بسم الله الرحمن الرحيم
اين جمله عرشي و بلند از مولاي متقيان اميرالمومنين علي
عليه السلام منقول است كه : « ما اكثرالعبر و اقل الاعتبار » چه
بسيار است وسيله پندآموز و چه كميابند كساني كه از اينهمه
واقعيت هاي عبرت انگيز و پندآموز , عبرت بگيرند.
بعد از انتخابات دوم خرداد 1376 كه به رئيس جمهور شدن
آقاي خاتمي منجر شد , دو نكته بطور مرتب توسط كساني كه نام
خود را اصلاح طلب گذاشته بودند تكرار ميشد. اول آنكه
مخالفان دوم خرداد بايد از حماسه دوم خرداد درس بگيرند و
دوم آنكه مردم به افكار و نقطه نظرات ما راي داده اند و آنچه ما
ميگوئيم بايد تحقق يابد.
همان زمان كاملا مشخص بود كه اين هر دو مطلب از روي
غرور و مستي پيروزي , اظهار ميشوند و هر دو انحرافي هستند.
در عين حال در اين نكته نيز ترديد نبود كه مخالفان بايد با
انحراف دوم مبارزه كنند و در مطلب اول تامل نمايند تا در زمان
مقتضي , خودشان دچار انحراف نشوند.
اين طرز فكر كه مردم به افكار و نقطه نظرات ما راي داده اند و
آنجه ما ميگوئيم بايد تحقق يابد , كاملا برخلاف واقع بود و اگر
مدعيان اين سخن به آن معتقد بودند واقعا در جهل مركب بودند.
البته بعيد نيست كه آنها خود ميدانستند كه سخن ناروائي
مي گويند ولي درصدد بودند از شرايط فراهم آمده حداكثر
بهره برداري را براي تحكيم قدرت خود بعمل آورند. از قضا ,
همين طمعكاري و زياده خواهي موجب سقوط آنها شد و زمينه
را براي قدرت يافتن مجدد رقيب فراهم ساخت .
واقعيت اينست كه مردم وقتي در انتخابات شركت مي كنند و
به شخص يا جرياني راي ميدهند , هدفشان اينست كه آن شخص
يا جريان به آنچه در قانون اساسي آمده عمل نمايد. ترجيح دادن
اين شخص يا جريان بر ديگران به اين دليل است كه راي
دهندگان تصور مي كنند او بهتر از بقيه ميتواند به قانون عمل كند
و مصالح كشور و ملت را در چارچوب قانون اساسي تامين
نمايد. فلسفه انتخابات نيز همين است و اصولا چنين وظيفه اي
در قوانين بويژه قانون اساي تصريح شده و هر تصوري غير از
اين خطاست .
متاسفانه جريان موسوم به اصلاح طلب حاضر نشد به اين
واقعيت تن دردهد. همين زياده خواهي موجب شد اين جريان از
چشم مردم بيفتد و جريان رقيب در انتخابات شوراي شهر و
مجلس هفتم به پيروزي برسد.
درست در همين مقطع است كه مشخص ميشود سخن ديگر
جريان موسوم به اصلاح طلب كه ميگفت مخالفان بايد از حماسه
دوم خرداد درس بگيرند , آيا به گوش رقيب رفته است يا نه
مدعيان اصلاح طلبي از اين جمله درصدد مرعوب ساختن رقيب
و وادار كردن مخالفان به خارج شدن از صحنه بودند تا تمام
قدرت را خود دردست بگيرند و انحصارطلبي كنند. اما جريان
مقابل مي بايست با تامل در كلام مولاي متقيان كه « ما اكثرالعبر
واقل الاعتبار » از اين واقعه عبرت ميگرفت و در عملكرد خود
بازنگري مي كرد و در يك كارگاه معنوي به خودسازي روحي
مي پرداخت و آنچنان بازسازي ميشد كه وقتي دوباره به عرصه
قدرت برمي گردد , ديگر اشتباهات گذشته خود را و اشتباهات
جريان مدعي اصلاح طلبي را تكرار نكند تا بتواند به درستي در
خدمت مردم و انقلاب و نظام باشد و اشتياق مردم را به خود هر
روز افزايش دهد. اما صد حيف كه چنين نشد و از هم اكنون
پيداست كه اين جريان از شكست فاحش خود در خرداد 76 و
شكست فاحش جريان موسوم به اصلاح طلب در انتخابات
مجلس هفتم درس نگرفته است !
شايد با صراحت و بي پرده بيان كردن اين واقعيت بتواند به
دوستان اصولگرا براي درك آنچه اكنون از آن غافلند كمك كند كه
حداقل 95 درصد از كساني كه مثلا در تهران به فهرستي كه نام
شما در آن بود راي دادند شما را نميشناختند , از سابقه شما
بي اطلاع بودند , نميدانستند به چه كاري مشغول هستيد و به چه
چيزهائي فكر مي كنيد و حتي قبل از انتشار اوراق تبليغاتي تان , با
قيافه شما نيز آشنا نبودند و همين حالا هم كه چند ماه است در
مجلس حضور داريد چهره هاي شماها را به درستي در ذهن
ندارند و از همديگر تشخيصتان نميدهند. غير از سه چهار نفر ,
بقيه كساني كه در فهرست تهران بوديد , داراي چنين وضعيتي
بوديد و هستيد. البته ناشناخته بودنتان به معني امتياز منفي براي
شما نيست ولي به اين معني است كه مردم به شما به عنوان
شخص راي نداده اند بلكه دليل يا دلايل ديگري راي داده اند. هنر
شما بايد اين باشد كه اين دليل يا دلايل را بدست بياوريد تا
وظيفه خود را به درستي تشخيص دهيد و براساس آن عمل كنيد
تا مثل مجلس ششمي ها دچار لغزش نشويد.
مردم از بي ريشي آن دسته از مجلس ششمي ها كه بجاي
خدمت كردن , دعوا و جنجال به پا مي كردند خسته نشده بودند
كه به شما روي آوردند , بلكه از بي ريشه بودن آنها به تنگ آمده
بودند. پيام اين واقعيت به شما اينست كه مردم از شما ميخواهند
ثابت كنيد تفاوت شما با آنها فقط اين نيست كه شما « ريش »
داريد بلكه تفاوت در اينست كه شما « ريشه » داريد. ريشه دار
بودن خود را شما فقط از اين طريق ميتوانيد به اثبات برسانيد كه
بجاي دعوا و جنجال و به اين و آن پريدن و عيبجوئي كردن , به
كار و خدمت مشغول هستيد. وقتي شما بخاطر تصرف كرسي
رياست جمهوري توسط افراد مورد نظر جريان خودتان حاصر
ميشويد خدمات ديگران را ناديده بگيريد و تلاش كنيد بزرگترها
را زير سئوال ببريد , اولين و بدترين چيزي كه در ذهن مردم
تداعي ميشود همان چيزي است كه از مجلس ششم ديدند.
درسي كه شما بايد از مدعيان اصلاح طلبي بگيريد اينست كه مثل
آنها براي قدرت , تشنگي نشان ندهيد بلكه با همه كس با سعه
صدر برخورد كنيد و دنيا را آنقدر تنگ نبينيد كه فكر كنيد فقط
خودتان در آن جا ميگيريد و براي ديگران جائي در آن
نيست .
براي شكل گرفتن مجلس هفتم زحمات زيادي كشيده شده
است . براي آمدن شما به مجلس هفتم و تكيه زدنتان بر كرسي هاي
خانه ملت تلاش هاي فراواني شده است , حتي همانكس كه شما
كارنامه او را غافلانه زير سئوال مي بريد , سهم زيادي در شكل
گرفتن اين مجلس و حضور شما در آن دارد. اين مهم با اتحاد و
همدلي و هماهنگي تحقق يافته است . نبايد اجازه بدهيد غفلت و
غرور و مستي از باده قدرت , شما را به موضعگيري عليه اركان
نظام وادار كند و بعضي ها با توپخانه تبليغاتي برخاسته از
كينه توزي هاي خود , شما را به اين اقدام غافلانه و بشدت زيانبار
تشويق كنند و عده اي نيز در داخل و خارج براي شما كف بزنند و
متاسفانه بعضي ديگر كه جايگاه قانوني آنها ايجاب مي كند شما
را ناصحانه از خواب غفلت بيدار كنند , نام اين كار شما را انتقاد
بگذارند و به شما حق بدهند!
همين سخنان شما به روشني نشان داد كه شما به الگو گرفتن
از بزرگترها بشدت نيازمند هستيد. پس خوبست از رهبر معظم
انقلاب الگو بگيريد كه همواره انگشت گذاشتن برروي نقاط
مثبت و توصيه كردن به ديگران براي پيروي از اين سيره را بر
بزرگنمائي نقاط منفي ترجيح ميدهند. هدف اين مقاله بهيچوجه
اين نيست كه بگويد عملكرد مسئولين گذشته بي عيب و نقص
است و يا كسي از مسئولين , چه گذشته و چه حال , مطلق است .
قطعا چنين قضاوتي درست نيست و قطعا همه داراي ضعف هائي
هستند و هستيم . هدف اينست كه تاكيد كنيم اولا قضاوت درباره
افراد را براساس جمع بندي عملكرد آنها مبتني كنيد و ثانيا روشي
را در پيش نگيريد كه افكار عمومي شما را به سواستفاده از
امكانات و جايگاه مجلس , كه خانه ملت و محل خدمت است , و
تبديل آن به پايگاهي براي قدرت طلبي متهم نمايد. هنر شما در
اين نيست كه براي تثبيت خود و جريان خود , به اركان نظام
پرخاش كنيد. نتيجه اين كار زير سئوال رفتن خودتان است . هنر
شما اينست كه هر وقت سخن ميگوئيد به موكلان خود ثابت كنيد
كه قدرت جمع بندي عملكردها را داريد و برخلاف رقباي مدعي
اصلاح طلبي خود , كه در آستانه انتخابات مجلس ششم با
هماهنگي راديوهاي بيگانه تا توانستند براي اثبات خود عليه
اركان نظام سمپاشي كردند , با سمپاشي عليه اركان نظام درصدد
كسب قدرت نيستيد. از اين پس هر وقت سخن ميگوئيد به اين
بيت بسيار عميق و پرمعناي شاعر جهان ديده و شيرين سخن
سعدي شيراز توجه داشته باشيد كه : تا مرد سخن نگفه باشد ـ
عيب و هنرش نهفته باشد.

|