روزنامه جمهوري اسلامي 10/10/1383 صفحه مقالات

عدالت مهدوي , استمرار عدالت نبوي و علوي
چهل حديث مهدوي ـ 2
عدالت مهدوي , استمرار عدالت نبوي و علوي


السلام علي القائم المنتظر و العدل المشتهر » (1 )
عدالت در دو عرصه نظري و عملي نيازمند پژوهش و بررسي جدي است . در عرصه نظري از ماهيت , مباني , ابعاد , شاخص ها , آثار , موانع و راه كارها بايد گفت و گو كرد و در بعد عملي , بايد به شيوه هاي اجرا و نمونه ها و مصاديق آن پراخت , همان كه امروزه به شهادت آمار و ارقام و آنچه خود شاهد آنيم , سخت به آن محتاجيم .
به شهادت روايات و ادعيه فراوان و برخي رويدادهاي معتبر , مهدويت و عدالت , قرين يكديگر و دو روي يك سكه اند , مهدي يعني عدالت و عدالت همه جانبه و فراگير يعني مهدي . « يفرج الله بالمهدي عن الامه , يملا قلوب العباد عباده و يسعهم عدله , به يمحق الله الكذب و يذهب الزمان الكلب و يخرج ذل الرق من اعناقكم . » (2 )
خداوند بدست مهدي (عج ) از امت رفع گرفتاري مي كند , دل هاي بندگان را با عبادت و اطاعت پر مي كند و عدالتش همه را فرا مي گيرد. خداوند بوسيله او دروغ و دروغ گويي را نابود مي سازد , روح درندگي و ستيزه جويي را از بين مي برد و ذلت بردگي را از گردن آنها برمي دارد.
« اذا قام مهدينا اهل البيت , قسم بالسويه و عدال بالرعيه , فمن اطاعه فقد اطاع الله , و من عصاه فقد عصي الله » (3 )
چون مهدي ما اهل بيت قيام كند , مال را به طور مساوي تقسيم مي كند و عدالت را در ميان رعيت اجرا مي كند. هر كس از او اطاعت كند , از خدا اطاعت كرده است و هر كس او را نافرماني كند , خداي را نافرماني كرده است .
« يحييها بالقائم (ع ) فيعدل فيها , فيحيي الارض بعد موتها بالظلم » (4 )
خداوند زمين را بوسيله قائم (عج ) زنده مي كند , پس عدالت را در آن به اجرا درمي آورد و زمين را زنده مي سازد پس از آنكه بوسيله ستم مرده باشد.
آنچه از عدالت امام مهدي (ع ) و سيره عادلانه آن حضرت گفته اند , روايت است و آنچه از سيره پيامبر اكرم (ص ) و اميرالمومنين (ع ) و ديگر امامان به دست ما رسيده است تحقق آن , بايد روايت را با درايت درآميخت و با نمونه هاي محقق , ادعاها را فهم كرد و از تلاقي آنها , نور علي نور را به ارمغان آورد. ما به جاي بحث از ماهيت عدالت و مباني , اهداف , ابعاد , شاخص ها و آثار كه در جاي ديگر به آنها پرداخته ايم , در اينجا از نمادها و نمونه هاي آن در سيره رسول (ص ) و علي (ع ) سخن مي گوييم و به جاي كنكاش در مباحث نظري و دعوا بر سر مباحث لغوي و ادبيات و مباحث كم ثمر ديگر در جستجوي نمونه هاي عملي آن هستيم . اين گونه بحث كردن علاوه بر اينكه كاربردي است , دستمايه اي است براي فهم بهتر بحث هاي نظري
عدالت نبوي
سيره رسول اكرم (ص ) بهترين سيره هاست . به بيان « سفيان بن عيينه » به درستي كه رسول خدا (ص ) ميزان اكبر است و همه چيز را بايد با خلق و سيره و روش و راه و رسم او سنجيد و بدان عرضه نمود , اگر با آن موافق بود , حق است وچنانچه با آن مخالف بود , باطل است . » (5 ) همچنين اميرالمومنين (ع ) در بيان مختصري , حضرتش را چنين معرفي مي كند : « سيرته القصد , و سنته الرشد و كلامه الفصل و حكمه العدل » (6 ) پيامبر , خود عدل مجسم و آئينه تمام نماي آن است و در جاي جاي حياتش , تاكيد فراواني بر عدالت دارد و مي فرمايد : « العدل ميزان الله في الارض فمن اخذه قاده الي الجنه و من تركه ساقه الي النار » (7 ) عدل ميزان خدا در زمين است هر كس آن را دريابد او را به بهشت رهبري مي كند و هر كس آن را رها نمايد به جهنم سوقش مي دهد.
و در جاي ديگري مي فرمايد : يك ساعت عدالت ورزيدن بهتر از عبادت يكساله اي است كه شب هايش به قيام و روزهايش به روزه بگذرد و ساعتي جور در حكومت در نزد خداوند بدتر از گناهان شصت ساله است . » (8 )
نمونه هاي عيني عدالت نبوي
صحيح مسلم از امام باقر(ع ) روايت مي كند كه فرمود : « ام سلمه » همسر پيامبر , كنيزي داشت كه از اموال قبيله اي دزدي كرد. او را براي اجراي قانون نزد پيامبر(ص ) آوردند. « ام سلمه » با آن حضرت سخن گفت و شفاعت كرد. پيامبر به وي فرمود : « اي ام سلمه , اين حدي از حدود خداوند است كه ضايع نمي گردد , آن گاه دست آن كنيز را بريد . » (9 )
در جايي مي بينيم كه امير مومنان (ع ) در نامه اي به معاويه , درباره عدالت پيامبر(ص ) مي فرمايد : رسول خدا (ص ) چون كارزار سخت مي شد و مردم پاي پس مي نهادند , اهل بيت خود را پيشاپيش لشكر قرار مي داد و بدانان , يارانش را از سوزش نيزه ها و شمشيرها حفظ مي كرد . » (10 )
و بالاخره انس بن مالك از صحاب حضرت رسول (ص ) مي گويد : ده سال خدمت رسول (ص ) همه كارهاي من چنان نمي آمد كه منتهي و مراد رسول (ص ) بود. با وجود آن هرگز مرا از سر ضجرت كلمه اي نگفت و در كاري كه نكردم چرا نكردي . (11 )
عدالت علوي
« السلام عليك يالله ميزان قسط الله ... و العدل الوفي ... فانت عين غيبه و ميزان قسطه »
علي (ع ) پيشواي حق طلبان و عدالت خواهان , پس از رسول خدا(ص ) و برترين نمونه در اجراي عدالت است . ابن عباس در وصف عدالت او مي گويد : در « ذي قار » بر امير مومنان (ع ) وارد شدم . آن حضرت مشغول پينه زدن كفش خود بود. چون مرا ديد , فرمود : قيمت اين كفش چند است گفتم بهايي ندارد. فرمود : به خدا سوگند اين كفش نزد من محبوب تر است از حكومت بر شما , مگر آن كه حقي را برپا دارم يا باطلي را دفع كنم .
آن حضرت هدف تشكيل حكومت را در برپايي حق و عدل منحصر مي داند , و مكرر فرموده كه اين امر موجب برپا شدن نشانه هاي دين و ظهور دين داري , اصلاح كارها , فراهم شدن امنيت و آسايش ستمديدگان و عملي شدن قوانين الهي است .
اين حقيقت به صورت هاي گوناگون در كلام نوراني پيشوايان عصمت و طهارت آمده است . از جمله از اميرمومنان (ع ) نقل شده است : « عدل , نظام بخش حكومت است » (12 )
« عدل نگهدارنده مردم است . » (13 )
« عدالت , جان مايه بزرگي است » (14 )
« عدالت قانوني همگاني و عمومي است » (15 )
نمونه هاي بسياري مي توان درزندگي سراسر عدالت آن بزرگوار برشمرد كه ما در اين مقال به چند نمونه اشاره مي كنيم : از امام صادق (ع ) روايت شده است كه مردي به منزل امير مومنان (ع ) آمد و چند روز در آنجا اقامت كرد. آنگاه مرافعه اي را نزد آن حضرت مطرح كرد كه در چند روز گذشته مطرح نكرده بود. حضرت فرمود : آيا تو طرف نزاع هستي گفت : آري , فرمود : از نزد ما برو! زيرا رسول خدا(ص ) نهي كرده است كه از طرف نزاع , مهماني شود. مگر اين كه طرف ديگر هم همراه او باشد . (16 )
در زمان خلافت آن حضرت مشاهده مي كنيم كه ايشان شخصا كارهاي نمايندگان خود را زير نظر مي گرفت و بازرس هاي آشكار و مخفي بر آنها مي گمارد. بعلاوه عموم مردم در كمال آزادي حق داشتند نقاط ضعف نمايندگان را به امام برسانند. يكي از اين شكايات , شكايتي بود از نماينده امام در فارس .
شكايت اين بود كه اين نماينده , ميان خويشاوندان خود با ساير مسلمين فرق مي گذارد و به آنها سهم بيشتري مي دهد. آن مظهر عدالت به نماينده خود هشدار داد و در نامه اي نوشت : « نبايد ميان تو و بستگانت و ساير مسلمانان ذره اي فرق باشد . » (17 )
هنگامي كه به امير مومنان علي (ع ) ايراد مي گرفتند كه چرا اموال را به طور مساوي تقسيم مي كني , مي فرمود : « اگر اين اموال ملك شخصي خودم بود , به طور يكسان تقسيم مي كردم تا چه رسد كه اينها مال خدا و مربوط به همه مردم است , بنابراين همه مردم در آن حق دارند » (18 )
حضرت علي (ع ) در خطبه 224 بيان جالبي درباره اهميت عدالت و فرار از ظلم دارند و در همان خطبه مي فرمايد : « به خدا سوگند , اگر اقاليم هفتگانه را به من دهند تا خدا را معصيت كنم در اينكه پوست جويي از دهان مورچه بگيرم , حاضر نيستم , به خدا سوگند , اگر شب تا صبح به روي تيغ هاي تيز مرا بغلطانند , براي من بهتر است از اينكه در پيشگاه خدا و رسول گرامي او از ستمكاران محسوب شوم . »
نمونه ديگر از زندگي سراسر درس آن بزرگوار اينكه طلحه و زبير به محضر امام اميرالمومنين رسيدند و گفتند « عمر » سهم ما را از ديگران بيشتر مي داد و با اين جمله اشاره كردند كه شما هم سهم بيشتري به ما بدهيد. حضرت فرمود : پيامبر چه به شما مي داد ساكت شدند و آن وقت فرمود آيا پيامبر اسلام بين مسلمانان , مساوي تقسيم نمي كرد گفتند : آري .
امام فرمود : آيا من راه پيامبر را انتخاب كنم يا روش عمر را » گفتند البته راه پيامبر را , امام فرمود پس چرا شما انتظار سهم بيشتري داريد
گفتند به خاطر اين كه ما هم سابقه بيشتري در اسلام آوردن داريم و هم قرابت و نزديكي ما به پيامبر بيشتر است و نيز در سختي ها و مشكلات بيشتر شركت كرده ايم .
امام فرمود : من در هر سه موضوع بر شما مقدم هستم زيرا قبل از شما به پيامبر ايمان آورده ام , داماد و پسر عموي او هستم , از شما در جنگ ها بيشتر شمشير كشيده ام , لكن به خدا سوگند , با اين همه امتيازات سهم من كه رئيس حكومت اسلامي هستم با سهم اين كارگر كه در اين گوشه كار مي كند , يكسان است . (19 )
در جاي ديگر مي بينيم وقتي آن زني كه مرتكب فحشا شده بود , به دادگاه حضرت علي (ع ) احضار شد , امام پس از بررسي كامل دستور داد حكم خدا اجرا شود. قنبر كه از ياران حضرت بود , مسئول اجراي حكم شد ولي از شدت عصبانيت , سه ضربه شلاق اضافه زد. همين كه امام از ماجرا مطلع شد , شلاق را از او گرفت و قنبر را خوابانيد و همان سه ضربه شلاق اضافي را به او زد . (20 )
حضرت امير در بيان چگونگي گسترش عدالت در دوران حكومت خويش مي فرمايد : ما اصبح بالكوفه احد الا ناعما , ان ادناهم لياكل البر و يجلس في الظل و يشرب من ما الفرات » (21 ) امروز هيچ كس در كوفه نيست كه زندگي او ساماني نيافته باشد , پايين ترين افراد نان گندم مي خورند و خانه دارند و از بهترين آب آشاميدني استفاده مي كنند. »
بنابراين عدالت از ديرباز و در تمامي قرون و اعصار و در دوران رسالت تمام انبيا و اولياي الهي گمشده آدمي و حقيقتي غير قابل انكار بوده كه همه انسان ها در زلال فطرت خود با آن آشنايند. عصر ظهور و حكومت مهدوي نيز از اين قاعده مستثني نيست , بلكه عدالت واقعي به معناي كامل خود در آن دوران به تحقق مي پيوندد.
مهدويت , استمرار حركت پيامبران و امامان است و اهداف آن , همان اهداف انبيا و اولياي الهي است . مهدي ادامه محمد (ص ) و علي (ع ) و فاطمه (س ) و حسين (ع ) و مهدويت استمرار نبوت وامامت است . مهدي (ع ) علي زمانه و حجت دوران است . در روايات متعدد بيان شده كه سيره مهدي (ع ) همان سيره محمد(ص ) و علي (ع ) است :
« يسير فيهم بسيره رسول الله و يعمل بينهم بعمله » (22 )
« المهدي يقفوا اثري لايخطي » (23 )
امام صادق (ع ) در پاسخ به پرسش از سيره امام مهدي (ع ) چنين فرمود : « يصنع ما صنع رسول الله (ص ) يهدم ما كان قبله , كما هدم رسول الله (ص ) امر الجاهليه و يستانف الاسلام جديدا » (24 )
پاورقي :
1 ) مفاتيح الجنان , زيارت حضرت صاحب الامر (عج ) ص 969
2 ) غيبت شيخ طوسي , ص 114 , بحار الانوار , ج 51 , ص 75
3 ) بحارالانوار , ج 51 , ص 29 و ج 52 , ص 351
4 ) غيبت شيخ طوسي , ص 120 , الامام المهدي , ص 57
5 ) سيره نبوي , دلشاد تهراني
6 ) نهج البلاغه , خ 94
7 ) مستدرك الوسائل , ج 11 , ص 317
8 ) بحارالانوار , ج 75 , ص 352
9 ) صحيح مسلم , ج 11 , ص 187
10 ) نهج البلاغه , نامه 9
11 ) نهايه المسئول في روايه الرسول , ج 1 , ص 336
12 ) نهج البلاغه , خطبه 33
13 ) همان كلام 131
14 ) غرور الحكم , ج 1 , صفحه 40
15 ) همان ص 46
16 ) كافي , ج 7 , ص 413
17 ) نهج البلاغه عبده , جلد 3 , ص 76
18 ) نهج البلاغه , خطبه 126
19 ) بحارالانوار , ج 41 , ص 116
20 ) اصول عقايد , محسن قرائتي , ص 137
21 ) بحارالانوار , ج 41 , ص 105
22 ) الارشاد , شيخ مفيد , ص 391
23 ) منتخب الاثر , ص 491
24 ) بحارالانوار , ج 52 , ص 352
برگرفته از نوشته حجت الاسلام سيد مسعود پور سيد آقايي
به شهادت روايات , « مهدويت » و « عدالت » قرين يكديگرند و دو روي يك سكه اند , مهدي (عج ) يعني عدالت و عدالت فراگير يعني مهدي (عج )

چهل حديث مهدوي ـ 2


يكي ديگر از كتاب هايي كه با موضوع اربعين حديث مهدوي چاپ و منتشر شده , كتاب « چهل حديث در شناخت امام زمان » است . اين كتاب توسط گروه تحقيقاتي انتشارات « دليل ما » تهيه و منتشر شده و چاپ دوم اين كتاب در بهار سال 82 در 48 صفحه رقعي صورت گرفته است .
احاديث , پشت سر هم نقل شده و با ارقام يك تا چهل از هم جدا شده است . متن احاديث با اعراب گذاري كامل و ترجمه آن ها پس از آن , آمده است .
استنباط و نتيجه گيري از احاديث در دو يا چند بند , به تفكيك , با علامت ذيل هر حديث آمده است .
بررسي و تداوم مطالعه احاديث مربوط به زمان غيبت امام عصر عجل الله فرجه سبب قوت قلب مومنان در راه صحيح و درست امام زمان عليه السلام مي باشد.
اينك به بيست و دومين حديث توجه مي كنيم :
عن محمدبن مسلم قال : سمعت ابا عبدالله عليه السلام يقول : ان بلغكم عن صاحب هذا الامر غيبه فلا تنكروها(1 ) .
محمدبن مسلم گفت : از حضرت صادق عليه السلام شنيدم كه مي فرمودند : اگر از صاحب اين امر غيبتي رسيد شما را ـ معترض به آن نشده و ـ انكارش نكنيد.
اكنون همان زمان است و ما مبتلا به غيبت امام زمان حضرت مهدي (عليه السلام ) شده ايم , نكند طول غيبت آن حضرت خللي در عقيده ما وارد كند.
در زمان غيبت , هيچكس مجاز نيست امامت و ولايت آن ولي اعظم « ارواحنا فداه » را انكار كند.
ـــــــ
1 ـ اصول كافي , ج 1 , ص 338 , حديث .10