روزنامه جمهوري اسلامي 03/10/1383 صفحه مقالات

آيت الله كريمي جهرمي :
فرهنگ مهدويت , احياگر آرمان هاي والاي ديني است

چهل حديث مهدوي ـ 1
يلداي پريشاني
آيت الله كريمي جهرمي :
فرهنگ مهدويت , احياگر آرمان هاي والاي ديني است



در طول تاريخ , سنت الهي همواره بر اين بوده كه براي مبارزه باظلم و جور و حفظ جان ولي و فرستاده خود در هر زمان زمينه هايي را براي غيبت اولياي خود فراهم ساخته است . اين غيبت ها آنچنان كه زمينه ساز آموزه ها و بهره برداري هايي در جهت ارتقا فكري ملل و نحل مختلف بوده , مشتمل بر آسيب هاي مختلفي نيز بوده است .
غيبت حضرت ولي عصر(عج ) نيز از جمله اين سنت بزرگ الهي و از معتقدات شيعه است . در شبكه اطلاع رساني « رسا » در گفت وگويي با آيت الله كريمي جهرمي به بررسي اين پديده مهم پرداخته است .
ظرفيت هاي بهره برداري از فرهنگ مهدويت در جهت ارتقا سطح معارف ديني در جامعه كدام است
فرهنگ مهدويت بستر بسيار مهم , مناسب و گسترده اي براي ارتقا سطح معارف ديني در جامعه است , چه آنكه در راستاي اعتقاد به ظهور مصلح بزرگ الهي و آسماني در آخرالزمان و اينكه ايشان جهان را پر از عدل و داد مي نمايد , همه اصول اعتقادي و مايه هاي معارف ديني احيا مي شود و مورد توجه قرار مي گيرد. يعني علاوه بر اعتقاد به وجود پاك شخص مهدي موعود (عج ) ايمان به اتصال او به جهان هاي دور دست و غيب عالم وجود در جان انسان زنده مي شود و يادآور سلسله متصله امامت و رهبري امامان معصوم (ع ) و خاتميت عصمت بوسيله حضرت بقيه الله ارواحنا فداه است . البته رشته رهبري جامعه تا قيامت در سايه وجود امام زمان (عج ) توسط فقها و علما ادامه دارد , اما اينكه امام معصومي بعد از ايشان باشد , اين طور نيست .
وجود مهدي (عج ) روح عدالت خواهي را در جان آدمي نهادينه مي كند. زيرا مهدي موعود(عج ) انساني است كه شاخص ترين خصوصيات او اين است كه « يملاالله به الارض » يا « يملا الارض قسطا و عدلا » و بنابر اين در اينجا مفهوم عالي عدل كه روح حيات و زندگي جوامع است , احيا مي شود و ما داراي جامعه اي عدالت انديش و عدل گستر خواهيم شد.
بنابراين , فرهنگ مهدويت زمينه ساز ايمان به همه اسرار غيب , مطالب عالم ملكوت , احياگر آرمان هاي والاي ديني و حافظ و نگهبان همه ارزش هاي الهي و معنوي است و دليل آن اينكه « يسير بسيره رسول الله » راه پيامبر را پيش مي گيرد. و « اين محي معالم الدين و اهله » احياي معالم و معارف و آثار ديني مي كند ودين را زنده مي نمايد و خلاصه در پرتو ايمان به مهدويت , تمام احكام و معارف الهي در جان آدميان زنده مي شود و اين معناي بلند و پر ارجي است كه در فرازي از دعاي شريف آمده كه : « اللهم عرفني حجتك فانك ان لم تعرفني حجتك ظللت عن ديني » و معناي آن اين است كه عدم عرفان نسبت به حجت بالغه خدا ما را به بيراهه مي كشاند و آثار دين را در وجود انسان از بين مي برد. بنابراين ايمان به مهدويت سرچشمه ورود انسان در افق اعلاي معارف الهي و مقدسات دين و آشنايي با حقايق نوراني آسماني است و امروز كاملا ملموس است كه آناني كه با فرهنگ مهدويت و انتظار زندگي مي كنند , دهه ها مفاهيم عاليه آسماني را با خود حمل مي كنند , غيب و شهود عالم را پذيرفته اند , اعجاز و خرق عادات را قبول دارند , امامت را از منظر عالي مي نگرند و به آينده جهان , نظر خوب و اميدوارانه دارند. در حالي كه ديگران در زير كابوس ياس و بدبيني از پاي در مي آيند. آنان معتقد به اين هستند كه مشيت الهي به اصلاح بشريت تعلق گرفته است و اينكه عدل مطلق در جهان تنفيذ گردد و اينكه آينده روزگار از اهل ايمان است .
غيبت پيشوايان برگزيده خدا , از ديرباز در جوامع مختلف , موضوعي قابل تامل و بررسي است . اولا سابقه تاريخي اين موضوع چيست , ثانيا آسيب ها و آموزه هاي اين پديده كدامند
شيخ صدوق (ره ) در اكمال الدين تصريح بر اين مطلب دارند كه نخستين غيبت از آن حضرت ادريس پيامبر است به طوري كه پيروان او سخت گرفتار شدند و ظالمان زمان , عده اي از آنان را كشتند و باقي را به فقر و ترس و وحشت مبتلا كردند. البته جريان غيبت ايشان بر اساس مقابله با ظلم و جور زمانه بوده است و بعد هم آن بزرگوار ظاهر شدند و زمينه قيام قائم بعد از خود يعني حضرت نوح (ع ) را آماده ساختند.
در كتاب اكمال الدين از امام صادق (ع ) روايت مي شود كه ايشان فرمودند : « ان صالحا غاب عن قومه زمانالله » صالح پيامبر يكي ديگر از انبيايي بود كه مدت زماني از نظر مردم غايب شد و از عبارت حضرت امام صادق (ع ) استفاده مي شود كه اين غيبت طولاني بوده است , زيرا در ذيل اين روايت آمده كه « فلما رجع الي قومه لم يعرفوا بصورته ... » يعني وقتي حضرت صالح (ع ) به سوي قوم خود بازگشت , مردم او را نشناختند و لذا گروهي او را انكار كردند , گروهي ترديد نمودند و گروهي هم ايمان آوردند.
حضرت ابراهيم (ع ) نيز يكي از انبياي الهي است كه داراي غيبت هاي متعددي بوده است . اولين غيبت ايشان در رحم مادر بوده , كه خدا جنين را از طرف جلوي بدن مادر آن حضرت به پشت بدن ايشان منتقل كرد. غيبت بعدي حضرت ابراهيم (ع ) بعد از ولادت ايشان و به دليل احساس خطر براي جان ايشان بوده است . غيبت هاي ديگري نيز براي انبياي ديگر وجود دارد , از جمله غيبت حضرت يوسف (ع ) به مدت بيست سال و غيبت حضرت موسي (ع )
در مورد بخش بعدي سئوال , يعني آسيب هاي اين غيبت ها بايد بگويم از جمله اين آسيب ها وقوع فتنه ها و آشوب ها و فرصت طلبي هاست مانند سامري كه در غيبت چهل روزه حضرت موسي (ع ) و رفتن به كوه طور مردم را به فساد كشيد و عده اي را گمراه كرد و به گوساله پرستي سوق داد و ما امروز در غيبت حضرت ولي عصر(عج ) دچار اين ماجرا مي باشيم و روايات فراواني هم اين مشكل را يادآوري كرده اند و با كمال تاسف اين آسيب ها در غيبت حضرت ولي عصر(عج ) بسيار فراوان است . مانند درست شدن مهدي هاي دروغين , نواب دروغين , كساني كه خود را به امام مهدي (عج ) منتسب مي دانند.
و اما آموزه هاي اين پديده , از جمله آنها مي توان از افزايش تلاش در راه نيل به كمال و تحقق بخشيدن به آرمان هاي آن پيشواي غايب الهي و احساس مسئوليت بيشتر و تعهدافزون تر براي حفظ ايده ها و اهداف آن ولي آسماني سخن گفت . گويي انسان هاي شريف احساس مي كنند كه با نبود ولي خدا و غيبت او رسالت الهي نبايد روي زمين معطل بماند , بلكه بايد اين پرچم را برافراشت و احكام الهي را احيا كرد.
آموزه ديگر اينكه انسان ها در اين ميان ورزيده تر مي شوند زيرا با سختي ها و شدايد روزگار مواجه مي شوند و دست و پنجه نرم مي كنند و نير غيبت ولي برگزيده خدا مهمترين صحنه آزمايش و امتحان اشخاص است و انسان هاي قوي الايمان از افراد ضعيف و سست اراده متمايز مي گردند.
ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست
عاشقي شيوه رندان بلاكش باشد
شكل گيري جريان هاي مسيحي و يهودي , در انتظار منجي , چه تاثيري در زمينه سازي براي ظهور حضرت صاحب الزمان (عج ) دارد تعامل با اين ديدگاه ها و باورها , چگونه انجام پذير مي باشد
روشن است كه طوائف و جوامع اهل ملل كه مليتي دارند و داراي اعتقادات ديني و مذهبي هستند , در انتظار يك انسان برتر و مصلح و فريادرسي هستند. بنابراين يهود و نصاري در كلي اين مطلب با شيعه هم عقيده است .
اكنون اين عقيده در زمينه سازي براي ظهور امام زمان (عج ) داراي تاثيرات زيادي است و از آثار آن اين است كه آنان نيز مانند مسلمانان و شيعيان در انتظارند و به دنبال مصلح و منجي خود مي گردند , هر چند به مقتضاي عقايد خاصه خود آن مصلح و منجي را شخصي غير از بقيه الله (عج ) بدانند اما اين از امر به خاطر خطاي در تطبيق است . آنها اسمي را ذكر مي كنند غير از مهدي منتظر و چهره اي را براي خود ترسيم مي كنند كه از مهدي موعود ارواحنا فداه است , ولي اسامي وتصويرهاي ذهني آلات وابزار و معرفات هستند و نقش علامات را ايفا مي كنند و نظر تمامي آنها روي ذات مقدسي است كه به حقيقت مصلح است و صلاح و اصلاح و نجات بخشي قائم به اوست , يعني حضرت ولي عصر و ناموس دهر امام زمان ارواحنا الفداه .
با اين بيان نه تنها مسلمانان اند كه جوياي مهدي موعودند و به او استغاثه مي كنند و با تمام وجود او را مي خواهند و دل به او مي دهند , بلكه همه جوامع و از جمله يهود و نصاري باتمام وجود , او را صدا مي زنند. بنابراين عالمي به دنبال روز ظهور مهدي موعود و در انتظار اويند.
بايد گفت همواره عرضه ها تابع تقاضاهاست و چنين تقاضاي عام و شاملي كه از دل هر فرد مسلمان و هر شخص معتقد به مبدا و معاد , هر چند كه يهود و نصاري باشد , بر مي خيزد و به طور طبيعي مقتضي ظهور است .
حال اينكه تعامل با اين ديدگاه ها و باورها چگونه است , به نظر مي رسد كه در بخشي از اين ديدگاه ها و باورها زمينه تعامل مساعد است . مثلا راجع به مسيحيتي كه اعتقاد دارند حضرت عيسي (ع ) در آخرالزمان ظهور مي كند , ما مي توانيم بامطرح كردن روايات بسياري كه در زمينه آمدن عيسي (ع ) در آخرالزمان به همراه حضرت مهدي موعود(ع ) وارد شده و بيانگر صميميت بين آن دو بزرگوار و در آخر اقتدا كردن حضرت مسيح (ع ) به وجود پاك مهدي موعود ارواحناالفداه مي باشد. آنان را به خود نزديك كنيم و ايجاد تفاهم بنماييم و با ارائه اعتقاد خودمان به آمدن حضرت مسيح (ع ) و همياري او با امام زمان (عج ) فاصله ها را از ميان برداريم و حداقل حساسيت ها را كم كنيم و آنان را با حضرت ولي عصر عجل الله فرجه آشنا سازيم و با اين زمينه مساعد وبرداشتن فواصل , مي توان تبليغات ظهور مهدي منتظر را به كشورهاي مسيحي نيز سرايت داده و موضوع مهدويت را تثبيت كرد و مقبول جوامع ديگر ساخت .
البته اين تعامل در مورد بعضي از ارباب ملل مشكل و دشوار است . زيرا آنگاه كه آزمان يهود تسخير جهان براي خود باشد و اعتقاد داشته باشد كه يهود بالاخره مالك جهان هستي خواهد شد. راه تعامل و تفاهمي باقي نمي ماند بويژه با روشي كه صهيونيست ها از يهود دارند كه با قتل هاي دسته جمعي و شكنجه هاي ناگفتني و جانكاه مي خواهند به اصطلاح خود به مالكيت جهاني يهود دست بيابند و خلاصه اينكه آنان , آينده جهان را براي جامعه يهود مي دانند و براي رسيدن به اين هدف از هيچ گونه اقدام وقتل و غارت و حتي كشتن كودكان بي گناه هم چشم پوشي نمي كنند و به حسب ظاهر تعامل با آنها آسان به نظر نمي آيد.
با تشكر از وقتي كه در اختيار ما قرار داديد.
منتظران ظهور بايد با آرمانهاي مهدوي ارتباط بيشتري برقرار كرده و با احساس مسئوليت بيشتر و تعهد افزون تر براي حفظ ايده ها و اهداف آن ولي آسماني تلاش كنند.
آنان كه با فرهنگ مهدويت و انتظار زندگي مي كنند. دهها مفاهيم عاليه آسماني را با خود حمل مي كنند.

چهل حديث مهدوي ـ 1


از مجموعه كتاب هايي كه با عنوان اربعين حديث در مورد ساحت مقدس امام عصر عليه السلام چاپ و منتشر شده كتاب « از انتظار تا ديدار » است . اين كتاب شامل چهل حديث پيرامون غيبت تا ظهورامام زمان (عج ) است . نگارنده كتاب سيد جعفر خلخالي و انتشارات « دليل ما » نيز در پائيز سال 1382 (همزمان با ايام مبارك نيمه شعبان 1424 هجري قمري ) آن را در 62 صفحه رقعي همراه با نمايه موضوعي روايات منتشر كرده است .
فهرست بيست و دو منبع (19 ماخذ خاصه و 3 منبع عامه ) در پايان كتاب تحت عنوان فهرست منابع و مآخذ آمده است .
احاديث با ارقام 1 تا 40 شماره گذاري شده است .
ابتدا اصل حديث با اعراب گذاري كامل و سپس ترجمه آن با حروف ريزتر آمده است .
سعي ناشر بر اين بوده كه هر حديث را در صفحه مجزا بياورد. مطالعه چنين احاديثي در ايام سخت غيبت , قلب هاي مومنان را جلا مي دهد. احاديث معصومين عليهم السلام در خصوص ايام غيبت , نشانه اي است بر سختي دينداري در آن ايام و قدم نهادن مومنان در راه سخت دينداري .
اينك به هفدهمين حديث اين مجموعه توجه مي كنيم :
امير مومنان عليه السلام فرمودند :
ان لصاحب الامر غيبه , المتمسك فيها بدينه كالخارط للقتاد بيديه ! فايكم يمسك شوك القتاد بيده (1 )
براي صاحب امر غيبتي هست , كه در آن زمان كسي كه به دين خود چنگ بزند , مانند كسي است كه بخواهد خارهاي گون را با دست بكند و تميز كند! آيا يكي از شما قادر است كه خارهاي گون را با دست بگيرد !
ماخذ :
1 ـ غيبت شيخ طوسي ص 275 ـ بحارالانوار ج 52 ص 111 , 135 ـ الزام الناصب ص 137 ـ بشاره الاسلام ص 126 ـ غيبت نعماني ص 88 ـ منتخب الاثر ص 257 ـ اصول كافي ج 1 , ص 335

يلداي پريشاني


مي آيي اي فرداي يلداي پريشاني
از انتهاي جاده هاي خيس و باراني
با كارواني از گل و لبخند مي آيي
در واپسين انتظاري تلخ و طولاني
اي صبح يلدايي ترين شب هاي تاريخي
آرامش ديروز يك فرداي طوفاني
اينجا غروب عمر انسان بودن است آقا
بازار وحشتزاترين بحران انساني
كي مي رسي اي دادخواه داد مظلومان
تا آدميت را دوباره زنده گرداني
اي انتهاي ظلمت شب هاي بي ايمان
شرقي ترين خورشيد عالمتاب رباني
سرد و خموشم من , براي تو دلم تنگ است
تا كي به زير ابرهاي صبر مي ماني
درد نهان , سر مگو , راز مپرس من
بهتر ز من مي دانم اي آقا كه مي داني
شد سينه آئينه آدينه ام مجروح
اي التيام ندبه هاي صبح عرفاني
باز آي ! اي احساس باران بر كوير كال
اي يوسف گمگشته دلهاي كنعاني
الهام صفائي