بسم الله الرحمن الرحيم
ديروز , چهارم ديماه , سالروز ميلاد پيامبر بزرگ الهي حضرت عيسي
مسيح (ع ) بود. اين فرصتي گرانقدر است كه پيروان مسيحيت به بازنگري در
كارنامه خود بپردازند و نقاط قوت و ضعف خود را به درستي و بدور از
هرگونه پيشداوري , ارزيابي كنند و براي حال و آينده خود , تصميمات
صحيحي اتخاذ نمايند كه متناسب با نيازهاي امروز و فرداي آنها باشد.
اگرچه دنياي مسيحيت از تعاليم عاليه عيسي مسيح (ع ) بطرز
انكارناپذيري فاصله گرفته و حتي موفقيت هاي نسبي امروز خود را مرهون
فاصله گرفتن از دين مي داند , لكن در اين نكته كمتر مي توان ترديد كرد كه
كمرنگ شدن اصول اخلاقي و حتي نابودي مطلق آن در برخي جوامع غربي ,
بزرگترين كمبود جوامع بظاهر مسيحي در دنياي امروز تلقي مي شود. شدت و
دامنه اين پديده بقدري در سالهاي اخير محسوس و ملموس گرديده كه بنظر
ميرسد جوامع غربي در عين ادعاي پرچمداري دمكراسي و ادعاي
پرچمداري مبارزه عليه تروريسم , خودشان به وضوح از اصول و معيارهاي
انساني فاصله گرفته اند و به گرگهاي درنده اي تبديل شده اند كه فقط به دنبال
طعمه هستند و حتي « قانون جنگل » را هم زيرپا گذاشته اند!
غرب مسيحي از يكطرف سعي دارد درون مرزهاي امن زندگي كند و نه
تنها كوچكترين تهديدي را تحمل نمي كند كه حتي هرگونه تلاش ديگران
بمنظور بالا بردن ضريب امنيتي سرزمينشان را بعنوان « خطر بالقوه » براي
خود تلقي كرده و عليه آن موضع مي گيرد. اما از سوي ديگر , بيشترين
طرحهاي توطئه آميز و مداخله جويانه را عليه ساير كشورها و پيروان ساير
اديان , بكار گرفته و مي گيرد.
خوبست يك جمع بندي منصفانه و درعين حال واقع بينانه از عملكرد
جوامعي كه دين رسمي آنها مسيحي است ولي از تعاليم عاليه عيسي
مسيح (ع ) به شدت فاصله گرفته اند , داشته باشيم .
1 ـ بررسيها نشان مي دهد كه دو جنگ بزرگ جهاني , از جانب دولتهاي
مسيحي غرب آغاز شده و يا خسارات عظيم آن عليه جامعه جهاني , جزو
سياستهاي توسعه طلبانه غرب بوده است . حتي بمباران اتمي « هيروشيما » و
« ناكازاكي » توسط آمريكا نيز نمودي از تهاجم وحشيانه يك كشور مسيحي
به ژاپن تلقي مي شود كه امروز هم كشوري از دنياي مسيحيت محسوب
نمي گردد.
2 ـ طيف وسيع جنايات سازمان يافته اي كه غرب مسيحي براي تصرف
ساير كشورها براه انداخت و تحت عنوان « استعمار » معرفي شد , جامعه
جهاني را براي حدود 200 سال دچار آثار و تبعات جنايات غرب كرد و
هنوز هم بسياري از كشورهاي آسيائي , آفريقايي و حتي آمريكاي لاتين از اين
بابت رنج مي برند. اين كشورها اگرچه ظاهرا مستقل هستند ولي توسط
ابزارهاي نه چندان پنهان , همچنان در يوغ اسارت مراكز قدرت در غرب
مسيحي قرار دارند و هنوز هم ثروتها , منابع , دستاوردها و « رمق اقتصاد
ملي » آنها توسط غرب مسيحي غارت مي شود.
3 ـ نمودهاي عيني و شاخص رژيم هاي نژادپرست از جمله رژيم
نژادپرست صهيونيستي و رژيم نژادپرست آفريقاي جنوبي كه البته امروز
تغيير چهره داده , مولود سياست بازيهاي غرب مسيحي و بويژه انگليسي هاي
شرور بوده است .
4 ـ تقريبا بلااستثنا تمامي جنايات انجام گرفته تحت عنوان « نسل كشي »
و تبديل ساير كشورها به « سرزمين سوخته » توسط كشورهاي مطرح در غرب
مسيحي سازماندهي و اجرا شده است . قتل عام مردم ويتنام در طول بيش از
دو دهه توسط فرانسه و سپس آمريكا و عقيم كردن بخش اعظم خاك ويتنام
توسط ارتش آمريكا براي هميشه بعنوان يك ننگ عظيم در تاريخ معاصر
باقي خواهد ماند. گزارشات حاكيست كه اگرچه از پايان جنگ ويتنام حدود
30 سال مي گذرد ولي هنوز بخش وسيعي از سرزمين ويتنام بخاطر عقيم
شدن خاك آن توسط بمبارانهاي شيميائي آمريكا , امكان بارور شدن براي
كشاورزي را ندارد . علاوه بر اين , قتل عام 1,5 ميليون نفر از مردم كامبوج
توسط رژيم خونريز « پل پت » كه مستقيما توسط غرب مسيحي حمايت
مي شد و ماموريت براي قتل عام كمونيست ها را انكار نمي كرد , هرگز فراموش
نخواهد شد . در سالهاي اخير , قتل عام 800 هزار تن از « توتسي » ها در كشور
« رواندا » نيز بر اين ارقام افزوده شده است . بررسيهاي مستند اخير ثابت
كرده است كه ارتش فرانسه در اين نسل كشي عظيم و تاريخي رواندا , نقش
دستور دهنده و هدايت كننده جنايات را برعهده داشته است . با اينهمه ,
بخش اعظم جنايات سازمان يافته غرب مسيحي , مشخصا عليه دنياي اسلام
به اجرا درآمده است كه مشاهده فهرست آن , ابعاد گسترده و رو به رشد
خصومت غرب مسيحي عليه مسلمانان را بازگو مي كند.
الف ـ قتل عام مسلمانان « بوسني » در قلب قاره اروپا كه فقط در يك مورد
خاص , دهها هزار تن از ساكنان مسلمان شهر « سربرنيتسا » توسط صربهاي
وحشي قتل عام شدند. در همان زمان اسناد و مدارك موثقي منتشر شد كه
نشان مي داد نخست وزير شرور انگليس طي دستورالعملي به مخاطبين خود
خواستار آن شد كه بمنظور جلوگيري از تشكيل يك دولت اسلامي در
بوسني , نه تنها به صربها براي قتل عام مسلمانان بوسني « چراغ سبز » بدهند
بلكه حتي باحمايت لجستيكي , دست آنها را براي به حاشيه راندن مسلمانان
بوسني كاملا باز بگذارند.
از حوادث مضحك تاريخ اينكه بعدا براساس « توافقات ديتون » آمريكا و
انگليس چنين وانمود كردند كه گويا مسلمانان بوسني را از مهلكه نجات
داده اند و حال آنكه واقعيت آن بود كه هر آنچه صربها از طريق جنايت و
نسل كشي قادر به تامين آن نبودند , در مذاكرات « ديتون » و در پشت ميز
مذاكره , بكمك آمريكا و اروپا از مسلمانان گرفتند.
ب ـ ماجراي نسل كشي صهيونيست ها عليه مسلمانان فلسطيني در نوار
غزه , جنين و خان يونس هم كه آنچنان مرتبا تكرار شده و مي شود كه ديگر
احساسات كسي را در غرب , جريحه دار نمي كند. غرب مسيحي را بايستي
شريك جرم صهيونيست ها ناميد. چرا كه هم نقطه شروع شكل گيري رژيم
صهيونيستي با تدارك انگليسي هاي شرور به ثبت رسيده است و هم در
شرايط امروز , هر جنايتي كه شارون صورت مي دهد , پيشاپيش از حمايت
آمريكا و اروپا برخوردار شده و آنها پس از هر جنايت اسرائيل , آنرا يك
اقدام ضروري در جهت تامين امنيت رژيم صهيونيستي جلوه مي دهند.
ج ـ آمريكا از يكطرف با تشكيل گروهك تروريستي طالبان , آنرا بر
سرزمين افغانستان مسلط كرد و جنايات عظيمي را توسط اين گروهك
تروريستي به انجام رساند و از طرف ديگر به بهانه سركوب اين گروهك
تروريستي , سرزمين اسلامي افغانستان را اشغال كرد و يك كانون دائمي
بحران در اين سرزمين اسلامي به وجود آورد.
افغانستان امروزه مركز ثقل تجارت مواد مخدر جهان تلقي مي شود.
« بوگني كوژوكين » مدير موسسه تحقيقات استراتژيك روسيه طي
مصاحبه اي با خبرگزاري روسي « نووستي » , صراحتا انگليس را مسئول
گسترش كسب , توليد و توزيع مواد مخدر افغانستان معرفي كرده و مي گويد :
« آمريكا تاكنون براي كنترل وحتي ثابت نگهداشتن توليد مواد مخدر در
افغانستان هيچ اقدامي نكرده و حتي آماده پذيرش مسئوليتي در اين زمينه
نيست . برخي معتقدند انگليس مسئول گسترش توليد مواد مخدر در
افغانستان است . حال آنكه حل بحران مواد مخدر در افغانستان تنها
درصورت تلاش مجموعه كشورها به رهبري قدرت اشغالگر در افغانستان ,
امري شدني است . »
د ـ طيف وسيع جنايات جنگي آمريكا و انگليس در عراق در وضعيتي
است كه حتي به اعتراف مقامات رسمي پنتاگون هيچگونه چشم انداز مثبتي
به پايان آنها وجود ندارد. براساس آمار رسمي مراكز تحقيقاتي بهداشت
آمريكا , دستكم 200 هزار تن از مردم عراق در طول دوره 20 ماهه اشغال
عراق كشته شده اند. اگر نسبت تقريبي مجروحين به كشتگان عراقي دو بر
يك باشد , در واقع حدود 400 هزار نفر نيز در اين حوادث مجروح شده اند
كه بسياري از آنها دست يا پا يا چشم خود را از دست داده اند. آمريكا تمامي
قربانيان جنايات خود را طرفداران « ابومصعب زرقاوي » معرفي مي كند كه در
بمباران دقيق محل اختفاي آنها , هدف قرار گرفته اند. اگر اين ادعاي آمريكا
را بپذيريم , در واقع پذيرفته ايم كه ابومصعب زرقاوي توانسته ميليونها
عراقي را به استخدام خود درآورد كه 600 هزار نفر آنها توسط بمبارانهاي
ارتش آمريكا از پا درآمده اند. براي درك دقت و صحت اين ادعاي ارتش
آمريكا لازمست بدانيم كه در ماههاي اخير آمريكا بمباران يك محل تجمع
كه ادعا مي كرد مربوط به نيروهاي زرقاوي است را تاييد كرد ولي بعدا معلوم
شد كه يك مراسم عروسي مورد هدف قرار گرفته و يكصد نفر از جمله داماد
به قتل رسيده اند و يك دست و يك پاي عروس نيز در اثر اين بمباران قطع
شده است . نكته ظريف قضيه اينست كه اگر اين زرقاوي تخيلي وجود داشته
باشد , حتي گروه القاعده و زرقاوي نيز جزو دست پروردگان سازمان
جاسوسي « سيا » محسوب مي شوند.
ناگفته پيداست كه اين كارنامه سياه براي دنياي مسيحيت باعث
شرمساري است . البته ممكن است ملت ها و دولتهاي غربي بگويند كه آنها در
اين جنايات آمريكا و انگليس , نقشي نداشته اند ولي مسئله اينست كه حتي
سكوت در برابر اين جنايات هم بمنزله تاييد تلويحي آن محسوب مي شود.
اگر دنياي مسيحيت بخواهد صادقانه با مسائل برخورد كند , بايستي با
صراحت , مراتب محكوميت جنايات آمريكا و انگليس را اعلام كند و از آن
تبري جويد. اين كمترين انتظار از دنياي مسيحيت در مقطع كنوني است .

|