شهروز نظري
مي توان بعضي جملات و نوشته ها را بي هيچ مراعات و
انصافي در كمال شجاعت و بي پروايي نوشت و بر زبان آورد و
آنگاه نه به عواقبش فكر كرد و نه كسي هست كه از تو بپرسد كه
چرا و چگونه سرمست و بي هيچ دليل و برهان اين گونه تاختي
و تاراندي و حالا گردن افراشته اي . در اين سالها از اين جور
حرف و حديثها , و نقل به مضمون بسيار شنيده ايم
كه :
« بايد در كمال نااميدي بر شرايط رقت انگيز هنر افسوس
بخوريم و اظهار كنيم كه در ميان نسل معاصر ما هيچ نام
ماندگاري پيدا نمي شود , و احتمالا هيچ تسكين و تسلي
خاطري هم وجود ندارد و... »
اين يعني نديدن بعضي جريانات و گرايشها و تك نامها كه
دارند و راه خود را مي روند و خيلي درگير شلوغ بازي هاي
رسمي هنر نيستند.
بسياري دوران هنري 25 سال اخير را دوران كميت
مي دانند و معتقدند درون آن اتفاقات حرفه اي و كيفي چنداني
به وقوع نپيوسته است , در حالي كه بايد از آنها بپرسيم در
سالهاي حرفه اي و به اصطلاح پرفروغ چه رفتار و ماجراي
جاري و حاضري به وقوع پيوسته بود كه امروز شاهد آن
نيستيم .
وقتي چشممان در اين چند سال اخير به فوج فوج
آدميزادهايي افتاد كه از دانشگاهها خارج شدند و به كار هنر
مشغول گشتند به ناگاه شروع كرديم به اين موضوع اشاره كردن
كه رشد كمي هميشه به رشد كيفي منتهي نمي شودو...
بي توجه به اين واقعيت كه آنها كه از دانشكده ها خارج
مي شوند لزوما توليد كننده هاي هنر نخواهند بود و بخش
اعظمي از آنها در مقام مصرف كننده فرهنگ , در لايه هاي
مختلف اجتماع حضور دارند و سطح سليقه عمومي را تغيير
خواهند داد. و مگر هنر وقتي به يك حد نصاب از مصرف كننده
مي رسد به هدف غايي نرسيده است اين حد و اندازه از يك
مخاطب براي نقاشي تا چند صد نفر براي تئاتر به ميليونها نفر
براي سينما متغير است . در اين ميان گرافيك و به طور اخص
پوسترسازي به عنوان يك گرايش پاپ آرتي براي مصرف عامه
مردم , آنگاه مورد توجه و استقبال قرار مي گيرد كه آن را تاثير
گذارترين شاخه هنر پلاستيك بشناسيم , هنري كه پرنده صلح
پيكاسو را به عنوان يك نماد و نشانه ايدئولوژيك ترويج كرد و
آن را از يك چاپ دستي و طراحي به يك خواست اجتماعي و
سياسي تبديل كرد , يا چاپ پرتره هاي رنگارنگ ستارگان
سينما. از يك سرزمين دور افتاده و ينگه دنيا سرزمين موعود
قرن بيستمي ساخت و حداقل توانست به اين موفقيت نايل آيد
تا مركز هنري غرب را از پاريس به نيويورك و شيكاگو منتقل
كند.
آنچه به نام گرافيك ايراني در اين چند ساله مي شناسيم
محصول دانشكده هاي هنري پس از انقلاب 57 ايران هستند ,
هر چند تاثير هنرمندان پيش قراولي چون بريراني , جوادي پور ,
مميز , شيوا و... در پرورش و ساخت بسترهاي آموزشي را
نمي شود انكار كرد , اما ايده عمومي ارتقاي سطح سواد
گرافيكي عمري كمتر از دو دهه در ايران دارد. گرافيك ايران با
وجود اينكه در مرحله تجربه هاي ابتدايي است . در بعضي
موارد به نتايجي رسيده است كه بسيار فراتر از عمر كوتاهش
قابل ارزيابي است . برخورد گرافيكي حل معضلات زيبايي
شناسانه فونتهاي معاصر و دستاوردهاي تايپو گرافيك و تنوع
در كاليگرافي خطوط فارسي جزو همين نتايجي است كه
بسياري از خطهاي غير لاتين قادر به حل آن در چنين فرصت
كوتاهي نبودند يا نيستند.
گرافيستها با تمام هنرمندان تجسمي تفاوت دارند. براي
نقش زيبايي شناختي اثر آنچنان ) plasticien ( يك پلاستي سين
برجسته و غالب مي شود كه بسياري الزامات چون عام فهمي ,
توانايي روايت , و قابليت ارتباط برقرار كردن هم تحت الشعاع
قرار مي گيرد. در نتيجه تاريخ هنر و به طور اخص تاريخ هنر
قرن بيستم انباشته از بومها , مقواهاو سطوحي است كه تنها
براي خالقشان داراي معنا و مفهوم بيروني و قابل لمس هستند.
اين تصاوير نزد افراد غير متخصص با تاويل و تفاسير پيچيده و
اغلب مضحك به نشانه شناسيهايي منجر مي شود كه هيچ رابطه
معنوي و مادي با سرچشمه پيدايش اثر هنري (هنرمند) ندارد ,
در اين ميان تنها يك هنر سعي مي كند تا ايده و محتواي مورد
نظرش را همانگونه كه خلق شده و پرورش يافته به مخاطب و
مصرف كننده اثر هنري منتقل كند ـ گرافيك هنر همه فهمي
است . زماني كه يك پوستر ساخته مي شود و ميان آنچه طراح
متصور است و آنچه مخاطب دريافت مي كند اشتراك وجود
دارد , آن پوستر را (حداقل ) در انتقال پيام گرافيكي موفق
مي شماريم . بنابراين براي درك گرافيك بايد بسياري از
ويژگيهاي آن را بشناسيم .
عناصر سازنده اين هنر همان عناصر بصري ديگر
هنرهاست با اين تفاوت كه گرافيك زباني است كه موظف است
با واحدهاي فرهنگي متفاوت ارتباط برقرار كند.
گرافيست سعي مي كند تا از واژگان شخصي (كه فقط براي
خود او يا حداقل عده اي محدود قابل معنا دارد) خودداري كند
و به مكالمه وسيع تر و پردامنه تري بپردازد كه عموما او را
مجبور مي كند تا به پيش انگارهاي ثابت و معناداري رجوع كند.
پيش تعريف شدگي مفهوم و محتوا و يا به شكلي ديگر
وجود واسطه در انتقال پيام مولف به معناي كلاسيك آن را در
اين هنر از بين برده است . گرافيست آدميزادي است كه بهتر و
سريعتر و (نه لزوما) ژرف تر , اهداف از پيش تعيين شده را
مخابره مي كند و جار مي زند.
آيا گرافيك را بايد يك شاخه مجزا از هنرهايي چون نقاشي
به حساب آورد و مگر گرافيك امروزي بيشتر نوعي ديدگاه
تخصصي در روند به وجود آوردن (زادن ) يك تصوير نيست
پس چرا در بسياري از نقاشيهاي معاصر , گرافيك و برعكس در
بسياري پوسترها , نقاشي مي بينيم و آيا مجرا ديدن اين
گرايشها كمكي به درك ما از آنها مي كند
هميشه در نمايشگاههايي كه موضوع واحد و مشترك و
سفارشي دارند با اين اتفاق ميمون مواجهيم كه هنرمندان
مجبور مي شوند در يك خط و در كنار يكديگر بدوند و در اين
مسير شاهد ديدگاهها. جهان بيني و توانمندي و نقايصي و
خصلتهاي شخصي آنها خواهيم بود. اين الزام شايد براي
هنرمند دست و پاگير و محدود كننده باشد اما در بيننده و
مخاطب احساس قياس و ميزان را بيدار مي كند. اين احساس
رقابت در گرافيك كه به ذاتا هنر سفارش پذيري است . شديدتر
از ديگر هنرها نمود پيدا مي كند. وقتي قرار است گرافيستها در
موضوع وادي چون فلسطين توانايي خود را نشان بدهند , ديدن
عكس العملهاي شخصي و در نتيجه سواد سياسي و اجتماعي
تك تك آنها در اين مورد به خصوص و چگونگي تبديل آن به
يك تباين بصري مي تواند جالب باشد. درست به مانند اينكه
نشانه هاي ثابتي چون پرنده سفيد , لكه هاي خون , چفيه ,
سنگ , اسلحه , پرچم فلسطين و خط عربي و عبري و ستاره
داوود را به هنرمندان مشخصي بدهند و از آنها بخواهد
احساسشان را با اين ايكونها ابراز كنند.
حالا اگر گرافيستهايي پيدا شوند كه بتوانند نشانه هاي
ديگري را مورد استفاده قرار دهند بايد آنها را يك پله از گروه
اول بالاتر دانست . در گام بعدي گرافيستهايي كه بتوانند در
محتوا و موضوع ثابت و كليشه شده (چه با ايكونهاي قبلي و
چه بدون آنها) تغيير و تحرك ايجاد كنند آن گروهي خواهند
بود كه در گرافيك آنها را آرتيست (و نه آرتزين ) مي ناميم .
به طور قطع گرافيك ايران با تلاشهاي فردي و جمعي خود
به يك زبان و ايده مشترك خواهد رسيد. زمان فعل « خواهد
رسيد » را آگاهانه به كار مي برم , به اين دليل كه بسياري را
مي شناسم كه هم اكنون گرافيك ايران را داراي زبان مستقلي در
جهان مي دانند.
نقل از خبرنامه اولين دو سالانه بين المللي پوستر جهان اسلام
فرهنگستان هنر

|
رويدادهاي فرهنگي هنري
|
نمايشگاه عكس « جنبش هاي يكصد ساله اخير » در خانه فرهنگ شيخ هادي
خانه فرهنگ شيخ هادي با همكاري فرهنگسراي شهر و
همت حميد ناصري پژوهشگر در زمينه تاريخ معاصر اقدام به
برگزاري نمايشگاهي با عنوان « جنبشهاي يكصد ساله اخير »
نموده است .
اين نمايشگاه كه به مناسبت سالروز شهادت ميرزا يونس
ملقب به ميرزا كوچك خان جنگلي و جنبش مبارزان جنگل بر
پا شده از اول تا دهم دي ماه از ساعت 9 الي 12 و 16 الي 19
پذيراي علاقه مندان مي باشد.
خانه فرهنگ شيخ هادي در خيابان جمهوري , كوچه
وزيري واقع شده است .
نمايشگاه عكس « طهران روزگار گذشته » در خانه فرهنگ ابوسعيد
اين نمايشگاه كه به همت حميد ناصري و با همكاري
فرهنگسراي شهر بر پا شده , به « طهران قديم » مي پردازد. در
معرفي نمايشگاه مزبور آمده است :
« طهران و بوي نم ديوارهاي كاهگلي خانه هايش طهران و
بوي عطر ياس كوچه باغهاي خاطره انگيزش , طهران و مردم
ساده و صميمي و با صفايش , طهران و پدربزرگها و مادر
بزرگهاي مهربانش , طهران و هر آنچه از سادگي و پاكي و
زندگي داشت , شايد براي لحظه اي در اين عكسها تداعي شود
و ما را به دنياي خاطرات تلخ و شيرين آن روزها
ببرد.
حتما لذت خاطرات شيرين و گذشته هاي حسرت بار از
دست رفته آنقدرها هست كه بي اختيار بگوييم : ياد آن روزها به
خير ... » اين نمايشگاه , از اول تا دهم دي ماه از ساعت 9 تا 18
در ميدان منيريه , خيابان ابوسعيد. خانه فرهنگ ابوسعيد بر پا
مي باشد.
تعزيه يك هنرجهاني است
هنر تعزيه به جهت زنده بودن آن و ارتباط زنده اي كه با
مخاطب برقرار مي كند و نقشي كه گاه مخاطب در تعزيه ايفا
مي كند آن قدر قدرتمند و موثر است كه مي تواند ملل دنيا را
بسوي اين هنر جلب كند.
صادق همايوني نويسنده و محقق هنري با بيان اين مطلب
در گفتگو با ستاد خبري همايش هنر و جهاني شدن افزود : تنها
چيزي كه در دنياي امروز مي توانيم آن را به جهان عرضه كنيم ,
هنر تعزيه است . علت آن هم اين است كه تئاتر ما چهره
مشخصي ندارد , به دليل آنكه افرادي كه در حوزه هاي
كارگرداني تحصيل كرده اند , از كشورهاي مختلف
فارغ التحصيل شده اند و تحت تاثير كشوري هستند كه در آن
تحصيل كرده اند.
وي در ادامه تاكيد كرد : به همين جهت وقتي كه نمايش ها
توسط كارگردان هاي صاحب نام هم اجرا مي شود. در خاطر
نمي ماند. چون از هويت اصيلي برخوردار نيستند. و لذا معدود
كارهاي ماندگاري هم كه در ايران اجرا مي شود. به راحتي
مي توان از آن چشم پوشي كرد.
وي با اشاره به اينكه تعزيه تنها هنري است كه جنبه هاي
غني و متفاوتي دارد. افزود : كارگردان هاي بزرگي چون
گروتفسكي بعد از مشاهده , تعزيه توانسته اند با الهام از آن
نمايشنامه هاي مورد قبول جهاني عرضه كنند يا پروفسور
چلكوفسكي رئيس بخش شرق شناسي و استاد كرسي هنر
دانشگاه نيويورك بسيار خوب به اين پديده توجه داشته است .
همايوني با برشمردن عناصر تشكيل دهنده هنر تعزيه گفت :
تعزيه هنري است آييني و ايراني . ضمن آنكه يك هنر مجرد
نيست بلكه مجموعه اي از هنرهاست كه آن را ايجاد كرده است .
مثلا عالي ترين موسيقي در تعزيه مورد استفاده قرار مي گيرد و
يا حتي شعر كه از نظر ما بسيار حائز اهميت است .
همايش بين المللي هنر و جهاني شدن به همت مركز
مطالعات و تحقيقت هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و با
حضور انديشمندان سراسر جهان 27 و 28 دي ماه درتهران
برگزار مي شود.
نمايشگاه خوشنويسي و مينياتور در موسسه پژوهشي ابن سينا
مجموعه اي از آثار هنر خوشنويسي ومينياتور كه به همت
گنجينه نسخه خطي و آثار فرهنگي دكتر صادق محفوظي با
همكاري موسسه توسعه و ترويج فرهنگ و هنر ترتيب يافته
است تا 10 دي ماه در محل موسسه پژوهشي ابن سينا به
معرض نمايش گذاشته مي شود.
اين مجموعه بي نظير مشتمل است بر يك نمايشگاه كه
400 اثر برجسته از خوشنويسان و مينياتوريستهاي معروف
ايران در آن به نمايش عمومي گذاشته شده و يك موزه در جنب
آن كه مجموعه آثار هنري قرون گذشته و عصر حاضر مشتمل
بر هزاران جلد كتاب خطي , هزاران قطعه خط , احكام , فرامين ,
منشآت , نقاشي , نقاشي خط , قلمدآنها و هزاران قطعه مهر و
انگشتري جمع آوري شده و به صورت يك مجموعه هنري
نفيس در موسسه پژوهشي ابن سينا و مركز دائره المعارف
انسان شناسي جهت استفاده محققان , پژوهشگران و اساتيد
حوزه و دانشگاه قرار گرفته است .
تاكنون بيش از دهها پايان نامه فوق ليسانس و دكترا با
استفاده از آثار موجود در اين گنجينه شامل علوم قرآني , علوم
غريبه , سيميا , كيميا , ليميا , جفر , علم اعداد , رمل و
اسطرلاب , نجوم , ادبيات , طب , فقه , دعا و قرآن هاي منحصر
بفرد به تاليف در آمده است .
در اين مجموعه همچنين روند كتابت قرآن از قرن اول
هجري با قرآن منسوب به خط امام حسين (ع ) و قرن سوم با
قرآن خط منسوب به امام رضا(ع ) تا قرن حاضر پيگيري شده و
نيز روند تجليد و تصحيف قرآن و نحوه كتاب آرايي طي قرون
گذشته در ايران و جوامع اسلامي تعقيب شده است . همچنين
نمونه 34 نوع كاغذ و 70 نوع مركب كه در دوران گذشته در
ايران و بلاد اسلامي شناخته مي شده و مورد استفاده هنرمندان
قرار مي گرفته در اين موزه جمع آوري شده است .
اين نمايشگاه بزرگ با در برداشتن آثاري چند از بزرگان
رشته هاي خوشنويسي و مينياتور چون ياقوت مستعصمي ,
بايسنفر ميرزا , علاالدين تبريزي , ميرعماد الحسني سيفي
قزويني , عبدالرشيد ديلمي , ميرزا غلامرضا اصفهاني ,
ميرزامحمد رضا كلهر , محمدحسين تهراني , ميرحسين
خوشنويس باشي , احمد نيريزي , محمدهاشم اصفهاني ,
زين العابدين قزويني , وصال شيرازي , محمد شفيع تبريزي ,
علي عسگر ارسنجاني , محمدكاظم واله اصفهاني , سيدعلي
اصفهاني , درويش عبدالمجيد طالقاني , علي اكبر گلستانه ,
ميرك هروي , فتح اله شيرازي , نجف علي اصفهاني , سيدعلي
اصفهاني , عباس شيرازي , احمدبن نجف علي اصفهاني و از
هنرمندان معاصر همچون مرحوم سيد حسن ميرخاني , مرحوم
سيدحسين ميرخاني , مرحوم علي اكبر كاوه حقيقي . مرحوم
عبدالله فرادي , مرحوم رضا مافي , عباس اخوين , كيخسرو
خروش , اكبر ساعتچي , محمود فرشچيان . حسين كاشيان ,
آقاميري , خوشنويس زاده و... روند تاريخي هنرهاي كتابت و
كتاب آرايي و هنرهاي مصور بخصوص مينياتور را به معرض
نمايش درآورده است .
علاقمندان مي توانند تا دهم دي ماه از ساعت 17 الي 21
از نمايشگاه بزرگ خوشنويسي و مينياتور واقع در تهران :
خيابان سعادت آباد , نرسيده به ميدان كاج نبش خيابان
سيزدهم ساختمان شماره 72 مركز دائره المعارف انسان شناسي
و موسسه پژوهشي ابن سينا بازديد نمايند.
رساله خطي مقامات شيخ ابوالحسن فرقاني روانه بازار شد
بسطام ـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي : مقامات شيخ
ابوالحسن فرقاني (نمونه نثر عرفاني قرن ششم هجري ) بعد از
نهصد سال براي نخستين بار چاپ و منتشر شد.
رساله خطي نمونه نثر عرفاني قرن ششم هجري با عنوان
مقامات شيخ ابوالحسن فرقاني به كوشش و نگارش دكتر
عبدالرفيع حقيقت (رفيع ) محقق و مورخ نامدار معاصر روانه
بازار شد.
وي در اين خصوص گفت : بنابر علاقه باطني نسبت به نشر
آثار عرفاني كه از اين طريق مي توان سرمشق انديشه هاي
محدود و راهنماي گسترش دوستي و همبستگي بشريت گرديد ,
نسبت به چاپ و نشر اين رساله كه مطالب جديدي از مقامات
شيخ ابوالحسن فرقاني عارف ايراني در آن آمده و داراي اهميت
ويژه اي متفاوت با تذكره الاوليا شيخ محمدعطار نيشابوري
است اقدام كنم .

| |