قسمت دوم
محمد رحماني
ح (نظارت و بازخواست
يكي از مطالبي كه مورد اهتمام و تاكيد فراوان علي
عليه السلام بوده , بازرسي مستقيم و حسابرسي امور بيت المال
است . اين مهم , در مدت كوتاه حكومت علوي , دوچندان بوده
است و بارها در نهج البلاغه , بويژه در نامه هاي آن حضرت به
واليان مناطق , اين حساسيت , به چشم مي خورد.
علي عليه السلام نظارت بر بيت المال را , از وظايف اصلي
و اساسي حاكم اسلامي مي داند. از اين رو , دخل و خرج
بيت المال را , مستقيما , تحت نظارت خويش قرار داد و با
متخلفان از احكام اسلامي , برخورد شديد كرد و از آنان , در
باره نحوه جمع آوري و چگونگي خرج و هزينه بيت المال ,
پرسيد و از كوچكترين تخلفشان چشم نپوشيد و در مواردي
متخلف را عزل مي كرد.
در اين بخش , به پاره اي از مطالب نهج البلاغه در اين باره ,
اشاره مي شود.
1 ـ حسابرسي از كارگزاران
1,1 ـ در نامه چهلم , خطاب به برخي از كارگزاران
مي نويسد :
« بلغني انك جردت الارض فاخذت ما تحت قدميك و
اكلت ما تحت يديك ! فارفع الي حسابك ! و اعلم ان حساب الله
اعظم من حساب الناس . »
به من خبر رسيده كه كشت زمينها را , برداشته و آنچه را كه
مي توانستي , گرفته و آنچه در اختيار داشتي , به خيانت
خورده اي ! پس هرچه زودتر , حساب اموالت را براي من
بفرست ! و بدان كه حسابرسي خداوند , از حسابرسي مردم ,
سخت تر است .
1,2 ـ توبيخ پسر اشعث
علي عليه السلام در نامه پنجم , خطاب به اشعث پسر
قيس , ضمن بيان پاره اي از مباحث حكومتي و اهميت و
جايگاه و مسووليت در برخورد با بيت المال , مي نويسد :
« و في يديك مال من مال الله , عز وجل , و انت في خزانه
حتي تسلمه الي و لعلي الا اكون شر ولاتك لك » ;
پيش تو , مالهايي از ثروتهاي خدا بزرگ , هست و تو ,
خزانه دار آنها هستي , تا به من بسپاري . اميدوارم براي تو ,
بدترين زمامدار نباشم .
ابن ابي الحديد مي نويسد : پس از اينكه نامه , به دست
اشعث مي رسد , ناراحت مي شود و در ميان مردم سخنراني
مي كند و مي گويد « مرا , عثمان , فرماندار آذربايجان كرده و از
علي , همان گونه كه از عثمان پيروي مي كردم , پيروي خواهم
كرد... »
دست آخر , اشعث , به كوفه آمد و خود را تسليم مولا علي
عليه السلام كرد . (40 )
لازم به يادآوري است كه اشعث بن قيس , پيش از خلافت
امام علي عليه السلام از سوي عثمان , فرماندار آذربايجان شده
بود.
آيت الله حسن زاده , در ذيل اين خطبه , از ابوالفرج , چنين
گزارش مي كند :
« اشعث , چون وارد بر مولا علي عليه السلام مي شود ,
شروع به سخن مي كند , ولي امام علي عليه السلام با او , برخورد
شديد مي كند. اشعث , عكس العمل نشان مي دهد و با كنايه ,
حضرت را تهديد مي كند. مولا علي عليه السلام در مقابل ,
مي گويد : « آيا مرا از مرگ مي ترساني و يا به مرگ تهديد
مي كني به خدا سوگند !باكي ندارم مرگ سراغ من بيايد و يا من
به استقبال مرگ بروم . » !(41 )
ابن ابي الحديد , در باره نفاق و فساد اشعث مي نويسد :
« اشعث , در عصر حكومت امام علي , از منافقان و دشمنان
بود , همان گونه كه عبدالله بن ابي در عصر رسول خدا , از
منافقان و دشمنان بود. هر گونه فساد و نگراني كه در حكومت
مولا علي پديد مي آمد , ريشه اش از سوي اشعث
بود . (42 )
1,3 ـ توبيخ مصقله
علي عليه السلام در نامه چهل و سوم كه بر اساس گزارشي
رسيده از « مصقله بن هبيره شيباني » كارگزار آن حضرت در
منطقه اردشير خره (فيروزآباد فارس ) صادر شده , او را بر
رعايت نكردن عدالت , توبيخ مي كند و مي نويسد :
« بلغني عنك امر , ان كنت فعلته فقد اسخطت الهك و
عصيت امامك : انك ت قسم في المسلمين الذي حازته
رماحهم و خيولهم و اريقت عليه دماوهم في من اعتامك من
اعراب قومك ! فو الذي فلق الحبه و براالنسمه ! لين كان ذالك
حقا , لتجدن لك علي هوانا و لتخفن عندي ميزانا. فلا تستهن
بحق ربك و لا تصلح دنياك بمحق دينك , فتكون من الاخسرين
اعمالا . » (43 )
در باره تو , به من , گزارشي داده اند كه اگر چنان كرده باشي ,
خداي خود را به خشم آورده اي و امام خويش را نافرماني
كرده اي . خبر رسيد كه تو , غنيمت (بيت المال ) مسلمانان را ـ كه
نيزه ها و اسبهايشان , گرد آورده و با ريخته شدن خونهايشان ,
به دست آمده ـ به عربهايي كه خويشاوندان تو هستند و تو را
گزيده اند , پخش مي كني ! به خدايي كه دانه را شكافت و
پديده ها را آفريد! اگر اين گزارش , درست باشد , در نزد من ,
خوار , و منزلت تو , سبك گرديده است . پس حق پروردگارت
را , لبيك شمار و دنياي خود را با نابودي دين , آباد مكن كه
زيانكارترين انساني .
آيت الله حسن زاده , در ذيل اين خطبه مي نويسد :
« مصقله بن هبيره , از بزرگان « نجد » و از قبيله « بني شيبان »
بوده است . علت توبيخ و سرزنش مولا علي عليه السلام عبارت
است از اينكه مصقله , بخشي از بيت المال را , ميان اقوام
خويش تقسيم كرده , بي آنكه از امام علي عليه السلام اجازه
بگيرد به اين نيت كه اين تقسيم , از سهميه آنان از بيت المال , به
شمار مي آيد. افزون بر اين , مصقله , عده اي از جنگجويان عليه
مسلمانان را ـ كه در منطقه اهواز , اسير شده بودند ـ با هزار
درهم , از بيت المال , مي خرد و آنان را آزاد مي كند , ولي پول
بيت المال را , نمي پردازد. امام علي عليه السلام به محض
خبردار شدن , او را احضار مي كند و ضمن قسط بندي بدهي ,
او را مجبور مي كند بر پرداخت ... » (44 )
2 ـ نظارت بر بيت المال
در خطبه صد و نوزده در باره وظايف و مسئوليتهاي حاكم
اسلامي , مطالبي بيان شده , از جمله اينكه نبايد جمع آوري
بيت المال مسلمانان را , به ديگران واگذار كرد , به گونه اي كه
حاكم , اطلاع و نظارتي بر آن نداشته باشد; « و لا ينبغي لي ان
ادع الجند و المصر و بيت المال و جبايه الارض و القضا بين
المسلمين و النظر في حقوق المطالبين , ثم اخرج في كتيبه
اتبع ا خري اتقلقل تقلقل القدح في الجفير الفارغ . » (45 )
و براي من , سزاوار نيست كه لشكر و شهر و بيت المال و
جمع آوري خراج و قضاوت ميان مسلمانان و گرفتن حقوق
درخواست كنندگان را , رها سازم , آنگاه با دسته اي , بيرون روم
و به دنبال دسته اي , به راه افتم و چونان تير نتراشيده , در
جعبه اي خالي , به اين سو و آن سو سرگردان شوم .
3 ـ نظارت بر مخارج امير الحاج
آن حضرت , در نامه شصت و هفتم , ضمن تبيين وظايف
امير الحاج در مكه (قثم بن عباس ) , مطالبي را بيان مي كند. از
جمله مي گويد :
« وانظر الي ما اجتمع عندك من مال الله فاصرفه الي
من قبلك من ذوي العيال و المجاعه مصيبا به مواضع الفاقه و
الخلات . و ما فضل عن ذلك فاح مله الينا لنقسمه في من
قبلنا . » (46 )
در مصرف بيت المال كه در دست توست بنگر! و آن را به
عيالمندان و گرسنگان پيرامونت , بخش ! و به مستمندان و
نيازمنداني كه به كمك مالي تو , سخت نياز دارند , برسان ! مازاد
را , نزد ما بفرست , تا در ميان مردم نيازمندي كه در اين سامان
هست , تقسيم كنيم .
4 ـ نظارت بر ميهمانيهاي كارگزاران
امام علي عليه السلام در امر نظارت بر حركات و رفتار
كارگزاران , حتي مسايل معمولي و پيش پا افتاده را , ناديده
نمي گرفت و از آنان , بازخواست مي كرد. از اين رو , در نامه به
عثمان بن حنيف كه پس از اين , تحت عنوان « الگو بودن حاكم
اسلامي » , به تفصيل خواهد آمد وي را به جهت شركت در
ميهماني بعضي اشراف بصره , مورد توبيخ و سرزنش قرار
مي دهد و مي گويد :
« گمان نمي كردم , ميهماني شخصي را بپذيري كه
نيازمندانشان , با ستم , محروم شده , و ثروتمندان آنان , بر سر
سفره و دعوت شده اند! بنگر در كجايي و بر سر كدام سفره
مي خوري ! پس آن غذايي كه حلال و حرام بودنش را نمي داني ,
دور بيفكن و آنچه را به پاكيزگي و حلال بودنش يقين داري ,
مصرف كن . » (47 )
ط ) الگو بودن حاكم اسلامي
در اسلام , مساله حفظ بيت المال و دقت و احتياط در
مصرف آن , اهميت ويژه اي دارد. دقت و احتياط رهبران مكتب
انسان ساز اسلام در هزينه كردن بيت المال , از عبرت انگيزترين
امور در زندگي آنان به شمار مي آيد و موجبات تعجب و
شگفتي هر خواننده اي را فراهم مي كند.
در ميان ائمه عليهم السلام امام علي عليه السلام به جهت
شرايط زماني و مكاني ويژه اي كه در عصر حكومتش وجود
داشته ; در اين امر , سرآمد و زبانزد است . تاريخ , نمونه هاي
زيادي از اين سان رويدادهاي شگفت انگيز را در زندگي مولا
علي عليه السلام در سينه خود حفظ كرده است . در اين بخش ,
به چند نمونه از گفتار و كردار آن حضرت در باره اينكه حاكم
اسلامي , در مصرف كردن بيت المال , بايد الگو و اسوه باشد ,
اشاره مي شود.
1 ـ هماهنگي با زندگي طبقه ضعيف
علي عليه السلام دوستي در بصره , به نام علا بن زياد(48 )
دارد. او , مريض مي شود و علي عليه السلام به عيادت او
مي رود. مولا علي عليه السلام هنگامي كه خانه عريض و طويل
او را مي بيند , خطاب به او مي گويد :
« ما كنت تصنع بسعه هذه الدار في الدنيا و انت اليها
في الاخره كنت احوج » (49 )
با اين خانه وسيع در دنيا , چه مي كني در حالي كه در
آخرت , به آن نيازمندتري
علا , سپس , شكايت برادرش , عاصم , را كه گوشه گيري را
انتخاب كرده و لباسهاي مندرس پوشيده , به علي عليه السلام
مي كند. مولا , فرمان دهد كه او را احضار كنند. وقتي او را
مي آورند , خطاب به اوگويد : اي دشمنك جان خويش ! شيطان ,
بر تو راه يافته و تو را صيد كرده , آيا به خانواده ات رحم
نمي كني ...
عاصم بن زياد , عرض كرد : « يا علي ! من , از تو پيروي
مي كنم » . امام علي عليه السلام در جواب گفت :
« ان الله تعالي , فرض علي ائمه العدل ان يقدروا انفسهم
بضعفه الناس كيلا يتبيغ بالفقير فقره . »
خداوند متعال , بر پيشوايان عدل و حق , واجب كرده است
كه بر خود سخت گيرند و شيوه زندگي را , هماهنگ با وضع
زندگي طبقه ضعيف مردم قرار دهند تا ناداري و فقر , فقير را از
جا به در نبرد.
محقق خويي , در ذيل اين خطبه , رواياتي را گزارش كرده
كه بر لزوم هماهنگي زندگي رهبران ديني با طبقه ضعيف و كم
درآمد , دلالت دارد.
ايشان , به دنبال خطاب مولا علي عليه السلام به عاصم ,
برادر علا , بحث مفصلي را در باره رفتار و افكار و عقايد و
مطاعن و كرامات صوفيه , تحت هفت مقام , در سيصد و هشتاد
صفحه مطرح كرده است . (50 )
ابن ابي الحديد , در باره نفوذ و تاثير كلام امام علي عليه
السلام مي نويسد :
پس از فرمايش علي به عاصم , وي , از مكاني كه در آن
نشسته بود , حركت نكرد , مگر اينكه عاصم , لباسهاي كهنه و
مندرس را به در كرد و لباس نو پوشيد . (51 )
2 ـ احتياط امام علي عليه السلام در بيت المال
عثمان بن حنيف , از دودمان اوس , با برادرش , سهل بن
حنيف , در محضر رسول خدا صلي الله عليه و آله اسلام را
پذيرفتند و هميشه از ياران علي عليه السلام به شمار مي آمد.
علي عليه السلام او را به جاي عبدالله بن عامر , پسرخاله
عثمان بن عفان , به استانداري بصره منصوب كرد. روزي , او ,
دعوت فرد پولداري را پذيرفت و سر سفره رنگين وي نشست .
اين كار عثمان بن حنيف , به امام علي عليه السلام گزارش شد.
آن حضرت , ناراحت شد و ضمن نامه اعتراض آميزي (52 ) ,
مطالب بسيار مهمي را گوشزد كرد. در آغاز يادآوري مي كند :
پسر حنيف ! به من گزارش داده اند كه مردي از سرمايه داران
بصره , تو را به ميهماني خويش فراخوانده و تو , به سرعت , به
سوي آن شتافته اي , خوردنيهاي رنگارنگ , براي تو آورده اند و
كاسه هاي پر از غذا , پي در پي , جلوي تونهادند! گمان نمي كردم
ميهماني مردمي را بپذيري كه نيازمندانشان : با ستم , محروم
شده و ثروتمندان آنان , بر سر سفره , دعوت شده اند. بنگر در
كجايي و بر سر كدام سفره مي خوري ! پس آن غذايي كه حلال و
حرام بودنش را نمي داني , دور بيفكن و آن چه را به پاكيزگي و
حلال بودنش , يقين داري , مصرف كن !
« الا و ان لكل ماموم اماما يقتدي به و يستضي بنور علمه !
الا و ان امامكم قد اكتفي من دنيا بطمريه و من طعمه بقرضيه ...
فوالله ! ما كنزت من دنياكم تبرا و لا ادخرت من غنايمها وفرا و
لا اعددت لبالي ثوبي طمرا و لاخرت من ارضها شبرا و لا
اخذت منه الا كقوت اتان دبره و لهي في عيني اوهي و اهون من
عفصه مقره ... »
آگاه باش ! هر پيروي را , امامي است كه از او پيروي مي كند
و از نور دانشش , روشني مي گيرد.
آگاه باش ! اما شما , از دنياي خود , به دو جامه فرسوده و دو
قرص نان , رضايت داده است ....
پس سوگند به خدا! من از دنياي شما , طلا و نقره اي ,
نياندوخته و از غنيمتهاي آن , چيزي , ذخيره نكرده ام ! بر دو
جامه كهنه ام , جامه اي نيفزودم و از زمين دنيا , حتي يك
وجب , در اختيار نگرفتم ...! دنياي شما , در چشم من , از دانه
تلخ درخت بلوط , ناچيزتر است ...
« و لو شيت لاهتديت الطريق الي مصفي هذا العسل و لباب
هذا القمح و نسايج هذا القز و لكن هيهات ان يغلبني هواي و
يقودني جشعي الي تخير الاطعمه لعل بالحجاز او اليمامه من لا
طمع له في القرص و لا عهد له بالشبع او ابيت مبطانا و حولي
بطون غرثي و اكباد حري . »
من , اگر مي خواستم , مي توانستم از عسل پاك و از مغز
گندم و بافته هاي ابريشم , براي خود , غذا و لباس فراهم آورم ,
اما هيهات كه هواي نفس , بر من چيره گردد و حرص و طمع ,
مرا وا دارد كه طعامهاي لذيذ برگزينم در حالي كه در حجاز يا
يمامه , كسي باشد كه به قرص ناني نرسد و يا هرگز , شكمي ,
سير نخورد , يا من سير بخوابم و پيرامونم , شكمهايي كه از
گرسنگي به پشت چسبيده و جگرهاي سوخته , وجود داشته
باشد!
آيت الله حسن زاده , در باره عثمان بن حنيف , مي نويسد :
« وي , تربيت شده دست مبارك رسول خدا صلي الله عليه
و آله بود و به درجات عاليه از كمال , رسيده بود. و عمر نيز به
او عقيده داشت و جمع آوري خراج منطقه وسيعي از حكومت
را , به او واگذار كرده بود. پس از او , امام علي عليه السلام وي
را , به عنوان والي بصره , منصوب كرد » .
... و اينكه امام علي عليه السلام به مجرد خطاي كوچكي
(حضور بر سر سفره اشرافي ) او را توبيخ كرده , دليل بر مقام و
منزلت اوست .
سپس , آيت الله حسن زاده , در باره هدف از تشكيل چنان
مجلسي , احتمالاتي را مطرح مي كند. احتمال سوم , عبارت
است از اينكه : دعوت كنندگان , از مخالفان امام علي بوده اند و
خواسته اند با غذاهاي آنچناني , دل عثمان را بربايند و او را به
طرف معاويه جذب كنند , از اين رو , امام علي عليه السلام او را
توبيخ كرده است .
امام علي عليه السلام پس از توبيخ عثمان , شيعيان خويش
را به الگو قرار دادن سيره و رفتار خويش , دعوت كرده و در دو
كلمه , سيره عملي خويش را به جهانيان معرفي كرده است :
الف ) او , از لباس و زينت دنيا , به طمرين (دو جامه ازار و
ردا) , بسنده كرده است .
ب ) و از خوراكيها و لذايذ دنيا به دو قرص نان جو , بسنده كرده
است . (53 )
امام علي عليه السلام در حالي , اين گونه زندگي مي كرد كه
خلفا و رهبران حكومتهاي ديگر آن عصر , زندگيهاي افسانه اي
كه قابل پذيرش كمتر كسي مي تواند باشد داشته اند.
ابن ابي الحديد , مي نويسد :
سبب اينكه امام علي عليه السلام دو لباس داشته , اين
است كه يكي ازار , براي پوشاندن بدن , و يكي ردا , براي
پوشاندن سر بوده است . سپس مي گويد : روايت شده كه علي به
جز روزهاي قربان (اعياد) غير از نان , خورشت ديگري
نداشت . (54 )
3 ـ سو استفاده نكردن از مقام
اشعث بن قيس كه از سردمداران منافقان و از دشمنان
سرسخت حضرت علي عليه السلام بود(55 ) به خيال اينكه با
دادن چشم روشني , تحت عنوان هديه , مي تواند به علي
عليه السلام نزديك شود , حلوايي را , شب هنگام , به درب منزل
علي عليه السلام مي رساند. حضرت از او مي پرسد : « آيا بخشش
است يا زكات و يا صدقه زكات و صدقه , بر ما اهل بيت ,
حرام است » . او , در پاسخ مي گويد : « هديه است » . علي
عليه السلام در پاسخ مي گويد : « زنان بچه مرده , بر تو بگريند! آيا
از راه دين , وارد شدي كه مرا بفريبي يا عقلت آشفته شده و يا
جن زده شدي آيا هذيان مي گويي »
« والله لو اعطيت الاقاليم السبعه بما تحت افلاكها علي ان
اعصي الله في نمله اسلبها جلب شعيره ما فعلته ! و ان دنياكم
عندي لاهون من ورقه في فم جراده تقضمها! ما لعلي و لنعيم
يفني و لذه لا تبقي ... » (56 )
سوگند به خدا! اگر هفت اقليم را , با آنچه در زير
آسمانهاست , به من دهند , تا خدا را نافرماني كنم كه پوست
جوي را از مورچه اي , ناروا بگيرم , چنين نخواهم كرد! و همانا
دنياي آلوده شما , نزد من , از برگ جويده شده دهان ملخ ,
پست تر است ! علي را با نعمتهاي فناپذير و لذتهاي ناپايدار چه
كار
4 ـ نگراني امام علي نسبت به بيت المال به هنگام مرگ
علي (ع ) به اهالي مصر , در باره اهتمام و نگراني نسبت به
بيت المال , مي نويسد :
« و اني الي لقا الله لمشتاق و حسن ثوابه لمنتظر راج , و
لكنني آسي ان يلي امر هذه الامه سفهاوها و فجارها , فيتخذوا
مال الله دولا . » (57 )
همانا , من , براي ملاقات پروردگار , مشتاق و به پاداش او ,
اميدوارم , لكن از اين اندوهناكم كه بي خردان و تبهكاران اين
امت , حكومت را به دست آورند , آنگاه , مال خدا را دست به
دست بگردانند.
سيره و روش امام علي عليه السلام حساسيت و نگراني
نسبت به بيت المال است . اين حساسيت و اهتمام , در حدي
است كه آن حضرت را رنج مي دهد و هيچ گاه , حتي دم مرگ ,
وي را رها نمي كند.
در باره دقت و احتياط امام علي عليه السلام در هزينه
كردن بيت المال , مطالب و رويدادهاي فراواني , در كتابهاي
تاريخ و حديث , رسيده است كه سبب تعجب و شگفتي
خواننده را فراهم مي كند و جز از مولا علي عليه السلام چنين
گفتار و كرداري قابل قبول نيست . جهت رعايت اختصار , از
گزارش آنها , خودداري مي شود . (58 )
پاورقي :
40 ـ شرح نهج البلاغه , ابن ابي الحديد , ج 17 , ص .182
41 ـ منهاج البراعه , ج 17 , ص .185
42 ـ شرح نهج البلاغه , ابن ابي الحديد , ج 17 , ص .184
43 ـ نهج البلاغه , نامه .43
44 ـ منهاج البراعه , ج 2 , ص .82
45 ـ نهج البلاغه , خطبه .119
46 ـ نامه .67
47 ـ نهج البلاغه , نامه .209
48 ـ ابن ابي الحديد , بر اين باور است كه اين شخص , ربيع بن
زياد , برادر عاصم , بوده كه مولا علي عليه السلام به عيادت او
رفته است (ج 11 , ص 35 ) , ولي در بسياري از نسخه هاي
نهج البلاغه , با عنوان « علا بن زياد » آمده است .
49 ـ نهج البلاغه , خطبه .209
50 ـ منهاج البراعه , ج 13 , ص .130
51 ـ شرح ابن ابي الحديد , ج 11 ـ 12 , ص .130
52 ـ نهج البلاغه , نامه .45
53 ـ منهاج البراعه , ج 20 , ص .91
54 ـ شرح ابن ابي الحديد , ج 15 ـ 16 , ص .207
55 ـ در باره چهره ناپاك اشعث , به شرح ابن ابي الحديد , ج 2 ,
ص 279 , ذيل خطبه 19 مراجعه شود .
56 ـ نهج البلاغه , خطبه .224
57 ـ همان .
58 ـ در اينجا , به دو مورد از دقت و احتياط امام علي
عليه السلام در بيت المال كه در بحارالانوار گزارش شده اشاره
مي شود : الف ) احتياط در قلم و كاغذ بيت المال علامه مجلسي ,
در بحارالانوار , ج 41 , ص 105 , گزارش كرده است : ادقوا
اقلامكم و قاربوا بين سطوركم و احذفوا من فضولكم و اقصدوا
قصد المعاني ! و اياكم و الاكثار! فان اموال المسلمين لا تحتمل
الاضرار;

|