قسمت اول
محمد رحماني
اشاره
امام علي عليه السلام خطاب به عبدالله بن زمعه (از
پيروان و ياران آن حضرت ) آن هنگام كه از او , درخواست
كمك مي كند , ماهيت بيت المال را براي او روشن مي فرمايد.
ايشان , بيت المال را نه مال شخصي امام مي داند و نه مال فردي
از مسلمانان , بلكه بيت المال , از آن مسلمانان است كه در
اختيار امام مسلمانان گذاشته مي شود تا به عدل , به مصرف
مسلمانان برسد.
اين نوشتار , نگاهي اجمالي به موضوع « بيت المال » در نهج
البلاغه دارد. قلمرو مقاله , تنها , بخشي از سخنان امام علي (ع )
در نهج البلاغه است , نه تمامي سخنان آن حضرت . هرچند ,
گاهي , فرازهاي نقل شده از نهج البلاغه , براي چند عنوان
مربوط به بحث , مفيد است ولي براي طولاني نشدن نوشته , از
تكرار , جز در يك يا دو مورد , خودداري شده است . اين مطلب
از نشريه حكومت اسلامي اقتباس شده است . اموال عمومي ,
به اقسام گوناگوني مانند مشتركات عمومي و مباحات اوليه و
مجهول المالك و درآمدهاي عمومي , تقسيم مي شود , ولي
مقصود از بيت المال , در اين نوشته , اموالي است كه اختيار
هزينه كردن آن , به دست امام است , مانند غنايم جنگي و خراج
و جزيه و زكات و صدقات عامه و اوقاف عمومي و...
الف ) جايگاه ثروت در اسلام
بي گمان , از نگاه اسلام , ثروت و مال , در حيات مادي و
معنوي انسانها , نقش اساسي دارد. تا آنجا كه در برخي
روايات , از « تنگدستي » به « روسياهي در دنيا و آخرت » (1 ) و
« مرگ سرخ » (2 ) و « مرگ بزرگ » (3 ) تعبير شده است .
در بعضي از روايات , فقر , موجب نقصان در دين و كاهش
عقل و تحريك خشم معرفي شده است . (4 ) از اين رو , در دين
مقدس اسلام , به مقوله اقتصادي و معيشتي بشر , در ابعاد
مختلف آن , توجه فراواني شده است . هرچند مطالب مربوط به
اقتصاد , به گونه اي پراكنده و جدا از هم مطرح شده , ولكن
بررسي و تحقيقي همه جانبه , نشانه اين است كه مكتب اسلام ,
داراي نظام اقتصادي ويژه اي است كه از وحي الهي نشات
گرفته و در دامن عصمت , رشد و نمو كرده و از ويژگيهاي
بي شماري برخوردار است .
ب ) جايگاه بيت المال
آنچه قابل توجه و دقت است , اين است كه بيت المال , در
نظام اقتصادي اسلام , بيشترين مباحث را به خود اختصاص
داده و از جايگاهي ويژه برخوردار است . هدف از بيت المال ,
تامين اهدافي بلند در حركت تكاملي انسان به سوي سعادت و
معنويت و قرب الهي است . برخي از آن هدفها چنين است :
1 ـ هدايت مردم به سمت اخلاق كريمه و ارزشهاي معنوي .
2 ـ استقرار عدالت اجتماعي و اقتصادي در جامعه .
3 ـ رشد استعدادها و شكوفايي ابتكار و خلاقيت انسانها .
4 ـ ريشه كن كردن فقر از جامعه .
5 ـ رسيدگي به مصالح و منافع محرومان و مستضعفان و ....
ج ) ماهيت بيت المال
امام علي عليه السلام خطاب به عبدالله بن زمعه (5 ) (از
پيروان و ياران آن حضرت ) آن هنگام كه از او , درخواست
كمك مي كند , ماهيت بيت المال را براي او روشن مي كند. او ,
بيت المال را نه مال شخصي امام مي داند و نه مال فردي از
مسلمانان , بلكه بيت المال , از آن مسلمانان است كه در اختيار
امام مسلمانان گذاشته مي شود تا به عدل , به مصرف مسلمانان
برسد. حضرت مي فرمايد : « ان هذا المال ليس لي و لا لك ! و
انما هو في للمسلمين و جلب اسيافهم . فان شركتهم في حربهم
كان لك مثل حظهم و الا فجناه ايديهم لا تكون لغير
افواههم » (6 )
اين اموال , نه مال من و نه از آن توست , بلكه غنيمتي
گردآمده از مسلمانان است كه با شمشيرهاي خود به دست
آورده اند. اگر تو , در جهاد , همراهشان مي بودي , سهمي چونان
سهم آنان مي داشتي و گرنه , دسترنج آنان , خوراك ديگران
نخواهد بود.
د) آثار بيت المال
علي عليه السلام به بخشي از آثار و نقش بيت المال در
زندگي مسلمانان , اشاره كرده است . اين آثار , چنين است :
1 ـ اصلاح امور
« و تفقد امر الخراج بما يصلح اهله ! فان في صلاحه و
صلاحهم صلاحا لمن سواهم و لا صلاح لمن سواهم الا بهم ;
لان الناس كلهم عيال علي الخراج و اهله » (7 )
خراج (بيت المال ) را به گونه اي كه وضع ماليات دهندگان
را سامان دهد , وارسي كن ! زيرا , بهبودي وضع ماليات و
ماليات دهندگان , سبب بهبودي امور ديگر اقشار جامعه است و
تا امور ماليات دهندگان اصلاح نشود , كار ديگران نيز سامان
نخواهد گرفت ; زيرا , همه مردم , نان خور ماليات و ماليات
دهندگانند.
امام علي عليه السلام در اين فراز , براي بيت المال , نقش
محوري قايل شده و اصلاح تمامي امور را , بسته به اصلاح
وضع ماليات و ماليات دهندگان دانسته است و اين , نشانه
جايگاه بلند بيت المال از نظر اسلام است . اگر دقت شود ,
حقيقت مطلب , همين است كه امام علي عليه السلام گفته
است . بنابراين , هرچند , اقتصاد , از نگاه امام علي عليه السلام
آن گونه كه مكاتب مادي گرا مي گويند , اصل نيست , اما تاثير
محوري و اساسي آن در اصلاح امور و رفع نابسامانيها مورد
تاكيد قرار گرفته است .
2 ـ رفع نياز مردم به بيت المال
« كلهم عيال علي الخراج و اهله » (8 )
تمام مردم , نان خور ماليات و ماليات دهندگانند.
روشن است كه هيچ انساني , به تنهايي , نمي تواند
نيازمنديهايش را برآورده كند , از اين رو , نياز به همياري
بيت المال وجود دارد.
3 ـ دوام حكومت
و لم يستقم امره الاقليلا » (9 )
حكومت , با نابودي ماليات (بيت المال ) , جز اندكي , دوام
نمي آورد.
اين مطلب نيز , از بديهات است كه اداره و دوام حكومت ,
نيازمند بودجه است و يكي از راه حلهاي تامين هزينه هاي
دولت , گرفتن ماليات است . جاي شگفتي از كساني است كه در
زمان حاضر , بحث از لزوم گرفتن ماليات براي اداره حكومت
را مطرح مي كنند , در صورتي كه امام علي عليه السلام حدود
هزار و چهارصد سال پيش , بر ضرورت ماليات براي استمرار
حكومت تاكيد كرده است .
يادآوري اين نكته لازم است كه همان گونه كه گرفتن همه
ماليات از عوامل بقاي حكومت است , به ناحق گرفتن آن و يا
ظالمانه مصرف شدن اش , سبب سقوط حكومت خواهد
شد.
4 ـ اصلاح و تقويت نيروهاي مسلح
« ثم لا قوام للجنود الا بما يخرج الله لهم من الخراج الذي
يقوون به علي جهاد عدوهم و يعتمدون عليه فيما يصلحهم و
يكون من ورا حاجتهم » (10 )
سپس سپاهيان اسلام , جز به خراج و ماليات رعيت
(بيت المال ) كه با آن , براي جهاد با دشمن , تقويت گردند و
براي اصلاح امور خويش , به آن تكيه كنند و نيازمنديهاي خود
را بر طرف سازند , پا نمي گيرند.
از جمله آثار بسيار مهم بيت المال , افزون بر استقلال
اقتصادي , استقلال سياسي است ; زيرا , تا بودجه و سرمايه , در
اختيار دولت نباشد , نمي تواند نيروهاي مسلح را , جذب و
تامين و مجهز به سلاحهاي پيشرفته كند و با نبود نيروي مسلح
مجهز , استقلال سياسي , تامين نمي شود.
آيت الله حسن زاده , در تفسير اين فراز , مي نويسد :
اگر بيت المال نباشد , نيروهاي مسلح براي تامين زندگي ,
بايد در پي شغل و كار باشند , در نتيجه , آمادگي براي جهاد با
دشمن , از بين مي رود . (11 )
هـ) راههاي جلب ماليات
يكي از مباحث مهم در دانش اقتصاد , مبحث ماليات
است . در اين مبحث , مطالب فراواني مانند تعريف ماليات ,
ضرورت وجود ماليات , سير تحول ماليات , و راههاي جلب
ماليات , ... مورد بحث و تحقيق قرار مي گيرد.
اين مطالب , از چشم مولا علي عليه السلام در مدت كوتاه
حكومت , مورد غفلت نبود. و در لابه لاي خطبه و نامه ها و ديگر
گفتارها , به آنها اشاره كرده است . از جمله , در نامه پنجاه و
سه , راههاي جلب بهتر ماليات را نشان داده و در آن , بر اصول
اسلامي انساني , مانند « اصل عمران و آباد كردن زمينها » و
« اصل رسيدگي به مشكلات و شكايات ماليات دهندگان » و
« اصل رعايت و تخفيف ماليات » , تاكيد ورزيده است .
هر يك از اين اصول , آثار و ثمرات فراواني در مسايل
اجتماعي و اقتصادي و سياسي در پي دارد و رعايت آنها , نقش
بسزايي در تحول و بهبودي سيستم مالياتي دارد.
آباد كردن زمين
« و ليكن نظرك في عماره الارض ابلغ من نظرك في
استجلاب الخراج ; لان ذالك لا يدرك الا بالعماره و من طلب
الخراج لغير عماره اخرب البلاد و اهلك العباد و لم يستقم امره
الا قليلا » (12 )
بايد تلاش تو در آباد كردن زمين , بيشتر از جمع آوري
خراج (ماليات ) باشد; زيرا , خراج , جز با آباداني , فراهم
نمي شود و هر كسي , بخواهد خراج را بدون آباداني زمين به
دست آورد , شهرها را خراب , و بندگان خدا را نابود , و
حكومتش جز اندك مدتي , دوام نخواهد آورد.
آيت الله حسن زاده , در پي شرح اين فراز از نهج البلاغه
مي نويسد :
« امام علي , در اين بخش , اشاره كرده است كه كم درآمدي
صاحبان زمين , ناشي از واليان بدي است كه تمام هم و غم
آنان , جمع آوري ماليات است , بدون رعايت حال رعيت و
كشاورزان » (13 )
رسيدگي به شكايت ماليات دهندگان
« فان شكوا ثقلا او عله او انقطاع شرب او باله او احاله
الارض اغتمرها غرق اواجحف بها عطش خففت عنهم بما
ترجوان يصلح به امرهم » (14 )
پس اگر مردم , از سنگيني ماليات يا آفت زدگي يا خشك
شدن آب چشمه ها يا كمي باران يا خراب شدن زميني در
سيلابها يا خشكسالي , شكايت كردند , در گرفتن ماليات , تا آن
اندازه اي كه بفهمي امورشان سامان مي يابد , تخفيف
بده .
دهقانان , از همه طبقات , زحمتكش تر و پرتلاش ترند و از
سويي , زندگي آنان , اسير عوامل طبيعي و پديده هاي جهان
طبيعت , همانند خشك سالي , سيل , سرما , گرما است . از اين
رو , آنان , نياز بيشتري به توجه و همراهي حكومت دارند.
اين فراز از فرمان امام علي عليه السلام اشاره به اين مطلب
دارد.
ابن ابي الحديد , در باره زياد نگرفتن ماليات و آثار منفي
آن نويسد : « استاندار اهواز , در حكومت انوشيروان , بيشتر از
معمول , ماليات جمع آوري كرد و براي انوشيروان فرستاد.
انوشيروان , فرمان داد كه آنها را به صاحبانش مسترد كنند.
سپس گفت : زياد كردن ثروت شاه از ماليات نابه حق رعيت ,
همانند بنا كردن سقفي است بر پايه هاي لرزان
سست . » (15 )
عفو از ماليات
« و لا يثقلن عليك شي خففت عنهم به الموونه عنهم ; فانه
ذخر يعودون به عليك في عماره بلادك و تزيين ولايتك مع
استجلابك حسن ثنائهم وتبجحك باستفاضه العدل
فيهم » (16 )
هرگز , تخفيف دادن در ماليات , تو را نگران نسازد; زيرا ,
آن , اندوخته اي است كه در آباداني شهرهاي تو و آراستن
ولايتهاي تو , نقش دارد و رعيت , تو را مي ستايند , و تو , از
گسترش عدالت ميان مردم , خشنود خواهي شد و به افزايش
قوت آنان , تكيه خواهي كرد.
آيت الله حسن زاده , پس از شرح و تفسير اين بخش از
فرمايش امام علي عليه السلام مي نويسد : توجه به عمران و
شكايات و تخفيف ماليات , براي حكومت , آثار مثبتي را به
همراه دارد و والي , از اين رهگذر , ضرر و زيان نمي كند; زيرا :
اولا , آبادي بلاد , منافع و سودش , به حكومت و والي نيز
خواهد رسيد.
ثانيا , آبادي و عمران سرزمين , زينت و افتخار حكومت به
شمار مي آيد.
ثالثا , اين كار , موجب مدح و ثناي مردم را نسبت به
حكومت و نيز عدالت و اعتماد آنان را فراهم مي كند.
رابعا , اگر شرايطي پيش بيايد كه دولت , محتاج قرض
گرفتن از مردم شود و نيازمند فداكاري جاني و مالي آنان باشد ,
آنان , به راحتي , پاسخ مي دهند . (17 )
ابن ابي الحديد , در اين بخش , پس از شرح و تفسير
مي نويسد :
در نامه شاپور , پسر اردشير , به فرزندش , مطالبي همانند
فرمايش امير مومنان , يافته مي شود.
او , اين نامه را چنين گزارش كرده است :
از وضع خراج و درآمد املاك , بازرسي كن , به وجهي كه
مايه بهبود خراج دهندگان باشد , زيرا , در بهبودي امر خراج و
بهبود حال خراج دهندگان , بهبودي حال ديگران نهفته است و
ديگران را , جز بدانها , بهبودي ميسر نيست ; زيرا همه مردم ,
نان خور خراج دهندگانند. و بايد توجه تو به آبادي زمين ,
بيشتر باشد از توجه به جلب خراج , زيرا , خراج جز از زمين
آباد , به دست نيايد .... (18 )
و) منزلت مميزان ماليات
امام علي عليه السلام در نامه پنجاه و يكم , در شان و
جايگاه مميزان مالياتي , اوصافي را بيان كرده است كه افزون بر
شان , ارزش و شرافت كارگزاران بيت المال , نشانه جايگاه و
منزلت بيت المال نيز هست ; زيرا , تا بيت المال , اهميت و
منزلت نداشته باشد , كارگزارانش , ارزش پيدا نخواهند كرد.
اين اوصاف چنين است :
خزينه داران مردم
« فانكم خزان الرعيه ; پس همانا , شما (ماموران ماليات )
خزينه داران مردم هستيد » . (19 )
نماينده امت
« فانكم ... وكلا الامه ; پس همانا شما , نمايندگان امت
مسلمان هستيد . » (20 )
سفيران پيشوايان
« فانكم ... سفرا الايمه ; پس همانا , شما , ... سفيران
پيشوايان هستيد . » (21 )
صفات و وظايف مميزان ماليات
يكي از اهداف اساسي دين مقدس اسلام , برقراري عدالت
اجتماعي و قسط قرآني در جامعه اسلامي است . بي گمان ,
تحقق چنين هدف و آرمان مقدسي , به عوامل فراواني , بستگي
دارد.
از جمله مهمترين عوامل نقش آفرين , كارگزاران شايسته از
نظر ايمان و اخلاق و رفتار است . از اين رو , امام علي عليه
السلام در موارد بسياري , به كارگزاران خويش , تاكيد و سفارش
مي كند كه بهترين افراد را به عنوان همكار گزينش كنند.
اين مطلب , در برخي از موارد , مانند گرفتن ماليات , از
اهميت دوچنداني برخوردار است ; زيرا مامور مالياتي ,
مي خواهد دسترنج و مايه حيات او را بگيرد و اين , كاربسيار
دشواري است . از اين رو , چنين شخصي , از جهات عديده ,
بايد شايستگيهاي لازم را داشته باشد.
علي عليه السلام صفات و وظايف مميزان مالياتي را ,
چنين برشمرده است :
اصل انصاف
« فانصفوا الناس من انفسكم » (22 )
در روابط با مردم (گرفتن ماليات ) انصاف و مدارا را پيشه
كنيد.
تاثير رعايت عدل و انصاف در راحت گرفتن و راضي بودن
ماليات دهنده , بر كسي پوشيده نيست . تاريخ نگاراني كه در
باب فلسفه تاريخ , قلم فرسايي كرده اند , يكي از عوامل پيشرفت
سريع اسلام را , رفتار صحيح و عادلانه و مشفقانه رسول خدا
صلي الله عليه و آله به هنگام ماليات گرفتن , دانسته اند. در
اينجا , شايسته است , مطالبي را كه منتسكيو نقل كرده , گزارش
كنيم .
وجود اين باجهاي گزاف (كه دولتهاي كشورهاي غير
اسلامي , در آن دورانها , به زورگرفتند) بود كه سهولت عجيبي
را به مسلمين , در فتوحات خود , اعطا نمود; زيرا , ملتهاي
تسخير شده از طرف اعراب , مي ديدند به جاي يك سلسله
تعدياتي كه در اثر ليامت امپراتوران , به آنها مي شد , با يك
ماليات ساده كه به سهولت مي دهند و به سهولت گرفته
مي شود , مواجه و تابع شده اند. اين بود كه فتوحات مسلمين ,
با كمال سهولت , پيش رفت و ملتها , خوشبخت بودند و ترجيح
مي دادند به يك ملت صحرانشين , مطيع بشوند تا به يك
حكومت فاسد... در مورد اخذ باجهاي گزاف , افراط نزديك به
جنون را , در تاريخ مشاهده كنيد : آناستاز , مالياتي براي
استنشاق هوا وضع كرده بود!(23 )
نگرفتن لوازم ضروري
« و لا تبيعن للناس في الخراج كسوه شتا و لا صيف ولا
دابه يعتملون عليها ولا عبدا » (24 )
براي گرفتن ماليات , لباسهاي تابستاني و زمستاني و مركب
سواري و برده هاي كاري كسي را , نفروشيد.
پرهيز از خشونت
« ولا تضربن احدا سوطا لمكان درهم » (25 )
براي گرفتن درهمي (ماليات ) كسي را با شلاق (از باب
مثال ) نزنيد.
در اين فراز , هر چند كلمه « درهم » و « سوط » آمده , ولي
روشن است كه « شلاق » , خصوصيتي ندارد و فرمان علي عليه
السلام پرهيز از هر گونه خشونت براي گرفتن هر گونه مالياتي
است .
احترام اموال مردم
« و لا تمسن مال احد في الناس مصل ولا معاهد الا ان
تجدوا فرسا او سلاحا يعدي به علي اهل الاسلام ; فانه لا ينبغي
للمسلم ان يدع ذالك في ايدي اعدا الاسلام » . (26 )
دست اندازي به مال كسي نكنيد , آن كس , چه نمازگزار
باشد و يا معاهد (كافر در پناه اسلام ) مگر اسب يا اسلحه اي كه
براي تجاوز به مسلمانها به كار گرفته مي شود; زيرا , براي
مسلمان , جايز نيست آنها را در اختيار دشمنان اسلام قرار دهد
تا نيرومندتر از سپاه اسلام گردند.
كمك گرفتن از مردم
« و لا تدخروالله ولا الرعيه معونه » . (27 )
و از كمك گرفتن از مردم (در اخذ ماليات ) , هيچ گونه
كوتاهي مكنيد.
ممكن است اين فراز , به گونه ديگري نيز , ترجمه شود كه
مفهوم آن , كوتاهي نكردن از كمك به مردم باشد.
خداترسي
« انطلق علي تقوي الله وحده لا شريك له » . (28 )
با ترس از خداي يكتايي كه همتاي ندارد (به قصد جمع
آوري صدقات ) حركت كن !
نترساندن مردم
« و لا تروعن مسلما » . (29 )
هيچ مسلماني را نبايد بترساني !
اجازه گرفتن به هنگام وارد شدن
« و لا تجتازن عليه كارها » (30 )
با زور و بدون رضايت , از ملك شخصي , عبور مكن !
به اندازه گرفتن
« و لا تاخذن منه اكثر من حق الله . » (31 )
بيشتر از حقوق الهي , از كسي (ماليات ) مگير!
سو استفاده نكردن از قدرت
« فاذا قدمت علي الحي فانزل بمايهم من غير ان تخالط
ابياتهم ثم امض اليهم بالسكينه و الوقار حتي تقوم بينهم فتسلم
عليهم و لا تخدج بالتحيه لهم . » (32 )
هرگاه به آبادي اي رسيدي , در كنار آب فرود آي ! وارد
خانه هاي آنان مشو! سپس با آرامش و وقار , به سوي آنان
حركت كن تا در ميان آنان قرارگيري ! آنگاه , به آنان سلام كن ! در
سلام و تعارف و مهرباني , كوتاهي مكن !
معرفي خود
ثم تقول : « عباد الله ! ارسلني اليكم ولي الله و خليفته لاخذ
منكم حق الله في اموالك . » (33 )
سپس مي گويي : « اي بندگان خدا! ولي و جانشين خدا , مرا
به سوي شما فرستاد , تا حق خدا را كه در اموال شما هست , از
شما تحويل گيرم » .
پذيرفتن اظهارات مالك
ثم تقول : « ... هل لله في اموالكم في حق فتودوه الي
واليه » فان قال قايل ! « لا » , فلاتراجعه و ان انعم لك منعم
فانطلق معه من غير ان تخيفه او توعده او تعسفه او ترهقه , فخذ
ما اعطاك من ذهب او فضه . » (34 )
سپس مي پرسي : ... « آيا در اموال شما , حقي كه به نماينده
او بپردازيد , هست » , اگر كسي گفت : « نه » , ديگر , به او مراجعه
مكن و اگر كسي پاسخ داد : « آري » , همراهش برو , بدون آنكه او
را بترساني يا تهديد كني و يا به كار مشكلي , وادار سازي .
هرچه از طلا و نقره , به تو پرداخت , بردار.
وارد نشدن در محدوده اموال
فان كان له ماشيه او ابل فلا تدخلها الا باذنه ; فان اكثرها
له (35 )
پس اگر داراي گوسفند يا شتر بود , بدون اجازه اش , داخل
مشو; زيرا , بيشتر اموال , از آن اوست .
رعايت حال حيوانات
« فاذا اتيتها , فلا تدخل عليها دخول متسلط عليه و لا عنيف
به و لا تنفرن بهيمته و لا تفزعنها و لا تسو ن صاحبها
فيها . » (36 )
هرگاه داخل شدي , مانند اشخاص سلطه گر و سختگير ,
رفتار مكن ! حيواني را رم مده و هراسان مكن و دامدار را
مرنجان !
اجازه تقسيم زكات به مالك
« واصدع المال صدعين ثم خيره فاذا اختار فلا تعرضن لما
اختاره . فلا تزال كذالك حتي يبقي ما فيه وفالحق الله في ماله
فاقبض حق الله منه . فان استقالك فاقله . » (37 )
سپس , مالها را , دو دسته كن و صاحبش را اجازه ده كه
خود , انتخاب كند و بر انتخاب او , خرده مگير. به همين گونه
رفتار كن تا باقيمانده , حق خداوند باشد. و اگر دامدار , از اين
تقسيم , پشيمان شد و از تو درخواست گزينش دوباره دارد ,
بپذير.
پاورقي :
1 ـ قال رسول الله صلي الله عليه و آله : « الفقر سواد الوجه في
الدارين . » : (سفينه البحار , ج 2 , ماده فقر . )
2 ـ قال علي عليه السلام : « الفقر الموت الاحمر » . و (شرح
آقاجمال برغرر , ج 1 , ص .345 )
3 ـ قال علي عليه السلام : « الفقر الموت الاكبر » . (نهج البلاغه ,
كلمه .163 )
4 ـ قال علي عليه السلام : « اني اخاف عليك الفقر , فاستعذ بالله
منه ; فان الفقر منقصه في الدين , مدحشه للعقل , داعيه للمقت » .
(نهج البلاغه , كلمه 319 ) .
5 ـ عبدالله بن زمعه بن اسود , از شيعيان علي عليه السلام بود .
پدر و عموي او , در جنگ بدر , جز سپاه كفار بودند و در همان
جنگ هم كشته شدند. جدش , اسود , از كساني بود كه رسول
خدا صلي الله عليه و آله را مسخره مي كرد.
6 ـ نهج البلاغه , خطبه .232
7 ـ همان , نامه .53
8 ـ همان .
9 ـ همان .
10 ـ همان .
11 ـ منهاج البراعه , ج 20 , ص .200
12 ـ نهج البلاغه , نامه .53
13 ـ منهاج البراعه , ج 20 , ص .25
14 ـ نهج البلاغه , نامه .53
15 ـ شرح ابن ابي الحديد , ج 17 , ص .71 البته , در صحت اين
گونه مطالب انتسابي به انوشيروان , جاي تامل است .
16 ـ نهج البلاغه , نامه .53
17 ـ منهاج البراعه , ج 20 , ص ....
18 ـ شرح ابن ابي الحديد , ج 17 , ص .74
19 ـ نامه .51
20 ـ همان .
21 ـ همان .
22 ـ نهج البلاغه , نامه .51
23 ـ روح القوانين , منتسكيو , ترجمه علي اكبر مهتدي , ص
.384
24 ـ نهج البلاغه , نامه .51
با پوزش از خوانندگان گرامي به خاطر جابجايي كه در ارسال و
چاپ اين مقاله در شماره يكشنبه گذشته روي داد ذكر اين نكته
ضروريست كه قسمت دوم به جاي قسمت اول چاپ شده بود
و از اين رو از علاقمندان اين صفحه عذرخواهي مي نمائيم .

|