روزنامه جمهوري اسلامي 08/10/1383 صفحه عقيدتي

* دور انديشي , مشخصه ها و آثار ارزشمند
استفتائات
مس اسماالله (2 )

تحميل نبرد
دور انديشي , مشخصه ها و آثار ارزشمند




حضرت علي (ع ) مي فرمايد :
« الحزم النظر في العواقب , و مشاوره ذوي العقول » (1 )
« دور انديشي , به عواقب كار نگريستن , و مشاوره كردن باخردمندان است . »
اين روايت شريف , « دورانديشي » را به عنوان يك نياز ضروري و حياتي در زندگي فردي و اجتماعي توصيف مي نمايد.
دورانديشي عبارت است از تفكر و تعقل در امور مختلفي كه انسان قصد و نيت انجام آنها را در دل مي پرورد.
تفكر و تعقل درامور , داراي آثار فراواني است كه « صحيح » انجام يافتن كارها , يكي از آنهاست .
در هر كاري كه عنصر تفكر وانديشه دخالت داشته باشد باعث دور بودن از خطا و اشتباه و ناراستي و در نتيجه صحيح و درست انجام يافتن آن مي گردد.
اثر ديگر تفكر و انديشه در امور , « كامل » انجام گرفتن كارهاست .
در هر فعل و حركتي كه نشاني از عنصر تفكر يافت شود , عيب ونقص مشاهده نمي شود ودر نتيجه , كامل و زيباست .
حضرت علي (ع ) در سخن ژرف خويش براي دورانديشي دو مشخصه معرفي مي نمايد :
الف ـ نگرش درعواقب كار.
ب ـ مشورت با اهل خرد.
هر كاري كه انسان اراده انجام آن را مي كند بايد ابتدا به آخر و عاقبت آن بينديشد.عاقب انديشي در امور به اين دليل ضروري و لازم است كه « خوبي » و « بدي » كار مورد توجه واقع مي شود. همچنين « نفع » و « زيان » آن مورد بررسي قرار مي گيرد.
در نظرگستري به عواقب كارها , هر كاري كه خوب و مفيد و نافع باشد انتخاب مي شود و با تلاش و پشتكار به مرحله عمل در مي آيد.
چنين فعل و عملي هم باعث سعادت « فرد » و هم موجب پيشرفت « جامعه » مي گردد. زيرا هم نيك و پسنديده است , و هم نافع و سودمند. و فرد و جامعه در پرتو چنين اموري هم به صلاح و عفاف مي رسند , و هم به پيشرفت و تكامل . به تعبيري ديگر هم بهره هاي معنوي مي برند و هم بهره هاي مادي .
مشخصه دومي كه حضرت علي (ع ) براي دورانديشي دركارها معرفي مي كند , « مشورت با اهل خرد » است .
« مشورت » يك ارزش بزرگ و داراي منافع و آثار و بركات فراوان مي باشد.
مشورت اگر با اهل عقل و خرد صورت گيرد , بزرگترين پشتوانه در هر كاري به شمار مي رود.
با مشورت است كه امور گوناگون دوام وقوام مي يابد و به دور از ضعف و نقص به مرحله عمل مي رسد.
استفاده و بهره برداري از ديدگاهها ونظرات ديگران در كارهاي مختلف فردي , اجتماعي , اقتصادي , فرهنگي و سياسي نقاط ضعف انسان را مرتفع مي سازد و به دانش و بينش او مي افزايد و ارتقا فكري به ارمغان مي آورد.
هر فكر ارتقا يافته براي مراحل مختلف تحقق طرحها , به نيكي برنامه ريزي مي كند , خلاهارا پر مي نمايد , كاستي ها را برطرف مي كند , اسباب و وسايل كار را مهيا مي سازد , و به هر كاري نظم و سامان مي دهد. بالعكس , عدم بهره گيري از نظرات مشورتي ديگران نقص و خطا و ركود در كارها را درپي مي آورد.
با توجه به آنچه از نظر گذشت , اولا هر كاري نياز به « دورانديشي » دارد , و دورانديشي با تفكر و تعقل و انديشه در امور مختلف تحقق مي يابد.
ثانيا دورانديشي داراي دو مشخصه مهم و بزرگ مي باشد. يكي به عواقب كارها نگريستن و نيك و بد و نفع و زيان آنها را مورد بررسي قرار دادن . و ديگري مشورت در امور و بهره گيري از نظرات اهل عقل و خرد.
چنانچه اين مشخصه هاي مهم و راهگشا پس از بررسي و تحليل هاي فكري لازم از محيط اذهان به اعضا و جوارح راه يابند و در عرصه ها و صحنه هاي عمل به ظهور و عينيت درآيند , تمام « بيراهه » هاي فاقد پشتوانه هاي مهم « عاقبت انديشي در كارها » و « مشاوره با خردمندان » مسدود مي شود و « راه » روشن و نمايان و هموار موفقيت و پيروزي در كارها گشوده مي گردد و آدمي هر برنامه و طرح جامع و مفيد را به طور شايسته به مرحله اجرا و عمل در مي آورد و به وضوح آثار ارزشمند « عاقبت انديشي » و « مشاوره » را مشاهده مي نمايد.

پاورقي :
1 ـ غررالحكم , ج 1
تفكر و تعقل در امور , داراي آثار فراواني است كه « صحيح » انجام يافتن كارها يكي از آنهاست . در هر كاري كه عنصر تفكر و انديشه دخالت داشته باشد باعث دور بودن از خطا و اشتباه و ناراستي و در نتيجه صحيح و درست انجام يافتن آن مي گردد. اثر ديگر تفكر و انديشه , « كامل » انجام يافتن كارهاست . در هر فعل و حركتي كه نشاني از عنصر تفكر يافت شود , عيب و نقص مشاهده نمي شود و در نتيجه , كامل و زيباست
« دورانديشي » داراي دو مشخصه بزرگ و مهم مي باشد. يكي به عواقب كارها نگريستن و نيك و بد و نفع و زيان آنها را مورد بررسي قرار دادن , و ديگري مشورت در امور و بهره گيري از نظرات اهل خرد و عقل , چنانچه اين مشخصه هاي مهم و راهگشا پس از بررسي و تحليل هاي فكري لازم از محيط اذهان به اعضا و جوارح و عرصه ها و صحنه هاي عمل راه يابند , همه « بيراهه » هاي فاقد پشتوانه مسدود مي شوند و « راه » روشن و هموار موفقيت در كارها گشوده مي شود

استفتائات
مس اسماالله (2 )


سئوال : زن حائض است و گردنبند او با نقش الله مي باشد كه گاهي بي اختيار روي بدنش قرار مي گيرد , آيا جايز است چنين گردنبندي را گردن كند.
حضرت آيت الله فاضل لنكراني : اگر مي داند اسم خدا به بدنش تماس پيدا مي كند جايز نيست .
حضرت آيت الله خامنه اي : آويختن آن بگردن اشكال ندارد , بشرطي كه اسم مبارك با بدن تماس نداشته باشد.
سئوال : در بعضي روزنامه ها اسم جلاله يا آيات قرآن را مي نويسند آيا پيچاندن غذا با آن , يا نشستن بر آن و يا استفاده از آن بجاي سفره , و يا انداختن آن در زباله جايز است با توجه به اينكه خلاصي از آن در غير اين مورد دشوار است
حضرت آيت الله خامنه اي : بهره برداري از اين گونه روزنامه ها , بگونه اي كه عرف آن را هتك , براي آن چيزهايي كه حرام است هتك آن , مثل لفظ جلاله و آيات نوشته شده بر آن ندانسته و در معرض تنجيس نباشد , مانع ندارد.
سئوال : فروش روزنامه و مجلات كه گاهي به يقين در آنها اسما مباركه حق تعالي و ائمه معصومين (ع ) يا مضامين و آيات قرآن نوشته و چاپ شده است , بعنوان كاغذ بلااستفاده و با عدم آگاهي از چگونگي مصرف توسط خريدار چه حكمي دارد آيا تحقيق اينكه اين اوراق كه فروخته مي شود در چه محلي (مثلا جهت بسته بندي پوشاك يا ميوه و تبديل به پاكت ) مصرف خواهد شد لازم است
حضرت آيت الله صافي : در مورد سئوال , روزنامه و هر ورقي كه مشتمل بر آيات قرآني و اسامي متبركه انبيا و ائمه عليهم السلام باشد دور ريختن آنها بطوري كه زير دست و پا بيفتد و باعث اهانت شود حرام است و همچنين اگر در اختيار كساني قرار دهند چه بعنوان فروش و يا غيرفروش كه مي دانند نحوه استفاده موجب توهين است اشكال دارد و در صورت شك در نحوه استفاده آنها فروش آن اشكال ندارد و تحقيق لازم نيست .

تحميل نبرد


من در كار آنان ميان دو مشكل قرار گرفته بودم كه هيچيك مورد علاقه من نبود و به هركدام عمل مي كردم خالي از محذور نبود :
اگر آنها را رها مي كردم و به حال خود مي گذاشتم , از شورش باز نمي گشتند و به حكم عقل سرفرود نمي آوردند , و اگر در برابر آنها ايستادگي مي كردم , كار به جايي مي كشيد كه نمي خواستم (جنگ و كشتار).
لذا پيش از هر چيز به صحبت با آنها پرداختم و آنچه ممكن بود گفتم و راه هر گونه عذرتراشي را بر آنها بستم .
به آن زن شخصا پيغام دادم كه به خانه اش باز گردد و از آنها كه او را با خود آورده بودند خواستم تا بر پيماني كه با من بسته بودند وفادار بمانند تو حرمت بيعتي را كه از خداوند برگردن داشتند پاس دارند.
هرچه در توان داشتم به نفع آنان به كار گرفتم . با يكي از آنها (زبير) بالخصوص گفتگو كردم كه البته موثر افتاد و از سپاه كناره گرفت . سپس روي به مردم كردم و همان تذكرها را به آنها نيز دادم ولي جز بر ناداني و سركشي و گمراهي آنها نيفزود.
چون چنين ديدم و آنها حرفي جز اصرار بر جنگ نداشتند , ناگزير با آنها جنگيدم . آنها آتش جنگي را برافروختند كه به زيانشان بود و شعله هاي آن پيش از هر چيز ديگر دامنگير خودشان شد و داغ حسرت بر دلهاشان نشاند.
شكست (ناكثين ) و تلفات سنگين آنان چيزي نبود كه خواسته من باشد بلكه اين پيشامد بر خلاف ميل باطني بر من تحميل شد و من بناچار به آن تن دادم .
اگر در گذشته مي توانستم آنها را به حال خود بگذارم و شرارتهاي ايشان را ناديده انگارم و از رويارويي پرهيز كنم , با كارهايي كه در آخر كار مرتكب شدند , ديگر ادامه اين وضع برايم ممكن نبود , چرا كه خودداري و سكوت من مي توانست به آنان ياري رساند و من ناخواسته در برنامه فساد و تعدي و خونريزي آنها سهيم مي گشتم و آنان با فرمانبرداري از زنان ـ همچون روميان و مردم يمن و ملتهاي منقرض شده كه حكومت خود را به دست زنان كوته فكر و از هر جهت كم نصيب , اداره مي كردند ـ زمينه انواع فساد و تباهي را فراهم مي آوردند. با اين تفاوت (كه ديگر دير شده بود) و آن زن با لشكري كه در اختيار داشت , تا مي توانست از برنامه هاي باطلي كه برشمردم , در ميان مردم اجرا مي كرد.
(اما با همه مشروعيتي كه براي جنگيدن با آنها قايل بودم ) شتاب نكردم و بي مقدمه بر آنها يورش نبردم بلكه تا آنجا كه ممكن بود كار را به تاخير انداختم . واسطه ها فرستادم . خود به سوي آنها سفر كردم . تهديد كردم . عذرشان را پذيرفتم , هر چه از من خواستند قبول كردم و وعده انجام دادن آن را دادم . و حتي آنچه كه آنها نخواستند خود پيشنهاد كردم و... اما افسوس كه آنها جز جنگ هواي ديگري در سر نداشتند. بناچار باايشان جنگيدم و خداوند آنچنان كه خود مي خواست كار من و آنان را پايان داد. و آنچه بر ما رفت همو شاهد و گواه است .
(نقل از كتاب خاطرات اميرمومنان (ع ) انتشارات دفتر تبليغات اسلامي قم )