روزنامه جمهوري اسلامي 12/10/1383 صفحه مقالات

پادوهاي استعمار در برابر بيداري اسلامي
ديدار محبوب
نجواي قلم
پادوهاي استعمار در برابر بيداري اسلامي


بيست و پنجمين اجلاس سران كشورهاي عرب حاشيه جنوبي خليج فارس در بحرين درحالي به كار خود پايان داد كه عمدتا اختلاف نظرهاي عربستان با قطر و حتي بحرين بر روند تصميم گيريهاي آن سايه افكنده بود و تنها نتيجه اين اجلاس اين بود كه نام « شوراي همكاري خليج فارس » به « شوراي همكاري خليج عربي » تغيير يافت !
اين اجلاس همچنين موضع تكراري مربوط به ادعاهاي پوچ و بي اساس امارات درباره جزاير سه گانه ايراني خليج فارس را مورد حمايت قرار داد.
موضوع تغيير نام شوراي همكاري دقيقا نشانگر آغاز دور جديد دنباله روي كوركورانه سران شيخ نشين هاي حاشيه جنوبي خليج فارس از قدرتهاي استعماري براي تفرقه افكني درصفوف ملتها و دولتهاي منطقه است . اين امر چشم انداز سياهي را براي شيوخ منطقه ترسيم مي كند.
تلاش براي تغيير نام خليج فارس به « خليج عربي » در مقطع كنوني , ابتدا توسط موسسه آمريكائي « نشنال جئوگرافي » آغاز شد. اين موسسه اگرچه خود را يك تشكيلات غيرسياسي معرفي مي كند لكن در ميدان عمل , از محافل سياسي پنهان دستور مي گيرد و به انجام كاري پرداخته كه در طرح تقسيم كار جديد , اين موسسه مي بايستي آغازگر آن باشد. در مرحله بعدي , شيوخ منطقه به دستور آمريكا وارد عمل شده اند و براي اجراي سياستهاي ديكته شده از واشنگتن در جهت آغاز دور جديد خصومت در منطقه اعلام آمادگي كرده اند.
براي درك ابعاد ماجرا لازمست كه به سوابق امر بپردازيم و با ارزيابي كارنامه اين شورا , براي يافتن پاسخ اين سئوال تلاش كنيم كه فلسفه وجودي اين شورا چه بوده , چه هست و از اين پس چه خواهد بود
شوراي همكاري خليج فارس در سال 1360 به منظور ايجاد هماهنگي ميان شيخ نشين هاي حاشيه جنوبي خليج فارس در جهت اعطاي كمك هاي همه جانبه به رژيم متجاوز صدام در جنگ عليه جمهوري اسلامي ايران به وجود آمد و هدف اصلي آن بهره گيري از هر فرصت و زمينه اي براي ارائه كمك هاي مالي ـ تداركاتي به صدام و در اختيار گذاشتن ظرفيت هاي سياسي ـ تبليغاتي شيوخ منطقه براي توجيه جنايات صدام بود.
تاريخ معاصر منطقه نشان مي دهد كه شيوخ منطقه انصافا در جهت اجراي اين ماموريت خود; سنگ تمام گذاشتند و با خوش رقصي در برابر صدام و حاميان ماورا بحاري وي , آنچنان رفتاري از خود نشان دادند كه دوست و دشمن را به حيرت انداختند. دهها ميليارد دلار از درآمدهاي نفتي كشورهاي عضو شوراي همكاري در خدمت ماشين جنگي صدام قرار گرفت . تمامي رسانه هاي شوراي همكاري به تمجيد از جلاد بغداد پرداختند و او را « فخر عرب » , « سردار قادسيه » , « اميد ملتهاي عرب » , « رهبر توانمند دنياي عرب » و... ناميدند.
رنگين نامه ها و راديو تلويزيونهاي كشورهاي عضو شوراي همكاري آنچنان به انعكاس اخبار و گزارش هاي مورد نياز صدام همت گماشتند كه گاهي در حمايت از متجاوزين بعثي , حتي از رسانه هاي عراقي هم سبقت مي گرفتند و در عوض , تمامي اخبار مربوط به شكست هاي صدام را سانسور مي كردند. براي مثال , اين رسانه ها هرگز حاضر نشدند حتي يك جمله از شكست خفت بار صدام در خرمشهر از طريق رسانه هاي كشورهاي عضو شوراي همكاري منتشر كنند. اين رسانه ها هنوز هم حاضر نيستند ابعاد آن شكست بزرگ نظامي صدام و به اسارت رفتن دهها هزار نظامي متجاوز را منعكس كنند و مخاطبان خود را از آن آگاه سازند.
اگر بخواهيم تاريخچه پرننگ و رسوائي شوراي همكاري خليج فارس را در يك جمله خلاصه كنيم , بايد بگوئيم كه اين شورا در واقع « شوراي همكاري با صدام » بود. البته صدام هم پاداش اين خيانت بزرگ شيوخ منطقه را با اشغال كويت و حمله نظامي به عربستان داد و يكبار ديگر صحت اين كلام ارزشمند پيامبر اكرم (ص ) در ميدان عمل ثابت شد كه مي فرمود : « هركس شمشير جنايتكاران را تيز كند , با همان شمشير كشته خواهد شد » .
كويت به اشغال نيروهاي صدام درآمد و حملات هوائي , موشكي و توپخانه عليه عربستان , چشم انداز سياهي را در برابر شيوخ منطقه به تصوير كشيد. شاهزاده « سعودالفيصل » وزيرخارجه عربستان در يك مصاحبه راديو تلويزيوني درحاليكه بشدت خشمگين بود , به موضوع عجيبي اعتراف كرد كه براي ثبت در تاريخ , بسيار بااهميت است . وزيرخارجه عربستان در اين مصاحبه ضمن اظهار تعجب از جنايات صدام در حمله به كويت و عربستان خاطرنشان ساخت : « ما همه اين سلاحها را بخاطر جنگ عليه ايران به صدام داديم تا آنها را عليه ايراني ها بكار گيرد. ولي امروزه او همان جنگ افزارها را به پشت مرزهاي ما آورده و با همان سلاحهائي كه خودمان به او داده ايم , عليه ما وارد عمل شده است » !
صدام , كويت را به ويرانه تبديل كرد و مطابق ارزيابي رسمي دولت كويت دستكم 600 ميليارد دلار خسارت به اين كشور وارد ساخت . صدها كودك حرام زاده براي آنها باقي گذاشت و با آتش زدن 780 حلقه از چاههاي نفت كويت , يك لايه از سياهي را بر سرتاسر خاك سرزمين كويت مستقر ساخت .
از عبرتهاي بزرگ تاريخ معاصر اينكه شوراي همكاري خليج فارس در طول دوران اشغال كويت توسط صدام و پس از آن حتي يك جلسه اضطراري هم براي بررسي اوضاع تشكيل نداد و از صدور يك بيانيه در حمايت از كويت هم امتناع كرد و حال آنكه برروي كاغذ , فلسفه وجودي اين شورا به عنوان مجمعي براي دفاع از كشورهاي عضو در مرحله مواجهه با خطر تجاوز خارجي و اشغال خاك آنها توسط بيگانه , اعلام شده بود. باز هم از عبرتهاي بزرگ تاريخ معاصر اينكه پس از اشغال كويت توسط صدام , ساكنان كويت بهمراه زنجيره اي طولاني و پايان ناپذير از اتومبيل هاي آمريكائي و ژاپني وارد ايران شدند و با پناه گرفتن در ايران , از شر صدام خلاصي يافتند و حال آنكه براي يك دوره 8 ساله به تجهيز صدام پرداخته بودند و بندر « الاحمدي » به صورت شبانه روزي در اختيار تامين تداركات پشت جبهه براي ماشين جنگي صدام بود. سران كويت با صراحت از ملت و دولت ايران عذرخواهي كردند و از ايران خواستند كه گذشته ها را فراموش كند! اكنون كه صدام توسط اربابان خود بركنار شده و سزمين اسلامي عراق به اشغال آمريكا و انگليس درآمده , اشغالگران عراق سعي دارند بناي سياسي آينده در منطقه را برمبناي خصومت با ايران , پايه ريزي كنند.
اين براي شيوخ منطقه و كسانيكه از آنهمه سرمايه گذاري بدفرجام عليه ايران بشدت زيان ديدند , بسيار شرم آور است كه بخواهند براي سرمايه گذاري در دور جديد خصومت با ايران هم پيشقدم شوند. آيا وجود صدها كودك حرام زاده اي كه نطفه آنها توسط نظاميان متجاوز عراقي بسته شده و برروي دست آنها مانده , براي هشيار كردن آنها كافي نبود كه آنها براي سرمايه گذاري جديدي عليه ايران وسوسه مي شوند اين ننگ بزرگ را شيوخ منطقه چگونه تحمل مي كنند كه به عنوان عناصر شكست خورده در اين جنايت بزرگ تاريخ معاصر , شركاي جرم صدام شناخته مي شوند
اخبار و گزارش هاي رسيده حاكيست كه در اجلاس اخير شيوخ منطقه درباره ضرورت مقابله با شيعيان در هر جاي ممكن نيز توافقاتي حاصل شده است . آنچه مايه شرمساري شيوخ غرب مي شود اينست كه آنها در اين بازي رسوا تنها نيستند بلكه شاه انگليسي الاصل اردن و مزدوران ديروز صدام در عراق هم با آنها همراهند و همگي از جانب اشغالگران ماموريت دارند يك « هلال ضدانقلاب اسلامي » از لبنان گرفته تا پشت مرزهاي چين را تشكيل دهند و البته سازماندهي اين « هلال » در اختيار اشرار آمريكائي و انگليسي قرار دارد.
تصادفي نيست كه شاه انگليسي الاصل اردن از احتمال تشكيل يك هلال شيعي خبر مي دهد , چرا كه او ماموريت دارد با طرح اين شبهه , زمينه را براي توسجه اقدامات ضدانقلاب اسلامي در منطقه را فراهم كند.
شاه حسين اردني هم در دوران زندگي پرننگ و نكبت خود , همين روال را عملي مي كرد ولي تلاش آمريكا و انگليس براي احياي همان تركيب ناكام گذشته به منظور ايجاد يك « هلال ضدانقلاب اسلامي » در دنياي اسلام , بسيار ننگ آور است و به ملتهاي مسلمان نشان مي دهد كه بايستي هشيار باشند و دستكم اين بار , فريب اشرار آمريكائي و انگليسي را نخورند. اين براي شيوخ شوراي همكاري , ننگ بزرگي است كه از ابتداي ماموريت خود , جزئي از اين « هلال ضد شيعي » در دنياي اسلام بوده اند و هنوز هم قدرتهاي شيطاني سعي مي كنند آنها را بدنام تر از گذشته , به خصومت با نهضت جهاني اسلام وادار كنند.
اين تجربه حياتي از تاريخ 25 ساله انقلاب اسلامي بدست آمده كه هيچكس از سرمايه گذاران عليه آن , سودي نبرده است . جاي تعجب است كه شيوخ منطقه با در اختيار داشتن چنين كارنامه سياهي كه خود را طرف شكست خورده در اين بازي رسوا مي بينند , براي شروع دور جديد خصومت عليه ايران وسوسه شده اند. به راستي انقلاب اسلامي كه با هدف احياي مجد و عظمت از دست رفته مسلمانان جهان شكل گرفت و قوام يافت , آيا بايستي در معرض چنين خيانت ها و جناياتي از جانب شيوخ عرب قرار مي گرفت انتظار مي رفت كه شيوخ منطقه از گذشته هاي سياه خود درس بگيرند و نگذارند استعمارگران آمريكائي و انگليسي يكبار ديگر براي تفرقه افكني ميان مسلمانان از وجود آنها سواستفاده كنند.
تلاش براي ايجاد تفرقه ميان شيعه و سني , ريشه در سياستهاي استعماري اشرار انگليسي دارد كه قدمت آن به قرن گذشته باز مي گردد. ايكاش از تجربه هاي تاريخي , استفاده هاي بهتري مي شد و شيوخ منطقه مي فهميدند كه مراجع بزرگ شيعه و علماي جان بركف جهان تشييع همواره از پرچمداران مبارزه با استعمار و احياگران استقلال و آزادي در كشورهاي اسلامي بوده اند. چرا بايستي اشرار آمريكائي و انگليسي فرصت پيدا كنند كه براي تفرقه افكني ميان شيعه و سني , تا اين اندازه مورد حمايت دربارهاي بي افتخار عرب و شيوخ منطقه قرار بگيرند
امروزه استعمار جديد براي سلطه جوئي در قلب منطقه نفت خيز دنياي اسلام فقط يك مانع بزرگ را در برابر خود مي بينند و آن « بيداري اسلامي » در منطقه است . استعمار براي مقابله با اين بيداري تلاش مي كند يك تضاد مصنوعي ميان شيعه و سني ايجاد كند. شيعيان جهان در هر جا كه هستند , خود را براي بيدار كردن ملت ها و براي خنثي كردن توطئه هاي استكباري , به وظايف خود عمل مي كنند. به همين دليل , سران استكبار جهاني درصدد منزوي ساختن انقلاب اسلامي كه پايگاه اين بيداري است برآمده اند.
تصادفي نيست كه نخستين رسانه دنياي اسلام كه استعمارگران عليه آن وارد جنگ شده اند , به شيعياني كه از موضع اسلام انقلابي عليه صهيونيسم فعال هستند , تعلق دارد.
باز هم تصادفي نيست « انتفاضه » و نسل جديد مبارزين فلسطيني كه عليه جنايات وحشيانه اشغالگران فلسطين مي جنگند , از امام خميني (ره ) الهام گرفته اند و آن عزيز دوران را الگو قرار داده اند. و باز هم تصادفي نيست كه بزرگترين ضدصهيونيستي در جهان عرب كه توانست ارتش اشغالگر را از لبنان اخراج كند , حزب الله لبنان بود.
البته در دنياي عرب و حتي در كشورهاي حاشيه جنوبي خليج فارس هم هستند عقلاي كار آشنا و هوشمندي كه مي دانند انقلابيون مسلمان نه تنها فخر ايران , بلكه حتي فخر عرب و فخر دنياي اسلام هستند و براي وحدت امت اسلامي و يدواحده ساختن شيعه و سني تلاش مي كنند.
افسوس كه برخي جهال , به انديشمندان دلسوز در دنياي عرب و دنياي اسلام فرصت نمي دهند كه به مصالح دنياي عرب و دنياي اسلام عمل كنند و با تغيير نامها و اتخاذ تصميمات خصومت آميز , ماموريت دارند آب را به آسياب دشمنان اسلام بريزند. متاسفانه پادوهاي استعمار يكبار ديگر ميدان دار شده اند و مصمم هستند در برابر نهضت بيداري جهان اسلام بايستند. اين نكته اگرچه براي همه مسلمانان مايه تاسف و رنج است ولي براي دشمنان اسلام , بزرگترين امتياز محسوب مي شود كه جهال , يكبار ديگر براي تفرقه افكني اعلام آمادگي كرده اند!
شوراي همكاري خليج فارس در سال 1360 به منظور ايجاد هماهنگي ميان شيخ نشيني هاي خليج فارس در جهت ارائه كمك به رژيم متجاوز صدام در جنگ عليه جمهوري اسلامي ايران به وجود آمد
اگر بخواهيم تاريخچه پرننگ و رسوائي شوراي همكاري خليج فارس را در يك جمله خلاصه كنيم بايد بگوئيم اين شورا , در واقع « شوراي همكاري با صدام » بود.
شوراي همكاري در طول دوران اشغال كويت توسط صدام , حتي يك جلسه اضطراري هم تشكيل نداد و از صدور يك بيانيه در حمايت از كويت هم امتناع كرد , حال آنكه برروي كاغذ , فلسفه وجودي اين شورا به عنوان مجمعي براي دفاع از كشورهاي عضو در برابر تجاوز خارجي تعريف شده است
امروزه اشغالگران عراق سعي دارند بناي سياسي آينده منطقه را برمبناي خصومت با ايران پايه ريزي كنند
اين براي شيوخ منطقه بسيار شرم آور است كه عليرغم شكست در سرمايه گذاري قبلي عليه ايران , دوباره براي سرمايه گذاري جديدي در همين زمينه وسوسه شوند
حاميان ديروز صدام در منطقه , امروز ماموريت يافته اند يك « هلال ضد انقلاب اسلامي » را از لبنان گرفته تا پشت مرزهاي چين تشكيل دهند كه سازماندهي آن در اختيار اشرار آمريكائي و انگليسي قرار دارد
جاي تعجب است كه شيوخ منطقه عليرغم وجود كارنامه سياهي كه در حمايت از صدام دارند و طرف شكست خورده تحولات 25 ساله اخير بوده اند , همچنان براي تكرار همان نقش وسوسه شده اند
رمز خصومت اشرار آمريكائي و انگليسي عليه شيعيان اينست كه « بيداري شيعه » تنها مانع تثبيت سلطه استكبار در قلب منطقه نفت خيز جهان اسلام است

ديدار محبوب


با عجله آماده مي شدم كه به موقع در محل « قرار » حاضر باشم . خيلي خوشحال بودم , سر از پا نمي شناختم . فرصت ديگري پيش آمده بود بايد به نحو احسن از اين فرصت استفاده مي كردم .
تصميم داشتم همه چيز را برايش بگويم اگر چه او از همه چيز خبر داشت ولي لازم بود من هم بي پرده با او صحبت كنم ولي حيا و شرم به من چنين اجازه اي نمي داد. حتي جرات نداشتم سرم را بالا بياورم . اين بار بايد آرام تر صحبت كنم با اين همه نمي توانستم و ترديد داشتم زيرا كه اصلا حرف حسابي برايش نداشتم « چه جور بگم اون خيلي با دقت و با هيبته ! »
البته براي هر چيز برنامه اش مشخص و قانون خودش را داره و محكم وجدي و ردخور نداره با اينكه با صراحت حرفهاشو زده ولي من غفلت مي كردم و گاهي هم اصلا حرفهاشو نمي فهميدم .
بالاخره تصميم رو گرفتم و دلم رو زدم به دريا لباسهاي نو و تميزم رو پوشيدم و خودم رو معطر كردم , الهي به اميد تو گفتم و با خوشحالي هر چه تمامتر به طرف وعده گاه راه افتادم . هنوز چند قدمي نرفته بود كه يادم آمد دستم خاليه ! سرم سوت كشيد , حيران و گيج , آس و پاس ! چه كنم مگه ميشه چيزي همراه نداشت . به سرعت جيبهامو گشتم وقتي دستم به « شاهد خاموشي » (1 ) كه سوغاتي كربلاست و هميشه همراهمه خورد , آرام شدم و فكر كردم كه شايد اون كفايت كنه چون كسي بيچاره تر از من نيست .
سر و وضعم را مرتب كردم به راه خودم ادامه دادم .لابد فكر مي كنيد يه كنج خلوتي را انتخاب كردم ! ولي بايد بدانيد كه ديدار ما يه چيز ديگه اي , اون دوست داره محله هميشه شلوغ باشه , اصلا خودموني خيلي هم خوشش مي آد. من كه سرم پائينه و سري تو سرها ندارم چه جوري تو جمع باشم
آن گوشه و كنار برام بد نيست , اون دست داره كه من اول وقت آنجا باشيم ولي چون خيلي مهربونه منتظرم مي مونه .
ديگه چيزي نمانده , دارم مي رسم به طرفش نگاه مي كنم , وقتي شنيدم همه صداش كردند من هم صداش زدم و آن وسط ها گم شدم . « قد قامت الصلوه »
خليل آقامحمد
پاورقي :
1 ـ شاهد خاموش منظور تربت پاك امام حسين (ع ) است كه بنا به آيه 4 سوره مباركه زلزال شهادت خواهد داد.

نجواي قلم


حسين صنعت پوراميري
افراد يك دنده معمولا خيلي كند پيشرفت مي كنند.
جواني , گل سرسبد زندگي است .
گناه , قلم شيطان است كه صفحه دل را سياه مي كند.
نفس اماره , همسايه ديوار به ديوار شيطان است .
معمولا تنگدستان , سرمايه تواضع دارند و توانمندان گرفتار فقر تكبرند.
هر كه از چشمه شور حرص نوشيد , عطش او مضاعف شد.
درد عشق , درمان محض است .
لبخند , گل خوشبوي محمدي است .
اگر به باطل دست ندهيم , پايمان در راه حق نمي لنگد.
از دندان طمع , هميشه خون مي چكد.
گناه كردن , سواري دادن شيطان برروي دوش دل است .
سكوت , آبشار انديشه است .
داستان كوتاه زندگي , با مرگ تبديل به داستان بلند مي شود.
عبرت , كتابي است كه انسان , هميشه نياز به مطالعه آن دارد.
غفلت , جيب بر حرفه اي است كه طلاي وقت را سرقت مي كند.
وقتي باطري اميد ضعيف باشد , چراغ زندگي كم سو مي شود.
افتادگي , نشانه بلندي و بزرگواري انسان است .
در جاده خيرات , تابلوي سبقت ممنوع وجود ندارد.
منيت , آفت روح است .
وقت گذراني , اسراف عمر است .
حسين صنعت پوراميري