بسم الله الرحمن الرحيم
ناكاميهاي پي در پي و شكست هاي مستمر آمريكا در عراق ,
حتي مدافعين حمله به اين كشور را نيز وادار به تجديدنظر در
ديدگاههاي ديروزشان كرده است .
« هنري كيسينجر » وزيرخارجه اسبق آمريكا و يكي از معدود
كسانيكه هنوز هم بعنوان طراح بسياري از سياستهاي آمريكا در
دوره جمهوريخواهان شناخته مي شود , اين روزها تغيير عقيده
داده و در مصاحبه با شبكه تلويزيوني « سي ان ان » مي گويد : با
وجود آنكه با اقدام نظامي برضد رژيم سابق عراق موافق بودم
ولي امروزه بهترين تصميم درباره عراق , خروج نيروهاي آمريكا
از اين كشور است .
كيسينجر كه مذاكرات براي تدارك زمينه هاي فرار ارتش
آمريكا از ويتنام را شخصا هدايت كرده و نقش آفريني براي پايان
دادن به بحرانهاي عمده اي براي آمريكا را در كارنامه خود دارد ,
اكنون خروج ارتش آمريكا از عراق را بهترين تصميم براي
واشنگتن ميداند و با ابراز تاسف از اينكه طراحان ديپلماسي
آمريكا با الهام گرفتن از نتايج اشغال آلمان و ژاپن , سعي كرده اند
حمله به عراق و اشغال اين كشور را هم توجيه كنند , مي گويد :
آمريكا تصور مي كرد كه مي تواند عراق را هم براساس همان مدل
اشغال آلمان و ژاپن , اشغال كند ولي امروز مي بينيم كه اين
پيش بيني نادرست بوده چرا كه پيچيدگي مسائل پس از اشغال
عراق , به درستي ارزيابي نشده است « زبيگنو برژينسكي »
مشاور امنيت ملي آمريكا در دوران كارتر نيز در همين برنامه كاخ
سفيد را به ندانم كاري , جاه طلبي و بلندپروازيهاي بدفرجام
متهم كرد و خاطرنشان ساخت كه : « امكانات و اهداف كاخ سفيد
در ماجراي عراق به هيچ وجه با يكديگر همخواني ندارد. آمار
تلفات و هزينه هاي آمريكا در عراق رو به افزايش است . ما دهها
هزار عراقي و تعداد بي شماري افراد بيگناه را به كام مرگ
فرستاديم , ميلياردها دلار هزينه كرديم ولي نتيجه و ثمره اش فقط
منزوي شدن آمريكا در صحنه بين المللي بود. برژينسكي در اينجا
با اهانت به ملت عراق , اين كشور را « بي ارزش » معرفي كرد و
افزود : عراق , هرگز ارزش آنهمه بهائي را كه آمريكا در اين راه
پرداخت , نداشت . اين اقدامات ضروري نبود و مسئله اصلي
امروز اينست كه چگونه از شكست كامل آمريكا در عراق
جلوگيري كنيم .
كيسينجر در اين زمينه از همه مسئولين امنيت ملي آمريكا
خواست كه به دنبال يافتن راه حل براي پايان دادن به مشكل
آمريكا در عراق باشند و افزود اين امر تنها در حوزه مسئوليتهاي
پنتاگون و رامسفلد نيست .
اين براي نخستين بار نيست كه چهره هاي شاخص و
برجسته ديپلماسي آمريكا با صراحت از شكست آمريكا در
عراق , انزواي واشنگتن در صحنه جهاني , قتل عام مردم عراق و
نادرست بودن تمامي پيش بيني ها و ارزيابي هاي آمريكا در عراق
سخن به ميان مي آورند. پيش از اين نيز نامه هاي هشدار دهنده اي
با همين محتوا , توسط صاحبنظران سياسي و نظامي آمريكا كه
عموما جزو مقامات ارشد و تصميم گيرنده سابق اين كشور
بوده اند , كاخ سفيد را از عواقب استمرار اين سياستهاي
جنگ طلبانه در عراق , برحذر داشته اند.
با اينهمه , كمتر ديده شده است كه استراتژيست هاي نامور
در دو جناح قدرتمند آمريكا , با الفاظ مختلف , مفاهيم يكساني
را در يك برنامه تلويزيوني فهرست كنند.
برژينسكي از احتمال شكست كامل آمريكا در عراق سخن
مي گويد و نسبت به بروز يك بحران وخيم , هشدار مي دهد. ولي
كيسينجر با صراحت بيشتري درباره ضرورت خروج ارتش
آمريكا از عراق سخن مي گويد و آنرا « بهترين تصميم » ارزيابي
مي كند.
اكنون خوبست به بررسي علل و عوامل موثر در شكست ها و
ناكاميهاي آمريكا در عراق بپردازيم و ريشه هاي انزواي جهاني
آمريكا را جستجو كنيم .
نبايد از نظر دور داشت كه علل و عوامل فراواني در اين
زمينه موثر واقع شده اند لكن اگر بخواهيم جدي ترين موارد را
فهرست كنيم , عبارتند از :
1 ـ افشاي جنايات جنگي اشغالگران و برملا شدن ماهيت
واقعي جنگ عراق توسط رسانه هاي مستقل
2 ـ يكجانبه گرائي آمريكا و حتي پشت كردن به متحدين
هميشگي
3 ـ بي اعتنائي به افكار عمومي جهان
4 ـ درهم شكستن هنجارهاي جهاني و حتي به انزوا كشانيدن
سازمان ملل
اگرچه در حوادث عراق , ناگفته هاي فراواني وجود دارد كه با
افشاي آن , باقيمانده حيثيت جهاني آمريكا هم برباد خواهد
رفت , ولي واقعيت اينست كه حتي امروز هم افكار عمومي جهان
باندازه كافي , اطلاعات مستند براي اثبات جنايات جنگي آمريكا
در عراق را در اختيار دارد.
اگر كاخ سفيد توانست بمباران ويتنام را به دور از تبليغات
رسانه اي در جهان , براي سالها ادامه دهد , اما در عراق حتي قبل
از شروع تهاجم وحشيانه ارتش آمريكا به اين كشور , دوربين هاي
تلويزيوني براي ثبت جنايات آمريكا آماده بودند و بسياري از
حوادث عراق در برابر دوربين ها رخ داد. تصادفي نبوده و نيست
كه فيلمبرداران خبري , هنوز هم جزو يكي از اهداف حملات
تك تيراندازان سيا و پنتاگون در عراق محسوب مي شوند. چرا كه
آنها با انعكاس آنهمه شرارت اشغالگران عراق , ديگر فرصتي
براي موثر واقع شدن تبليغات عوام فريبانه آمريكا باقي
نمي گذارند. دقيقا به همين دليل است كه اشغالگران عليرغم در
اختيار داشتن شبكه تبليغات جهاني , قادر نيستند بر جنايات
خود در عراق سرپوش گذاشته و افكار عمومي جهان را با خود
همراه سازند.
واشنگتن اگرچه توسط شبكه تبليغات جهاني چنين وانمود
مي كرد كه براي آزادي مردم عراق است كه درصدد اشغال اين
كشور است , لكن افشاي ابعاد فجايع ضدانساني عظيمي كه در
عراق رخ داد , بخوبي نشان داد كه آنچه در ديپلماسي تهاجمي
واشنگتن محلي از اعراب ندارد , جايگاه مردم مظلوم عراق است
و حتي سرنوشت استقلال , آزادي و يكپارچگي اين كشور نيز
قرار است در پرتو اين تهاجم وحشيانه , در واشنگتن رقم
بخورد.
امضاي قراردادهاي سنگين نفتي ميان اشغالگران و
شركتهاي آمريكائي « هاليبرتون » و « بكستل » نيز نشان داد كه بوي
نفت عراق , سردمداران كاخ سفيد را بقدري مدهوش كرده كه
حاضرند براي تثبيت سلطه بر سومين منبع غني نفت جهان ,
دست به هر جنايتي بزنند و موانع راه را به هر قيمت ممكن از
پيش رو بردارند.
آمريكا اگرچه با سواستفاده از اهرم شوراي امنيت و ساير
نهادهاي بين المللي از جمله بازرسان آژانس انرژي اتمي ,
توانست قطعنامه هاي دلخواه عليه عراق را به دست آورد , ولي
ساير اعضاي شوراي امنيت , بجز انگليسي هاي شرور , حساب
خود را از آمريكا جدا كردند و حتي عليه اشغال عراق موضع
گرفتند كه البته بسيار دير بود.
واشنگتن با يكجانبه گرائي , نه تنها به متحدين هميشگي
خودش پشت كرد بلكه حتي براي تامين اهداف سلطه جويانه اش
در عراق , سازمان ملل را به حاشيه راند. تلاش براي به انزوا
كشانيدن سازمان ملل , با اقدامات سياسي و حتي نظامي همراه
شد و آمريكا با انفجار مقر سازمان ملل در بغداد , به مخاطبين
خود پيغام داد كه عراق را « حياط خلوت » خود حساب مي كند و
هرگز نخواهد گذاشت كه سازمان ملل به اهرمي براي مقابله و
مهار سياستهاي واشنگتن در عراق تبديل گردد.
البته در طول اين دوره , واشنگتن با انجام سفرهاي
بي خاصيت « اخضر ابراهيمي » نماينده دبيركل سازمان ملل به
عراق موافقت كرده , اما در ميدان عمل حتي اين سفرها نيز در
مسيري مورد سواستفاده قرار گرفته كه دستيابي به اهداف
اشغالگران در عراق را تسهيل و تسريع كند.
شايد ماجراي عراق , يگانه موردي در تاريخ معاصر جهان
باشد كه ابعاد عظيم مخالفت و اعتراض افكار عمومي جهان عليه
آمريكا را در يك مقياس حيرت انگيز به تصوير كشيده است .
شدت و دامنه اعتراضات جهاني عليه سياستهاي جنگ افروزانه
كاخ سفيد حتي چهره شهرهاي آمريكا را هم تغيير داد و به
تظاهرات ميليوني در اروپا , آمريكا و ساير كشورهاي جهان دامن
زد. واكنش كاخ سفيد همواره بصورت دهن كجي به افكار عمومي
تجلي يافته است . « كانداليزارايس » مشاور امنيت ملي بوش
كوچك با وقيح ترين واكنش ممكن , عموما تصريح كرده است
واكنش افكار عمومي جهان در تصميمات و عملكرد واشنگتن
بي تاثير است و حال آنكه آمريكا در تبليغات خود عليه كشورهاي
مستقل , همواره سعي داشته است مخالفان معدود را تشويق و
حمايت كند و با بزرگنمائي نقش آنها , اهداف ضدانساني خود را
تعقيب نمايد.
اگرچه از همان ابتدا روشن بود كه واشنگتن در مرحله
زورآزمائي با افكار عمومي جهان و بي اعتنائي به ساير ملتها و
دولتها راه به جائي نخواهد برد , ولي امروزه بهتر مي توان
دريافت كه كشتي ديپلماسي آمريكا در عراق , به گل نشسته است .
فراموش نكنيم كه آمريكا نتوانست براي حمله به عراق ,
مجوزهاي مورد انتظارش را از شوراي امنيت دريافت كند. لكن
مسئله اينست كه حتي در صورت دريافت چنان مجوزهائي نيز
تهاجم وحشيانه به عراق و اشغال اين كشور به همين اندازه
غيرقانوني و جنايات جنگي اشغالگران در عراق , به همين اندازه
شرم آور و ضدانساني تلقي مي شد.
آيا واشنگتن مي تواند نيروهاي خود را از عراق , همانند
ويتنام خارج كند و با فرار از اين كشور , به بحران فزاينده
ديپلماسي آمريكا پايان دهد حتي اگر پاسخ اين سئوال مثبت
باشد , در اين نكته ترديدي نيست كه افكار عمومي جهان با دلايل
محكم و اطمينان بخشي , از آمريكا نفرت دارند و به اعتراف
« جان كري » رقيب بوش كوچك در انتخابات رياست جمهوري
آمريكا , همه دولتها و ملتهاي جهان در آرزوي روزي هستند كه
بوش كوچك از كاخ سفيد خارج شود.

|