روزنامه جمهوري اسلامي 05/10/1383 صفحه امام

* عصر حضور دوباره مسلمان ها در عرصه هاي ديني و دنيايي
حديث نور
عصر حضور دوباره مسلمان ها در عرصه هاي ديني و دنيايي




علي معصومي (وزوايي )
يك اصل اين است كه انسان در هر عرصه و در هر حوزه اي از عرصه ها و حوزه هاي دنيايي و آخرتي غايب باشد , نبايد در آن حوزه و عرصه اي كه غايب است , انتظار سود , انتظار پيشرفت , انتظار شناخت و انتظارهاي ديگر داشته باشد. مثلا كسي كه به دانش و پژوهش بي اعتنا است و كلا در اين عرصه غايب مي باشد , هيچ وقت نبايد انتظار پيشرفت در اين حوزه داشته باشد و گمان كند بدون حضور فعال و جدي در زمينه دانش , مي توان علامه و دانشمند شد و به پيشرفتي دست يافت .
در ساير زمينه هاي مادي و معنوي نيز همين اصل , صادق و برقرار است و حضور و ياغيبت ما در هر عرصه اي , با بهره مندي و يا عدم بهره مندي ما در آن عرصه , پيوند دارد. اين موضوع به قدري بديهي است كه هيچ كسي نمي تواند در آن شك داشته باشد و در اين باره تناسبي مشاهده نكند.
مقدمه فوق را به اين دليل بيان كرديم كه وارد اين مبحث شويم كه ريشه بسياري از مشكلات و نا رسايي هاي كنوني جوامع اسلامي , معلول غيبت تاريخي و طولاني مسلمان ها در حوزه هايي است كه قوام , قدرت و رفعت جايگاه عمومي جوامع كنوني , برخاسته از حضور جدي و فعال افراد آن جوامع در اين حوزه ها مي باشد.
واقعيت تاريخي اين است كه تا زماني كه مسلمان ها نگرش جامع به اسلام داشتند و در عمل به تعالم اسلام , گزينشي رفتار نمي كردند. از هرجهت , پيشرو و سرور جهانيان بودند. اگر به دوره هاي طلايي و مشعشع تاريخ اسلام چشم بدوزيم , متوجه خواهيم شد كه در آن دوره ها , مسلمان ها در همه حوزه ها حضور جدي و فعال داشتند و همين حضور جدي سبب شده بود كه در همه زمينه ها , جلوتر از ديگران حركت كنند و افتخار پيشگامي در جهان را داشته باشند.
در آن دوره ها , مسلمان ها از يك سو در امور معنوي و فرهنگي , پيشرو بودند و از سوي ديگر در سياست و كشورداري و اداره جامعه حرف اول را مي زدند , از يك سو در دانش هاي گوناگون , ديگران را مبهوت پيشرفت خود كرده بودند و از سوي ديگر در امور نظامي و تسلط بر نقاط كليدي جهان , ديگران به گرد پايشان هم نمي رسيدند. در آن دوره ها , مسلمان ها عملا ثابت كرده بودند كه اسلام برتر است و به همين دليل , جوامع اسلامي نيز از هر نظر بر ديگر جوامع برتري دارد.
سير نزولي و عقب ماندگي جوامع اسلامي از زماني آغاز شد كه مسلمان ها در عمل به تعاليم اسلام , جامع نگري را به تدريج از دست دادند و اسلام و رفتار اسلامي و ديني را به برخي از جنبه ها و سيماهاي ديني منحصر كردند.
به عبارت ديگر , مسلمان ها وظيفه خود را كه حضور فعال و جدي در همه عرصه هاي ديني و دنيوي است , كنار نهادند و صرفا به ارتباط شخصي خود با خدا و عبادت كه آن هم با ضعف ها و سطحي نگري ها و انحرافاتي همراه بود , مشغول شدند. در پي اين رويكرد بود كه مسلمان ها به تدريج از عرصه هاي سياسي , حكومتي , اجتماعي , علمي , اقتصادي و بسياري از عرصه هاي ديگر خارج شدند و ميدان را براي ديگران خالي نمودند. دشمنان ديرينه مسلمانان (غربي ها) نيز از عدم حضور مسلمانان با مسرت استقبال و استفاده كردند و به تدريج در بسياري عرصه ها از مسلمانان جلو افتادند. دشمنان اسلام بعد از آن كه خود را در عرصه هاي مختلف از مسلمان ها جلوتر ديدند , آرام آرام به فكر تسلط برجهان اسلام افتادند. بدين ترتيب , دوره استعمار و هجوم غربي ها به جوامع اسلامي آغاز شد. با آغاز اين دوره , مسلمان ها كه هنوز در خواب و بي خبري به سر مي بردند , به جاي اينكه به خود آيند , در حالت حيرت و سرگرداني , خود را باختند و گمان كردند جلو افتادن غربي ها در امور دنيوي , به معناي جلو بودن آن ها در عرصه فرهنگي , فكري , رفتارها و آداب اجتماعي و... نيز مي باشد. اين ذهنيت , سبب شد كه مسلمان ها از يك سو تحت سلطه سياسي و استعماري آن ها قرار گيرند و از سوي ديگر , با تقليد از فرهنگ و آداب و رفتارهاي اجتماعي غربي ها , كه فرهنگ بسيار سازنده و متعالي خود و به آداب و رفتارهاي اجتماعي منبعث از اين فرهنگ , بي اعتنايي و يا كم اعتنايي نمايند بالاخره , در ميان جوامع اسلامي . انبوهي افراد متاثر از فرهنگ غرب به وجود آمد كه بسياري از آن هاحتي نادانسته و جاهلانه , روز به روز در تطبيق رفتار و ظواهر خود با فرهنگ غرب و همچنين در تطبيق ذهنيت و ذائقه هاي مختلف خود با فرهنگ غرب , مي كوشيدند.
مسلماناني كه در برابر غرب , خود را باخته و حيران بودند , به اين موضوع توجه نداشتند كه علت ترقي غربي ها و دليل پيشرفت دشمنان تاريخي مسلمانان , قوت و استعداد و توانايي هاي دشمنان نيست . بلكه سستي ها و غيبت مسلمانان در عرصه هاي مختلف است كه سبب بدبختي ها و پسروي هاي آن ها شده است . البته در ميان مسلمانان عده هوشياري بودند كه به ريشه مشكلات واقف بودند. تلاش هاي طولاني همين عده بود كه به تدريج , موج بيداري در جوامع اسلامي را پديد آورد و در اثر گذشت زمان , جهان اسلام از نظر ميزان بيداري و شناختن ضرورت هاي زمان خود و پي بردن به وجوب حضور در عرصه هاي مختلف , به مرحله اي كه اكنون در آن واقع شده ايم , رسيد.
در همين جا به اين نكته مهم بايد اشاره كنيم كه غايب شدن و پا كشيدن مسلمان ها از صحنه هاي حساس و بااهميت زندگي ديني و دنيايي و پديد آمدن كرختي در ميان آن ها , داراي علل و عوامل متعددي است كه در اين مجال اشاره به علل مذكور نيست . ولي بايد گفت كه رواج و رخنه روحيه صوفي گري و پديدآمدن موج تصوف كه مردم را به انزوا و دوري از عرصه هاي زندگي دعوت مي كرد و بهترين مسلمان را گوشه گيرترين , كرخت ترين , به خود مشغول ترين و بي اعتناترين فرد نسبت به عرصه هاي پرتكاپوي سياسي , اقتصادي , ديني , فرهنگي و علمي و... معرفي مي نمود , از علل بسيار مهم غايب شدن تدريجي انبوهي از مسلمان ها در عرصه هاي مختلف در طول دوره غفلت و كرختي مسلمان ها مي باشد. چيزي كه امروز هم كه مسلمان ها تا حدود زيادي به تكاپو افتاده اند , برخي افراد و برخي كانون هاي مشكوك در ترويج اين روحيه (روحيه صوفي گري ) , هم در سطح جهان اسلام و هم در حوزه داخلي ميهن ما مي كوشند. بعنوان مثال , روزنامه اي تصوير مراسم سماع صوفيان و درويشان را در ابعاد 20 در 20 در پيشاني صفحه اول خود چاپ مي كند , همچنين شخصي مثل حسين نصر در نوشته ها و گفت وگوهاي خود در سطح جهان و ايران , به ترويج و تعريف از صوفيان و باورهاي آن ها مي پردازد و تحت عنوان بيان فرهنگ اسلامي , فرهنگ و باورها و روحيات صوفيانه را كه ناسازگار با فرهنگ ناب و پرتكاپو و جامع نگر اسلامي است , مطرح مي نمايد.
گرچه در تاريخ معاصر جهان اسلام , عالمان و آگاهاني به پاخاستند تا انديشه و رفتار مسلمان ها را اصلاح كنند و آن را به رفتار و انديشه ناب اسلامي نزديك نمايند و بارديگر , مسلمان ها را در عرصه ها مختلف سياسي , اجتماعي , علمي و... فعال و حاضر كنند , ولي يقينا سهم امام خميني (ره ) در اين زمينه , بسيار افزون تر از ديگران مي باشد. امام خميني (ره ) با مبارزات گسترده , طولاني و شورانگيز خود توانست ذهنيت و رفتار مسلمان ها را به طور كلي دگرگون سازد و ضرورت حضور آن ها را در عرصه هاي مختلف , به خوبي تبيين نمايد.
امام خميني (ره ) به طور آشكار و بياني صريح به مسلمانان هشدار و انذار داد كه مسلمان خوب و كيفي , كسي نيست كه خود را محصور در كنجي نمايد و بدون اعتنا به ضروريات زمان و بدون حضور در عرصه هاي پرتكاپوي زندگي دنيوي و اخروي و بدون توجه به سياست , حكومت , اقتصاد , علم و... منحصرا به عبادت بپردازد و تسبيح در دست بگيرد و در كنج مسجد صرفا به ذكرگويي مشغول شود , و آن گاه گمان كند كه اداي تكليف مي نمايد و...
امام خميني (ره ) دراين باره چنين مي فرمايد :
اين طور نيست كه آدم خوب , كسي باشد كه در كنار نشسته باشد و تسبيحي دست بگيرد و در مسجد ذكر بگويد. اگر انسان خوب اين گونه بود , حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم و حضرت امير مومنان هم اين كار را مي كردند. ما نديديم درتاريخ كسي گفته باشد رسول اكرم و امير مومنان در جايي از صحنه كناره گيري كنند و در مسجد بنشينند و ذكر بگويند , بلكه برعكس , در همه جا حضور داشتند و در صحنه بودند . (1 )
سخن امام خميني به روشني اين معنا را بازگو مي نمايد كه معيار سنجش يك مسلماني كه مي خواهد راه خدا را برود و تكاليف ديني خود را انجام دهد , اين نيست كه تك بعدي باشد و تكاليف و وظايف مسلماني را در ذكر و عبادت محدود نمايد , بلكه مسلمان خوب كسي است كه در همه عرصه ها حضور فعال و تاثيرگذار داشته باشد و دقيقا به سيره پيشوايان معصوم تاسي نمايد و از كرختي و محروم كردن خود از حضور در عرصه هاي مهم , كاملا بپرهيزد.
مطلوب دشمنان اسلام اين است كه مسلمانان مثل آن دوره بي خبري و غفلت , همچنان در غفلت بمانند و در عرصه هاي مختلف حضور نيابند. بنابراين , وقوع انقلاب اسلامي در ايران به رهبري امام خميني كه زمينه حضور مسلمان (به ويژه در ايران ) را در همه زمينه ها مهيا كرد , خواب غربي ها را آشفته نمود و آن ها شديدا احساس خطر نمودند. از همين جا بود كه دشمني غربي ها با ايران شكل گرفت و آن ها از هر فرصتي استفاده كردند تا به مسلمان ها (به ويژه مسلمانان ايراني ) اجازه ورود به عرصه هاي مختلف را ندهند. بنابراين , هم اكنون يكي از علل مهم فتنه گري هاي غربي ها عليه مسلمانان اين است كه آن ها نمي خواهند حضور جدي و فعال مسلمان ها در عرصه هاي مهم سياسي , علمي , نظامي و... را بپذيرند. نمونه روشن اين موضوع در همين ايام , بسيج شدن همه غربي ها و تلاش همه سران استكبار غرب براي جلوگيري از حضور ايران در عرصه دانش هسته اي است . اما آنچه مسلم مي باشد , اين است كه اكنون انديشه امام خميني در فعال نمودن مسلمان ها در عرصه هاي مختلف , عملا به بار نشسته و اكنون عصر حضور مسلمان است . يقينا اگر مسلمانان بدون توجه به كينه توزي هاي دشمنان جهاني اسلام , همچنان به حضور خود در همه عرصه ها شدت ببخشند و همچنان بكوشند به انديشه هاي امام خميني جامه عمل بپوشانند , عصر حضور آن ها با سيادت و سعادت جوامع اسلامي قرين خواهد شد. منتها پيمودن اين راه بزرگ , از مشقت ها و دشمني ها خالي نيست و جهان اسلام بايد با اتحاد و اتفاق خود اين راه را بپيمايد تا فردايي درخشان داشته باشد.
ماخذ :
1 ـ صحيفه امام , جلد 17 , ص 107
امام خميني :
اين طور نيست كه آدم خوب , كسي باشد كه در كنار نشسته باشد و تسبيحي دست بگيردو در مسجد ذكر بگويد. اگر انسان خوب اين گونه بود , حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم و حضرت امير مومنان هم اين كار را مي كردند. ما نديديم در تاريخ كسي گفته باشد رسول اكرم و امير مومنان در جايي از صحنه كناره گيري كنند و در مسجد بنشينند و ذكر بگويند , بلكه برعكس , در همه جا حضور داشتند و در صحنه بودند
يكي از علل مهم غايب شدن و پاكشيدن مسلمان ها از صحنه هاي حساس و با اهميت زندگي ديني و دنيايي , رخنه روحيه صوفي گري و پديدآمدن موج تصوف در ميان جوامع اسلامي بود , چيزي كه امروز هم كه مسلمانان ها تا حدودي به تكاپو افتاده اند , برخي افراد و برخي كانون هاي مشكوك در ترويج اين روحيه , هم در سطح جهان اسلام و هم در حوزه داخلي ميهن ما مي كوشند و حتي تصوير مراسم سماع صوفيان را در ابعاد 20 در 20 در پيشاني صفحه اول روزنامه ها چاپ مي كنند
تا زماني كه مسلمان ها نگرش جامع به اسلام داشتند و در عمل به تعاليم اسلام , گزينشي رفتار نمي كردند , از هر جهت , پيشرو و سرور جهانيان بودند. سير نزولي و عقب ماندگي جوامع اسلامي از زماني آغاز شد كه مسلمان ها در عمل به تعاليم اسلام , جامع نگري را به تدريج تاز دست دادند و رفتار اسلامي و ديني را فقط به برخي از جنبه ها و سيماهاي ديني منحصر كردند

حديث نور


رسالت مطبوعاتي
58,2,25
گروهي از كاركنان روزنامه كيهان با امام خميني ديدار كردند. در اين ديدار امام خميني رسالت مطبوعات را تشريح كرده و فرمودند : « مطبوعات در عين حال كه يك موسسه محترم و بسيار موثرند , لكن بايد روي موازين مطبوعاتي و خدمت به ملت رفتار كنند. آزادي قلم و آزادي بيان معنايش اين نيست كه كسي بر ضد مصلحت كشور قلمش آزاد است كه بنويسد , برخلاف انقلابي كه مردم پايش خون داده اند بنويسد. همچون آزادي صحيح نيست . قلم آزاد است كه مسائل را بنويسد , لكن نه اينكه توطئه بر ضد انقلاب بكند.... بايد مطبوعات در خدمت كشور باشند , نه بر ضد انقلاب كشور. مطبوعاتي كه بر ضد انقلاب كشور هستند , اينها خائن هستند. مطبوعات بايد منعكس كننده آمال و آرزوي ملت باشند. مسائلي كه ملت مي خواهند , آنها را منعكس بكنند.
پيام تشكر از خنثي كردن توطئه هاي خائنانه در خرمشهر
58,2,26
در پي تبليغات تفرقه انگيز ضد انقلاب و تشكلهاي وابسته به بيگانگان در خوزستان , تحت عنوان « خلق عرب » وايجاد بلوا و آشوب و تحصن در اين منطقه , در تاريخ 23 ارديبهشت 1358 عوامل مذكور به بهانه انتشار اطلاعيه عليه آقاي آل شبير خاقاني , در خرمشهر با حمله به كانونهاي فرهنگي و كميته انقلاب اسلامي در اين شهر , دست به آتش سوزي و تخريب و خلق سلاح كميته زدند.
به همين مناسبت امام خميني در پيامي خطاب به آيت الله محمد كرمي , يكي از علماي خوزستان از زحمات و تلاشهاي ايشان در جهت خنثي سازي توطئه دشمنان اسلام تقدير نمودند. در بخشي از اين پيام چنين آمده است : « زحمات جنابعالي و اقداماتي كه در مورد آرامش منطقه و خنثي كردن توطئه دشمنان اسلامي مورد تقدير است و لازم است از اين به بعد نيز كاملا مراقب باشيد كه توطئه گران و دشمنان دين و مملكت نتوانند نقشه هاي خائنانه خود را در آن منطقه پياده كنند و حوادث ناگواري امثال حادثه خرمشهر كه موجب تاثر و ناراحتي گرديد ببار آورند. »
زن , مربي جامعه
1358,2,26
امام خميني به مناسبت سالروز ولادت حضرت فاطمه (س ) و روز زن در پيامي راديو تلويزيوني به بيان مقام والاي حضرت فاطمه زهرا و تشريح منزلت حقيقي زن پرداختند ايشان در قسمتي از اين پيام با بيان مقام والاي حضرت فاطمه زهرا(س ) فرمودند « تمام ابعادي كه براي زن متصور است و براي يك انسان متصور است در فاطمه زهرا ـ سلام الله عليه ـ جلوه كرده و بوده است . يك زن معمولي نبوده است , يك زن روحاني , يك زن ملكوتي , يك انسان به تمام معنا انسان , تمام نسخه انسانيت , تمام حقيقت زن , تمام حقيقت انسان او زن معمولي نيست او موجود ملكوتي است كه در عالم به صورت انسان ظاهر شده است بلكه موجود الهي جبروتي در صورت يك زن ظاهر شده است . »
ايشان در قسمتي ديگري از پيام خود به مسئوليت و مقام زنان پرداخته و مي فرمايند : « زن مربي جامعه است , از دامن زن انسان ها پيدا مي شود. مرحله اول مرد و زن صحيح , از دامن زن است , مربي انسانها زن است , سعادت و شقاوت كشورها بسته به وجود زن است . زن با تربيت صحيح خودش انسان درست مي كند و با تربيت صحيح خودش كشور را آباد مي كند. مبدا همه سعادتها از دامن زن بلند مي شود... زن مبدا همه خيرات است ... »