روزنامه جمهوري اسلامي 09/10/1383 صفحه سرمقاله
ريشه هاي انزواي جهاني آمريكا


بسم الله الرحمن الرحيم
ناكاميهاي پي در پي و شكست هاي مستمر آمريكا در عراق , حتي مدافعين حمله به اين كشور را نيز وادار به تجديدنظر در ديدگاههاي ديروزشان كرده است .
« هنري كيسينجر » وزيرخارجه اسبق آمريكا و يكي از معدود كسانيكه هنوز هم بعنوان طراح بسياري از سياستهاي آمريكا در دوره جمهوريخواهان شناخته مي شود , اين روزها تغيير عقيده داده و در مصاحبه با شبكه تلويزيوني « سي ان ان » مي گويد : با وجود آنكه با اقدام نظامي برضد رژيم سابق عراق موافق بودم ولي امروزه بهترين تصميم درباره عراق , خروج نيروهاي آمريكا از اين كشور است .
كيسينجر كه مذاكرات براي تدارك زمينه هاي فرار ارتش آمريكا از ويتنام را شخصا هدايت كرده و نقش آفريني براي پايان دادن به بحرانهاي عمده اي براي آمريكا را در كارنامه خود دارد , اكنون خروج ارتش آمريكا از عراق را بهترين تصميم براي واشنگتن ميداند و با ابراز تاسف از اينكه طراحان ديپلماسي آمريكا با الهام گرفتن از نتايج اشغال آلمان و ژاپن , سعي كرده اند حمله به عراق و اشغال اين كشور را هم توجيه كنند , مي گويد : آمريكا تصور مي كرد كه مي تواند عراق را هم براساس همان مدل اشغال آلمان و ژاپن , اشغال كند ولي امروز مي بينيم كه اين پيش بيني نادرست بوده چرا كه پيچيدگي مسائل پس از اشغال عراق , به درستي ارزيابي نشده است « زبيگنو برژينسكي » مشاور امنيت ملي آمريكا در دوران كارتر نيز در همين برنامه كاخ سفيد را به ندانم كاري , جاه طلبي و بلندپروازيهاي بدفرجام متهم كرد و خاطرنشان ساخت كه : « امكانات و اهداف كاخ سفيد در ماجراي عراق به هيچ وجه با يكديگر همخواني ندارد. آمار تلفات و هزينه هاي آمريكا در عراق رو به افزايش است . ما دهها هزار عراقي و تعداد بي شماري افراد بيگناه را به كام مرگ فرستاديم , ميلياردها دلار هزينه كرديم ولي نتيجه و ثمره اش فقط منزوي شدن آمريكا در صحنه بين المللي بود. برژينسكي در اينجا با اهانت به ملت عراق , اين كشور را « بي ارزش » معرفي كرد و افزود : عراق , هرگز ارزش آنهمه بهائي را كه آمريكا در اين راه پرداخت , نداشت . اين اقدامات ضروري نبود و مسئله اصلي امروز اينست كه چگونه از شكست كامل آمريكا در عراق جلوگيري كنيم .
كيسينجر در اين زمينه از همه مسئولين امنيت ملي آمريكا خواست كه به دنبال يافتن راه حل براي پايان دادن به مشكل آمريكا در عراق باشند و افزود اين امر تنها در حوزه مسئوليتهاي پنتاگون و رامسفلد نيست .
اين براي نخستين بار نيست كه چهره هاي شاخص و برجسته ديپلماسي آمريكا با صراحت از شكست آمريكا در عراق , انزواي واشنگتن در صحنه جهاني , قتل عام مردم عراق و نادرست بودن تمامي پيش بيني ها و ارزيابي هاي آمريكا در عراق سخن به ميان مي آورند. پيش از اين نيز نامه هاي هشدار دهنده اي با همين محتوا , توسط صاحبنظران سياسي و نظامي آمريكا كه عموما جزو مقامات ارشد و تصميم گيرنده سابق اين كشور بوده اند , كاخ سفيد را از عواقب استمرار اين سياستهاي جنگ طلبانه در عراق , برحذر داشته اند.
با اينهمه , كمتر ديده شده است كه استراتژيست هاي نامور در دو جناح قدرتمند آمريكا , با الفاظ مختلف , مفاهيم يكساني را در يك برنامه تلويزيوني فهرست كنند.
برژينسكي از احتمال شكست كامل آمريكا در عراق سخن مي گويد و نسبت به بروز يك بحران وخيم , هشدار مي دهد. ولي كيسينجر با صراحت بيشتري درباره ضرورت خروج ارتش آمريكا از عراق سخن مي گويد و آنرا « بهترين تصميم » ارزيابي مي كند.
اكنون خوبست به بررسي علل و عوامل موثر در شكست ها و ناكاميهاي آمريكا در عراق بپردازيم و ريشه هاي انزواي جهاني آمريكا را جستجو كنيم .
نبايد از نظر دور داشت كه علل و عوامل فراواني در اين زمينه موثر واقع شده اند لكن اگر بخواهيم جدي ترين موارد را فهرست كنيم , عبارتند از :
1 ـ افشاي جنايات جنگي اشغالگران و برملا شدن ماهيت واقعي جنگ عراق توسط رسانه هاي مستقل
2 ـ يكجانبه گرائي آمريكا و حتي پشت كردن به متحدين هميشگي
3 ـ بي اعتنائي به افكار عمومي جهان
4 ـ درهم شكستن هنجارهاي جهاني و حتي به انزوا كشانيدن سازمان ملل
اگرچه در حوادث عراق , ناگفته هاي فراواني وجود دارد كه با افشاي آن , باقيمانده حيثيت جهاني آمريكا هم برباد خواهد رفت , ولي واقعيت اينست كه حتي امروز هم افكار عمومي جهان باندازه كافي , اطلاعات مستند براي اثبات جنايات جنگي آمريكا در عراق را در اختيار دارد.
اگر كاخ سفيد توانست بمباران ويتنام را به دور از تبليغات رسانه اي در جهان , براي سالها ادامه دهد , اما در عراق حتي قبل از شروع تهاجم وحشيانه ارتش آمريكا به اين كشور , دوربين هاي تلويزيوني براي ثبت جنايات آمريكا آماده بودند و بسياري از حوادث عراق در برابر دوربين ها رخ داد. تصادفي نبوده و نيست كه فيلمبرداران خبري , هنوز هم جزو يكي از اهداف حملات تك تيراندازان سيا و پنتاگون در عراق محسوب مي شوند. چرا كه آنها با انعكاس آنهمه شرارت اشغالگران عراق , ديگر فرصتي براي موثر واقع شدن تبليغات عوام فريبانه آمريكا باقي نمي گذارند. دقيقا به همين دليل است كه اشغالگران عليرغم در اختيار داشتن شبكه تبليغات جهاني , قادر نيستند بر جنايات خود در عراق سرپوش گذاشته و افكار عمومي جهان را با خود همراه سازند.
واشنگتن اگرچه توسط شبكه تبليغات جهاني چنين وانمود مي كرد كه براي آزادي مردم عراق است كه درصدد اشغال اين كشور است , لكن افشاي ابعاد فجايع ضدانساني عظيمي كه در عراق رخ داد , بخوبي نشان داد كه آنچه در ديپلماسي تهاجمي واشنگتن محلي از اعراب ندارد , جايگاه مردم مظلوم عراق است و حتي سرنوشت استقلال , آزادي و يكپارچگي اين كشور نيز قرار است در پرتو اين تهاجم وحشيانه , در واشنگتن رقم بخورد.
امضاي قراردادهاي سنگين نفتي ميان اشغالگران و شركتهاي آمريكائي « هاليبرتون » و « بكستل » نيز نشان داد كه بوي نفت عراق , سردمداران كاخ سفيد را بقدري مدهوش كرده كه حاضرند براي تثبيت سلطه بر سومين منبع غني نفت جهان , دست به هر جنايتي بزنند و موانع راه را به هر قيمت ممكن از پيش رو بردارند.
آمريكا اگرچه با سواستفاده از اهرم شوراي امنيت و ساير نهادهاي بين المللي از جمله بازرسان آژانس انرژي اتمي , توانست قطعنامه هاي دلخواه عليه عراق را به دست آورد , ولي ساير اعضاي شوراي امنيت , بجز انگليسي هاي شرور , حساب خود را از آمريكا جدا كردند و حتي عليه اشغال عراق موضع گرفتند كه البته بسيار دير بود.
واشنگتن با يكجانبه گرائي , نه تنها به متحدين هميشگي خودش پشت كرد بلكه حتي براي تامين اهداف سلطه جويانه اش در عراق , سازمان ملل را به حاشيه راند. تلاش براي به انزوا كشانيدن سازمان ملل , با اقدامات سياسي و حتي نظامي همراه شد و آمريكا با انفجار مقر سازمان ملل در بغداد , به مخاطبين خود پيغام داد كه عراق را « حياط خلوت » خود حساب مي كند و هرگز نخواهد گذاشت كه سازمان ملل به اهرمي براي مقابله و مهار سياستهاي واشنگتن در عراق تبديل گردد.
البته در طول اين دوره , واشنگتن با انجام سفرهاي بي خاصيت « اخضر ابراهيمي » نماينده دبيركل سازمان ملل به عراق موافقت كرده , اما در ميدان عمل حتي اين سفرها نيز در مسيري مورد سواستفاده قرار گرفته كه دستيابي به اهداف اشغالگران در عراق را تسهيل و تسريع كند.
شايد ماجراي عراق , يگانه موردي در تاريخ معاصر جهان باشد كه ابعاد عظيم مخالفت و اعتراض افكار عمومي جهان عليه آمريكا را در يك مقياس حيرت انگيز به تصوير كشيده است . شدت و دامنه اعتراضات جهاني عليه سياستهاي جنگ افروزانه كاخ سفيد حتي چهره شهرهاي آمريكا را هم تغيير داد و به تظاهرات ميليوني در اروپا , آمريكا و ساير كشورهاي جهان دامن زد. واكنش كاخ سفيد همواره بصورت دهن كجي به افكار عمومي تجلي يافته است . « كانداليزارايس » مشاور امنيت ملي بوش كوچك با وقيح ترين واكنش ممكن , عموما تصريح كرده است واكنش افكار عمومي جهان در تصميمات و عملكرد واشنگتن بي تاثير است و حال آنكه آمريكا در تبليغات خود عليه كشورهاي مستقل , همواره سعي داشته است مخالفان معدود را تشويق و حمايت كند و با بزرگنمائي نقش آنها , اهداف ضدانساني خود را تعقيب نمايد.
اگرچه از همان ابتدا روشن بود كه واشنگتن در مرحله زورآزمائي با افكار عمومي جهان و بي اعتنائي به ساير ملتها و دولتها راه به جائي نخواهد برد , ولي امروزه بهتر مي توان دريافت كه كشتي ديپلماسي آمريكا در عراق , به گل نشسته است . فراموش نكنيم كه آمريكا نتوانست براي حمله به عراق , مجوزهاي مورد انتظارش را از شوراي امنيت دريافت كند. لكن مسئله اينست كه حتي در صورت دريافت چنان مجوزهائي نيز تهاجم وحشيانه به عراق و اشغال اين كشور به همين اندازه غيرقانوني و جنايات جنگي اشغالگران در عراق , به همين اندازه شرم آور و ضدانساني تلقي مي شد.
آيا واشنگتن مي تواند نيروهاي خود را از عراق , همانند ويتنام خارج كند و با فرار از اين كشور , به بحران فزاينده ديپلماسي آمريكا پايان دهد حتي اگر پاسخ اين سئوال مثبت باشد , در اين نكته ترديدي نيست كه افكار عمومي جهان با دلايل محكم و اطمينان بخشي , از آمريكا نفرت دارند و به اعتراف « جان كري » رقيب بوش كوچك در انتخابات رياست جمهوري آمريكا , همه دولتها و ملتهاي جهان در آرزوي روزي هستند كه بوش كوچك از كاخ سفيد خارج شود.