علي ارسنجاني
گاهي اوقات اتفاقي بزرگ رخ مي دهد كه برآيند يا ماحصل اتفاقهاي
كوچكتر قبلي است . اين اتفاق بزرگ , ناگهان همه اتفاقات گذشته را برملا
مي كند و چون دمل چركيني كه رفته رفته رشد كرده است , مي تركد و ظاهري
انزجارآور به خود مي گيرد. اكنون كه به واقعه جشنواره تئاتر ايران زمين نگاه
مي كنيم , متوجه مي شويم كه اين مراسم همان اتفاق بزرگ است كه ريشه در
وقايع قبلي دارد و مسئولان و ناظران سالهاي گذشته نيز بايد پاسخگوي
روندي باشند كه در تئاتر ايجاد كردند و بي توجه به نصيحت ناصحان و
هشدار هشياران , به نمايشهايي اجازه اجرا و رسميت دادند كه ديگر نمي شد
نام آنها را تئاتر ناميد. بلكه چندي به نام تئاتر اجرا مي شد و مي شود كه فقط
نام تئاتر را برخود دارد.
در اين اوضاع و احوال , بايد مراقب يك چيز بود , تئاتر! اين هنر مقدس
در حال حاضر مانند بيماري است كه در بخش مراقبت هاي ويژه بستري شده
و هم قلبش و هم مغزش آسيب ديده است . سكته قلبي يا مغزي اين بيمار
محتضر قطعا بدون علل قبلي نبوده است و پزشكان حاذقي اين بيمار را در
زمانهايي كه مي توانست اوضاعي بهتر بيابد , درمان نكردند , بلكه با
توصيه هاي اشتباه و درمانهاي نابجا كار را به جايي رساندند كه كوس
رسوايي اش همه جا زده شد و كار را به جايي رساند كه همان حداقل
توجهات اندك مسوولان نيز تبديل به بدبيني هاو... گرديد.
در اين حيص و بيص مجموعه اي از اخبار و اطلاعات ناخوشايندي هم
به گوش رسيد , تئاتر نصر كه تعطيل شده بود , تئاتر پارس هم تعطيل شد و
مالك اداره تئاتر كه مهم ترين ساختمان تمرين و بازبيني گروه هاي تئاتري
است , حكم تخليه آن را گرفت .
حتي در راديو نيز برنامه اي به نام جمعه ها با تئاتر در تعليق تعطيلي يا
كاهش حجم قرار گرفت و هنوز مشخص نيست كه سرانجام اين برنامه به كجا
بكشد.
چرا اين وقايع رخ داده است تصورات بدبينانه , گردهم آمدن اين همه
معضل و مشكل را برخاسته از تعمد و دست هاي پشت پرده مي داند. به اين
معنا كه عده اي نشسته اند و براي نابودي اين هنر مقدس و مظلوم , نقشه
مي كشند تا آن را هنري بي ريشه , ضددين , رقاصي و... جلوه دهند و نگاه هاي
واقع بينانه , معتقدند كه اين حجم از گرفتاري ها و بدبختي ها حاصل دوره اي
از مديريت ناشايست و ناكارآمد بوده كه جز نوك بيني , نمي ديده و تئاتر را به
سويي هدايت كرده كه جز نام تركستان نمي توان نام ديگري بر آن
نهاد.
هرچند نمي توان تصور بدبينانه اول را ناديده گرفت , اما نگاه واقع بينانه
دوم قابل ارزيابي و تحليل بهتر است .
آن روزها كه بيش از اكنون لازم بود , روزنامه ها , مهمترين ستون هاي نقد
روز و يادداشت خود را به مسايل و معضلاتي كه آرام آرام در تئاتر رخنه
مي كرد , اختصاص دهند , اين كار را نكردند و يا اگر كردند , پي گير آن نبودند.
مديريتي كه طي هشت سال گذشته در تئاتر كشور يكه تازي مي كرد ,
داراي قدرت آشكارو پنهان خارق العاده اي بود كه توانست با لطايف الحيل
منتقدان دلسوز را سر جاي خود بنشاند و در اريكه تئاتر يكه تازي
كند.
پرسشهاي بسياري كه در همان زمان از زبان منتقدان دلسوز مدام
پرسيده مي شد و جوابي به آنها داده نمي شداز اين جمله بود كه : چه
گروه هايي به سفرهاي خارجي مي روند با چه تدابير و با چه حاصل كاري
سفرهاي مدام رئيس وقت مركز هنرهاي نمايشي چه حاصلي براي تئاتر
كشور داشت حضور گروه هاي خارجي در جشنواره هاي داخلي , چه تاثيري
بر تئاتر داشت آيا حاصل همان سفرها و همان فضاي به اصطلاح باز همين
ندانم كاري و افتضاح اهواز نبود
چرا هر بار افتضاحي ( در همين ابعاد ايران زمين و گاه كوچكتر) رخ
مي داد , پيگيري لازم براي جلوگيري از اشتباه بعدي صورت نمي گرفت
آيا اكنون نبايد شك كرد كه همان مديريت اقتدارگراي قبلي , در گوشه اي
نشسته و به اين افتضاحات مي خندد و دلش آرام مي گيرد
بركناري مديركل ارشاد خوزستان و هر مسئول ديگري كه باعث و باني
جريان ايران زمين بوده , نخستين اقدام شايسته وزير فرهنگ و ارشاد است ,
اما در سالهاي گذشته چرا هنگام افتضاحات مديران زيردست , اين
بركناري ها به سرعت صورت نمي گرفت كه كار به اينجا نكشد
مگر در همان زمانها , در صفحات برخي روزنامه ها , پرده از ناشايستي ها
و ندانم كاري هاي مسوول وقت تئاتر برداشته نمي شد اين واقعيت را بايد
قبول كرد كه تئاتر رشد كمي فراواني داشته است , تعداد دانشجويان , فارغ
التحصيلان و علاقمندان اين هنر بسيار چشمگير شده است .اما متاسفانه
امكاناتش رشد نكرده و هدايت صحيحي برآن اعمال نشده است . چه كسي
بايد اين هدايتگري را انجام مي داد آيا طي سالهاي گذشته اين هدايتگري
انجام شد به طور قطع و يقين , پاسخ اين سوال منفي است .
اگر قرار بر پاسخگويي باشد (كه بهتر است باشد) بايد مديريت قبلي
تئاتر راهم به استيضاح كشاند و فهميد كه چه كساني حامي و پشتيبان او
بوده اند تا هر طرز فكر و اقدام غلطي را به شيوه اي ديكتاتور گونه در صحنه
تئاتر پياده كند و اين هنر را به استهجان بكشاند.
احتمالا مديريت قبلي , اكنون در جاي ديگري در حال عملي كردن
ايده هاي خود است و قطعا همان ايده هاي خود در بخش تئاتر را به ساير
بخش ها تسري خواهد داد.
اينها همه را نوشتيم كه به فكر تئاتر باشيم و ازاين هنر مراقبت ويژه
كنيم . براي انجام اين مراقبت شناخت هم لازم است و نيز در صورت
بازخواست , بايد افراد قبلي نيز پاسخگو باشند.
سخن آخر نيز با نمايندگان محترم مجلس است كه هنرمندان ,
تحصيلكردگان و علاقمندان به تئاتر نيز موكلان شما هستند. بايد از حقوق
ايشان نيز دفاع كرد. بيشتر اين تئاتري ها همان ها هستند. كه اوقات فراغت
بسياري از ايرانيان را در صدا و سيما پر كرده و بسياري اوقات , نكات بديع و
درخشان آموزشي و تربيتي را در اختيار نسل جوان مي گذارند. بنابر اين بايد
براي اين افراد هدايتگران شايسته اي را انتخاب كرد كه اين خيل عظيم را به
بيراهه نكشانند.
اين حجم از گرفتاري ها و بدبختي ها حاصل دوره اي از
مديريت ناشايست و ناكار آمد بوده كه جز نوك بيني نمي ديده و
تئاتر را به سويي هدايت كرده كه جز نام تركستان نمي توان بر
آن نهاد.
چرا هر بار افتضاحي (در همين ابعاد ايران زمين و گاه
كوچكتر) رخ مي داد , پيگيري لازم براي جلوگيري از اشتباه
بعدي صورت نمي گرفت

|
بعضي از اشعار بصورت « بمب » درآمده است
|
خبرگزاري جمهوري اسلامي : حميد سبزواري شاعر معاصر ايران گفت :
اشعار برخي ها به دليل جويدن تفاله هاي انديشه غربيان , به صورت « بمب »
درآمده است .
وي در شهركرد با انتقاد از برخي ترجمه هاي صورت گرفته در حوزه ادبيات
گفت : شعر براي برخي ها , « دكان » شده است . وي خاطرنشان كرد : برخي ها در
گذشته به وسيله هنر مي خواستند , نسل جوان را به انحطاط بكشانند , ولي به
دليل استقبال نكردن جوانان از تفكرات اين عده , آنها راهي جز حذف از صحنه
فرهنگ و هنر ايران پيدا نكردند.
وي همچنين گفت : شاعران نبايد از گفتن حق هيچ واهمه داشته باشند و
سبك قديم و جديد شعري بايد بيانگر گفتمان حقانيت انسان
باشد.
سبزواري گفت : مقصود از شعر گفتن فقط بيان و ابزار حق و حقانيت به مردم
است , اگرچه در قالب كلاسيك , نيمايي و يا نو باشد. وي در ادامه اظهار داشت :
چيزي كه امروز جامعه نياز دارد و شاعران بايد به آن بپردازند , توجه به انسانيت
و بشر دوستي است .
سبزواري تصريح كرد , شعر بايد قدرت به حركت درآوردن مردم را براي
تثبت ارزشها و حقانيت ارزشها در جامعه داشته باشد.
وي گفت : شعر ايران برخاسته از تفكر اسلامي است و بايد در اشعار جوانان
كشور به اين امر توجه خاص شود. سبزواري افزود : باور مردم ايران نشات گرفته
از مكتب اسلامي است و شاعران موظفند آن را به نسل آينده منتقل كنند.
اين شاعر سالهاي دفاع مقدس گفت : بايد به سرمايه اصلي و اعتقادي كشور
نگاه عمقي داشت و آن را در جامعه توسط ادبيات و هنرهاي ديگر گسترش داد.
« حميد سبزواري » براي قرائت شعر در هشتمين يادواره شهداي دانشجوي
دانشگاه شهركرد در چند روز اخير به استان چهارمحال و بختياري سفر كرده بود.

| |