روزنامه جمهوري اسلامي 16/10/1383 صفحه سرمقاله
نتيجه عقب نشيني در برابر صهيونيست ها


بسم الله الرحمن الرحيم
محمود عباس موسوم به « ابومازن » رئيس جديد سازمان آزادي بخش فلسطين , خود را براي حضور فعال در انتخابات جهت تعيين رياست تشكيلات خودگردان آماده مي كند.
پيش از اين , « مروان برغوثي » رئيس جنبش فتح در كرانه باختري كه در حال حاضر در زندان رژيم صهيونيستي بسر مي برد , جدي ترين رقيب وي در احراز اين سمت بود , لكن بعدا با صدور بيانيه اي , اعلام شد كه وي از نامزدي انتخاباتي كه قرار است روز 20 ديماه 83 برگزار شود , كنار رفته است .
محمود عباس رئيس كنوني سازمان آزادي بخش فلسطين , در مذاكرات سازش با صهيونيست ها مشاركت فعال داشته و تقريبا همان فردي به نظر مي رسد كه دشمن صهيونيستي و آمريكا خواهان حاكميت او در ساختار تشكيلات خودگردان هستند.
اين , نكته مهمي است كه آمريكا و صهيونيست ها چه نكاتي را در افكار , انديشه ها , اهداف و برنامه هاي محمد عباس ديده اند كه تا اين اندازه به رياست او علاقمند شده اند
مهمترين نكته در اظهارات و مواضع محمود عباس اينست كه وي قويا با هرگونه برخورد قهرآميز عليه اشغالگران صهيونيست مخالف است و تصريح مي كند كه فلسطيني ها فقط با استفاده از شيوه هاي مسالمت آميز مي توانند استقلال خود را بدست آورند و نه با ابزار نظامي . ابومازن اخيرا در جمع بازرگانان در « رام الله » خاطرنشان ساخت كه : « من بر اين باورم كه موفقيت راه حل نظامي عليه اسرائيل غيرممكن است و تنها راه پيش روي ما , « انتخاب صلح » است . غيرممكن است كه بخواهيم فلسطين را با استفاده از سلاح آزاد كنيم زيرا تعادل قدرت به نفع ما نيست .
اگر چه آمريكا و صهيونيست ها علائم محدودي را در توجيه حمايت شتابزده خود از محمود عباس , از خود آشكار ساخته اند , ولي به نظر مي رسد كه اظهارات انفعالي و موضع مايوسانه ابومازن , جدي ترين علت حمايت صهيونيست ها از وي را تشكيل دهد. تعداد فراواني از گروههاي مبارز فلسطيني و از جمله « حماس » , با اين ديدگاه « ابومازن » مخالفند وهمچنان بر تداوم عمليات نظامي عليه اشغالگران صهيونيست اصرار مي ورزند.
واقعيت اينست كه در صحنه فلسطين , ديگر موضوع نامكشوفي باقي نمانده كه براي درك آن به اطلاعات زيادي نيازمند باشيم . مسئله اينست كه در يك طرف , رژيم جنايتكاري قرار دارد كه براي قتل عام سازمان يافته فلسطيني ها , هيچ حد و مرزي قائل نيست وحتي از افشاي ابعاد جناياتش هم ابائي ندارد ولي از طرف ديگر , در مقابل صهيونيست ها شاهد شكل گيري و قدرت يافتن تدريجي « تشكيلات باصطلاح خودگردان » بوده ايم كه فقط مامور سركوب و خبرچيني عليه فعالان فلسطيني و كمك به دستگيري آنها توسط اشغالگران صهيونيست است .
البته بسياري از كسانيكه جذب تشكيلات خودگردان شده اند , فريب همين تبليغات را خورده اند وبه آنها مرتبا گفته شده است كه مبارزه قهرآميز عليه صهيونيست ها بي فايده است ولي در ميدان عمل , اگر اسرائيل حتي همين امتيازات محدود را به تشكيلات خودگردان مي دهد , صرفا بخاطر فشار فزاينده اي است كه مبارزين فلسطيني بر گرده اشغالگران وارد كرده اند و دشمن صهيونيستي را به ستوه آورده اند و گرنه دليلي نداشت و ندارد كه اشغالگران در پاي ميز مذاكره , به طرف مقابل خود كه مرتبا عقب نشيني مي كند و در موضع انفعالي قرار گرفته , چيزي بدهند و امتيازي را واگذار كنند.
اشتباه بزرگ محمود عباس و همفكران او اينست كه باور كرده اند اگر با صهيونيست ها مماشات كنند , به نفع آرمان فلسطين است و از اين طريق مي توانند به اهداف خود برسند. حال آنكه اگر صهيونيست ها به همين نكته باور داشتند كه در جريان مذاكره با فلسطيني ها چيز زيادي را از دست خواهند داد , هرگز به مذاكره راضي نمي شدند. متاسفانه همين مواضع انفعالي باعث شد كه تشكيلات خودگردان به يك ساختار امنيتي براي شكار انقلابيون مسلمان تبديل شود و در خدمت اهداف صهيونيستي قرار بگيرد. به عبارت بهتر , رژيم صهيونيستي از وجود تشكيلات فلسطيني سو استفاده كرده و آنها را وادار به انجام كارهائي كرد كه خود به تنهائي از انجام آن عاجز بود. يكبار در اوج حملات تبليغاتي اسرائيل عليه تشكيلات خودگردان كه آنها را همچنان « حامي تروريسم » معرفي مي كرد , طرفداران عرفات با خشم واعتراض به صهيونيست ها پاسخ دادند كه « ما در طول يك دوره كوتاه زماني , دستكم 200 مورد از عمليات ضد صهيونيستي را به اسرائيلي ها « لو » داده ايم . چرا ما را هنوز هم حامي تروريسم مي ناميد » اين اعتراف تكان دهنده اگر چه بسيار شرم آور است ولي چشم انداز سياهي را در برابر تشكيلات خودگردان ترسيم مي كند و آينده باز هم سياه تري را براي آن رقم مي زند.
صهيونيست ها در طول مذاكرات خود به شناسائي نقاط قوت وضعف سازمان آزادي بخش فلسطين پرداخته اند واز اين فرصت براي نفوذ در تار و پود مراكز تصميم سازي و حتي تصميم گيري سازمان آزادي بخش فلسطين , سو استفاده كرده اند.
صرفنظر از اينكه سازمان آزادي بخش فلسطين , امروز به چه مي انديشد و اهدافش چيست , تبديل كردن اين سازمان به ابزار شناسائي , دستگيري و لو دادن فعالان فلسطيني به اسرائيل , ننگ بزرگي است كه تحت هيچ عنواني قابل توجيه نيست و نمي توان آنرا هضم كرد. ناگفته پيداست كه سازمان آزادي بخش فلسطين و تشكيلات خودگردان , نه تنها از جانب صهيونيست ها و حاميان وقيح اسرائيل , كه حتي از طرف برخي رژيم هاي مرعوب عرب نيز براي تغيير رويه و پذيرش سازش با اشغالگران به هر قيمت ممكن , تحت فشار قرار دارد. البته اين طبيعي ترين پيامد دريافت كمكهاي مشروط از دربارهاي عرب است كه تدريجا برخي رهبران فلسطيني به دريافت آن عادت كرده اند و براي تضمين استمرار چنين كمك هاي مشروطي , مرتبا از مواضع قبلي خود كوتاه آمده اند و به موضع حقيرانه اي رسيده اند كه امروزه مامور شناسائي , دستگيري و « لو » دادن فعالان ضد اشغالگري تلقي مي شوند.
در واقع هيچكس نبايد انتظار مي داشت كه سازمان آزادي بخش فلسطين با چنان ساختار و مواضعي , روزي بتواند قدس شريف و سراسر فلسطين اشغالي را آزاد كند. شكست سازمان آزادي بخش فلسطين در راه تحقق اين هدف تعجب آور نيست بلكه تحقق چنان هدفي با در نظر گرفتن چنان ساختاري , بيشتر تعجب آور بود. چرا كه ساف به خط مشي مبارزه مسلحانه با تمامي الزاماتش از جمله استمرار مواضع , يكپارچگي جبهه مبارزه و كنار زدن مطلق هرگونه اقدام و تصميمي كه بوي سازش از آن به مشام برسد , هرگز بطور كامل , جامع , مستمر وهمه جانبه وفادار نبوده است .
فراموش نكنيم كه سازمان آزادي بخش فلسطين , به تناسب سليقه و مرام و عملكرد هر يك از دربارهاي عرب و هر يك از كشورها , طيفي از نيروهايش را به گونه اي تربيت و سازماندهي كرده كه بتوانند بيشترين تعامل را با مخاطبين خود برقرار سازند. دقيقا از همين ديدگاه بود كه عرفات و دستيارانش با شاه حسين اردني جلاد سپتامبر سياه و دلال صهيونيست ها , شاه حسن مراكشي دلال صهيونيست ها وحسني مبارك رئيس رژيم كمپ ديويدي قاهره بهترين مناسبات و ارتباطات را برقرار كرده بودند و از همين طريق هم به دام صهيونست ها كشانده شدند و سرانجام به زانو در آمدند.
نتيجه آنهمه عقب نشيني عرفات و اعطاي امتيازات يكطرفه به اسرائيل چه بود او حتي بعنوان رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين هم به مدت 3 سال در محاصره كامل نظامي اسرائيل قرار داشت و مرتبا مقر همان حكومت نيم بندش هم در معرض حملات توپخانه اي و موشكي قرار داشت بر اين خفت ها بايستي قتل عام وحشيانه اي را اضافه كرد كه اشغالگران در جنين , طولكرم , نوار غزه و اردوگاه جباليه به راه انداختند و در يك دوره كوتاه , صدها نفر را بشهادت رساندند , دستكم 800 خانه را ويران ساختند و همان زيربناهاي كاملا ابتدائي وعقب افتاده اي را كه در مناطق فلسطيني وجود داشت نيز نابود كردند. صدها هزار نفر نيروي كار فلسطيني را از ورود به ساير مناطق براي كار , مانع شدند و نسل ديروز و امروز ملت فلسطين را به ستوه آوردند. نكته جالب توجه اينكه آمريكا و اسرائيل , عرفات را مسئول اين فجايع معرفي مي كردند و همان زمان هم « ابومازن » را مورد حمايت آشكار و نهان قرار مي دادند. ابومازن در مصاحبه اي اعلام كرده است كه در صورت انتخاب شدن به رياست تشكيلات خودگردان عليه انقلابيون مسلمان فلسطيني وارد جنگ نخواهد شد بلكه از طريق مذاكره سعي خواهد كرد آنها را متقاعد كند كه از انجام اقدامات ضد اشغالگري دست بردارند.
اما آيا حتي پايان دادن به عمليات تلافي جويانه عليه صهيونيست ها مي تواند راه را براي پايان دادن به اشغال فلسطين هموار كند آمريكا به عنوان حامي اصلي اسرائيل , پيشاپيش پاسخ اين سئوال را داده است . پيش از اين قرار بود در سال جديد ميلادي , دولت مستقل فلسطيني تشكيل و اعلام گردد لكن بوش كوچك اخيرا اعلام كرد كه اين وعده دستكم تا 5 سال ديگر عملي نخواهد شد. اين بدان معني است كه عقب نشيني مستمر در برابر صهيونيست ها , باز هم نتيجه معكوس داده است !