روزنامه جمهوري اسلامي 14/10/1383 صفحه حوزه
تاملي در مسئوليت مقابله با ابتذال اخلاقي
اقدام « از درون » يا قيام « از بيرون »


مقدمه
برگزاري تاتر ايران زمين در خوزستان و به نمايش درآمدن صحنه هاي ضد عفت و اخلاق , بار ديگر اين سوال را پديد آورد كه در برابر اينگونه مفاسد , چه كسي مسئول است و بويژه روحانيت در قبال اين پديده خطرناك چه وظيفه اي دارد
اگر ماجراي جشنواره اهواز را به عنوان يك « حادثه اتفاقي » و يك « واقعه استثنائي » تلقي كنيم , چه بسا نيازي به طرح اين مساله و پيگيري آن وجود نداشته باشد , ولي وقتي در فعاليت هاي فرهنگي كشور به موارد مكرري از اين دست مسائل برخورد مي كنيم , و اساسا آثار آن را در بخش هاي مختلف جامعه مانند جشنواره ها , نمايشگاهها , فضاهاي تفريحي و ورزشي مي بينيم , نمي توانيم با بي تفاوتي از كنار آن عبور كرده و نسبت به آن بي اعتنا باشيم . در مقاله حاضر , به بررسي اين موضوع به لحاظ وظيفه اي كه در برابر آن وجود دارد , پرداخته ايم .

طرح مساله : وقتي جامعه در معرض هجوم به ارزش هاي اخلاقي قرار مي گيرد و دست هاي پيدا و پنهان براي ترويج بي بند و باري و رسميت يافتن ابتذال , فعال مي شوند , و در شرايطي كه علائم يك بيماري گسترده و فراگير در همه جا , به چشم مي خورد , مسئوليت مقابله و انكار با كيست آيا اين وظيفه بر عهده نهادهاي قانوني و سازمانهاي دولتي و مسئولان نظام است و يا توده هاي مردم بايد براي اصلاح امور وارد ميدان شوند و يادولتمردان و شهروندان , مسئوليت مشتركي بر عهده دارند در اين باره به ارائه وتقرير دو پاسخ پرداخته , و هر يك را مورد بررسي قرار مي دهيم .
پاسخ اول : مسئوليت بروز اين نابسامانيهاي اخلاقي و وظيفه اقدام براي از بين بردن آن , بر عهده خود « نظام » است . مردم در اين باره , وظيفه چنداني بر عهده ندارند و كاري از آنها ساخته نيست . در جامعه اي كه دولتمردان , در برابر آب آشاميدني مردم احساس مسئوليت مي كنند و با اطلاع از آلودگي آب شرب , بلافاصله وارد عمل مي شوند تا از ورود آلودگي و سرايت آن به شبكه توزيع , جلوگيري نمايند چرا كه خود را در برابر « حفظ سلامت » مردم پاسخگو مي دانند , بايد در برابر سلامت اخلاق و بهداشت روان نيز حساسيتي بيش از اين , وجود داشته باشد و در برابر مشاهده علائم فساد در جامعه , با نگراني وجديت اقدام نمايند در اين ديدگاه كه بر « مسئوليت نظام » تاكيد مي شود , به دلائل زير استناد مي گردد :
1 ـ نظام , در پديد آمدن اين وضع آشفته , به شكل مستقيم و غير مستقيم , « نقش » دارد , از اين رو , « تنها » با اقدامي گسترده از درون نظام و مسئولان كشور , بر اين مشكل مي توان فائق آمد , چرا كه :
1 ـ1 رسانه ملي كشور ـ صدا و سيما ـ كه فراگيرترين رسانه گروهي است و در اختيار نظام است در پخش ويروس هاي ضد اخلاقي به همه خانواده ها در سراسر كشور , نقش دارد.
2 ـ1 قشر وسيعي از جمعيت فعال كشور كه در ادارات , نهادها , شركت هاي دولتي , بانك ها , دانشگاهها و... اشتغال دارند , بدون كمترين مانعي از سوي مديران ارشد نظام , در زمينه پوشش , آرايش و آداب , ضوابط اسلامي را زير پا مي گذارند.
3 ـ1 بسياري از برنامه هاي مبتذل از قبيل جشنواره جوانان در تهران و تاتر ايران زمين در اهواز , مستقيما از سوي نهادهاي دولتي به اجرا درمي آيد.
4 ـ1 عناصري كه به لحاظ اخلاقي و رفتاري مساله دارند از سوي برخي نهادهاي رسمي و دولتي مانند وزارت ارشاد , حمايت و تشويق مي شوند.
5 ـ1 توليدات فرهنگي مساله دار از قبيل فيلم هاي سينمائي , مطبوعات و غيره با « مجوز » دولت به بازار مي آيد و وارد شبكه توزيع مي شود.
با اين حساب , نمي توان نقش نهادهاي رسمي را در پيدايش فضاي ابتذال ناديده گرفت و البته براي مقابله , چاره اي جز « اصلاح از درون » نيست و اين اصلاح بايد توسط بالاترين مسئولان نظام انجام گيرد و از توده مردم نمي توان اقدامي موثر و مفيد را داشت .
2 ـ نهي از منكر داراي شرايط خاصي است و در زمينه برخورد با مفاسد اخلاقي و اجتماعي , تنها مسئولان نظام از اين شرايط برخوردارند و براي مردم عادي , معمولا اين شرايط فراهم نيست , لذا حتي اگر نظام در پيدايش اين غده سرطاني هيچ سهمي نداشته باشد , باز هم علاج آن , در امكان و توان مسئولان است :
« يكي از شرايط نهي از منكر احتمال تاثير و ديگري عدم ترتب ضرر , خطر و مفسده قابل توجه است و امروزه اين دو شرط در رابطه منكراتي از اين قبيل , براي مردم عادي مفقود است . مردم عادي چنانچه بخواهند در شرايط فعلي دست به كار انجام اين مهم شوند , نه احتمال تاثير گذاري آنان مي رود , و نه خود مصون از خطرها و گرفتاريهاي فيزيكي , حقوقي و اخلاقي ناشي از آن اند. چاره اين است كه حكومت دست به كار شود و جلوي اين فساد و تباهي را بگيرد. اگر حكومت اسلامي بر سر كار نبود , مردم همان گونه كه اصل حكومت را نامشروع مي دانستند و پيدا و پنهان در پي مبارزه با آن بودند , با بي حجابي و بدحجابي هم كه يكي از تراوش هاي آن غده ي چركين بود , مبارزه مي كردند » (مجله نامه جامعه , شماره 3 , ص 4 )
3 ـ شيوع فرهنگ ابتذال در جامعه , از مسائل درون بخشي يك نهاد مانند قطع برق يك منطقه , يا آسفالت يك جاده نيست كه پي گيري آن از « مدير » آن بخش خواسته شود , اين موضوع , از مسائل كلان كشور , و در ارتباط با دستگاههاي مختلف اجرائي , و حتي قوه قضائيه و مقننه است لذا تنها با راهكارهائي كه از سوي بالاترين مسئولان نظام ارائه و پيگيري مي شود , قابل حل مي باشد , از اين رو سكوت و بي تفاوتي مسئولان اجرائي كشور در قبال مسائلي از قبيل تاتر ايران زمين اهواز , غيرقابل توجيه است , اين در حالي است كه گاه در برابر مسائل جزئي تري از قبيل اهانت به يك مدير عالي رتبه , بلافاصله عكس العمل علني رئيس دستگاه اجرائي را شاهديم , ولي در اهانت به مقدسات , چنين اعتراضاتي , آشكار نمي گردد!
و از همين رو , اين توضيح آيت الله استادي كه « رهبر معظم صلاح نيست كه وارد جزئيات شوند » (افق حوزه 83,9,30 ) با اظهارنظر ديگر خود ايشان ناسازگار است آقاي استادي در همين سخنراني كه پس از قضيه جشنواره اهواز و در انتقاد از وضع فرهنگي كشور ايراد كرده اند , مي گويند : « اين اقدامات تهديدي براي نظام است » , چگونه ممكن است , اقدامي و « تهديد براي نظام » تلقي شود , و از سوي ديگر در محدوده « جزئيات » به حساب آيد و بزرگان از ورود به آن استثنا شوند !
بسياري از چهره هاي دلسوز , در اظهارات خود , اين توقع و انتظار را از رهبري انقلاب اسلامي , مطرح مي كنند , مثلا حجه الاسلام والمسلمين طباطبائي , (مدير جامعه الزهرا) , اخيرا در مصاحبه اي پس از اشاره به آن كه « ابتذال در كوچه و بازار » اتوبوس و قطار , سيما و سينما , اوج گرفته است » به ذكر برخي مصاديق آن مي پردازد و نقل مي كند كه يكي از مراجع تقليد به رئيس دانشگاه آزاد , اخطار كرده است : « شما با برنامه هايي كه پيش گرفته ايد , تا چند سال ديگر غيرت و عفت و دين و ايمان جوانان را به باد خواهيد داد » و بالاخره در نهايت , سخن وي به اينجا مي رسد كه :
« ما از رهبر معظم انقلاب تقاضامنديم بيش از اين به انتظار مسئولان ننشينند و علي وار با اين كج انديشي ها و كج رفتاري هايي كه دين و دنياي مردم را تباه خواهد كرد , برخورد كنند »
(نامه جامعه شماره 3 ص 45 )
پاسخ دوم : اقدام در برابر منكرات و تلاش براي ريشه كن كردن آنها , يك وظيفه همگاني است , و هر كس بايد به اندازه توان و تاثير خود , به آن مبادرت ورزد , هر چند مسئولان نظام به دليل توان و تاثير بيشتر وظيفه سنگين تري برعهده دارند , ولي ديگران نيز نبايد مسئوليت را صرفا متوجه دولتمردان دانسته و به انتظار اقدام آن نشسته و از خود مسئوليت را سلب كنند. به ويژه علما و روحانيون مي توانند با توجه به موقعيت والاي خود در جامعه , در برابر ناهنجاري هاي اخلاقي , نقش آفريني كرده و علاوه بر آن , با مواضع روشن خود , مردم متدين را به صحنه انكار و اعتراض حاضر نمايند. اين ديدگاه , مبتني بر اين مقدمات است :
1 ) امربه معروف و نهي ازمنكر , يك وظيفه صرفا حكومتي نيست , و هيچ يك از فقها , انكار و اعتراض را تا جائي كه به صدمه بدني نيانجامد , نيازمند به اذن هيچ مقام و مرجعي نمي دانند , از اين رو راه مقابله از طريق اعتراض و حتي برخي اقدامات عملي , براي عموم مردم و بخصوص علماي اعلام باز بوده و قهرا وقتي اعتراض جنبه عمومي و گسترده بخود گيرد , نه تنها خطري متوجه ناهيان از منكر نخواهد بود , بلكه عوامل فساد و حاميان آنها , وادار به عقب نشيني مي شوند.
2 ) سرنوشت امربه معروف و نهي ازمنكر را در هيچ شرايطي به انحصار دولتمردان نبايد درآورد و قدرت توده هاي مردم را نبايد ناديده انگاشت , زيرا اين احتمال هميشه وجود دارد كه با حضور و نفوذ عناصر لاابالي در پست هاي مديريتي نظام , وظيفه مقابله با منكرات , تعطيل شده و بخصوص كساني كه در داخل سيستم حكومت , از جريانات ضداخلاق پشتيباني و حمايت مي كنند , در حاشيه امن قرار گرفته و به « مصونيت » دست يابند. از اين رو سلامت نظام در گروي حفظ نظارت مردم و قبول قدرت آنها براي انجام اين وظيفه است . امربه معروف , « حقي » است كه دولت اسلامي , نمي تواند از مردم سلب كند و هيچ دليلي بر استثنا « منكرات حكومتي » از شمول ادله نهي از منكر وجود ندارد.
3 ) از آغاز تاسيس جمهوري اسلامي , طرح و ايده متفكران اسلامي , مانند شهيد مطهري آن بود كه بايد نهادي براي اقدام در برابر منكرات تاسيس شود و اين نهاد بايد « مستقل از حكومت » باشد و در برابر انحرافات احتمالي سازمانهاي دولتي , از قدرت عمل برخوردار باشد. استاد مطهري در آخرين روزهاي حياتش , (فروردين 1358 ) اين موضوع را به صراحت مطرح كرد كه دائره امربه معروف و نهي ازمنكر بايد « مستقل از دولت » تشكيل شده و عمل كند . (پيرامون انقلاب اسلامي , ص 148 )
4 ) بنيانگذار جمهوري اسلامي , حضرت امام خميني , براين باور بودند كه براي انجام اين وظيفه در نظام اسلامي , بايد راهكار جداگانه اي در خارج از دولت انديشيد و نمي توان آن را در اختيار دولت قرار داد. حضرت امام , در روزهاي نخستين پيروزي انقلاب (57,12,10 ) در مدرسه فيضيه اعلام كردند :
ما با دائره امربه معروف و نهي ازمنكر و يك وزارت خانه مستقل بدون پيوستگي به دولت كه تاسيس خواهد شد ان شاالله مبارزه با فساد مي كنيم , فحشا را قطع مي كنيم , مطبوعات را اصلاح مي كنيم , راديو را اصلاح مي كنيم (صحيفه امام ج 6 , ص 274 )
و براساس اين فكر , حضرت امام , اقدامات عملي خود را براي تشكيل اين نهاد مستقل آغاز كردند و حكم تاسيس آن را صادر نمودند. متاسفانه اين حكم به دليل مخالفت عناصر ليبرال كه در شوراي انقلاب حضور داشتند , به اجرا درنيامد و جلوي آن گرفته شد. متن حكم امام كه در آن زمان انتشار نيافت , و بعد از گذشت 20 سال در صحيفه امام منتشر گرديد به اين شرح است :
بسم الله الرحمن الرحيم
شوراي انقلاب اسلامي به موجب اين مرقوم ماموريت دارد كه اداره اي به اسم امربه معروف و نهي ازمنكر در مركز تاسيس نمايد و شعبه هاي آن در تمام كشور گسترش پيدا كند و اين اداره « مستقل » و در كنار دولت انقلاب اسلامي است و « ناظر به اعمال دولت » و ادارات دولتي و تمام اقشار مختلف است . دولت انقلاب اسلامي , « مامور » است كه اوامر صادره از اين اداره را اجرا نمايد و اين اداره مامور است كه در سراسر كشور از « منكرات به هر صورت » كه باشد جلوگيري نمايد. و حدود شرعيه را تحت نظر حاكم شرع يا منصوب از قبل او اجرا نمايد و احدي از اعضاي دولت و قواي انتظامي حق مزاحمت با متصديان اين اداره را ندارند و در اجراي حكم و حدود الهي احدي مستثني نيست حتي اگر خداي نخواسته « رهبر انقلاب » يا « رئيس دولت » مرتكب چيزي شد كه موجب حد است , بايد در مورد او اجرا شود . » (صحيفه امام ج 9 ص 213 )
مرحوم حجه الاسلام حاج سيد احمد خميني , در توضيحاتي پيرامون اين حكم چنين آورده است : « به محض اينكه شايع شد كه امام چنين حكمي صادر كرده اند , از طرف شوراي انقلاب و دولت موقت آمدند و به هر وسيله اي كه بود جلوي اجراي آن را گرفتند به دو علت : الف ) هنوز تشكيلاتي براي به اجرا درآوردن آن نيست ب ) هرج و مرج مي شود.
امام گرچه به هيچ وجه قبول نداشتند , ولي چون عده اي گفتند , قبول كردند. بعدها معلوم شد كه اگر اين حكم به اجرا گذاشته مي شد , با توجه به جو انقلابي مي توانستيم جلوي خيلي از كارهاي خلاف را بگيريم . به عقيده من دولت موقت از اينكه به محاكم كشيده شوند , هراس داشت .
اين موارد , نشان از آن دارد كه از ديدگاه حضرت امام , هر چند امربه معروف و نهي ازمنكر در مرحله برخورد با عوامل فساد نيازمند نظم و سازمان است , و چنين سازماني بايد در قبال تخلفات , قدرت برخورد با بالاترين مسئولان را داشته باشد , ولي نمي توان اين مسئوليت را بدست دولتمردان سپرد , حضرت امام از همان روزهاي نخست , براين عقيده بود كه چنين كاري , نتيجه اي جز تعطيلي اين فريضه در سطح جامعه , و امنيت يافتن مديران نالايق ندارد. صريح تر از اين مواضع , نكته اي است كه حضرت امام در وصيت نامه خود آورده اند و پس از تبيين خطراتي كه نظام اسلامي را تهديد مي كند , از قبيل مراكز فساد , تبليغات و مطبوعات برخلاف عفت عمومي و..... فرموده اند :
« مردم و جوانان حزب اللهي اگر برخورد به يكي از امور مذكور نمودند به دستگاههاي مربوطه رجوع كنند , و اگر آنان كوتاهي نمودند , « خودشان مكلف » به جلوگيري هستند . » (صحيفه امام 436,21 )
اين جمله وصيت نامه , حجتي است براي همه كساني كه به راه و انديشه امام پاي بنداند و در تشخيص تكليف خود , به آن بزرگوار استناد مي جويند.
البته در اينجا دو سئوال قابل طرح است :
الف ) چرا عده اي از علماي اسلام اعلام در برابر صحنه هاي آشكار بي عفتي و بي حيايي , عكس العملي از خود نشان نمي دهند اين سكوت ـ كه قطعا به دليل رضايت نيست ـ چه دليلي دارد
ب ) چرا دولتمردان و « دستگاههاي مربوطه » در انجام وظايف خود سستي بخرج مي دهند و در رفتارشان اثري از عزم و اراده جدي در اين مبارزه , ديده نمي شود
بار ديگر به اين موضوع بازخواهيم گشت تا به بررسي اين دو سئوال بپردازيم . در اينجا مي توان اشاره كرد كه بررسي فوق ما را به اين نتيجه مي رساند كه :
اولا : مقابله با ابتذال اخلاقي و فرهنگي , وظيفه اي براي دولتمردان , و تكليفي براي عموم مردم است و هر يك از دو شيوه « اقدام از درون » و « قيام از بيرون » مكمل ديگري است و نمي توان مسئوليت را در يك بخش « منحصر » دانست .
ثانيا : كوتاهي مسئولان نظام در اين صحنه , مسئوليت توده هاي مردم و بويژه روحانيت معظم را منتفي نمي سازد , و سستي برخي از مسئولان , مجوزي براي سكوت و بي اعتنائي در قبال اين فاجعه نيست .
نمي توان نقش نهادهاي رسمي را در پيدايش فضاي ابتذال ناديده گرفت و البته براي مقابله , چاره اي جز « اصلاح از درون » نيست و اين اصلاح بايد توسط بالاترين مسئولان نظام انجام گيرد
متفكر شهيد آيت الله مطهري در آخرين روزهاي حياتش , (فروردين 1358 ) اين موضوع را به صراحت مطرح كرد كه دائره امربه معروف و نهي ازمنكر بايد « مستقل از دولت » تشكيل شده و عمل كند
مقابله با ابتذال اخلاقي و فرهنگي , وظيفه اي براي دولتمردان و تكليفي براي عموم مردم است و هر يك از دو شيوه « اقدام از درون » و « قيام از بيرون » مكمل ديگري است و نمي توان مسئوليت را در يك بخش « منحصر » دانست
حضرت امام خميني : ما با دائره امر به معروف و نهي از منكر و يك وزارتخانه مستقل بدون پيوستگي به دولت كه تاسيس خواهد شد ان شاالله مبارزه با فساد مي كنيم , فحشا را قطع مي كنيم , مطبوعات را اصلاح مي كنيم , راديو را اصلاح مي كنيم