
بيست و دومين شماره ماهنامه « جانباز » ماهنامه عقيدتي ,
فرهنگي و اجتماعي و سياسي سازمان جانبازان منتشر شد.
در اين شماره از نشريه جانباز مطالبي با عناوين زير به
چشم مي خورد : بسيجي مرجع خاص مي خواهد ـ اخبار
جانبازان ـ باهوش ترين رئيس جمهور دنيا ـ « مادر » رماني كه
نوشته نشده است ـ كرانه هاي اميد ـ مطمئن باشيد دست خالي
برنمي گرديد ـ شهري مناسب معلولان بسازيم ـ سهميه ها :
نيروي بازدارنده يا ذهنيت منفي ـ « هيبا كوشا » ها زار زار
گريستندـ اعتكاف از نگاهي ديگر ـ خواب هاي عجيب ـ هپاتيت
و راه هاي مقابله با آن ـ سوال از شما , پاسخ از متخصصان ماـ
اين سو و آن سوي جهان ـ خانواده و جهان علم ـ چه بخوريم ,
چگونه ـ خط ويژه ـ سرگرمي خانواده ـ هزارويك شب ـ خانه
دوست كجاست ـ آن لاين ـ كليد بهشت ـ آسماني به رنگ
عشق و صوراسرافيل

|
عبور از جاده شماره شش
|

مروري بر عمليات كربلاي 4 ; اولين ماموريت تيپ
حضرت قائم (عج ) استان سمنان
اشاره : در آستانه سالگرد عمليات كربلاي 4 , عملياتي كه
در آن , تيپ هميشه پيروز قائم (عج ) , اولين ماموريت خود را
در 8 سال دفاع مقدس به انجام رسانيد و با تقديم 45 شهيد
گلگون كفن به اسلام و انقلاب اسلامي , برگ زرين ديگري را بر
كتاب افتخارات استان شهيدپرور سمنان رقم زد , ضمن تشكر
از نمايندگي بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس و
ستاد كنگره سرداران و سه هزار شهيد استان سمنان ,
خلاصه اي از تاريخچه اين عمليات و نقش رزمندگان تحت امر
تيپ حضرت قائم (عج ) را با هم مرور مي كنيم .
سال 1365 , سال ششم دفاع مقدس بود كه به نام سال
سرنوشت شناخته شد . ارتش بعثي عراق از سال 1364 و بعد
از عمليات والفجر 8 , اعلام آماده باش را به منزله (مرگ اعلام
شده ) تلقي مي نمود , چرا كه حمله رزمندگان اسلامي چيزي
جز مرگ را براي آنها به ارمغان نمي آورد. اما روحيه نشات
گرفته از ايمان و اعتقاد و عشق به جهاد و شهادت در رزمندگان
اسلام بگونه اي بود كه انتظار عمليات و شروع حمله , اميد و
آرزوي هر رزمنده بود و نشانه ها و علائم عمليات , رزمندگان
اسلام را به وجد و نشاط مي آورد و از خوشحالي سجده شكر
بجا مي آوردند.
در سال 1365 سپاه پاسداران انقلاب اسلامي 300 گردان
رزمي را سازماندهي و براي رزم آماده نمود تا پس از حدود ده
ماه بسيج امكانات كشور بتواند با عملياتي بي سابقه و برق آسا
دشمن بعثي را به زانو درآورد , و اين بار نظر فرماندهان جنگ به
جاده و شهر استراتژيك بصره متمركز شد. در يك طراحي
بسيار محاسبه شده و سنجيده با اهدافي مهم و استراتژيك ,
مقرر شد يگانهاي متعدد غواصي , پياده و زرهي ضمن عبور از
اروند رود براي اولين بار طلسم استحكامات بسيار پيچيده
دشمن را شكسته و ضمن وارد نمودن ضربات جبران ناپذير به
ارتش بعثي به مواضع دشمن يورش برده و با حمله به جزاير (ام
الرصاص ) , (ام البابي ) , (بلجانيه ) , (سهيل ) , (قطعه ) و
(بوارين ) و محاصره نيروهاي پراكنده اطراف شبه جزيره فاو , با
تصرف و عبور از ابوالخصيب , شهر بصره عراق را به سقوط
بكشانند.
سرانجام در شبانگاه سوم ديماه 1365 نيروهاي سپاه
اسلام عمليات كربلاي 4 را با رمز مقدس (يا محمد رسول الله
(ص )) آغاز كردند اگر چه دشمن در بسياري از عملياتها
غافلگير مي شد و ضربات مرگباري را دريافت مي كرد و
عملياتها با موفقيت به اتمام اهداف از پيش تعيين شده
مي رسيد , ولي اين بار اينگونه نشد , بلكه دشمن از مدتها قبل ,
از طريق اطلاعات ماهواره اي شيطان بزرگ و آگاهي از
حساسيت شاه راه شهر بصره , از عمليات رزمندگان اسلام با
خبر شده بود و براساس اخبار موثق و اعتراف اسراي عراقي ,
از يك هفته قبل (مرگ اعلام شده ) كه همان آماده باش بود , به
آنها اعلام و دشمن كليه معابر شناسايي شده را مسدود و با
ايجاد سنگرهاي كمين اقدام به تك ضد غواص و شناور و
بمباران عقبه يگانهاي رزمندگان اسلام نموده و عملا , عمليات
با مشكل بسيار جدي مواجه گرديد.
اگر چه رزمندگان اسلام در همان شب در مناطقي از جمله
ام الرصاص , ام البابي , بلجانيه , سهيل و قطعه نفوذ كردند , اما
دشمن با همان اطلاعات مطمئني كه آمريكاي ها جهت تلافي
رسوايي جريان (ايران گيت ) در اختيارشان قرار داده بودند ,
بسيار مطمئن به آماده باش خود ادامه داده و عملا موج دوم و
سوم نيروهاي غواص و قايق سواران ما را با حجم آتش سنگين
خود مورد حمله قرار داده و بدينصورت مانع از پيشروي
رزمندگان و استقرار در مناطق تازه تصرف شده گرديدند و
آمادگي ارتش بعث در حدي بود كه ادامه عمليات غير ممكن
شد. در اين شرايط تنها چاره فرماندهان جنگ , جلوگيري از
تلفات بيشتر و عدم اصرار بر ادامه عمليات پس از دو روز نبرد
طاقت فرسا بود تا بتواند در فرصتي ديگر در همان منطقه ,
عملياتي را آغاز و ستون فقرات ارتش بعث را در هم شكنند ,
(عمليات كربلاي 5 ) در عمليات كربلاي 4 كه عمليات آبي
خاكي بود , ميدان نبرد از آب به خشكي كشيده شد و براي
اولين بار خط استحكامات رژيم صهيونيستي دشمن بعثي در
محور شلمچه شكسته شد.
شايان ذكر است , اين عمليات در سخت ترين و
خطرناك ترين و حساس ترين خطوط نبرد صورت گرفت .
رزمندگان اسلام در همان زمان كوتاه و شرايط سخت ,
خسارات سنگيني را به دشمن وارد نمودند كه از جمله ساقط
نمودن سه فروند هواپيماي روسي دشمن , انهدام دهها دستگاه
تانك , انهدام 100 دستگاه خودروي سبك و سنگين , انهدام
مقدار زيادي از ادوات و تجهيزات نظامي , نابودي 6 تيپ از
نيروهاي دشمن , يك گروهان تانك , كشته و مجروح شدن 7
هزار نفر از نيروهاي دشمن و اسارت 60 نفر
مي باشد.
رزمندگان استان سمنان كه پس از سالها رشادت و
مجاهدت در لشگرها و تيپهاي مختلف , تيپ مستقل 12 قائم
آل محمد عج ويژه رزمندگان استان سمنان را در اواسط سال
1365 تاسيس و مردم شريف و غيور استان و مديران و
مسئولين ادارات و نهادها از هيچ كوششي در جهت تقويت آن
دريغ نورزيده و مجاهدانه و انقلابي در جهت تقويت آن تلاش
نموده و مسئولين سپاه استان و تيپ نيز با مديريت و
برنامه ريزي و با توكل و استعانت از خداوند متعال توانسته
بودند در مدت كوتاهي 11 گردان رزمي و 9 گردان پشتيباني و
قسمتهاي ستادي ديگر را سازماندهي نموده و استعداد و
توانايي در حد يك لشگر را براي اين تيپ نوبنياد به وجود
آورند , مي رفت تا براي اولين بار خود را براي ماموريتي سنگين
و سخت آماده نمايد.
لحظه شماري ها به سررسيد و درمورخه 65,9,29 اولين
ماموريت به تيپ 12 ابلاغ گرديد . « عمليات كربلاي 4 » و
شكست استحكامات دشمن در جاده شماره 6 واقع در جنوب
خرمشهر , جاده شلمچه به طرف نهر خين و جزايره بوارين و
انجام ماموريتهاي محوله دراين جزيره , آيا كسي جز رزمندگان
گردانهاي قمر بني هاشم ع از شهرستان دامغان و سيد الشهدا ع
از شهرستان شاهرود تيپ 12 قائم معناي عبور از جاده شماره
6 را مي داند عبور از جاده گلي , لغزنده , باريك و مسلح به
انواع موانع خورشيدي و هر چند صد متري بريدگي همراه با
موانع غير قابل عبور در وسط آب گرفتگي هايي كه دشمن از
سالها قبل و بعد از عمليات رمضان جهت ايجاد مانع و ترس از
يورش رزمندگان اسلام ايجاد كرده بود. عبور از دژ شمالي نهر
خين كه در آنها كانالهاي ارتباطي پيچيده و سنگرهاي بتوني و
ضد گلوله و موانع مختلف از جمله 13 رديف انواع سيم
خاردارهاي حفاظتي , تاكتيكي , تكميلي و مسلح كردن تمام
مسيرها به انواع مين و موانع ديگر كه دژي مستحكم و نفوذ
ناپذير ساخته بود.
عبور از نهر خين با عمق 2,5 متر و عرض 8 الي 20 متر كه
تمامي اين نهر با انواع موانع از جمله نبشي هاي ضربدري و
سيم خاردارهاي حلقوي و انواع ميادين مين و موانع
خورشيدي در جابجاي اين نهر مانع بسيار جدي براي عبور
رزمندگان محسوب مي شد.
عبور از دژ جنوبي نهر خين با ارتفاع 2,5 متر و عرض 6
متر كه در وسط آن كانالي بتوني ساخته شده بود كه در آن
سنگرهاي نگهباني مستحكم و سرپوشيده تعبيه شده بود كه آر
پي جي هم قدرت تخريب آن را نداشت و اين دژ هم مانند
ديگر استحكامات داراي انواع نقاط تاميني و سنگرهاي كمين
بتوني ضد گلوله و انواع جنگ افزارها از قبيل توپ 106 , آر پي
جي 11 و چهار لول ضد هوايي بود كه به طرف رزمندگان
اسلام موضع گرفته و آتش مي گشودند. عبور از استحكامات
باتلاقي و لجنزارها و در عين حال مسلح به انواع مين و
سيمهاي خاردار و عبور از كانالهاي بتوني به هم پيوسته با
مهندسي پيچيده و با ضريب امنيتي و حفاظتي فوق العاده كه
در چندين رديف به فاصله 100 متر از يكديگر در سطح جزيره
بوارين جهت مقابله با يورش رزمندگان اسلام ايجاد شده بود
كه رزمندگان مادر طول دفاع مقدس با چنين استحكاماتي
مواجه نشده بودند.
رزمندگان استان (تيپ 12 قائم . عج ) اين عمليات را با
يورش رزمندگان شجاع گردان قمر بني هاشم ع به فرماندهي
شايسته حاج رجب بينائيان آغاز نمودند و با وجود شرايط
بسيار سخت و برخورد با موانع و كمينهاي دشمن از آب
گرفتگي ها و بريدگي هاي مسلح عبور نموده ولي با توجه به
شرايطي كه در وصف اين عمليات ذكر شد زمين منطقه مسلح
به انواع مين هاي دشمن بود و سنگرهاي كمين دشمن با آمادگي
كامل به مقابله با رزمندگان اسلام پرداختند و دشمن از سه
جناح (مقابل , راست و چپ ) به طرف رزمندگان ما آتش
مي گشودند. آتش پشتيباني دشمن به شدت موقعيت رزمندگان
تيپ 12 را مورد هدف قرار داده بود . در اين شرايط گردان
سيدالشهدا ع به فرماندهي فرمانده مخلص و قهرمان اين
گردان , شهيد حاج عبداله عرب نجفي , به كمك رزمندگان
گردان قمر بني هاشم ع شتافته و به مدت 4 ساعت نبرد
شجاعانه با دشمن خسارات و تلفات فراواني به دشمن وارد
نموده و حتي به پيشروي خود ادامه داده و عده اي از رزمندگان
ما از نهر خين هم گذشتند , اما بدليل لو رفتن عمليات و حجم
بسيار سنگين آتش دشمن و مسائل و مشكلات كلي كه در
خصوص اين عمليات مطرح شد فرماندهان دستور توقف
عمليات را صادر نمودند. در واقع اين عمليات آشنايي با رزم و
شناسايي از نزديك براي فرماندهان جنگ شد تا با اطلاعات و
تجربيات بدست آمده در مدت زماني بسيار كوتاه (15 روز) , با
استفاده از اصل غافلگيري عملياتي را در همان مناطق طراحي و
آغاز نمايند كه موفقيت و پيروزي هاي چشمگير آن نظر دنيا را
به خود جلب نمود.
استان سمنان در اين عمليات تعداد 45 شهيد والامقام
تقديم اسلام وانقلاب اسلامي نموده است . ستاد كنگره
سرداران و 3000 شهيد استان سمنان ونمايندگي بنياد حفظ
آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس استان سمنان در سالروز اين
عمليات برق آسا و غرور آفرين , ضمن گراميداشت ياد آن ايام و
تقدير از رزمندگان و جانبازان آن عمليات , ياد و خاطره
شهداي بخون خفته و والامقام آن عمليات راگرامي مي دارد.
سمنان ـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي
در واقع اين عمليات آشنايي با رزم و شناسايي از
نزديك براي فرماندهان جنگ شد تا با اطلاعات و
تجربيات بدست آمده در مدتي بسيار كوتاه (15
روز) با استفاده از اصل غافلگيري عملياتي را در
همان مناطق طراحي و آغاز نمايند.
دشمن با همان اطلاعات مطمئني كه آمريكايي ها
جهت تلافي رسوايي جريان (ايران گيت ) در
اختيارشان قرار داده بودند , بسيار مطمئن به آماده
باش خود ادامه دادند.

|
من نوشتن را نذر تو كرده ام
|

به بهانه 11 دي ماه هشتمين سالگرد پرواز آسماني (سيد مجتبي
علمدار)
تشنه ام , در گوشهايم اما صداي شرشر باران پيچيده است و
موسيقي چكاچك قطره ها. سردم شده است , اما درونم از اضطراب
مي سوزد. مدتهاست من اسير اين اضداد شده ام ; آنچه چشمانم
مي بيند گوشهايم نمي شنوند , و آنچه بر زبان مي رانم دستانم مطيع
آن نيستند. بيچاره دلم , بيچاره دلم كه در اين كشاكش اضداد
مي فرسايد; لحظه به لحظه ! چشمانم را مي بندم و تمام آرزوها و
روياها و دلخوشي هايم از مقابل چشمانم مي گذرند , كه پررنگ ترين
آنها , روزهاي با تو بودن است ...
صحرا بود و صحرا. آن بوته هاي هرز و خشك هم براي
دلخوشي زمين از خاك بيرون آمده بودند. قحطي آب , قحطي
سبزي . محل استقرار لشكر ما هم وسط همين صحرا بود : « هفت
تپه » و روزها بود كه ما از شهرمان به اينجا آمده بوديم به عزم رزم .
آن روز من و بقيه بچه ها براي انجام مانور قبل از عمليات ,
پشت خاكريزها نشسته بوديم كه تو آمدي و چه آمدني ; در تمام
روزهاي رزم اينگونه نديده بودمت : لباس سبز سپاه را پوشيده
بودي و شال سبزت را به كمر بسته بودي . آنروز كمر بسته بودي به
رشادت و اينكه يك عمر مرا آواره اين لحظه كني و كردي ! درست
درمقابلم ايستادي و پيشاني بندت را بستي ; نگاهم در پس زمينه
تماشاي تو به عاشورا پيوند خورد , تو درس رشادت از عباس عليه
السلام آموختي كه اين چنين بشكوه به نبرد آماده شده اي !
من مست تماشاي تو بودم , تو اما با دقت خاصي محل استقرار
نيروهايت « گروهان سلمان » را بررسي مي كردي و... مانور تمام شد.
تو دوباره در مقابلم ايستادي و صحبت كردي , صداي دلربايت
تا آنروز اينگونه به مذاق جانم خوش نيامده بود , حض مي كردم از
شنيدن صدايت و از تماشاي قامتت ! هر چه تو را در آن لباس سبز
بيشتر مي ديدم به كوچكي خودم بيشتر پي مي بردم . تا آنروز گمان
مي كردم چون با تو به جبهه آمدم , با تو همه جا هستم , در يك
ظرف غذا مي خورم ; مانند توام ; وه كه چه كوچك بودم !
آنروز همه اينها را با نگاه فهميدم , با يك نگاه ; و اكنون
سالهاست حسرت به دل همان نگاهم , همان نگاه ; وجودم سرا پا
طلب شده است براي ديدار دوباره ات « مجتبي » ! چشمانم
سالهاست تشنه همان قامت است براي رويت ; وچه طولاني شد
اين عطش .
صدايي از بيرون مي آيد و روياهايم از صفحه ذهنم فرار
مي كنند. قلبم مانند آنكه در آب پرتش كرده باشند مي ترسد و
مي تپد و بعد از چند ثانيه در جايش قرار مي گيرد. آه ! مجتبي جان
گمت كرده ام ! و به بيراهه مي روم درست همان لحظه كه گمت
مي كنم . اينها كه مي گويم افسانه نيست , شعر نيست , بازي من با
واژه هاي زيبا و نا زيبا نيست , شرح حالي است تلخ و محنت بار كه
شرم , دلتنگي و در راه ماندگي از آن لبريز است .
« ابن السبيل » را كه خدا زكات را بر آنها جايز شمرده مي داني
ابن السبيل منم . در راه مانده اي كه چشم به راهم تا تو زكات
پروازت را بپردازي ! لااقل سري به روياهايم بزني و انگشت اشارتي
نشان بدهي , به سوي پنجره اي كه به جاودانگي گشوده مي شود.
از زمان پركشيدنت , من نوشتن را نذر تو كرده ام تا گمت نكنم . از
واژه دان دلم هر سال زيباترين و معصوم ترين واژه ها را به پاي اين
نذر مي ريزم , چون اين برزگترين دلخوشي من است و چقدر هم اين
دلخوشي ها براي من حياتي است . قصورم را ببخشاي !
شايد امروز اگر ببينمت ديگر قادر به نگريستن در چشمانت
نباشم , اما تو به چشمانم و به دستها و گامهايم نگاه كن ! براي ياري
من ! چون از چشمانت عشق مي ترواد , عشقي حيات بخش ; مثل
آب , مثل آفتاب , مثل باران !
ارسالي از طرف : هيات رهروان امام خميني (ره ) شهرستان ساري

|
|
|