « نقشه راه » است از آن جمله مي توان عدم امكان
بازگشت آوارگان فلسطيني به سرزمينهاي آبا واجدادي شان اشاره كرد كه
صهيونيستها در تمامي موضع گيريهاي خود , آغاز مذاكرات را به پذيرش
پيش شرط عدم بازگشت آوارگان فلسطيني به موطن خود ذكر
كرده اند.
آريل شارون نخست وزير رژيم صهيونيستي در كنگره « سياستهاي
راهبردي » در شهر هرتزليا كه موسسه « سياست و استراتژي اسرائيل »
اواخرماه گذشته آن را برگزار كرد , گفت كه سال 2005 فرصتي تاريخي براي
صلح با فلسطينيان است . وي تاكيد كرد كه اين فرصتي است كه معلوم نيست
در آينده دوباره تكرار شود. شارون در همين سخنراني خود گفت كه اسرائيل
حاضر است امتيازات دردناكي بدهد , امتيازاتي كه واقعي خواهد بود. او
بلافاصله پس از اين سخنان خود و بدون آنكه كمترين اشاره اي به امتيازات
موردنظر بكند به موضوع توافق خود با جورج بوش رئيس جمهور آمريكا
اشاره كرد و گفت كه بر مبناي اين توافق حق بازگشت آوارگان فلسطيني و
ورود فلسطينيها به اسرائيل لغو خواهد شد و اسرائيل هيچگاه تا مرزهاي
سال 1346 عقب نشيني نخواهد كرد1
به اذعان شارون , بوش به او وعده داده است كه هيچ گونه فشاري بر
اسرائيل براي پذيرش اصل بازگشت پناهندگان و اجراي قطعنامه 194
سازمان ملل ناظر بر حق بازگشت آوارگان به وطن , وارد نكند. مقامهاي
واشنگتن و تل آويو در پي اين توافق سعي دارند ابتدا با وارد كردن فشار به
كشورهاي ميزبان آوارگان فلسطيني همچون اردن , لبنان و سوريه , آنها را
براي اسكان دائم فلسطيني ها در كشورهاي خود ملزم كنند.صهيونيستها در
همين چارچوب از برخي كشورهاي اروپايي همچون انگليس خواسته اند كه
براي اجراي طرح اسكان دائم پناهندگان فلسطيني در اين كشورها كوشش
كنند.
بدنبال اين موضع گيري شارون , تشكيلات خودگردان فلسطين به حق
تعيين سرنوشت , بازگشت آوارگان فلسطيني به سرزمينهايشان و تشكيل
كشور مستقل فلسطين به پايتختي قدس شريف تاكيد كرد2
از سوي ديگر محمود عباس (ابومازن ) رئيس سازمان آزادي بخش
فلسطين (ساف ) و كانديداي اين سازمان براي انتخابات رئيس حكومت
خودگردان فلسطين ضمن مخالفت با اين سخنان شارون گفت : ما از حق
بازگشت آوارگان فلسطيني به سرزمين خويش كوتاه نخواهيم آمد3 احمد
قريع نخست وزير تشكيلات خودگردان فلسطين نيز در واكنش به اين مواضع
شارون اظهار داشت كه هيچ يك از طرفها حق ندارد پيش از مذاكرات مربوط
به تعيين وضعيت نهايي سرزمينهاي اشغالي چيزي را تعيين كند بخصوص
درباره آوارگان فلسطيني . وي افزود كه هنوز مذاكراتي آغاز نشده و نبايد
كسي بر اين مذاكرات پيشي بگيرد چه رئيس جمهور آمريكا باشد و چه
نخست وزير اسرائيل يا هر طرف ديگر.4
در پي اين موضع گيريها جنبش حماس نيز اظهارات شارون را بيانگر
چهره واقعي صلح دروغين اسرائيل دانست و اعلام كرد كه صلحي كه شارون
از آن حمايت مي كند بر اصل ناديده گرفتن حقوق مردم فلسطين استوار است
و واكنش ما به اين اظهارات شارون ادامه مقاومت مسلحانه مردم فلسطين
است 5. با اين حال معلوم نيست منظور شارون از امتيازات دردناكي كه قرار
است اسرائيل به فلسطينيها بدهد چيست و مذاكرات آينده رژيم
صهيونيستي با برنده انتخابات آينده فلسطين بر چه اصولي استوار خواهد
بود
بيش از نيم قرن آوارگي
طي يكصد سال گذشته جنگها و بحرانهاي مختلف در منطقه خاورميانه
موجب شد كه گروههايي از مردم اين منطقه مهم جهان مجبور به فرار از
خانه و كاشانه خود و مهاجرت به ديگر مناطق شوند. حادترين مساله
آوارگي در منطقه خاورميانه , موضوع آوارگان فلسطيني است كه هنوز پس از
گذشت سالها غيرقابل حل باقي مانده است . فلسطينيها كه قبل و بعد از
تشكيل دولت يهود در سال 1327 مجبور به فرار از سرزمينهاي خود
شده اند , عمدتا در كشورهاي همسايه فلسطين اشغالي در اردوگاهها با مشقت
و سختي روزگار مي گذرانند.
نهضت صهيونيسم در اواخر قرن گذشته شكل گرفت و همزمان موج
مهاجرت يهوديان به فلسطين آغاز شد. با صدور اعلاميه بالفور در سال
1296 كه در آن قول تشكيل يك وطن يهود به يهوديان داده شد , اين روند
سرعت بيشتري گرفت , زيرا براي تشكيل وطن يهودي موعود , احتياج به
جمعيت و زمين بود. به همين جهت در دوران استيلاي انگليس بر فلسطين
يعني از سال 1301 تا 1327 سياستهاي بين المللي همپا با صهيونيسم
بين الملل در تمشيت اين مهم همسو مي شوند. اقدام هاي آژانس يهود , كمك
يهوديان جهان و اقدامها و اعمال سازمان هاي شبه نظامي (ميليشيا) يهودي
دست به دست هم داد تا از يك طرف زمين هاي فلسطيني ها را از چنگ آنان
خارج نمايد و از سوي ديگر آنها را از اين منطقه فراري دهد. در همين رابطه
كه نود درصد فلسطيني ها بنا بر اعتراف مورخين منصف اسرائيلي در اثر
برخوردهاي خشن و قتل و غارت شبه نظاميان يهودي مجبور به ترك
فلسطين شده اند.
بنابر ارزيابي هاي سازمان ملل تا پايان سال 1327 تعداد فراريان
فلسطيني حدود 700 هزار نفر بوده است و از اين تاريخ به بعد و به خصوص
پس از جنگهاي 6 روزه در سال 1346 اين امر سير صعودي پيدا كرد .
آوارگان فلسطيني بيشتر در كشورهاي اردن , لبنان و سوريه ساكن هستند. با
اين حال تعداد كمتري از آنها در كشورهاي مصر , عربستان سعودي , كويت ,
عراق و ليبي پراكنده هستند. بر طبق آمارهاي ارائه شده آژانس امداد و
اشتغال سازمان ملل متحد (آنروا) رقم آوارگان فلسطيني تا تيرماه سال
1382 بيش از 4 ميليون نفر مي باشد6. كه از اين تعداد 1,5 ميليون نفر در
كرانه باختري و نوار غزه زندگي مي كنند و اكثريت ديگري از اين تعداد در سه
كشور سوريه , اردن و لبنان زندگي مي كنند.
توافق اسلو در مورد آوارگان فلسطيني
طبق توافق هاي اسلو قرار بود كه مذاكرات وضعيت نهايي در فروردين
ماه سال 1375 شروع و در ارديبهشت ماه 1378 تمام شود . در يكي از
بندهاي اين توافق موضوع آوارگان فلسطيني مطرح شده است و البته مفاد
اين توافقنامه به گونه اي تنظيم شده كه احتمال اجراي اسكان دائم آوارگان
فلسطيني در كشورهاي ميزبان و يا ساير كشورها را فراهم
كند7.
توافقنامه اسلو به علت سياستها و سنگ اندازيهاي صهيونيستها متوقف
شد. بعد از به قدرت رسيدن ايهود باراك , ديپلماسي رفت و برگشت وي با
رهبران منطقه سرانجام در 23 شهريور سال 1378 به توافقنامه شرم الشيخ
ميان عرفات و باراك منجر شد. در جلسه امضاي اين توافقنامه كه با حضور
آلبرايت وزير امور خارجه وقت آمريكا , مبارك رئيس جمهور مصر و
عبدالله دوم پادشاه اردن برگزار شد , طرفين امضاكننده متعهد شدند كه در
مورد تمام مسايل منجمله آوارگان فلسطيني ظرف يك سال به توافق نهايي
دست يابند.
اگر بندهاي مذاكرات وضعيت نهايي را به بندهاي ممكن و بندهاي
مشكل تقسيم كنيم موضوع آوارگان فلسطيني را بايد از بندهاي مشكل
مذاكرات وضعيت نهايي نام برد. قدس (اورشليم ) , مرزها و وضعيت
شهركهاي صهيونيست نشين نيز از بندهاي مشكل مذاكرات وضعيت نهايي
بودند. در مذاكرات ميان طرفهاي فلسطيني و اسرائيلي , وضعيت آوارگان
فلسطيني هميشه آزاردهنده ترين بخش هاي مذاكرات بوده است و چشم انداز
آن نيز همواره مبهم و تيره مي باشد. حكومت خودگردان فلسطيني در اين
زمينه مواضع صريحي داشته است درخواست فلسطيني ها عمل به قطعنامه
شماره 194 سازمان ملل است يعني بازگشت آوارگان به فلسطين و تامين
خسارات آنهايي كه باقي مي مانند. اما مواضع اسرائيلي ها كاملا در جهت
مخالف بوده و معتقدند كه تمام آوارگان فلسطيني بايد به طور دائمي در
خارج ازفلسطين باقي بمانند يعني در همان جايي كه هستند , بايد استقرار
دائمي بيابند. البته صهيونيستها به فشارها و كمكهاي لازم از سوي
آمريكائيها در اين زمينه دلگرم هستند.
به زعم صهيونيستها بازگشت فلسطينيهاي آواره بافت جمعيتي دولت
يهود را برهم زده و اين يكي از شيوه ها و راهكارهاي نابودي اسرائيل است .
در سطح بين المللي نيز اظهارات و واكنشها در راستاي بازگشت كامل آوارگان
فلسطيني نبوده است . آمريكائيها همواره در طول مذاكرات تلويحا مواضع
صهيونيستها را تاييد مي كنند و اروپائيها هم گاه مواضعي متناقض در اين
زمينه از خود بروز مي دهند. در كشورهاي ميزبان نيز مواضع و ديدگاههاي
متفاوتي در قبال آوارگان وجود دارد. لبنانيها حساسيت بيشتري به اين قضيه
دارند . از نظر دولتمردان لبنان حضور آوارگان كه 11,4 درصد از جمعيت
اين كشور را تشكيل مي دهند , توازن جمعيتي لبنان را به نفع اقليت سني اين
كشور برهم مي زنند. موضوعي كه هفده اقليت مذهبي موجود ديگر در لبنان
قطعا از آن راضي نيستند. گفتني است كه يكي از شروط لبنانيها در مذاكرات
آتي لبنان با اسرائيل , عدم پذيرش موضوع استقرار دائمي آوارگان فلسطيني
در اين كشور است . در كشور لبنان ده اردوگاه به نامهاي برج البراجنه , شتيلا ,
بارالياس , عين الحلوه , رشيديه , تل زعتر , نهرالبارد , الدعواق , السيبنس و
يفل وجود دارد كه در آنها بيش از 391 هزار نفر زندگي مي كنند . بيشتر
فلسطينيان در لبنان از جمله آوارگاني هستند كه از شمال فلسطيني به اين
مناطق گريخته اند. وضعيت آوارگان در لبنان بسيار اسفناك است و آنها از
زمان حضورشان تاكنون فشارهاي عديده اي را از جمله سركوب و
بي احترامي را تحمل كرده اند. مسئولين لبناني از ساخت و ساز و گسترش در
اردوگاهها , ممانعت مي كنند و آوارگان فلسطيني مجبور هستند در همان
ساختمانهايي زندگي كنند كه سالها پيش آنها را ساخته اند.
در اردن وضعيت تا حدودي فرق مي كند. اين كشور آوارگان فلسطيني را
مزاحم خود نمي داند و آوارگان را بخش جدايي ناپذير از خود مي داند. بيش
از يك ميليون و 718 هزار نفر آواره فلسطيني در اردوگاههاي اربد , الزرقا ,
حطين , الوحدات , الحين , حيفكين , مادبا , الخنه , الحصن , جرش , سوف ,
بقا و الطابيه كشور اردن زندگي مي كنند. وضعيت آوارگان در اردن به مراتب
بهتر از ساير كشورهاي ميزبان مي باشد , چرا كه فلسطيني ها در اردن به عنوان
تبعه آن كشور از حقوق كامل اجتماعي و سياسي برخوردارند. عليرغم اين
موضوع , آنها نيز همانند ساير آوارگان ساكن كشورهاي ديگر خواهان
بازگشت به موطن خود هستند. در سوريه نيز كم و بيش مشكلات مشابهي
وجود دارد و تعيين تكليف آوارگان فلسطيني از دل مشغولي هاي
سياستمداران سوري است . البته بخشي از آوارگان در سوريه , آوارگان منطقه
جولان هستند كه آينده آنها بستگي به نتيجه فرايند صلح ميان سوريه و
اسرائيل دارد.
در كشور سوريه نيز ده اردوگاه به نامهاي خان الشيخ , ذوالنون , سبينه ,
جرمانا , حمص , حما , درعا , الاذقيه , ينرب و عندرات وجود دارد كه حدود
410 هزار نفر در آنها زندگي مي كنند . جامعه آوارگان فلسطيني در سوريه را
مي توان جامعه اي بسيار جوان دانست به نحوي كه 43,2 درصد از جمعيت
آوارگان در سال 1380 را افراد زير 15 سال تشكيل مي دادند كه اين امر به
دليل بالا بودن ميزان زاد وولد در ميان آوارگان است .
در ساير كشورهاي ميزبان آوارگان , به خصوص در كشورهاي عربي
قضيه تاحدودي متفاوت است . به علت تعداد كم آوارگان در اين كشورها ,
عدم استقرار همگي آنها در اردوگاهها , جذب آنها در جوامع ميزبان , عدم
تاثيرگذاري آنها در بافت جمعيتي كشور ميزبان , هم مرز نبودن كشور ميزبان
با فلسطين و غيره معضلات و مشكلاتي نظير اردن , سوريه و به خصوص
لبنان وجود ندارد , يعني سه كشوري كه بيش از 2,5 مليون آواره فلسطيني را
در خاك خود جاي داده اند.
همچنين علاوه بر اين تعداد آواره كه در سه كشور همسايه فلسطين
اشغالي زندگي مي كنند حدود 1,5 ميليون نفر نيز در دو منطقه فلسطيني نشين
كرانه باختري رود اردن و نوار غزه زندگي مي كنند. اين افراد جدا از ساكنان
بومي اين مناطق مي باشند آوارگان در كرانه باختري در 19 اردوگاه متمركز
هستند كه اين اردوگاهها را « آنروا » به رسميت شناخته است . بيشتر اين
اردوگاهها پيش از سال 1329 ايجاد شده اند . بنابراعلام رسمي آنروا تعداد
جمعيت فلسطيني در مناطق اريحا , بيت المقدس , هبرون و نابلس در كرانه
باختري تا تيرماه سال 1382 بالغ بر 654 هزار نفر مي باشد .
در مناطق جباليا , ريمال , زيقون , نصيرات , ديرالبلاح , خان يونس و رفح
در نوار غزه نيز طبق آمار آنروا بالغ بر 907 هزار نفر ساكن مي باشند .
مشكلات موجود بر سر راه آوارگان فلسطيني

پس از گذشت نيم قرن هنوز آوارگان فلسطيني گروگان تاريخ , سياست و
فقر هستند و همچنان در شرايط بسيار سختي در اردوگاههاي آوارگان زندگي
مي كنند و با مشكلات عديده اي از قبيل تراكم جمعيت , فقر و بيكاري , سطح
پايين بهداشت و ديگر معضلات اجتماعي دست و پنجه نرم
مي كنند.
پايين بودن سطح بهداشت يكي از معضل هايي است كه آوارگان در تمام
اردوگاهها با آن مواجه هستند. كودكان فلسطيني از كمبود امكانات بهداشتي
رنج مي برند و از اين نظر. در پايين ترين سطح قرار دارند. مشكلاتي كه بر سر
راه زنان وجود دارد بالطبع بر كودكان نيز تاثير مستقيم دارد. مراقبتهاي
بهداشتي مادران و تسهيلات براي مداواي عفونتهاي خوني كه علت اصلي
مرگ و مير زنان محسوب مي شود در بسياري از اردوگاهها به حد كافي
نمي باشد.
بيكاري يكي ديگر از مشكلاتي است كه آوارگان فلسطيني با آن روبرو
هستند و اين به نوبه خود مسبب ساير عوامل از جمله فقر نيز شده است . به
همين علت بسياري از جمعيت آواره در فقر مطلق زندگي مي كنند. آوارگان
فلسطيني امروزه به عنوان كارگران ارزان و غيرماهر مورد استثمار قرار
مي گيرند و با حقوقهاي نازل تن به هر كاري مي دهند.
نرخ بي سوادي در ميان فلسطيني هاي ساكن در اردوگاهها بسيار بالا
مي باشد. فقدان سواد و مهارتهاي اوليه , آنها را از فرصت هاي شغلي كارآمد
محروم مي كند و اين امر به كيفيت زندگي آنها لطمه مي زند.
از ديگر معضلهاي آوارگان فلسطيني نرخ بالاي رشد جمعيت مي باشد.
هرچه ميزان جمعيت اردوگاهها افزايش مي يابد بالطبع از ميزان امكاناتي كه
يك آواره مي تواند از آن بهره مند شود , كاهش مي يابد.
وضعيت آوارگان فلسطيني در مذاكرات صلح
در رابطه با اسكان آوارگان فلسطيني دو رويكرد وجود دارد. رويكرد اول
اين كه بخشي از آوارگان فلسطيني جذب كشورهاي مهاجرپذير شوند مثل
كانادا و استراليا كه سابقه بيشتري در اين امر دارند البته گفته مي شود كه در
كانادا , نروژ و بعضي كشورهاي اروپايي از جمله انگليس توجهي تلويحي به
اين موضوع شده است .
رويكرد دوم آن است كه بخش عمده اي از آوارگان در كشورهاي ميزبان
البته به عنوان تبعه باقي بمانند.
در مجموع به نظر مي رسد با توجه به مخالفت اسرائيل و آمريكا در مورد
بازگشت آوارگان به درون مرزهاي اسرائيل , حكومت خودگردان فلسطين به
خوبي مي داند كه كاري نمي تواند بكند مگر آن كه در مذاكرات وضعيت نهايي
و در بده بستانها , تعديلي در مواضع اسرائيل در اين زمينه حاصل شود يا
اينكه حكومت خودگردان به علت موضع ضعيف تر خود مجبور شود بر سر
حقوق آوارگان فلسطيني به سازش دست زند.
سرنوشت غم بار آوارگان فلسطيني در صورت حصول به صلح همه جانبه
در خاورميانه مي تواند بازگشت بخشي از آوارگان به سرزمين دولت فلسطيني
آينده يعني بخشهايي از ساحل غربي و نوار غزه باشد. طبعا تعداد بيشتري در
كشورهاي ثالث و بخصوص مهاجرپذير باقي خواهند ماند و البته و بخش
قابل توجهي از آنان خواهي نخواهي در كشور ميزبان ناچار به استقرار دايمي
خواهند بود.
منابع :
1 ـ شبكه تلويزيوني العربيه ـ 1383,9,26
2 ـ شبكه خبرگزاري الجزيره ـ 1383,9,28
3 ـ شبكه خبري الجزيره ـ 1383,9,28
4 ـ خبرگزاري فرانسه ـ 1383,9,27
5 ـ خبرگزاري شين هوا ـ 83,9,27
WWW . un . org , unrwa 6 ـ سايت
7 ـ فصلنامه سياست خارجي ـ زمستان 1378
براساس توافق اخير شارون و بوش , حق بازگشت آوارگان
فلسطيني لغو خواهد شد , اسرائيل به مرزهاي 1346
عقب نشيني نخواهد كرد و آمريكا هيچگونه فشاري عليه
اسرائيل را در اين زمينه تحمل نخواهد كرد
پس از گذشت نيم قرن هنوز آوارگان فلسطيني گروگان
تاريخ , سياست و فقر هستند و همچنان در شرايط سختي در
اردوگاههاي آوارگان زندگي مي كنند
آوارگان فلسطيني هميشه با مشكلات عديده اي از قبيل
تراكم جمعيت , فقر و بيكاري , سطح پايين بهداشت و ديگر
معضلات اجتماعي دسته و پنجه نرم كرده اند
زيرنويس عكس :
نمائي از يك اردوگاه آوارگان فلسطيني در خاك اردن

|