روزنامه جمهوري اسلامي 08/10/1383 صفحه سرمقاله
درسي كه از اوكراين بايد گرفت


بسم الله الرحمن الرحيم
اوكراين , دومين كشور از جمهوريهاي جدا شده از اتحاد جماهير شوروي است كه با دخالت آشكار غرب و مشخصا آمريكا , به دامن غرب ميغلطد و مهره هاي سرسپرده آمريكا حاكميت آنرا در دست ميگيرند. سال گذشته نتايج انتخابات گرجستان با دخالت غرب ناديده گرفته شد و ادوارد شواردنادزه حكومت را از ناچاري به يك مهره آمريكا سپرد و از گردونه حاكميت خارج شد و امسال « ويكتوريانگويچ » كه در انتخابات اول آذرماه پيروز شده بود , تحت فشار غرب , وادار به پذيرش تجديد انتخابات شد و اين هفته در انتخابات روز يكشنبه شاهد پيروزي « يوشچنكو » مهره وابسته به غرب بود , مهره اي كه از قبل همه چيز حتي ميزان برتري آرا او بر « ويكتوريانگويچ » پيش بيني و تعيين شده بود.
اين دو رويداد در دو كشور جدا شده از شوروي سابق , بويژه اوكراين كه بعد از روسيه مهمترين جمهوري از نظر صنعت و پيشرفت است , براي روسيه و همه كشورهاي منطقه از حساسيت فوق العاده اي برخوردار است . اين حساسيت ها را ميتوان در چند نكته جداگانه برشمرد.
اول آنكه اين چنين آشكارا دخالت كردن در تعيين حاكمان در كشورها , نشان ميدهد غربي ها بويژه آمريكا درصدد هستند به هر قيمتي شده اهداف خود را در زمينه حاكميت مطلق بر جهان به پيش ببرند و در اين راه از هيچ اقدامي حتي اگر به رسوائي هاي بزرگي از قبيل برملا شدن پوچ بودن ادعاي دموكراسي غرب منجر شود ابائي ندارند. آمريكائي ها اين روزها آشكارا اعلام كرده اند كه قضات اوكرايني را مدتي تعليم دادند تا در مواقع لازم به نفع اهداف آمريكا راي صادر كنند و حكم دادگاه عالي اوكراين عليه انتخابات اول آذر ماه كه آنرا باطل اعلام كرد توسط همين تعليم ديدگان صادر شده است . علاوه براين , آمريكائي ها رسما اعلام كرده اند كه 650 ميليون دلار براي ايجاد تغييرات در اوكراين و به حكومت رساندن « يوشچنكو » سرمايه گذاري كرده اند. البته اين غير از بودجه ايست كه براي تبليغات رسانه اي توسط آمريكا و اروپا در جريان انتخابات اوكراين و قبل و بعد از آن خرج شده است .
نكته دوم به وزن و جايگاه روسيه مربوط مي شود. دولتمردان روسيه در واقعه شگفت انگيز گرجستان و اوكراين , نشان داده اند كه در برابر مداخلات غرب , هيچ قدرتي براي حمايت از طرفداران خود ندارند و شايد اصولا اراده اي براي اين كار ندارند. در هر دو صورت , اين رويدادها باقيمانده ژست ابرقدرتي روسيه را نيز به باد داده و منطقه وسيع آسياي ميانه و قفقاز و ماورا قفقاز را براي هميشه از حوزه قدرت و اعمال نفوذ روسيه خارج مي كند. اروپاي شرقي هم كه اكنون يك دهه است حساب خود را از مسكو جدا كرده است . اينها همه ميراث به جاي مانده از امپراطوري شوروي سابق هستند كه به حساب غرب و مشخصا آمريكا ريخته ميشوند. سخن بر سر اين نيست كه « يانكويچ » بهتر است يا « يوشچنكو » . اينها هر دو ممكن است وابسته باشند و قابل اعتنا نباشند , لكن اين نكته را نميتوان ناديده گرفت كه غرب از وضعيت موجود براي تحقق اهداف جهانخواري خود بهره برداري مي كند , كاري كه قطعا به زيان بشريت است .
سومين نكته اينكه اينطور نيست كه آمريكا در برنامه هايش براي تغيير حكومت ها شكست نخورده باشد. مشابه برنامه هاي اوكراين و گرجستان را آمريكا براي ونزوئلا و ايران در يكسال اخير تدارك ديده بود ولي در هر دو مورد با شكست مفتضحانه اي مواجه شد. در ونزوئلا , عليرغم پولهاي زيادي كه آمريكا خرج كرد و عليرغم تبليغات زيادي كه به نفع نوكران خود كرد , در همه پرسي از « هوگوچاوز » به سختي شكست خورده و حتي از توسل به قدرت نظامي نيز نتوانست طرفي ببندد. در ايران نيز با اينكه انتخابات مجلس هفتم براي آمريكا بسيار مهم بود و سرمايه گذاري زيادي از طريق مطبوعات زنجيره اي داخلي , راديوهاي بين المللي و مهره هاي محلي كرده بود , با شكست مفتضحانه اي مواجه شد. توطئه آمريكا عليه اين دو كشور فقط مربوط به اين يكسال اخير نيست , سالهاست كه اين توطئه جريان دارد و همواره با شكست و ناكامي آمريكا همراه است . راز اين شكست آمريكا و موفقيت مخالفان آمريكا در اين دو كشور را بايد در استقلال نظام هاي حكومتي و پشتوانه مردمي آنها جستجو كرد , چيزي كه هر جا نباشد راه نفوذ به روي جهانخواران در آنجا باز خواهد بود همچنانكه در افغانستان و عراق رخ داد.
چهارمين نكته آنكه آمريكا البته از توطئه هاي امروز خود در اوكراين و گرجستان و عراق و افغانستان , در دراز مدت طرفي نخواهد بست . اوكراين و گرجستان هم اكنون آبستن حوادث مهمي هستند كه نه تنها همه چيز را در اين كشورها از چنگ آمريكا و غرب خارج خواهد كرد , بلكه افكار عمومي را نيز در ميان اين دو ملت و ملت هاي منطقه بشدت عليه آمريكا و غرب بسيج خواهد ساخت . بلعيدن كشورها به شيوه كشورهاي بلوك سرمايه داري و كمونيستي تاكنون جز گلوگير شدن لقمه ها نتيجه ديگري نداشته و از اين پس نيز نخواهد داشت .
و آخرين نكته , نتيجه ايست كه ميتوان از مجموع حوادث , از اوكراين تا ونزوئلا , گرفت . واقعيت اينست كه اين حوادث به روشني نشان ميدهند حكومت ها بايد روي پاي خود بايستند تا بتوانند بمانند. اين حوادث , ماهيت چپاولگر , تزويرگر و بي رحم غرب را برملا مي كنند. به اين وحشي درنده خو نه تنها نبايد اعتماد كرد بلكه بايد براي مقابله با آن مجهز شد. اين , درسي است كه از اوكراين بايد گرفت .