روزنامه جمهوري اسلامي 15/10/1383 صفحه سياسي

* سازمان ملل مدافع شكل گيري رژيم صهيونيستي
انتقاد شديد سيدحسن نصرالله از دخالتهاي سفير آمريكا در امور داخلي لبنان
سازمان ملل مدافع شكل گيري رژيم صهيونيستي




از جمله رويدادهاي غم انگيزي كه در سالهاي قبل و پس از جنگ دوم جهاني به وقوع پيوسته و سبب كاهش اعتماد ملتها به « جامعه ملل » و سپس به « سازمان ملل » گرديده رفتار اين دو مجمع جهاني در قبال صهيونيستها و رژيم صهيونيستي بوده است , رفتاري كه شديدا متاثر از سلطه بانيان تاسيس اين دو نهاد بويژه آمريكا و انگليس بوده است . انگلستان از سال 1922 ميلادي با تصميم جامعه ملل , سرپرستي سرزمين فلسطين را عهده دار گرديد. از آن زمان تلاش توام با موفقيت انگليسي ها و صهيونيستها براي مهاجرت و افزايش تعداد يهوديان در سرزمين فلسطين تا سال 1947 ادامه يافت . اين مهاجرت به تدريج تنشها و درگيريهائي را ميان مهاجرين يهود با صاحبان بومي فلسطين بوجود آورد و سالهاي دهه 1940 كه يهوديان تحت تاثير حوادث جنگ دوم جهاني از نقاط مختلف دنيا بويژه آلمان راهي فلسطين شده بودند سالهاي اوج اين درگيريها بود.
انگلستان كه خود با بيانيه معروف « بالفور » زمينه اوليه تاسيس دولت اسرائيل را در فلسطين بوجود آورده بودند , اكنون با مشاهده درگيريهاي خونبار روزمره در اين سرزمين , موقعيت را چنان دشوار ديدند كه از اداره جامعه فلسطين عاجز گشتند. در نتيجه وزارت خارجه انگلستان در فوريه 1947 اعلام كرد كه براي اداره سرزمين فلسطين با توجه به خشونتهاي روزمره ميان يهوديان و فلسطينيان ديگر آمادگي ندارد. اين وزارتخانه سپس پيشنهاد تشكيل مجمع عمومي سازمان ملل را براي تعيين تكليف آينده فلسطين مطرح كرد و تصريح كرد كه مجمع عمومي طبق ماده 10 منشور سازمان ملل در مورد روش سياسي آينده فلسطين توصيه هاي لازم را بيان كند . (1 )
اكثر مورخين تصريح دارند كه پافشاري انگليس براي كسب حق قيمومت فلسطين از « جامعه ملل » , صدور بيانيه بالفور , مساعي انگليس در انتقال يهوديان سراسر جهان به فلسطين در سالهاي پس از صدور بيانيه مذكور , ايجاد زمينه هاي درگيري ميان يهوديان و فلسطينيان و سپس ارائه طرح تقسيم فلسطين به سازمان ملل به عنوان راه حل بحران , همه حلقه هاي به هم پيوسته يك توطئه واحد هستند. توطئه اي كه در آن انگليس و آمريكا بنا داشتند با استفاده ابزاري از « جامعه ملل » و « سازمان ملل » سياست استعماري خود را در مورد تاسيس رژيم اشغالگر صهيونيستي در قلب جهان اسلام عملي سازند.
از سوي ديگر « هاري ترومن » رئيس جمهور وقت آمريكا نيز براي حمايت از طرح تقسيم فلسطين انگيزه كافي داشت . او در آستانه برگزاري دور دوم انتخابات رياست جمهوري نياز به كسب آرا صهيونيستهاي آمريكا داشت . وي در خاطرات خود گفته است :
« حقيقت اين است كه نه تنها سازمان ملل , بلكه كاخ سفيد هم تحت فشار شديدي قرار گرفته بود. فشاري كه هيچوقت نمونه آن بر سازمان ملل ديده نشده بود... حتي بعضي از رهبران افراطي صهيونيست پيشنهاد مي كردند كه ما ملتهاي مستقل را به نفع راي دلخواه آنها در مجمع عمومي تحت فشار قرار دهيم . » (2 )
دقيقا به همين دليل هدف انگلستان از ارائه پيشنهاد تشكيل جلسه فوق العاده مجمع عمومي سازمان ملل , خاتمه دادن به درگيريهاي يهوديان و فلسطينيان نبود بلكه هدف آنها مشروعيت بخشيدن به تشكيل دولتي به نام « اسرائيل » بود. همدستي آمريكا , انگلستان و روسيه با صهيونيسم جهاني از همين نقطه آغاز مي شود . (3 )
اجلاس فوق العاده مجمع عمومي از تاريخ 25 آوريل تا 15 مه 1947 در اين رابطه تشكيل شد. در اين مجمع انگليس توانست نظر خود را دائر بر تاسيس كميته ويژه اي براي مطالعه وضع فلسطين به كرسي بنشاند. اعضاي كميته ويژه , نمايندگان كشورهاي استراليا , كانادا , چك اسلواكي , گواتمالا , هند , ايران , هلند , پرو و سوئد بودند و در گزارشي كه در ماه اوت همان سال به مجمع ارائه دادند با اكثريت آرا طرح تقسيم فلسطين را ارائه كردند. نمايندگان ايران , هند و يوگسلاوي , با اين نظريه مخالف بودند و خواستار تشكيل يك دولت فدرال در فلسطين با عضويت دو ايالت عرب و يهود و به مركزيت بيت المقدس بودند . مجمع عمومي سازمان ملل در تاريخ 29 نوامبر سال 1947 با اكثريت 33 راي موافق در برابر 13 راي مخالف و 10 راي ممتنع , قطعنامه تقسيم فلسطين به دو دولت مستقل عرب و يهود را به تصويب رساند. اين قطعنامه همچنين خواستار خروج نيروهاي انگليسي و اداره بين المللي بيت المقدس شده شوراي امنيت نيز مامور اجراي اين قطعنامه گرديد.
با توجه به اتفاق آرا دولتهاي صاحب حق وتو نسبت به اين قطعنامه , طرح آن در شوراي امنيت به منزله دادن مشروعيت سياسي به طرح تجزبه فلسطين و اعطاي بخشي از آن به يهوديان بوده است . مضافا آنكه با واگذاري وظيفه اجرائي قطعنامه شوراي امنيت , اعتبار ضمانت اجرائي آن افزايش مي يافت و از قدرت شورا استفاده لازم به عمل مي آمد.
به همين دليل اين توطئه با واكنش شديد كشورهاي اسلامي مواجه گرديد. كشورها عرب معتقد بودند سازمان ملل از نظر قانوني اجازه تقسيم يك كشور ديگر را ندارد و اصرار مي ورزيد كه از ديوان بين المللي دادگستري راجع به صلاحيت سازمان ملل در اين زمينه مشورت گردد. اما اين درخواست با مخالفت انگليس و آمريكا به نتيجه اي نرسيد . (4 )
به اين ترتيب غرب به عامليت انگلستان و به مدد سازمان ملل زمينه ساز اصلي تاسيس رژيم صهيونيستي گرديد.
تصويب طرح تجزيه فلسطين به دو بخش يهودي و فلسطيني با خشنودي منابع تصميم گيرنده سازمان ملل از جمله « تريگولي » دبير كل وقت سازمان ملل (اولين دبيركل )روبرو شد. موضعگيري اولين دبير كل سازمان ملل در جانبداري از رژيم صهيونيستي چنان افراطي بود كه كه اعتراض اكثر كشورهاي اسلامي را برانگيخت . به طوري كه اين كشورها مايل به انتخاب مجدد وي براي دومين دوره احراز مقام دبير كل سازمان ملل نبودند. در نتيجه « تريگولي » كه در زمستان 1945 تصدي دبير كلي سازمان ملل را عهده دار شده بود , براي احراز دور دوم اين مقام با اكثريت بسيار ضعيف آرا مثبت نمايندگان سازمان ملل مواجه شد و اعتراضات كشورهاي اسلامي به وي از يكسو و نفرت روسها و دولتهاي كمونيستي بلوك شرق از او بخاطر شيوه برخورد نامبرده نسبت به انقلاب كمونيستي چين و جنگ كره از جانب ديگر سبب شد كه كمتر از دو سال پس از شروع دور دوم دبير كلي خود بر سازمان ملل تحت تاثير اعتراضات جهاني استعفا دهد.
« تريگولي » در كتاب خاطرات خود طي دو فصل از 24 فصل آن به تشريح مسئله فلسطين پرداخته و در موارد متعددي حمايت خود از صهيونيستها را نتوانسته پنهان كند. او در كتاب خود با اشاره به تلاشهائي كه براي تاسيس اسرائيل صورت مي گرفت نوشته است :
« .. از همان آغاز , رقابتها و اختلافات مذهبي مشاهده مي شد. ناسيوناليسم افراطي كه هميشه در كشورهاي جوان به وجود مي آيند , به اين مشكل افزوده شده بود. علاوه بر اين ملاحظات استراتژيك نيز مطرح بود و با وجود نفت در منطقه , كشورهاي بزرگ نيز بي نفع نبودند. دشوار بود كه با وجود همه اين موضوعات , شخص بتواند موفق گردد. ولي من فكر مي كنم كه موفق شدم . رقابتهاي مذاهب گوناگون مرا زياد وسوسه نكرد. من دسترسي همه مذاهب به سرزمين هاي مقدس را به رسميت مي شناختم . زجري كه يهوديان كشيده بودند من را به خود مجذوب كرده بود. من در دوران كودكي به شدت تحت تاثير يكي از اشعار شعراي بزرگ نروژ قرار گرفته بودم كه تلاش خستگي ناپذير يهوديان را براي ورود آزاد به نروژ توصيف كرده بود . (5 )


« تريگولي » پس از تصويب طرح تقسيم فلسطين كه با حمله كشورهاي عرب به قلمرو رژيم صهيونيستي و برافروخته شدن آتش جنگ اول اعراب و اسرائيل همراه بود , بدون اعتنا به جذب صهيونيستها كه زمينه ساز اين جنگ شده بود تلاش كرد تا يك نيروي بين المللي را براي گسيل به منطقه جهت حمايت از اسرائيل مهيا سازد. ولي آمريكا , روسيه , انگليس با اين طرح بخاطر پرهيز از بحراني تر شدن اوضاع خاورميانه مخالفت كردند. وقتي در 18 اكتبر 1948 و در كشاكش اولين جنگ اعراب و رژيم صهيونيسم « كنت برنادت » ميانجي ويژه » دبير كل سازمان ملل در بخش يهودي بيت المقدس توسط يك تروريست اسرائيلي كشته شد , « تريگويي » هيچ عكس العملي نشان نداد و فقط به يك اظهار تاسف ساده و شركت در مراسم تدفين وي بسنده كرد . در پايان اين جنگ و در روز 11 مي 1949 با تلاش هاي « تريگولي » سرانجام رژيم غاصب اسرائيل به داخل سازمان ملل نيز راه يافت . « تريگولي » در خاطرات خود مي گويد :
« من به نقشي كه سازمان ملل در كمك به ايجاد اسرائيل ايفا نمود افتخار مي كنم . من خود به عنوان دبير كل سازمان ملل از همان آغاز به حمايت از قطعنامه سازمان ملل در مورد تقسيم فلسطين پرداختم ... » (6 )
سازمان ملل زماني حق عضويت رژيم غاصب صهيونيستي را در مجمع عمومي اين سازمان به رسميت شناخت كه تنها چند هفته از نخستين جنگ اعراب و اسرائيل مي گذشت , جنگي كه در آن علاوه بر 87 در صد كل خاك فلسطين 6 هزار كيلومتر مربع از اراضي اعراب نيز به اشغال صهيونيستها درآمد و 750 هزار فلسطيني آواره از رهگذر فجايعي چون « دير ياسين » از خانه و كاشانه خود اخراج شده و در ميان موجي از ترور و خون و كشتار و قتل عام به سوي كشورهاي عرب همجوار متفرق و پراكنده شده بودند.
« تريگولي » نه تنها چشم وگوش خو را به روي همه اين فجايع بسته بود بلكه در نطقي كه به دنبال عضويت يافتن هيئت نمايندگي صهيونيستها در سازمان ملل در پنجمين اجلاسيه رسمي مجمع عمومي اين سازمان ايراد كرد صريحا تلاشهاي مشترك آمريكا و روسيه و دولتهاي اروپاي غربي به ويژه انگلستان را براي تقويت بنيانهاي اقتصادي و سياسي رژيم اشغالگر قدس مورد ستايش قرار داد و آن را « گامي انساني براي رسميت شناختن حق حيات يهوديان » ناميد . (7 )
در دوران مسئوليت اولين دبير كل سازمان ملل سرزمين فلسطين با قطعنامه سازمان ملل تجزيه شده , رژيم غاصب صهيونيستي با اراده سازمان ملل به داخل اين سازمان راه يافت و موجوديتش با تلاش سازمان ملل مورد شناسائي سياسي بسياري از دولتهاي جهان قرار گرفت .
رفتار سازمان ملل در قبال رژيم صهيونيستي طي نيم قرن اخير و اعمال نفوذ آمريكا در اين سازمان براي نجات صهيونيستها از گرداب جنگهاي تاريخي و ادواري اعراب و اسرائيل كه موجي از بدبيني افكار عمومي جهان نسبت به سازمان ملل را برانگيخته بود , بحث جداگانه اي است كه نيازي به بررسي يكايك موارد آن وجود ندارد. رفتار « جامعه ملل و سازمان ملل » نسبت به شكل گيري رژيم اشغالگر صهيونيستي را نيز صرفا به عنوان يك مثال آورديم .
پاورقي :
1 ـ مساله فلسطين . گزارش حقوقدانان عرب ـ چاپ دوم ـ شركت سهامي انتشارات خوارزمي
2 ـ فلسطين و حقوق بين الملل ـ هنري كتان ـ ترجمه علامه فنافدائي ـ انتشارات امير كبير صفحه 69
3 ـ شوراي امنيت و جنگ تحميلي ـ انتشارات دفتر مطالعات سياسي و بين المللي چاپ دوم 1374 : صفحه 239
4 ـ اكرم زعيتر « سرگذشت فلسطين يا كارنامه سياه استعمار » ترجمه اكبر هاشمي رفسنجاني ـ تهران ـ مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم ـ صفحه 236
5 ـ زندگينامه دبيران كل سازمان ملل ـ انتشارات دفتر مطالعات سياسي و بين المللي چاپ اول 1374 ـ صفحه 67
6 ـ همان ـ صفحه 78
7 ـ روزنامه جمهوري اسلامي ـ 9 دي 1363 ـ صفحه 11
ترومن رئيس جمهور اسبق آمريكا : نه تنها سازمان ملل بلكه كاخ سفيد شديدا تحت فشار رهبران افراطي يهودي قرار داشت تا موافقت خود را با طرح تجزيه فلسطين اعلام كند

انتقاد شديد سيدحسن نصرالله از دخالتهاي سفير آمريكا در امور داخلي لبنان


سيدحسن نصرالله دبيركل جنبش انقلابي حزب الله لبنان از مداخله جفري فيلتمان سفير آمريكا و ساير سفراي خارجي در بيروت در امور داخلي لبنان انتقاد كرد.
وي اين مطلب را در مراسم يادبود زكريا حمزه (ابويحيي ) عضو شوراي مركزي حزب الله در بعلبك بيان كرد. متن سخنراني نصرالله بدين شرح است .
امام موسي صدر , ابويحيي و سايرين در تمام عمليات هاي مقاومت و هر دستاورد و موفقيتي حضور دارد. سازمان , تشكيلات و اسامي مهم نيست بلكه آنچه اهميت دارد جوهره , خط و ادامه اين خط است .
آمريكايي ها معتقدند حزب الله تمام ويژگي هاي يك سازمان تروريستي را دارد. ما به اين امر افتخار مي كنيم . متاسفانه در لبنان و ساير كشورهاي عربي و اسلامي برخي نخبگان به دولت آمريكا كه صاحب چنين تاريخ سراسر خونين , تجاوزگر و سلطه طلبي است حسن ظن دارند اما از همه مصيبت بارتر احزاب و نيروهاي سياسي است كه داراي چنين حسن ظني هستند برخي نيز از دموكراسي , آزادي و بازگشت ثروت ها به مردم و ملت ها سخن مي گويند اما فراموش كرده اند كه چه كسي از رژيم هايي كه در جهان مبتني بر زندان و شكنجه هستند , دفاع مي كند و چه كسي ثروت ملت ها و پول نفت را چپاول مي نمايد.
آنها سوريه را متهم مي كنند كه در امور داخلي لبنان دخالت مي كند در حالي كه سفير آمريكا پيوسته از دفتر وزيري به نزد وزير ديگر مي رود واز طرح هاي وزارت خانه ها مي پرسد و دستورات آمريكا را ديكته مي كند. آنهايي كه تحت عنوان غيرت ملي به دخالت سوريه در لبنان اعتراض مي كنند ابتدا پاسخ سفير آمريكا را بدهند. آنها بايد با صراحت بگويند كه مخالف دخالت آمريكا هستند. بايد از يك معيار استفاده شود نه اينكه برخي , برخي ديگر را با عبارات مختلف مورد استهزا قرار دهند.
اگر آمريكايي ها يا فرانسوي ها دخالت كنند مساله اي نيست ولي دخالت سوريه نقض آشكار حاكميت لبنان است . اين خطري است كه كيان لبنان را تهديد مي كند. اين رسوايي است !اينكه از سفراي خارجي خواسته شود كه اصول را رعايت كرده و به آن پايبند باشند خوب است اما اگر پايبند نبودند آنوقت چه كنيم اگر به دخالت در امور وزارت خانه ها و امور داخلي ادامه دهند چه برخي از اين سفرا در كشور فتنه ايجاد مي كنند. برخي سفارت خانه ها , لبناني را عليه ساير هموطنان خود تحريك مي كنند. بايد يك موضع ملي , رسمي , ملي و سياسي واحد اتخاذ شود و مردم نظر خود را بگويند.حتي آنهايي كه به اسراييل دل بسته بودند نيز پس از حوادث الجبل و جنوب از اين امر دست برداشتند.اسراييل رژيمي است كه حتي تا چند ساعت قبل از عقب نشيني از جنوب لبنان و بقاع غربي مزدورانش را آگاه نكرد. بلكه آنها را مانند گوسفند رها كرد زيرا مي خواست مقاومت نقش قصاب را ايفا كند.برخي مي گويند كه به اسراييلي ها هرگز دل نمي بندند بلكه متكي به آمريكايي ها هستند.آيا آمريكايي ها نيروهاي خود را رها نكردند. به ياد بياوريد فرار آمريكايي ها از سومالي , لبنان و ويتنام كه طي آن چگونه هم پيمانانشان را به حال خود رها كردند. در زماني كه آمريكا شهر فلوجه را مورد تاخت و تاز قرار داد تصوير مارگارت حسن انگليسي بر صفحه تلويزيون ظاهر مي شود. چه كسي دست به اين اقدام زد. مزدوران سازمان سيا يا افراد نادان . اما نبايد چنين اشتباهاتي , اصل موضوع را تحت تاثير قرار دهد. آيا به خاطر وجود چند گروه بايد شهر را بر صاحبانش ويران كرد با كدام عيار اخلاقي , ديني يا سياسي اين كار انجام مي شود لازم به يادآوري است در اين مراسم شخصيت هاي كشوري , لشگري و حزبي لبنان و برخي سفراي خارجي و اقشار مختلف مردم لبنان نيز حضور داشتند.
به نقل از نداالمقاومه شماره 30 آذر 1383