روزنامه جمهوري اسلامي 14/10/1383 صفحه مقالات

جادوگري شرق براي قلب واقعيتها
* فرار كنيد! آب آمد!
جادوگري شرق براي قلب واقعيتها


در عصر ما كه مشهور به عصر فناوري و ارتباطات است , رسانه ها بويژه مطبوعات نقش بارز و مهمي در بروز عيني يك واقعيت و يا قلب آن ايفا مي كند. به عبارت بهتر مطبوعات اگر بخواهند , مي توانند با استفاده از تردستي هاي ژورناليستي هر راستي را دروغ و يا هر دروغي را تا حد زيادي راست و صحيح به افكار عمومي نشان دهند و آن وقت از آب گل آلود ماهي مقصود بگيرند.
درك اين حقيقت نياز به كنكاش فراواني ندارد , فقط كافي است كارنامه عملكرد مطبوعات , آنهم از نوع زنجيره اي اش را در طول سالهاي اخير مرور كنيم تا به را حتي پي به اين حقيقت تلخ ببريم . هياهوي قتلهاي زنجيره اي و رمانهاي عاليجناب سرخپوش , ماجراي كوي دانشگاه و جعل اخبار دروغين نظير كشتار دانشجويان و ضرب و شتم آنها توسط نيروي انتظامي , هتك حرمت بسيجيان و چهره هاي مذهبي و ارزشي با تعابيري همچون لباس شخصي ها كه چهره اي مخوف از آنها نشان مي داد , نمونه هايي از اين شيطنت مطبوعاتي است كه همه آنها فقط يك هدف را پي مي گرفت و آن قلب واقعيتها و جا انداختن ضد ارزشها به نام ارزشها در جامعه اسلامي بود كه متاسفانه تا حدودي هم موفق نشان داد. البته با گذشت زمان و آگاهي افكار عمومي , از قصد ونيت اصلي بازيگران اين نمايش دروغين , آنها تا حد زيادي در جنجالهاي بعدي خود ناكام ماندند اما متاسفانه هنوز هم عليرغم فرو نشستن گرد و غبار شانتاژ بازيهاي مطبوعاتي و بي توجهي عموم مردم به اين نمايشهاي سراسر كذب و كسل كننده , شاهد آن هستيم كه جادوگران ژورناليست , دست از كار خود برنداشته و فقط بدنبال فرصت مي گردند تا در يك چشم به هم زدن , حقيقت را كتمان كنند و دروغ را به خورد خلق الله دهند.
به يك نمونه از اين تردستي كه البته چندان حرفه اي نيست توجه كنيد.
روزنامه شرق طي چند ماه اخير با درج خبرهاي تكراري و داستانسرايي هاي بي ربط و با ربط با مقوله امر به معروف و نهي از منكر تلاش كرده تا براساس وظيفه لابد شرعي خود! به مقابله با اين فريضه مهم و اساسي پرداخته و بسيجيان را هم از رهگذر آن افرادي خلافكار , قاتل و شياد نشان دهد.
اين روزنامه مثلا حرفه اي در روز يكشنبه مورخ 12 مهر 1383 خبري را با عنوان « اخاذي با نام مامور » به چاپ رساند . در ليد اين خبر بدون منبع عنوان شده بود كه فردي كه خود را مامور ستاد امر به معروف و نهي از منكر معرفي كرده به جرم اخاذي بازداشت شده است . در ادامه خبر هم آمده كه وي اخراجي نيروي بسيج است . گردانندگان روزنامه شرق براي اينكه در انجام وظيفه شرعي ! خويش كوتاهي نكرده باشند در يك اقدام كاملا حرفه اي دقيقا 15 روز بعد يعني در تاريخ دوشنبه 27 مهر 1383 خبر فوق را عينا به چاپ رساندند و اين بار البته در تيتر مطلب اضافه كردند كه « اخاذي با نام مامور امر به معروف » . ژورناليستهاي به اصطلاح حرفه اي شرق با اين حركت حرفه اي ثابت كردند كه براي نيل به مقصود كه شايد هتك فريضه الهي باشد مي توان يك خبر را عينابارها به چاپ رساند و آب از آب هم تكان نخورد. حضرات روزنامه شرق حتي به خود زحمت ندادند حداقل كلماتي از اين خبر را تغيير دهند البته آنها فقط به تيتر توجه داشتند چون مي دانستند خوانندگان , اغلب تيترها را مي بينند و مي گذرند و كافي است براي جا انداختن يك مطلب ـ ولو دروغ ـ در اذهان عمومي , مدام با تيترها بازي كرد تا به هدف نزديك شد.
شرقي ها باز در خبر ديگري در تاريخ سه شنبه 14 مهر 1383 داستاني را در پوشش يك خبر به چاپ رساندند كه ضربه ديگري به اين واجب الهي وارد سازند. اين داستان « قتل در پرونده امر به معروف و نهي از منكر » نام داشت . درصدر اين داستان 50 سطري باز هم تلاش موذيانه اي شده است كه آمر به معروف و ناهي از منكر به عنوان فردي مجرم و حتي قاتل معرفي شود. در صورتيكه اگر تا انتهاي داستان را بخوانيم , درمي يابيم كه اصلا كسي كه امر به معروف كرده ارتباط چنداني با مساله قتل نداشته و اگر هم داشته به عنوان يك فرض مطرح است و هيچ جرمي اثبات نشده است . تازه اگر هم اثبات شود , چه ربطي به امر به معروف و نهي از منكر دارد. فريضه اي كه خداوند بارها بر انجام آن در قرآن تاكيد كرده است ولي آقايان ژورناليست روزنامه شرق براي هتك فريضه امر به معروف حتي در جايگاه قضاوت نيز نشسته و عليرغم شعارهايي كه همواره سر مي دهند نظير اصل بر برائت است , مفروض را به عنوان قاتل معرفي مي كنند و مي كوشند تا او را بسيجي نشان دهند و اينگونه خشم خويش را از بسيجيان مظلوم نمايش دهند چرا نمي دانم .
جالب اينكه در همان تاريخي كه دست اندركاران روزنامه شرق اين همه آسمان و ريسمان به هم بافته اند تا يك وجب خدا را بكوبند در يك روزنامه ديگر خبري به چاپ مي رسد كه « يك بسيجي هنگام اجراي فريضه امر به معروف و نهي از منكر در بوشهر به شهادت رسيد. » ولي گردانندگان روزنامه شرق به اينگونه موارد كه مي رسند اطلاع رساني شفاف را فراموش مي كنند و چشم بسته از كنار اين خبرها مي گذرند بدون آنكه يك سطر هم مطلبي چاپ كنند , چرا نمي دانم !
فقط اين را مي دانم كه جناب آقاي خاتمي رئيس جمهور محترم كه گردانندگان روزنامه شرق خود را سينه چاك او مي دانند حدودا يكماه پيش در جمع مديران وزارت كشور گفت : « امر به معروف و نهي از منكر وظيفه همه مومنان است . امر به معروف و نهي از منكر امري عام است و مخاطب آن مردم و مومنان هستند. »
راستي شرقي ها چقدر آقاي خاتمي را قبول دارند نمي دانم !
كمال احمدي

فرار كنيد! آب آمد!




وقوع زلزله 8,9 ريشتري روز يكشنبه گذشته در جنوب آسيا كه به خيزش موج هايي بلند در سواحل كشورهاي كرانه اي اقيانوس هند منجر شد , اهالي اين قطعه از زمين را در بهت و حيرت فرو برد.
مطلب زير را با عنوان واگويه هاي مرد « آچه » اي به نقل از خبرگزاري جمهوري اسلامي از روز واقعه بخوانيد :
هنوز صداي اين فرياد در گوشم مي پيچد , « فرار كنيد آب دارد مي آيد » .
صبح يكشنبه هوا گرمتر از روزهاي ديگر بود. تابش خورشيد جلوه اي ديگر به ساحل بخشيده بود . عقربه هاي ساعت 7,50 دقيقه را نشان مي دادند و من در منزل هنگام نوشيدن قهوه , روزنامه « سرامبي » را ورق مي زدم .
يكشنبه روزي است كه جوانان به سوي ساحل « يولي لي » هجوم مي آورند تا تن خود را به آب بسپارند. آنان پس از شنا , غذاهاي خانگي كه با خود به همراه آورده اند , تناول مي كنند.
ناگهان روزنامه در ميان دستانم تكان خورد , لرزش لحظه به لحظه قويتر مي شد. به همراه دو برادرم ازخانه بيرون زديم و فرياد « لااله الاالله » سر داديم .
تكانها , هر لحظه افزايش مي يافت .
اعضاي خانواده در آغوش يكديگر اشك مي ريختند. صورت ساكنان شهر به سفيدي گرائيده بود.
... و شكافهاي بزرگ بر روي زمين و ديوارهاي منازل نمايان شد.
ما در شش كيلومتري ساحل سكونت داريم . نيم ساعت بعد , لرزش ديگري احساس شد. با اينكه اين بار شدت لرزه كمتر از بار اول بود اما همه را مضطرب و نگران كرد.
زلزله در « آچه » معمول است اما نه به اين صورت . تنها چند لحظه بعد , فرياد « آب دارد مي آيد , فرار كنيد » همه جا طنين انداز شد.
مردم با هر وسيله اي بسرعت در حال فرار از شهر بسوي مناطق خارج از شهر بودند.
آنان با خود مقداري البسه و برنج همراه داشتند. فرياد مادران و ضجه كودكان در آسمان آچه طنين افكند.
عقربه هاي ساعت 11 صبح را نشان مي داد . مي خواستم از اوضاع شهر بدانم . هنگامي كه با برادرم وارد شهرشديم , همه جا مملو از گل ولاي و لجن هايي بود كه موجهاي بلند با خود به شهر آورده بود.
راه رفتن در شهر بسيار مشكل بود. ارتفاع گل ولاي و لجن به زانو مي رسيد. در كنار ساحل تمامي منازل توسط موج هاي بلند تخريب شده بود و چندين جسد در ميان تنه هاي درختان به دام افتاده بودند.
اينجا بود كه فهميدم چه بلايي بر سر ما آمده است . هر لحظه بر تعداد اجساد افزوده مي شد. قربانيان نه بر اثر زمين لرزه كه در اثر هجوم موج هاي بلند به ساحل جان خود را از دست داده بودند.
كمي دورتر , در نزديكي « پنيتي » صدها تن از اجساد در كنار جاده رودخانه « كرونگ » آچه , به خواب ابدي فرو رفته بودند.


وحشت بر همه جا حكفرما شده بود. بهت را مي شد در ميان چشمان بازماندگان اين حادثه ديد. مركز آچه به كلي ويران شده بود.
دهها جسد در كنار مسجد بيت الرحمان پراكنده بود. موجهاي بلند و سهمگين قايقهاي ماهيگيري را با خود به مركز شهر حمل كرده بود! و صدها خودرو تخريب شده در گوشه و كنار شهر پراكنده بود.
در چند دقيقه هزاران تن از افراد , اعضاي خانواده خود را از دست دادند. و اين شايد شبيه روز قيامت باشد.
شب را در تاريكي و در وحشت از لرزش هاي بيشتر بسر بردم . هرگاه لرزشي را احساس مي كردم , از خانه بيرون مي زدم .
در تمام ساعات آن روز وحشتناك , مادري را مي ديدم كه ميان جنازه ها , دختر كوچكش را صدا مي زند.
بزرگترين پديده هاي تسونامي قرن
پديده « تسونامي » (امواج سهمگين ناشي از زمين لرزه در جنوب و جنوب شرقي آسيا) كه تا كنون بيش از 150 هزار كشته براي جاي گذاشته , مرگبارترين تسونامي ها در يك قرن گذشته بوده است .
مهم ترين تسونامي هايي كه از يكصد سال گذشته به وقوع پيوسته است به شرح ذيل است :
سي ويكم ژانويه 1906 در اكوادور زمين لرزه اي به بزرگي هشت وهشت دهم در مقياس ريشتر در سواحل كلمبيا و اكوادر به وقوع پيوست كه تسونامي ويرانگري را به وجود آورد كه به كشته شدن هزار تن انجاميد.
سوم مارس 1933 در ساريكو در شمال جزيره هونشو ساحل اقيانوس آرام زمين لرزه اي به بزرگي هشت وسه دهم در مقياس ريشتر و به دنبال آن يك تسونامي موجب كشته شدن بيش از سه هزار تن شد.
در ژوئن 1896 نيز ساريكو بر اثر تسونامي ناشي از زمين لرزه هفت و شش دهم ريشتري ويران شده و بيش از بيست و هفت هزار تن را از دست داده بود.
چهارم نوامبر 1952 اتحاد جماهير شوروي سابق در شبه جزيره كامچاتكا واقع در شرق روسيه با يكي از قدرتمندترين زمين لرزه ها يعني نه درجه در مقياس ريشتر روبرو شد. اين زمين لرزه موجب شد تسونامي ويرانگري را به وجود آيد كه تا شيلي و پرو احساس شد. اين تسونامي بيش از دوهزار و سيصد كشته برجا گذاشت .
بيست ويك تا سي ام مه 1906 در شيلي زمين لرزه اي به بزرگي نه وپنج دهم درجه در مقياس ريشتر و در پي آن تسونامي ويرانگري در شمار زيادي از كشورهاي ساحلي اقيانوس آرام از جمله فيليپين و ژاپن به وجود آمد و موجب كشته شدن پنج هزار و هفتصد تن در شيلي , شصت ويك تن در هاوايي و صد وسي تن در ژاپن شد.
هفدهم اوت 1976 در فيليپين تسونامي ناشي از زمين لرزه به كشته شدن پنج هزار تن در جزيره ميندانائو منجر شد.
دوازدهم دسامبر 1992 در اندونزي تسونامي هاي ناشي از يك زمين لرزه به جزيره فلورس واقع در شرق اين كشور آسيب وارد كرد و بيش از دوهزار تن را كشت .
هفدهم ژوئيه 1998 در پاپواي گينه نو در پي زمين لرزه اي با بزرگي هفت درجه در مقياس ريشتر تسونامي سي كيلومتر از ساحل شمالي را ويران كرد و هفت روستا را از نقشه پاك كرد و به گفته مقامات محلي شش تا هشت هزار تن در اين حادثه كشته شدند.
هفتم اوت 1999 در تركيه زمين لرزه اي به بزرگي هفت وشش دهم درصد درمقياس ريشتر شمال غربي مركز كشور را به لرزه درآورد و موجب تسونامي ويرانگري شد.
بيست وشش دسامبر 2004 ر در آسيا . زمين لرزه اي به بزرگي نه درجه در مقياس ريشتر موجب پديده تسونامي شد كه به حدود ده كشور مجاور آسيب وارد كرد و موجب مرگ دهها هزار تن شد.