بسم الله الرحمن الرحيم
پديده دوم خرداد و قدرت يافتن جناح موسوم به اصلاح طلب , محصول
انحصارطلبي جناح مقابل بود كمااينكه شكست جريان دوم خرداد و به قدرت
رسيدن مجدد جريان مقابل آن نيز محصول انحصارطلبي دوم خردادي هاست .
عجبا كه اين تجربه پندآموز و عبرت انگيز براي هيچيك از اين دو جناح آموزنده
نبود و هرچه زمان ميگذرد بيماري انحصارطلبي و تشنگي قدرت در وجود آنها
مزمن تر و ريشه دارتر ميشود و بيشتر جلوه مي كند!
اين روزها صحنه تبليغات پيش از موعد انتخابات رياست جمهوري در
كشورمان , عرصه تاخت و تاز عناصري شده است كه بسياري مايل هستيم همه
آنها كفايت سياسي خود را در سخن و عمل نشان دهند ولي متاسفانه چنان سخن
ميگويند و چنان رفتار مي كنند كه به نظر ميرسد مشتي كوتوله سياسي و افرادي كه
هنوز به بلوغ سياسي نرسيده اند ميدان دار اين عرصه شده اند. گفتارها و رفتارها
عموما از ذوق زدگي و دستپاچگي اين عناصر حكايت دارد و هر ناظر عاقلي را به
شگفتي واميدارد كه آيا ميتوان كشوري را كه اينهمه دشمن ريز و درشت داخلي و
خارجي دارد و قرار است پايگاه نهضت جهاني اسلام باشد و حمايت از
محرومان و مظلومان جهان را سرلوحه برنامه هاي خود قرار دهد , آيا ميتوان
چنين كشوري را به دست چنين افرادي سپرد تا آنرا مديريت كنند !
هنوز جوهر انگشت نگاري مردم برروي برگه هاي انتخاباتي مجلس هفتم
خشك نشده , برندگان اين انتخابات از يكطرف با همديگر چانه زني بر سر اينكه
ما جوانها شما پيرها را كه فراموش شده بوديد زنده كرده ايم و شنيدن اين پاسخ
كه اگر ما فراموش شده ها در اطاق هاي فكر به درنگ و تامل و برنامه ريزي
نپرداخته بوديم شما به قدرت نمي رسيديد , را شروع كرده اند و از طرف ديگر به
شعار كاملا سياسي « جوان گرائي » با هدف خالي نگهداشتن ميدان انتخابات
رياست جمهوري از افراد صاحب تجربه و پخته و كارآمد , متوسل شده اند. اينكه
در اين ميان تقواي سياسي چه نقشي دارد و جايگاه خدا و قانون و حق انتخاب
مردم كجاست , گويا تنها چيزي است كه انديشيدن به آن در قاموس سياسي اين
حضرات حرام موبد است !
زير لواي شعار زيباي « جوان گرائي » سينه مي زنند بدون آنكه به اين سئوالها ,
كه اتفاقا به جلسات حزبي خودشان نيز راه يافته و موجب بگومگوهاي زيادي
شده , جواب بدهند كه اگر بايد افراد مسن و با تجربه خانه نشين باشند و در عرصه
قدرت حضور نداشته باشند چرا پيامبر گرامي اسلام و حضرت امير
عليهماالسلام تا آخرين لحظه حيات در مسند حكومت بودند و چرا امام
خميني رضوان الله تعالي عليه كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در اوج كهولت
بودند قدرت را دردست گرفتند و 10 سال رهبري مطلق جامعه را دردست
داشتند و تا آخرين روز عمر شريفشان نيز قدرت را در اختيار داشتند آيا تجربه
حاكميت پيامبر و اميرالمومنين و امام خميني , تجربه ناموفقي بود ! و آيا به لوازم
آنچه تحت شعار « جوان گرائي » ميگوئيد در همين زمان و از اين به بعد
انديشيده ايد تكليف رهبري انقلاب با اين شعار شما چه ميشود تكليف افرادي
از قبيل دبير شوراي نگهبان كه تمام عمر بعد از انقلاب خود را در اين نهاد
گذرانده و همين امسال درحاليكه در اوج كهولت قرار دارد بار ديگر براي يك
دوره جديد به عضويت شوراي نگهبان منصوب شده و شما نيز حضور ايشان در
اين سمت را بسيار تاييد مي كنيد و البته ايشان فردي باتقوا , لايق و شايسته است
و خدمات ارزنده اي نيز به انقلاب و نظام كرده است , تكليف چنين افرادي با
شعار « جوان گرائي » شما چه ميشود
واقعيت اينست كه شعار « جوان گرائي » اگر در جاي خود بكار برود بسيار
درست و خوبست اما بهره برداري نادرستي كه اكنون از آن ميشود از مصاديق
كلمه « حق يرادبها الباطل » است . توسل به اين شعار زيبا اكنون با هدف هموار
ساختن راه انحصارطلبي مطلق صورت ميگيرد. حضرات متوسلين به اين شعار
شايد توجه ندارند كه جناح مقابل آنها در سالهاي گذشته از طريق روزنامه هاي
زنجيره اي و سخنگويان خود با توسل به همين شعار تلاش وسيعي براي زير
سئوال بردن جايگاه رهبري كردند ولي چون راه باطلي را در پيش گرفته بودند به
بن بست رسيدند.
هدف ما از پرداختن به اين مقوله , بهيچوجه حمايت از فرد خاصي نيست .
روزنامه جمهوري اسلامي به هيچ حزب و گروه و فردي وابسته نيست و به همين
دليل نه از بيان آنچه حق تشخيص ميدهد كوتاهي مي كند و نه زير علم كسي يا
دسته و گروهي سينه ميزند. ما ميخواهيم به اين واقعيت اشاره كنيم كه از فضاي
سياسي كشور اكنون بار ديگر بوي تند انحصارطلبي به مشام ميرسد. با تكيه بر
همين واقعيت تاكيد مي كنيم فضاي انتخابات رياست جمهوري بايد براي همه
سليقه ها و افراد , اعم از جوان و پير و آنها كه در چارچوب قانون و صلاحيت هاي
مشخص شده در مقررات مربوط به انتخابات رياست جمهوري ميتوانند وارد
رقابت انتخاباتي شوند , باز و مهيا باشد , تبليغات انتخاباتي نيز سالم و اسلامي و
مثبت و عاري از تخريب باشد تا مردم بتوانند در چنين فضائي فرد مورد نظر خود
را انتخاب كنند. اگر غير از اين وضعيت ديگري پيش بيايد , مردم نيز تصميم
ديگري خواهند گرفت . اينهمه احساسات مردم را به بازي نگيريد , عقل مردم را
ناديده نگيريد و خود را قيم مردم ندانيد. مردم , صداي پاي انحصارطلبي را كاملا
تشخيص ميدهند.

|