
كتاب « مباني فقهي آرا خاص امام خميني » را زهرا گواهي
نوشته و موسسه چاپ و نشر عروج آن را در 304 صفحه
منتشر كرده است . در مقدمه كتاب مذكور مي خوانيم :
ارزش كار هر فقيهي به اعتبار فتواهاي خاص او است , زيرا
كاويدن سنت فقهي و بيان رايي كه پيش تر ديگران آن را به
نحوي بيان كرده اند , نه تفقه در دين , كه نقل تفقه ديگران است .
آنچه كار فقيهي را متمايز از ديگران مي سازد , بهره مندي از
سنت فقهي و در عين حال افزودن بر آن است . البته اين كار
صرفا تابع اراده شخص فقيه نيست , تا سر از تفسير به راي
منابع استنباط در آوريم . مساله آن است كه فقهي كه قرار است
« تئوري زندگي از گهواره تا گور باشد » بايد پا به پاي زندگي نيز
حركت كند , زندگي نيز فراز و فرودي دارد , بنابراين به ميزاني
كه فقيهي به زندگي و زمانه خود آگاه است , فقه او نيز بازتاب
ضرورت هاي زمانه اش خواهد بود. سخن از اسلام و مقتضيات
زمان , يا نقش عنصر زمان و مكان در فقه و يا فقه پويا و اشاره
به ناكارآيي اجتهاد مصطلح در حوزه ها براي تامين نيازهاي
زندگي معاصر , همه گوياي اين حقيقت است كه فقه بايد
متناظر با زندگي باشد و هر فقيهي به ميزاني كه توانسته است
ميان سنت فقهي و روزگار خود پيوند مناسبي برقرار كند , موفق
بوده است .
اين كار گر چه به ظاهر ساده مي نمايد , بسيار رهزن است و
در طول تاريخ كساني را سخت فريفته است , حركت هاي
سلفي گري افراطي كه سر از تحجر در مي آورد و يا زمان زدگي و
صدور فتوا به تبع مسائل گذرا و بي توجه به منابع مربوطه كه
پيوند فتوا را با فقه مي گسلد , دامي است كه سر راه بسياري از
مدعيان فقاهت گسترده بوده است .
اين كه چگونه مي توان همزمان از دام تحجر و سطحي
شدن پرهيز كرد , در جاي ديگر بايد به تفصيل مورد بحث قرار
گيرد. اما بي گمان يكي از راه هاي پرهيز از اين دام , مطالعه
سيره علمي فقيهاني است كه در عين ريشه داري در سنت ,
پاسخ گوي نيازهاي زمانه خويش نيز بوده اند. نگاهي به روش
آنان در فهم اصول فقه و كاربست درست آن ها در استنباط
احكام خاص و متناسب با زمانه خويش و داشتن موضعي حق
جويانه و انتقادي در برابر هر فتوايي كه تاب نقادي جدي را
ندارد , درس آموز هر كسي است كه مي خواهد پاي در اين مسير
بگذارد.
امام خميني (ره ) از معدود فقيهاني است كه در عين داشتن
موضع انتقادي سخت در قبال جمود فقهي و طرح ناكارآمدي
اجتهاد مصطلح در حوزه ها , همواره بر لزوم فقه جواهري پاي
فشرد و با تكيه بر سنتي ديرپاي درباره مسائلي كه به ظاهر
تكليفشان براي هميشه روشن شده بود , به بازانديشي پرداخت
و فتواهاي تازه اي صادر كرد. هنگامي كه مباني فقهي امام را
درباره اين فتواهاي تازه بررسي مي كنيم , متوجه حضور
قدرتمند سنت فقهي و در عين حال توجه به روح فقه , نه
جمود بر الفاظ , از سوي ايشان و در عين حال تعامل با زمان
مي شويم .
اثر حاضر پژوهشي است كه مي كوشد اين پيوند ميان سنت
گذشته و زندگي متحول را در انديشه فقهي امام خميني (ره )
نشان دهد و روشن سازد كه ايشان چگونه با تسلط بر منابع
فقهي و با استفاده درست از اصول فقه توانستند به نتايجي جز
آنچه پاره اي از فقيهان پيشين رسيده بودند , برسند و با اين
حال از سنت فقهي عدول نكنند.
امام خميني (ره ) از معدود فقيهاني است كه
در عين داشتن موضع انتقادي سخت در قبال جمود
فقهي , همواره بر لزوم فقه جواهري پاي فشرد و با
تكيه بر سنتي ديرباز , درباره مسائلي كه به ظاهر
تكليفشان براي هميشه روشن شده بود , به
بازانديشي پرداخت و فتواهاي تازه اي صادر كرد.

|
فهم القرآن
|

كتاب « فهم القرآن » را جواد علي كسار به زبان عربي نوشته
و موسسه عروج آن را در770 صفحه منتشر كرده است . در
فهرست كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : علوم القرآن و
مبادي التفسير , الحاجه الي التفسير , التفسير و مقاصد القرآن ,
التفسير بالراي , مراتب الفهم , موانع الفهم , الحروف المقطعه ,
سلامه القرآن من التحريف و...

|
آيينه زن
|

كتاب « آيينه زن » كه مجموعه موضوعي سخنان رهبر معظم
انقلاب اسلامي درباره زن است , توسط امير حسين بانكي پور
فرد تهيه و تنظيم شده و نشر كتاب طه آن را در 408 صفحه
منتشر كرده است . در مقدمه كتاب مذكور چنين مي خوانيم :
سخنان مقام معظم رهبري در مورد زنان علاوه بر آن كه
اهداف و خطوط كلي نظام را ترسيم مي كند , بيانگر ديدگاه
فقيهي دين آشنا , آگاه به زمان , دلسوز و موضوع شناس است
كه به اصلاح مشكلات و بهبود وضعيت زنان , از صميم قلب
اعتقاد دارد.
ديدگاه هاي رهبر معظم انقلاب در موضوع زنان از چند
ويژگي مهم برخوردار است :
اول آن كه چنان با ديدگاه هاي امام خميني (ره ) هماهنگ
است كه مي توان آن دو را محصول يك نگرش يافت تا جايي كه
گاه تنها شيوه بيان مباحث نشانگر صدور سخن از دو شخصيت
متفاوت است .
دوم آن كه دفاع از شخصيت حقوق زن , در كنار توجه به
مصالح خانواده و اجتماع ملاحظه ميشود. اين ويژگي از يك
سو ناشي از نگرش مجموعه نگر و از سوي ديگر برآمده ازنگاه
مكمل نگر است , نگاهي كه زن و مرد را دو موجود مكمل , و نه
متخاصم , مي داند و تعالي هر يك از دو جنس را در گرو ارتقاي
ديگري مي بيند. اين نگرش از نقاط امتياز انديشه اسلامي
نسبت به نگاه غربي است .
سوم آن كه گوينده سخن برداشتي از تاثير زمان و مكان را
در اجتهاد به دست مي دهد كه در راستاي تبيين موضع فعال
دين است . به ديگر سخن , در اين سخنان به برداشتي از توجه
به زمان و مكان بر مي خوريم كه بوي انفعال نمي دهد و
آموزه هاي دين را در خدمت بسط ارزش هاي نظام مادي به كار
نمي گيرد.
رئوس ديدگاه هاي ارائه شده توسط رهبر فرزانه انقلاب را
مي توان اين چنين برشمرد :
الف : ضرورت دفاع از شخصيت , ارزشمندي و جايگاه زن
ب : اهتمام به رشد معنوي , اخلاقي و علمي زنان
ج : لزوم حمايت هاي حقوقي و حركت هاي اصلاحي به
منظور رفع محروميت ها و مقابله با تعدي به زنان
د : ضرورت طرح الگوي اسلامي زن با محوريت حضرت
زهرا(س )
هـ : توجه به نقش محوري زن در خانواده
و : توجه به تناسب ساختاري زنانه و مردانه و نفي الگوي
تشابه محور
به هر حال , در فهرست كتاب آيينه زن عناوين زير ديده
مي شود : منزلت و نقش زن در انديشه اسلامي , زن و الگو ,
زندگي و شخصيت فاطمه زهرا(س ) , ويژگي ها و ارزش هاي زن
مسلمان , زن و خانواده , تعليم و تربيت زنان , زن و حضور
اجتماعي , ويژگي هاي حضور اجتماعي زن , زن و عوامل
انحطاط , ظلم به زن , نظام اسلامي و زنان و...

|
دلاوران حاج عمران
|

كتاب « دلاوران حاج عمران » را كه مجموعه خاطرات
جمعي از فرماندهان و رزمندگان نيروي زميني ارتش جمهوري
اسلامي ايران است , مجتبي جعفري تدوين كرده و انتشارات
مركز اسناد انقلاب اسلامي را در 168 صفحه منتشر كرده
است .
از ميان ده ها خاطره يي كه در اين كتاب وجود دارد , يكي از
آن را براي نمونه درج مي كنيم تا مورد استفاده خوانندگان قرار
گيرد. خاطره مذكور چنين است :
ظاهري آرام و چهره اي بشاش , قدي نسبتا بلند , پنجه هايي
بسيار قوي و سينه اي ستبر , از مشخصات بارز او بود. در
ابتداي ورودش به يگان , نمي دانستيم كه او استاد ورزش هاي
رزمي است , اما چندي بعد توسط چند نفر از دوستانش از اين
موضوع مطلع شديم . بعد هم با اصرار زياد از او خواستيم تا
مقداري از حركات رزمي را به بچه ها آموزش بدهد.
ستوان يكم شهيد محمد شادمان چند روزي بود كه با يك
كارد سنگري و چند نارنجك دستي به داخل مواضع دشمن
نفوذ مي كرد و اطلاعات بسيار باارزشي را در مورد فعاليت هاي
دشمن به دست مي آورد و بعد هم با دستي پر به يگان خودي باز
مي گشت . در يكي از همان روزها كه تازه از ماموريت برگشته
بود , در جلسه اي كه با حضور فرماندهان تيپ و لشكر تشكيل
شد , حضور يافت و گزارشي در مورد يكي از پايگاه هاي تاميني
دشمن كه به تازگي در آن منطقه احداث شده بود , ارايه داد.
فرماندهان كه فكر نمي كردند دشمن به اين سرعت در آن منطقه
پايگاهي احداث كرده باشد , صحبت هاي او را زياد جدي
نگرفتند و به او گفتند : « چنين چيزي غير ممكن است حتما
اشتباهي رخ داده است . »
شهيد شادمان كه به خوبي مي دانست وجود آن پايگاه ,
مانع بزرگي در مسير پيشروي رزمندگان اسلام است , تصميم
گرفت هر طور شده , به آن پايگاه نفوذ كند و اسناد و مدارك
قابل ارايه اي را از آن جا به دست آورد , لذا با يك برنامه ريزي
دقيق همراه يك تيم چهار نفره , شبانه به طرف پايگاه دشمن به
راه افتاد. خودش مي گفت : « وقتي به پايگاه دشمن رسيديم به
بچه ها گفتم كه بيرون پايگاه بايستيد و اطراف را دقيقا زير نظر
داشته باشند , بعد هم به تنهايي وارد پايگاه دشمن
شدم .
تاريكي و سكوت مطلق در پايگاه حكم فرما بود. آهسته و
با احتياط به طرف سنگري كه در آن نزديكي قرار داشت و به
نظر مي رسيد كه سنگر فرماندهي باشد , به راه افتادم . همين طور
در حال پيشروي به طرف سنگر بودم كه ناگهان نگهبان عراقي
كه گويا به اوضاع مشكوك شده بود , با يك نارنجك دستي به
طرفم حركت كرد. در آن لحظات التهاب آور حتي نفس كشيدن
هم برايم دشوار بود. كمترين سهل انگاري , نگهبان عراقي را
متوجه حضورم مي كرد. نگاهي به اطراف انداختم و در آن
نزديكي كانالي را ديدم كه گويا راه ارتباطي بين سنگرهاي
دشمن بود. خيلي سريع خود را به كانال رساندم و دور از چشم
نگهبان عراقي , خود را به داخل آن انداختم . نگهبان عراقي در
حالي كه اطراف را به دقت زير نظر گرفته بود , همچنان پيش
مي آمد تا اين كه به چند قدمي كانال رسيد. ناگهان سرباز عراقي
به طرفم برگشت و با ديدنم بلافاصله ضامن نارنجك را كشيد.
ديگر مجالي براي فكر كردن نداشتم . با يك حركت سريع به
طرفش هجوم بردم . نارنجك را از دستش خارج كرده و آن را به
طرف سنگر تجمع نيروهاي بعثي انداختم . بعد هم با يك
ضربه ي محكم او را نقش بر زمين كردم . چنان سريع اين كار
انجام گرفت كه نگهبان عراقي فرصت هيچ گونه عكس العملي را
پيدا نكرد. انفجار نارنجك غوغايي در پايگاه به راه انداخت .
نيروهاي بعثي كه فكر مي كردند پايگاهشان مورد حمله ي
نيروهاي اسلام قرار گرفته , سراسيمه از سنگرها بيرون ريختند
و ديوانه وار به اطراف پراكنده شدند. ديگر ماندن در آن جا
صلاح نبود , لذا با سرعت از كانال خارج شدم و به طرف
مواضع خودي به راه افتادم . در بين راه ناگهان متوجه شدم كه
هيچ مدركي را با خود نياورده ام اما همين طور كه در حال فرار
بودم بيلي را مشاهده كردم كه در آن نزديكي افتاده بود. فرصت
را غنيمت شمرده و آن بيل را به عنوان مدرك همراه خود به
پايگاه آوردم . »
شهيد شادماني وقتي به پايگاه رسيد , در حالي كه بيل را به
بچه ها نشان مي داد با خوشحالي گفت : « بياييد اين هم مدرك »
روز بعد در جلسه اي كه با حضور فرماندهان رده بالا تشكيل
شده بود بيل را به عنوان سندي محكم براي اثبات وجود پايگاه
دشمن به آن ها ارايه داد. با ارايه ي آن مدرك , فرماندهان
حرف هاي او را پذيرفته , تصميم گرفتند تا در يك فرصت
مناسب به آن جا حمله
كنند.

|
جوانان در طوفان غرايز
|

كتاب « جوانان در طوفان غرايز » را همت سهراب پور
نوشته و انتشارات بوستان كتاب قم آن را در 160 صفحه
منتشر كرده است .
از مباحث مهم اجتماعي كه به صورت معضلي در جوامع
بشري بروز كرده و صاحب نظران را به فكر و انديشه و راه حل
واداشته , مباحث مربوط به « نسل جوان » است . از آن جا كه اين
طبقه , از نظر ويژگي ها و موقعيت سني , در شرايط خاصي قرار
گرفته است , اگر جامعه به آنها توجه نكند و آنها را از بعضي
مسائل آگاه نگرداند , قطعا پيامدهاي ناگواري هم براي
خودشان و هم براي ديگران به بار مي آورند.
امروزه دشمنان بشر و قدرت هايي كه از غفلت وانحراف
جوانان براي رسيدن به اهداف شوم خود استفاده مي كنند ,
اولين نشانه هر تير مسمومي كه به سوي انسان ها پرتاب
مي نمايند , قلب و فكر و شخصيت يك جوان معصوم و
كم تجربه است , يعني نسلي كه اميد آينده يك كشور است ,
مورد شوم ترين توطئه هاي بيگانگان قرار مي گيرد. مشوقان فساد
و فحشا هميشه در اين فكر بوده اند كه به نام تجدد و پيشرفت ,
جوانان را به منجلاب تباهي بكشانند و در اين راه از تمام
مقدسات بشري , مانند آزادي , هنر , قلم , ورزش , حقوق و...
استفاده كنند و در پناه اين مقدسات , تيرهاي كشنده خويش را
به سوي ارزش هاي مذهبي و انساني رها نمايند. آنان به نام
تجدد , برهنگي را ترويج مي نمايند و در پناه تنوع و مد , دختران
را به بي عفتي و عرياني تشويق مي كنند. موضوع فيلم هاي
سينمايي را سكس و شهوت قرار مي دهند و با تاليف كتاب هاي
عشقي و چاپ و نشر مجلات مهيج , جوانان را به عياشي و
زندگي حيواني ترغيب مي كنند. اين جاست كه جوانان ما بايد
با هوشياري و آگاهي كامل , آن چنان راه و مسير خويش را طي
كنند كه با عمل به سوداگران فساد و فحشا بفهمانند شخصيت
آنان بالاتر از آن است كه مورد سواستفاده انسان هاي پست و
شيطان صفت قرار گيرد.
آنچه در اين كتاب در پنج بخش بررسي مي شود , مطالبي
است كه جوانان بايد آن را بدانند و در زندگي خود به كار گيرند
تا از سختي ها و گرفتاري هايي كه امروزه گريبانگير نسل جوان
جامعه غربي است دور بمانند.

|
|
|
|
|