السلام علي القائم المنتظر و العدل المشتهر » (1 )
عدالت در دو عرصه نظري و عملي نيازمند پژوهش و بررسي جدي
است . در عرصه نظري از ماهيت , مباني , ابعاد , شاخص ها , آثار , موانع و
راه كارها بايد گفت و گو كرد و در بعد عملي , بايد به شيوه هاي اجرا و نمونه ها
و مصاديق آن پراخت , همان كه امروزه به شهادت آمار و ارقام و آنچه خود
شاهد آنيم , سخت به آن محتاجيم .
به شهادت روايات و ادعيه فراوان و برخي رويدادهاي معتبر , مهدويت
و عدالت , قرين يكديگر و دو روي يك سكه اند , مهدي يعني عدالت و
عدالت همه جانبه و فراگير يعني مهدي . « يفرج الله بالمهدي عن الامه , يملا
قلوب العباد عباده و يسعهم عدله , به يمحق الله الكذب و يذهب الزمان
الكلب و يخرج ذل الرق من اعناقكم . » (2 )
خداوند بدست مهدي (عج ) از امت رفع گرفتاري مي كند , دل هاي بندگان
را با عبادت و اطاعت پر مي كند و عدالتش همه را فرا مي گيرد. خداوند
بوسيله او دروغ و دروغ گويي را نابود مي سازد , روح درندگي و ستيزه جويي
را از بين مي برد و ذلت بردگي را از گردن آنها برمي دارد.
« اذا قام مهدينا اهل البيت , قسم بالسويه و عدال بالرعيه , فمن اطاعه
فقد اطاع الله , و من عصاه فقد عصي الله » (3 )
چون مهدي ما اهل بيت قيام كند , مال را به طور مساوي تقسيم مي كند و
عدالت را در ميان رعيت اجرا مي كند. هر كس از او اطاعت كند , از خدا
اطاعت كرده است و هر كس او را نافرماني كند , خداي را نافرماني كرده
است .
« يحييها بالقائم (ع ) فيعدل فيها , فيحيي الارض بعد موتها بالظلم » (4 )
خداوند زمين را بوسيله قائم (عج ) زنده مي كند , پس عدالت را در آن به
اجرا درمي آورد و زمين را زنده مي سازد پس از آنكه بوسيله ستم مرده باشد.
آنچه از عدالت امام مهدي (ع ) و سيره عادلانه آن حضرت گفته اند ,
روايت است و آنچه از سيره پيامبر اكرم (ص ) و اميرالمومنين (ع ) و ديگر
امامان به دست ما رسيده است تحقق آن , بايد روايت را با درايت درآميخت
و با نمونه هاي محقق , ادعاها را فهم كرد و از تلاقي آنها , نور علي نور را به
ارمغان آورد. ما به جاي بحث از ماهيت عدالت و مباني , اهداف , ابعاد ,
شاخص ها و آثار كه در جاي ديگر به آنها پرداخته ايم , در اينجا از نمادها و
نمونه هاي آن در سيره رسول (ص ) و علي (ع ) سخن مي گوييم و به جاي
كنكاش در مباحث نظري و دعوا بر سر مباحث لغوي و ادبيات و مباحث كم
ثمر ديگر در جستجوي نمونه هاي عملي آن هستيم . اين گونه بحث كردن
علاوه بر اينكه كاربردي است , دستمايه اي است براي فهم بهتر بحث هاي
نظري
عدالت نبوي
سيره رسول اكرم (ص ) بهترين سيره هاست . به بيان « سفيان بن عيينه » به
درستي كه رسول خدا (ص ) ميزان اكبر است و همه چيز را بايد با خلق و
سيره و روش و راه و رسم او سنجيد و بدان عرضه نمود , اگر با آن موافق بود ,
حق است وچنانچه با آن مخالف بود , باطل است . » (5 ) همچنين
اميرالمومنين (ع ) در بيان مختصري , حضرتش را چنين معرفي مي كند :
« سيرته القصد , و سنته الرشد و كلامه الفصل و حكمه العدل » (6 ) پيامبر ,
خود عدل مجسم و آئينه تمام نماي آن است و در جاي جاي حياتش , تاكيد
فراواني بر عدالت دارد و مي فرمايد : « العدل ميزان الله في الارض فمن اخذه
قاده الي الجنه و من تركه ساقه الي النار » (7 ) عدل ميزان خدا در زمين است
هر كس آن را دريابد او را به بهشت رهبري مي كند و هر كس آن را رها نمايد به
جهنم سوقش مي دهد.
و در جاي ديگري مي فرمايد : يك ساعت عدالت ورزيدن بهتر از عبادت
يكساله اي است كه شب هايش به قيام و روزهايش به روزه بگذرد و ساعتي
جور در حكومت در نزد خداوند بدتر از گناهان شصت ساله
است . » (8 )
نمونه هاي عيني عدالت نبوي
صحيح مسلم از امام باقر(ع ) روايت مي كند كه فرمود : « ام سلمه » همسر
پيامبر , كنيزي داشت كه از اموال قبيله اي دزدي كرد. او را براي اجراي قانون
نزد پيامبر(ص ) آوردند. « ام سلمه » با آن حضرت سخن گفت و شفاعت كرد.
پيامبر به وي فرمود : « اي ام سلمه , اين حدي از حدود خداوند است كه
ضايع نمي گردد , آن گاه دست آن كنيز را بريد . » (9 )
در جايي مي بينيم كه امير مومنان (ع ) در نامه اي به معاويه , درباره
عدالت پيامبر(ص ) مي فرمايد : رسول خدا (ص ) چون كارزار سخت مي شد
و مردم پاي پس مي نهادند , اهل بيت خود را پيشاپيش لشكر قرار مي داد و
بدانان , يارانش را از سوزش نيزه ها و شمشيرها حفظ مي كرد . » (10 )
و بالاخره انس بن مالك از صحاب حضرت رسول (ص ) مي گويد : ده
سال خدمت رسول (ص ) همه كارهاي من چنان نمي آمد كه منتهي و مراد
رسول (ص ) بود. با وجود آن هرگز مرا از سر ضجرت كلمه اي نگفت و در
كاري كه نكردم چرا نكردي . (11 )
عدالت علوي
« السلام عليك يالله ميزان قسط الله ... و العدل الوفي ... فانت عين غيبه و
ميزان قسطه »
علي (ع ) پيشواي حق طلبان و عدالت خواهان , پس از رسول خدا(ص )
و برترين نمونه در اجراي عدالت است . ابن عباس در وصف عدالت او
مي گويد : در « ذي قار » بر امير مومنان (ع ) وارد شدم . آن حضرت مشغول پينه
زدن كفش خود بود. چون مرا ديد , فرمود : قيمت اين كفش چند است گفتم
بهايي ندارد. فرمود : به خدا سوگند اين كفش نزد من محبوب تر است از
حكومت بر شما , مگر آن كه حقي را برپا دارم يا باطلي را دفع كنم .
آن حضرت هدف تشكيل حكومت را در برپايي حق و عدل منحصر
مي داند , و مكرر فرموده كه اين امر موجب برپا شدن نشانه هاي دين و ظهور
دين داري , اصلاح كارها , فراهم شدن امنيت و آسايش ستمديدگان و عملي
شدن قوانين الهي است .
اين حقيقت به صورت هاي گوناگون در كلام نوراني پيشوايان عصمت و
طهارت آمده است . از جمله از اميرمومنان (ع ) نقل شده است : « عدل , نظام
بخش حكومت است » (12 )
« عدل نگهدارنده مردم است . » (13 )
« عدالت , جان مايه بزرگي است » (14 )
« عدالت قانوني همگاني و عمومي است » (15 )
نمونه هاي بسياري مي توان درزندگي سراسر عدالت آن بزرگوار برشمرد
كه ما در اين مقال به چند نمونه اشاره مي كنيم : از امام صادق (ع ) روايت شده
است كه مردي به منزل امير مومنان (ع ) آمد و چند روز در آنجا اقامت كرد.
آنگاه مرافعه اي را نزد آن حضرت مطرح كرد كه در چند روز گذشته مطرح
نكرده بود. حضرت فرمود : آيا تو طرف نزاع هستي گفت : آري , فرمود : از نزد
ما برو! زيرا رسول خدا(ص ) نهي كرده است كه از طرف نزاع , مهماني شود.
مگر اين كه طرف ديگر هم همراه او باشد . (16 )
در زمان خلافت آن حضرت مشاهده مي كنيم كه ايشان شخصا كارهاي
نمايندگان خود را زير نظر مي گرفت و بازرس هاي آشكار و مخفي بر آنها
مي گمارد. بعلاوه عموم مردم در كمال آزادي حق داشتند نقاط ضعف
نمايندگان را به امام برسانند. يكي از اين شكايات , شكايتي بود از نماينده
امام در فارس .
شكايت اين بود كه اين نماينده , ميان خويشاوندان خود با ساير مسلمين
فرق مي گذارد و به آنها سهم بيشتري مي دهد. آن مظهر عدالت به نماينده
خود هشدار داد و در نامه اي نوشت : « نبايد ميان تو و بستگانت و ساير
مسلمانان ذره اي فرق باشد . » (17 )
هنگامي كه به امير مومنان علي (ع ) ايراد مي گرفتند كه چرا اموال را به
طور مساوي تقسيم مي كني , مي فرمود : « اگر اين اموال ملك شخصي خودم
بود , به طور يكسان تقسيم مي كردم تا چه رسد كه اينها مال خدا و مربوط به
همه مردم است , بنابراين همه مردم در آن حق دارند » (18 )
حضرت علي (ع ) در خطبه 224 بيان جالبي درباره اهميت عدالت و فرار
از ظلم دارند و در همان خطبه مي فرمايد : « به خدا سوگند , اگر اقاليم هفتگانه
را به من دهند تا خدا را معصيت كنم در اينكه پوست جويي از دهان مورچه
بگيرم , حاضر نيستم , به خدا سوگند , اگر شب تا صبح به روي تيغ هاي تيز
مرا بغلطانند , براي من بهتر است از اينكه در پيشگاه خدا و رسول گرامي او
از ستمكاران محسوب شوم . »
نمونه ديگر از زندگي سراسر درس آن بزرگوار اينكه طلحه و زبير به
محضر امام اميرالمومنين رسيدند و گفتند « عمر » سهم ما را از ديگران بيشتر
مي داد و با اين جمله اشاره كردند كه شما هم سهم بيشتري به ما بدهيد.
حضرت فرمود : پيامبر چه به شما مي داد ساكت شدند و آن وقت فرمود آيا
پيامبر اسلام بين مسلمانان , مساوي تقسيم نمي كرد گفتند : آري .
امام فرمود : آيا من راه پيامبر را انتخاب كنم يا روش عمر را » گفتند البته
راه پيامبر را , امام فرمود پس چرا شما انتظار سهم بيشتري داريد
گفتند به خاطر اين كه ما هم سابقه بيشتري در اسلام آوردن داريم و هم
قرابت و نزديكي ما به پيامبر بيشتر است و نيز در سختي ها و مشكلات بيشتر
شركت كرده ايم .
امام فرمود : من در هر سه موضوع بر شما مقدم هستم زيرا قبل از شما به
پيامبر ايمان آورده ام , داماد و پسر عموي او هستم , از شما در جنگ ها بيشتر
شمشير كشيده ام , لكن به خدا سوگند , با اين همه امتيازات سهم من كه
رئيس حكومت اسلامي هستم با سهم اين كارگر كه در اين گوشه كار مي كند ,
يكسان است . (19 )
در جاي ديگر مي بينيم وقتي آن زني كه مرتكب فحشا شده بود , به
دادگاه حضرت علي (ع ) احضار شد , امام پس از بررسي كامل دستور داد
حكم خدا اجرا شود. قنبر كه از ياران حضرت بود , مسئول اجراي حكم شد
ولي از شدت عصبانيت , سه ضربه شلاق اضافه زد. همين كه امام از ماجرا
مطلع شد , شلاق را از او گرفت و قنبر را خوابانيد و همان سه ضربه شلاق
اضافي را به او زد . (20 )
حضرت امير در بيان چگونگي گسترش عدالت در دوران حكومت
خويش مي فرمايد : ما اصبح بالكوفه احد الا ناعما , ان ادناهم لياكل البر و
يجلس في الظل و يشرب من ما الفرات » (21 ) امروز هيچ كس در كوفه نيست
كه زندگي او ساماني نيافته باشد , پايين ترين افراد نان گندم مي خورند و خانه
دارند و از بهترين آب آشاميدني استفاده مي كنند. »
بنابراين عدالت از ديرباز و در تمامي قرون و اعصار و در دوران رسالت
تمام انبيا و اولياي الهي گمشده آدمي و حقيقتي غير قابل انكار بوده كه همه
انسان ها در زلال فطرت خود با آن آشنايند. عصر ظهور و حكومت مهدوي
نيز از اين قاعده مستثني نيست , بلكه عدالت واقعي به معناي كامل خود در
آن دوران به تحقق مي پيوندد.
مهدويت , استمرار حركت پيامبران و امامان است و اهداف آن , همان
اهداف انبيا و اولياي الهي است . مهدي ادامه محمد (ص ) و علي (ع ) و
فاطمه (س ) و حسين (ع ) و مهدويت استمرار نبوت وامامت است . مهدي
(ع ) علي زمانه و حجت دوران است . در روايات متعدد بيان شده كه سيره
مهدي (ع ) همان سيره محمد(ص ) و علي (ع ) است :
« يسير فيهم بسيره رسول الله و يعمل بينهم بعمله » (22 )
« المهدي يقفوا اثري لايخطي » (23 )
امام صادق (ع ) در پاسخ به پرسش از سيره امام مهدي (ع ) چنين فرمود :
« يصنع ما صنع رسول الله (ص ) يهدم ما كان قبله , كما هدم رسول الله (ص )
امر الجاهليه و يستانف الاسلام جديدا » (24 )
پاورقي :
1 ) مفاتيح الجنان , زيارت حضرت صاحب الامر (عج ) ص 969
2 ) غيبت شيخ طوسي , ص 114 , بحار الانوار , ج 51 , ص 75
3 ) بحارالانوار , ج 51 , ص 29 و ج 52 , ص 351
4 ) غيبت شيخ طوسي , ص 120 , الامام المهدي , ص 57
5 ) سيره نبوي , دلشاد تهراني
6 ) نهج البلاغه , خ 94
7 ) مستدرك الوسائل , ج 11 , ص 317
8 ) بحارالانوار , ج 75 , ص 352
9 ) صحيح مسلم , ج 11 , ص 187
10 ) نهج البلاغه , نامه 9
11 ) نهايه المسئول في روايه الرسول , ج 1 , ص 336
12 ) نهج البلاغه , خطبه 33
13 ) همان كلام 131
14 ) غرور الحكم , ج 1 , صفحه 40
15 ) همان ص 46
16 ) كافي , ج 7 , ص 413
17 ) نهج البلاغه عبده , جلد 3 , ص 76
18 ) نهج البلاغه , خطبه 126
19 ) بحارالانوار , ج 41 , ص 116
20 ) اصول عقايد , محسن قرائتي , ص 137
21 ) بحارالانوار , ج 41 , ص 105
22 ) الارشاد , شيخ مفيد , ص 391
23 ) منتخب الاثر , ص 491
24 ) بحارالانوار , ج 52 , ص 352
برگرفته از نوشته حجت الاسلام سيد مسعود پور سيد آقايي
به شهادت روايات , « مهدويت » و « عدالت » قرين يكديگرند و
دو روي يك سكه اند , مهدي (عج ) يعني عدالت و عدالت
فراگير يعني مهدي (عج )

|
چهل حديث مهدوي ـ 2
|
يكي ديگر از كتاب هايي كه با موضوع اربعين حديث
مهدوي چاپ و منتشر شده , كتاب « چهل حديث در شناخت
امام زمان » است . اين كتاب توسط گروه تحقيقاتي انتشارات
« دليل ما » تهيه و منتشر شده و چاپ دوم اين كتاب در بهار
سال 82 در 48 صفحه رقعي صورت گرفته است
.
احاديث , پشت سر هم نقل شده و با ارقام يك تا چهل از
هم جدا شده است . متن احاديث با اعراب گذاري كامل و
ترجمه آن ها پس از آن , آمده است .
استنباط و نتيجه گيري از احاديث در دو يا چند بند , به
تفكيك , با علامت ذيل هر حديث آمده است .
بررسي و تداوم مطالعه احاديث مربوط به زمان غيبت
امام عصر عجل الله فرجه سبب قوت قلب مومنان در راه صحيح
و درست امام زمان عليه السلام مي باشد.
اينك به بيست و دومين حديث توجه مي كنيم :
عن محمدبن مسلم قال : سمعت ابا عبدالله عليه السلام
يقول : ان بلغكم عن صاحب هذا الامر غيبه فلا تنكروها(1 ) .
محمدبن مسلم گفت : از حضرت صادق عليه السلام شنيدم
كه مي فرمودند : اگر از صاحب اين امر غيبتي رسيد شما را ـ
معترض به آن نشده و ـ انكارش نكنيد.
اكنون همان زمان است و ما مبتلا به غيبت امام زمان
حضرت مهدي (عليه السلام ) شده ايم , نكند طول غيبت آن
حضرت خللي در عقيده ما وارد كند.
در زمان غيبت , هيچكس مجاز نيست امامت و ولايت
آن ولي اعظم « ارواحنا فداه » را انكار كند.
ـــــــ
1 ـ اصول كافي , ج 1 , ص 338 , حديث .10

| |